خرید به انگلیسی (مکالمه و کلمات کاربردی)
خرید یکی از موقعیتهای روزمرهای است که دانستن کلمات و جملههای انگلیسی آن، هم در سفر و هم در خرید آنلاین به کارتان میآید. در مسیر آموزش زبان انگلیسی، فقط حفظ کردن کلمهی buy کافی نیست؛ باید بدانید چطور قیمت بپرسید، تخفیف بگیرید، پرداخت کنید یا کالایی را مرجوع کنید. در این مقاله، مهمترین کلمات، اصطلاحات و جملههای کاربردی خرید به انگلیسی را با مثالهای واقعی یاد میگیریم.
پادکست آموزش خرید کردن در انگلیسی
خرید به انگلیسی چی میشود؟
برای گفتن «خرید» یا «خریدن» در انگلیسی فقط یک کلمه وجود ندارد. بسته به جمله، موقعیت و رسمی یا غیررسمی بودن فضا، میتوان از کلمات مختلفی مثل buy، shop، shopping، purchase و حتی get استفاده کرد. در این بخش علاوه بر ترجمه فارسی و تلفظ خود کلمه، هر یک از کلمات را در جملات مثال واقعی نیز به کار میبریم تا با کاربرد معادلهای خرید به انگلیسی آشنا شوید.
buy
خریدن – از buy وقتی استفاده میکنیم که درباره خریدن یک چیز مشخص حرف میزنیم.
I need to buy a new bag.
باید یک کیف جدید بخرم.
shop
خرید کردن – shop بیشتر به معنی خرید کردن، گشتن در فروشگاهها یا دنبال خرید چیزی بودن است.
We usually shop at this supermarket.
ما معمولا از این سوپرمارکت خرید میکنیم.
shopping
خرید – هم میتواند به خود عمل خرید کردن اشاره کند، هم به خریدهایی که انجام میدهیم
I have to do some shopping after work.
بعد از کار باید کمی خرید کنم.
purchase
خریدن – رسمیتر از buy است و بیشتر در متنهای اداری، تجاری، فروشگاهی یا آنلاین دیده میشود
You can purchase tickets online.
میتوانید بلیتها را آنلاین خریداری کنید.
get
گرفتن – در این حالت، get معنی «خریدن» میدهد، اما طبیعیتر و محاورهایتر است
I got a new phone last week.
هفته پیش یک گوشی جدید خریدم.
pick up
خریدن – وقتی استفاده میشود که چیزی را سریع از فروشگاه میخریم یا در مسیر، چیزی را برمیداریم
Can you pick up some bread on your way home?
میتوانی در مسیر برگشت به خانه کمی نان بخری؟
go shopping
خریدرفتن
We’re going shopping this afternoon.
امروز بعدازظهر میرویم خرید.
نکته: عبارت go to shopping اشتباه است. شکل درست آن go shopping است.
do the shopping
خریدها را انجام دادن – بیشتر برای خریدهای روزمره خانه، مثل خرید مواد غذایی، استفاده میشود
My dad usually does the shopping on Fridays.
پدرم معمولا جمعهها خرید خانه را انجام میدهد.
shop for something
خریدن – وقتی استفاده میکنیم که دنبال خرید چیز خاصی هستیم
I’m shopping for a new laptop.
دنبال خرید یک لپتاپ جدیدم.
buy something for someone
چیزی برای کسی خریدن
I bought a gift for my sister.
برای خواهرم یک هدیه خریدم.
spend money on something
پول خرج چیزی کردن
I don’t want to spend too much money on clothes.
نمیخواهم زیادی پول خرج لباس کنم.
order something online
چیزی را آنلاین سفارش دادن
I ordered these shoes online.
این کفشها را آنلاین سفارش دادم.
کلمات پایه خرید به انگلیسی
در این بخش با مهمترین کلمات مربوط به خرید به انگلیسی آشنا میشویم؛ کلماتی که هم در فروشگاه، هم در خرید آنلاین، هم در مکالمههای روزمره کاربرد دارند. این کلمات خود محصولات، جزئیات مربوط به آنها، قیمتها، رسید و … را در بر میگیرند.
item
کالا / محصول / آیتم
This item is not on sale.
این کالا تخفیف ندارد.
product
محصول
This product is very popular.
این محصول خیلی محبوب است.
goods
کالاها
The store sells imported goods.
این فروشگاه کالاهای وارداتی میفروشد.
brand
برند
What brand is your jacket?
ژآکتت/کتت چه برندیست؟
model
مدل
Do you have this model in black?
مشکیِ این مدل را دارید؟
quality
کیفیت
The quality is better than I expected.
کیفیتش بهتر از چیزیست که انتظار داشتم.
price
قیمت
The price is too high.
قیمتش زیادی بالاست.
price tag
برچسب قیمت
I can’t find the price tag.
نمیتوانم برچسب قیمت را پیدا کنم.
cost
هزینه
What’s the total cost?
مجموع هزینه چقدر است؟
total
مجموع
Your total is forty dollars.
مجموع خرید شما چهل دلار است.
budget
بودجه
My budget is around $100.
بودجه من حدود ۱۰۰ دلار است.
size
سایز / اندازه
What size do you need?
چه سایزی نیاز دارید؟
color
رنگ (در انگلیسی بریتیش به شکل colour نوشته میشود)
Do you have this in another color?
این را در رنگ دیگری دارید؟
style
سبک
I like the style, but not the color.
از مدلش خوشم میآید، اما رنگش را دوست ندارم.
fit
فیت بودن / اندازه بودن
These jeans fit me perfectly.
این شلوار جین کاملا اندازه من است.
customer
مشتری
The customer asked for a refund.
مشتری درخواست استرداد وجه کرد.
salesperson
فروشنده
The salesperson was very helpful.
فروشنده خیلی کمککننده بود.
shop assistant
دستیار فروش / فروشنده (بیشتر در انگلیسی بریتیش برای «فروشنده» به کار میرود)
I asked the shop assistant for a larger size.
از فروشنده سایز بزرگتری خواستم.
cashier
صندوقدار
Please pay at the cashier.
لطفا دم صندوق (پیش صندوقدار) پرداخت کنید.
manager
مدیر
Can I speak to the manager?
میتوانم با مدیر صحبت کنم؟
basket
سبد
I put the apples in my basket.
سیبها را در سبدم گذاشتم.
cart
سبد خرید چرخدار (در انگلیسی امریکایی)
Your cart is almost full.
سبد خریدت تقریبا پر است.
trolley
سبد خرید چرخدار (در انگلیسی بریتیش)
She pushed the trolley down the aisle.
او چرخ خرید را در راهروی فروشگاه هل داد.
checkout
صندوق
There was a long line at the checkout.
صف صندوق طولانی بود.
counter
پیشخوان / کانتر
You can pick up your order at the counter.
میتوانید سفارشتان را دم پیشخوان تحویل بگیرید.
receipt
رسید
Could I get a receipt, please?
میتوانم رسید بگیرم، لطفا؟
invoice
فاکتور – بیشتر در خریدهای رسمی، کاری یا شرکتی استفاده میشود
The company sent us an invoice.
شرکت برای ما یک فاکتور فرستاد.
bill
صورتحساب
Can we have the bill, please?
میتوانیم صورتحساب را داشته باشیم، لطفا؟
انواع فروشگاه ها به انگلیسی
در خرید به انگلیسی، شناختن نام فروشگاهها به انگلیسی بسیار کاربردیست، هم در سفر و هم در مکالمه روزمره. در این بخش با معنی و کاربرد کلی آنها آشنا میشویم و هر یک از انواع فروشگاه را در یک مثال واقعی و مکالمهای میبینیم. مهمترین نکته این است که تنها در صورتی میتوانید محصول مورد نظرتان را پیدا کنید که بدانید باید به کدام فروشگاه مراجعه کنید و بتوانید در این مورد صحبت کنید.

supermarket
سوپرمارکت
I need to stop by the supermarket.
باید سری به سوپرمارکت بزنم.
grocery store
خواربارفروشی
There’s a grocery store near my apartment.
نزدیک آپارتمانم یک خواربارفروشی هست.
convenience store
بقالی/سوپرمارکت کوچک که معمولا تا دیروقت (اکثرا ۲۴ ساعته) باز است
I bought some water from a convenience store.
از یک بقالی کمی آب خریدم.
department store
فروشگاه بزرگ چندمنظوره
They sell clothes and home goods at that department store.
در آن فروشگاه چندمنظوره لباس و لوازم خانه میفروشند.
shopping mall
پاساژ
We spent the afternoon at the shopping mall.
بعدازظهر را در پاساژ گذراندیم.
shopping center
مرکز خرید
There’s a new shopping center outside the city.
بیرون شهر یک مرکز خرید جدید هست.
market
بازار
We bought fresh fruit at the market.
از بازار میوه تازه خریدیم.
outlet
محل عرضه مستقیم (از کارخانه و …)
I found these shoes at an outlet.
این کفشها را در یک فروشگاه اوتلت (عرضه مستقیم از تولیدی) پیدا کردم.
clothing store
پوشاکفروشی
She works at a clothing store.
او در یک پوشاکفروشی کار میکند.
clothes shop
لباسفروشی
I saw a nice coat in that clothes shop.
در آن لباسفروشی یک پالتوی قشنگ دیدم.
shoe store
کفشفروشی
Let’s go to the shoe store first.
اول برویم کفشفروشی.
jewelry store
جواهرفروشی
He bought a ring from a jewelry store.
او از یک جواهرفروشی انگشتر خرید.
cosmetics store
فروشگاه لوازم آرایشی
She bought lipstick from a cosmetics store.
او از یک فروشگاه لوازم آرایشی رژ لب خرید.
boutique
بوتیک (معمولا شیک و برای اجناس خاص)
This boutique sells handmade dresses.
این بوتیک لباسهای دوخت دست میفروشد.
bakery
نانوایی
I bought fresh bread from the bakery.
از نانوایی نان تازه خریدم.
butcher’s
قصابی
I got some beef from the butcher’s.
از قصابی کمی گوشت گاو خریدم.
fishmonger’s
ماهیفروشی
The fishmonger’s is closed today.
ماهیفروشی امروز بسته است.
greengrocer’s
میوهفروشی
I bought tomatoes from the greengrocer’s.
از میوهفروشی چندتا گوجه خریدم.
deli
اغذیهفروشی – فروشگاهی برای خرید غذاهای آماده، ساندویچ، پنیر، گوشت سرد و خوراکیهای خاص
I picked up a sandwich from the deli.
از اغذیهفروشی یک ساندویچ خریدم.
candy store
آبنباتفروشی
The kids love that candy store.
بچهها آن آبنباتفروشی را خیلی دوست دارند.
sweet shop
شیرینیفروشی (بیشتر در انگلیسی بریتیش)
We stopped at a sweet shop after school.
بعد از مدرسه جلوی یک شیرینیفروشی توقف کردیم.
furniture store
مبلفروشی / فروشگاه مبلمان و لوازم منزل
We need to visit a furniture store this weekend.
این آخر هفته باید به یک مبلفروشی سر بزنیم.
home goods store
فروشگاه لوازم خانه
I bought some candles from a home goods store.
از یک فروشگاه لوازم خانه چند شمع خریدم.
kitchenware store
فروشگاه لوازم آشپزخانه
This kitchenware store has great pans.
این فروشگاه لوازم آشپزخانه ماهیتابههای خوبی دارد.
appliance store
فروشگاه لوازم خانگی (برای خرید وسایل برقی خانه مثل یخچال، ماشین لباسشویی و گاز)
We bought our fridge from an appliance store.
یخچالمان را از یک فروشگاه لوازم خانگی خریدیم.
hardware store
ابزارفروشی
I need to buy a hammer from the hardware store.
باید از ابزارفروشی یک چکش بخرم.
bookstore
کتابفروشی
I found this novel at a bookstore.
این رمان را در یک کتابفروشی پیدا کردم.
bookshop
کتابفروشی (در انگلیسی بریتانیایی رایجتر است)
There’s a small bookshop on this street.
در این خیابان یک کتابفروشی کوچک هست.
stationery store
لوازمالتحریرفروشی
I bought a notebook from the stationery store.
از فروشگاه لوازمالتحریر یک دفتر خریدم.
electronics store
فروشگاه لوازم الکترونیکی (گوشی، لپتاپ، هدفون و …)
I’m going to the electronics store to buy headphones.
میروم فروشگاه لوازم الکترونیکی تا هدفون بخرم.
pharmacy
داروخانه
I need to pick up some medicine from the pharmacy.
باید از داروخانه کمی دارو بگیرم.
drugstore
داروخانه – در انگلیسی آمریکایی، drugstore به داروخانه یا فروشگاهی گفته میشود که دارو، محصولات بهداشتی و گاهی کالاهای روزمره میفروشد
You can buy shampoo at the drugstore.
میتوانی از داروخانه شامپو بخری.
toy store
اسباببازیفروشی
We bought a puzzle from the toy store.
از اسباببازیفروشی یک پازل خریدیم.
pet shop
پتشاپ
I bought cat food from the pet shop.
از پتشاپ غذای گربه خریدم.
flower shop
گلفروشی
He bought roses from a flower shop.
او از یک گلفروشی رز خرید.
خرید لباس به انگلیسی
خرید لباس یکی از رایجترین موقعیتهای خرید ابه انگلیسی است. مهم است که بتوانید راجع به سایز، رنگ، پرو کردن لباس و موارد مشابه صحبت کنید و برای این کار، هر کلمه در این بخش از مقاله به همراه جمله مثال، معنا و تلفظ صوتی آمده تا بتوانید از آنها در خرید به انگلیسی استفاده کنید.
buy clothes
لباس خریدن
I need to buy some clothes for winter.
باید برای زمستان چند دست لباس بخرم.
shop for clothes
خرید لباس رفتن
We’re shopping for clothes today.
امروز داریم میرویم خرید لباس.
clothes shopping
خریدن لباس
I don’t really enjoy clothes shopping.
من خیلی از خرید لباس لذت نمیبرم.
try on
پرو کردن
Can I try this jacket on?
میتوانم این ژاکت/کت را پرو کنم؟
fitting room
اتاق پرو
Where are the fitting rooms?
اتاقهای پرو کجاست؟
changing room
رختکن / اتاق پرو (بیشتر در انگلیسی بریتانیایی)
The changing room is over there.
اتاق پرو آنجاست.
tight
تنگ
These pants are too tight.
این شلوار زیادی تنگ است.
loose
گشاد
This shirt is a bit loose.
این پیراهن کمی گشاد است.
fit
فیت بودن / اندازه بودن
This dress fits me well.
این لباس درست اندازه من است.
size up
سایز بزرگتری خریدن/گرفتن
You might need to size up.
شاید لازم باشد سایز بزرگتری بگیری.
size down
سایز کوچکتری گرفتن
I think I should size down.
فکر کنم باید سایز کوچکتری بردارم.
خرید مواد غذایی به انگلیسی
برای خرید مواد غذایی، معمولا از عبارتهای grocery shopping و shop for groceries استفاده میشود. در اینجا اصلیترین خوراکیهایی را که در خرید به انگلیسی نیازتان میشود را میشناسید و هر یک را در جمله مرتبط با خودش میبینید.
grocery shopping
خرید مواد غذایی و وسایل روزمره خانه
We do our grocery shopping on Sundays.
ما یکشنبهها خرید مواد غذایی خانه را انجام میدهیم.
groceries
خواربار – مواد غذایی و اقلام روزمرهای که از سوپرمارکت میخریم
I need to buy some groceries.
باید کمی خواربار بخرم.
shop for groceries
خواربار خریدن
She’s shopping for groceries right now.
او الان دارد مواد غذایی میخرد.
fresh produce
میوه و سبزیجات تازه
This store has great fresh produce.
این فروشگاه میوه و سبزیجات تازه خوبی دارد.
meat
گوشت
I need some meat for dinner.
برای شام کمی گوشت لازم دارم.
bread
نان
Can you buy some bread?
میتوانی کمی نان بخری؟
dairy
لبنیات
The dairy section is at the back of the store.
بخش لبنیات انتهای فروشگاه است.
frozen food
منجمد
I bought some frozen food for the week.
برای هفته کمی غذای منجمد خریدم.
جملات کاربردی خرید به انگلیسی در فروشگاه
در این بخش، جملههایی را یاد میگیریم که واقعا در فروشگاه و خرید به انگلیسی استفاده میشوند. این جملهها برای صحبت با فروشنده، پرسیدن قیمت، انتخاب کالا و تصمیمگیری موقع خرید کاربرد دارند. توصیه میکنیم هر جمله را چندین بار با صدای بلند و طبق تلفظ صوتی ارائه شده تمرین کنید تا روی آن مسلط شوید.
I’m just looking, thanks.
فقط دارم نگاه میکنم، ممنون.
I’m looking for a black jacket.
دنبال یک کت/ژاکت مشکی هستم.
Do you have this in blue?
این را به رنگ آبی دارید؟
Do you have this in stock?
این را موجود دارید؟
How much is this?
این چند است؟
How much are these?
اینها چند هستند؟
Is this on sale?
آیا این تخفیف دارد؟
Do you have any other colors?
رنگهای دیگری دارید؟
Do you have this in a smaller size?
این را در سایز کوچکتر دارید؟
Do you have this in a larger size?
این را در سایز بزرگتر دارید؟
Can I try this on?
میتوانم این را پرو کنم؟
I’ll take it.
برش میدارم. / میخرمش.
I’ll take these.
برشان میدارم. / میخرمشان.
I think I’ll leave it.
فکر میکنم نخرمش.
Could you help me find the dairy section?
میتوانید کمکم کنید بخش لبنیات را پیدا کنم؟
پرداخت به انگلیسی
در فرآیند خرید به انگلیسی، بعد از انتخاب کالا، باید بتوانید درباره پرداخت، رسید و روش پرداخت صحبت کنید. این بخش مخصوص جملهها و کلمات مربوط به صندوق و پرداخت است و راجع به پول نقد و کارت و انواع پرداخت و … صحبت میکند.
cash
پول نقد
I’d like to pay in cash.
مایلم نقد پرداخت کنم.
card
کارت
Can I pay by card?
میتوانم با کارت پرداخت کنم؟
credit card
کارت اعتباری
I paid with my credit card.
با کارت اعتباریام پرداخت کردم.
debit card
کارت بانکی
Do you accept debit cards?
کارت بانکی قبول میکنید؟
contactless payment
پرداخت بدون تماس
This store accepts contactless payment.
این فروشگاه پرداخت تماسی قبول میکند.
payment
پرداخت
Your payment was successful.
پرداخت شما موفق بود.
payment method
روش پرداخت
Please choose a payment method.
لطفا یک روش پرداخت انتخاب کنید.
receipt
رسید
Would you like a receipt?
رسید میخواهید؟
gift card
کارت هدیه
I used a gift card to buy this.
برای خرید این از کارت هدیه استفاده کردم.
coupon
کوپن
I have a coupon for this store.
برای این فروشگاه کوپن دارم.
voucher
کوپن – به معنی کوپن یا اعتبار خرید است، مخصوصا در انگلیسی بریتانیایی
She gave me a shopping voucher.
او به من یک کوپن خرید داد.
promo code
کد تخفیف
Enter your promo code at checkout.
کد تخفیف خود را در مرحله پرداخت وارد کنید.
تخفیف و حراج به انگلیسی
تخفیف، حراج و قیمت مناسب در خرید به انگلیسی اهمیت بسیار زیادی دارند. در این بخش به شکل کامل کلمات مرتبط با تخفیف و حراج به انگلیسی را در مثالهای واقعی میبینیم و یاد میگیریم که چطور راجع به تخفیف اجناس و قیمتهای مخلتلف در خرید به انگلیسی صحبت کنیم.

discount
تخفیف
Can I get a discount?
میتوانم تخفیف بگیرم؟
sale
حراج
This store is having a big sale.
این فروشگاه حراج بزرگی دارد.
deal
معامله
That’s a great deal.
خرید خیلی خوبیست (به صرفه است).
bargain
خرید خوب (دارای ارزش بالا نسبت به قیمت)
This jacket was a real bargain.
این ژاکت واقعا خرید خوبی بود.
offer
پیشنهاد / آفر
They have a special offer on laptops.
آنها روی لپتاپها پیشنهاد ویژه دارند.
clearance sale
حراج تصفیه – حراجی که برای رد کردن کالاهای باقی مانده انجام میگیرد
I bought these shoes in a clearance sale.
این کفشها را در حراج تصفیه خریدم.
flash sale
حراج فوری
The website has a flash sale tonight.
این سایت امشب حراج فوری دارد.
Black Friday
جمعه سیاه / بلک فرایدی
I’m waiting for Black Friday to buy a laptop.
منتظر جمعه سیاه هستم تا لپتاپ بخرم.
Cyber Monday
دوشنبه آنلاین – روز تخفیفهای آنلاین بعد از Black Friday.
Many online stores offer discounts on Cyber Monday.
خیلی از فروشگاههای آنلاین در دوشنبه آنلاین تخفیف میدهند.
Is there any discount?
آیا تخفیفی هست؟ / آیا تخفیفی وجود دارد؟
Is there any discount on this bag?
روی این کیف تخفیف هست؟
Can you do a better price?
میتوانید قیمت بهتری بدهید؟
Can you do a better price if I buy two?
اگر دو تا بخرم میتوانید قیمت بهتری بدهید؟
Is this the best price you can offer?
آیا این بهترین قیمتیست که میتوانید پیشنهاد بدهید؟
چانه زدن و مذاکره در خرید به انگلیسی
در بعضی موقعیتها، مثل خرید از بازار، خرید عمده، خرید خودرو یا حتی املاک، ممکن است لازم باشد درباره قیمت مذاکره کنید. حداقل مواردی که باید در خرید به انگلیسی برای چانه زدن و مذاکره بلد باشید را در اینجا میآوریم تا بتوانید از آنها در جملاتتان استفاده کنید.
bargain
چانه زدن
You can bargain at this market.
در این بازار میتوانی چانه بزنی.
haggle
چک و چانه زدن (کمی محاورهایتر است)
I don’t like haggling over prices.
چک و چانه زدن سر قیمتها را دوست ندارم.
negotiate
مذاکره کردن
We negotiated the price before buying the house.
قبل از خرید خانه درباره قیمت مذاکره کردیم.
negotiate the price
مداکره کردن راجع به قیمت
Can we negotiate the price?
میتوانیم راجع به قیمت مذاکره کنیم؟
lower the price
پایین آوردن قیمت
Could you lower the price a little?
میتوانید کمی قیمت را پایین بیاورید؟
too expensive
زیادی گران
This is too expensive for me.
این برای من زیادی گران است.
more than I wanted to spend
بیشتر از چیزی که میخواستم خرج کنم
That’s more than I wanted to spend.
بیش از چیزی است که میخواستم خرج کنم.
خرید آنلاین به انگلیسی
خرید اینترنتی بخش مهمی از زندگی روزمره شده است و بخش مهمی از خرید به انگلیسی نیز به شمار میآید. برای خرید آنلاین، باید کلمات مربوط به سفارش، پرداخت، ارسال، پیگیری و مرجوعی را بلد باشیم.
online shopping
خرید آنلاین
Online shopping is very convenient.
خرید آنلاین خیلی راحت است.
website
سایت
I ordered it from their website.
آن را از سایتشان سفارش دادم.
app
اپلیکیشن
I bought the ticket through the app.
بلیت را از طریق اپلیکیشن خریدم.
add to cart
افزودن به سبد خرید
Add the item to your cart first.
اول آیتم را به سبد خریدتان اضافه کنید.
cart
سبد خرید
There are three items in my cart.
سه آیتم در سبد خریدم وجود دارد.
checkout
پرداخت
You can enter the promo code at checkout.
میتوانید کد تخفیف را در مرحله پرداخت وارد کنید.
place an order
سفارش دادن
I placed an order last night.
دیشب یک سفارش ثبت کردم.
order
سفارش
Your order has been confirmed.
سفارش شما تایید شده است.
shipping
ارسال
Shipping is free on orders over $50.
ارسال برای سفارشهای بالای ۵۰ دلار رایگان است.
delivery
تحویل
The delivery took three days.
تحویل سه روز طول کشید.
tracking number
کد رهگیری
They sent me a tracking number.
آنها برایم یک کد رهگیری فرستادند.
order status
وضعیت سفارش
You can check your order status online.
میتوانید وضعیت سفارشتان را آنلاین بررسی کنید.
in transit
در مسیر ارسال
My package is still in transit.
بسته من هنوز در مسیر ارسال است.
out for delivery
در حال تحویل (یعنی بهزودی تحویل داده میشود)
Your package is out for delivery.
بسته شما در حال تحویل است.
delivered
تحویلشده
The order was delivered this morning.
سفارش امروز صبح تحویل داده شد.
cancel an order
لغو کردن سفارش
I need to cancel my order.
باید سفارشم را کنسل کنم.
return an item
مرجوع کردن یک کالا
I want to return this item.
میخواهم این آیتم را مرجوع کنم.
مرجوع کردن، تعویض و پس گرفتن پول به انگلیسی
وقتی صحبت از آموزش زبان انگلیسی به شکل درست باشد، هر مبحث باید کامل آموزش داده شود و مرجوعی و تعویض نیز بخشی جدانشدنی از خرید به انگلیسی هستند. گاهی بعد از خرید، کالا اندازه نیست، خراب است یا با چیزی که سفارش دادهایم فرق دارد. در این موقعیتها باید بتوانیم درباره مرجوعی، تعویض و بازپرداخت صحبت کنیم.
return
پس دادن / مرجوع کردن
I’d like to return this shirt.
میخواهم این پیراهن را پس بدهم.
exchange
تعویض کردن
Can I exchange this for a larger size?
میتوانم این را با سایز بزرگتر عوض کنم؟
refund
بازگشت پول / پس گرفتن پول
Can I get a refund?
میتوانم پولم را پس بگیرم؟
warranty
گارانتی
Does this phone come with a warranty?
این گوشی گارانتی دارد؟
return policy
شرایط مرجوعی
What’s your return policy?
شرایط مرجوعی شما چیست؟
damaged
آسیبدیده
The box arrived damaged.
جعبه آسیبدیده رسید.
defective
معیوب
This product is defective.
این محصول معیوب است.
It doesn’t work.
کار نمیکند. / خراب است.
I bought this charger yesterday, but it doesn’t work.
دیروز این شارژر را خریدم، اما کار نمیکند.
There’s something wrong with it.
یک مشکلی دارد.
There’s something wrong with this speaker.
این اسپیکر یک مشکلی دارد.
I’d like to return this.
مایلم این را برگردانم.
I’d like to return this, please.
مایلم این را پس بدهم، لطفا.
I’d like to exchange this.
مایلم این را تعویض کنم.
I’d like to exchange this for a different color.
مایلم این را با رنگ دیگری تعویض کنم.
شکایت در خرید به انگلیسی
اگر در خرید مشکلی پیش بیاید، بهتر است با جملههای مودبانه و دقیق مشکل را توضیح بدهید. جملات و کلماتی که برای شکایت در خرید به انگلیسی در این بخش یاد میگیرید، برای خرید حضوری و آنلاین کاربرد دارد. اهمیت زیادی دارد که در زمان اعتراض به خرید به انگلیسی، به شکل کاملا دقیق و درست مشکل پیش آمده را توضیح دهید تا به شکل درستی به آن رسیدی شود.

complaint
شکایت / شِکوه / اعتراض
I’d like to make a complaint.
میخواهم اعتراضی بکنم.
issue
مشکل / مسئله
There’s an issue with my order.
مشکلی در سفارشم وجود دارد.
problem
مشکل
I have a problem with this item.
با این کالا مشکل دارم.
wrong item
کالای اشتباه
You sent me the wrong item.
کالای اشتباهی برای من فرستادید.
missing item
کالای جاافتاده (کالایی که ارسال نشده)
One item is missing from my order.
یک کالا از سفارش من جا افتاده است.
late delivery
ارسال با تاخیر
I’m calling about a late delivery.
درباره تاخیر در تحویل تماس میگیرم.
overcharge
گران حساب کردن / بیش از حد پول گرفتن
I think I was overcharged.
فکر میکنم بیشتر از مبلغ درست از من پول گرفته شد.
charge twice
دوبار پول گرفتن / دو بار حساب کردن
I was charged twice for the same order.
برای یک سفارش، دو بار از من پول کم شده است.
This isn’t what I ordered.
این چیزی نیست که من سفارش دادم.
This isn’t what I ordered. I ordered the blue one.
این چیزی نیست که من سفارش دادم. من آبیاش را سفارش دادم.
I’m afraid there’s a problem with my order.
متاسفانه مشکلی در سفارش من وجود دارد.
اصطلاحات رایج خرید به انگلیسی
در انگلیسی، برای صحبت درباره خرید فقط از کلمات ساده استفاده نمیشود. اصطلاحات زیادی وجود دارد که در مکالمه روزمره بسیار طبیعی و Native-like هستند. در این بخش از درس خرید به انگلیسی این اصطلاحات را به همراه جمله به شما یاد میدهیم.
window shopping
ویترینگردی کردن / همینطوری تماشا کردن و چیزی نخریدن
We went window shopping downtown.
رفتیم ویترینگردی در مرکز شهر.
shopping spree
خرید زیاد کردن / خرید شدتی سرعتی
She went on a shopping spree after getting paid.
او بعد از گرفتن دستمزدش رفت خرید شدتی سرعتی.
impulse buying
خرید لحظهای / خرید احساسی / خرید تکانهای / خرید بیفکر
Impulse buying can ruin your budget.
خرید بیفکر میتوانت بودجهات را نابود کند.
retail therapy
خریددرمانی
I know retail therapy isn’t a real solution, but it helps sometimes.
میدانم خریددرمانی راهحل واقعی نیست، اما گاهی کمک میکند.
shop around
بررسی و مقایسه کردن گزینههای خرید
You should shop around before buying a car.
قبل از خرید ماشین باید گزینههای مختلف را بررسی کنی.
a good deal
خرید خوب
This laptop was a good deal.
این لپتاپ خرید خوبی بود.
a rip-off
گرانفروشی
Ten dollars for a coffee? That’s a rip-off.
ده دلار برای یک قهوه؟ این واقعا گرانفروشی است.
sold out
تمام شده / کامل فروخته شده
The tickets are sold out.
بلیتها تمام شدهاند.
out of stock
ناموجود
This item is currently out of stock.
این کالا در حال حاضر ناموجود است.
back in stock
دوباره موجود شده
The black shoes are back in stock.
کفشهای سیاه دوباره موجود شدهاند.
buy one, get one free
یکی بخر، دو تا ببر
The store has a buy one, get one free offer on T-shirts.
فروشگاه روی تیشرتها پیشنهاد یکی بخر، یکی رایگان ببر دارد.
تابلوها و نوشتههای رایج در فروشگاهها به انگلیسی
وقتی وارد فروشگاه یا مرکز خرید میشوید، ممکن است با تابلوها و نوشتههای مختلفی روبهرو شوید. دانستن این عبارتها کمک میکند سریعتر متوجه شرایط خرید شوید. خود این اصطلاحات میتوانند به تنهایی روی تابلوها نوشته شوند و در عین حال ممکن است آنها را در جملات ببینید و بشنوید.
open
باز
The store is open until 9 p.m.
فروشگاه تا ساعت ۹ شب باز است.
closed
بسته
Sorry, we’re closed.
متاسفیم، بستهایم.
sale
حراج
Everything is on sale today.
امروز همه چیز حراج است.
special offer
پیشنهاد ویژه
There’s a special offer on coffee today.
امروز روی قهوه پیشنهاد ویژه هست.
new arrivals
اجناس جدید
Check out our new arrivals.
کالاهای جدید ما را ببینید.
cash only
فقط پول نقد
This shop is cash only.
این فروشگاه فقط پول نقد قبول میکند.
No refunds
بازگشت وجه نداریم
The sign says no refunds.
روی تابلو نوشته بازگشت وجه نداریم.
Final sale
جنس فروخته شده پس گرفته نمیشود
This item is final sale.
این کالا فروش نهایی است و قابل مرجوعی نیست.
جمع بندی
برای صحبت درباره خرید به انگلیسی، فقط دانستن کلمه buy کافی نیست. بهتر است تفاوت buy، shop، shopping و purchase را بدانید و با جملههای کاربردی خرید، پرداخت، تخفیف، مرجوعی و خرید آنلاین آشنا باشید. اگر این عبارتها را در موقعیتهای واقعی تمرین کنید، مکالمه در فروشگاه یا خرید اینترنتی برایتان بسیار سادهتر میشود.
سوالات متداول
خرید به انگلیسی چی میشود؟
بسته به جمله، میتوان از buy، shopping یا purchase استفاده کرد.
خریدم به انگلیسی چی میشود؟
برای گفتن «خریدم» میگوییم I bought… یا در مکالمه طبیعیتر I got….
رفتن به خرید به انگلیسی چی میشود؟
عبارت درست و طبیعی آن go shopping است.
مرکز خرید به انگلیسی چی میشود؟
مرکز خرید به انگلیسی mall، shopping mall یا shopping center میشود.
خرید لباس به انگلیسی چی میشود؟
برای خرید لباس میتوان گفت buy clothes یا shop for clothes.
دیدگاهتان را بنویسید