لباس به انگلیسی (مردانه، زنانه، بچگانه) + لیست کامل و ترجمه فارسی
انواع لباس به انگلیسی
قطعا اهمیت دانستن نام لباس ها به انگلیسی را می دانید که اینجا هستید. پس خیلی سریع دو نکته را به شما می گوییم و می رویم سر اصل مطلب.
لباس به انگلیسی می شود “clothes” و معمولا به شکل جمع به کار می رود، در صورتی که بگویید cloth، احتمالا دارید راجع به یک تکه پارچه صحبت می کنید.
در صورتی که بخواهید به یک لباس اشاره کنید یا اسم آن را می گویید یا از عبارت های a piece of clothing یا an item of clothing استفاده می کنید.
نکته دوم این که در این مقاله از آموزش زبان انگلیسی به لباس های مردان در انگلیسی، لباس زنان در انگلیسی، لباس کودکان به انگلیسی، اکسسوری ها و متعلقات و آیتم های تزیینی، اصطلاحات لباس در انگلیسی، مکالمه خرید لباس در انگلیسی، و موارد دیگر خواهیم پرداخت. با ما همراه باشید.
لباس های مردانه به انگلیسی

بعضی لباس ها هستند که جنسیت ندارند، مثلا پلیور، ژاکت، و … با اینحال، این موارد را نیز در این بخش می آوریم تا بتوانید به شکل کامل راجع به لباس های مردان مکالمه انگلیسی داشته باشید.
| نام لباس مردانه به انگلیسی | ترجمه و معنی فارسی |
|---|---|
| shirt |
پیراهن |
hoodie | هودی |
| sweatshirt |
پیراهن ورزشی/عرقگیر/گرمکن |
Hawaiian shirt | پیراهن هاوایی (گل گلی) |
| polo shirt |
تیشرت یا بلوز یقه دار |
turtleneck shirt | یقه اسکی |
| cardigan |
ژاکت کش بافت پشمی |
pullover | پلیور |
| short-sleeved shirt |
پیراهن آستین کوتاه |
sleeveless shirt | رکابی |
| V-neck T-shirt |
تیشرت یقه هفتی |
pyjamas/ pajamas | پیژامه |
| T-shirt |
تیشرت |
overalls | لباس سرهمی |
| singlet |
زیرپوش رکابی / دو بنده |
vest/waistcoat | جلیقه |
| coat |
کت / ژاکت |
raincoat | بارانی |
| trench coat |
پالتو |
jacket | ژاکت |
| tuxedo |
تاکسیدو / کت شام |
briefs | شورت هفتی |
| underpants |
زیرشلواری / شورت |
boxers | شورت پاچه دار |
| swim trunks |
مایو مردانه |
shorts | شلوارک |
| bathrobe |
حوله تنی حمام |
pocket square(s) | پوشت |
| pants – trousers |
شلوار (پارچه ای) مردانه |
jeans | شلوار جین |
| sweatpants |
شلوار گرمکن |
tracksuit | لباس و شلوار ورزشی |
| suit |
کت شلوار |
chinos | شلوار کتان |
| tie |
کراوات |
gloves | دستکش |
| socks |
جوراب |
scarf | شال گردن |
| helmet |
کلاه کاسکت |
cowboy hat | کلاه کابویی |
| derby hat |
کلاه بولر |
cap | کلاه لبه دار / کپ |
| beret |
کلاه بره |
hard hat | کلاه ایمنی کار |
| Galoshes |
گالش |
Wellington boots | چکمه لاستیکی |
| work boots |
کفش (چکمه) کار |
Chelsea boots | کفش بوت (نیم بوت) چلسی |
| Business shoes |
کفش چرم مجلسی |
Derby shoes | کفش دربی (چرم رسمی) که جلو و زبانه آن بازتر است |
| Chukka boots |
بوت چوکا (نیم بوت معمولا از چرم جیر) |
Oxford shoes | کفش آکسفور |
| Monk straps |
کفش مردانه سگک دار |
Loafers | کفش کالج |
| boat shoes |
کفش قایقی |
sneakers (US) – trainers (UK) – gym shoes (Chicago) – runners (Canada) | کتانی |
| high-tops |
کتانی ساقدار |
Chuck Taylor | (کتانی) آل استار |
| sandals |
صندل |
slippers | دمپایی راحتی |
| flip-flops |
دمپایی لاانگشتی |
handbag | کیف دستی |
| suitcase |
چمدان / سامسونت |
wallet | کیف پول |
| lighter |
فندک |
earmuffs | گوشگیر |
| umbrella |
چتر |
watch | ساعت مچی |
| ring |
انگشتر |
bow tie | پاپیون |
| belt |
کمربند |
walking stick | عصا |
| sunglasses |
عینک آفتابی |
glasses | عینک |
| cufflinks |
دکمه سردست |
bracelet | دستبند |
| lapel pin |
سنجاق یقه |
tie pin | گیره کراوات |
| necklace |
گردنبند |
earring(s) |
گوشواره |
در ادامه برای این کلمات مثالهایی میآوریم:
He ironed his white shirt before the job interview.
او قبل از مصاحبه کاری، پیراهن سفیدش را اتو کرد.
She pulled up her hoodie to protect herself from the cold wind.
او کلاه هودیاش را بالا کشید تا از باد سرد محافظت شود.
I always wear a thick sweatshirt when I go jogging in winter.
من همیشه وقتی زمستان میدوم، یک سوییشرت ضخیم میپوشم.
He wore a bright Hawaiian shirt to the beach party.
او برای مهمانی ساحلی یک پیراهن هاوایی رنگارنگ پوشید.
The company logo is embroidered on his polo shirt.
لوگوی شرکت روی تیشرت یقهدار او گلدوزی شده است.
A black turtleneck shirt makes him look more elegant.
یقهاسکی مشکی او را شیکتر نشان میدهد.
She buttoned her cardigan because the office was cold.
او دکمه ژاکت کشبافت پشمیاش را بست چون اداره سرد بود.
He quickly threw on a pullover before going outside.
او سریع یک پلیور پوشید و بیرون رفت.
Most students wear short-sleeved shirts in summer.
بیشتر دانشآموزان تابستان پیراهن آستین کوتاه میپوشند.
He prefers a sleeveless shirt for workouts at the gym.
او برای تمرین باشگاه رکابی را ترجیح میدهد.
A V-neck T-shirt looks better with this jacket.
تیشرت یقههفت با این ژاکت بهتر به نظر میرسد.
The kids changed into their pyjamas before bedtime.
بچهها قبل از خواب لباس خواب پوشیدند.
This cotton T-shirt feels very soft on the skin.
این تیشرت نخی روی پوست خیلی نرم است.
The mechanic wore overalls to keep his clothes clean.
مکانیک لباس سرهمی پوشید تا لباسهایش کثیف نشود.
He wore a singlet under his shirt to absorb sweat.
او زیر پیراهنش زیرپوش رکابی پوشید تا عرق را جذب کند.
He added a waistcoat to make the suit look more formal.
او جلیقه اضافه کرد تا کتوشلوار رسمیتر شود.
She grabbed her coat before leaving the house.
او قبل از خروج از خانه کتش را برداشت.
Don’t forget your raincoat; it’s going to rain.
بارانیات را فراموش نکن؛ قرار است باران ببارد.
He looked like a detective in his long trench coat.
او با پالتوی بلندش شبیه کارآگاهها شده بود.
He zipped up his jacket because it was windy.
او به خاطر باد، زیپ کاپشنش را کشید بالا.
He rented a tuxedo for his wedding ceremony.
او برای مراسم عروسیاش تاکسیدو اجاره کرد.
He packed a few pairs of briefs for the trip.
او چند شورت هفتی برای سفر برداشت.
The child changed his underpants after swimming.
بچه بعد از شنا زیرشلواریاش را عوض کرد.
He prefers boxers because they’re more comfortable.
او شورت پاچهدار را ترجیح میدهد چون راحتتر است.
He bought new swim trunks for the summer holiday.
او برای تعطیلات تابستانی مایوی جدید خرید.
He wore shorts and a tank top on the hot day.
او در روز گرم شلوارک و رکابی پوشید.
He wrapped himself in a bathrobe after the shower.
او بعد از دوش گرفتن، حولهتنی پوشید.
He folded the pocket square neatly into his jacket pocket.
او پوشت را مرتب تا کرد و داخل جیب کت گذاشت.
These trousers are too tight around the waist.
این شلوار دور کمر خیلی تنگ است.
He wore old jeans while painting the wall.
او هنگام رنگزدن دیوار، جین کهنه پوشید.
I change into sweatpants as soon as I get home.
به محض رسیدن به خانه شلوار گرمکن میپوشم.
The team arrived wearing matching tracksuits.
تیم با لباسهای ورزشی ست وارد شد.
He bought a navy blue suit for the conference.
او برای کنفرانس یک کتوشلوار سرمهای خرید.
Chinos are perfect for a smart casual style.
شلوار کتان برای استایل نیمهرسمی عالی است.
He adjusted his tie before entering the meeting.
او قبل از ورود به جلسه کراواتش را مرتب کرد.
She put on gloves to protect her hands from the cold.
او برای محافظت از دستهایش در برابر سرما دستکش پوشید.
He couldn’t find matching socks this morning.
او امروز صبح جورابهای جفت پیدا نکرد.
She wrapped a scarf around her neck.
او شالگردن را دور گردنش پیچید.
Always wear a helmet when riding a motorcycle.
همیشه هنگام موتورسواری کلاه ایمنی بپوش.
He wore a cowboy hat at the country festival.
او در جشن محلی کلاه کابویی پوشید.
The actor wore a derby hat in the old movie.
بازیگر در فیلم قدیمی کلاه بولر به سر داشت.
He wore a cap to block the sun.
او برای جلوگیری از آفتاب کلاه لبهدار گذاشت.
The painter wore a black beret.
نقاش یک کلاه بره مشکی به سر داشت.
Workers must wear a hard hat on the construction site.
کارگران باید در محل ساختوساز کلاه ایمنی بپوشند.
He wore galoshes to keep his shoes dry in the rain.
او برای خشک ماندن کفشش گالش پوشید.
Kids love jumping in puddles with their Wellington boots.
بچهها با چکمههای لاستیکی داخل آب میپرند.
These work boots protect your feet from heavy objects.
این کفشهای کار از پا در برابر اجسام سنگین محافظت میکنند.
Chelsea boots go well with slim jeans.
بوتهای چلسی با جین جذب خوب ست میشوند.
He polished his business shoes before the meeting.
او قبل از جلسه کفشهای رسمیاش را واکس زد.
Derby shoes are more comfortable for wide feet.
کفش دربی برای پاهای پهن راحتتر است.
He chose suede Chukka boots for a casual look.
او برای استایل کژوال بوت چوکا جیر انتخاب کرد.
Oxford shoes are perfect for formal events.
کفش آکسفورد برای مراسم رسمی عالی است.
His monk straps have shiny metal buckles.
کفشهای سگکدارش سگکهای فلزی براق دارند.
Loafers are easy to slip on and off.
کفش کالج بهراحتی پوشیده و درآورده میشود.
Boat shoes have non-slip soles for wet decks.
کفش قایقی زیره ضدلغزش برای عرشه خیس دارد.
He wears sneakers to the gym every day.
او هر روز برای باشگاه کتانی میپوشد.
High-tops give better ankle support.
کتانیهای ساقدار حمایت بهتری از مچ پا میدهند.
He collects different colors of Chuck Taylor shoes.
او رنگهای مختلف آلاستار جمع میکند.
She wore sandals on the beach.
او در ساحل صندل پوشید.
He walked around the house in soft slippers.
او با دمپایی راحتی نرم در خانه راه میرفت.
Flip-flops make a loud sound when you walk fast.
دمپایی لاانگشتی وقتی تند راه میروی صدا میدهد.
She kept her keys in her handbag.
او کلیدهایش را داخل کیف دستی گذاشت.
He packed his suitcase for the business trip.
او چمدانش را برای سفر کاری بست.
He realized his wallet was missing.
او فهمید کیف پولش گم شده است.
He used a lighter to light the candle.
او با فندک شمع را روشن کرد.
She wore earmuffs to protect her ears from the cold.
او برای محافظت از گوشهایش گوشگیر پوشید.
He opened his umbrella when it started raining.
او وقتی باران شروع شد چترش را باز کرد.
He checked his watch to see the time.
او برای دیدن ساعت به ساعت مچیاش نگاه کرد.
She showed me her engagement ring proudly.
او با افتخار حلقه نامزدیاش را نشانم داد.
He wore a bow tie at the formal dinner.
او در شام رسمی پاپیون زد.
He tightened the belt because his pants were loose.
او چون شلوارش گشاد بود کمربند را سفت کرد.
The old man uses a walking stick for support.
مرد پیر برای تعادل از عصا استفاده میکند.
She wore sunglasses to protect her eyes from the sun.
او برای محافظت از چشمهایش عینک آفتابی زد.
He can’t read without his glasses.
او بدون عینک نمیتواند بخواند.
He fastened his shirt cuffs with silver cufflinks.
او سرآستینهای پیراهنش را با دکمه سردست نقرهای بست.
She received a gold bracelet as a gift.
او یک دستبند طلا هدیه گرفت.
He wore a small lapel pin with the company logo.
او سنجاق یقه کوچکی با لوگوی شرکت زد.
The tie pin keeps the tie in place.
گیره کراوات، کراوات را سر جایش نگه میدارد.
She wore a pearl necklace to the wedding.
او برای عروسی گردنبند مروارید پوشید.
She lost one of her earrings at the party.
او یکی از گوشوارههایش را در مهمانی گم کرد.
لباس های زنانه به انگلیسی

در لباس های زنانه معمولا شاهد تنوع بیشتری هستیم. با اینحال برای بعضی از آیتم های لباس زنانه در انگلیسی، معادل فارسی نداریم. در این بخش سعی می کنیم با لباس های زنان در انگلیسی آشنا شویم. با ما همراه باشید.
| نام لباس زنانه به انگلیسی | ترجمه و معنی فارسی |
|---|---|
| sweater – jumper |
بلوز بافت / بافتنی |
hoodie | هودی |
| tank top |
تاپ رکابی |
raincoat | بارانی |
| T-shirt |
تی شرت |
cardigan | ژاکت کش بافت پشمی |
| V-neck shirt |
پیراهن یقه هفتی |
blazer | بلیزر |
| shirt |
پیراهن |
blouse | بلوز/پیراهن زنانه |
| peplum shirt |
پیراهن پپلوم |
polo shirt | پیراهن یقه دار |
| Henley shirt |
پیراهن هنلی |
jacket | ژاکت / کت |
| Coat |
کت |
uniform | یونیفورم |
| jeans |
شلوار جین |
jumpsuit | جامپ سوت (سر همی با دمپای بلند و پوشش بیشتر) |
| pants – trousers |
شلوار پارچه ای |
pyjamas – pajamas | پیژامه |
| bathrobe |
حوله تنی |
overalls | لباس سرهمی |
| dress |
لباس زنانه (مجلسی) |
trench coat | پالتو |
| shorts |
شلوارک |
swimsuit | مایو یک تکه |
| nightdress |
لباس شب |
gym clothes | لباس ورزشی (باشگاه) |
| bra |
سوتین |
panties | شورت زنانه |
| Tunic tops |
تونیک |
Bikini | بیکینی |
| thong |
لامبادا |
skirt | دامن |
| pencil skirt |
دامن مدادی |
miniskirt | دامن کوتاه |
| micro miniskirt |
دامن خیلی کوتاه |
buttoned straight | دامن (جلو) دکمه دار |
| tube skirt |
دامن خمره ای |
circle skirt | دامن دایره ای |
| apron skirt |
دامن پیشبندی |
box pleated skirt | دامن پلیسه box |
| A-line skirt |
دامن ای لاین |
Godet skirt | دامن گوده دار |
| knife pleated |
دامن پلیسه knife |
accordion skirt | دامن آکاردئونی |
| ruffled skirt |
دامن چین دار |
wrap skirt | دامن لنگی |
| Drindl skirt |
دامن دریندل |
Gore skirt | دامن تَرک |
| hip pleat skirt |
دامنه پلیسه کَمَری |
tiered skirt | دامن کولی |
| trumpet skirt |
دامن ترومپتی |
pegged skirt | دامن لاله ای |
| straight skirt |
دامن ساده (بدون چین و پلیسه و …) |
Tulle skirt | دامن توردار/توری |
| Skater skirt |
دامن اسکیتر/دایره ای (بالای زانو) |
Shift dress | لباس شیفت (معمولا بدون آستین یا دارای سرشانه های افتاده) |
| doll dress |
لباس زنانه عروسکی |
trapeze dress | لباس زنانه ای که در شانه ها تنگ و در پایین باز و گشاد است |
| wedding dress |
لباس عروس |
A-line dress | لباس ای لاین |
| ballet flats |
کفش باله |
sandals | صندل |
| slip on |
کفش اسپرت/تخت زنانه |
flip-flops | دمپایی لاانگشتی |
| thong sandals |
صندل لاانگشتی |
Oxford shoes | کفش آکسفور |
| Slingbacks |
کفش اسلینگ بک |
Mary Janes | کفش مری جین |
| Court shoes / pumps |
کفش پاشنه دار زنانه بدون بند |
Kitten heels | کفش پاشنه گربه ای |
| Chuck Taylor |
کتانی آل استار |
Laced booties | بوت بنددار |
| Lita shoes |
نیم بوت لیتا |
Ankle boots | نیم بوت |
| Mules |
صندل میول |
wedges | صندل لژدار |
| high heels |
کفش پاشنه بلند |
Platforms | کفش پلتفرم |
| peep toe heels |
کفش روباز |
cone heels | کفش پاشنه مخروطی |
| T-strap heels |
کفش پاشنه بلند با بند مچ پا و بند روی پا |
ankle straps | کفش زنانه با بند مچ پا |
| stilettos |
کفش استیلتو |
boots |
چکمه / بوت / پوتین |
| knee high boots | چکمه بالای زانو / بوت بلند |
| Chelsea boots | چکمه چلسی |
| cowboy boots | چکمه کابویی |
| sneakers – trainers | کتانی |
| high tops | کتانی ساقدار |
| straw hat | کلاه حصیری |
| cloche hat | کلاه کلوش |
| floppy hat | کلاه آفتابی |
| beanie | کلاه بافتنی (بدون لبه) |
| earmuffs | گوشگیر |
| Scarf | شال |
| mittens | دستکش یک انگشتی |
| socks | جوراب |
| stockings | جوراب پارازین / جوراب شلواری |
| handbag | کیف دستی |
| bag | کیف |
| purse | کیف پول زنانه |
| suitcase | سامسونت / چمدان |
| umbrella | چتر |
| sunglasses | عینک آفتابی |
| belt | کمربند |
| glasses | عینک |
| watch | ساعت مچی |
| necklace | گردنبند |
| earrings | گوشواره |
| ring | حلقه / انگشتر |
| hair ties | کش مو |
| hair band | تل مو |
| hair clip – Bobby pin | گیره مو |
| claw clip | کلیپس مو |
| snap clip | سنجاق سر (تق تقی) |
| alligator clip | کلیپس سر سوسماری |
و اما جملات مثال مربوط به این کلمات:
She wore a warm wool sweater on the cold morning.
او صبح سرد یک پلیور پشمی گرم پوشید.
She wore a light tank top during her workout.
او هنگام تمرین یک تاپ رکابی سبک پوشید.
A V-neck shirt shows the necklace more clearly.
پیراهن یقههفت گردنبند را واضحتر نشان میدهد.
She added a blazer to make her outfit look more formal.
او یک بلیزر پوشید تا استایلش رسمیتر شود.
The silk blouse feels soft against the skin.
بلوز ابریشمی روی پوست نرم است.
The peplum shirt flares out at the waist and looks elegant.
پیراهن پپلوم از کمر گشاد میشود و شیک به نظر میرسد.
He wore a Henley shirt with buttons at the collar.
او یک پیراهن هنلی با دکمههای یقه پوشید.
All nurses must wear a uniform at work.
همه پرستارها باید در محل کار یونیفورم بپوشند.
She chose a black jumpsuit for the evening event.
او برای مراسم شب یک جامپسوت مشکی انتخاب کرد.
She wore a long dress to the wedding.
او برای عروسی یک لباس بلند پوشید.
She bought a new swimsuit for the beach holiday.
او برای تعطیلات ساحلی یک مایوی جدید خرید.
She changed into a comfortable nightdress before sleeping.
او قبل از خواب لباس شب راحت پوشید.
I always pack my gym clothes after work.
من همیشه بعد از کار لباس باشگاه را برمیدارم.
She bought a sports bra for better support while running.
او برای حمایت بهتر هنگام دویدن سوتین ورزشی خرید.
She packed extra panties for the trip.
او برای سفر چند شورت زنانه اضافه برداشت.
Tunic tops look great with leggings.
تونیکها با لگینگ خیلی خوب ست میشوند.
She wore a colorful bikini at the pool.
او کنار استخر بیکینی رنگی پوشید.
She prefers a thong under tight clothes.
او زیر لباسهای تنگ لامبادا میپوشد.
She wore a black skirt to the office.
او برای اداره دامن مشکی پوشید.
A pencil skirt gives a professional look.
دامن مدادی ظاهر رسمی میدهد.
She wore a miniskirt on the hot day.
او در روز گرم دامن کوتاه پوشید.
The buttoned straight skirt has buttons down the front.
دامن جلو دکمهدار در جلو ردیف دکمه دارد.
The tube skirt fits tightly around the hips.
دامن خمرهای دور باسن تنگ میشود.
The circle skirt spins beautifully when she walks.
دامن دایرهای هنگام راه رفتن قشنگ میچرخد.
She wore an apron skirt while cooking.
او هنگام آشپزی دامن پیشبندی پوشید.
The box pleated skirt keeps sharp folds all day.
دامن پلیسه باکس تمام روز چینهای مرتب دارد.
An A-line skirt suits most body shapes.
دامن ایلاین به بیشتر اندامها میآید.
The Godet skirt widens at the bottom with extra panels.
دامن گودهدار با تکههای اضافه در پایین گشاد میشود.
The knife pleated skirt moves nicely when walking.
دامن پلیسه نایف هنگام راه رفتن حرکت زیبایی دارد.
The accordion skirt folds like an accordion.
دامن آکاردئونی مثل آکاردئون تا میشود.
The ruffled skirt has soft, layered frills.
دامن چیندار لایههای چین نرم دارد.
She tied the wrap skirt at the side.
او دامن لنگی را از کنار گره زد.
She wore a traditional Drindl skirt at the festival.
او در جشنواره دامن دریندل سنتی پوشید.
The Gore skirt is made from several stitched panels.
دامن ترک از چند تکه دوخته شده (وصلهپینهشده) ساخته شده است.
The hip pleat skirt adds extra space at the hips.
دامن پلیسه کمری در قسمت باسن فضای بیشتری میدهد.
The tiered skirt has multiple layered sections.
دامن کولی چند لایه طبقهای دارد.
The trumpet skirt flares out near the hem.
دامن ترومپتی نزدیک پایین گشاد میشود.
The pegged skirt narrows toward the knees.
دامن لالهای به سمت زانو باریک میشود.
She prefers a straight skirt for a simple style.
او برای استایل ساده دامن صاف را ترجیح میدهد.
The tulle skirt looks light and airy.
دامن توری سبک و لطیف به نظر میرسد.
She wore a skater skirt with sneakers.
او دامن اسکیتر را با کتانی پوشید.
The shift dress hangs loosely and feels comfortable.
لباس شیفت آزاد میایستد و راحت است.
She chose a cute doll dress with puffy sleeves.
او لباس عروسکی بامزه با آستین پفی انتخاب کرد.
The trapeze dress widens from the shoulders downward.
لباس ذوزنقهای از شانهها به پایین گشاد میشود.
She tried on several wedding dresses before choosing one.
او قبل از انتخاب چند لباس عروس امتحان کرد.
An A-line dress highlights the waist nicely.
لباس ایلاین کمر را زیباتر نشان میدهد.
Ballet flats are comfortable for long walks.
کفش باله برای پیادهروی طولانی راحت است.
These slip-on shoes are easy to wear without laces.
این کفشهای بدون بند راحت و سریع پوشیده میشوند.
Thong sandals are perfect for the beach.
صندل لاانگشتی برای ساحل عالی است.
Slingbacks have a strap around the heel.
اسلینگبک پشت پاشنه بند دارد.
Mary Janes usually have a strap across the foot.
کفش مریجین یک بند روی پا دارد.
She wore black pumps to the office.
او کفش پاشنهدار مشکی پوشید.
Kitten heels are stylish but easier to walk in.
پاشنه گربهای شیک است اما راحتتر میشود راه رفت.
She tightened the laces on her booties.
او بندهای بوت بنددارش را سفت کرد.
Lita shoes have thick heels and a chunky platform.
کفش لیتا پاشنه ضخیم و پلتفرم (کف) بزرگ دارد.
Ankle boots match well with skinny jeans.
نیمبوت با جین جذب خوب ست میشود.
She slipped into her mules quickly.
او سریع صندل میولش را پوشید.
Wedges give extra height without hurting the feet.
صندل لژدار قد را بدون درد پا بلند میکند.
She can’t run in high heels.
او با پاشنه بلند نمیتواند بدود.
Platform shoes add several centimeters to your height.
کفش پلتفرم چند سانتیمتر به قد اضافه میکند.
Peep toe heels show the front of your toes.
کفش روباز جلوی انگشتان پا را نشان میدهد.
Cone heels have a cone-shaped heel.
کفشهای پاشنهمخروطی، پاشنهی مخروطی دارند.
T-strap heels keep the foot secure while walking.
کفشهای پاشنه بلند با بند مچ پا و بند روی پا هنگام راه رفتن پا را محکم نگه میدارند.
Ankle strap shoes wrap around the ankle.
کفش بندمچی دور مچ پا بسته میشود.
She wore red stilettos to the party.
او برای مهمانی استیلتو قرمز پوشید.
Knee high boots keep your legs warm in winter.
چکمههای بلند پاها را در زمستان گرم نگه میدارند.
She wore cowboy boots at the festival.
او در جشنواره چکمه کابویی پوشید.
She wore a straw hat to protect herself from the sun.
او برای محافظت از آفتاب کلاه حصیری پوشید.
The cloche hat fits closely around the head.
کلاه کلوش کاملا دور سر مینشیند.
The floppy hat has a wide, soft brim.
کلاه آفتابی لبه پهن و نرم دارد.
He wears a beanie in winter to stay warm.
او زمستان کلاه بافتنی میپوشد تا گرم بماند.
Mittens keep your fingers warmer than gloves.
دستکش یکانگشتی انگشتها را گرمتر نگه میدارد.
She wore black stockings under her skirt.
او زیر دامن جوراب شلواری مشکی پوشید.
She carried a small bag for her phone and keys.
او یک کیف کوچک برای موبایل و کلیدهایش برداشت.
She took some cash out of her purse.
او مقداری پول از کیف پولش برداشت.
She keeps extra hair ties in her bag.
او چند کش مو در کیفش نگه میدارد.
She used a hair band to hold her hair back.
او با تل مو موهایش را عقب نگه داشت.
She fixed her hair with a bobby pin.
او موهایش را با گیره ثابت کرد.
She secured her hair with a claw clip.
او موهایش را با کلیپس محکم کرد.
The snap clip makes a clicking sound when it closes.
سنجاق سر تقتق هنگام بسته شدن صدا میدهد.
The alligator clip holds thick hair tightly.
کلیپس سوسماری موهای ضخیم را محکم نگه میدارد.
لباس های کودکان به انگلیسی
حال که نام های لباس های زنانه و مردانه به انگلیسی را یاد گرفته ایم، وقت رفتن سراغ لباس های کودکان و آیتم های مخصوص آنهاست.
| نام لباس بچگانه به انگلیسی | ترجمه و معنی فارسی |
|---|---|
| overalls | لباس سرهمی |
| mittens | دستکش تک انگشتی |
| beanie | کلاه بافتنی |
| baby apron | پیشبند بچگانه |
| socks | جوراب |
| diaper | پوشک |
| baby shoes | کفش بچگانه |
| safety pin | سنجاق قفلی |
She put a baby apron on her son before feeding him soup.
او قبل از غذا دادن سوپ به پسرش، پیشبند بچگانه به او پوشاند.
The mother changed the baby’s diaper after it got wet.
مادر بعد از خیس شدن، پوشک نوزاد را عوض کرد.
These baby shoes are soft and designed for first steps.
این کفشهای بچگانه نرم هستند و برای اولین قدمها طراحی شدهاند.
She used a safety pin to fix the loose strap on the dress.
او از سنجاق قفلی برای ثابت کردن بند شل لباس استفاده کرد.
صفات برای توصیف لباس در انگلیسی
لباس ها یکی از توصیفی ترین موارد در هر زبان هستند. به این دلیل که آنها سایز، راحتی، جنس، طرح، رنگ، قیمت و خیلی موارد دیگر دارند و جزو مواردی هستند که در انگلیسی روزمره و مکالمه انگلیسی زیاد راجع بهشان صحبت می شود.
در ادامه، لیستی کامل از صفاتی که برای صحبت راجع به لباس به انگلیسی استفاده می شوند می آوریم. با ما همراه باشید:
| صفات لباس به انگلیسی | ترجمه و معنی فارسی |
|---|---|
| high-visibility | مشخص و قابل رویت (مثل لباس های شبرنگ کارکنان شهرداری و کارکنان سایت های ساختمانی و …) |
| plunging | دارای یقه بسیار باز (که خط سینه و شکم و … را نشان می دهد) |
| worn-out | فرسوده / کهنه و قدیمی |
| loose | گشاد |
| backless | (معمولا برای لباس زنان) بدون پشت |
| tight | تنگ |
| clinging | لباس جذب |
| low-cut | لباس زنانه ای که گردن و بخش بالایی سینه ها را نشان می دهد |
| revealing | لباس باز (مثلا خیلی کوتاه، یا دارای پوشش خیلی کم) |
| ragged | ژنده |
| scanty | باز |
| scooped | دارای یقه باز و گرد (برای زنان) |
| see-through | بدن نما (لباسی که لباس زیر از آن معلوم باشد) |
| mini | کوتاه (دامن) |
| ready-to-wear | لباس تولید انبوه (برای یک شخص طراحی نشده) |
| maxi | بلند |
| midi | نه کوتاه و نه بلند |
| A-line | (برای دامن و لباس زنان) باریک در بالا و کمی پهن تر در پایین (مثل شکل حرف A) |
| brief | کوتاه و باز |
| polo-neck collar | یقه اسکی (گرد) |
| skinny | خیلی تنگ و جذب |
| flared | دمپا |
| waterproof | ضدآب |
| well-cut | تر و تمیز و خوش دوخت |
| sleeveless | بی آستین |
| skintight | بسیار تنگ |
| strapless | بدون بند (برای سوتین یا لباس زنانه) |
| slinky | تنگ و جذاب |
| long sleeve | آستین بلند |
| short sleeve | آستین کوتاه |
| small | کوچک |
| extra small | بسیار کوچک |
| large | بزرگ / لارج |
| medium | مدیوم /متوسط |
| extra large | بسیار بزرگ / اکس لارج |
| extra extra large | بسیار بسیار بزرگ / 2 اکس لارج |
| one-size-fits-all | فری سایز |
| loose-fitting | راحت و نسبتا بزرگ |
| close-fitting | فیت |
| one-piece | سرهمی / یک تکه |
| two-piece | دو تکه |
| undressed | لخت |
| outfitted | کاملا لباس پوشیده و مرتب |
| unfastened | بی دکمه |
| figure-hugging | لباس زنانه ای که شکل کلی بدن یک زن را نشان می دهد |
| bare | لخت / برهنه |
| solid | ساده (بدون طرح) – یک رنگ |
| tall | بلند |
| cheap | ارزان |
| expensive | گران |
سخن پایانی
امیدواریم از مقاله لباس به انگلیسی استفاده کرده باشید. توجه کنید که مطالب این مقاله بروزرسانی و اضافه می شوند؛ توصیه می کنیم آن را ذخیره کنید. این مبحث تنها یکی از مباحث فراوانی است که در آموزش رایگان انگلیسی زبان مستر به آن پرداخته ایم. با ما همراه باشید.
“clothes” مفرد است یا جمع؟
clothes همیشه جمع است. برای یک لباس میگوییم: an item of clothing / a piece of clothing.
فرق “cloth” و “clothes” چیست؟
cloth یعنی «پارچه» (یک تکه پارچه یا جنس پارچه)، اما clothes یعنی «لباسها».
برای “pants” و “trousers” کدام بهتر است؟
هر دو درستاند؛ pants بیشتر آمریکایی است، trousers بیشتر بریتانیایی و رسمیتر.
“pyjamas” و “pajamas” فرق دارند؟
فقط املای کلمه فرق دارد: pyjamas (UK) و pajamas (US)؛ معنی یکی است.
چطور مودبانه سایز را بپرسیم؟
مثلا برای سایز مدیوم میتوانید بگویید: Do you have this in a mediuM?
دوره های آموزشی مرتبط
مکالمه انگلیسی در 80 روز
انگلیسی در سفر
آموزش پایه تا پیشرفته زبان انگلیسی (A1 تا C1)
1 دیدگاه
به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.
این کامل ترین مقاله ای بود که درباره لباس ها خونده بودم دمتون گرم