مکان ها در زبان انگلیسی | فضاهای شهری، عمومی و طبیعی
از شهرداری و بیمارستان گرفته تا ایستگاه قطار، فروشگاه، رستوران و مناطق طبیعی، نام مکانها در بسیاری از جملههای روزمره به کار میروند. در این مقاله، مجموعهای گسترده از این واژهها را در دستهبندیهای مشخص میبینید و برای هرکدام معنی فارسی، مثال انگلیسی و ترجمه جمله ارائه شده است.
مکانهای اصلی در زندگی شهری
بخش بزرگی از رفتوآمدها و کارهای روزانه ما در محلهها، خیابانها، ادارهها و مراکز درمانی انجام میشود. ابتدا با واژههایی آشنا میشویم که برای نام بردن از قسمتهای مختلف یک شهر به کار میروند.
محلهها، خیابانها و فضاهای شهری
city
شهر
This city is famous for its modern architecture.
این شهر به معماری مدرنش مشهور است.
city center / downtown
مرکز شهر
The city center is always crowded on weekends.
مرکز شهر آخر هفتهها همیشه شلوغ است.
suburbs
حومه شهر
Many families prefer to live in the suburbs.
خیلی از خانوادهها ترجیح میدهند در حومه شهر زندگی کنند.
neighborhood
محله
This neighborhood is safe and quiet.
این محله امن و آرام است.
district / area
منطقه / ناحیه
This district is known for its old buildings.
این ناحیه به ساختمانهای قدیمیاش معروف است.
boulevard
بلوار
The boulevard is lined with tall trees.
در دو طرف بلوار درختان بلندی قرار دارند.
main street
خیابان اصلی
Most restaurants are on the main street.
بیشتر رستورانها در خیابان اصلی هستند.
alley / alleyway
کوچه / کوچه باریک
Their house is located in a quiet alley.
خانهشان در یک کوچه آرام قرار دارد.
sidewalk / pavement
پیادهرو
Please walk on the sidewalk for your safety.
لطفا برای امنیت خودتان روی پیادهرو راه بروید.
crosswalk / pedestrian crossing
گذرگاه عابر پیاده
Always use the crosswalk when crossing the street.
هنگام عبور از خیابان همیشه از گذرگاه عابر استفاده کن.
square
میدان
The central square is a popular meeting spot.
میدان مرکزی محل دیدار محبوبی است.
street parking
پارکینگ خیابانی
Finding street parking here is almost impossible.
پیدا کردن پارکینگ خیابانی اینجا تقریبا غیرممکن است.
pedestrian bridge / footbridge
پل عابر پیاده
A pedestrian bridge connects the two sides of the park.
یک پل عابر دو طرف پارک را به هم وصل میکند.
underpass
زیرگذر
You can use the underpass to cross the busy road safely.
میتوانی برای رد شدن از خیابان شلوغ از زیرگذر استفاده کنی.
bridge
پل
The bridge offers a great view of the river.
پل منظره زیبایی از رودخانه دارد.
green space / urban green area
فضای سبز شهری
The city has added more green spaces for residents.
شهر فضای سبز بیشتری برای ساکنان اضافه کرده است.
ادارهها و مراکز خدمات عمومی
برای انجام کارهایی مانند ثبت مدارک، پرداخت مالیات، ارسال مرسوله یا پیگیری مسائل قانونی و اداری، به مراکز مختلفی مراجعه میکنیم. جدول زیر نام مهمترین این مکانها را نشان میدهد.
| کلمه | معنی |
|---|---|
| city hall | شهرداری / ساختمان اصلی شهر |
| governor’s office | فرمانداری / استانداری |
| civil registry office | اداره ثبت احوال |
| tax office | اداره مالیات |
| post office | اداره پست |
| electricity office power company | اداره برق / شرکت برق |
| water supply office | اداره آب |
| gas company | اداره گاز / شرکت گاز |
| employment office job center | اداره کار / مرکز کاریابی |
| police station | کلانتری / پاسگاه پلیس |
| immigration office | اداره مهاجرت |
| courthouse | دادگاه / ساختمان دادگاه |
به مثالهای زیر با هر کدام از این کلمات دقت کنید:
1- I need to go to the city hall to renew my ID card.
باید به شهرداری بروم تا کارت شناساییام را تمدید کنم.
—
2- The governor’s office announced new regulations today.
فرمانداری امروز مقررات جدیدی را اعلام کرد.
—
3- You have to register the birth at the civil registry office.
باید تولد را در اداره ثبت احوال ثبت کنی.
—
4- I must visit the tax office to submit my documents.
باید برای تحویل مدارکم به اداره مالیات مراجعه کنم.
—
5- I’m going to the post office to send an important letter.
دارم به اداره پست میروم تا یک نامه مهم ارسال کنم.
—
6- You can pay your bill at the electricity office.
میتوانی قبضت را در اداره برق پرداخت کنی.
—
7- The water supply office will check the pipes tomorrow.
اداره آب فردا لولهها را بررسی میکند.
—
8- The gas company sent a technician to inspect the heater.
شرکت گاز یک تکنسین فرستاد تا بخاری را بررسی کند.
—
9- You can get job information at the employment office.
میتوانی اطلاعات شغلی را از اداره کار دریافت کنی.
—
10 – You should report the theft at the police station.
باید سرقت را در کلانتری گزارش بدهی.
—
11 – I have an appointment at the immigration office next Monday.
دوشنبه آینده در اداره مهاجرت وقت دارم.
—
12 – The hearing will be held at the courthouse tomorrow.
جلسه رسیدگی فردا در دادگاه برگزار میشود.
مراکز درمانی و پزشکی
از مراجعه معمولی به پزشک تا انجام آزمایش، تصویربرداری یا دریافت خدمات اورژانسی، هر مرکز درمانی نام مشخصی دارد. در ادامه، واژههای مربوط به مهمترین مکانهای پزشکی را همراه با مثال میبینید.
hospital
بیمارستان
My mother is staying at the hospital for a few days.
مادرم برای چند روز در بیمارستان بستری است.
clinic
درمانگاه / کلینیک
You can visit the clinic without an appointment.
بدون وقت قبلی میتوانی به درمانگاه مراجعه کنی.
doctor’s office
مطب دکتر
I have a check-up at the doctor’s office this afternoon.
امروز عصر در مطب دکتر چکآپ دارم.
emergency room / ER
اورژانس
He was taken to the emergency room after the accident.
بعد از تصادف به اورژانس منتقل شد.
pharmacy / drugstore
داروخانه
I need to stop by the pharmacy to pick up my medicine.
باید به داروخانه بروم تا دارویم را بگیرم.
medical laboratory / lab
آزمایشگاه پزشکی
You can get your blood test done at the medical lab.
میتوانی آزمایش خونت را در آزمایشگاه پزشکی انجام بدهی.
imaging center / radiology center
مرکز تصویربرداری / مرکز رادیولوژی
She has an appointment at the imaging center for an MRI.
او برای امآرآی در مرکز تصویربرداری وقت دارد.
dental clinic / dentist’s offic e
کلینیک دندانپزشکی / مطب دندانپزشک
I’m going to the dental clinic for a tooth filling.
برای پر کردن دندانم به کلینیک دندانپزشکی میروم.
eye clinic / ophthalmology center
کلینیک چشمپزشکی / مرکز چشمپزشکی
The eye clinic is famous for its experienced doctors.
این کلینیک چشمپزشکی بهخاطر پزشکان باتجربهاش معروف است.
vaccination center
مرکز واکسیناسیون
You need to visit the vaccination center for your booster shot.
باید برای دریافت دوز یادآور به مرکز واکسیناسیون مراجعه کنی.
rehabilitation center
مرکز توانبخشی
He is recovering at a rehabilitation center after surgery.
او بعد از عمل در مرکز توانبخشی دوره بهبودی را میگذراند.
ambulance station / EMS station
پایگاه آمبولانس / پایگاه اورژانس
The ambulance station responds to emergencies in the area.
پایگاه اورژانس به موارد اضطراری منطقه رسیدگی میکند.
ایستگاه ها، مسیرها و جابجایی
برای صحبت درباره رفتوآمد، فقط نام وسایل نقلیه کافی نیست؛ ایستگاهها، پایانهها، جادهها و بخشهای مختلف مسیر نیز واژگان مخصوص خود را دارند.
ایستگاهها و پایانههای مسافرتی
airport
فرودگاه
We arrived at the airport three hours before our flight.
سه ساعت قبل از پروازمان به فرودگاه رسیدیم.
train station
ایستگاه قطار
The train station is always crowded in the mornings.
ایستگاه قطار صبحها همیشه شلوغ است.
subway station / metro station
ایستگاه مترو
Where’s the subway station?
ایستگاه مترو کجاست؟
bus station
پایانه اتوبوس
—
bus stop
ایستگاه اتوبوس
There’s a bus stop right in front of my building.
یک ایستگاه اتوبوس درست جلوی ساختمان من قرار دارد.
intercity bus terminal
پایانه اتوبوسهای بینشهری
The intercity bus terminal is open 24 hours.
پایانه اتوبوسهای بینشهری بهصورت شبانهروزی باز است.
taxi stand
ایستگاه تاکسی
You can find a taxi stand next to the mall.
کنار مرکز خرید یک ایستگاه تاکسی وجود دارد.
high-speed train station
ایستگاه قطار سریعالسیر
The high-speed train station is connected to the airport.
ایستگاه قطار سریعالسیر به فرودگاه متصل است.
port
بندر
—
harbor
بندرگاه / لنگرگاه
—
ferry terminal
پایانه کشتی مسافربری
The ferry terminal is on the north side of the harbor.
پایانه کشتی مسافربری در سمت شمال بندرگاه قرار دارد.
runway
باند فرودگاه
The runway is closed for maintenance.
باند فرودگاه برای انجام تعمیرات بسته است.
gate
گیت پرواز
Your flight will depart from gate 12.
پروازت از گیت شماره ۱۲ انجام میشود.
جادهها، پارکینگها و مسیرهای عبور
هنگام رانندگی یا توضیح مسیر، نام جادهها، تقاطعها، پارکینگها و بخشهای مختلف مسیر زیاد به کار میرود. واژههای این بخش به موقعیتهایی مربوط میشوند که در رفتوآمدهای شهری و بینشهری با آنها روبهرو هستیم.
| کلمه | معنی |
|---|---|
| parking lot car park | پارکینگ |
| parking garage multi-storey car park | پارکینگ طبقاتی |
| gas station (AmE) petrol station (BrE) | پمپ بنزین |
| toll booth toll station | عوارضی |
| highway freeway | بزرگراه |
| intersection crossroads | تقاطع / چهارراه |
| U-turn U-turn spot | دوربرگردان / محل دوربرگردان |
| main road | جاده اصلی |
| side road | جاده فرعی |
| road bridge | پل جادهای / پل مخصوص خودرو |
و اما جملات مثال با هر کدام از این کلمات:
1- The parking lot is completely full today.
امروز پارکینگ کاملا پر است.
—
2- You can leave your car in the parking garage.
میتوانی ماشینت را در پارکینگ طبقاتی بگذاری.
—
3- We stopped at a gas station to fill up the tank.
برای پر کردن باک در یک پمپ بنزین توقف کردیم.
—
4- You need to pay at the toll booth before entering the highway.
قبل از ورود به بزرگراه باید عوارض را پرداخت کنی.
—
5- The highway was closed due to heavy snow.
بزرگراه بهخاطر بارش سنگین برف بسته بود.
—
6- Turn left at the next intersection.
در تقاطع بعدی به چپ بپیچ.
—
7- There’s a U-turn spot ahead.
جلوتر یک محل دوربرگردان وجود دارد.
—
8- The main road connects the city to the airport.
جاده اصلی شهر را به فرودگاه متصل میکند.
—
9- Take the side road to avoid traffic.
برای دور زدن ترافیک وارد جاده فرعی شو.
—
10 – The road bridge crosses over the river.
پل جادهای از روی رودخانه عبور میکند.
خرید، غذا و کارهای روزمره
بسیاری از کارهای روزانه ما به خرید مواد غذایی، لباس، وسایل خانه و سایر محصولات موردنیاز مربوط میشود. در این بخش، نام فروشگاههای عمومی و تخصصی را یاد میگیریم.
فروشگاهها و مراکز خرید
supermarket
سوپرمارکت
I bought some fresh vegetables from the supermarket.
چند سبزی تازه از سوپرمارکت خریدم.
grocery store
فروشگاه مواد غذایی کوچک / بقالی
There is a small grocery store near my house.
نزدیک خانهام یک فروشگاه مواد غذایی کوچک وجود دارد.
shopping mall / shopping center
مرکز خرید / پاساژ
This mall has more than 200 shops.
این مرکز خرید بیش از ۲۰۰ فروشگاه دارد.
department store
فروشگاه بزرگ چندبخشی
I found a nice jacket at the department store.
در فروشگاه بزرگ یک کاپشن زیبا پیدا کردم.
bakery
نانوایی
The bakery sells fresh bread every morning.
نانوایی هر روز صبح نان تازه میفروشد.
butcher’s shop / butcher’s
قصابی
I bought some chicken from the butcher’s.
از قصابی مقداری گوشت مرغ خریدم.
fruit shop / greengrocer’s
میوهفروشی
The fruit shop had very sweet apples today.
میوهفروشی امروز سیبهای بسیار شیرینی داشت.
bookstore
کتابفروشی
I bought a great novel from the bookstore.
یک رمان عالی از کتابفروشی خریدم.
beauty store
فروشگاه لوازم آرایشی و بهداشتی
You can find skincare products at the beauty store.
میتوانی محصولات مراقبت از پوست را در فروشگاه لوازم آرایشی و بهداشتی پیدا کنی.
clothing store
فروشگاه لباس
She bought a new dress from the clothing store.
او یک لباس جدید از فروشگاه لباس خرید.
shoe store
کفشفروشی
I need to go to the shoe store for new sneakers.
باید برای خرید کتانی جدید به کفشفروشی بروم.
electronics store
فروشگاه لوازم الکترونیکی
They sell laptops and phones at the electronics store.
در فروشگاه لوازم الکترونیکی لپتاپ و گوشی میفروشند.
home appliances store
فروشگاه لوازم خانگی
We bought a new oven from the home appliances store.
ما یک فر جدید از فروشگاه لوازم خانگی خریدیم.
furniture store
فروشگاه مبلمان
The furniture store has a big sale this week.
فروشگاه مبلمان این هفته حراج بزرگی دارد.
pet shop / pet store
فروشگاه لوازم حیوانات خانگی / پتشاپ
You can buy pet food at the pet shop.
میتوانی غذای حیوانات را از پتشاپ بخری.
sports store / sporting goods store
فروشگاه لوازم ورزشی
He bought new tennis shoes from the sports store.
او کفش تنیس جدیدی از فروشگاه لوازم ورزشی خرید.
hardware store
ابزارفروشی
We need to go to the hardware store for some tools.
باید برای خرید چند ابزار به ابزارفروشی برویم.
jewelry store
جواهرفروشی
He bought a gold necklace at the jewelry store.
او یک گردنبند طلا از جواهرفروشی خرید.
local market / bazaar
بازار محلی / بازار
You can find fresh spices at the local market.
میتوانی ادویههای تازه را در بازار محلی پیدا کنی.
flea market
بازار اجناس دستدوم
We found some antique items at the flea market.
در بازار اجناس دستدوم چند وسیله عتیقه پیدا کردیم.
رستوران ها، کافه ها و خوراکی فروشی ها
محل های تهیه و سرو غذا فقط به رستوران و کافه محدود نمیشوند. برای نام بردن از فستفودی، شیرینیفروشی، آبمیوهفروشی و رستورانهای تخصصی نیز واژههای متفاوتی به کار میرود.
restaurant
رستوران
We had dinner at a small Italian restaurant.
شام را در یک رستوران ایتالیایی کوچک خوردیم.
café / coffee shop
کافه / کافیشاپ
Let’s meet at the café around 4 p.m.
حدود ساعت چهار در کافه همدیگر را ببینیم.
fast-food restaurant
رستوران فستفود
He grabbed a quick meal at a fast-food place.
او در یک فستفودی سریع غذا خورد.
sandwich shop
ساندویچی
This sandwich shop makes the best chicken sandwiches.
این ساندویچی بهترین ساندویچهای مرغ را درست میکند.
ice cream shop / ice cream parlor
بستنیفروشی
We took the kids to the ice cream shop.
بچهها را به بستنیفروشی بردیم.
bakery / pastry shop / patisserie
شیرینیفروشی
The pastry shop sells delicious cakes.
شیرینیفروشی کیکهای خوشمزهای میفروشد.
coffee & bakery shop / bakery café
کافهنانوایی
I usually buy my breakfast at the coffee and bakery shop.
من معمولا صبحانهام را از کافهنانوایی میخرم.
steakhouse
رستوران استیک
This steakhouse is famous for its grilled beef.
این رستورانِ استیک به گوشت گریلشدهاش معروف است.
sushi bar
سوشیبار / رستوران سوشی
We tried a new sushi bar last night.
دیشب یک سوشیبار جدید را امتحان کردیم.
pizzeria
پیتزافروشی
The pizzeria near our house makes amazing pizza.
پیتزافروشی نزدیک خانه ما پیتزای فوقالعادهای درست میکند.
local restaurant / traditional restaurant
رستوران محلی / رستوران سنتی
You should try the traditional restaurant downtown.
باید رستوران سنتی مرکز شهر را امتحان کنی.
juice bar / smoothie bar
آبمیوهفروشی / اسموتیفروشی
She ordered a fresh mango juice at the juice bar.
او در آبمیوهفروشی یک آبانبه تازه سفارش داد.
tea house
چایخانه
We spent the evening at a traditional tea house.
عصر را در یک چایخانه سنتی گذراندیم.
food court
فودکورت
The food court has many different cuisines to choose from.
در فودکورت میتوان از میان غذاهای متنوعی انتخاب کرد.
takeaway / takeout place
رستوران بیرونبر
We went to a takeout place because we were too tired to cook.
چون برای آشپزی خیلی خسته بودیم، به یک رستوران بیرونبر رفتیم.
تفریح، فرهنگ و گردش
بعضی مکانها برای ورزش و سرگرمی ساخته شدهاند و بعضی دیگر برای تماشای فیلم، آشنایی با هنر یا بازدید از آثار تاریخی. ابتدا سراغ فضاهای تفریحی و ورزشی میرویم.
مراکز تفریحی و ورزشی
gym / fitness center
باشگاه ورزشی / مرکز تناسباندام
I joined a gym to stay healthy.
برای سالم ماندن در یک باشگاه ورزشی ثبتنام کردم.
stadium
ورزشگاه / استادیوم
The stadium can hold more than 50,000 people.
این ورزشگاه بیش از ۵۰ هزار نفر ظرفیت دارد.
swimming pool
استخر
The swimming pool is open until 10 p.m.
استخر تا ساعت ۱۰ شب باز است.
water park
پارک آبی
The kids loved the slides at the water park.
بچهها سرسرههای پارک آبی را خیلی دوست داشتند.
amusement park / theme park
شهربازی / پارک موضوعی
We spent the whole day at the amusement park.
تمام روز را در شهربازی گذراندیم.
bowling alley
سالن بولینگ
We often go to the bowling alley on Fridays.
ما معمولا جمعهها به سالن بولینگ میرویم.
playground
زمین بازی / پارک کودکان
The playground has new swings and slides.
زمین بازی تابها و سرسرههای جدیدی دارد.
billiard hall / pool hall
سالن بیلیارد
They spent the evening at the billiard hall.
آنها عصر را در سالن بیلیارد گذراندند.
arcade / game center
سالن بازی / مرکز بازی
The arcade is popular among teenagers.
سالن بازی میان نوجوانان محبوب است.
nightclub
کلوپ شبانه
The nightclub gets crowded after midnight.
کلوپ شبانه بعد از نیمهشب شلوغ میشود.
dance hall
dance studio
سالن رقص
She takes salsa classes at a dance studio.
او در یک استودیوی رقص در کلاسهای سالسا شرکت میکند.
ice rink / ice-skating rink
پیست اسکیت روی یخ
The ice rink is open during the winter season.
پیست اسکیت روی یخ در فصل زمستان باز است.
مکانهای فرهنگی، هنری و آموزشی
موزهها، کتابخانهها، سالنهای اجرا و مراکز علمی از مکانهایی هستند که برای یادگیری، تماشای آثار هنری یا شرکت در رویدادهای فرهنگی به آنها مراجعه میکنیم.
cinema / movie theater
سینما
We’re going to the cinema tonight to watch a new movie.
امشب به سینما میرویم تا یک فیلم جدید ببینیم.
theater
تئاتر / سالن تئاتر
The theater tickets were sold out quickly.
بلیتهای تئاتر خیلی زود تمام شدند.
concert hall
سالن کنسرت / تالار کنسرت
The concert hall was completely full last night.
سالن کنسرت دیشب کاملا پر بود.
museum
موزه
The museum has a special exhibition this month.
موزه این ماه یک نمایشگاه ویژه دارد.
art gallery
گالری هنری
She bought a painting from a small art gallery.
او از یک گالری هنری کوچک یک نقاشی خرید.
public library
کتابخانه عمومی
You can borrow up to ten books from the public library.
میتوانی حداکثر ده کتاب از کتابخانه عمومی امانت بگیری.
exhibition hall / exhibition center
سالن نمایشگاه / مرکز نمایشگاهی
The exhibition hall is hosting a tech fair today.
سالن نمایشگاه امروز میزبان یک نمایشگاه فناوری است.
conference hall / convention center
سالن همایش / مرکز همایش
The conference hall will hold an international seminar tomorrow.
فردا یک سمینار بینالمللی در سالن همایش برگزار میشود.
cultural center
مرکز فرهنگی
The cultural center offers free language classes.
مرکز فرهنگی کلاسهای زبان رایگان برگزار میکند.
opera house
خانه اپرا / تالار اپرا
The opera house is famous for its impressive architecture.
تالار اپرا به معماری چشمگیرش مشهور است.
symphony hall
تالار سمفونی
We attended a concert at the symphony hall.
ما در تالار سمفونی در یک کنسرت شرکت کردیم.
heritage center / cultural heritage museum
مرکز میراث فرهنگی / موزه میراث فرهنگی
The heritage center displays traditional clothing and household items.
مرکز میراث فرهنگی لباسهای سنتی و وسایل قدیمی خانه را به نمایش میگذارد.
science center / science museum
مرکز علوم / موزه علوم
The science center is very popular among students.
مرکز علوم میان دانشآموزان بسیار محبوب است.
aquarium
آکواریوم
The aquarium has sharks and many rare fish species.
آکواریوم کوسهها و گونههای نادر زیادی از ماهیها دارد.
bird park
باغ پرندگان
The bird park has parrots from different countries.
باغ پرندگان طوطیهایی از کشورهای مختلف دارد.
petting zoo
باغوحش تعاملی / محل نگهداری حیوانات اهلی
Children can feed and touch the animals at the petting zoo.
کودکان میتوانند در باغوحش تعاملی به حیوانات غذا بدهند و آنها را لمس کنند.
جاذبه های تاریخی و گردشگری در زبان انگلیسی
موزهها، کتابخانهها، سالنهای اجرا و مراکز علمی از مکانهایی هستند که برای یادگیری، تماشای آثار هنری یا شرکت در رویدادهای فرهنگی به آنها مراجعه میکنیم.
castle
قلعه
The castle attracts thousands of tourists every year.
این قلعه هر سال هزاران گردشگر را جذب میکند.
palace
کاخ
The palace is famous for its beautiful gardens.
کاخ به باغهای زیبایش معروف است.
historic square
میدان تاریخی
The historic square is a popular meeting point.
میدان تاریخی محل ملاقات محبوبی است.
tower
برج
You can see the whole city from the tower.
میتوانی از بالای برج کل شهر را ببینی.
monument / memorial
بنای یادبود / یادبود
The monument was built to honor the national heroes.
این بنای یادبود برای بزرگداشت قهرمانان ملی ساخته شده است.
open-air museum
موزه فضای باز
The open-air museum shows traditional village life.
موزه فضای باز زندگی سنتی روستایی را به نمایش میگذارد.
historic site
محوطه تاریخی / مکان تاریخی
This historic site dates back more than a thousand years.
قدمت این محوطه تاریخی به بیش از هزار سال پیش برمیگردد.
tourist information center
مرکز اطلاعات گردشگری
You can get free maps at the tourist information center.
میتوانی از مرکز اطلاعات گردشگری نقشه رایگان دریافت کنی.
old town / old quarter
بخش قدیمی شهر / محله قدیمی
The old town is full of narrow streets and cafés.
بخش قدیمی شهر پر از خیابانهای باریک و کافه است.
famous street / iconic street
خیابان مشهور / خیابان نمادین
This iconic street is known for its fashion shops.
این خیابان نمادین به فروشگاههای مدش معروف است.
plaza / town square
میدان مرکزی / پلازا
The plaza gets very lively at night.
میدان شبها بسیار شلوغ و پرجنبوجوش میشود.
historic bridge
پل تاریخی
The historic bridge is one of the city’s top attractions.
پل تاریخی یکی از مهمترین جاذبههای شهر است.
tourist waterfront / seaside promenade
منطقه ساحلی گردشگری / تفرجگاه ساحلی
The tourist waterfront is full of cafés and restaurants.
منطقه ساحلی گردشگری پر از کافه و رستوران است.
طبیعت و فضای باز
برای صحبت درباره پیکنیک، کوهنوردی، کمپینگ یا توصیف مناظر اطراف، به نام مکانها و فضاهای طبیعی نیاز داریم. این واژهها از پارکهای شهری شروع میشوند و تا جنگل، کوه و بیابان ادامه پیدا میکنند.
مناظر و مناطق طبیعی
beach
ساحل
The beach was crowded during the holiday.
ساحل در تعطیلات شلوغ بود.
river
رودخانه
There’s a walking path along the river.
یک مسیر پیادهروی در کنار رودخانه وجود دارد.
lake
دریاچه
We had a picnic by the lake.
کنار دریاچه پیکنیک کردیم.
forest / woods
جنگل
They went hiking in the forest.
آنها برای پیادهروی در طبیعت به جنگل رفتند.
mountain
کوه
The mountain is covered with snow in winter.
کوه در زمستان پوشیده از برف است.
desert
بیابان / کویر
The desert gets very cold at night.
بیابان هنگام شب بسیار سرد میشود.
meadow / field
چمنزار / دشت
The meadow is full of wildflowers in spring.
چمنزار در فصل بهار پر از گلهای وحشی است.
rocky shore / cliffside
ساحل سنگی / دامنه صخرهای
We took photos on the rocky shore.
در ساحل سنگی عکس گرفتیم.
پارک ها، باغ ها و مسیرهای طبیعت گردی در انگلیسی
پارکها و باغها برای استراحت و تفریح مناسباند؛ درحالیکه مسیرهای پیادهروی، دوچرخهسواری و کمپینگ بیشتر برای فعالیتهای فضای باز به کار میروند.
park
پارک
We go jogging in the park every morning.
ما هر روز صبح در پارک (ملایم) میدویم.
garden
باغ / باغچه
The garden is beautifully decorated with lights.
باغ با چراغها بهزیبایی تزیین شده است.
botanical garden
باغ گیاهشناسی
The botanical garden has rare tropical plants.
باغ گیاهشناسی گیاهان گرمسیری نادری دارد.
national park
پارک ملی
This national park is famous for its waterfalls.
این پارک ملی به آبشارهایش معروف است.
camping site / campsite
محل کمپینگ / اردوگاه
The campsite has clean bathrooms and showers.
محل کمپینگ سرویسهای بهداشتی و دوشهای تمیزی دارد.
walking trail / footpath
مسیر پیادهروی
This walking trail is perfect for beginners.
این مسیر پیادهروی برای افراد تازهکار عالی است.
bike trail / cycling path
مسیر دوچرخهسواری
The bike trail goes through the forest.
مسیر دوچرخهسواری از میان جنگل میگذرد.
محلهای کار، تولید و اجتماع
محیطهای کاری فقط به اداره و شرکت محدود نمیشوند؛ کارخانهها، انبارها، مراکز توزیع و فضاهای صنعتی نیز هرکدام نام مشخصی دارند.
محیطهای کاری و صنعتی
office building
ساختمان اداری
Our company moved to a new office building last month.
شرکت ما ماه گذشته به یک ساختمان اداری جدید نقلمکان کرد.
office
دفتر کار / اداره
I have to go to the office early tomorrow.
فردا باید زود به دفتر کار بروم.
company / firm
شرکت
The company is hiring new employees this year.
شرکت امسال کارکنان جدید استخدام میکند.
factory
کارخانه
The factory produces car parts.
کارخانه قطعات خودرو تولید میکند.
workshop
کارگاه
He works in a small woodworking workshop.
او در یک کارگاه کوچک نجاری کار میکند.
warehouse / storage facility
انبار / محل نگهداری کالا
The products are stored in a warehouse outside the city.
محصولات در انبار خارج از شهر نگهداری میشوند.
distribution center
مرکز توزیع
All online orders are processed at the distribution center.
تمام سفارشهای آنلاین در مرکز توزیع پردازش میشوند.
power plant
نیروگاه برق
The power plant supplies electricity to several cities.
این نیروگاه برق چند شهر را تأمین میکند.
refinery
پالایشگاه
The refinery processes crude oil into fuel.
پالایشگاه نفت خام را به سوخت تبدیل میکند.
industrial area / industrial zone
منطقه صنعتی
Most factories are located in the industrial area.
بیشتر کارخانهها در منطقه صنعتی قرار دارند.
logistics center
مرکز لجستیک
The logistics center manages all shipments and deliveries.
مرکز لجستیک تمام محمولهها و فرایند تحویل را مدیریت میکند.
farm
مزرعه
They grow organic vegetables on their farm.
آنها در مزرعهشان سبزیجات ارگانیک پرورش میدهند.
industrial lab / industrial laboratory
آزمایشگاه صنعتی
The industrial lab tests the quality of the materials.
آزمایشگاه صنعتی کیفیت مواد را آزمایش میکند.
construction site
محل ساختوساز / کارگاه ساختمانی
Construction at the site will be completed next year.
عملیات ساختوساز در این محل سال آینده به پایان میرسد.
coworking space
فضای کار اشتراکی
Many freelancers prefer working in a coworking space.
بسیاری از فریلنسرها ترجیح میدهند در فضای کار اشتراکی کار کنند.
مکان های مذهبی و اجتماعی
این گروه فقط شامل عبادتگاه ها نیست؛ این گروه فقط شامل عبادتگاهها نیست؛ مراکز خیریه، سالنهای اجتماعات و مکانهایی که برای ارائه خدمات اجتماعی یا برگزاری مراسم استفاده میشوند نیز در همین دسته قرار میگیرند.
| کلمه | معنی |
|---|---|
| church | کلیسا |
| mosque | مسجد |
| temple | معبد |
| synagogue | کنیسه |
| community center | مرکز اجتماعی / مرکز محلی |
| community hall public hall | سالن اجتماعات / سالن عمومی |
| cemetery | قبرستان / گورستان |
| charity center | مرکز خیریه |
| homeless shelter | پناهگاه بیخانمانها |
| social services center | مرکز خدمات اجتماعی |
| wedding hall | تالار عروسی |
| marriage registry registry office | دفتر ثبت ازدواج |
| neighborhood association | انجمن محلی |
| community house | خانه محله / مرکز محلی |
به این جملات مثال توجه کنید:
The church is open to visitors every day.
کلیسا هر روز برای بازدیدکنندگان باز است.
There is a beautiful mosque near the river.
یک مسجد زیبا نزدیک رودخانه وجود دارد.
The temple is an important place for local ceremonies.
معبد مکان مهمی برای برگزاری مراسم محلی است.
The synagogue organizes community events every month.
کنیسه هر ماه رویدادهای اجتماعی برگزار میکند.
The community center offers free classes for adults.
مرکز اجتماعی کلاسهای رایگانی برای بزرگسالان برگزار میکند.
The community hall is used for weddings and meetings.
سالن اجتماعات برای برگزاری مراسم عروسی و جلسهها استفاده میشود.
The cemetery is located on a quiet hill outside the town.
قبرستان روی تپهای آرام در خارج از شهر قرار دارد.
The charity center collects clothes for people in need.
مرکز خیریه برای افراد نیازمند لباس جمعآوری میکند.
The homeless shelter provides meals every evening.
پناهگاه بیخانمانها هر شب غذا در اختیار افراد قرار میدهد.
You can apply for financial support at the social services center.
میتوانی در مرکز خدمات اجتماعی برای دریافت کمک مالی درخواست بدهی.
The wedding hall can accommodate up to 300 guests.
تالار عروسی ظرفیت پذیرایی از حداکثر ۳۰۰ مهمان را دارد.
They registered their marriage at the registry office.
آنها ازدواجشان را در دفتر ثبت ازدواج ثبت کردند.
The neighborhood association organizes cleanup events.
انجمن محلی برنامههایی برای پاکسازی محله برگزار میکند.
The community house holds workshops for local residents.
خانه محله برای ساکنان محلی کارگاه برگزار میکند.
نام مکان ها را چطور در جمله به کار ببریم؟
شناختن واژهها کافی نیست؛ باید بدانیم هنگام صحبت کردن درباره رفتن به یک مکان یا حضور داشتن در آن، از چه ساختاری استفاده کنیم.
رفتن به یک مکان با go to
برای گفتن اینکه به مکانی میرویم، معمولا از ساختار go to + place استفاده میکنیم:
I need to go to the post office.
باید به اداره پست بروم.
She went to the pharmacy after work.
او بعد از کار به داروخانه رفت.
We’re going to the shopping mall this afternoon.
امروز بعدازظهر به مرکز خرید میرویم.
در بعضی عبارتهای پرکاربرد، حرف اضافه to حذف میشود:
I’m going home.
دارم به خانه میروم.
استفاده از at و in برای مکانها
حرف اضافه at معمولا زمانی استفاده میشود که خود مکان یا فعالیت انجامشده در آن مهم باشد:
I’m at the airport.
من در فرودگاه هستم.
She’s waiting at the bus stop.
او در ایستگاه اتوبوس منتظر است.
حرف اضافه in بیشتر بر داخل یک ساختمان، فضا یا محدوده تاکید میکند:
He is in the hospital room.
او داخل اتاق بیمارستان است.
They live in the city center.
آنها در مرکز شهر زندگی میکنند.
در بسیاری از موقعیتها هر دو حرف اضافه ممکناند، اما معنی جمله کمی تغییر میکند:
I’m at the hospital.
من در بیمارستان هستم (ممکن است برای ملاقات، کار یا درمان آنجا باشم.)
I’m in the hospital.
من در بیمارستان بستری هستم یا داخل ساختمان بیمارستان قرار دارم.
تفاوت بعضی نامها در انگلیسی آمریکایی و بریتانیایی
نام برخی مکانها در انگلیسی آمریکایی و بریتانیایی متفاوت است:
parking lot (AmE) / car park (BrE)
پارکینگ
gas station (AmE) / petrol station (BrE)
پمپ بنزین
sidewalk (AmE) / pavement (BrE)
پیادهرو
drugstore (AmE) / chemist’s (BrE)
داروخانه
movie theater (AmE) / cinema (BrE)
سینما
هر دو شکل درست هستند؛ بهتر است هنگام صحبت یا نوشتن، یکی از گونههای انگلیسی را انتخاب کنید و تا حد امکان همان را ادامه دهید.
جمع بندی
در این مقاله، نام مکانهای مختلف را در دستههایی مانند فضاهای شهری، مراکز عمومی، فروشگاهها، جاذبهها، محیطهای طبیعی و محلهای کاری مرور کردیم. برای یادگیری بهتر، واژهها را همراه با مثال تمرین کنید و آنها را در جملههای مرتبط با محیط اطراف خود به کار ببرید.
سوالات متداول
تفاوت place و location چیست؟
place معنای عمومیتری دارد، اما location بیشتر به موقعیت دقیق یک مکان اشاره میکند.
تفاوت shop و store چیست؟
shop در انگلیسی بریتانیایی و store در انگلیسی آمریکایی رایجتر است.
برای رفتن به مکانها از چه ساختاری استفاده میشود؟
معمولا از ساختار مکان + go to استفاده میکنیم؛ مانند go to the bank.
چگونه نام مکانها در انگلیسی را بهتر حفظ کنیم؟
آنها را بر اساس دستهبندی یاد بگیرید و برای هر واژه یک جمله مرتبط با زندگی خودتان بسازید.
دیدگاهتان را بنویسید