جستجو برای:
  • صفحه اصلی
  • آموزش رایگان زبان
    • آموزش زبان ترکی استانبولی
    • آموزش رایگان زبان انگلیسی
    • آموزش زبان فرانسه
    • آموزش زبان آلمانی
  • پادکست های آموزشی
    • پادکست زبان ترکی استانبولی
    • پادکست زبان انگلیسی
    • پادکست زبان آلمانی
    • پادکست زبان فرانسه
  • دوره های آموزشی
  • تماس با ما
    • درباره ما
  • حساب کاربری
 
  • 02191035152
زبان مستر
  • زبان مستر
  • دوره های آموزشی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان ترکی استانبولی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان انگلیسی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان آلمانی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان فرانسه
  • آموزش رایگان زبان
    • آموزش زبان ترکی استانبولی
    • آموزش رایگان زبان انگلیسی
    • آموزش زبان آلمانی
    • آموزش زبان فرانسه
  • پادکست های آموزشی
    • پادکست زبان ترکی استانبولی
    • پادکست زبان انگلیسی
    • پادکست زبان آلمانی
    • پادکست زبان فرانسه
ورود کاربر

بلاگ

زبان مستر بلاگ مقالات زبان انگلیسی مکان ها در زبان انگلیسی | فضاهای شهری، عمومی و طبیعی

مکان ها در زبان انگلیسی | فضاهای شهری، عمومی و طبیعی

۱۴۰۵/۰۴/۲۵
ارسال شده توسط مصطفی ساهری
مقالات زبان انگلیسی
1.74k بازدید
لیست مکان ها در زبان انگلیسی
دانلود نسخه PDF مقاله

از شهرداری و بیمارستان گرفته تا ایستگاه قطار، فروشگاه، رستوران و مناطق طبیعی، نام مکان‌ها در بسیاری از جمله‌های روزمره به کار می‌روند. در این مقاله، مجموعه‌ای گسترده از این واژه‌ها را در دسته‌بندی‌های مشخص می‌بینید و برای هرکدام معنی فارسی، مثال انگلیسی و ترجمه جمله ارائه شده است.

موضوعات این مقاله
1 مکان‌های اصلی در زندگی شهری
2 اداره‌ها و مراکز خدمات عمومی
3 مراکز درمانی و پزشکی
4 ایستگاه ها، مسیرها و جابجایی
5 خرید، غذا و کارهای روزمره
6 رستوران ها، کافه ها و خوراکی فروشی ها
7 تفریح، فرهنگ و گردش
8 طبیعت و فضای باز
9 محل‌های کار، تولید و اجتماع
10 نام مکان ها را چطور در جمله به کار ببریم؟
11 جمع بندی
12 سوالات متداول
بیشتر بخوانید: آموزش انگلیسی در سفر

مکان‌های اصلی در زندگی شهری

بخش بزرگی از رفت‌وآمدها و کارهای روزانه ما در محله‌ها، خیابان‌ها، اداره‌ها و مراکز درمانی انجام می‌شود. ابتدا با واژه‌هایی آشنا می‌شویم که برای نام بردن از قسمت‌های مختلف یک شهر به کار می‌روند.

محله‌ها، خیابان‌ها و فضاهای شهری

city

شهر

This city is famous for its modern architecture.

این شهر به معماری مدرنش مشهور است.


city center / downtown

مرکز شهر

The city center is always crowded on weekends.

مرکز شهر آخر هفته‌ها همیشه شلوغ است.


suburbs

حومه شهر

Many families prefer to live in the suburbs.

خیلی از خانواده‌ها ترجیح می‌دهند در حومه شهر زندگی کنند.


neighborhood

محله

This neighborhood is safe and quiet.

این محله امن و آرام است.


district / area

منطقه / ناحیه

This district is known for its old buildings.

این ناحیه به ساختمان‌های قدیمی‌اش معروف است.


boulevard

بلوار

The boulevard is lined with tall trees.

در دو طرف بلوار درختان بلندی قرار دارند.


main street

خیابان اصلی

Most restaurants are on the main street.

بیشتر رستوران‌ها در خیابان اصلی هستند.


alley / alleyway

کوچه / کوچه باریک

Their house is located in a quiet alley.

خانه‌شان در یک کوچه آرام قرار دارد.


sidewalk / pavement

پیاده‌رو

Please walk on the sidewalk for your safety.

لطفا برای امنیت خودتان روی پیاده‌رو راه بروید.


crosswalk / pedestrian crossing

گذرگاه عابر پیاده

Always use the crosswalk when crossing the street.

هنگام عبور از خیابان همیشه از گذرگاه عابر استفاده کن.


square

میدان

The central square is a popular meeting spot.

میدان مرکزی محل دیدار محبوبی است.


street parking

پارکینگ خیابانی

Finding street parking here is almost impossible.

پیدا کردن پارکینگ خیابانی اینجا تقریبا غیرممکن است.


pedestrian bridge / footbridge

پل عابر پیاده

A pedestrian bridge connects the two sides of the park.

یک پل عابر دو طرف پارک را به هم وصل می‌کند.


underpass

زیرگذر

You can use the underpass to cross the busy road safely.

می‌توانی برای رد شدن از خیابان شلوغ از زیرگذر استفاده کنی.


bridge

پل

The bridge offers a great view of the river.

پل منظره زیبایی از رودخانه دارد.


green space / urban green area

فضای سبز شهری

The city has added more green spaces for residents.

شهر فضای سبز بیشتری برای ساکنان اضافه کرده است.

بیشتر بخوانید: حمل و نقل در زبان انگلیسی

اداره‌ها و مراکز خدمات عمومی

برای انجام کارهایی مانند ثبت مدارک، پرداخت مالیات، ارسال مرسوله یا پیگیری مسائل قانونی و اداری، به مراکز مختلفی مراجعه می‌کنیم. جدول زیر نام مهم‌ترین این مکان‌ها را نشان می‌دهد.

کلمهمعنی
city hallشهرداری / ساختمان اصلی شهر
governor’s officeفرمانداری / استانداری
civil registry officeاداره ثبت احوال
tax officeاداره مالیات
post officeاداره پست
electricity office power companyاداره برق / شرکت برق
water supply officeاداره آب
gas companyاداره گاز / شرکت گاز
employment office job centerاداره کار / مرکز کاریابی
police stationکلانتری / پاسگاه پلیس
immigration officeاداره مهاجرت
courthouseدادگاه / ساختمان دادگاه

به مثال‌های زیر با هر کدام از این کلمات دقت کنید:

1- I need to go to the city hall to renew my ID card.

باید به شهرداری بروم تا کارت شناسایی‌ام را تمدید کنم.

—

2- The governor’s office announced new regulations today.

فرمانداری امروز مقررات جدیدی را اعلام کرد.

—

3- You have to register the birth at the civil registry office.

باید تولد را در اداره ثبت احوال ثبت کنی.

—

4- I must visit the tax office to submit my documents.

باید برای تحویل مدارکم به اداره مالیات مراجعه کنم.

—

5- I’m going to the post office to send an important letter.

دارم به اداره پست می‌روم تا یک نامه مهم ارسال کنم.

—

6- You can pay your bill at the electricity office.

می‌توانی قبضت را در اداره برق پرداخت کنی.

—

7- The water supply office will check the pipes tomorrow.

اداره آب فردا لوله‌ها را بررسی می‌کند.

—

8- The gas company sent a technician to inspect the heater.

شرکت گاز یک تکنسین فرستاد تا بخاری را بررسی کند.

—

9- You can get job information at the employment office.

می‌توانی اطلاعات شغلی را از اداره کار دریافت کنی.

—

10 – You should report the theft at the police station.

باید سرقت را در کلانتری گزارش بدهی.

—

11 – I have an appointment at the immigration office next Monday.

دوشنبه آینده در اداره مهاجرت وقت دارم.

—

12 – The hearing will be held at the courthouse tomorrow.

جلسه رسیدگی فردا در دادگاه برگزار می‌شود.

مراکز درمانی و پزشکی

از مراجعه معمولی به پزشک تا انجام آزمایش، تصویربرداری یا دریافت خدمات اورژانسی، هر مرکز درمانی نام مشخصی دارد. در ادامه، واژه‌های مربوط به مهم‌ترین مکان‌های پزشکی را همراه با مثال می‌بینید.

hospital

بیمارستان

My mother is staying at the hospital for a few days.

مادرم برای چند روز در بیمارستان بستری است.


clinic

درمانگاه / کلینیک

You can visit the clinic without an appointment.

بدون وقت قبلی می‌توانی به درمانگاه مراجعه کنی.


doctor’s office

مطب دکتر

I have a check-up at the doctor’s office this afternoon.

امروز عصر در مطب دکتر چک‌آپ دارم.


emergency room / ER

اورژانس

He was taken to the emergency room after the accident.

بعد از تصادف به اورژانس منتقل شد.


pharmacy / drugstore

داروخانه

I need to stop by the pharmacy to pick up my medicine.

باید به داروخانه بروم تا دارویم را بگیرم.


medical laboratory / lab

آزمایشگاه پزشکی

You can get your blood test done at the medical lab.

می‌توانی آزمایش خونت را در آزمایشگاه پزشکی انجام بدهی.


imaging center / radiology center

مرکز تصویربرداری / مرکز رادیولوژی

She has an appointment at the imaging center for an MRI.

او برای ام‌آر‌آی در مرکز تصویربرداری وقت دارد.


dental clinic / dentist’s offic e

کلینیک دندان‌پزشکی / مطب دندان‌پزشک

I’m going to the dental clinic for a tooth filling.

برای پر کردن دندانم به کلینیک دندان‌پزشکی می‌روم.


eye clinic / ophthalmology center

کلینیک چشم‌پزشکی / مرکز چشم‌پزشکی

The eye clinic is famous for its experienced doctors.

این کلینیک چشم‌پزشکی به‌خاطر پزشکان باتجربه‌اش معروف است.


vaccination center

مرکز واکسیناسیون

You need to visit the vaccination center for your booster shot.

باید برای دریافت دوز یادآور به مرکز واکسیناسیون مراجعه کنی.


rehabilitation center

مرکز توان‌بخشی

He is recovering at a rehabilitation center after surgery.

او بعد از عمل در مرکز توان‌بخشی دوره بهبودی را می‌گذراند.


ambulance station / EMS station

پایگاه آمبولانس / پایگاه اورژانس

The ambulance station responds to emergencies in the area.

پایگاه اورژانس به موارد اضطراری منطقه رسیدگی می‌کند.

بیشتر بخوانید: مکالمه انگلیسی در مطب دکتر

ایستگاه ها، مسیرها و جابجایی

برای صحبت درباره رفت‌وآمد، فقط نام وسایل نقلیه کافی نیست؛ ایستگاه‌ها، پایانه‌ها، جاده‌ها و بخش‌های مختلف مسیر نیز واژگان مخصوص خود را دارند.

ایستگاه‌ها و پایانه‌های مسافرتی

airport

فرودگاه

We arrived at the airport three hours before our flight.

سه ساعت قبل از پروازمان به فرودگاه رسیدیم.


train station

ایستگاه قطار

The train station is always crowded in the mornings.

ایستگاه قطار صبح‌ها همیشه شلوغ است.


subway station / metro station

ایستگاه مترو

Where’s the subway station?

ایستگاه مترو کجاست؟


bus station

پایانه اتوبوس

—

bus stop

ایستگاه اتوبوس

There’s a bus stop right in front of my building.

یک ایستگاه اتوبوس درست جلوی ساختمان من قرار دارد.


intercity bus terminal

پایانه اتوبوس‌های بین‌شهری

The intercity bus terminal is open 24 hours.

پایانه اتوبوس‌های بین‌شهری به‌صورت شبانه‌روزی باز است.


taxi stand

ایستگاه تاکسی

You can find a taxi stand next to the mall.

کنار مرکز خرید یک ایستگاه تاکسی وجود دارد.


high-speed train station

ایستگاه قطار سریع‌السیر

The high-speed train station is connected to the airport.

ایستگاه قطار سریع‌السیر به فرودگاه متصل است.


port

بندر

—

harbor

بندرگاه / لنگرگاه

—

ferry terminal

پایانه کشتی مسافربری

The ferry terminal is on the north side of the harbor.

پایانه کشتی مسافربری در سمت شمال بندرگاه قرار دارد.


runway

باند فرودگاه

The runway is closed for maintenance.

باند فرودگاه برای انجام تعمیرات بسته است.


gate

گیت پرواز

Your flight will depart from gate 12.

پروازت از گیت شماره ۱۲ انجام می‌شود.

جاده‌ها، پارکینگ‌ها و مسیرهای عبور

هنگام رانندگی یا توضیح مسیر، نام جاده‌ها، تقاطع‌ها، پارکینگ‌ها و بخش‌های مختلف مسیر زیاد به کار می‌رود. واژه‌های این بخش به موقعیت‌هایی مربوط می‌شوند که در رفت‌وآمدهای شهری و بین‌شهری با آن‌ها روبه‌رو هستیم.

کلمهمعنی
parking lot car parkپارکینگ
parking garage multi-storey car parkپارکینگ طبقاتی
gas station (AmE) petrol station (BrE)پمپ بنزین
toll booth toll stationعوارضی
highway freewayبزرگراه
intersection crossroadsتقاطع / چهارراه
U-turn U-turn spotدوربرگردان / محل دوربرگردان
main roadجاده اصلی
side roadجاده فرعی
road bridgeپل جاده‌ای / پل مخصوص خودرو

و اما جملات مثال با هر کدام از این کلمات:

1- The parking lot is completely full today.

امروز پارکینگ کاملا پر است.

—

2- You can leave your car in the parking garage.

می‌توانی ماشینت را در پارکینگ طبقاتی بگذاری.

—

3- We stopped at a gas station to fill up the tank.

برای پر کردن باک در یک پمپ بنزین توقف کردیم.

—

4- You need to pay at the toll booth before entering the highway.

قبل از ورود به بزرگراه باید عوارض را پرداخت کنی.

—

5- The highway was closed due to heavy snow.

بزرگراه به‌خاطر بارش سنگین برف بسته بود.

—

6- Turn left at the next intersection.

در تقاطع بعدی به چپ بپیچ.

—

7- There’s a U-turn spot ahead.

جلوتر یک محل دوربرگردان وجود دارد.

—

8- The main road connects the city to the airport.

جاده اصلی شهر را به فرودگاه متصل می‌کند.

—

9- Take the side road to avoid traffic.

برای دور زدن ترافیک وارد جاده فرعی شو.

—

10 – The road bridge crosses over the river.

پل جاده‌ای از روی رودخانه عبور می‌کند.

بیشتر بخوانید: آموزش آدرس دادن به انگلیسی

خرید، غذا و کارهای روزمره

بسیاری از کارهای روزانه ما به خرید مواد غذایی، لباس، وسایل خانه و سایر محصولات موردنیاز مربوط می‌شود. در این بخش، نام فروشگاه‌های عمومی و تخصصی را یاد می‌گیریم.

فروشگاه‌ها و مراکز خرید

supermarket

سوپرمارکت

I bought some fresh vegetables from the supermarket.

چند سبزی تازه از سوپرمارکت خریدم.


grocery store

فروشگاه مواد غذایی کوچک / بقالی

There is a small grocery store near my house.

نزدیک خانه‌ام یک فروشگاه مواد غذایی کوچک وجود دارد.


shopping mall / shopping center

مرکز خرید / پاساژ

This mall has more than 200 shops.

این مرکز خرید بیش از ۲۰۰ فروشگاه دارد.


department store

فروشگاه بزرگ چندبخشی

I found a nice jacket at the department store.

در فروشگاه بزرگ یک کاپشن زیبا پیدا کردم.


bakery

نانوایی

The bakery sells fresh bread every morning.

نانوایی هر روز صبح نان تازه می‌فروشد.


butcher’s shop / butcher’s

قصابی

I bought some chicken from the butcher’s.

از قصابی مقداری گوشت مرغ خریدم.


fruit shop / greengrocer’s

میوه‌فروشی

The fruit shop had very sweet apples today.

میوه‌فروشی امروز سیب‌های بسیار شیرینی داشت.


bookstore

کتاب‌فروشی

I bought a great novel from the bookstore.

یک رمان عالی از کتاب‌فروشی خریدم.


beauty store

فروشگاه لوازم آرایشی و بهداشتی

You can find skincare products at the beauty store.

می‌توانی محصولات مراقبت از پوست را در فروشگاه لوازم آرایشی و بهداشتی پیدا کنی.


clothing store

فروشگاه لباس

She bought a new dress from the clothing store.

او یک لباس جدید از فروشگاه لباس خرید.


shoe store

کفش‌فروشی

I need to go to the shoe store for new sneakers.

باید برای خرید کتانی جدید به کفش‌فروشی بروم.


electronics store

فروشگاه لوازم الکترونیکی

They sell laptops and phones at the electronics store.

در فروشگاه لوازم الکترونیکی لپ‌تاپ و گوشی می‌فروشند.


home appliances store

فروشگاه لوازم خانگی

We bought a new oven from the home appliances store.

ما یک فر جدید از فروشگاه لوازم خانگی خریدیم.


furniture store

فروشگاه مبلمان

The furniture store has a big sale this week.

فروشگاه مبلمان این هفته حراج بزرگی دارد.


pet shop / pet store

فروشگاه لوازم حیوانات خانگی / پت‌شاپ

You can buy pet food at the pet shop.

می‌توانی غذای حیوانات را از پت‌شاپ بخری.


sports store / sporting goods store

فروشگاه لوازم ورزشی

He bought new tennis shoes from the sports store.

او کفش تنیس جدیدی از فروشگاه لوازم ورزشی خرید.


hardware store

ابزارفروشی

We need to go to the hardware store for some tools.

باید برای خرید چند ابزار به ابزارفروشی برویم.


jewelry store

جواهرفروشی

He bought a gold necklace at the jewelry store.

او یک گردنبند طلا از جواهرفروشی خرید.


local market / bazaar

بازار محلی / بازار

You can find fresh spices at the local market.

می‌توانی ادویه‌های تازه را در بازار محلی پیدا کنی.


flea market

بازار اجناس دست‌دوم

We found some antique items at the flea market.

در بازار اجناس دست‌دوم چند وسیله عتیقه پیدا کردیم.

بیشتر بخوانید: خرید به انگلیسی

رستوران ها، کافه ها و خوراکی فروشی ها

محل های تهیه و سرو غذا فقط به رستوران و کافه محدود نمی‌شوند. برای نام بردن از فست‌فودی، شیرینی‌فروشی، آب‌میوه‌فروشی و رستوران‌های تخصصی نیز واژه‌های متفاوتی به کار می‌رود.

restaurant

رستوران

We had dinner at a small Italian restaurant.

شام را در یک رستوران ایتالیایی کوچک خوردیم.


café / coffee shop

کافه / کافی‌شاپ

Let’s meet at the café around 4 p.m.

حدود ساعت چهار در کافه همدیگر را ببینیم.


fast-food restaurant

رستوران فست‌فود

He grabbed a quick meal at a fast-food place.

او در یک فست‌فودی سریع غذا خورد.


sandwich shop

ساندویچی

This sandwich shop makes the best chicken sandwiches.

این ساندویچی بهترین ساندویچ‌های مرغ را درست می‌کند.


ice cream shop / ice cream parlor

بستنی‌فروشی

We took the kids to the ice cream shop.

بچه‌ها را به بستنی‌فروشی بردیم.


bakery / pastry shop / patisserie

شیرینی‌فروشی

The pastry shop sells delicious cakes.

شیرینی‌فروشی کیک‌های خوشمزه‌ای می‌فروشد.


coffee & bakery shop / bakery café

کافه‌نانوایی

I usually buy my breakfast at the coffee and bakery shop.

من معمولا صبحانه‌ام را از کافه‌نانوایی می‌خرم.


steakhouse

رستوران استیک

This steakhouse is famous for its grilled beef.

این رستورانِ استیک به گوشت گریل‌شده‌اش معروف است.


sushi bar

سوشی‌بار / رستوران سوشی

We tried a new sushi bar last night.

دیشب یک سوشی‌بار جدید را امتحان کردیم.


pizzeria

پیتزافروشی

The pizzeria near our house makes amazing pizza.

پیتزافروشی نزدیک خانه ما پیتزای فوق‌العاده‌ای درست می‌کند.


local restaurant / traditional restaurant

رستوران محلی / رستوران سنتی

You should try the traditional restaurant downtown.

باید رستوران سنتی مرکز شهر را امتحان کنی.


juice bar / smoothie bar

آب‌میوه‌فروشی / اسموتی‌فروشی

She ordered a fresh mango juice at the juice bar.

او در آب‌میوه‌فروشی یک آب‌انبه تازه سفارش داد.


tea house

چای‌خانه

We spent the evening at a traditional tea house.

عصر را در یک چای‌خانه سنتی گذراندیم.


food court

فودکورت

The food court has many different cuisines to choose from.

در فودکورت می‌توان از میان غذاهای متنوعی انتخاب کرد.


takeaway / takeout place

رستوران بیرون‌بر

We went to a takeout place because we were too tired to cook.

چون برای آشپزی خیلی خسته بودیم، به یک رستوران بیرون‌بر رفتیم.

بیشتر بخوانید: مکالمه انگلیسی در رستوران

تفریح، فرهنگ و گردش

بعضی مکان‌ها برای ورزش و سرگرمی ساخته شده‌اند و بعضی دیگر برای تماشای فیلم، آشنایی با هنر یا بازدید از آثار تاریخی. ابتدا سراغ فضاهای تفریحی و ورزشی می‌رویم.

مراکز تفریحی و ورزشی

gym / fitness center

باشگاه ورزشی / مرکز تناسب‌اندام

I joined a gym to stay healthy.

برای سالم ماندن در یک باشگاه ورزشی ثبت‌نام کردم.


stadium

ورزشگاه / استادیوم

The stadium can hold more than 50,000 people.

این ورزشگاه بیش از ۵۰ هزار نفر ظرفیت دارد.


swimming pool

استخر

The swimming pool is open until 10 p.m.

استخر تا ساعت ۱۰ شب باز است.


water park

پارک آبی

The kids loved the slides at the water park.

بچه‌ها سرسره‌های پارک آبی را خیلی دوست داشتند.


amusement park / theme park

شهربازی / پارک موضوعی

We spent the whole day at the amusement park.

تمام روز را در شهربازی گذراندیم.


bowling alley

سالن بولینگ

We often go to the bowling alley on Fridays.

ما معمولا جمعه‌ها به سالن بولینگ می‌رویم.


playground

زمین بازی / پارک کودکان

The playground has new swings and slides.

زمین بازی تاب‌ها و سرسره‌های جدیدی دارد.


billiard hall / pool hall

سالن بیلیارد

They spent the evening at the billiard hall.

آن‌ها عصر را در سالن بیلیارد گذراندند.


arcade / game center

سالن بازی / مرکز بازی

The arcade is popular among teenagers.

سالن بازی میان نوجوانان محبوب است.


nightclub

کلوپ شبانه

The nightclub gets crowded after midnight.

کلوپ شبانه بعد از نیمه‌شب شلوغ می‌شود.


dance hall

dance studio

سالن رقص

She takes salsa classes at a dance studio.

او در یک استودیوی رقص در کلاس‌های سالسا شرکت می‌کند.


ice rink / ice-skating rink

پیست اسکیت روی یخ

The ice rink is open during the winter season.

پیست اسکیت روی یخ در فصل زمستان باز است.

بیشتر بخوانید: ورزش ها به انگلیسی

مکان‌های فرهنگی، هنری و آموزشی

موزه‌ها، کتابخانه‌ها، سالن‌های اجرا و مراکز علمی از مکان‌هایی هستند که برای یادگیری، تماشای آثار هنری یا شرکت در رویدادهای فرهنگی به آن‌ها مراجعه می‌کنیم.

cinema / movie theater

سینما

We’re going to the cinema tonight to watch a new movie.

امشب به سینما می‌رویم تا یک فیلم جدید ببینیم.

بیشتر بخوانید: لغات فیلم و سینما در انگلیسی

theater

تئاتر / سالن تئاتر

The theater tickets were sold out quickly.

بلیت‌های تئاتر خیلی زود تمام شدند.


concert hall

سالن کنسرت / تالار کنسرت

The concert hall was completely full last night.

سالن کنسرت دیشب کاملا پر بود.


museum

موزه

The museum has a special exhibition this month.

موزه این ماه یک نمایشگاه ویژه دارد.


art gallery

گالری هنری

She bought a painting from a small art gallery.

او از یک گالری هنری کوچک یک نقاشی خرید.


public library

کتابخانه عمومی

You can borrow up to ten books from the public library.

می‌توانی حداکثر ده کتاب از کتابخانه عمومی امانت بگیری.


exhibition hall / exhibition center

سالن نمایشگاه / مرکز نمایشگاهی

The exhibition hall is hosting a tech fair today.

سالن نمایشگاه امروز میزبان یک نمایشگاه فناوری است.


conference hall / convention center

سالن همایش / مرکز همایش

The conference hall will hold an international seminar tomorrow.

فردا یک سمینار بین‌المللی در سالن همایش برگزار می‌شود.


cultural center

مرکز فرهنگی

The cultural center offers free language classes.

مرکز فرهنگی کلاس‌های زبان رایگان برگزار می‌کند.


opera house

خانه اپرا / تالار اپرا

The opera house is famous for its impressive architecture.

تالار اپرا به معماری چشمگیرش مشهور است.


symphony hall

تالار سمفونی

We attended a concert at the symphony hall.

ما در تالار سمفونی در یک کنسرت شرکت کردیم.


heritage center / cultural heritage museum

مرکز میراث فرهنگی / موزه میراث فرهنگی

The heritage center displays traditional clothing and household items.

مرکز میراث فرهنگی لباس‌های سنتی و وسایل قدیمی خانه را به نمایش می‌گذارد.


science center / science museum

مرکز علوم / موزه علوم

The science center is very popular among students.

مرکز علوم میان دانش‌آموزان بسیار محبوب است.


aquarium

آکواریوم

The aquarium has sharks and many rare fish species.

آکواریوم کوسه‌ها و گونه‌های نادر زیادی از ماهی‌ها دارد.


bird park

باغ پرندگان

The bird park has parrots from different countries.

باغ پرندگان طوطی‌هایی از کشورهای مختلف دارد.


petting zoo

باغ‌وحش تعاملی / محل نگهداری حیوانات اهلی

Children can feed and touch the animals at the petting zoo.

کودکان می‌توانند در باغ‌وحش تعاملی به حیوانات غذا بدهند و آن‌ها را لمس کنند.

جاذبه های تاریخی و گردشگری در زبان انگلیسی

موزه‌ها، کتابخانه‌ها، سالن‌های اجرا و مراکز علمی از مکان‌هایی هستند که برای یادگیری، تماشای آثار هنری یا شرکت در رویدادهای فرهنگی به آن‌ها مراجعه می‌کنیم.

castle

قلعه

The castle attracts thousands of tourists every year.

این قلعه هر سال هزاران گردشگر را جذب می‌کند.


palace

کاخ

The palace is famous for its beautiful gardens.

کاخ به باغ‌های زیبایش معروف است.


historic square

میدان تاریخی

The historic square is a popular meeting point.

میدان تاریخی محل ملاقات محبوبی است.


tower

برج

You can see the whole city from the tower.

می‌توانی از بالای برج کل شهر را ببینی.


monument / memorial

بنای یادبود / یادبود

The monument was built to honor the national heroes.

این بنای یادبود برای بزرگداشت قهرمانان ملی ساخته شده است.


open-air museum

موزه فضای باز

The open-air museum shows traditional village life.

موزه فضای باز زندگی سنتی روستایی را به نمایش می‌گذارد.


historic site

محوطه تاریخی / مکان تاریخی

This historic site dates back more than a thousand years.

قدمت این محوطه تاریخی به بیش از هزار سال پیش برمی‌گردد.


tourist information center

مرکز اطلاعات گردشگری

You can get free maps at the tourist information center.

می‌توانی از مرکز اطلاعات گردشگری نقشه رایگان دریافت کنی.


old town / old quarter

بخش قدیمی شهر / محله قدیمی

The old town is full of narrow streets and cafés.

بخش قدیمی شهر پر از خیابان‌های باریک و کافه است.


famous street / iconic street

خیابان مشهور / خیابان نمادین

This iconic street is known for its fashion shops.

این خیابان نمادین به فروشگاه‌های مدش معروف است.


plaza / town square

میدان مرکزی / پلازا

The plaza gets very lively at night.

میدان شب‌ها بسیار شلوغ و پرجنب‌وجوش می‌شود.


historic bridge

پل تاریخی

The historic bridge is one of the city’s top attractions.

پل تاریخی یکی از مهم‌ترین جاذبه‌های شهر است.


tourist waterfront / seaside promenade

منطقه ساحلی گردشگری / تفرجگاه ساحلی

The tourist waterfront is full of cafés and restaurants.

منطقه ساحلی گردشگری پر از کافه و رستوران است.

بیشتر بخوانید: اصطلاحات گردشگری به انگلیسی

طبیعت و فضای باز

برای صحبت درباره پیک‌نیک، کوهنوردی، کمپینگ یا توصیف مناظر اطراف، به نام مکان‌ها و فضاهای طبیعی نیاز داریم. این واژه‌ها از پارک‌های شهری شروع می‌شوند و تا جنگل، کوه و بیابان ادامه پیدا می‌کنند.

مناظر و مناطق طبیعی

beach

ساحل

The beach was crowded during the holiday.

ساحل در تعطیلات شلوغ بود.


river

رودخانه

There’s a walking path along the river.

یک مسیر پیاده‌روی در کنار رودخانه وجود دارد.


lake

دریاچه

We had a picnic by the lake.

کنار دریاچه پیک‌نیک کردیم.


forest / woods

جنگل

They went hiking in the forest.

آن‌ها برای پیاده‌روی در طبیعت به جنگل رفتند.


mountain

کوه

The mountain is covered with snow in winter.

کوه در زمستان پوشیده از برف است.


desert

بیابان / کویر

The desert gets very cold at night.

بیابان هنگام شب بسیار سرد می‌شود.


meadow / field

چمنزار / دشت

The meadow is full of wildflowers in spring.

چمنزار در فصل بهار پر از گل‌های وحشی است.


rocky shore / cliffside

ساحل سنگی / دامنه صخره‌ای

We took photos on the rocky shore.

در ساحل سنگی عکس گرفتیم.

پارک ها، باغ ها و مسیرهای طبیعت گردی در انگلیسی

پارک‌ها و باغ‌ها برای استراحت و تفریح مناسب‌اند؛ درحالی‌که مسیرهای پیاده‌روی، دوچرخه‌سواری و کمپینگ بیشتر برای فعالیت‌های فضای باز به کار می‌روند.

park

پارک

We go jogging in the park every morning.

ما هر روز صبح در پارک (ملایم) می‌دویم.


garden

باغ / باغچه

The garden is beautifully decorated with lights.

باغ با چراغ‌ها به‌زیبایی تزیین شده است.


botanical garden

باغ گیاه‌شناسی

The botanical garden has rare tropical plants.

باغ گیاه‌شناسی گیاهان گرمسیری نادری دارد.


national park

پارک ملی

This national park is famous for its waterfalls.

این پارک ملی به آبشارهایش معروف است.


camping site / campsite

محل کمپینگ / اردوگاه

The campsite has clean bathrooms and showers.

محل کمپینگ سرویس‌های بهداشتی و دوش‌های تمیزی دارد.


walking trail / footpath

مسیر پیاده‌روی

This walking trail is perfect for beginners.

این مسیر پیاده‌روی برای افراد تازه‌کار عالی است.


bike trail / cycling path

مسیر دوچرخه‌سواری

The bike trail goes through the forest.

مسیر دوچرخه‌سواری از میان جنگل می‌گذرد.

محل‌های کار، تولید و اجتماع

محیط‌های کاری فقط به اداره و شرکت محدود نمی‌شوند؛ کارخانه‌ها، انبارها، مراکز توزیع و فضاهای صنعتی نیز هرکدام نام مشخصی دارند.

محیط‌های کاری و صنعتی

office building

ساختمان اداری

Our company moved to a new office building last month.

شرکت ما ماه گذشته به یک ساختمان اداری جدید نقل‌مکان کرد.


office

دفتر کار / اداره

I have to go to the office early tomorrow.

فردا باید زود به دفتر کار بروم.


company / firm

شرکت

The company is hiring new employees this year.

شرکت امسال کارکنان جدید استخدام می‌کند.


factory

کارخانه

The factory produces car parts.

کارخانه قطعات خودرو تولید می‌کند.


workshop

کارگاه

He works in a small woodworking workshop.

او در یک کارگاه کوچک نجاری کار می‌کند.


warehouse / storage facility

انبار / محل نگهداری کالا

The products are stored in a warehouse outside the city.

محصولات در انبار خارج از شهر نگهداری می‌شوند.


distribution center

مرکز توزیع

All online orders are processed at the distribution center.

تمام سفارش‌های آنلاین در مرکز توزیع پردازش می‌شوند.


power plant

نیروگاه برق

The power plant supplies electricity to several cities.

این نیروگاه برق چند شهر را تأمین می‌کند.


refinery

پالایشگاه

The refinery processes crude oil into fuel.

پالایشگاه نفت خام را به سوخت تبدیل می‌کند.


industrial area / industrial zone

منطقه صنعتی

Most factories are located in the industrial area.

بیشتر کارخانه‌ها در منطقه صنعتی قرار دارند.


logistics center

مرکز لجستیک

The logistics center manages all shipments and deliveries.

مرکز لجستیک تمام محموله‌ها و فرایند تحویل را مدیریت می‌کند.


farm

مزرعه

They grow organic vegetables on their farm.

آن‌ها در مزرعه‌شان سبزیجات ارگانیک پرورش می‌دهند.


industrial lab / industrial laboratory

آزمایشگاه صنعتی

The industrial lab tests the quality of the materials.

آزمایشگاه صنعتی کیفیت مواد را آزمایش می‌کند.


construction site

محل ساخت‌وساز / کارگاه ساختمانی

Construction at the site will be completed next year.

عملیات ساخت‌وساز در این محل سال آینده به پایان می‌رسد.


coworking space

فضای کار اشتراکی

Many freelancers prefer working in a coworking space.

بسیاری از فریلنسرها ترجیح می‌دهند در فضای کار اشتراکی کار کنند.

بیشتر بخوانید: آموزش زبان انگلیسی

مکان های مذهبی و اجتماعی

این گروه فقط شامل عبادتگاه ها نیست؛ این گروه فقط شامل عبادتگاه‌ها نیست؛ مراکز خیریه، سالن‌های اجتماعات و مکان‌هایی که برای ارائه خدمات اجتماعی یا برگزاری مراسم استفاده می‌شوند نیز در همین دسته قرار می‌گیرند.

کلمهمعنی
churchکلیسا
mosqueمسجد
templeمعبد
synagogueکنیسه
community centerمرکز اجتماعی / مرکز محلی
community hall public hallسالن اجتماعات / سالن عمومی
cemeteryقبرستان / گورستان
charity centerمرکز خیریه
homeless shelterپناهگاه بی‌خانمان‌ها
social services centerمرکز خدمات اجتماعی
wedding hallتالار عروسی
marriage registry registry officeدفتر ثبت ازدواج
neighborhood associationانجمن محلی
community houseخانه محله / مرکز محلی

به این جملات مثال توجه کنید:

The church is open to visitors every day.

کلیسا هر روز برای بازدیدکنندگان باز است.

There is a beautiful mosque near the river.

یک مسجد زیبا نزدیک رودخانه وجود دارد.

The temple is an important place for local ceremonies.

معبد مکان مهمی برای برگزاری مراسم محلی است.

The synagogue organizes community events every month.

کنیسه هر ماه رویدادهای اجتماعی برگزار می‌کند.

The community center offers free classes for adults.

مرکز اجتماعی کلاس‌های رایگانی برای بزرگسالان برگزار می‌کند.

The community hall is used for weddings and meetings.

سالن اجتماعات برای برگزاری مراسم عروسی و جلسه‌ها استفاده می‌شود.

The cemetery is located on a quiet hill outside the town.

قبرستان روی تپه‌ای آرام در خارج از شهر قرار دارد.

The charity center collects clothes for people in need.

مرکز خیریه برای افراد نیازمند لباس جمع‌آوری می‌کند.

The homeless shelter provides meals every evening.

پناهگاه بی‌خانمان‌ها هر شب غذا در اختیار افراد قرار می‌دهد.

You can apply for financial support at the social services center.

می‌توانی در مرکز خدمات اجتماعی برای دریافت کمک مالی درخواست بدهی.

The wedding hall can accommodate up to 300 guests.

تالار عروسی ظرفیت پذیرایی از حداکثر ۳۰۰ مهمان را دارد.

They registered their marriage at the registry office.

آن‌ها ازدواجشان را در دفتر ثبت ازدواج ثبت کردند.

The neighborhood association organizes cleanup events.

انجمن محلی برنامه‌هایی برای پاک‌سازی محله برگزار می‌کند.

The community house holds workshops for local residents.

خانه محله برای ساکنان محلی کارگاه برگزار می‌کند.

نام مکان ها را چطور در جمله به کار ببریم؟

شناختن واژه‌ها کافی نیست؛ باید بدانیم هنگام صحبت کردن درباره رفتن به یک مکان یا حضور داشتن در آن، از چه ساختاری استفاده کنیم.

رفتن به یک مکان با go to

برای گفتن اینکه به مکانی می‌رویم، معمولا از ساختار go to + place استفاده می‌کنیم:

I need to go to the post office.

باید به اداره پست بروم.

She went to the pharmacy after work.

او بعد از کار به داروخانه رفت.

We’re going to the shopping mall this afternoon.

امروز بعدازظهر به مرکز خرید می‌رویم.

در بعضی عبارت‌های پرکاربرد، حرف اضافه to حذف می‌شود:

I’m going home.

دارم به خانه می‌روم.

استفاده از at و in برای مکان‌ها

حرف اضافه at معمولا زمانی استفاده می‌شود که خود مکان یا فعالیت انجام‌شده در آن مهم باشد:

I’m at the airport.

من در فرودگاه هستم.

She’s waiting at the bus stop.

او در ایستگاه اتوبوس منتظر است.

حرف اضافه in بیشتر بر داخل یک ساختمان، فضا یا محدوده تاکید می‌کند:

He is in the hospital room.

او داخل اتاق بیمارستان است.

They live in the city center.

آن‌ها در مرکز شهر زندگی می‌کنند.

در بسیاری از موقعیت‌ها هر دو حرف اضافه ممکن‌اند، اما معنی جمله کمی تغییر می‌کند:

I’m at the hospital.

من در بیمارستان هستم (ممکن است برای ملاقات، کار یا درمان آنجا باشم.)

I’m in the hospital.

من در بیمارستان بستری هستم یا داخل ساختمان بیمارستان قرار دارم.

تفاوت بعضی نام‌ها در انگلیسی آمریکایی و بریتانیایی

نام برخی مکان‌ها در انگلیسی آمریکایی و بریتانیایی متفاوت است:

parking lot (AmE) / car park (BrE)

پارکینگ

gas station (AmE) / petrol station (BrE)

پمپ بنزین

sidewalk (AmE) / pavement (BrE)

پیاده‌رو

drugstore (AmE) / chemist’s (BrE)

داروخانه

movie theater (AmE) / cinema (BrE)

سینما

هر دو شکل درست هستند؛ بهتر است هنگام صحبت یا نوشتن، یکی از گونه‌های انگلیسی را انتخاب کنید و تا حد امکان همان را ادامه دهید.

جمع بندی

در این مقاله، نام مکان‌های مختلف را در دسته‌هایی مانند فضاهای شهری، مراکز عمومی، فروشگاه‌ها، جاذبه‌ها، محیط‌های طبیعی و محل‌های کاری مرور کردیم. برای یادگیری بهتر، واژه‌ها را همراه با مثال تمرین کنید و آن‌ها را در جمله‌های مرتبط با محیط اطراف خود به کار ببرید.

سوالات متداول

تفاوت place و location چیست؟

place معنای عمومی‌تری دارد، اما location بیشتر به موقعیت دقیق یک مکان اشاره می‌کند.

تفاوت shop و store چیست؟

shop در انگلیسی بریتانیایی و store در انگلیسی آمریکایی رایج‌تر است.

برای رفتن به مکان‌ها از چه ساختاری استفاده می‌شود؟

معمولا از ساختار مکان + go to استفاده می‌کنیم؛ مانند go to the bank.

چگونه نام مکان‌ها در انگلیسی را بهتر حفظ کنیم؟

آن‌ها را بر اساس دسته‌بندی یاد بگیرید و برای هر واژه یک جمله مرتبط با زندگی خودتان بسازید.

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

لوگو زبان مستر فوتر

زبان مستر، در راستای امر ارتقاء سطح آموزش زبان‌ ترکی استانبولی، آموزش زبان فرانسه، آموزش زبان آلمانی و آموزش زبان انگلیسی؛ تلاش بر این دارد تا یادگیری این زبان‌ها را با ابزارهای کاربردی و هم‌چنین پشتیبانی قوی، برای زبان‌آموزان راحت‌تر کند.

  • آدرس: تهران، جردن، عاطفی شرقی، ساسان، پلاک 4
  • 02191035152
  • info@zabanmaster.com
دسترسی سریع
  • بلاگ
  • دوره های آموزشی
  • حساب کاربری
  • درباره ما
  • قوانین و مقررات
  • تماس با ما
  • اپلیکیشن آموزش زبان
مجوزها


logo-samandehi


logo-enamad

nashr-digital

bank-license
تمامی حقوق برای سایت زبان مستر محفوظ می باشد.
icon
مشاوره آموزش زبان انگلیسی
icon
×
icon
ارتباط مستقیم با ما
برای مشاوره و ثبت نام در واتس‌اپ به ما پیام دهید،
اینستاگرام و تلگرام آموزش زبان انگلیسی را دنبال کنید.
جهت ارتباط با ما در واتس‌اپ پیام دهید.
مشاوره و پشتیبانی زبان انگلیسی Whatsapp chat
اینستاگرام آموزش زبان انگلیسی Whatsapp chat
1 +
مشاوره و پشتیبانی زبان انگلیسی
مشاوره و پشتیبانی زبان انگلیسی
مشاوره و پشتیبانی
ارتباط مستقیم در واتس‌اپ
اینستاگرام آموزش زبان انگلیسی
اینستاگرام آموزش زبان انگلیسی
پیج اینستاگرام
تلگرام آموزش زبان انگلیسی
تلگرام آموزش زبان انگلیسی
کانال تلگرام
سوالات متداول
×
icon
سوالات متداول
در این قسمت سوالات متداول کاربران جمع آوری شده است تا در صورتی که شما هم همین سوال را دارید پاسخ سوال خود را پیدا کنید
آموزش 0 تا 100 زبان انگلیسی
تسلط کامل به زبان انگلیسی
تسلط کامل و حرفه ای به زبان انگلیسی، دریافت مدرک آیلتس 7.5 تا 8 و تافل 110 فقط با دوره صفر تا صد زبان انگلیسی زبان مستر میسر است.
مشاهده بیشتر ...
مکالمه انگلیسی در 80 روز
مکالمه محور
مکالمه انگلیسی فقط با روزی 15 دقیقه در 80 روز! آموزش مکالمه انگلیسی با استاد ساهری مدرس وریفای شده دانشگاه کمبریج
مشاهده بیشتر ...
بازگشت

ورود

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

هنوز عضو نشده اید؟ عضویت در سایت