لغات خانه به انگلیسی + مثال، ترجمه و تلفظ صوتی
لغات مربوط به خانه از مهمترین واژگان در آموزش زبان انگلیسی هستند و تقریبا در همهی مکالمات روزمره استفاده میشوند. دانستن لغات خانه به انگلیسی به شما کمک میکند درباره محل زندگی، اتاقها، وسایل و کارهای روزانه بهراحتی صحبت کنید. در این مقاله، انواع خانه به انگلیسی و مهمترین و کاربردیترین لغات خانه به انگلیسی را بهصورت دستهبندیشده و همراه با مثال یاد میگیرید. این آموزش برای زبانآموزان مبتدی تا متوسط کاملاً مناسب است.
انواع خانه به انگلیسی
apartment
آپارتمان
I live in an apartment near the city center.
من در یک آپارتمان نزدیک مرکز شهر زندگی میکنم.
house
خانه (ویلایی / مستقل)
They bought a small house in a quiet neighborhood.
آنها یک خانه کوچک در محلهای آرام خریدند.
villa
ویلا
The villa has a private pool and a large garden.
این ویلا یک استخر خصوصی و یک باغ بزرگ دارد.
duplex
خانه دوبلکس
We moved into a duplex with two floors.
ما به یک خانه دوبلکس دوطبقه نقل مکان کردیم.
studio
آپارتمان استودیویی
She rents a studio with one open space.
او یک آپارتمان استودیویی با یک فضای باز اجاره کرده است.
townhouse
خانه شهری ردیفی
Townhouses are common in this area.
خانههای ردیفی در این منطقه رایج هستند.
bungalow
خانه یکطبقه
My grandparents live in a bungalow.
پدربزرگ و مادربزرگم در یک خانه یکطبقه زندگی میکنند.
cottage
کلبه / خانه روستایی کوچک
They stayed in a cottage by the lake.
آنها در یک کلبه کنار دریاچه اقامت داشتند.
بخشهای اصلی خانه به انگلیسی
entrance
ورودی
The entrance of the house is very wide.
ورودی خانه خیلی عریض است.
hallway
راهرو
Shoes are left in the hallway.
کفشها در راهرو گذاشته میشوند.
stairs
پلهها
The stairs lead to the second floor.
پلهها به طبقه دوم میرسند.
balcony
بالکن
She drinks coffee on the balcony every morning.
او هر صبح روی بالکن قهوه مینوشد.
terrace
تراس
The terrace has a great city view.
تراس منظرهی فوقالعادهای به شهر دارد.
yard
حیاط
The children play in the yard.
بچهها در حیاط بازی میکنند.
garage
پارکینگ / گاراژ
His car is parked in the garage.
ماشین او در گاراژ پارک شده است.
basement
زیرزمین
The basement is used for storage.
از زیرزمین برای انبار استفاده میشود.
attic
اتاق زیر شیروانی
Old boxes are kept in the attic.
جعبههای قدیمی در اتاق زیر شیروانی نگهداری میشوند.
roof
سقف
The roof needs repair after the storm.
سقف بعد از طوفان نیاز به تعمیر دارد.
fence
حصار
A wooden fence surrounds the house.
یک حصار چوبی دور خانه را گرفته است.
gate
درِ ورودی حیاط، دروازه ورودی
Please close the gate when you leave.
لطفا هنگام رفتن درِ حیاط را ببند.
اتاقهای خانه به انگلیسی
living room
اتاق نشیمن / پذیرایی
The family watches TV in the living room.
خانواده در اتاق نشیمن تلویزیون تماشا میکنند.
bedroom
اتاق خواب
My bedroom is small but comfortable.
اتاق خواب من کوچک اما راحت است.
kitchen
آشپزخانه
She is cooking dinner in the kitchen.
او در آشپزخانه در حال پختن شام است.
bathroom
حمام
The bathroom is next to the bedroom.
حمام کنار اتاق خواب است.
dining room
اتاق غذاخوری
We have guests in the dining room tonight.
امشب در اتاق غذاخوری مهمان داریم.
guest room
اتاق مهمان
My parents sleep in the guest room.
پدر و مادرم در اتاق مهمان میخوابند.
study
اتاق مطالعه
He reads and studies in the study.
او در اتاق مطالعه درس میخواند و مطالعه میکند.
home office
دفتر کار خانگی
She works from her home office.
او از دفتر کار خانگیاش کار میکند.
laundry room
اتاق لباسشویی
The laundry room is in the basement.
اتاق لباسشویی در زیرزمین قرار دارد.
storage room
انباری
Extra boxes are kept in the storage room.
جعبههای اضافی در انباری نگهداری میشوند.
وسایل اتاق نشیمن به انگلیسی
sofa
مبل
The sofa is very comfortable.
مبل خیلی راحت است.
armchair
مبل تکنفره
He is sitting on the armchair.
او روی مبل تکنفره نشسته است.
coffee table
میز جلو مبلی، میز عسلی، میز قهوه، میز پیشدستی، میز پذیرایی
The coffee table is in front of the sofa.
میز پیشدستی جلوی مبل قرار دارد.
TV stand
میز تلویزیون
The TV stand has two drawers.
میز تلویزیون دو کشو دارد.
bookshelf
قفسه کتاب
The bookshelf is full of books.
قفسه کتاب پر از کتاب است.
carpet
فرش
The carpet covers the living room floor.
فرش کف اتاق نشیمن را پوشانده است.
curtain
پرده
She opened the curtains to let light in.
او پردهها را باز کرد تا نور وارد شود.
lamp
چراغ / آباژور
The lamp is next to the sofa.
چراغ کنار مبل قرار دارد.
side table
میز کنار مبلی
I put my phone on the side table.
گوشیام را روی میز کنار مبلی گذاشتم.
wall shelf
قفسه دیواری
The wall shelf holds small decorations.
قفسه دیواری وسایل دکوری کوچک را نگه میدارد.
وسایل اتاق خواب به انگلیسی
bed
تخت خواب
The bed is very comfortable.
تخت خواب خیلی راحت است.
mattress
تشک
I need a new mattress for my bed.
برای تختم به یک تشک جدید نیاز دارم.
pillow
بالش
She bought a soft pillow.
او یک بالش نرم خرید.
blanket
پتو
This blanket keeps me warm at night.
این پتو شبها من را گرم نگه میدارد.
wardrobe
کمد لباس
My clothes are in the wardrobe.
لباسهایم داخل کمد لباس هستند.
dresser
دراور / کشو لباس
He keeps his socks in the dresser.
او جورابهایش را در دراور نگه میدارد.
nightstand
میز کنار تخت
There is a lamp on the nightstand.
یک چراغ روی میز کنار تخت قرار دارد.
mirror
آینه
She looks at herself in the mirror.
او خودش را در آینه نگاه میکند.
alarm clock
ساعت زنگدار
The alarm clock rings at 7 a.m.
ساعت زنگدار ساعت ۷ صبح زنگ میزند.
bedside lamp
چراغ خواب
I turn off the bedside lamp before sleeping.
قبل از خواب چراغ خواب را خاموش میکنم.
وسایل آشپزخانه به انگلیسی
refrigerator
یخچال
The refrigerator is full of food.
یخچال پر از مواد غذایی است.
freezer
فریزر
Meat is kept in the freezer.
گوشت در فریزر نگهداری میشود.
stove
اجاق گاز
She is cooking soup on the stove.
او روی اجاق گاز در حال پختن سوپ است.
oven
فر
The cake is baking in the oven.
کیک در فر در حال پختن است.
microwave
مایکروویو
He heated the food in the microwave.
او غذا را در مایکروویو گرم کرد.
sink
سینک ظرفشویی
The dishes are in the sink.
ظرفها داخل سینک هستند.
cabinet
کابینت
Plates are stored in the cabinet.
بشقابها در کابینت نگهداری میشوند.
dishwasher
ماشین ظرفشویی
I put the dishes in the dishwasher.
ظرفها را داخل ماشین ظرفشویی گذاشتم.
kettle
کتری
The kettle is boiling water.
کتری در حال جوش آوردن آب است.
toaster
توستر
I made toast with the toaster.
با توستر نان تست درست کردم.
وسایل حمام و سرویس بهداشتی به انگلیسی
toilet
توالت
The toilet needs to be cleaned.
توالت نیاز به تمیز کردن دارد.
shower
دوش
I take a shower every morning.
من هر صبح دوش میگیرم.
bathtub
وان حمام
The bathtub is full of warm water.
وان حمام پر از آب گرم است.
towel
حوله
Please bring a clean towel.
لطفا یک حوله تمیز بیاور.
soap
صابون
This soap smells very nice.
این صابون بوی خیلی خوبی دارد.
shampoo
شامپو
She uses shampoo for dry hair.
او از شامپوی مخصوص موی خشک استفاده میکند.
toilet paper
دستمال توالت
We need to buy toilet paper.
باید دستمال توالت بخریم.
toothbrush
مسواک
I brush my teeth with my toothbrush twice a day.
من روزی دو بار با مسواک دندانهایم را تمیز میکنم.
toothpaste
خمیر دندان
This toothpaste is for sensitive teeth.
این خمیر دندان مخصوص دندانهای حساس است.
shower curtain
پرده حمام
The shower curtain keeps water inside.
پرده حمام آب را داخل نگه میدارد.
وسایل عمومی و مبلمان خانه به انگلیسی
table
میز
The table is in the middle of the room.
میز وسط اتاق قرار دارد.
chair
صندلی
Please sit on the chair.
لطفا روی صندلی بنشین.
shelf
قفسه
The shelf holds books and boxes.
قفسه کتابها و جعبهها را نگه میدارد.
drawer
کشو
The keys are in the drawer.
کلیدها داخل کشو هستند.
closet
کمد دیواری
The closet has sliding doors.
کمد دیواری درهای کشویی دارد.
hanger
چوبلباسی
Hang your coat on the hanger.
کتت را روی چوبلباسی آویزان کن.
light switch
کلید برق
Turn off the light switch when you leave.
وقتی بیرون میروی کلید برق را خاموش کن.
power outlet
پریز برق
The power outlet is behind the desk.
پریز برق پشت میز قرار دارد.
trash can
سطل زباله
Throw the trash in the trash can.
زباله را داخل سطل زباله بینداز.
vacuum cleaner
جاروبرقی
I use the vacuum cleaner every week.
من هر هفته از جاروبرقی استفاده میکنم.
لوازم برقی خانه به انگلیسی (Home Appliances)
washing machine
ماشین لباسشویی
The washing machine is running now.
ماشین لباسشویی الان در حال کار است.
dryer
خشککن لباس
I put the clothes in the dryer.
لباسها را داخل خشککن گذاشتم.
air conditioner
کولر / دستگاه تهویه
The air conditioner cools the room quickly.
کولر اتاق را سریع خنک میکند.
heater
بخاری / وسیله گرمایشی
We turn on the heater in winter.
در زمستان بخاری را روشن میکنیم.
fan
پنکه
The fan is on because it’s hot.
چون هوا گرم است پنکه روشن است.
iron
اتو، اتو کردن
He irons his shirt every morning.
او هر صبح پیراهنش را اتو میکند.
hair dryer
سشوار
She dries her hair with a hair dryer.
او موهایش را با سشوار خشک میکند.
electric kettle
کتری برقی
The electric kettle boils water fast.
کتری برقی آب را سریع میجوشاند.
blender
مخلوطکن
I make smoothies with the blender.
من با مخلوطکن اسموتی درست میکنم.
rice cooker
پلوپز
The rice cooker is ready in 20 minutes.
پلوپز در ۲۰ دقیقه آماده میشود.
وسایل دکوری و تزئینی خانه به انگلیسی
painting
تابلو نقاشی
A painting hangs on the living room wall.
یک تابلو نقاشی روی دیوار اتاق نشیمن آویزان است.
picture frame
قاب عکس
The picture frame is made of wood.
قاب عکس از چوب ساخته شده است.
vase
گلدان
She put flowers in the vase.
او گلها را داخل گلدان گذاشت.
indoor plant
گیاه آپارتمانی
Indoor plants make the room fresh.
گیاهان آپارتمانی فضا را تازه میکنند.
wall clock
ساعت دیواری
The wall clock shows the correct time.
ساعت دیواری زمان درست را نشان میدهد.
cushion
کوسن
The cushion is soft and colorful.
کوسن نرم و رنگارنگ است.
rug
قالیچه
A small rug is under the table.
یک قالیچه کوچک زیر میز قرار دارد.
candle
شمع
She lit a candle in the evening.
او عصر یک شمع روشن کرد.
decorative mirror
آینه دکوری
The decorative mirror makes the room look bigger.
آینه دکوری باعث میشود اتاق بزرگتر به نظر برسد.
photo album
آلبوم عکس
They keep old memories in a photo album.
آنها خاطرات قدیمی را در یک آلبوم عکس نگه میدارند.
افعال پرکاربرد مربوط به خانه به انگلیسی
clean
تمیز کردن
I clean the house every weekend.
من هر آخر هفته خانه را تمیز میکنم.
wash
شستن
She washes the dishes after dinner.
او بعد از شام ظرفها را میشوید.
cook
آشپزی کردن
He cooks dinner for his family.
او برای خانوادهاش شام میپزد.
vacuum
جاروبرقی کشیدن
I vacuum the floor twice a week.
من هفتهای دو بار کف خانه را جاروبرقی میکشم.
mop
تی کشیدن
She mops the kitchen floor.
او کف آشپزخانه را تی میکشد.
fix
تعمیر کردن
He fixed the broken door.
او در خرابشده را تعمیر کرد.
organize
مرتب کردن
I organized my closet yesterday.
من دیروز کمدم را مرتب کردم.
decorate
تزیین کردن
They decorated the house for the holiday.
آنها خانه را برای تعطیلات تزیین کردند.
move in
اسبابکشی کردن (وارد خانه شدن)
We move in next Friday.
ما جمعه آینده (به خانه جدید) اسبابکشی میکنیم.
take out
بیرون بردن
Please take out the trash.
لطفا زباله را بیرون ببر.
صفات پرکاربرد برای توصیف خانه به انگلیسی
spacious
جادار
The apartment is spacious and bright.
آپارتمان جادار و روشن است.
cozy
دنج و صمیمی
This room feels cozy in winter.
این اتاق در زمستان حس دنجی دارد.
modern
مدرن
They live in a modern building.
آنها در یک ساختمان مدرن زندگی میکنند.
old-fashioned
قدیمی / سنتی
The house has an old-fashioned style.
خانه سبک قدیمی دارد.
quiet
آرام
The neighborhood is very quiet at night.
محله شبها خیلی آرام است.
noisy
پر سر و صدا
The street is noisy during the day.
خیابان در طول روز پر سر و صداست.
bright
پرنور
Large windows make the room bright.
پنجرههای بزرگ اتاق را پرنور میکنند.
dark
کمنور / تاریک
The hallway is dark at night.
راهرو شبها تاریک است.
comfortable
راحت
The living space is very comfortable.
فضای زندگی خیلی راحت است.
crowded
شلوغ
The house feels crowded during parties.
خانه هنگام مهمانیها شلوغ به نظر میرسد.
جملات کاربردی درباره خانه به انگلیسی
I’m looking for a quiet place to live.
دنبال یک جای آرام برای زندگی میگردم.
This place feels very comfortable.
این مکان حس خیلی راحتی دارد.
We moved here last year.
ما سال گذشته به اینجا نقل مکان کردیم.
The space is perfect for a small family.
این فضا برای یک خانواده کوچک عالی است.
I usually relax here after work.
معمولا بعد از کار اینجا استراحت میکنم.
It gets noisy during the day.
در طول روز شلوغ و پر سر و صدا میشود.
The place looks brighter in the morning.
اینجا صبحها روشنتر به نظر میرسد.
Everything is well organized.
همهچیز بهخوبی مرتب شده است.
I don’t feel comfortable staying here at night.
با اینجا شب ماندن راحت نیستم.
It’s a good place for everyday life.
اینجا برای زندگی روزمره جای خوبی است.
تفاوت واژههای مشابه در موضوع خانه
تفاوت House و Home
House
ساختمان فیزیکی خانه
This house was built in 2010.
این خانه در سال ۲۰۱۰ ساخته شد.
Home
خانه بهمعنای محل زندگی و احساس تعلق
This place feels like home.
اینجا حس خانه را میدهد.
تفاوت Apartment و Studio
Apartment
آپارتمان معمولی با چند فضا
She lives in a small apartment.
او در یک آپارتمان کوچک زندگی میکند.
Studio
آپارتمان یکفضایی
A studio is cheaper for one person.
یک استودیو برای یک نفر ارزانتر است.
تفاوت Wardrobe و Closet
Wardrobe
کمد لباس (ایستاده یا جدا)
His wardrobe is full of clothes.
کمد لباس او پر از لباس است.
Closet
کمد دیواری
The closet is built into the wall.
کمد دیواری داخل دیوار ساخته شده است.
جمعبندی لغات خانه در انگلیسی
لغات خانه به انگلیسی از مهمترین واژگان مکالمه روزمره هستند و تقریبا در همه موقعیتهای زندگی استفاده میشوند. با یادگیری واژههای مربوط به انواع خانه، بخشها، وسایل، افعال و صفات، میتوانید خیلی طبیعی درباره محل زندگی خود صحبت کنید. اگر این لغات را همراه با جمله یاد بگیرید، هم سریعتر حفظ میشوند و هم در مکالمه فعال میمانند و میتوانید آنها را به موقع به یاد بیاورید.
لغات خانه به انگلیسی مناسب چه سطحی هستند؟
این لغات بیشتر برای سطح مبتدی تا متوسط مناسباند و پایهی مکالمه روزمره را میسازند.
فرق house و home دقیقا چیست؟
House به ساختمان فیزیکی اشاره دارد، اما home بیشتر حس زندگی و تعلق را منتقل میکند.
بهترین روش یادگیری لغات خانه چیست؟
یادگیری لغات بهصورت دستهبندیشده همراه با جمله مثال و تلفظ صوتی (دقیقا مثل همین مقاله زبان مستر)، بهترین و ماندگارترین روش است.
آیا این لغات در مکالمه واقعی استفاده میشوند؟
بله، تمام واژهها و جملات این مقاله از کاربردیترین موارد در انگلیسی روزمره هستند.
دیدگاهتان را بنویسید