جستجو برای:
  • صفحه اصلی
  • آموزش رایگان زبان
    • آموزش زبان ترکی استانبولی
    • آموزش رایگان زبان انگلیسی
    • آموزش زبان فرانسه
    • آموزش زبان آلمانی
  • پادکست های آموزشی
    • پادکست زبان ترکی استانبولی
    • پادکست زبان انگلیسی
    • پادکست زبان آلمانی
    • پادکست زبان فرانسه
  • دوره های آموزشی
  • تماس با ما
    • درباره ما
  • حساب کاربری
 
  • 02191035152
زبان مستر
  • زبان مستر
  • دوره های آموزشی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان ترکی استانبولی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان انگلیسی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان آلمانی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان فرانسه
  • آموزش رایگان زبان
    • آموزش زبان ترکی استانبولی
    • آموزش رایگان زبان انگلیسی
    • آموزش زبان آلمانی
    • آموزش زبان فرانسه
  • پادکست های آموزشی
    • پادکست زبان ترکی استانبولی
    • پادکست زبان انگلیسی
    • پادکست زبان آلمانی
    • پادکست زبان فرانسه
ورود کاربر

بلاگ

زبان مستر بلاگ مقالات زبان انگلیسی آموزش حرفه‌ای مذاکره به انگلیسی | از شروع تا توافق

آموزش حرفه‌ای مذاکره به انگلیسی | از شروع تا توافق

۱۴۰۵/۰۴/۲۷
ارسال شده توسط مصطفی ساهری
مقالات زبان انگلیسی
953 بازدید
آموزش مذاکره به انگلیسی + مثال و ترجمه
دانلود نسخه PDF مقاله

مذاکره فقط به جلسات رسمی شرکت‌ها محدود نمی‌شود. صحبت درباره حقوق، قیمت یک محصول، زمان تحویل پروژه، مفاد قرارداد یا حتی حجم کاری که قرار است انجام دهید، همگی نوعی مذاکره هستند. در چنین موقعیت‌هایی، تنها دانستن چند کلمه انگلیسی کافی نیست؛ باید بتوانید خواسته‌تان را روشن مطرح کنید، سؤال مناسب بپرسید، مخالفتتان را بدون ایجاد تنش بیان کنید و در نهایت به یک توافق مشخص برسید.

موضوعات این مقاله
1 پیش از مذاکره – هدف و خط قرمزها را مشخص کنید
2 چطور مذاکره حرفه ای را شروع کنیم؟
3 پیشنهاد دادن و مذاکره درباره شرایط
4 سوال‌پرسیدن، مخالفت‌کردن و رد پیشنهاد
5 رسیدن به توافق و نهایی‌کردن مذاکره
6 عبارت ها و مکالمه های کاربردی مذاکره
7 جمع بندی
8 سوالات متداول

پیش از مذاکره – هدف و خط قرمزها را مشخص کنید

پیش از آنکه سراغ جمله‌ها و اصطلاحات برویم، باید بدانیم مذاکره دقیقا چه تفاوتی با یک گفت‌وگو یا بحث معمولی دارد و برای ورود به آن باید چه چیزهایی را از قبل مشخص کنیم. Negotiation یعنی «مذاکره»؛ گفت‌وگویی که در آن دو یا چند طرف تلاش می‌کنند درباره یک موضوع به نتیجه یا توافق برسند. ممکن است در موقعیت‌های مختلفی مذاکره کنید:

  • salary negotiation — مذاکره درباره حقوق
  • price negotiation — مذاکره درباره قیمت
  • contract negotiation — مذاکره درباره قرارداد
  • project negotiation — مذاکره درباره پروژه
  • deadline negotiation — مذاکره درباره ضرب‌الاجل یا زمان تحویل

برای درک بهتر مفهوم مذاکره، تفاوت این کلمات را هم در نظر بگیرید:

negotiation

مذاکره؛ گفت‌وگویی با هدف رسیدن به توافق

discussion

بحث یا گفت‌وگو؛ مکالمه‌ای عمومی که لزوما با هدف رسیدن به توافق انجام نمی‌شود

argument

جر و بحث یا مشاجره؛ گفت‌وگویی که فضای آن تنش‌آلود یا تقابلی شده است

bargain

چانه‌زدن؛ بیشتر در ارتباط با قیمت، خرید و فروش یا شرایط معامله استفاده می‌شود

persuasion

متقاعدسازی؛ تلاش برای قانع‌کردن طرف مقابل

به مثال زیر توجه کنید:

We’re not arguing. We’re just trying to find a solution that works for both sides.

ما جر و بحث نمی‌کنیم. فقط داریم تلاش می‌کنیم راه‌حلی پیدا کنیم که برای هر دو طرف مناسب باشد.

بیشتر بخوانید: آموزش مصاحبه کاری به انگلیسی

چهار چیزی که باید از قبل مشخص کنید

بسیاری از زبان‌آموزان تصور می‌کنند مشکل اصلی آن‌ها ندانستن جمله‌های مناسب است؛ اما در عمل، گاهی حتی به زبان فارسی هم دقیقا نمی‌دانند چه می‌خواهند، تا چه اندازه حاضرند کوتاه بیایند و چه پیشنهادی را نباید بپذیرند. پیش از شروع مذاکره، این چهار مورد را برای خودتان روشن کنید:

۱- نتیجه ایده‌آل

ابتدا مشخص کنید بهترین نتیجه‌ای که می‌خواهید از مذاکره بگیرید چیست.

My ideal outcome is a higher base salary.

نتیجه ایده‌آل من حقوق پایه بالاتر است.

۲- حداقل قابل قبول

حداقل قابل‌قبول نتیجه‌ای است که شاید ایده‌آل نباشد، اما همچنان می‌توانید آن را بپذیرید.

The minimum I can accept is a shorter deadline extension.

حداقل چیزی که می‌توانم بپذیرم، یک تمدید کوتاه‌تر برای زمان تحویل است.

۳- امتیازی که می‌توانید بدهید

در بیشتر مذاکره‌ها، هر دو طرف باید تا حدی انعطاف نشان دهند. بنابراین از قبل مشخص کنید در کدام قسمت می‌توانید کوتاه بیایید یا امتیاز بدهید.

If needed, I can be flexible on the start date.

اگر لازم باشد، می‌توانم درباره تاریخ شروع انعطاف‌پذیر باشم.

۴- خط قرمزهای مذاکره

باید بدانید چه شرایطی تحت هیچ عنوان برایتان قابل‌قبول نیست. مشخص‌بودن این مرزها باعث می‌شود در جریان مذاکره تحت فشار تصمیم اشتباهی نگیرید.

I wouldn’t be able to agree to unpaid extra work.

نمی‌توانم با کار اضافه بدون دستمزد موافقت کنم.

مسیر یک مذاکره واقعی

بیشتر مذاکره‌ها، فارغ از موضوعشان، تقریبا این مسیر را طی می‌کنند:

  • شروع گفتگو و مشخص‌کردن موضوع مذاکره
  • مطرح‌کردن خواسته یا پیشنهاد اولیه
  • سوال‌پرسیدن برای روشن‌شدن شرایط
  • پاسخ‌دادن، مخالفت‌کردن یا ارائه پیشنهاد متقابل
  • نزدیک‌شدن به یک راه‌حل مشترک
  • جمع‌بندی و تایید نهایی توافق

وقتی این مسیر را بشناسید، دیگر لازم نیست ده‌ها جمله پراکنده را حفظ کنید. حتی با تعداد محدودی عبارت کاربردی هم می‌توانید بدانید در هر مرحله چه چیزی باید بگویید و مذاکره را چگونه جلو ببرید.

چطور مذاکره حرفه ای را شروع کنیم؟

جمله‌های ابتدایی فقط برای سلام و احوالپرسی نیستند؛ همین چند جمله مشخص می‌کنند که گفت‌وگو چقدر رسمی، دوستانه یا جدی پیش برود. بهتر است ابتدا از طرف مقابل تشکر کنید، موضوع مذاکره را روشن بگویید و نشان دهید که هدفتان رسیدن به یک نتیجه مناسب برای هر دو طرف است.

شروع رسمی مذاکره

در جلسه‌های کاری، مذاکره درباره قرارداد یا گفت‌وگو با فردی که شناخت زیادی از او ندارید، می‌توانید از جمله‌های رسمی زیر استفاده کنید:

Thanks for taking the time to meet with me today.

ممنون که امروز برای دیدار با من وقت گذاشتید.

I’d like to discuss the terms and see if we can reach an agreement.

می‌خواهم درباره شرایط صحبت کنیم و ببینیم آیا می‌توانیم به توافق برسیم یا نه.

I appreciate the offer, and I’d like to go over a few points.

از پیشنهاد شما ممنونم و دوست دارم چند مورد را با هم مرور کنیم.

این جمله‌ها بدون آنکه مستقیما وارد اختلاف‌ها یا درخواست‌ها شوند، موضوع جلسه را مشخص می‌کنند و فضای مناسبی برای ادامه مذاکره می‌سازند.

شروع طبیعی و نیمه‌رسمی

اگر قبلا با طرف مقابل در ارتباط بوده‌اید یا فضای مذاکره چندان رسمی نیست، لازم نیست از جمله‌های بسیار سنگین استفاده کنید. عبارت‌های زیر طبیعی‌تر و محاوره‌ای‌تر هستند:

Thanks for sending this over. I just wanted to talk through a couple of details.

ممنون که این را فرستادید. فقط می‌خواستم درباره چند مورد صحبت کنیم.

I think we’re close. We just need to iron out a few things.

فکر می‌کنم به توافق نزدیک شده‌ایم. فقط باید چند مورد را نهایی کنیم.

در این جمله، عبارت iron out a few things یعنی چند مشکل یا اختلاف جزئی را برطرف‌کردن و به نتیجه رساندن.

Let’s see if we can find something that works for both of us.

ببینیم آیا می‌توانیم به راه‌حلی برسیم که برای هر دوی ما مناسب باشد.

این جمله به طرف مقابل نشان می‌دهد که قصد ندارید صرفا خواسته خودتان را تحمیل کنید و به‌دنبال راه‌حلی مشترک هستید.

مطرح‌کردن خواسته بدون لحن خشک

پس از شروع گفتگو، باید خواسته اصلی‌تان را مطرح کنید. در این مرحله، جمله شما باید روشن باشد؛ اما روشن‌بودن به معنی دستور‌دادن یا استفاده از لحنی تند نیست. برای مثال، جمله زیر از نظر گرامری کاملا درست است:

I want a higher salary.

من حقوق بالاتری می‌خواهم.

اما در یک مذاکره حرفه‌ای، این جمله بیش از حد مستقیم و خشک به نظر می‌رسد. می‌توان همان درخواست را با ساختارهای نرم‌تر مطرح کرد:

I was hoping we could discuss the salary package.

امیدوار بودم بتوانیم درباره پکیج حقوق و مزایا صحبت کنیم.

I’d like to revisit the compensation package.

مایلم پکیج جبران خدمات و مزایا را دوباره بررسی کنیم.

I was wondering if there’s any flexibility in the budget.

می‌خواستم بدانم آیا در بودجه انعطافی وجود دارد یا نه.

در این جمله‌ها، خواسته همچنان واضح است؛ اما طرف مقابل احساس نمی‌کند که با یک درخواست قطعی یا لحن دستوری روبه‌رو شده است.

عبارت‌های تلطیف کننده

در مذاکره، به ساختارهایی که لحن جمله را مؤدبانه‌تر و کمتر تهاجمی می‌کنند، softening language گفته می‌شود. این ساختارها به‌خصوص هنگام درخواست تغییر قیمت، حقوق، زمان تحویل یا شرایط قرارداد کاربرد دارند.

I was hoping …

امیدوار بودم که …

I was wondering if …

می‌خواستم بدانم آیا …

Would it be possible to …?

آیا امکانش هست که …؟

I’d like to …

مایلم که… / دوست دارم که…

Is there any room to …?

آیا امکان یا فضایی برای… وجود دارد؟

به کاربرد این ساختارها در جمله توجه کنید:

Would it be possible to revisit the timeline?

آیا امکان دارد زمان‌بندی را دوباره بررسی کنیم؟

Is there any room to adjust the rate?

آیا امکان تغییر مبلغ وجود دارد؟

کلمه room در جمله دوم به معنی «اتاق» نیست. عبارت room to adjust به وجود انعطاف یا امکان تغییر اشاره می‌کند.

کدام لحن را انتخاب کنیم؟

انتخاب جمله مناسب به موقعیت و رابطه شما با طرف مقابل بستگی دارد:

  • در یک جلسه رسمی، بهتر است ابتدا از طرف مقابل تشکر کنید و هدف جلسه را واضح بگویید.
  • در یک گفت‌وگوی نیمه‌رسمی، می‌توانید مستقیماً به چند مورد باقی‌مانده یا جزئیات قابل‌بررسی اشاره کنید.
  • هنگام مطرح‌کردن درخواست حساس، مانند افزایش حقوق یا کاهش قیمت، استفاده از عبارت‌های نرم‌کننده انتخاب بهتری است.
  • نرم‌کردن لحن نباید باعث مبهم‌شدن خواسته شما شود؛ طرف مقابل همچنان باید دقیقاً بفهمد چه تغییری می‌خواهید.

هدف این نیست که بیش از حد محتاط یا مردد به نظر برسید. یک مذاکره‌کننده حرفه‌ای خواسته‌اش را روشن بیان می‌کند، اما برای مطرح‌کردن آن از لحنی استفاده می‌کند که مسیر گفت‌وگو را باز نگه دارد.

بیشتر بخوانید: آموزش زبان انگلیسی

پیشنهاد دادن و مذاکره درباره شرایط

بعد از مشخص‌شدن خواسته‌ها، مذاکره وارد مرحله اصلی می‌شود: یک طرف پیشنهادی مطرح می‌کند و طرف دیگر آن را می‌پذیرد، تغییر می‌دهد یا در پاسخ پیشنهاد تازه‌ای ارائه می‌کند. در این مرحله بهتر است فقط نگویید چه می‌خواهید؛ مشخص کنید در برابر تغییر شرایط، چه امتیازی می‌توانید به طرف مقابل بدهید.

مطرح‌کردن پیشنهاد اولیه

پیشنهاد اولیه نقطه شروع مذاکره است و قرار نیست همیشه همان نسخه نهایی باشد. این پیشنهاد می‌تواند درباره قیمت، محدوده کار، مدت قرارداد، زمان تحویل یا شرایط همکاری باشد.

We can offer you a 10% discount for a larger order.

ما می‌توانیم برای سفارش بزرگ‌تر، ۱۰ درصد تخفیف به شما بدهیم.

در این جمله، تخفیف بدون شرط ارائه نشده است؛ طرف مقابل در ازای ثبت سفارش بزرگ‌تر، قیمت بهتری دریافت می‌کند.

Our initial offer is based on the current scope of work.

پیشنهاد اولیه ما بر اساس محدوده فعلی کار تنظیم شده است.

عبارت initial offer به معنی «پیشنهاد اولیه» است. استفاده از این عبارت نشان می‌دهد که ممکن است با تغییر شرایط یا محدوده کار، امکان اصلاح پیشنهاد نیز وجود داشته باشد.

ارائه پیشنهاد متقابل

اگر پیشنهاد طرف مقابل کاملا مناسب نیست، لازم نیست آن را فورا رد کنید. می‌توانید ابتدا بخش قابل‌قبول آن را تایید کنید و سپس گزینه دیگری پیشنهاد دهید. به این کار counteroffer یا پیشنهاد متقابل گفته می‌شود.

That sounds reasonable, but I’d like to suggest an alternative.

این منطقی به نظر می‌رسد، اما دوست دارم یک گزینه جایگزین پیشنهاد کنم.

این جمله برای زمانی مناسب است که نمی‌خواهید پیشنهاد اولیه را به‌طور کامل رد کنید، اما قصد دارید بخشی از آن را تغییر دهید.

Would you consider a slightly lower fee with a longer contract?

آیا حاضر هستید مبلغی کمی پایین‌تر را در ازای قراردادی بلندمدت‌تر در نظر بگیرید؟

If you can increase the budget, I can include the additional revisions.

اگر بتوانید بودجه را افزایش دهید، من می‌توانم اصلاحات اضافه را هم در نظر بگیرم.

در هر دو مثال، درخواست با یک امتیاز متقابل همراه شده است. این مدل معمولا از درخواست یک‌طرفه نتیجه بهتری دارد، چون به طرف مقابل نیز دلیلی برای پذیرفتن تغییر می‌دهد.

ساختار کاربردی برای امتیاز دادن و گرفتن

یکی از مهم‌ترین ساختارها در مذاکره، جمله شرطی زیر است:

If you …, we can …

اگر شما…، ما می‌توانیم…

با این ساختار، به‌جای اینکه فقط خواسته خود را بیان کنید، رابطه میان درخواست و امتیاز پیشنهادی را روشن می‌کنید.

If you can confirm by Friday, we can start next week.

اگر شما بتوانید تا جمعه تایید کنید، ما می‌توانیم هفته بعد شروع کنیم.

If you’re open to a yearly plan, we can offer better pricing.

اگر با یک برنامه سالانه موافق باشید، می‌توانیم قیمت بهتری ارائه دهیم.

برای استفاده از این ساختار، ابتدا شرط یا تغییری را که از طرف مقابل انتظار دارید بیان کنید و سپس توضیح دهید که در مقابل چه کاری می‌توانید انجام دهید:

If you can + درخواست شما, we can + امتیاز پیشنهادی شما

این ساختار را می‌توان برای قیمت، زمان تحویل، تعداد سفارش، مدت قرارداد و محدوده خدمات به کار برد.

مذاکره درباره قیمت

هنگام مذاکره درباره قیمت، بهتر است به‌جای اینکه مستقیما بگویید قیمت گران است، آن را با بودجه یا مبلغ موردانتظارتان مقایسه کنید. سپس از طرف مقابل بپرسید که آیا امکان تغییر وجود دارد یا نه.

The price is a bit above our budget.

این قیمت کمی بالاتر از بودجه ماست.

عبارت a bit above our budget از جمله‌ای مانند This is too expensive حرفه‌ای‌تر و کمتر تقابلی است.

Is there any flexibility on the price?

آیا در قیمت انعطافی وجود دارد؟

Could you do any better on the price?

می‌توانید در قیمت کمی بهتر راه بیایید؟

این جمله در مذاکره‌های مربوط به خرید، خدمات یا قرارداد کاربرد دارد و منظور آن این است که آیا طرف مقابل می‌تواند قیمت پایین‌تری پیشنهاد دهد.

We were hoping for something closer to $2,000.

امیدوار بودیم مبلغی نزدیک‌تر به ۲۰۰۰ دلار باشد.

این ساختار فقط مخالفت با قیمت را نشان نمی‌دهد، بلکه عدد موردنظر شما را نیز مشخص می‌کند و مسیر مذاکره را روشن‌تر می‌سازد.

مذاکره درباره زمان تحویل

گاهی مشکل اصلی قیمت نیست، بلکه زمانی است که برای انجام پروژه یا تحویل سفارش در نظر گرفته شده است. در این شرایط، باید روشن کنید که زمان‌بندی فعلی چه مشکلی ایجاد می‌کند و چه تغییری می‌خواهید.

The timeline seems a little too tight for us.

این زمان‌بندی برای ما کمی بیش از حد فشرده به نظر می‌رسد.

Would it be possible to push the deadline back by a week?

آیا امکان دارد زمان تحویل را یک هفته عقب بیندازیم؟

عبارت push the deadline back یعنی زمان تعیین‌شده را به تاریخ دیرتری منتقل‌کردن. اگر امکان تغییر زمان تحویل وجود ندارد، می‌توانید در عوض پیشنهاد دهید که محدوده کار کاهش پیدا کند:

We can meet the deadline, but we’d need to reduce the scope.

می‌توانیم تا زمان تعیین‌شده کار را تحویل دهیم، اما باید محدوده کار را کاهش دهیم.

این جمله نشان می‌دهد که زمان، هزینه و حجم کار به یکدیگر وابسته‌اند و تغییر یکی از آن‌ها ممکن است نیازمند تغییر مورد دیگری باشد.

مذاکره درباره شرایط پرداخت

مبلغ نهایی تنها بخش مالی یک توافق نیست. زمان پرداخت، میزان پیش‌پرداخت و شیوه تقسیم مبلغ نیز می‌توانند بخشی از مذاکره باشند.

Would you be open to milestone-based payments?

آیا با پرداخت مرحله‌ای موافق هستید؟

عبارت milestone-based payments به پرداخت‌هایی گفته می‌شود که پس از تکمیل مراحل مشخصی از پروژه انجام می‌شوند.

We usually work with a 50% upfront payment.

ما معمولا با ۵۰ درصد پیش‌پرداخت کار می‌کنیم.

Could we split the payment into two parts?

می‌توانیم پرداخت را به دو بخش تقسیم کنیم؟

این جمله‌ها به شما کمک می‌کنند بدون تغییر مبلغ کل، درباره نحوه پرداخت به شرایط مناسب‌تری برسید.

چطور یک پیشنهاد متعادل بسازیم؟

یک پیشنهاد حرفه‌ای معمولا سه بخش دارد:

  • شرایطی که اکنون مطرح شده است
  • تغییری که شما درخواست می‌کنید
  • امتیازی که در مقابل ارائه می‌دهید

برای مثال:

The current deadline is quite tight. If you can extend it by one week, we can include the additional revisions at no extra cost.

زمان تحویل فعلی بسیار فشرده است. اگر بتوانید آن را یک هفته تمدید کنید، می‌توانیم اصلاحات اضافه را بدون هزینه بیشتر انجام دهیم.

در این مدل، شما فقط با شرایط موجود مخالفت نکرده‌اید؛ بلکه یک پیشنهاد مشخص و قابل‌بررسی روی میز گذاشته‌اید. هرچه پیشنهاد شما روشن‌تر باشد، احتمال اینکه مذاکره به نتیجه برسد بیشتر خواهد بود.

بیشتر بخوانید: بیان نظرات در انگلیسی

سوال‌پرسیدن، مخالفت‌کردن و رد پیشنهاد

مذاکره فقط به مطرح‌کردن پیشنهاد محدود نمی‌شود. گاهی پیش از هر تصمیمی باید منظور طرف مقابل را دقیق‌تر بفهمید، درباره محدودیت‌های او سؤال بپرسید و مشخص کنید کدام بخش از پیشنهاد قابل‌تغییر است. اگر هم با شرایط موافق نیستید، بهتر است مخالفت خود را طوری بیان کنید که مسیر گفت‌وگو همچنان باز بماند.

روشن‌کردن منظور طرف مقابل

اگر بخشی از پیشنهاد، قرارداد یا توضیحات طرف مقابل برایتان مبهم است، پیش از موافقت یا مخالفت سوال بپرسید. پاسخ‌دادن بر اساس یک برداشت اشتباه می‌تواند در ادامه مذاکره مشکل ایجاد کند.

Could you clarify what you mean by “additional support”?

می‌توانید توضیح دهید منظورتان از «پشتیبانی اضافه» چیست؟

When you say the price is fixed, does that include all the services?

وقتی می‌گویید قیمت ثابت است، آیا همه خدمات را هم شامل می‌شود؟

Just to make sure I understand, are you asking us to complete everything by the end of the month?

فقط برای اینکه مطمئن شوم درست متوجه شده‌ام، از ما می‌خواهید همه کارها را تا پایان ماه انجام دهیم؟

عبارت Just to make sure I understand پیش از تکرار یا بازنویسی حرف طرف مقابل استفاده می‌شود. این ساختار کمک می‌کند بدون ایجاد سوءتفاهم، برداشت خودتان را بررسی کنید.

کشف نیاز و اولویت طرف مقابل

گاهی چیزی که طرف مقابل در ابتدا درخواست می‌کند، نیاز اصلی او نیست. با چند سوال مناسب می‌توانید بفهمید کدام بخش برای او اهمیت بیشتری دارد و در چه زمینه‌ای امکان انعطاف وجود دارد.

What is your main priority here: the price or the delivery date?

اولویت اصلی شما در اینجا چیست؛ قیمت یا زمان تحویل؟

Which part of the offer is most important to you?

کدام بخش از پیشنهاد برای شما اهمیت بیشتری دارد؟

What would make this agreement work for you?

چه تغییری باعث می‌شود این توافق برای شما مناسب باشد؟

پاسخ این سوال‌ها می‌تواند مسیر ارائه پیشنهاد متقابل را روشن کند. برای مثال، اگر زمان تحویل برای طرف مقابل مهم‌تر از قیمت باشد، شاید بتوانید در ازای دریافت مبلغ بیشتر، تحویل سریع‌تری پیشنهاد دهید.

بیشتر بخوانید: چانه زدن در خرید به انگلیسی

سنجیدن میزان انعطاف

پیش از آنکه پیشنهاد تازه‌ای مطرح کنید، می‌توانید مستقیما اما مؤدبانه بپرسید که آیا شرایط اعلام‌شده قطعی است یا امکان تغییر دارد.

Is that a firm number, or is there some room to move?

آیا این مبلغ قطعی است یا امکان کمی تغییر وجود دارد؟

عبارت firm number به مبلغی گفته می‌شود که ظاهرا قطعی و غیرقابل‌تغییر است. عبارت room to move نیز به امکان انعطاف و تغییر اشاره می‌کند.

How flexible are you on the deadline?

تا چه اندازه درباره زمان تحویل انعطاف دارید؟

Would you be willing to reconsider the payment terms?

آیا حاضر هستید شرایط پرداخت را دوباره بررسی کنید؟

Is there any room for negotiation on this point?

آیا درباره این مورد امکان مذاکره وجود دارد؟

این جمله‌ها بدون آنکه مستقیما خواسته‌ای را تحمیل کنند، به شما نشان می‌دهند آیا ادامه‌دادن مذاکره درباره آن موضوع نتیجه‌ای خواهد داشت یا نه.

مخالفت مودبانه

مخالفت در مذاکره طبیعی است، اما نحوه بیان آن اهمیت زیادی دارد. جمله‌هایی مانند No, that’s impossible یا That doesn’t work ممکن است بیش از حد تند به نظر برسند و فضای مذاکره را ببندند. بهتر است ابتدا نشان دهید پیشنهاد طرف مقابل را شنیده‌اید و سپس دلیل مخالفتتان را بیان کنید.

I understand where you’re coming from, but that would be difficult for us.

متوجه دیدگاه شما هستم، اما این شرایط برای ما دشوار خواهد بود.

I see your point, but I’m not sure that would work within our budget.

منظورتان را درک می‌کنم، اما مطمئن نیستم این شرایط با بودجه ما سازگار باشد.

That may be challenging for us because of the current timeline.

این مورد ممکن است به‌دلیل زمان‌بندی فعلی برای ما چالش‌برانگیز باشد.

در این جمله‌ها، مخالفت مستقیم حذف نشده است؛ فقط پیش از آن از عبارتی استفاده شده که نشان می‌دهد دیدگاه طرف مقابل را نادیده نگرفته‌اید.

رد پیشنهاد بدون پایان‌دادن به مذاکره

اگر یک پیشنهاد برایتان قابل‌قبول نیست، بهتر است آن را همراه با دلیل یا یک گزینه جایگزین رد کنید. ردکردن بدون ارائه مسیر بعدی می‌تواند مذاکره را متوقف کند.

I’m afraid we wouldn’t be able to agree to those terms.

متاسفانه نمی‌توانیم با آن شرایط موافقت کنیم.

Unfortunately, that figure is outside our budget.

متأسفانه آن مبلغ خارج از بودجه ماست.

I don’t think we can make that work as it stands.

فکر نمی‌کنم بتوانیم با شرایط فعلی آن را عملی کنیم.

عبارت as it stands یعنی «با وضعیت یا شرایط فعلی». این عبارت نشان می‌دهد که شاید با ایجاد تغییراتی، امکان رسیدن به توافق وجود داشته باشد. پس از رد پیشنهاد، می‌توانید مسیر گفت‌وگو را با یک جمله دیگر باز نگه دارید:

However, we’d be happy to explore another option.

بااین‌حال، خوشحال می‌شویم گزینه دیگری را بررسی کنیم.

Could we look at a different arrangement?

می‌توانیم شرایط متفاوتی را بررسی کنیم؟

If we adjust the scope, we may be able to find a solution.

اگر محدوده کار را تغییر دهیم، شاید بتوانیم به یک راه‌حل برسیم.

بیان خط قرمزها

در بعضی شرایط، لازم است روشن و قاطع بگویید که یک مورد قابل‌مذاکره نیست. در این موقعیت‌ها نیز می‌توان بدون لحن تهاجمی، مرز مشخصی تعیین کرد.

That’s one point we wouldn’t be able to compromise on.

آن موردی است که نمی‌توانیم درباره آن کوتاه بیاییم.

We need to keep the payment terms as they are.

لازم است شرایط پرداخت را به همین شکل حفظ کنیم.

Unfortunately, we can’t go below that rate.

متأسفانه نمی‌توانیم نرخی پایین‌تر از آن را بپذیریم.

That would be a deal-breaker for us.

این مورد برای ما باعث منتفی‌شدن توافق می‌شود.

عبارت deal-breaker به شرط یا موضوعی گفته می‌شود که در صورت حل‌نشدن آن، طرف مقابل حاضر به ادامه توافق نیست.

بهتر است این عبارت را فقط زمانی به کار ببرید که واقعا با یک خط قرمز روبه‌رو هستید؛ استفاده بیش از حد از آن می‌تواند لحن شما را تهدیدآمیز کند.

درخواست زمان برای فکرکردن

لازم نیست در همان لحظه به هر پیشنهاد پاسخ قطعی بدهید. اگر نیاز دارید موضوع را بررسی کنید، با همکاران یا مدیرتان مشورت کنید یا جزئیات مالی را بسنجید، می‌توانید زمان بخواهید.

I’d like some time to think this over.

مایلم کمی زمان داشته باشم تا درباره این موضوع فکر کنم.

عبارت think something over یعنی موضوعی را با دقت بررسی‌کردن و درباره آن فکرکردن.

Could I get back to you tomorrow?

می‌توانم فردا پاسخ نهایی را به شما بدهم؟

I need to discuss this with my team before making a decision.

پیش از تصمیم‌گیری باید این موضوع را با تیمم بررسی کنم.

هنگام درخواست زمان، بهتر است یک بازه مشخص برای پاسخ‌دادن تعیین کنید. جمله‌ای مانند I’ll think about it ممکن است مبهم یا حتی نشانه بی‌علاقگی به نظر برسد؛ اما اعلام یک زمان مشخص، حرفه‌ای‌تر است.

یک الگوی ساده برای مدیریت اختلاف

وقتی با پیشنهادی موافق نیستید، می‌توانید پاسخ خود را در سه مرحله تنظیم کنید:

  • نشان دهید حرف طرف مقابل را شنیده‌اید.
  • مشکل یا محدودیت خود را توضیح دهید.
  • سوال یا پیشنهاد جایگزینی مطرح کنید.

برای مثال:

I understand that you need the project completed quickly. However, the current deadline would not allow enough time for testing. Would you be open to extending it by five days?

متوجه هستم که لازم است پروژه سریع تکمیل شود. بااین‌حال، زمان تحویل فعلی فرصت کافی برای آزمایش را در اختیار ما نمی‌گذارد. آیا با تمدید آن به مدت پنج روز موافق هستید؟

این ساختار باعث می‌شود مخالفت شما صرفا یک پاسخ منفی نباشد و گفت‌وگو را به سمت پیدا‌کردن راه‌حل هدایت کند.

رسیدن به توافق و نهایی‌کردن مذاکره

وقتی دو طرف روی شرایط اصلی به تفاهم می‌رسند، مذاکره هنوز تمام نشده است. باید دقیقا مشخص کنید با کدام موارد موافقت شده، چه مسئولیتی بر عهده هر طرف است و مرحله بعدی چه خواهد بود. جمع‌بندی شفاف از سوءتفاهم‌های بعدی جلوگیری می‌کند.

پذیرفتن پیشنهاد

اگر پیشنهاد طرف مقابل برایتان مناسب است، می‌توانید موافقت خود را با یکی از جمله‌های زیر اعلام کنید:

That sounds fair to me.

این پیشنهاد به نظر من منصفانه است.

I think we can agree to that.

فکر می‌کنم می‌توانیم با آن موافقت کنیم.

That works for us.

این شرایط برای ما مناسب است.

We’re happy to move forward on that basis.

خوشحال می‌شویم بر این اساس همکاری را ادامه دهیم.

عبارت move forward در اینجا به معنی ادامه‌دادن فرایند یا واردشدن به مرحله بعدی همکاری است. در موقعیت‌های رسمی‌تر نیز می‌توانید بگویید:

We’re prepared to accept the offer under those terms.

ما آماده‌ایم پیشنهاد را با آن شرایط بپذیریم.

موافقت مشروط

گاهی با کلیت پیشنهاد موافق هستید، اما پذیرش نهایی شما به انجام یک تغییر یا تأیید یک شرط بستگی دارد. در این شرایط، موافقت خود را مشروط بیان کنید.

We can agree to that, provided the delivery date remains unchanged.

می‌توانیم با آن موافقت کنیم، به‌شرط آنکه تاریخ تحویل تغییری نکند.

That would work for us as long as the additional support is included.

این شرایط برای ما مناسب است، به‌شرط آنکه پشتیبانی اضافه هم در نظر گرفته شود.

We’d be happy to proceed if you can confirm the final price in writing.

اگر بتوانید قیمت نهایی را به‌صورت کتبی تأیید کنید، خوشحال می‌شویم ادامه دهیم.

عبارت‌های زیر برای بیان شرط در مذاکره کاربرد زیادی دارند:

provided that …

با این فرض که … / به‌شرط آنکه …

as long as …

تا زمانی که… / به‌شرط آنکه…

on the condition that …

به این شرط که …

subject to …

مشروط به …

به این مثال توجه کنید:

The agreement is subject to final approval from our legal team.

این توافق به تایید نهایی تیم حقوقی ما مشروط است.

استفاده از این ساختارها کمک می‌کند طرف مقابل تصور نکند که شما همه بخش‌های پیشنهاد را بدون قید و شرط پذیرفته‌اید.

بررسی نهایی شرایط

پیش از پایان جلسه، بهتر است همه موارد توافق‌شده را یک بار با صدای بلند مرور کنید. این کار به هر دو طرف فرصت می‌دهد برداشت خود را بررسی کنند و در صورت وجود اختلاف، همان‌جا آن را برطرف کنند.

Let’s go over the main points one more time.

بیایید نکات اصلی را یک بار دیگر مرور کنیم.

عبارت go over در این جمله به معنی مرورکردن یا بررسی‌کردن است.

Just to confirm, the total price is $5,000, including all revisions.

فقط برای تایید، مبلغ کل ۵۰۰۰ دلار است و همه اصلاحات را هم شامل می‌شود.

So, we’ve agreed on a three-month contract with monthly payments.

پس توافق کردیم که قرارداد سه‌ماهه و پرداخت‌ها ماهانه باشد.

As I understand it, the project will begin on Monday and be completed within six weeks.

طبق برداشت من، پروژه از دوشنبه آغاز می‌شود و ظرف شش هفته به پایان می‌رسد.

عبارت‌هایی مانند Just to confirm و As I understand it به شما اجازه می‌دهند جزئیات را بررسی کنید، بدون آنکه لحن جمله حالت بازجویی یا بی‌اعتمادی پیدا کند.

مشخص‌کردن مرحله بعدی

بعد از تایید توافق، باید مشخص شود چه اتفاقی خواهد افتاد. برای مثال، چه کسی قرارداد را ارسال می‌کند، پرداخت چه زمانی انجام می‌شود یا پروژه از چه تاریخی آغاز خواهد شد.

What would be the next step?

مرحله بعدی چه خواهد بود؟

I’ll send you the revised contract by the end of the day.

تا پایان امروز نسخه اصلاح‌شده قرارداد را برایتان ارسال می‌کنم.

Once we receive the deposit, we can begin the work.

به‌محض دریافت پیش‌پرداخت، می‌توانیم کار را آغاز کنیم.

Could you send us the final details by email?

می‌توانید جزئیات نهایی را از طریق ایمیل برای ما ارسال کنید؟

عبارت once در این جمله نشان می‌دهد که شروع کار به دریافت پیش‌پرداخت وابسته است.

تایید کتبی توافق

حتی اگر مذاکره در جلسه حضوری یا تماس تلفنی انجام شده است، بهتر است نتیجه آن به‌صورت کتبی نیز تایید شود. ایمیل جمع‌بندی می‌تواند شامل مبلغ، زمان تحویل، شیوه پرداخت و مسئولیت هر طرف باشد. برای درخواست تایید کتبی می‌توانید بگویید:

Could we put everything in writing?

می‌توانیم همه موارد را به‌صورت کتبی ثبت کنیم؟

I’ll send a summary of what we’ve agreed on.

خلاصه مواردی را که درباره آن‌ها توافق کرده‌ایم ارسال می‌کنم.

Please let me know if I’ve missed anything.

اگر موردی را از قلم انداخته‌ام، لطفا به من اطلاع دهید.

Once you confirm the details, we’ll prepare the final agreement.

بعد از اینکه جزئیات را تایید کنید، توافق‌نامه نهایی را آماده خواهیم کرد.

عبارت put something in writing یعنی یک توافق، درخواست یا تصمیم را به‌شکل مکتوب ثبت‌کردن.

پایان‌دادن حرفه‌ای به مذاکره

حتی اگر مذاکره دشوار بوده است، بهتر است گفت‌وگو را با لحنی مثبت تمام کنید. پایان حرفه‌ای می‌تواند زمینه همکاری‌های بعدی را نیز حفظ کند.

I’m glad we were able to reach an agreement.

خوشحالم که توانستیم به توافق برسیم.

Thank you for being flexible.

ممنون که انعطاف نشان دادید.

I appreciate your time and willingness to work through the details.

از وقتی که گذاشتید و تمایلتان برای بررسی جزئیات سپاسگزارم.

We look forward to working with you.

مشتاق همکاری با شما هستیم.

اگر هنوز توافق نهایی حاصل نشده، اما مذاکره ادامه دارد، می‌توانید بگویید:

Thank you for the discussion. We’ll review everything and get back to you shortly.

از این گفت‌وگو ممنونم. همه موارد را بررسی می‌کنیم و به‌زودی پاسخ می‌دهیم.

الگوی جمع‌بندی یک مذاکره

برای نهایی‌کردن مذاکره می‌توانید از این ترتیب استفاده کنید:

  • اعلام کنید که به توافق نزدیک شده‌اید یا شرایط را پذیرفته‌اید.
  • مهم‌ترین جزئیات را دوباره مرور کنید.
  • شرط‌ها و مسئولیت هر طرف را مشخص کنید.
  • مرحله بعدی و زمان انجام آن را توضیح دهید.
  • نتیجه را به‌صورت کتبی تأیید کنید.

برای مثال:

That works for us. Just to confirm, the final price will be $4,500, with 50% paid upfront and the remaining amount paid upon completion. I’ll send you the revised agreement this afternoon.

این شرایط برای ما مناسب است. فقط برای تأیید، مبلغ نهایی ۴۵۰۰ دلار خواهد بود که ۵۰ درصد آن پیش‌پرداخت می‌شود و باقی‌مانده پس از تکمیل کار پرداخت خواهد شد. نسخه اصلاح‌شده توافق‌نامه را امروز بعدازظهر برایتان ارسال می‌کنم.

این مدل هم موافقت را اعلام می‌کند، هم شرایط مالی را روشن نگه می‌دارد و هم مرحله بعدی را مشخص می‌کند؛ بنابراین احتمال ایجاد برداشت‌های متفاوت پس از مذاکره کمتر می‌شود.

عبارت ها و مکالمه های کاربردی مذاکره

تا اینجا جمله‌ها و ساختارهای لازم برای مراحل مختلف مذاکره را یاد گرفتیم. حالا باید ببینیم این عبارت‌ها در یک گفت‌وگوی واقعی چگونه کنار هم قرار می‌گیرند. در این بخش، ابتدا چند نمونه مکالمه را بررسی می‌کنیم و سپس سراغ مذاکره حقوق، تفاوت مذاکره در موقعیت‌های مختلف و عبارت‌های آماده می‌رویم.

مذاکره با مشتری درباره قیمت

در این مکالمه، مشتری با قیمت پیشنهادی موافق نیست؛ اما به‌جای رد کامل پیشنهاد، دو طرف محدوده کار را تغییر می‌دهند تا به مبلغ مناسب‌تری برسند.

Client: Your proposal looks good, but the price is a little higher than we expected.

مشتری: پیشنهاد شما خوب به نظر می‌رسد، اما قیمت کمی بالاتر از چیزی است که انتظار داشتیم.

You: I understand. Would you mind sharing the budget range you had in mind?

شما: متوجه‌ام. ممکن است محدوده بودجه‌ای را که در نظر داشتید با من در میان بگذارید؟

Client: We were hoping to stay closer to $3,000.

مشتری: امیدوار بودیم مبلغ نزدیک‌تری به ۳۰۰۰ دلار باشد.

You: I see. If we reduce the scope slightly, I may be able to bring the price closer to that range.

شما: متوجه شدم. اگر کمی محدوده کار را کاهش دهیم، شاید بتوانم قیمت را به آن بازه نزدیک‌تر کنم.

Client: Which part would you remove?

مشتری: کدام بخش را حذف می‌کنید؟

You: We could keep the core features and move the advanced reporting to phase two.

شما: می‌توانیم قابلیت‌های اصلی را نگه داریم و گزارش‌گیری پیشرفته را به مرحله دوم منتقل کنیم.

Client: That could work.

مشتری: این می‌تواند قابل‌قبول باشد.

You: Great. In that case, I’ll revise the proposal and send you the updated version today.

شما: عالی. در این صورت، پیشنهاد را اصلاح می‌کنم و نسخه به‌روزشده را امروز برایتان می‌فرستم.

در این مکالمه، فروشنده بدون دلیل قیمت را کاهش نمی‌دهد. او در مقابل کاهش مبلغ، بخشی از خدمات را به مرحله دیگری منتقل می‌کند. به این ترتیب، پیشنهاد همچنان برای هر دو طرف قابل‌قبول باقی می‌ماند.

مذاکره درباره حقوق

در مذاکره حقوق، بهتر است پیش از اعلام عدد موردنظر، درباره کل پکیج جبران خدمات و مسئولیت‌های شغلی اطلاعات کافی داشته باشید.

Employer: What are your salary expectations?

کارفرما: انتظار حقوقی شما چقدر است؟

You: I’m very interested in the role, and I’d love to learn more about the full compensation package before discussing exact numbers.

شما: من واقعا به این موقعیت شغلی علاقه‌مندم و دوست دارم پیش از صحبت درباره اعداد دقیق، بیشتر درباره کل پکیج حقوق و مزایا بدانم.

Employer: We’re offering €52,000 a year.

کارفرما: ما سالانه ۵۲ هزار یورو پیشنهاد می‌دهیم.

You: Thank you for the offer. Based on my experience and the scope of the role, I was hoping for something closer to €58,000.

شما: از پیشنهادتان ممنونم. با توجه به سابقه من و محدوده مسئولیت‌های این موقعیت، امیدوار بودم مبلغ به ۵۸ هزار یورو نزدیک‌تر باشد.

Employer: That may be difficult for us.

کارفرما: این مبلغ ممکن است برای ما دشوار باشد.

You: I understand. Is there any flexibility in the base salary, or possibly in other areas such as bonus, remote days, or professional development support?

شما: متوجه‌ام. آیا در حقوق پایه انعطافی وجود دارد یا شاید بتوانیم بخش‌های دیگری مانند پاداش، روزهای دورکاری یا حمایت از توسعه حرفه‌ای را بررسی کنیم؟

Employer: We may have some flexibility there.

کارفرما: ممکن است در آن بخش‌ها کمی انعطاف داشته باشیم.

نکته مهم این مکالمه این است که مذاکره فقط روی حقوق پایه متمرکز نمی‌ماند. اگر امکان افزایش حقوق وجود نداشته باشد، می‌توان درباره پاداش، مرخصی، دورکاری، بیمه، آموزش یا مزایای دیگر مذاکره کرد.

جمله‌های ضروری برای مذاکره حقوق

وقتی نمی‌خواهید فورا عدد اعلام کنید

گاهی بهتر است پیش از اعلام مبلغ موردنظر، اطلاعات بیشتری درباره نقش، مسئولیت‌ها و مزایا به دست آورید.

I’d prefer to learn more about the role before discussing salary in detail.

ترجیح می‌دهم پیش از صحبت جزئی درباره حقوق، بیشتر درباره خود موقعیت شغلی بدانم.

I’m open to discussing compensation once I have a clearer picture of the responsibilities.

وقتی تصویر روشن‌تری از مسئولیت‌ها داشته باشم، آماده‌ام درباره حقوق و مزایا صحبت کنم.

وقتی می‌خواهید مبلغ بالاتری پیشنهاد دهید

بهتر است عدد بالاتر را بر اساس تجربه، مهارت یا مسئولیت‌های شغلی توجیه کنید.

Based on my background and the value I can bring, I was hoping for a higher figure.

با توجه به سابقه‌ام و ارزشی که می‌توانم ایجاد کنم، امیدوار بودم مبلغ بالاتری پیشنهاد شود.

Given my experience in this area, I believe a package closer to X would be more in line with the role.

با توجه به تجربه‌ام در این حوزه، فکر می‌کنم پکیجی نزدیک‌تر به X تناسب بیشتری با این موقعیت شغلی داشته باشد.

وقتی بودجه شرکت محدود است

اگر حقوق پایه قابل‌تغییر نیست، مذاکره را به سایر مزایا گسترش دهید.

If the base salary is fixed, could we explore other parts of the package?

اگر حقوق پایه ثابت است، آیا می‌توانیم بخش‌های دیگر پکیج را بررسی کنیم؟

Would there be any room to discuss a signing bonus or additional vacation days?

آیا امکان صحبت درباره پاداش شروع به کار یا روزهای مرخصی بیشتر وجود دارد؟

مذاکره فریلنسری درباره خدمات اضافه

یکی از موقعیت‌های رایج برای فریلنسرها، اضافه‌شدن کارهایی است که در توافق اولیه وجود نداشته‌اند. در این شرایط، ابتدا باید روشن کنید که درخواست جدید خارج از محدوده اولیه پروژه است.

Client: We’d also like you to create social media captions for the campaign.

مشتری: همچنین می‌خواهیم متن کپشن‌های شبکه‌های اجتماعی کمپین را هم آماده کنید.

You: I’d be happy to help with that. Just to clarify, would that be in addition to the original scope?

شما: خوشحال می‌شوم در این زمینه هم کمک کنم. فقط برای شفاف‌شدن موضوع، آیا این کار علاوه بر محدوده اولیه پروژه است؟

Employer: Yes, it would be extra.

مشتری: بله، این بخش اضافه خواهد بود.

You: In that case, I can absolutely include it, but I’d need to revise the fee to reflect the additional work.

در این صورت، حتما می‌توانم آن را هم اضافه کنم؛ اما باید مبلغ را متناسب با کار اضافه بازبینی کنم.

Client: That makes sense.

مشتری: منطقی است.

در چنین موقعیتی، بهتر است فورا با کار اضافه موافقت نکنید. ابتدا مشخص کنید درخواست جدید بخشی از original scope یا محدوده اولیه کار بوده است یا نه. سپس درباره هزینه و زمان لازم تصمیم بگیرید.

تفاوت مذاکره در ایمیل، تماس و جلسه حضوری

جمله‌های اصلی مذاکره در همه موقعیت‌ها مشابه‌اند؛ اما میزان رسمی‌بودن، طول جمله‌ها و شیوه پاسخ‌دادن در ایمیل، تماس تلفنی و جلسه حضوری تفاوت دارد.

مذاکره در ایمیل

در ایمیل، طرف مقابل نمی‌تواند لحن و زبان بدن شما را ببیند. بنابراین باید خواسته، دلیل و مرحله بعدی را شفاف‌تر بنویسید و از جمله‌های بسیار کوتاه یا مبهم خودداری کنید.

I’d like to revisit a few points in the proposal.

مایلم چند مورد از پیشنهاد را دوباره بررسی کنیم.

Please let me know if there’s any flexibility on the proposed terms.

لطفاً به من اطلاع دهید آیا در شرایط پیشنهادی انعطافی وجود دارد یا نه.

در پایان ایمیل بهتر است دقیقا مشخص کنید چه پاسخی می‌خواهید یا چه زمانی منتظر پاسخ هستید.

مذاکره در تماس تلفنی

در تماس، گفت‌وگو سریع‌تر و تعاملی‌تر است. بنابراین جمله‌های بررسی و شفاف‌سازی اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند.

Just so I’m clear, are you saying the delivery date is fixed?

فقط برای اینکه مطمئن شوم، منظورتان این است که تاریخ تحویل قطعی است؟

Let’s see if we can work something out.

ببینیم آیا می‌توانیم به یک راه‌حل برسیم.

در تماس تلفنی بهتر است نکات مهم را یادداشت کنید و پس از پایان تماس، نتیجه را در یک ایمیل کوتاه تأیید کنید.

بیشتر بخوانید: آموزش مکالمه تلفنی انگلیسی

مذاکره در جلسه حضوری

در جلسه حضوری، لحن صدا، مکث، تماس چشمی و زبان بدن نیز روی برداشت طرف مقابل تأثیر می‌گذارند. جمله‌های کوتاه و روشن معمولا بهتر از توضیحات طولانی عمل می‌کنند.

That’s a fair point.

این نکته منصفانه و قابل‌قبولی است.

I’d need a bit more flexibility on that side.

در آن بخش به کمی انعطاف بیشتر نیاز دارم.

در جلسه حضوری، لازم نیست بلافاصله به هر پیشنهادی پاسخ دهید. یک مکث کوتاه یا درخواست زمان برای بررسی می‌تواند از پاسخ عجولانه جلوگیری کند.

اصطلاحات و ترکیب‌های کلیدی مذاکره

یادگیری ترکیب‌های رایج به شما کمک می‌کند طبیعی‌تر صحبت کنید و به‌جای ترجمه کلمه‌به‌کلمه، از عبارت‌هایی استفاده کنید که در مذاکره واقعا کاربرد دارند.

reach an agreement

به توافق رسیدن

We’re hoping to reach an agreement by the end of the week.

امیدواریم تا پایان هفته به توافق برسیم.


make a concession

امتیاز دادن یا کوتاه‌آمدن

We’re willing to make a concession on the delivery date.

ما حاضریم درباره تاریخ تحویل کمی امتیاز بدهیم.


meet halfway

هر دو طرف تا حدی کوتاه بیایند و به یک نقطه میانی برسند

If you can increase the order size, we can meet halfway on the price.

اگر بتوانید حجم سفارش را افزایش دهید، ما هم می‌توانیم در قیمت تا حدی کوتاه بیاییم.


final offer

پیشنهاد نهایی

This is our final offer.

این پیشنهاد نهایی ماست.


mutually beneficial

سودمند برای هر دو طرف

We’re looking for a mutually beneficial solution.

ما به‌دنبال راه‌حلی هستیم که برای هر دو طرف سودمند باشد.


common ground

نقطه یا زمینه مشترک

I’m sure we can find some common ground.

مطمئنم می‌توانیم به یک نقطه مشترک برسیم.


negotiate the terms

درباره شرایط مذاکره‌کردن

We still need to negotiate the payment terms.

هنوز باید درباره شرایط پرداخت مذاکره کنیم.


put an offer on the table

پیشنهادی را به‌طور رسمی مطرح‌کردن

They’ve put a new offer on the table.

آن‌ها پیشنهاد جدیدی مطرح کرده‌اند.


reach a compromise

به مصالحه یا راه‌حل میانه رسیدن

Both sides are trying to reach a compromise.

هر دو طرف تلاش می‌کنند به یک راه‌حل میانه برسند.


close the deal

توافق یا معامله را نهایی‌کردن

We hope to close the deal this week.

امیدواریم این هفته توافق را نهایی کنیم.

۳۰ جمله آماده برای مذاکره

این جمله‌ها برای مرور سریع طراحی شده‌اند. بهتر است آن‌ها را فقط حفظ نکنید؛ موقعیت استفاده از هر جمله را نیز در نظر بگیرید.

شروع مذاکره

1- Thanks for meeting with me.

ممنون که با من جلسه گذاشتید.

2- I’d like to discuss a few details.

مایلم درباره چند مورد صحبت کنیم.

3- I appreciate the offer.

از پیشنهاد شما ممنونم.

4- I’d like to go over the main terms.

مایلم شرایط اصلی را مرور کنیم.

5- Let’s see if we can find a solution that works for both sides.

ببینیم آیا می‌توانیم راه‌حلی پیدا کنیم که برای هر دو طرف مناسب باشد.

پیشنهاد دادن و تغییر شرایط

6- We can offer …

ما می‌توانیم … ارائه دهیم.

7- Would you consider …?

آیا … را در نظر می‌گیرید؟

8- If you …, we can …

از پیشنهاد شما ممنونم.

9- I’d like to suggest an alternative.

مایلم یک گزینه جایگزین پیشنهاد کنم.

10- Would it be possible to adjust the terms?

آیا امکان تغییر شرایط وجود دارد؟

سوال‌پرسیدن و شفاف‌سازی

11- Could you clarify what you mean by that?

می‌توانید توضیح دهید منظورتان از آن (حرف) چیست؟

12- What is your main priority here?

اولویت اصلی شما در اینجا چیست؟

13- Is there any flexibility on this point?

آیا درباره این مورد انعطافی وجود دارد؟

14- Is that your final offer?

آیا این پیشنهاد نهایی شماست؟

15- What would make this offer work for you?

چه چیزی (چه تغییری) باعث می‌شود این پیشنهاد برای شما مناسب باشد؟

مخالفت مودبانه

16- I see your point, but …

منظورتان را درک می‌کنم، اما…

17- That may be difficult for us.

آن ممکن است برای ما دشوار باشد.

18- I’m not sure that would work on our end.

مطمئن نیستم این شرایط از طرف ما عملی باشد.

19-I’m afraid we can’t agree to that as it stands.

متاسفانه نمی‌توانیم با شرایط فعلی آن موافقت کنیم.

20- Could we explore another option?

می‌توانیم گزینه دیگری را بررسی کنیم؟

زمان‌خواستن برای تصمیم‌گیری

21- Let me think that over.

اجازه دهید درباره آن فکر کنم.

22- I’ll get back to you tomorrow.

فردا به شما پاسخ می‌دهم.

23- I need a little time to review this.

برای بررسی این موضوع به کمی زمان نیاز دارم.

24- Could I discuss this with my team first?

می‌توانم ابتدا این موضوع را با تیمم بررسی کنم؟

25- I’m not ready to make a final decision just yet.

هنوز آماده نیستم تصمیم نهایی بگیرم.

توافق و جمع‌بندی

26- That works for me.

این شرایط برای من مناسب است.

27- I think we have a deal.

فکر می‌کنم به توافق رسیده‌ایم.

28- Just to confirm, we’ve agreed on …

فقط برای تایید (اطمینان)، ما درباره … توافق کرده‌ایم.

29- I’ll send you the revised agreement in writing.

نسخه اصلاح‌شده توافق‌نامه را به‌صورت کتبی برایتان ارسال می‌کنم.

30- I’m glad we were able to reach an agreement.

خوشحالم که توانستیم به توافق برسیم.

برای استفاده بهتر از این جمله‌ها، آن‌ها را بر اساس مرحله مذاکره یاد بگیرید: شروع گفتگو، پیشنهاد، سوال‌پرسیدن، مخالفت، وقت‌گرفتن و جمع‌بندی. به این ترتیب، هنگام صحبت‌کردن راحت‌تر می‌توانید جمله مناسب را به یاد بیاورید.

جمع بندی

مذاکره موفق به زبان انگلیسی فقط به دانستن چند جمله محدود نمی‌شود؛ باید بتوانید خواسته خود را واضح بیان کنید، انعطاف نشان دهید و مسیر گفتگو را تا رسیدن به توافق مدیریت کنید. با یادگیری عبارت‌های کاربردی این مقاله، می‌توانید در موقعیت‌های کاری، خرید، قرارداد و گفتگوهای حرفه‌ای بهتر مذاکره کنید.

سوالات متداول

بهترین جمله برای شروع مذاکره به انگلیسی چیست؟

.Thanks for taking the time to meet with me today یکی از جمله‌های رایج برای شروع رسمی مذاکره است.

چطور در مذاکره به انگلیسی مخالفت کنیم؟

با استفاده از جمله‌هایی مانند … I understand your point, but می‌توانید مخالفت خود را مودبانه بیان کنید.

تفاوت negotiation و bargain چیست؟

Negotiation به معنی مذاکره برای رسیدن به توافق است، اما bargain بیشتر برای چانه‌زدن درباره قیمت استفاده می‌شود.

برای مذاکره حقوق به انگلیسی چه بگوییم؟

می‌توانید از جمله‌ای مانند .Based on my experience, I was hoping for a higher figure استفاده کنید.

مهم‌ترین مهارت در مذاکره انگلیسی چیست؟

توانایی بیان واضح خواسته‌ها، پرسیدن سؤال‌های درست و پیدا کردن راه‌حل مشترک از مهم‌ترین مهارت‌ها هستند.

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

لوگو زبان مستر فوتر

زبان مستر، در راستای امر ارتقاء سطح آموزش زبان‌ ترکی استانبولی، آموزش زبان فرانسه، آموزش زبان آلمانی و آموزش زبان انگلیسی؛ تلاش بر این دارد تا یادگیری این زبان‌ها را با ابزارهای کاربردی و هم‌چنین پشتیبانی قوی، برای زبان‌آموزان راحت‌تر کند.

  • آدرس: تهران، جردن، عاطفی شرقی، ساسان، پلاک 4
  • 02191035152
  • info@zabanmaster.com
دسترسی سریع
  • بلاگ
  • دوره های آموزشی
  • حساب کاربری
  • درباره ما
  • قوانین و مقررات
  • تماس با ما
  • اپلیکیشن آموزش زبان
مجوزها


logo-samandehi


logo-enamad

nashr-digital

bank-license
تمامی حقوق برای سایت زبان مستر محفوظ می باشد.
icon
مشاوره آموزش زبان انگلیسی
icon
×
icon
ارتباط مستقیم با ما
برای مشاوره و ثبت نام در واتس‌اپ به ما پیام دهید،
اینستاگرام و تلگرام آموزش زبان انگلیسی را دنبال کنید.
جهت ارتباط با ما در واتس‌اپ پیام دهید.
مشاوره و پشتیبانی زبان انگلیسی Whatsapp chat
اینستاگرام آموزش زبان انگلیسی Whatsapp chat
1 +
مشاوره و پشتیبانی زبان انگلیسی
مشاوره و پشتیبانی زبان انگلیسی
مشاوره و پشتیبانی
ارتباط مستقیم در واتس‌اپ
اینستاگرام آموزش زبان انگلیسی
اینستاگرام آموزش زبان انگلیسی
پیج اینستاگرام
تلگرام آموزش زبان انگلیسی
تلگرام آموزش زبان انگلیسی
کانال تلگرام
سوالات متداول
×
icon
سوالات متداول
در این قسمت سوالات متداول کاربران جمع آوری شده است تا در صورتی که شما هم همین سوال را دارید پاسخ سوال خود را پیدا کنید
آموزش 0 تا 100 زبان انگلیسی
تسلط کامل به زبان انگلیسی
تسلط کامل و حرفه ای به زبان انگلیسی، دریافت مدرک آیلتس 7.5 تا 8 و تافل 110 فقط با دوره صفر تا صد زبان انگلیسی زبان مستر میسر است.
مشاهده بیشتر ...
مکالمه انگلیسی در 80 روز
مکالمه محور
مکالمه انگلیسی فقط با روزی 15 دقیقه در 80 روز! آموزش مکالمه انگلیسی با استاد ساهری مدرس وریفای شده دانشگاه کمبریج
مشاهده بیشتر ...
بازگشت

ورود

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

هنوز عضو نشده اید؟ عضویت در سایت