کلمات و اصطلاحات مدرسه به انگلیسی
وقتی درباره مدرسه صحبت میکنیم، فقط دانستن چند کلمه مثل school و teacher کافی نیست؛ باید بتوانیم درباره کلاس، درسها، تکلیف، امتحان، قوانین مدرسه و موقعیتهای واقعی جمله بسازیم.
در این مقاله، مهمترین اصطلاحات مدرسه به انگلیسی را همراه با معنی، مثال کاربردی و ترجمه فارسی یاد میگیرید. این مطلب برای زبانآموزانی مناسب است که میخواهند در مسیر آموزش زبان انگلیسی، واژگان مدرسه را دقیقتر و طبیعیتر یاد بگیرند.
کلمات عمومی مدرسه به انگلیسی
برای شروع، بهتر است با کلمات پایه و عمومی مدرسه به انگلیسی آشنا شویم. این کلمات در بیشتر مکالمات روزمره درباره مدرسه، کلاس، درس و دانشآموزها استفاده میشوند.
school
مدرسه
My children go to school five days a week.
بچههای من پنج روز در هفته به مدرسه میروند.
student
دانشآموز / دانشجو
She is a very hardworking student.
او دانشآموز بسیار سختکوشی است.
teacher
معلم
Our English teacher gives us a lot of speaking practice.
معلم انگلیسی ما تمرین مکالمه زیادی به ما میدهد.
classroom
کلاس درس
The students were waiting quietly in the classroom.
دانشآموزان با آرامش در کلاس درس منتظر بودند.
class
کلاس / جلسه درس
I have a math class after lunch.
بعد از ناهار کلاس ریاضی دارم.
lesson
درس / جلسه آموزشی
Today’s lesson was about the past tense.
درس امروز درباره زمان گذشته بود.
homework
تکلیف
I need to finish my homework before dinner.
باید قبل از شام تکلیفم را تمام کنم.
نکته: کلمه homework در انگلیسی غیرقابلشمارش است. یعنی نمیگوییم homeworks. اگر بخواهیم بگوییم «چند تکلیف»، بهتر است از عباراتی مثل some homework یا a lot of homework استفاده کنیم.
exam
امتحان
We have an English exam next Monday.
دوشنبه آینده امتحان انگلیسی داریم.
test
آزمون / امتحان
I didn’t do well on the science test.
در امتحان علوم خوب عمل نکردم.
grade
نمره / پایه تحصیلی
She got a good grade on her history project.
او برای پروژه تاریخش نمره خوبی گرفت.
My brother is in the third grade.
برادرم کلاس سوم است.
report card
کارنامه
My parents were happy with my report card.
پدر و مادرم از کارنامهام راضی بودند.
recess
زنگ تفریح
The children play outside during recess.
بچهها در زنگ تفریح بیرون بازی میکنند.
school bell
زنگ مدرسه
The school bell rang, and everyone went back to class.
زنگ مدرسه خورد و همه به کلاس برگشتند.
school year
سال تحصیلی
The school year starts in September.
سال تحصیلی در سپتامبر شروع میشود.
timetable / schedule
برنامه کلاسی
I checked my timetable to see when my next class starts.
برنامه کلاسیام را چک کردم تا ببینم کلاس بعدیام کی شروع میشود.
نکته: در انگلیسی بریتانیایی، timetable رایجتر است. در انگلیسی آمریکایی، معمولا از schedule استفاده میشود.
لوازم التحریر و وسایل مدرسه به انگلیسی
یکی از بخشهای مهم در یادگیری اصطلاحات مدرسه به انگلیسی، شناختن وسایل مدرسه و لوازمالتحریر است. این کلمات هم برای کودکان و دانشآموزان کاربرد دارند، هم برای زبانآموزانی که میخواهند درباره کلاس و درس صحبت کنند.
school bag / backpack
کیف مدرسه / کولهپشتی
I always keep my books in my backpack.
من همیشه کتابهایم را در کولهپشتیام میگذارم.
notebook
دفتر
I wrote the new words in my notebook.
کلمات جدید را در دفترم نوشتم.
textbook
کتاب درسی
Please bring your textbook to class tomorrow.
لطفا فردا کتاب درسیتان را به کلاس بیاورید.
workbook
کتاب تمرین
We have to complete page 12 in the workbook.
باید صفحه ۱۲ کتاب تمرین را کامل کنیم.
pencil
مداد
Can I borrow a pencil?
میتوانم یک مداد قرض بگیرم؟
pen
خودکار
I usually take notes with a blue pen.
من معمولا با خودکار آبی یادداشت برمیدارم.
eraser
پاککن
I made a mistake, so I used an eraser.
اشتباه کردم، برای همین از پاککن استفاده کردم.
pencil sharpener
مدادتراش
Do you have a pencil sharpener?
مدادتراش داری؟
ruler
خطکش
Use a ruler to draw a straight line.
برای کشیدن یک خط صاف از خطکش استفاده کن.
highlighter
هایلایتر / ماژیک علامتزن
I used a highlighter to highlight the most important parts of the text.
از یک ماژیک هایلایت استفاده کردم تا مهمترین بخشهای متن را علامت بزنم.
marker
ماژیک
The teacher wrote the answer on the whiteboard with a marker.
معلم جواب را با ماژیک روی وایتبرد نوشت.
glue
چسب
We need glue for the art project.
برای پروژه هنری به چسب نیاز داریم.
scissors
قیچی
Be careful when you use scissors.
وقتی از قیچی استفاده میکنی مراقب باش.
نکته: کلمه scissors در انگلیسی معمولا به شکل جمع استفاده میشود.
calculator
ماشینحساب
We’re allowed to use a calculator in this exam.
اجازه داریم در این امتحان از ماشینحساب استفاده کنیم.
folder
پوشه
I keep all my worksheets in this folder.
من همه برگههای تمرینم را در این پوشه نگه میدارم.
وسایل داخل کلاس درس به انگلیسی
در کنار لوازم شخصی دانشآموز، بعضی کلمات هم مربوط به وسایل داخل کلاس هستند. این کلمات هنگام توصیف کلاس درس یا صحبت درباره محیط مدرسه زیاد استفاده میشوند.
desk
میز تحریر / میز دانشآموز
Please put your books on your desk.
لطفا کتابهایتان را روی میزتان بگذارید.
chair
صندلی
There aren’t enough chairs in this classroom.
در این کلاس صندلی کافی وجود ندارد.
whiteboard
وایتبرد
The teacher wrote the homework on the whiteboard.
معلم تکلیف را روی وایتبرد نوشت.
blackboard
تختهسیاه
Our old classroom still has a blackboard.
کلاس قدیمی ما هنوز تختهسیاه دارد.
projector
پروژکتور
The teacher used a projector to show the video.
معلم برای نشان دادن ویدیو از پروژکتور استفاده کرد.
worksheet
برگه تمرین
The teacher gave us a worksheet about irregular verbs.
معلم یک برگه تمرین درباره فعلهای بیقاعده به ما داد.
board
تخته
Look at the board and copy the sentences.
به تخته نگاه کنید و جملهها را کپی کنید.
classroom door
در کلاس
Please close the classroom door quietly.
لطفا در کلاس را آرام ببندید.
locker
کمد مدرسه
I left my sports shoes in my locker.
کفشهای ورزشیام را در کمد مدرسهام جا گذاشتم.
noticeboard / bulletin board
تابلوی اعلانات
The exam schedule is on the noticeboard.
برنامه امتحانها روی تابلوی اعلانات است.
درسهای مدرسه به انگلیسی
برای گفتن «درسهای مدرسه» در انگلیسی معمولا از عبارت school subjects استفاده میکنیم. مثلا اگر بخواهید بگویید «درس مورد علاقه من ریاضی است»، میتوانید بگویید:
My favorite school subject is math.
درس مورد علاقه من در مدرسه ریاضی است.
math / mathematics
ریاضی
I’m good at math, but I need more practice.
ن در ریاضی خوبم، اما به تمرین بیشتری نیاز دارم.
English
انگلیسی / درس زبان انگلیسی
We have English three times a week.
ما هفتهای سه بار درس انگلیسی داریم.
science
علوم
Science is more interesting when we do experiments.
علوم وقتی آزمایش انجام میدهیم جالبتر است.
history
تاریخ
We learned about ancient Egypt in history class.
در کلاس تاریخ درباره مصر باستان یاد گرفتیم.
geography
جغرافیا
In geography, we studied different countries and climates.
در جغرافیا درباره کشورها و آبوهواهای مختلف مطالعه کردیم.
biology
زیستشناسی
Biology helps us understand how the human body works.
زیستشناسی به ما کمک میکند بفهمیم بدن انسان چطور کار میکند.
chemistry
شیمی
We did a simple experiment in chemistry class.
در کلاس شیمی یک آزمایش ساده انجام دادیم.
physics
فیزیک
Physics can be difficult, but our teacher explains it clearly.
فیزیک میتواند سخت باشد، اما معلم ما آن را واضح توضیح میدهد.
art
هنر
We painted a landscape in art class.
در کلاس هنر یک منظره نقاشی کردیم.
music
موسیقی
The students practiced a song in music class.
دانشآموزان در کلاس موسیقی یک آهنگ تمرین کردند.
PE / physical education
تربیتبدنی / ورزش
We play basketball in PE on Wednesdays.
چهارشنبهها در کلاس ورزش بسکتبال بازی میکنیم.
computer science
علوم کامپیوتر
In computer science, we learned how to write simple code.
در درس علوم کامپیوتر یاد گرفتیم چطور کد ساده بنویسیم.
social studies
مطالعات اجتماعی
Social studies teaches students about society and culture.
مطالعات اجتماعی به دانشآموزان درباره جامعه و فرهنگ آموزش میدهد.
تفاوت lesson، class و subject در انگلیسی
این سه کلمه در فارسی ممکن است همگی «درس» ترجمه شوند، اما در انگلیسی کاربردشان یکی نیست.
subject
درس بهعنوان یک حوزه آموزشی
My favorite subject is science.
درس مورد علاقه من علوم است.
یعنی از میان درسهایی مثل ریاضی، علوم، تاریخ و انگلیسی، علوم را بیشتر دوست دارم.
class
کلاس / جلسه درس
I have an English class at 10.
ساعت ۱۰ کلاس انگلیسی دارم.
اینجا منظور یک جلسه مشخص از درس انگلیسی است.
lesson
درس / محتوای آموزشی یک جلسه
Today’s lesson was about school rules.
درس امروز درباره قوانین مدرسه بود.
یعنی موضوع یا محتوایی که در آن جلسه آموزش داده شده است.
مقاطع تحصیلی و انواع مدرسه به انگلیسی
حالا که با کلمات عمومی و درسهای مدرسه آشنا شدیم، بهتر است اسم مقاطع تحصیلی و انواع مدرسه را هم یاد بگیریم.
kindergarten
مهدکودک / پیشدبستانی
My little sister goes to kindergarten.
خواهر کوچکم به مهدکودک میرود.
preschool
پیشدبستانی
He started preschool when he was four.
او وقتی چهار ساله بود پیشدبستانی را شروع کرد.
elementary school
دبستان / مدرسه ابتدایی
My son is in elementary school.
پسرم در دبستان درس میخواند.
primary school
دبستان / مدرسه ابتدایی
She teaches English at a primary school.
او در یک مدرسه ابتدایی انگلیسی تدریس میکند.
نکته: elementary school در انگلیسی آمریکایی رایجتر است و primary school در انگلیسی بریتانیایی بیشتر استفاده میشود.
middle school
مدرسه راهنمایی / دوره متوسطه اول
He started middle school this year.
او امسال مدرسه راهنمایی را شروع کرد.
high school
دبیرستان
My cousin is in high school.
پسرخالهام / دخترخالهام دبیرستانی است.
secondary school
مدرسه متوسطه / دبیرستان
Students usually wear uniforms at this secondary school.
دانشآموزان معمولا در این مدرسه متوسطه یونیفرم میپوشند.
public school
مدرسه دولتی
She goes to a public school near her house.
او به یک مدرسه دولتی نزدیک خانهشان میرود.
نکته مهم: در انگلیسی آمریکایی، public school یعنی مدرسه دولتی. اما در انگلیسی بریتانیایی، این عبارت گاهی به مدرسه خصوصی و بسیار گرانقیمت اشاره میکند. برای همین باید به کشور و بافت جمله دقت کرد.
private school
مدرسه خصوصی
Their children go to a private school.
بچههای آنها به مدرسه خصوصی میروند.
boarding school
مدرسه شبانهروزی
He went to a boarding school when he was thirteen.
او وقتی سیزده ساله بود به مدرسه شبانهروزی رفت.
international school
مدرسه بینالمللی
Many students at this international school speak more than one language.
بسیاری از دانشآموزان این مدرسه بینالمللی بیش از یک زبان صحبت میکنند.
vocational school
مدرسه فنیوحرفهای
He studied cooking at a vocational school.
او در یک مدرسه فنیوحرفهای آشپزی خواند.
افراد و کارکنان مدرسه به انگلیسی
در مدرسه فقط با کلمه teacher سروکار نداریم. برای صحبت درباره محیط مدرسه، باید اسم افراد مختلف مثل مدیر، همکلاسی، مشاور، کتابدار و حتی پرستار مدرسه را هم بلد باشیم.
principal
مدیر مدرسه
The principal spoke to the students during the morning assembly.
مدیر مدرسه در مراسم صبحگاهی با دانشآموزان صحبت کرد.
head teacher
مدیر مدرسه / معلم ارشد
The head teacher introduced the new school rules.
مدیر مدرسه قوانین جدید مدرسه را معرفی کرد.
نکته: در انگلیسی آمریکایی معمولا principal رایجتر است، اما در انگلیسی بریتانیایی head teacher زیاد استفاده میشود.
teacher
معلم
Our teacher explained the lesson with a simple example.
معلم ما درس را با یک مثال ساده توضیح داد.
student
دانشآموز / دانشجو
Every student must bring a notebook to class.
هر دانشآموز باید یک دفتر به کلاس بیاورد.
pupil
دانشآموز، مخصوصا کودک مدرسهای
The pupils lined up outside the classroom.
دانشآموزان بیرون کلاس صف کشیدند.
نکته: pupil بیشتر در انگلیسی بریتانیایی و برای بچههای مدرسهای استفاده میشود. student عمومیتر است و هم برای مدرسه و هم دانشگاه کاربرد دارد.
classmate
همکلاسی
I usually sit next to my classmate, Ali.
من معمولا کنار همکلاسیام علی مینشینم.
school friend
دوست مدرسهای
I still talk to some of my old school friends.
من هنوز با بعضی از دوستان قدیمی مدرسهام صحبت میکنم.
school counselor
مشاور مدرسه
She talked to the school counselor about her exam stress.
او درباره استرس امتحانش با مشاور مدرسه صحبت کرد.
librarian
کتابدار
The librarian helped me find a book about science.
کتابدار به من کمک کرد کتابی درباره علوم پیدا کنم.
coach
مربی
Our basketball coach wants us to practice after school.
مربی بسکتبال ما میخواهد بعد از مدرسه تمرین کنیم.
school nurse
پرستار مدرسه
I felt sick, so my teacher sent me to the school nurse.
حالم بد شد، برای همین معلمم مرا پیش پرستار مدرسه فرستاد.
janitor / caretaker
سرایدار / مسئول نظافت و نگهداری مدرسه
The janitor cleaned the hallway after lunch.
سرایدار بعد از ناهار راهرو را تمیز کرد.
نکته: janitor در انگلیسی آمریکایی رایجتر است. در انگلیسی بریتانیایی ممکن است caretaker هم بشنوید.
بخشهای مختلف مدرسه به انگلیسی
برای توصیف مدرسه یا صحبت درباره مسیر رفتوآمد داخل مدرسه، دانستن اسم مکانهای مختلف مدرسه بسیار کاربردی است.
classroom
کلاس درس
The students were already in the classroom when the teacher arrived.
وقتی معلم رسید، دانشآموزان از قبل در کلاس بودند.
library
کتابخانه
I go to the library after class to study.
بعد از کلاس برای درس خواندن به کتابخانه میروم.
cafeteria
غذاخوری مدرسه / سلف
We usually have lunch in the cafeteria.
ما معمولا در غذاخوری مدرسه ناهار میخوریم.
playground
زمین بازی
The children played football in the playground during recess.
بچهها در زنگ تفریح در زمین بازی فوتبال بازی کردند.
schoolyard
حیاط مدرسه
The students waited in the schoolyard before the bell rang.
دانشآموزان قبل از خوردن زنگ در حیاط مدرسه منتظر ماندند.
gym
سالن ورزش
We have PE in the gym when it rains.
وقتی باران میبارد، کلاس ورزش را در سالن ورزش برگزار میکنیم.
hallway / corridor
راهرو
Students shouldn’t run in the hallway.
دانشآموزان نباید در راهرو بدوند.
نکته: hallway در انگلیسی آمریکایی رایجتر است و corridor در انگلیسی بریتانیایی بیشتر شنیده میشود.
science lab
آزمایشگاه علوم
We did a chemistry experiment in the science lab.
ما در آزمایشگاه علوم یک آزمایش شیمی انجام دادیم.
computer room
اتاق کامپیوتر
Our computer class is in the computer room.
کلاس کامپیوتر ما در اتاق کامپیوتر برگزار میشود.
art room
اتاق هنر / کلاس هنر
The art room is full of paintings and colored paper.
اتاق هنر پر از نقاشی و کاغذ رنگی است.
music room
اتاق موسیقی
The students practiced for the school concert in the music room.
دانشآموزان در اتاق موسیقی برای کنسرت مدرسه تمرین کردند.
principal’s office
دفتر مدیر
He was sent to the principal’s office for breaking the rules.
او به خاطر زیر پا گذاشتن قوانین به دفتر مدیر فرستاده شد.
nurse’s office
اتاق پرستار مدرسه
I went to the nurse’s office because I had a headache.
چون سردرد داشتم به اتاق پرستار مدرسه رفتم.
locker room
رختکن / اتاق کمدها
The players changed their clothes in the locker room.
بازیکنان در رختکن لباسهایشان را عوض کردند.
restroom / toilet
سرویس بهداشتی
May I go to the restroom?
میتوانم به سرویس بهداشتی بروم؟
نکته: در انگلیسی آمریکایی restroom مؤدبانهتر و رایجتر است. در انگلیسی بریتانیایی بیشتر از toilet استفاده میشود.
در مدرسه به انگلیسی؛ تفاوت in school و at school
یکی از سوالات رایج زبانآموزان این است که «در مدرسه» به انگلیسی میشود in school یا at school؟ جواب کوتاه این است: هر دو میتوانند درست باشند، اما معنی و کاربردشان همیشه یکی نیست.
at school
در مدرسه، یعنی در محل مدرسه حضور داشتن
My daughter is at school right now.
دخترم الان مدرسه است.
در این جمله منظور این است که او الان در محل مدرسه حضور دارد.
I’ll call you when I get to school.
وقتی به مدرسه رسیدم با تو تماس میگیرم.
in school
محصل بودن / در حال درس خواندن در مدرسه بودن
He’s still in school, but his sister has already graduated.
او هنوز محصل است، اما خواهرش قبلا فارغالتحصیل شده است.
در این جمله منظور فقط حضور فیزیکی در ساختمان مدرسه نیست؛ منظور این است که او هنوز در سیستم آموزشی درس میخواند.
I learned French when I was in school.
وقتی مدرسه میرفتم فرانسوی یاد گرفتم.
go to school
به مدرسه رفتن / مدرسه رفتن
I go to school every day.
من هر روز به مدرسه میروم.
اینجا از the استفاده نمیکنیم، چون منظور فعالیت معمول مدرسه رفتن است.
go to the school
رفتن به ساختمان مدرسه برای کاری مشخص
I went to the school to talk to my son’s teacher.
به مدرسه رفتم تا با معلم پسرم صحبت کنم.
در این جمله گوینده ممکن است خودش دانشآموز نباشد؛ فقط به ساختمان مدرسه رفته است.
جملههای پرکاربرد درباره مدرسه به انگلیسی
در این بخش چند جمله بسیار کاربردی درباره مدرسه را میبینیم. این جملهها برای زبانآموزان مبتدی و متوسط بسیار مهم هستند، چون در مکالمات روزمره زیاد استفاده میشوند. از من به مدرسه می روم به انگلیسی گرفته تا من ساعت ۷ به مدرسه می روم به انگلیسی.
I go to school.
من به مدرسه میروم.
I go to school by bus.
من با اتوبوس به مدرسه میروم.
I go to school every day.
من هر روز به مدرسه میروم.
I go to school every day except Friday.
من هر روز به جز جمعه به مدرسه میروم.
I go to school at 7 o’clock.
من ساعت ۷ به مدرسه میروم.
I leave for school at 7.
من ساعت ۷ به سمت مدرسه راه میافتم.
My school is near our house.
مدرسه من نزدیک خانه ماست.
My school is near our house, so I usually walk there.
مدرسهام نزدیک خانه ماست، برای همین معمولا پیاده میروم.
I don’t have school today.
امروز مدرسه ندارم.
I don’t have school today because it’s a holiday.
امروز مدرسه ندارم چون تعطیل است.
I was late for school.
دیر به مدرسه رسیدم.
I was late for school because I missed the bus.
چون از اتوبوس جا ماندم، دیر به مدرسه رسیدم.
I have to do my homework.
باید تکلیفم را انجام بدهم.
I can’t play now. I have to do my homework.
الان نمیتوانم بازی کنم. باید تکلیفم را انجام بدهم.
We have a test tomorrow.
فردا امتحان داریم.
We have a math test tomorrow, so I need to study tonight.
فردا امتحان ریاضی داریم، برای همین امشب باید درس بخوانم.
Our class starts at 8.
کلاس ما ساعت ۸ شروع میشود.
Our class starts at 8, but I usually arrive early.
کلاس ما ساعت ۸ شروع میشود، اما من معمولا زودتر میرسم.
School finishes at 3.
مدرسه ساعت ۳ تمام میشود.
School finishes at 3, and then I go home.
مدرسه ساعت ۳ تمام میشود و بعد به خانه میروم.
قوانین مدرسه به انگلیسی
برای گفتن «قوانین مدرسه» در انگلیسی از عبارت school rules استفاده میکنیم. این بخش برای صحبت درباره نظم، رفتار، پوشش، تأخیر، حضور در کلاس و محیط مدرسه بسیار کاربردی است.
school rules
قوانین مدرسه
Every student must follow the school rules.
هر دانشآموز باید قوانین مدرسه را رعایت کند.
be on time
سر وقت بودن
Students must be on time for class.
دانشآموزان باید سر وقت در کلاس حاضر شوند.
wear a uniform
یونیفرم پوشیدن
We have to wear a uniform at school.
ما باید در مدرسه یونیفرم بپوشیم.
raise your hand
دستت را بالا ببر
Please raise your hand before you speak.
لطفا قبل از صحبت کردن دستت را بالا ببر.
pay attention
توجه کردن
You need to pay attention during the lesson.
باید در طول درس توجه کنی.
respect your teachers
به معلمانت احترام بگذار
Students should respect their teachers and classmates.
دانشآموزان باید به معلمان و همکلاسیهای خود احترام بگذارند.
don’t run in the hallway
در راهرو ندو
Don’t run in the hallway. It’s dangerous.
در راهرو ندو. خطرناک است.
keep the classroom clean
کلاس را تمیز نگه دار
Please keep the classroom clean after the activity.
لطفا بعد از فعالیت، کلاس را تمیز نگه دارید.
hand in your homework on time
تکلیفت را بهموقع تحویل بده
You must hand in your homework on time.
باید تکلیفت را بهموقع تحویل بدهی.
don’t use your phone in class
در کلاس از موبایلت استفاده نکن
Students aren’t allowed to use their phones in class.
دانشآموزان اجازه ندارند در کلاس از موبایلشان استفاده کنند.
detention
تنبیه ماندن در مدرسه بعد از ساعت کلاس
He got detention for being late three times.
او به خاطر سه بار دیر آمدن، مجبور شد بعد از کلاس در مدرسه بماند.
suspension
تعلیق از مدرسه
Fighting at school can lead to suspension.
دعوا کردن در مدرسه میتواند به تعلیق منجر شود.
warning
اخطار
The teacher gave him a warning for talking during the test.
معلم به خاطر حرف زدن هنگام امتحان به او اخطار داد.
اصطلاحات کلاس درس به انگلیسی
در کلاس درس، هم معلم جملههای خاصی زیاد استفاده میکند، هم دانشآموزها برای سؤال پرسیدن، اجازه گرفتن یا صحبت درباره تکلیف و درس به عبارتهای مشخصی نیاز دارند. این بخش برای مکالمه واقعی در محیط مدرسه بسیار کاربردی است.
Open your books.
کتابهایتان را باز کنید.
Open your books to page 25.
کتابهایتان را صفحه ۲۵ باز کنید.
Close your books.
کتابهایتان را ببندید.
Close your books and listen carefully.
کتابهایتان را ببندید و با دقت گوش کنید.
Take out your notebooks.
دفترهایتان را بیرون بیاورید.
Take out your notebooks and write today’s date.
دفترهایتان را بیرون بیاورید و تاریخ امروز را بنویسید.
Look at the board.
به تخته نگاه کنید.
Look at the board and copy the sentences.
به تخته نگاه کنید و جملهها را بنویسید.
Pay attention.
توجه کنید.
Please pay attention. This part is important.
لطفا توجه کنید. این بخش مهم است.
Listen carefully.
با دقت گوش کنید.
Listen carefully to the instructions before you start.
قبل از شروع، با دقت به دستورالعملها گوش کنید.
Repeat after me.
بعد از من تکرار کنید.
Repeat after me: “I go to school every day.”
بعد از من تکرار کنید: «من هر روز به مدرسه میروم.»
Work in pairs.
دو نفره کار کنید.
Work in pairs and ask each other these questions.
دو نفره کار کنید و این سؤالها را از هم بپرسید.
Work in groups.
گروهی کار کنید.
Work in groups of four and prepare a short presentation.
در گروههای چهارنفره کار کنید و یک ارائه کوتاه آماده کنید.
Hand in your homework.
تکلیفتان را تحویل دهید.
Please hand in your homework before you leave.
لطفا قبل از رفتن، تکلیفتان را تحویل دهید.
Turn in your assignment.
تکلیف / پروژهتان را تحویل دهید.
You need to turn in your assignment by Friday.
باید تا جمعه تکلیف / پروژهتان را تحویل دهید.
نکته: hand in و turn in هر دو به معنی «تحویل دادن» هستند. در انگلیسی آمریکایی turn in هم بسیار رایج است.
Take notes.
یادداشت بردارید.
You should take notes while the teacher is explaining.
وقتی معلم دارد توضیح میدهد، باید یادداشت برداری.
ask a question
سؤال پرسیدن
Don’t be afraid to ask a question if you don’t understand.
اگر متوجه نمیشوی، از سؤال پرسیدن نترس.
answer the question.
به سؤال جواب دادن
Can you answer the question on the board?
میتوانی به سؤالی که روی تخته است جواب بدهی؟
read aloud
بلند خواندن
Please read the first paragraph aloud.
لطفا پاراگراف اول را بلند بخوان.
Keep quiet.
ساکت باشید.
Please keep quiet during the test.
لطفا هنگام امتحان ساکت باشید.
May I come in?
اجازه هست وارد شوم؟
Sorry I’m late. May I come in?
ببخشید دیر کردم. اجازه هست وارد شوم؟
May I go to the restroom?
میتوانم به سرویس بهداشتی بروم؟
Excuse me, may I go to the restroom?
ببخشید، میتوانم به سرویس بهداشتی بروم؟
I don’t understand.
متوجه نمیشوم.
I don’t understand this part. Can you explain it again?
این قسمت را متوجه نمیشوم. میتوانید دوباره توضیح بدهید؟
Could you explain that again?
میتوانید آن را دوباره توضیح دهید؟
Could you explain that again? I’m a little confused.
میتوانید آن را دوباره توضیح دهید؟ کمی گیج شدهام.
امتحان، نمره و تکلیف به انگلیسی
یکی از مهمترین بخشهای اصطلاحات مدرسه به انگلیسی، کلمات و عبارتهایی است که به امتحان، نمره، تکلیف و درس خواندن مربوط میشوند. این کلمات هم در مدرسه کاربرد دارند، هم در دانشگاه و کلاسهای زبان.
exam
امتحان
I have an important exam next week.
هفته آینده یک امتحان مهم دارم.
test
آزمون / امتحان
We have a spelling test tomorrow.
فردا آزمون املا داریم.
quiz
آزمون کوتاه
The teacher gave us a short quiz at the beginning of class.
معلم اول کلاس از ما یک آزمون کوتاه گرفت.
pop quiz
امتحان ناگهانی / آزمون بدون اطلاع قبلی
We had a pop quiz in math today.
امروز در کلاس ریاضی امتحان ناگهانی داشتیم.
final exam
امتحان نهایی / امتحان پایانترم
Our final exam is on June 10th.
امتحان نهایی ما دهم ژوئن است.
oral exam
امتحان شفاهی
I get nervous before oral exams.
قبل از امتحانهای شفاهی استرس میگیرم.
written exam
امتحان کتبی
The written exam has three parts.
امتحان کتبی سه بخش دارد.
grade
نمره
I got a good grade on my English test.
در امتحان انگلیسیام نمره خوبی گرفتم.
score
نمره / امتیاز
My score was higher than I expected.
نمرهام بالاتر از چیزی بود که انتظار داشتم.
result
نتیجه
The exam results will come out next Monday.
نتایج امتحان دوشنبه آینده اعلام میشود.
pass an exam
قبول شدن در امتحان
She studied hard and passed the exam.
او سخت درس خواند و در امتحان قبول شد.
fail an exam
رد شدن در امتحان
He failed the exam because he didn’t study enough.
او چون به اندازه کافی درس نخوانده بود، در امتحان رد شد.
study for a test
برای امتحان درس خواندن
I need to study for my science test tonight.
امشب باید برای امتحان علومم درس بخوانم.
revise for an exam
مرور کردن برای امتحان
I’m revising for my history exam.
دارم برای امتحان تاریخم مرور میکنم.
نکته: revise در انگلیسی بریتانیایی برای «مرور کردن درسها» بسیار رایج است. در انگلیسی آمریکایی بیشتر از review استفاده میشود.
review for a test
مرور کردن برای امتحان
We reviewed the last three units before the test.
قبل از امتحان سه درس آخر را مرور کردیم.
cram for a test
شب امتحانی درس خواندن / فشرده درس خواندن
I stayed up late cramming for the test.
تا دیروقت بیدار ماندم و برای امتحان فشرده درس خواندم.
cheat on a test
در امتحان تقلب کردن
He got in trouble for cheating on the test.
او به خاطر تقلب کردن در امتحان به دردسر افتاد.
homework
تکلیف
I have a lot of homework tonight.
امشب تکلیف زیادی دارم.
assignment
تکلیف / پروژه درسی
The teacher gave us a writing assignment.
معلم به ما یک تکلیف نوشتاری داد.
project
پروژه
We’re working on a science project in groups.
داریم بهصورت گروهی روی یک پروژه علوم کار میکنیم.
deadline
مهلت تحویل
The deadline for the project is Friday.
مهلت تحویل پروژه جمعه است.
extension
تمدید مهلت
The teacher gave us a two-day extension.
معلم دو روز به ما مهلت اضافه داد.
hand in
تحویل دادن
I forgot to hand in my homework.
فراموش کردم تکلیفم را تحویل بدهم.
late submission
تحویل دیرهنگام
Late submissions may lose marks.
تکالیفی که دیر تحویل داده شوند ممکن است نمره از دست بدهند.
اصطلاحات عامیانه مدرسه در انگلیسی
در مکالمههای واقعی، مخصوصا بین دانشآموزها و دانشجوها، اصطلاحات عامیانه زیادی درباره مدرسه، درس، امتحان و کلاس استفاده میشود. این اصطلاحات را بهتر است با مثال یاد بگیرید تا بدانید در چه موقعیتی طبیعی هستند.
hit the books
جدی درس خواندن
I can’t go out tonight. I have to hit the books.
امشب نمیتوانم بیرون بروم. باید جدی درس بخوانم.
ace a test
امتحان را عالی دادن / نمره عالی گرفتن
She aced the test without studying much.
او بدون اینکه زیاد درس بخواند، امتحان را عالی داد.
cram
فشرده و دقیقهنودی درس خواندن
Don’t cram the night before the exam.
شب قبل از امتحان دقیقهنودی و فشرده درس نخوان.
skip class
کلاس را پیچاندن / سر کلاس نرفتن
He skipped class to hang out with his friends.
او کلاس را پیچاند تا با دوستانش وقت بگذراند.
cut class
کلاس را پیچاندن
She got in trouble for cutting class twice.
او به خاطر دو بار پیچاندن کلاس به دردسر افتاد.
play hooky
مدرسه را پیچاندن / بیاجازه مدرسه نرفتن
They played hooky and went to the mall.
آنها مدرسه را پیچاندند و به مرکز خرید رفتند.
flunk
رد شدن / افتادن در امتحان یا درس
He flunked math last year.
او پارسال ریاضی را افتاد.
نکته: flunk محاورهایتر از fail است.
slack off
تنبلی کردن / جدی درس نخواندن
I slacked off all semester and now I’m behind.
تمام ترم تنبلی کردم و حالا عقب افتادهام.
fall behind
عقب افتادن از درس
If you miss too many classes, you’ll fall behind.
اگر کلاسهای زیادی را از دست بدهی، از درس عقب میافتی.
catch up
عقبماندگی را جبران کردن
I need to catch up on my homework this weekend.
این آخر هفته باید عقبماندگی تکالیفم را جبران کنم.
teacher’s pet
شاگرد عزیزکرده معلم
Everyone thinks he’s the teacher’s pet.
همه فکر میکنند او عزیزکرده معلم است.
bookworm
خرخوان / کسی که زیاد کتاب میخواند
My sister is a real bookworm. She reads every night.
خواهرم واقعا اهل کتاب و درس است. هر شب مطالعه میکند.
نکته: bookworm همیشه منفی نیست. گاهی فقط یعنی کسی که خیلی اهل مطالعه است.
جمع بندی
یادگیری اصطلاحات مدرسه به انگلیسی فقط برای دانشآموزان نیست؛ این کلمات در مکالمات روزمره، کلاسهای زبان، صحبت با معلم، توضیح برنامه درسی، امتحان و حتی گفتوگوهای والدین با مدرسه کاربرد دارند.
اگر میخواهید این واژگان را بهتر یاد بگیرید، فقط معنی آنها را حفظ نکنید؛ سعی کنید با هر کلمه یک جمله واقعی بسازید. به این شکل، کلماتی مثل school rules, homework, classroom, subject, exam و go to school خیلی راحتتر وارد مکالمه شما میشوند.
سوالات متداول
من هر روز به مدرسه میروم به انگلیسی چه میشود؟
برای گفتن «من هر روز به مدرسه میروم» میگوییم:
I go to school every day.
من هر روز به مدرسه میروم.
مثال:
I go to school every day by bus.
من هر روز با اتوبوس به مدرسه میروم.
من ساعت ۷ به مدرسه میروم به انگلیسی چه میشود؟
میتوانید بگویید:
I go to school at 7 o’clock.
من ساعت ۷ به مدرسه میروم.
اما اگر منظورتان این است که «ساعت ۷ از خانه به سمت مدرسه راه میافتم»، جمله زیر طبیعیتر است:
I leave for school at 7.
من ساعت ۷ به سمت مدرسه راه میافتم.
در مدرسه به انگلیسی in school است یا at school؟
هر دو درست هستند، اما کاربردشان فرق دارد.
at school یعنی شخص الان در محل مدرسه است:
My son is at school right now.
پسرم الان مدرسه است.
in school بیشتر یعنی شخص هنوز محصل است یا در دوران مدرسه درس میخواند:
She’s still in school.
او هنوز محصل است.
درسهای مدرسه به انگلیسی چه میشود؟
برای گفتن «درسهای مدرسه» معمولاً از عبارت school subjects استفاده میکنیم.
مثال:
Math, science, history, and English are common school subjects.
ریاضی، علوم، تاریخ و انگلیسی از درسهای رایج مدرسه هستند.
زنگ تفریح به انگلیسی چه میشود؟
زنگ تفریح در انگلیسی معمولاً recess گفته میشود.
مثال:
The children play outside during recess.
بچهها در زنگ تفریح بیرون بازی میکنند.
در بعضی موقعیتها، مخصوصاً انگلیسی بریتانیایی، ممکن است break هم بشنوید.
مثال:
We have a short break after the second class.
بعد از کلاس دوم یک زنگ تفریح کوتاه داریم.
دیدگاهتان را بنویسید