جستجو برای:
  • صفحه اصلی
  • آموزش رایگان زبان
    • آموزش زبان ترکی استانبولی
    • آموزش رایگان زبان انگلیسی
    • آموزش زبان فرانسه
    • آموزش زبان آلمانی
  • پادکست های آموزشی
    • پادکست زبان ترکی استانبولی
    • پادکست زبان انگلیسی
    • پادکست زبان آلمانی
    • پادکست زبان فرانسه
  • دوره های آموزشی
  • تماس با ما
    • درباره ما
  • حساب کاربری
 
  • 02191035152
زبان مستر
  • زبان مستر
  • دوره های آموزشی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان ترکی استانبولی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان انگلیسی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان آلمانی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان فرانسه
  • آموزش رایگان زبان
    • آموزش زبان ترکی استانبولی
    • آموزش رایگان زبان انگلیسی
    • آموزش زبان آلمانی
    • آموزش زبان فرانسه
  • پادکست های آموزشی
    • پادکست زبان ترکی استانبولی
    • پادکست زبان انگلیسی
    • پادکست زبان آلمانی
    • پادکست زبان فرانسه
ورود کاربر

بلاگ

زبان مستر بلاگ مقالات زبان انگلیسی لغات پرکاربرد انگلیسی | 3000 کلمه رایج انگلیسی

لغات پرکاربرد انگلیسی | 3000 کلمه رایج انگلیسی

۱۴۰۴/۰۹/۲۵
ارسال شده توسط مصطفی ساهری
مقالات زبان انگلیسی
63.09k بازدید
3000 کلمه پرکاربرد انگلیسی
دانلود نسخه PDF مقاله

با دانستن 3000 تا از لغات پرکاربرد انگلیسی ، خواهید توانست 90% مکالمات روزمره انگلیسی، مقالات و روزنامه ها و مجلات انگلیسی، و انگلیسی در محل کار را متوجه شوید. و اگر نگران 10 درصد باقی مانده هستید می توانید معنای آنها را بپرسید یا از context و زمینه ای که کلمات در آنها استفاده می شوند معنیشان را متوجه شوید.

به هر صورت بسیار مهم است که در آموزش زبان انگلیسی کلمات مورد نیاز و کلمات درست را به خاطر بسپارید، پس وقت خود را برای یادگیری حجم عظیمی از کلمات با فایده نه چندان زیاد هدر ندهید. شاید لیستی که پیش روی شما قرار دارد به نظر بلند و طولانی بیاید، اما این 3000 کلمه رایج انگلیسی زمانی که بتوانید از این کلمات با اعتماد به نفس و به درستی استفاده کنید، دایره واژگان انگلیسی شما کاملا کاربردی خواهد بود و به اصطلاح گلیم شما را از آب بیرون خواهد کشید.

سرفصل های مقاله لغات پرکاربرد انگلیسی
1 لیست لغات پرکاربرد انگلیسی و 3000 کلمه رایج انگلیسی + معنی فارسی
2 کلمات پرکاربرد حرف A انگلیسی
3 کلمات پرکاربرد حرف B انگلیسی
4 کلمات پرکاربرد حرف C انگلیسی
5 کلمات پرکاربرد حرف D انگلیسی
6 کلمات پرکاربرد حرف E انگلیسی
7 کلمات پرکاربرد حرف F انگلیسی
8 کلمات پرکاربرد حرف G انگلیسی
9 کلمات پرکاربرد حرف H انگلیسی
10 کلمات پرکاربرد حرف I انگلیسی
11 کلمات پرکاربرد حرف J انگلیسی
12 کلمات پرکاربرد حرف K در انگلیسی
13 کلمات پرکاربرد حرف L انگلیسی
14 کلمات پرکاربرد حرف M انگلیسی
15 کلمات پرکاربرد حرف N انگلیسی
16 کلمات پرکاربرد حرف O در انگلیسی
17 کلمات پرکاربرد حرف P در انگلیسی
18 کلمات پرکاربرد حرف Q در انگلیسی
19 کلمات پرکاربرد حرف R در انگلیسی
20 کلمات پرکاربرد حرف S در انگلیسی
21 کلمات پرکاربرد حرف T در انگلیسی
22 کلمات پرکاربرد حرف U در انگلیسی
23 کلمات پرکاربرد حرف V در انگلیسی
24 کلمات پرکاربرد حرف W در انگلیسی
25 کلمات پرکاربرد حروف X / Y / Z در انگلیسی
26 جمع بندی

لیست لغات پرکاربرد انگلیسی و 3000 کلمه رایج انگلیسی + معنی فارسی

کلمات پرکاربرد حرف A انگلیسی

کلمه به فارسیکلمه به انگلیسی
یک a
ترک کردن، رها کردن abandon
توانایی ability
توانا able
سقط abortion
حدود، در نزدیکی، راجع به about
بالا above
خارج کشور abroad
غیبت absence
کامل، خالص، صد درصد absolute
کاملا absolutely
جذب کردن absorb
سوءاستفاده کردن abuse
آکادمیک academic
پذیرفتن accept
دسترسی، دسترسی پیدا کردن access
تصادف accident
همراهی کردن accompany
دست پیدا کردن accomplish
طبقِ according (to)
حساب، توضیح دادن account
دقیق accurate
متهم کردن accuse
دست پیدا کردن achieve
دستاورد achievement
اسید acid
اقرار کردن، اذعان کردن acknowledge
به دست آوردن acquire
در طول، در گذر across
عمل، کنش، فعالیت کردن، بازیگری کردن act
عمل، اقدام action
فعال active
فعال (مثل “فعال محیط زیست”) activist
فعالیت activity
بازیگر آقا actor
بازیگر خانم actress
واقعی actual
در واقع actually
تبلیغ ad
آداپته شدن، وفق پیدا کردن adapt
اضافه کردن add
افزایش، علاوه addition
اضافی additional
آدرس، خطاب قرار دادن address
کافی adequate
تنظیم کردن/شدن adjust
سازگاری، تنظیم adjustment
مدیریت، حکومت administration
مدیر administrator
تحسین کردن admire
پذیرش admission
پذیرفتن admit
فرد کم سن در شرف بزرگسالی adolescent
به فرزندی پذیرفتن، قبول کردن، اتخاذ کردن adopt
بزرگسال adult
پیشروی کردن advance
پیشرفته advanced
مزیت advantage
ماجراجویی adventure
تبلیغات advertising
توصیه advice
توصیه کردن، نصیحت کردن advise
مشاور adviser
طرفداری کردن، وکیل مدافع advocate
مسئله، امور (به شکل جمع)، رابطه مخفیانه affair
تاثیر گذاشتن affect
وسع مالی داشتن و پرداخت مبلغ چیزی afford
ترسیده afraid
افریقایی African
افریقایی-امریکایی African-American
بعد after
بعدازظهر afternoon
دوباره again
در مقابل against
سن، پیر شدن age
آژآنس agency
دستور جلسه، برنامه agenda
مامور agent
تهاجمی aggressive
قبل ago
موافقت کردن agree
توافق agreement
زراعتی، کشاورزی agricultural
آه ah
پیش رو ahead
کمک، کمک کردن aid
وردست، معاون، پیشیار aide
ایدز AIDS
هدف، نشانه رفتن، هدف گرفتن aim
هوا air
هواپیما aircraft
شرکت هواپیمایی airline
فرودگاه airport
آلبوم album
الکل alcohol
زنده alive
تمام، همه all
اتحاد، همیاری alliance
اجازه دادن allow
متحد ally
تقریبا almost
تنها alone
در امتداد، همراه along
تا همین الان (هم)، به این زودی، تاکنون already
همچنین also
تغییر دادن، جایگزین کردن alter
جایگزین alternative
اگرچه although
همیشه always
صبح (از 12 شب تا 12 ظهر) AM
شگفت انگیز amazing
امریکایی American
در میان among
مقدار amount
آنالیز، تحلیل analysis
تحلیل گر analyst
تحلیل کردن analyze
باستانی ancient
و and
عصبانیت، خشم anger
زاویه angle
عصبانی، خشمگین angry
حیوان animal
سالگرد anniversary
اعلام کردن announce
سالیانه annual
یکی دیگر، دیگر another
پاسخ، پاسخ دادن answer
پیش بینی کردن، انتظار کشیدن anticipate
نگرانی anxiety
هیچ، هر any
هرکس، هیچ کس anybody
دیگر (در جملات منفی) anymore
هر کس، هیچ کس anyone
هر چیز، هیچ چیز anything
به هر حال anyway
جدا، مجزا apart
آپارتمان apartment
مشخص، مسلم apparent
ظاهرا، مشخصا apparently
جذابیت، گیرایی، جذب کردن appeal
ظاهر شدن appear
ظاهر appearance
سیب apple
اپلیکیشن، درخواست application
درخواست کردن apply
منصوب کردن، گماشتن appoint
قرار ملاقات appointment
قدردانی کردن، قدر دانستن appreciate
شیوه، نزدیک شدن approach
مناسب appropriate
موافقت، تایید، رضایت approval
رضایت دادن، تایید کردن، موافقت کردن approve
حدودا approximately
عرب Arab
معمار architect
منطقه، ناحیه، حوزه area
بحث کردن، دعوا کردن argue
بحث و مشاجره argument
برخواستن arise
بازو arm
مسلح armed
ارتش army
حدود، پیرامون around
فراهم کردن، ساماندهی کردن arrange
قرار، توافق، مقدمات و ترتیبات arrangement
دستگیر کردن arrest
رسیدن، ورود arrival
رسیدن arrive
هنر art
مقاله، حرف تعریف (در زبان) article
هنرمند artist
هنرمندانه artistic
چنانکه، از آنجا که، در حالیکه as
آسیایی Asian
به کنار aside
پرسیدن، درخواست کردن ask
در خواب asleep
وجه aspect
یورش، حمله، درگیری assault
اظهار کردن assert
ارزیابی کردن assess
ارزیابی assessment
دارایی asset
محول کردن assign
وظیفه، مسئولیت، تکلیف assignment
یاری کردن assist
کمک، یاری assistance
دستیار assistant
وابسته، حمایت کردن، همنشینی کردن associate
انجمن association
انگاشتن، پنداشتن assume
انگاره assumption
اطمینان دادن assure
در at
ورزشکار athlete
ورزشکارانه، ورزشی athletic
اتمسفر، جو atmosphere
وصل کردن attach
حمله کردن، حمله attack
تلاش، سوء قصد attempt
شرکت کردن attend
توجه attention
ایستار، رفتار attitude
وکیل، وکیل مدافع attorney
جذب کردن attract
جذاب attractive
نسبت دادن attribute
مخاطبان audience
نویسنده author
قدرت، مرجعیت authority
پیشوند خود-، خودرو auto
در دسترس، موجود available
میانگین average
پرهیز کردن avoid
جایزه award
آگاه aware
آگاهی awareness
دور away
افتضاح awful
بیشتر بخوانید: ورزش ها در انگلیسی

کلمات پرکاربرد حرف B انگلیسی

کلمه به فارسیکلمه به انگلیسی
بچه، عزیزم baby
پشت، عقب، کمر back
بک گراند، پس زمینه background
بد bad
به شکل بد badly
کیسه، کیف bag
پختن (نان و کیک و …) bake
تعادل balance
توپ ball
ممنوع کردن، طرد کردن ban
گروه موسیقی، گروه، دسته band
بانک bank
میله، بار bar
به سختی barely
بشکه barrel
مانع barrier
پایه، اساس و بنیاد، پایگاه base
بیس بال baseball
بنیادی، اساسی، ابتدایی basic
اساسا basically
اساس، پایه basis
سبد basket
بسکتبال basketball
حمام bathroom
باتری battery
جنگ battle
بودن be
ساحل beach
لوبیا bean
در بر داشتن، خرس bear
کتک زدن، ضربه زدن، شکست دادن beat
زیبا beautiful
زیبایی beauty
زیرا because
شدن become
تخت bed
اتاق خواب bedroom
آبجو beer
قبل (از) before
شروع کردن begin
آغاز beginning
رفتار behavior
پشت behind
بودن، موجود، مخلوق being
باور belief
باور کردن، باور داشتن believe
زنگ، زنگوله bell
تعلق داشتن belong
زیر below
کمربند belt
نیمکت bench
خم کردن/شدن bend
زیر beneath
سود benefit
در کنار beside
گذشته از آن besides
بهترین best
شرط بستن bet
بهتر better
بین، وسط between
فرای beyond
انجیل Bible
بزرگ big
دوچرخه bike
اسکناس، صورتحساب bill
میلیارد billion
زیستی biological
پرنده bird
تولد birth
روز تولد birthday
ذره bit
گاز گرفتن bite
سیاه، مشکی black
تیغ blade
سرزنش کردن blame
پتو blanket
نابینا blind
بلوکه کردن، مانع شدن، بلوک block
خون blood
فوت کردن، منفجر کردن blow
آبی blue
سوار هواپیما/کشتی شدن، تخته board
قایق boat
بدن body
بمب bomb
بمب گذاری bombing
قید و بند، وابستگی bond
استخوان bone
کتاب، رزرو کردن book
رشد اقتصادی boom
پوتین boot
مرز border
متولد born
قرض گرفتن borrow
رییس boss
هر دو both
مزاحم شدن bother
بطری bottle
پایین، کف bottom
حد و مرز boundary
کاسه bowl
جعبه box
پسر boy
دوست پسر boyfriend
مغز brain
شاخه branch
برند brand
نان bread
شکستن break
صبحانه breakfast
سینه، پستان breast
نفس breath
نفس کشیدن breathe
آجر brick
پل bridge
مختصر brief
به شکل مختصر، اختصارا briefly
روشن bright
عالی brilliant
رساندن، آوردن bring
بریتانیایی British
گسترده broad
شکسته broken
برادر brother
قهوه ای brown
شانه زدن، قلم مو brush
دلار، آهوی نر buck
بودجه budget
ساختن build
ساختمان building
گلوله bullet
خوشه، گروه bunch
بار burden
سوختن، سوزاندن burn
دفن کردن bury
اتوبوس bus
بیزنس، تجارت business
مشغول busy
اما but
کره butter
دکمه button
خریدن buy
خریدار buyer
توسط، کنار، تا by
بیشتر بخوانید: سیاره ها به انگلیسی

کلمات پرکاربرد حرف C انگلیسی

کلمه به فارسیکلمه به انگلیسی
کابین cabin
کابینت، کابینه cabinet
کابل cable
کیک cake
محاسبه کردن calculate
زنگ زدن، صدا کردن call
دوربین camera
کمپ camp
کمپین campaign
محوطه کالج یا دانشگاه campus
توانستن، قوطی can
کانادایی Canadian
سرطان cancer
کاندیدا candidate
کلاه cap
قابلیت capability
توانا، قابل capable
ظرفیت capacity
پایتخت capital
کاپیتان، ناخدا، خلبان captain
اسیر کردن، گرفتن capture
ماشین، خودرو، اتومبیل car
کربن carbon
کارت card
یک چیز مهم، اهمیت دادن care
زندگی حرفه ای career
مواظب، محتاط، مراقب careful
با احتیاط carefully
شرکت ترابری، ناقل بیماری، شرکت مخابراتی یا بیمه carrier
حمل کردن carry
پرونده، مورد، جعبه case
پول نقد cash
افکندن، دست اندرکاران cast
گربه cat
گرفتن، قاپیدن catch
گروه، دسته category
کاتولیک Catholic
علت، باعث شدن cause
سقف ceiling
جشن گرفتن celebrate
جشن celebration
فرد معروف (و معمولا محبوب) celebrity
سلول cell
مرکز center
مرکزی central
قرن، سده century
مدیر عامل CEO
تشریفات، جشن ceremony
قطعی، مطمئن certain
قطعا، مطمئنا certainly
زنجیر، زنجیره chain
صندلی chair
رییس، رییس جلسه chairman
چالش، به چالش کشیدن challenge
اتاق chamber
قهرمان champion
قهرمانی championship
شانس chance
تغییر، تغییر دادن change
در حال تغییر changing
کانال channel
فصل (در کتاب و …) chapter
کاراکتر، شخصیت character
ویژگی، ویژگی شخصیتی characteristic
شاخصه ی یک چیز یا یک نفر بودن، توصیف کردن و مجسم کردن characterize
شارژ، پول گرفتن بابت یک چیز charge
خیریه charity
چارت، نمودار chart
تعقیب کردن chase
ارزان cheap
چک کردن، چک check
گونه cheek
پنیر cheese
سرآشپز chef
ماده شیمیایی، شیمیایی chemical
سینه، صندوق chest
مرغ، جوجه chicken
رییس، رهبر، اصلی chief
کودک child
کودکی childhood
چینی Chinese
تراشه chip
شکلات chocolate
انتخاب choice
کلسترول cholesterol
انتخاب کردن choose
مسیحی Christian
کریسمس Christmas
کلیسا church
سیگار cigarette
دایره circle
شرایط، مورد circumstance
ذکر کردن، اتخاذ سند کردن cite
شهروند citizen
شهر city
مدنی، (جنگ) داخلی civil
فرد عادی/غیرنظامی civilian
ادعا، ادعا کردن، گرفتن claim
کلاس، طبقه (مثلا: طبقه اجتماعی) class
کلاسیک classic
کلاس درس classroom
تمیز کردن، تمیز clean
تمیز، واضح clear
به وضوح، مشخصا clearly
موکل، مشتری client
اقلیم climate
بالا رفتن climb
کلینیک، درمانگاه clinic
بالینی clinical
ساعت clock
نزدیک، بستن close
به دقت closely
لباس clothes
ابر cloud
کلوب، باشگاه club
سرنخ clue
خوشه، دسته cluster
سرمربی، مربی گری کردن، کالسکه coach
ذغال coal
ائتلاف coalition
ساحل coast
کت coat
کد، عرف code
قهوه coffee
شناختی cognitive
سرد cold
خراب شدن، فرو ریختن collapse
همکار colleague
جمع آوری کردن collect
کلکسیون، مجموعه collection
جمعی collective
کالج college
مستعمراتی colonial
رنگ color
ستون column
ترکیب combination
ترکیب کردن combine
آمدن come
کمدی comedy
راحتی comfort
راحت comfortable
فرمان دادن command
فرمانده commander
نظر، نظر دادن comment
تجاری commercial
کمیسیون commission
مرتکب شدن، متعهد شدن commit
تعهد commitment
کمیته committee
رایج common
ارتباط برقرار کردن communicate
ارتباطات communication
اجتماع community
کمپانی، شرکت، همراه company
مقایسه کردن compare
مقایسه comparison
رقابت کردن compete
رقابت، مسابقه competition
رقابتی، رقابت طلب competitive
رقیب competitor
شکایت و شکوه کردن complain
شکایت complaint
کامل، کامل کردن complete
کاملا، به شکل کامل completely
پیچیده complex
پیچیده، دشوار complicated
بخش، جزء component
ساختن (آهنگ و …) compose
انشاء، یک قطعه شعر یا آهنگ composition
جامع comprehensive
رایانه، کامپیوتر computer
تمرکز کردن concentrate
تمرکز concentration
مفهوم concept
دغدغه، باعث نگرانی شدن concern
ذینفع، درگیر، مرتبط concerned
 کنسرت concert
نتیجه گیری کردن، به پایان رساندن conclude
نتیجه گیری، فرجام conclusion
بتن concrete
شرط، وضعیت condition
اجرا، هدایت کردن (گروه موسیقی) conduct
کنفرانس conference
اعتماد به نفس confidence
با اعتماد به نفس confident
تایید کردن confirm
کشمکش، نبرد conflict
رویارو شدن confront
پریشانی، سردرگمی confusion
کنگره Congress
مربوط به کنگره congressional
وصل شدن، وصل کردن connect
اتصال connection
هوشیاری consciousness
اجماع، توافق جمعی consensus
پیامد، عواقب consequence
محافظه کار conservative
در نظر گرفتن consider
قابل توجه considerable
ملاحظه، رسیدگی consideration
تشکل شدن (از) consist
راسخ، پابرجا consistent
مداوم constant
دائما، پیوسته constantly
ساختن، تشکیل دادن constitute
مبنی بر قانون اساسی constitutional
ساختن construct
ساخت و ساز construction
مشاور consultant
مصرف کردن consume
مصرف کننده consumer
مصرف consumption
مخاطب، تماس برقرار کردن contact
در بر داشتن، حاوی بودن contain
ظرف container
معاصر contemporary
محتوا content
رقابت، مسابقه contest
بافت، متن، زمینه context
ادامه دادن continue
مداوم continued
قرارداد contract
تضاد contrast
همکاری کردن، کمک کردن contribute
سهم، اعانه، همکاری و کمک contribution
کنترل کردن، تسلط control
جنجالی controversial
جنجال controversy
رسم، سنت convention
سنتی conventional
مکالمه conversation
تبدیل کردن convert
محکومیت، عقیده conviction
متقاعد کردن convince
آشپز، آشپزی کردن، پختن cook
کوکی، بیسکوییت cookie
آپزی cooking
خنک cool
همکاری cooperation
پلیس cop
دست و پنجه نرم کردن cope
کپی کردن، همانند copy
هسته، مرکز core
ذرت corn
گوشه، نبش corner
سازمانی، شرکتی corporate
شرکت، سازمان corporation
صحیح، تصحیح کردن correct
مکاتبه کننده، طرف مقابل correspondent
هزینه، خرج برداشتن cost
نخ، نخی cotton
کاناپه couch
گذشته can could
شورا council
مشاور counselor
شمردن، به حساب آوردن count
پیشخوان، شمارشگر، معکوس/متقابل counter
کشور country
بخش county
زوج couple
جرئت courage
دوره course
دادگاه court
پسر یا دختر عمه/عمو/دایی/خاله cousin
پوشش دادن، پوشش cover
پوشش (مثلا پوشش خبری) coverage
گاو cow
ترک crack
ساختن craft
تصادف کردن، تصادف crash
دیوانه crazy
خامه cream
خلق کردن create
خلقت  creation
خلاق creative
مخلوق creature
اعتبار credit
دار و دسته crew
جرم، جنایت crime
مجرم criminal
بحران crisis
معیارها / معیار criteria (singular) / criterion (plural)
منتقد critic
بحرانی critical
انتقاد criticism
انتقاد کردن criticize
محصول، چیدن، کراپ کردن یا بریدن crop
صلیب، خط بطلان کشیدن، حذف کردن cross
جمعیت crowd
ضروری crucial
گریه کردن cry
فرهنگی cultural
فرهنگ culture
فنجان cup
کنجکاو curious
فعلی current
در حال حاضر currently
برنامه آموزشی curriculum
رسم custom
مشتری customer
بریدن cut
چرخه cycle
بیشتر بخوانید: غذاها به انگلیسی

کلمات پرکاربرد حرف D انگلیسی

کلمه به فارسیکلمه به انگلیسی
بابا (پدر) dad
روزمره daily
خرابی، آسیب damage
رقص، رقصیدن dance
خطر danger
خطرناک dangerous
جرئت کردن dare
تاریک dark
تاریکی darkness
داده data
تاریخ، خرما date
دختر (نسبی) daughter
روز day
مرده dead
دست و پنجه گرم کردن، معامله deal
معامله گر، کاسب dealer
عزیز dear
مرگ death
مناظره، بحث کردن debate
بدهی debt
دهه decade
تصمیم گرفتن decide
تصمیم decision
عرشه deck
اعلان کردن declare
رد کردن، نپذیرفتن decline
کاهش پیدا کردن decrease
عمیق deep
عمیقا deeply
آهو deer
شکست، شکست دادن defeat
دفاع کردن defend
مدافع defendant
دفاع defense
دفاعی defensive
نقص، کمبود deficit
تعریف کردن define
قطعا definitely
تعریف definition
درجه، سطح degree
تاخیر delay
رساندن deliver
ارسال، دلیوری delivery
تقاضا، خواستن demand
دموکراسی democracy
دموکرات Democrat
دموکراتیک democratic
نمایش دادن، نشان دادن demonstrate
تظاهرات demonstration
انکار کردن deny
دپارتمان، بخش department
بستگی داشتن depend
وابسته dependent
نشان دادن depict
افسردگی depression
عمق depth
نماینده، قائم مقام deputy
نشات گرفتن derive
توصیف کردن describe
توصیف description
بیابان، ترک کردن desert
لایق بودن deserve
طراحی کردن design
طراح designer
نیاز، نیاز داشتن desire
میز تحریر desk
مستاصل desperate
علیرغم despite
نابود کردن destroy
نابودی destruction
جزییات detail
باجزییات detailed
تشخیص دادن detect
تصمیم گرفتن و تعیین کردن determine
توسعه دادن develop
در حال توسعه developing
توسعه development
دستگاه device
وقف کردن، اختصاص دادن devote
دیالوگ dialog
مردن die
رژِیم غذایی diet
تفاوت داشتن differ
تفاوت difference
متفاوت different
به شکل متفاوت differently
دشوار difficult
دشواری difficulty
کندن، حفر کردن dig
دیجیتال digital
بُعد dimension
اتاق غذاخوری dining room
شام dinner
مستقیم direct
جهت، آدرس direction
به شکل مستقیم directly
کارگردان director
خاک و کثیفی dirt
کثیف dirty
ناتوانی disability
مخالفت کردن disagree
ناپدید شدن disappear
فاجعه disaster
دیسیپلین discipline
بحث و مکالمه discourse
کشف کردن discover
کشف discovery
تبعیض discrimination
بحث کردن discuss
مباحثه discussion
بیماری disease
ظرف، غذا dish
مرخص کردن dismiss
بی نظمی، اختلال disorder
نمایش دادن display
مشاجره، نزاع dispute
فاصله distance
دور (از هم) distant
متفاوت، مشخص distinct
تمایز distinction
تمییز دادن، تشخیص دادن distinguish
توزیع کردن distribute
توزیع distribution
بخش، ناحیه district
گوناگون diverse
گوناگونی diversity
تقسیم کردن divide
بخش، قسمت، تقسیم بندی division
طلاق گرفتن، طلاق divorce
دی ان ای DNA
انجام دادن، فعل کمکی در انگلیسی do
دکتر doctor
سند document
سگ dog
خانگی، اهلی domestic
چیره dominant
چیره شدن dominate
در door
دوتایی، دوبل double
شک داشتن doubt
پایین down
مرکز شهر downtown
جین، 12 تا dozen
پیش نویس، چرک نویس draft
کشیدن، کشاندن drag
درام drama
دراماتیک dramatic
به شکل دارماتیک، به شکل قابل توجه dramatically
کشیدن draw
نقاشی drawing
رویا، رویا دیدن، رویا داشتن dream
لباس، لباس پوشیدن dress
نوشیدن، نوشیدنی drink
رانندگی کردن، انگیزه دادن drive
راننده driver
انداختن، قطره drop
دارو، مواد مخدر drug
خشک، خشک کردن dry
مقرر due
در طول (زمان) during
گرد و خاک dust
وظیفه duty
بیشتر بخوانید: کلمات موسیقی در انگلیسی

کلمات پرکاربرد حرف E انگلیسی

کلمه به فارسیکلمه به انگلیسی
هر، هر یک، هر کدام each
مشتاق eager
گوش ear
زود early
به دست آوردن، در آوردن (پول) earn
درآمدها، دخل earnings
زمین، سیاره زمین earth
راحتی، تسهیل کردن ease
به راحتی easily
شرق east
شرقی eastern
راحت، آسان easy
خوردن eat
اقتصادی economic
علم اقتصاد economics
اقتصاد دان economist
اقتصاد economy
لبه، شُرُف edge
ویرایش edition
ویرایشگر editor
تربیت کردن، تعلیم دادن educate
تحصیلات education
تحصیلی، آکادمیک educational
معلم، مربی educator
تاثیر effect
موثر effective
به شکل موثر effectively
بازدهی، راندمان efficiency
بهینه efficient
تلاش effort
تخم مرغ egg
هشت eight
هر کدام، همچنین (در جملات منفی) either
مسن elderly
انتخاب کردن elect
انتخابات election
برقی electric
الکتریسیته، برق electricity
الکترونیک electronic
عنصر، المان element
پایه، مبتدی elementary
حذف کردن، از بین بردن eliminate
نخبه، زبده elite
دیگر else
جای دیگر elsewhere
ایمیل، نامه الکترونیکی e-mail
در آغوش گرفتن، پذیرفتن embrace
ظاهر شدن، پدید آمدن emerge
اورژانسی emergency
انتشار دادن، پخش کردن، ترشح کردن emission
احساس emotion
احساسی emotional
تاکید emphasis
تاکید کردن emphasize
به کار گرفتن، استخدام کردن employ
کارمند employee
کارفرما employer
استخدام employment
خالی، پوچ empty
توانا ساختن، فعال کردن enable
رویارو شدن encounter
تشویق کردن encourage
اتمام، تمام کردن end
دشمن enemy
انرژی energy
اجرا (قانون)، اعمال enforcement
به کار گرفتن engage
موتور engine
مهندس engineer
مهندسی engineering
انگلیسی English
بالا بردن، پیشرفت دادن enhance
لذت بردن enjoy
عظیم enormous
کافی enough
اطمینان حاصل کردن ensure
داخل شدن enter
شرکت، سازمان enterprise
تفریح entertainment
تمام، کامل، تمام و کمال entire
به شکل کامل entirely
ورودی entrance
مدخل، ورودی entry
محیط، محیط زیست environment
زیست محیطی environmental
اپیزود، قسمت episode
برابر equal
به شکل برابر equally
تجهیزات equipment
عصر، دوره era
مشکل، اشتباه error
خروج، خارج شدن escape
به شکل خاص، مخصوصا especially
مقاله essay
لازم essential
در اصل، به شکل ضروری essentially
بنا نهادن، تاسیس کردن establish
نهاد، سازمان establishment
ملک، دارایی estate
تخمین زدن estimate
غیره (مثلا “و غیره”) etc
علم اخلاق، اخلاقیات ethics
نژادی، قومی ethnic
اروپایی European
ارزیابی کردن evaluate
ارزیابی evaluation
حتی، زوج even
عصر، شب evening
رویداد، رخداد event
سرانجام eventually
همواره، تابحال ever
هر، همه every
هرکس، همه کس everybody
هر روز everyday
هر کس، همه کس everyone
همه چیز everything
همه جا everywhere
مدرک evidence
تکامل evolution
تکامل پیدا کردن evolve
دقیق exact
دقیقا exactly
بررسی، امتحان examination
بررسی کردن examine
مثال example
فراتر رفتن exceed
عالی excellent
بجز except
استثنا exception
رد و بدل کردن exchange
هیجان انگیز exciting
اجرایی executive
ورزش کردن، ورزش exercise
نمایش دادن exhibit
نمایشگاه، نمایش exhibition
وجود داشتن exist
وجودیت existence
موجود existing
گسترش دادن، توسعه دادن expand
توسعه، گسترش expansion
انتظار داشتن expect
انتظار expectation
خرج، هزینه expense
گران expensive
تجربه experience
آزمایش experiment
کارشناس، متخصص expert
توضیح دادن explain
توضیح explanation
منفجر شدن explode
کاویدن explore
انفجار explosion
نمایش دادن، فاش کردن، نشان دادن، قرار دادن در معرضِ … expose
نمایش، در معرض گذاری exposure
بیان کردن express
بیان expression
کش دادن extend
امتداد extension
طولانی extensive
وسعت، حد و اندازه extent
بیرونی external
اضافه extra
خارق العاده extraordinary
شدید extreme
شدیدا extremely
چشم eye
بیشتر بخوانید: لوازم آرایشی به انگلیسی

کلمات پرکاربرد حرف F انگلیسی

کلمه به فارسیکلمه به انگلیسی
بافت، فابریک fabric
صورت، روبرو شدن face
امکانات facility
واقعیت fact
فاکتور factor
کارخانه factory
استادان دانشکده، گروه (مثل گروه معماری در دانشکده هنر و معماری) faculty
پژمردن، کمرنگ شدن fade
شکست خوردنfail
شکست failure
منصفانه fair
نسبتا، تا حدی، به شکل منصفانه fairly
ایمان faith
افتادن، پاییز fall
غلط false
آشنا familiar
خانواده family
مشهور famous
طرفدار، پنکه، باد زدن fan
فانتزی، خیال fantasy
دور far
مزرعه farm
کشاورز farmer
فشن fashion
سریع fast
چاق، چربی fat
سرنوشت fate
پدر father
خطا fault
لطف favor
مورد علاقه، دلخواه favorite
ترس fear
ویژگی feature
فدرال federal
دستمزد، فی، هزینه fee
غذا دادن feed
حس کردن feel
احساس feeling
هم رتبه، شخص، یارو fellow
خانم female
فنس fence
کم few
کمتر fewer
فیبر fiber
تخیلی fiction
زمین، زمینه field
پانزده fifteen
پنجمین fifth
پنجاه fifty
جنگ، مبارزه، مبارزه کردن fight
مبارز fighter
رقم، شکل، فیگور figure
فایل، پوشه file
پر کردن fill
فیلم film
نهایی final
در نهایت finally
پول، مالی finance
مالی financial
پیدا کردن find
کشف finding
خوب، جریمه کردن fine
انگشت finger
تمام کردن finish
آتش fire
شرکت، پابرجا firm
اولین first
ماهی fish
ماهیگیری fishing
روی فرم، به اندازه (برای لباس) fit
فیتنس fitness
پنج five
تعمیر کردن fix
پرچم flag
آتش flame
آپارتمان، صاف flat
طعم flavor
فرار کردن flee
گوشت flesh
پرواز flight
شناور بودن float
کف، طبقه floor
جریان flow
گل flower
پرواز کردن، مگس fly
تمرکز کردن، تمرکز focus
مردم، مردمی folk
دنبال کردن follow
آتی following
سیل flood
پا foot
فوتبال، فوتبال امریکایی football
حرف اضافه به معنی برای for
مجبور کردن، نیرو force
خارجی foreign
مرغزار، جنگل forest
تا ابد، برای همیشه forever
فراموش کردن forget
شکل، فرم، شکل دادن form
رسمی formal
تشکیل formation
سابق former
فرمول formula
جلو، رو به جلو forth
شانس و اقبال، ثروت fortune
رو به جلو forward
بنیاد نهادن found
موسسه خریه، بنیاد foundation
موسس founder
چهار four
چهارمین fourth
قاب frame
چارچوب framework
آزاد، رایگان free
آزادی freedom
یخ بستن freeze
فرانسوی French
فرکانس، تکرار frequency
مکرر frequent
به شکل مکرر frequently
تازه fresh
دوست friend
صمیمی، دوستانه، گرم friendly
دوستی friendship
از from
جلو front
میوه fruit
دلسردی frustration
سوخت fuel
پر full
کاملا fully
باحال fun
عملکرد، عمل کردن function
تامین مالی کردن fund
اساسی fundamental
سرمایه گذاری، تامین بودجه funding
مراسم ختم funeral
بامزه funny
اسباب و اثاثه (صندلی و تخت و …) furniture
به علاوه، علاوه بر آن furthermore
آینده future

کلمات پرکاربرد حرف G انگلیسی

کلمه به فارسیکلمه به انگلیسی
به دست آوردن، دستاورد gain
کهکشان galaxy
گالری gallery
بازی game
گنگ، گروه خلافکار gang
شکاف، اختلاف gap
گاراژ garage
باغ، باغچه garden
سیر garlic
گاز، بنزین gas
دروازه، گیت gate
جمع شدن، گرد هم آوردن gather
خیره شدن، زل زدن gaze
دنده gear
جنسیت gender
ژن gene
کلی، عمومی، ژنرال general
تعمیم دادن generalize
به شکل کلی generally
ایجاد کردن generate
نسل generation
ژنتیکی genetic
جنتلمن gentleman
به آرامی gently
آلمانی German
حرکت و ادا و اصول، ژست gesture
گرفتن، شدن get
شبح ghost
عظیم، غول giant
هدیه، استعداد gift
مستعد، دارای استعداد gifted
دختر girl
دوست دختر girlfriend
اعطا کردن، دادن give
معین، مفروض، قسمت سوم فعل give given
خوشحال glad
نظر اجمالی، نظر اجمالی انداختن glance
شیشه، لیوان glass
جهانی global
دستکش glove
رفتن go
هدف goal
خدا God
طلا gold
طلایی golden
گلف golf
خوب good
دولت government
اداره کننده governor
گرفتن grab
سطح، تصحیح کردن و نمره دادن grade
تدریجا gradually
فارغ التحصیل شدم graduate
ذره، دانه grain
عظیم، بزرگ grand
پدربزرگ grandfather
مادربزرگ grandmother
اعطا کردن، عطا کردن grant
چمن grass
قبر، مرگبار grave
خاکستری gray
عالی، بزرگ great
بزرگترین greatest
سبز green
خاروبار grocery
زمین ground
گروه group
رشد کردن، رشد دادن grow
در حال رشد growing
رشد growth
تضمین، تضمین کردن guarantee
محافظت کردن، محافظ guard
حدس زدن، حدس guess
مهمان guest
راهنمایی کردن، راهنما guide
راهبرد، رهنمون guideline
گناهکار guilty
اسلحه gun
فرد، یارو guy

کلمات پرکاربرد حرف H انگلیسی

فارسیEnglish
عادت habit
زیستگاه habitat
مو hair
نصف half
سالن hall
دست hand
یک مشت / مقدار کم handful
دسته / رسیدگی کردن handle
آویزان کردن hang
اتفاق افتادن happen
خوشحال happy
سخت hard
به‌سختی hardly
کلاه hat
متنفر بودن hate
داشتن have
او (مذکر) he
سر head
تیتر headline
دفتر مرکزی headquarters
سلامتی health
سالم healthy
شنیدن hear
شنوایی hearing
قلب heart
گرما heat
بهشت heaven
به‌شدت heavily
سنگین heavy
پاشنه heel
قد / ارتفاع height
هلیکوپتر helicopter
جهنم hell
سلام hello
کمک help
مفید helpful
او / مالِ او (مونث) her
اینجا here
میراث heritage
قهرمان hero
خودش (مونث) herself
هی hey
سلام hi
پنهان کردن hide
بلند / زیاد high
برجسته کردن highlight
بسیار highly
بزرگراه highway
تپه hill
او را / به او (مذکر) him
خودش (مذکر) himself
لگن hip
استخدام کردن hire
مالِ او (مذکر) his
تاریخ‌دان historian
تاریخی (مهم) historic
تاریخی historical
تاریخ history
ضربه زدن hit
نگه داشتن hold
سوراخ hole
تعطیلات holiday
مقدس holy
خانه home
بی‌خانمان homeless
صادق honest
عسل honey
افتخار honor
امید hope
افق horizon
وحشت horror
اسب horse
بیمارستان hospital
میزبان host
داغ hot
هتل hotel
ساعت hour
خانه house
خانوار household
مسکن housing
چگونه how
با این حال however
بسیار بزرگ huge
انسان human
شوخ‌طبعی humor
صد hundred
گرسنه hungry
شکارچی hunter
شکار hunting
آسیب زدن hurt
شوهر husband
فرضیه hypothesis

کلمات پرکاربرد حرف I انگلیسی

فارسیEnglish
من I
یخ ice
ایده idea
ایده‌آل ideal
شناسایی identification
شناسایی کردن identify
هویت identity
یعنی ie
اگر if
نادیده گرفتن ignore
بیمار ill
غیرقانونی illegal
بیماری illness
توضیح دادن / نشان دادن illustrate
تصویر image
تخیل imagination
تصور کردن imagine
فوری immediate
بلافاصله immediately
مهاجر immigrant
مهاجرت immigration
تأثیر impact
اجرا کردن implement
پیامد implication
القا کردن imply
اهمیت importance
مهم important
تحمیل کردن impose
غیرممکن impossible
تحت تأثیر قرار دادن impress
برداشت impression
تأثیرگذار impressive
بهبود دادن improve
بهبود improvement
در in
مشوق incentive
حادثه incident
شامل شدن include
شاملِ including
درآمد income
ادغام کردن incorporate
افزایش دادن increase
افزایش‌یافته increased
در حال افزایش increasing
به‌طور فزاینده increasingly
باورنکردنی incredible
واقعاً indeed
استقلال independence
مستقل independent
شاخص index
هندی Indian
نشان دادن indicate
نشانه indication
فرد individual
صنعتی industrial
صنعت industry
نوزاد infant
عفونت infection
تورم inflation
تأثیر گذاشتن influence
اطلاع دادن inform
اطلاعات information
مادهٔ تشکیل‌دهنده ingredient
اولیه initial
در ابتدا initially
ابتکار initiative
آسیب injury
درونی inner
بی‌گناه innocent
پرس‌وجو inquiry
داخل inside
بینش insight
اصرار کردن insist
الهام بخشیدن inspire
نصب کردن install
نمونه instance
به‌جای آن instead
مؤسسه institution
نهادی institutional
دستورالعمل instruction
مدرس instructor
ابزار instrument
بیمه insurance
روشنفکر / فکری intellectual
هوش intelligence
قصد داشتن intend
شدید intense
شدت intensity
قصد intention
تعامل interaction
علاقه interest
علاقه‌مند interested
جالب interesting
داخلی internal
بین‌المللی international
اینترنت Internet
تفسیر کردن interpret
تفسیر interpretation
مداخله intervention
مصاحبه interview
به داخل into
معرفی کردن introduce
مقدمه introduction
تهاجم invasion
سرمایه‌گذاری کردن invest
تحقیق کردن investigate
تحقیق investigation
بازپرس investigator
سرمایه‌گذاری investment
سرمایه‌گذار investor
دعوت کردن invite
درگیر کردن involve
درگیر involved
مشارکت involvement
عراقی Iraqi
ایرلندی Irish
آهن iron
اسلامی Islamic
جزیره island
اسرائیلی Israeli
مسئله issue
آن it
ایتالیایی Italian
مورد item
مالِ آن its
خودش itself

کلمات پرکاربرد حرف J انگلیسی

فارسیEnglish
کت jacket
زندان jail
ژاپنی Japanese
جت jet
یهودی Jew
یهودی Jewish
شغل job
پیوستن join
مشترک joint
شوخی joke
مجله journal
روزنامه‌نگار journalist
سفر journey
شادی joy
قاضی judge
قضاوت judgment
آب‌میوه juice
پریدن jump
جوان‌تر / پایین‌تر junior
هیئت منصفه jury
عادلانه / فقط just
عدالت justice
توجیه کردن justify

کلمات پرکاربرد حرف K در انگلیسی

فارسیEnglish
نگه داشتن keep
کلید key
لگد زدن kick
بچه kid
کشتن kill
قاتل killer
کشتن / قتل killing
مهربان / نوع kind
پادشاه king
بوسیدن kiss
آشپزخانه kitchen
زانو knee
چاقو knife
در زدن knock
دانستن know
دانش knowledge

کلمات پرکاربرد حرف L انگلیسی

فارسیEnglish
آزمایشگاه lab
برچسب label
کار labor
آزمایشگاه laboratory
کمبود lack
خانم lady
دریاچه lake
زمین land
منظره landscape
زبان language
دامان lap
بزرگ large
تا حد زیادی largely
آخر / گذشته last
دیر late
بعداً later
لاتین Latin
دومی latter
خندیدن laugh
راه‌اندازی کردن launch
قانون law
چمن lawn
دعوای حقوقی lawsuit
وکیل lawyer
گذاشتن lay
لایه layer
هدایت کردن / سرب lead
رهبر leader
رهبری leadership
پیشرو leading
برگ leaf
لیگ league
لاغر lean
یاد گرفتن learn
یادگیری learning
کمترین least
چرم leather
ترک کردن leave
چپ / باقی‌مانده left
پا leg
میراث legacy
قانونی legal
افسانه legend
قانون‌گذاری legislation
مشروع legitimate
لیمو lemon
طول length
کمتر less
درس lesson
اجازه دادن let
نامه letter
سطح level
لیبرال liberal
کتابخانه library
مجوز license
دروغ گفتن / دراز کشیدن lie
زندگی life
سبک زندگی lifestyle
طول عمر lifetime
بلند کردن lift
نور / سبک light
دوست داشتن like
محتمل likely
محدود کردن limit
محدودیت limitation
محدود limited
خط line
ارتباط link
لب lip
فهرست list
گوش دادن listen
به‌معنای واقعی literally
ادبی literary
ادبیات literature
کم little
زندگی کردن live
زندگی living
بار load
وام loan
محلی local
مکان‌یابی کردن locate
موقعیت location
قفل lock
بلند long
بلندمدت long-term
نگاه کردن look
شل loose
از دست دادن lose
ضرر loss
گم‌شده lost
مقدار زیاد lot
زیاد lots
بلند (صدا) loud
عشق love
دوست‌داشتنی lovely
عاشق lover
کم low
پایین آوردن lower
شانس luck
خوش‌شانس lucky
ناهار lunch
ریه lung

کلمات پرکاربرد حرف M انگلیسی

فارسیEnglish
ماشین machine
عصبانی mad
مجله magazine
پست mail
اصلی main
عمدتاً mainly
حفظ کردن maintain
نگهداری maintenance
اصلی / عمده major
اکثریت majority
ساختن make
سازنده maker
آرایش makeup
مرد male
مرکز خرید mall
مرد man
مدیریت کردن manage
مدیریت management
مدیر manager
شیوه manner
تولیدکننده manufacturer
تولید manufacturing
زیاد many
نقشه map
حاشیه margin
علامت mark
بازار market
بازاریابی marketing
ازدواج marriage
متأهل married
ازدواج کردن marry
ماسک mask
جرم / توده mass
عظیم massive
استاد master
مسابقه / تطبیق match
ماده material
ریاضی math
موضوع matter
ممکن است may
شاید maybe
شهردار mayor
من me
وعده غذایی meal
معنی دادن mean
معنی meaning
در همین حال meanwhile
اندازه‌گیری کردن measure
اندازه‌گیری measurement
گوشت meat
سازوکار mechanism
رسانه media
پزشکی medical
دارو medication
پزشکی / دارو medicine
متوسط medium
ملاقات کردن meet
جلسه meeting
عضو member
عضویت membership
حافظه memory
ذهنی mental
اشاره کردن mention
منو menu
صرفاً mere
فقط merely
به‌هم‌ریختگی mess
پیام message
فلز metal
متر meter
روش method
مکزیکی Mexican
وسط middle
ممکن است might
نظامی military
شیر milk
میلیون million
ذهن mind
مال من mine
وزیر minister
جزئی minor
اقلیت minority
دقیقه minute
معجزه miracle
آینه mirror
از دست دادن miss
موشک missile
مأموریت mission
اشتباه mistake
مخلوط کردن mix
مخلوط mixture
بله mm-hmm
حالت mode
مدل model
معتدل moderate
مدرن modern
متواضع modest
مامان mom
لحظه moment
پول money
نظارت کردن monitor
ماه month
حال‌وهوا mood
ماه moon
اخلاقی moral
بیشتر more
علاوه بر این moreover
صبح morning
وام مسکن mortgage
بیشترین most
عمدتاً mostly
مادر mother
حرکت motion
انگیزه motivation
موتور motor
سوار شدن mount
کوه mountain
موش mouse
دهان mouth
حرکت کردن move
جنبش movement
فیلم movie
آقای Mr
خانم (متأهل) Mrs
خانم Ms
زیاد much
چندگانه multiple
قتل murder
عضله muscle
موزه museum
موسیقی music
موسیقایی musical
موسیقی‌دان musician
مسلمان Muslim
باید must
متقابل mutual
مال من my
خودم myself
راز mystery
افسانه myth

کلمات پرکاربرد حرف N انگلیسی

فارسیEnglish
برهنه naked
نام name
روایت narrative
باریک narrow
ملت nation
ملی national
بومی native
طبیعی natural
به‌طور طبیعی naturally
طبیعت nature
نزدیک near
اطراف nearby
تقریباً nearly
لزوماً necessarily
ضروری necessary
گردن neck
نیاز داشتن need
منفی negative
مذاکره کردن negotiate
مذاکره negotiation
همسایه neighbor
محله neighborhood
هیچ‌کدام neither
عصب nerve
عصبی nervous
خالص / شبکه net
شبکه network
هرگز never
با این حال nevertheless
جدید new
تازه newly
اخبار news
روزنامه newspaper
بعدی next
خوب nice
شب night
نه nine
نه no
هیچ‌کس nobody
سر تکان دادن nod
سر و صدا noise
نامزدی nomination
هیچ none
با این وجود nonetheless
نه nor
عادی normal
معمولاً normally
شمال north
شمالی northern
بینی nose
نه not
یادداشت note
هیچ‌چیز nothing
توجه کردن notice
تصور notion
رمان novel
اکنون now
هیچ‌جا nowhere
نه (مخفف not) n’t
هسته‌ای nuclear
عدد number
متعدد numerous
پرستار nurse
آجیل nut

کلمات پرکاربرد حرف O در انگلیسی

فارسیEnglish
شیء object
هدف objective
تعهد obligation
مشاهده observation
مشاهده کردن observe
ناظر observer
به‌دست آوردن obtain
واضح obvious
واضحاً obviously
مناسبت occasion
گاهی occasionally
شغل occupation
اشغال کردن occupy
رخ دادن occur
اقیانوس ocean
عجیب odd
احتمال odds
از of
خاموش / خارج off
توهین / جرم offense
توهین‌آمیز offensive
پیشنهاد دادن offer
اداره office
افسر officer
رسمی official
اغلب often
اوه oh
روغن oil
اوکی ok
خوب okay
قدیمی old
المپیک Olympic
روی on
یک‌بار once
یک one
در حال انجام ongoing
پیاز onion
آنلاین online
فقط only
به روی onto
باز کردن open
افتتاح opening
کار کردن operate
عملیاتی operating
عملیات operation
اپراتور operator
نظر opinion
رقیب opponent
فرصت opportunity
مخالفت کردن oppose
مخالف opposite
مخالفت opposition
گزینه option
یا or
پرتقال orange
سفارش / نظم order
معمولی ordinary
ارگانیک organic
سازمان organization
سازمان‌دهی کردن organize
جهت‌گیری orientation
منشأ origin
اصلی original
در اصل originally
دیگر other
دیگران others
در غیر این صورت otherwise
باید ought
مال ما our
خودمان ourselves
بیرون out
نتیجه outcome
بیرون outside
فر oven
روی over
کلی overall
غلبه کردن overcome
نادیده گرفتن overlook
بدهکار بودن owe
مالک بودن own
مالک owner

کلمات پرکاربرد حرف P در انگلیسی

فارسیEnglish
سرعت pace
بسته pack
بسته‌بندی package
صفحه page
درد pain
دردناک painful
رنگ کردن paint
نقاش painter
نقاشی painting
جفت pair
رنگ‌پریده pale
فلسطینی Palestinian
کف دست palm
ماهیتابه pan
پنل panel
شلوار pant
کاغذ paper
والد parent
پارک park
پارکینگ parking
بخش part
شرکت‌کننده participant
شرکت کردن participate
مشارکت participation
خاص particular
به‌ویژه particularly
تا حدی partly
شریک partner
شراکت partnership
مهمانی / حزب party
عبور کردن pass
گذرگاه passage
مسافر passenger
اشتیاق passion
گذشته past
وصله patch
مسیر path
بیمار patient
الگو pattern
مکث pause
پرداخت کردن pay
پرداخت payment
کامپیوتر شخصی PC
صلح peace
قله peak
همتا peer
جریمه penalty
مردم people
فلفل pepper
به‌ازای per
درک کردن perceive
درصد percentage
ادراک perception
کامل perfect
کاملاً perfectly
اجرا کردن perform
عملکرد performance
شاید perhaps
دوره period
دائمی permanent
اجازه permission
اجازه دادن permit
شخص person
شخصی personal
شخصیت personality
شخصاً personally
پرسنل personnel
دیدگاه perspective
متقاعد کردن persuade
حیوان خانگی pet
مرحله phase
پدیده phenomenon
فلسفه philosophy
تلفن phone
عکس photo
عکس photograph
عکاس photographer
عبارت phrase
فیزیکی physical
از نظر فیزیکی physically
پزشک physician
پیانو piano
انتخاب کردن pick
تصویر picture
پای pie
تکه piece
توده pile
خلبان pilot
کاج pine
صورتی pink
لوله pipe
زمین / پرتاب pitch
مکان place
برنامه plan
هواپیما plane
سیاره planet
برنامه‌ریزی planning
گیاه / کارخانه plant
پلاستیک plastic
بشقاب plate
پلتفرم platform
بازی کردن play
بازیکن player
لطفاً please
لذت pleasure
فراوان plenty
طرح plot
بعلاوه plus
نخست‌وزیر PM
جیب pocket
شعر poem
شاعر poet
شعر poetry
نکته point
قطب pole
پلیس police
سیاست policy
سیاسی political
از نظر سیاسی politically
سیاستمدار politician
سیاست politics
نظرسنجی poll
آلودگی pollution
استخر pool
فقیر poor
پاپ pop
محبوب popular
جمعیت population
ایوان porch
بندر port
بخش portion
پرتره portrait
به‌تصویر کشیدن portray
ژست pose
موقعیت position
مثبت positive
مالک بودن possess
امکان possibility
ممکن possible
احتمالاً possibly
پست post
قابلمه pot
سیب‌زمینی potato
بالقوه potential
بالقوه potentially
پوند pound
ریختن pour
فقر poverty
پودر powder
قدرت power
قدرتمند powerful
کاربردی practical
تمرین practice
دعا کردن pray
دعا prayer
دقیقاً precisely
پیش‌بینی کردن predict
ترجیح دادن prefer
ترجیح preference
بارداری pregnancy
باردار pregnant
آمادگی preparation
آماده کردن prepare
نسخه prescription
حضور presence
ارائه دادن present
ارائه presentation
حفظ کردن preserve
رئیس‌جمهور president
ریاست‌جمهوری presidential
فشار دادن press
فشار pressure
تظاهر کردن pretend
زیبا pretty
جلوگیری کردن prevent
قبلی previous
قبلاً previously
قیمت price
غرور pride
کشیش priest
عمدتاً primarily
اصلی primary
اصلی prime
مدیر principal
اصل principle
چاپ کردن print
قبلی prior
اولویت priority
زندان prison
زندانی prisoner
حریم خصوصی privacy
خصوصی private
احتمالاً probably
مشکل problem
رویه procedure
ادامه دادن proceed
فرایند process
تولید کردن produce
تولیدکننده producer
محصول product
تولید production
حرفه profession
حرفه‌ای professional
استاد professor
پروفایل profile
سود profit
برنامه program
پیشرفت progress
پروژه project
برجسته prominent
وعده promise
ترویج کردن promote
فوری prompt
مدرک proof
مناسب proper
به‌درستی properly
ملک property
نسبت proportion
پیشنهاد proposal
پیشنهاد دادن propose
پیشنهادی proposed
دادستان prosecutor
چشم‌انداز prospect
محافظت کردن protect
حفاظت protection
پروتئین protein
اعتراض protest
مغرور proud
ثابت کردن prove
فراهم کردن provide
تأمین‌کننده provider
استان province
تأمین provision
روان‌شناختی psychological
روان‌شناس psychologist
روان‌شناسی psychology
عمومی public
انتشار publication
به‌طور عمومی publicly
منتشر کردن publish
ناشر publisher
کشیدن pull
مجازات punishment
خرید purchase
خالص pure
هدف purpose
دنبال کردن pursue
هل دادن push
گذاشتن put

کلمات پرکاربرد حرف Q در انگلیسی

فارسیEnglish
واجد شرایط شدن qualify
کیفیت quality
ربع / فصل quarter
کوارتربک quarterback
سؤال question
سریع quick
به‌سرعت quickly
ساکت quiet
به‌آرامی quietly
ترک کردن quit
کاملاً quite
نقل‌قول quote

کلمات پرکاربرد حرف R در انگلیسی

فارسیEnglish
نژاد / مسابقه race
نژادی racial
ریشه‌ای radical
رادیو radio
راه‌آهن rail
باران rain
بالا بردن raise
دامنه range
رتبه rank
سریع rapid
به‌سرعت rapidly
نادر rare
به‌ندرت rarely
نرخ rate
بلکه / ترجیحاً rather
رتبه‌بندی rating
نسبت ratio
خام raw
رسیدن reach
واکنش نشان دادن react
واکنش reaction
خواندن read
خواننده reader
خواندن reading
آماده ready
واقعی real
واقعیت reality
متوجه شدن realize
واقعاً really
دلیل reason
منطقی reasonable
به‌یاد آوردن recall
دریافت کردن receive
اخیر recent
اخیراً recently
دستور غذا recipe
شناسایی recognition
شناختن recognize
توصیه کردن recommend
توصیه recommendation
رکورد / ثبت کردن record
ضبط recording
بازیابی کردن recover
بهبودی recovery
جذب کردن recruit
قرمز red
کاهش دادن reduce
کاهش reduction
ارجاع دادن refer
مرجع reference
منعکس کردن reflect
بازتاب reflection
اصلاح reform
پناهنده refugee
امتناع کردن refuse
در نظر گرفتن regard
دربارهٔ regarding
بدون توجه به regardless
رژیم regime
منطقه region
منطقه‌ای regional
ثبت کردن register
منظم regular
به‌طور منظم regularly
تنظیم کردن regulate
مقررات regulation
تقویت کردن reinforce
رد کردن reject
مرتبط بودن relate
رابطه relation
رابطه relationship
نسبی relative
نسبتاً relatively
استراحت کردن relax
آزاد کردن release
مرتبط relevant
تسکین relief
دین religion
مذهبی religious
متکی بودن rely
باقی ماندن remain
باقی‌مانده remaining
قابل توجه remarkable
به‌خاطر آوردن remember
یادآوری کردن remind
دور remote
حذف کردن remove
تکرار کردن repeat
مکرراً repeatedly
جایگزین کردن replace
پاسخ دادن reply
گزارش report
خبرنگار reporter
نمایندگی کردن represent
نمایندگی representation
نماینده representative
جمهوری‌خواه Republican
شهرت reputation
درخواست request
نیاز داشتن require
الزام requirement
تحقیق research
پژوهشگر researcher
شبیه بودن resemble
رزرو reservation
ساکن resident
مقاومت کردن resist
مقاومت resistance
قطعنامه / حل resolution
حل کردن resolve
توسل جستن resort
منبع resource
احترام respect
پاسخ دادن respond
پاسخ‌دهنده respondent
پاسخ response
مسئولیت responsibility
مسئول responsible
استراحت rest
رستوران restaurant
بازگرداندن restore
محدودیت restriction
نتیجه result
حفظ کردن retain
بازنشسته شدن retire
بازنشستگی retirement
بازگشت return
آشکار کردن reveal
درآمد revenue
بررسی review
انقلاب revolution
ریتم rhythm
برنج rice
ثروتمند rich
خلاص شدن rid
سوار شدن ride
تفنگ rifle
درست / راست right
حلقه ring
افزایش یافتن rise
ریسک risk
رودخانه river
جاده road
سنگ rock
نقش role
غلتیدن roll
عاشقانه romantic
سقف roof
اتاق room
ریشه root
طناب rope
گل رز rose
خشن rough
تقریباً roughly
گرد round
مسیر route
روال routine
ردیف row
مالیدن rub
قانون rule
دویدن run
دویدن running
روستایی rural
عجله کردن rush
روسی Russian

کلمات پرکاربرد حرف S در انگلیسی

فارسیEnglish
مقدس sacred
غمگین sad
امن safe
ایمنی safety
به‌خاطر sake
سالاد salad
حقوق salary
فروش sale
فروش sales
نمک salt
یکسان same
نمونه sample
تحریم / مجوز sanction
شن sand
ماهواره satellite
رضایت satisfaction
راضی کردن satisfy
سس sauce
ذخیره کردن save
پس‌انداز saving
گفتن say
مقیاس scale
رسوایی scandal
ترسیده scared
سناریو scenario
صحنه scene
برنامه schedule
طرح scheme
پژوهشگر scholar
بورسیه scholarship
مدرسه school
علم science
علمی scientific
دانشمند scientist
دامنه scope
امتیاز score
فریاد زدن scream
صفحه screen
فیلمنامه script
دریا sea
جست‌وجو search
فصل season
صندلی seat
دوم second
راز secret
منشی secretary
بخش section
بخش sector
امن کردن secure
امنیت security
دیدن see
بذر seed
جست‌وجو کردن seek
به‌نظر رسیدن seem
بخش segment
تصرف کردن seize
انتخاب کردن select
انتخاب selection
خود self
فروختن sell
سنا Senate
سناتور senator
فرستادن send
ارشد senior
حس sense
حساس sensitive
جمله sentence
جدا کردن separate
دنباله sequence
مجموعه series
جدی serious
جدی seriously
خدمت کردن serve
خدمات service
جلسه session
تنظیم کردن set
تنظیمات setting
حل‌وفصل کردن settle
توافق settlement
هفت seven
چند several
شدید severe
جنسیت sex
جنسی sexual
سایه shade
سایه shadow
تکان دادن shake
باید shall
شکل shape
به‌اشتراک گذاشتن share
تیز sharp
او (مونث) she
ورق sheet
قفسه shelf
صدف shell
پناهگاه shelter
تغییر shift
درخشیدن shine
کشتی ship
پیراهن shirt
گه (عامیانه) shit
شوک shock
کفش shoe
شلیک کردن shoot
تیراندازی shooting
فروشگاه shop
خرید shopping
ساحل shore
کوتاه short
به‌زودی shortly
شلیک shot
باید should
شانه shoulder
فریاد زدن shout
نشان دادن show
دوش shower
شانه بالا انداختن shrug
بستن shut
بیمار sick
طرف side
آه کشیدن sigh
منظره sight
علامت sign
سیگنال signal
اهمیت significance
مهم significant
به‌طور قابل توجه significantly
سکوت silence
ساکت silent
نقره silver
مشابه similar
به‌طور مشابه similarly
ساده simple
به‌سادگی simply
گناه sin
از وقتی که since
آواز خواندن sing
خواننده singer
مجرد / تک single
غرق شدن sink
آقا sir
خواهر sister
نشستن sit
سایت site
وضعیت situation
شش six
اندازه size
اسکی ski
مهارت skill
پوست skin
آسمان sky
برده slave
خوابیدن sleep
برش slice
سر خوردن slide
جزئی slight
کمی slightly
لیز خوردن slip
آهسته slow
به‌آرامی slowly
کوچک small
باهوش smart
بو smell
لبخند smile
دود smoke
صاف smooth
ناگهانی شکستن snap
برف snow
بنابراین so
به‌اصطلاح so-called
فوتبال soccer
اجتماعی social
جامعه society
نرم soft
نرم‌افزار software
خاک soil
خورشیدی solar
سرباز soldier
جامد solid
راه‌حل solution
حل کردن solve
مقداری some
کسی somebody
somehow somehow
کسی someone
چیزی something
گاهی sometimes
تا حدی somewhat
جایی somewhere
پسر son
آهنگ song
به‌زودی soon
پیچیده sophisticated
متأسف sorry
نوع sort
روح soul
صدا sound
سوپ soup
منبع source
جنوب south
جنوبی southern
شوروی Soviet
فضا space
اسپانیایی Spanish
صحبت کردن speak
گوینده speaker
ویژه special
متخصص specialist
گونه species
خاص specific
به‌طور خاص specifically
سخنرانی speech
سرعت speed
خرج کردن spend
هزینه spending
چرخیدن spin
روحیه spirit
معنوی spiritual
تقسیم کردن split
سخنگو spokesman
ورزش sport
نقطه spot
گسترش دادن spread
بهار spring
مربع square
فشردن squeeze
ثبات stability
پایدار stable
کارکنان staff
مرحله stage
پله stair
سهم stake
ایستادن stand
استاندارد standard
موقعیت standing
ستاره star
خیره شدن stare
شروع کردن start
دولت / وضعیت state
بیانیه statement
ایستگاه station
آمار statistics
وضعیت status
ماندن stay
ثابت steady
دزدیدن steal
فولاد steel
قدم step
چسبیدن stick
هنوز still
هم زدن stir
سهام stock
معده stomach
سنگ stone
توقف کردن stop
ذخیره‌سازی storage
فروشگاه store
طوفان storm
داستان story
مستقیم straight
عجیب strange
غریبه stranger
راهبردی strategic
استراتژی strategy
جریان stream
خیابان street
قدرت strength
تقویت کردن strengthen
استرس stress
کش آمدن stretch
اعتصاب strike
رشته string
نوار strip
سکته stroke
قوی strong
به‌شدت strongly
ساختار structure
تلاش struggle
دانش‌آموز student
استودیو studio
مطالعه study
چیز stuff
احمق stupid
سبک style
موضوع subject
ارسال کردن submit
بعدی subsequent
ماده substance
قابل توجه substantial
موفق شدن succeed
موفقیت success
موفق successful
با موفقیت successfully
چنین such
ناگهانی sudden
ناگهان suddenly
شکایت کردن sue
رنج بردن suffer
کافی sufficient
شکر sugar
پیشنهاد دادن suggest
پیشنهاد suggestion
خودکشی suicide
مناسب بودن suit
تابستان summer
اجلاس summit
خورشید sun
عالی super
تأمین supply
حمایت support
حامی supporter
فرض کردن suppose
supposed supposed
عالی Supreme
مطمئن sure
قطعاً surely
سطح surface
جراحی surgery
شگفتی surprise
شگفت‌زده surprised
شگفت‌انگیز surprising
به‌طرز شگفت‌آور surprisingly
احاطه کردن surround
نظرسنجی survey
بقا survival
زنده ماندن survive
بازمانده survivor
مظنون suspect
حفظ کردن sustain
قسم خوردن swear
جارو کردن sweep
شیرین sweet
شنا کردن swim
تاب خوردن swing
تغییر دادن switch
نماد symbol
علامت symptom
سیستم system

کلمات پرکاربرد حرف T در انگلیسی

فارسیEnglish
میز table
قاشق غذاخوری tablespoon
تاکتیک tactic
دم tail
گرفتن take
داستان tale
استعداد talent
صحبت کردن talk
قدبلند tall
تانک tank
شیر آب tap
نوار tape
هدف target
وظیفه task
طعم taste
مالیات tax
مالیات‌دهنده taxpayer
چای tea
آموزش دادن teach
معلم teacher
آموزش teaching
تیم team
اشک / پاره کردن tear
قاشق چای‌خوری teaspoon
فنی technical
تکنیک technique
فناوری technology
نوجوان teen
نوجوان teenager
تلفن telephone
تلسکوپ telescope
تلویزیون television
گفتن tell
دما temperature
موقتی temporary
ده ten
تمایل داشتن tend
گرایش tendency
تنیس tennis
تنش tension
چادر tent
اصطلاح / دوره term
شرایط terms
وحشتناک terrible
قلمرو territory
وحشت terror
تروریسم terrorism
تروریست terrorist
آزمون test
شهادت دادن testify
شهادت testimony
آزمایش testing
متن text
از than
تشکر کردن thank
ممنون thanks
آن that
حرف تعریف the
تئاتر theater
مالِ آنها their
آنها را them
موضوع theme
خودشان themselves
سپس then
نظریه theory
درمان therapy
آنجا there
بنابراین therefore
این‌ها these
آنها they
ضخیم thick
نازک thin
چیز thing
فکر کردن think
تفکر thinking
سوم third
سی thirty
این this
آن‌ها those
اگرچه though
فکر thought
هزار thousand
تهدید threat
تهدید کردن threaten
سه three
گلو throat
از طریق through
در سراسر throughout
پرتاب کردن throw
بنابراین thus
بلیت ticket
کراوات / بستن tie
تنگ tight
زمان time
خیلی کوچک tiny
نوک / انعام tip
خسته شدن / لاستیک tire
خسته tired
دستمال tissue
عنوان title
به to
تنباکو tobacco
امروز today
انگشت پا toe
باهم together
گوجه‌فرنگی tomato
فردا tomorrow
لحن tone
زبان tongue
امشب tonight
بیش‌ازحد / هم too
ابزار tool
دندان tooth
بالا top
موضوع topic
پرتاب کردن toss
کل total
کاملاً totally
لمس کردن touch
سخت tough
تور tour
گردشگر tourist
مسابقات tournament
به‌سمت toward
به‌سوی towards
برج tower
شهر town
اسباب‌بازی toy
رد trace
مسیر track
تجارت trade
سنت tradition
سنتی traditional
ترافیک traffic
تراژدی tragedy
مسیر trail
قطار train
آموزش training
انتقال transfer
دگرگون کردن transform
دگرگونی transformation
گذار transition
ترجمه کردن translate
حمل‌ونقل transportation
سفر کردن travel
درمان کردن treat
درمان treatment
معاهده treaty
درخت tree
عظیم tremendous
روند trend
محاکمه trial
قبیله tribe
حقه trick
سفر trip
نیرو troop
مشکل trouble
کامیون truck
درست true
واقعاً truly
اعتماد trust
حقیقت truth
تلاش کردن try
لوله tube
تونل tunnel
چرخیدن turn
تلویزیون TV
دوازده twelve
بیست twenty
دوبار twice
دوقلو twin
دو two
نوع type
معمولی typical
معمولاً typically

کلمات پرکاربرد حرف U در انگلیسی

فارسیEnglish
زشت ugly
نهایی ultimate
در نهایت ultimately
ناتوان unable
عمو / دایی uncle
زیر under
متحمل شدن undergo
فهمیدن understand
درک understanding
متأسفانه unfortunately
یونیفرم uniform
اتحادیه union
منحصربه‌فرد unique
واحد unit
متحد United
جهانی universal
جهان universe
دانشگاه university
ناشناخته unknown
مگر اینکه unless
برخلاف unlike
بعید unlikely
تا until
غیرعادی unusual
بالا up
بر upon
بالایی upper
شهری urban
ترغیب کردن urge
ما را us
استفاده کردن use
استفاده‌شده used
مفید useful
کاربر user
معمول usual
معمولاً usually
خدمات عمومی utility
استفاده کردن utilize

کلمات پرکاربرد حرف V در انگلیسی

فارسیEnglish
دره valley
ارزشمند valuable
ارزش value
متغیر variable
تنوع variation
گوناگونی variety
مختلف various
متفاوت بودن vary
وسیع vast
سبزی vegetable
وسیلهٔ نقلیه vehicle
سرمایه‌گذاری venture
نسخه version
در برابر versus
بسیار very
کشتی vessel
کهنه‌سرباز veteran
از طریق via
قربانی victim
پیروزی victory
ویدیو video
دیدگاه view
بیننده viewer
روستا village
نقض کردن violate
نقض violation
خشونت violence
خشن violent
عملاً virtually
فضیلت virtue
ویروس virus
قابل مشاهده visible
دید vision
بازدید کردن visit
بازدیدکننده visitor
بصری visual
حیاتی vital
صدا voice
حجم volume
داوطلب volunteer
رأی دادن vote
رأی‌دهنده voter
در برابر vs
آسیب‌پذیر vulnerable

کلمات پرکاربرد حرف W در انگلیسی

فارسیEnglish
دستمزد wage
منتظر ماندن wait
بیدار شدن wake
راه رفتن walk
دیوار wall
پرسه زدن wander
خواستن want
جنگ war
گرم warm
هشدار دادن warn
هشدار warning
شستن wash
هدر دادن waste
تماشا کردن watch
آب water
موج wave
راه way
ما we
ضعیف weak
ثروت wealth
ثروتمند wealthy
سلاح weapon
پوشیدن wear
آب‌وهوا weather
عروسی wedding
هفته week
آخر هفته weekend
هفتگی weekly
وزن کردن weigh
وزن weight
خوش‌آمد welcome
رفاه welfare
خوب well
غرب west
غربی western
خیس wet
چه what
هرچه whatever
چرخ wheel
چه‌وقت when
هر وقت whenever
کجا where
در حالی که whereas
آیا whether
کدام which
در حالی که while
نجوا کردن whisper
سفید white
چه کسی who
کامل whole
چه کسی را whom
مالِ چه کسی whose
چرا why
پهن wide
به‌طور گسترده widely
گسترده widespread
همسر (زن) wife
وحشی wild
خواستن / آینده will
مایل willing
برنده شدن win
باد wind
پنجره window
شراب wine
بال wing
برنده winner
زمستان winter
پاک کردن wipe
سیم wire
خرد wisdom
خردمند wise
آرزو کردن wish
با with
برداشت کردن withdraw
درون within
بدون without
شاهد witness
زن woman
تعجب کردن wonder
فوق‌العاده wonderful
چوب wood
چوبی wooden
کلمه word
کار work
کارگر worker
در حال کار working
آثار works
کارگاه workshop
جهان world
نگران worried
نگرانی worry
ارزش worth
می‌خواست would
زخم wound
پیچیدن wrap
نوشتن write
نویسنده writer
نوشتن writing
غلط wrong

کلمات پرکاربرد حروف X / Y / Z در انگلیسی

فارسیEnglish
حیاط yard
آره yeah
سال year
فریاد زدن yell
زرد yellow
بله yes
دیروز yesterday
هنوز yet
بازده دادن yield
تو / شما you
جوان young
مالِ تو your
مالِ تو yours
خودت yourself
جوانی youth
منطقه zone

جمع بندی

این مجموعه‌ی ۳۰۰۰ کلمه‌ای، یک بخش واقعی و کاربردی از زبان انگلیسی را پوشش می‌دهد که برای درک متون، مکالمه‌ی روزمره و محتوای عمومی کاملاً کافی است.
کلمات به‌صورت الفبایی و با ترجمه‌ی دقیق فارسی ارائه شده‌اند تا یادگیری سریع، منظم و بدون سردرگمی انجام شود.
اگر این واژگان به‌درستی مرور و در جمله دیده شوند، زبان‌آموز می‌تواند بخش بزرگی از انگلیسی واقعی را بفهمد و تولید کند.
این لیست پایه‌ای محکم برای مکالمه، مطالعه و ورود به سطوح بالاتر زبان محسوب می‌شود.

اشتراک گذاری:

دوره های آموزشی مرتبط

مکالمه انگلیسی در 80 روز
50%
تخفیف

مکالمه انگلیسی در 80 روز

5.00 1 رای
6,000,000 تومان قیمت اصلی 6,000,000 تومان بود.2,980,000 تومانقیمت فعلی 2,980,000 تومان است.
مصطفی ساهری
106
6,000,000 تومان قیمت اصلی 6,000,000 تومان بود.2,980,000 تومانقیمت فعلی 2,980,000 تومان است.
آموزش زبان انگلیسی در سفر

انگلیسی در سفر

5.00 1 رای
2,000,000 تومان
مصطفی ساهری
3,648
2,000,000 تومان
آموزش پایه تا پیشرفته زبان انگلیسی (A1 تا C1)

آموزش پایه تا پیشرفته زبان انگلیسی (A1 تا C1)

4.86 14 رای
12,000,000 تومان
مصطفی ساهری
1,756
12,000,000 تومان

11 دیدگاه

به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.

  • User avatar علی اسدی گفت:
    ۱۴۰۵/۰۷/۰۶ در ۷:۱۱ ق.ظ

    دمتون گرم

    پاسخ
    • User avatar مصطفی ساهری گفت:
      ۱۴۰۵/۰۷/۰۶ در ۱۰:۳۴ ق.ظ

      خوشحالم که براتون مفید بوده

      پاسخ
  • User avatar Aghamohammad گفت:
    ۱۴۰۳/۰۶/۲۴ در ۱:۴۰ ب.ظ

    خیلی هم عالی بود خیلی هم ممنون از شما

    پاسخ
  • User avatar Mr.tik گفت:
    ۱۴۰۳/۰۵/۱۵ در ۱۲:۱۰ ب.ظ

    سلام خسته نباشید چرا فقط تا حرف جی داره لژفا بقیه رو هم بزارید خیلی ضروریه دستتون درد نکنه که زحمت می کشید رایگان میزارید

    پاسخ
  • User avatar طرلان گفت:
    ۱۴۰۳/۰۵/۱۰ در ۲:۴۰ ب.ظ

    سلام ممنونم، کاش لطف کنید تلفظ صحیح کلمات رو هم آموزش بدید

    پاسخ
    • User avatar حسین گفت:
      ۱۴۰۵/۰۵/۱۲ در ۱۰:۳۲ ق.ظ

      لطفا pdf اش هم بزارین

      پاسخ
      • User avatar مصطفی ساهری گفت:
        ۱۴۰۵/۰۵/۱۴ در ۴:۰۲ ب.ظ

        سلام وقت‌بخیر
        می‌تونید از بالای مقاله روی گزینه‌ی «دانلود نسخه PDF» بزنید و پی‌دی‌اف مقاله رو دانلود کنید

  • User avatar mohammad edris noori گفت:
    ۱۴۰۳/۰۳/۰۱ در ۹:۲۴ ق.ظ

    سلام محمد ادریس نوری هستم من اهل افغانستانم من الان تویی امر یکاهستم مشکلی بزرگم انگلیسی صحبت نمیتوانم کنم یک جهان از مردم سپاس گذارم ایران مرسی

    پاسخ
  • User avatar Sara گفت:
    ۱۴۰۲/۱۲/۲۷ در ۴:۳۴ ب.ظ

    خیلی هم عالی و کاربردی
    فقد ادامه شم بزارین

    پاسخ
  • User avatar سام گفت:
    ۱۴۰۲/۱۱/۲۶ در ۱:۰۱ ق.ظ

    بسیار عالی و کاربردی. فقط یه سوال چرا فقط تا حرف g هست و حدود 1200 تا لغته؟

    پاسخ
    • User avatar علی بهادری گفت:
      ۱۴۰۲/۱۱/۲۶ در ۳:۳۰ ب.ظ

      سلام بخش های جدید به زودی اضافی میشود.

      پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

لوگو زبان مستر فوتر

زبان مستر، در راستای امر ارتقاء سطح آموزش زبان‌ ترکی استانبولی، آموزش زبان فرانسه، آموزش زبان آلمانی و آموزش زبان انگلیسی؛ تلاش بر این دارد تا یادگیری این زبان‌ها را با ابزارهای کاربردی و هم‌چنین پشتیبانی قوی، برای زبان‌آموزان راحت‌تر کند.

  • آدرس: تهران، جردن، عاطفی شرقی، ساسان، پلاک 4
  • 02191035152
  • info@zabanmaster.com
دسترسی سریع
  • بلاگ
  • دوره های آموزشی
  • حساب کاربری
  • درباره ما
  • قوانین و مقررات
  • تماس با ما
  • اپلیکیشن آموزش زبان
مجوزها


logo-samandehi


logo-enamad

nashr-digital

bank-license
تمامی حقوق برای سایت زبان مستر محفوظ می باشد.
icon
مشاوره آموزش زبان انگلیسی
icon
×
icon
ارتباط مستقیم با ما
برای مشاوره و ثبت نام در واتس‌اپ به ما پیام دهید،
اینستاگرام و تلگرام آموزش زبان انگلیسی را دنبال کنید.
جهت ارتباط با ما در واتس‌اپ پیام دهید.
مشاوره و پشتیبانی زبان انگلیسی Whatsapp chat
اینستاگرام آموزش زبان انگلیسی Whatsapp chat
1 +
مشاوره و پشتیبانی زبان انگلیسی
مشاوره و پشتیبانی زبان انگلیسی
مشاوره و پشتیبانی
ارتباط مستقیم در واتس‌اپ
اینستاگرام آموزش زبان انگلیسی
اینستاگرام آموزش زبان انگلیسی
پیج اینستاگرام
تلگرام آموزش زبان انگلیسی
تلگرام آموزش زبان انگلیسی
کانال تلگرام
سوالات متداول
×
icon
سوالات متداول
در این قسمت سوالات متداول کاربران جمع آوری شده است تا در صورتی که شما هم همین سوال را دارید پاسخ سوال خود را پیدا کنید
آموزش 0 تا 100 زبان انگلیسی
تسلط کامل به زبان انگلیسی
تسلط کامل و حرفه ای به زبان انگلیسی، دریافت مدرک آیلتس 7.5 تا 8 و تافل 110 فقط با دوره صفر تا صد زبان انگلیسی زبان مستر میسر است.
مشاهده بیشتر ...
مکالمه انگلیسی در 80 روز
مکالمه محور
مکالمه انگلیسی فقط با روزی 15 دقیقه در 80 روز! آموزش مکالمه انگلیسی با استاد ساهری مدرس وریفای شده دانشگاه کمبریج
مشاهده بیشتر ...
بازگشت

ورود

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

هنوز عضو نشده اید؟ عضویت در سایت