جستجو برای:
  • صفحه اصلی
  • آموزش رایگان زبان
    • آموزش زبان ترکی استانبولی
    • آموزش رایگان زبان انگلیسی
    • آموزش زبان فرانسه
    • آموزش زبان آلمانی
  • پادکست های آموزشی
    • پادکست زبان ترکی استانبولی
    • پادکست زبان انگلیسی
    • پادکست زبان آلمانی
    • پادکست زبان فرانسه
  • دوره های آموزشی
  • تماس با ما
    • درباره ما
  • حساب کاربری
 
  • 02191035152
زبان مستر
  • زبان مستر
  • دوره های آموزشی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان ترکی استانبولی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان انگلیسی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان آلمانی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان فرانسه
  • آموزش رایگان زبان
    • آموزش زبان ترکی استانبولی
    • آموزش رایگان زبان انگلیسی
    • آموزش زبان آلمانی
    • آموزش زبان فرانسه
  • پادکست های آموزشی
    • پادکست زبان ترکی استانبولی
    • پادکست زبان انگلیسی
    • پادکست زبان آلمانی
    • پادکست زبان فرانسه
ورود کاربر

بلاگ

زبان مستر بلاگ مقالات زبان انگلیسی لغات پرکاربرد انگلیسی | 3000 کلمه رایج انگلیسی

لغات پرکاربرد انگلیسی | 3000 کلمه رایج انگلیسی

۱۴۰۴/۰۹/۲۵
ارسال شده توسط مصطفی ساهری
مقالات زبان انگلیسی
60.64k بازدید
3000 کلمه پرکاربرد انگلیسی
دانلود نسخه PDF مقاله

با دانستن 3000 تا از لغات پرکاربرد انگلیسی ، خواهید توانست 90% مکالمات روزمره انگلیسی، مقالات و روزنامه ها و مجلات انگلیسی، و انگلیسی در محل کار را متوجه شوید. و اگر نگران 10 درصد باقی مانده هستید می توانید معنای آنها را بپرسید یا از context و زمینه ای که کلمات در آنها استفاده می شوند معنیشان را متوجه شوید.

به هر صورت بسیار مهم است که در آموزش زبان انگلیسی کلمات مورد نیاز و کلمات درست را به خاطر بسپارید، پس وقت خود را برای یادگیری حجم عظیمی از کلمات با فایده نه چندان زیاد هدر ندهید. شاید لیستی که پیش روی شما قرار دارد به نظر بلند و طولانی بیاید، اما این 3000 کلمه رایج انگلیسی زمانی که بتوانید از این کلمات با اعتماد به نفس و به درستی استفاده کنید، دایره واژگان انگلیسی شما کاملا کاربردی خواهد بود و به اصطلاح گلیم شما را از آب بیرون خواهد کشید.

سرفصل های مقاله لغات پرکاربرد انگلیسی
1 لیست لغات پرکاربرد انگلیسی و 3000 کلمه رایج انگلیسی + معنی فارسی
2 کلمات پرکاربرد حرف A انگلیسی
3 کلمات پرکاربرد حرف B انگلیسی
4 کلمات پرکاربرد حرف C انگلیسی
5 کلمات پرکاربرد حرف D انگلیسی
6 کلمات پرکاربرد حرف E انگلیسی
7 کلمات پرکاربرد حرف F انگلیسی
8 کلمات پرکاربرد حرف G انگلیسی
9 کلمات پرکاربرد حرف H انگلیسی
10 کلمات پرکاربرد حرف I انگلیسی
11 کلمات پرکاربرد حرف J انگلیسی
12 کلمات پرکاربرد حرف K در انگلیسی
13 کلمات پرکاربرد حرف L انگلیسی
14 کلمات پرکاربرد حرف M انگلیسی
15 کلمات پرکاربرد حرف N انگلیسی
16 کلمات پرکاربرد حرف O در انگلیسی
17 کلمات پرکاربرد حرف P در انگلیسی
18 کلمات پرکاربرد حرف Q در انگلیسی
19 کلمات پرکاربرد حرف R در انگلیسی
20 کلمات پرکاربرد حرف S در انگلیسی
21 کلمات پرکاربرد حرف T در انگلیسی
22 کلمات پرکاربرد حرف U در انگلیسی
23 کلمات پرکاربرد حرف V در انگلیسی
24 کلمات پرکاربرد حرف W در انگلیسی
25 کلمات پرکاربرد حروف X / Y / Z در انگلیسی
26 جمع بندی

لیست لغات پرکاربرد انگلیسی و 3000 کلمه رایج انگلیسی + معنی فارسی

کلمات پرکاربرد حرف A انگلیسی

کلمه به فارسیکلمه به انگلیسی
یک a
ترک کردن، رها کردن abandon
توانایی ability
توانا able
سقط abortion
حدود، در نزدیکی، راجع به about
بالا above
خارج کشور abroad
غیبت absence
کامل، خالص، صد درصد absolute
کاملا absolutely
جذب کردن absorb
سوءاستفاده کردن abuse
آکادمیک academic
پذیرفتن accept
دسترسی، دسترسی پیدا کردن access
تصادف accident
همراهی کردن accompany
دست پیدا کردن accomplish
طبقِ according (to)
حساب، توضیح دادن account
دقیق accurate
متهم کردن accuse
دست پیدا کردن achieve
دستاورد achievement
اسید acid
اقرار کردن، اذعان کردن acknowledge
به دست آوردن acquire
در طول، در گذر across
عمل، کنش، فعالیت کردن، بازیگری کردن act
عمل، اقدام action
فعال active
فعال (مثل “فعال محیط زیست”) activist
فعالیت activity
بازیگر آقا actor
بازیگر خانم actress
واقعی actual
در واقع actually
تبلیغ ad
آداپته شدن، وفق پیدا کردن adapt
اضافه کردن add
افزایش، علاوه addition
اضافی additional
آدرس، خطاب قرار دادن address
کافی adequate
تنظیم کردن/شدن adjust
سازگاری، تنظیم adjustment
مدیریت، حکومت administration
مدیر administrator
تحسین کردن admire
پذیرش admission
پذیرفتن admit
فرد کم سن در شرف بزرگسالی adolescent
به فرزندی پذیرفتن، قبول کردن، اتخاذ کردن adopt
بزرگسال adult
پیشروی کردن advance
پیشرفته advanced
مزیت advantage
ماجراجویی adventure
تبلیغات advertising
توصیه advice
توصیه کردن، نصیحت کردن advise
مشاور adviser
طرفداری کردن، وکیل مدافع advocate
مسئله، امور (به شکل جمع)، رابطه مخفیانه affair
تاثیر گذاشتن affect
وسع مالی داشتن و پرداخت مبلغ چیزی afford
ترسیده afraid
افریقایی African
افریقایی-امریکایی African-American
بعد after
بعدازظهر afternoon
دوباره again
در مقابل against
سن، پیر شدن age
آژآنس agency
دستور جلسه، برنامه agenda
مامور agent
تهاجمی aggressive
قبل ago
موافقت کردن agree
توافق agreement
زراعتی، کشاورزی agricultural
آه ah
پیش رو ahead
کمک، کمک کردن aid
وردست، معاون، پیشیار aide
ایدز AIDS
هدف، نشانه رفتن، هدف گرفتن aim
هوا air
هواپیما aircraft
شرکت هواپیمایی airline
فرودگاه airport
آلبوم album
الکل alcohol
زنده alive
تمام، همه all
اتحاد، همیاری alliance
اجازه دادن allow
متحد ally
تقریبا almost
تنها alone
در امتداد، همراه along
تا همین الان (هم)، به این زودی، تاکنون already
همچنین also
تغییر دادن، جایگزین کردن alter
جایگزین alternative
اگرچه although
همیشه always
صبح (از 12 شب تا 12 ظهر) AM
شگفت انگیز amazing
امریکایی American
در میان among
مقدار amount
آنالیز، تحلیل analysis
تحلیل گر analyst
تحلیل کردن analyze
باستانی ancient
و and
عصبانیت، خشم anger
زاویه angle
عصبانی، خشمگین angry
حیوان animal
سالگرد anniversary
اعلام کردن announce
سالیانه annual
یکی دیگر، دیگر another
پاسخ، پاسخ دادن answer
پیش بینی کردن، انتظار کشیدن anticipate
نگرانی anxiety
هیچ، هر any
هرکس، هیچ کس anybody
دیگر (در جملات منفی) anymore
هر کس، هیچ کس anyone
هر چیز، هیچ چیز anything
به هر حال anyway
جدا، مجزا apart
آپارتمان apartment
مشخص، مسلم apparent
ظاهرا، مشخصا apparently
جذابیت، گیرایی، جذب کردن appeal
ظاهر شدن appear
ظاهر appearance
سیب apple
اپلیکیشن، درخواست application
درخواست کردن apply
منصوب کردن، گماشتن appoint
قرار ملاقات appointment
قدردانی کردن، قدر دانستن appreciate
شیوه، نزدیک شدن approach
مناسب appropriate
موافقت، تایید، رضایت approval
رضایت دادن، تایید کردن، موافقت کردن approve
حدودا approximately
عرب Arab
معمار architect
منطقه، ناحیه، حوزه area
بحث کردن، دعوا کردن argue
بحث و مشاجره argument
برخواستن arise
بازو arm
مسلح armed
ارتش army
حدود، پیرامون around
فراهم کردن، ساماندهی کردن arrange
قرار، توافق، مقدمات و ترتیبات arrangement
دستگیر کردن arrest
رسیدن، ورود arrival
رسیدن arrive
هنر art
مقاله، حرف تعریف (در زبان) article
هنرمند artist
هنرمندانه artistic
چنانکه، از آنجا که، در حالیکه as
آسیایی Asian
به کنار aside
پرسیدن، درخواست کردن ask
در خواب asleep
وجه aspect
یورش، حمله، درگیری assault
اظهار کردن assert
ارزیابی کردن assess
ارزیابی assessment
دارایی asset
محول کردن assign
وظیفه، مسئولیت، تکلیف assignment
یاری کردن assist
کمک، یاری assistance
دستیار assistant
وابسته، حمایت کردن، همنشینی کردن associate
انجمن association
انگاشتن، پنداشتن assume
انگاره assumption
اطمینان دادن assure
در at
ورزشکار athlete
ورزشکارانه، ورزشی athletic
اتمسفر، جو atmosphere
وصل کردن attach
حمله کردن، حمله attack
تلاش، سوء قصد attempt
شرکت کردن attend
توجه attention
ایستار، رفتار attitude
وکیل، وکیل مدافع attorney
جذب کردن attract
جذاب attractive
نسبت دادن attribute
مخاطبان audience
نویسنده author
قدرت، مرجعیت authority
پیشوند خود-، خودرو auto
در دسترس، موجود available
میانگین average
پرهیز کردن avoid
جایزه award
آگاه aware
آگاهی awareness
دور away
افتضاح awful
بیشتر بخوانید: ورزش ها در انگلیسی

کلمات پرکاربرد حرف B انگلیسی

کلمه به فارسیکلمه به انگلیسی
بچه، عزیزم baby
پشت، عقب، کمر back
بک گراند، پس زمینه background
بد bad
به شکل بد badly
کیسه، کیف bag
پختن (نان و کیک و …) bake
تعادل balance
توپ ball
ممنوع کردن، طرد کردن ban
گروه موسیقی، گروه، دسته band
بانک bank
میله، بار bar
به سختی barely
بشکه barrel
مانع barrier
پایه، اساس و بنیاد، پایگاه base
بیس بال baseball
بنیادی، اساسی، ابتدایی basic
اساسا basically
اساس، پایه basis
سبد basket
بسکتبال basketball
حمام bathroom
باتری battery
جنگ battle
بودن be
ساحل beach
لوبیا bean
در بر داشتن، خرس bear
کتک زدن، ضربه زدن، شکست دادن beat
زیبا beautiful
زیبایی beauty
زیرا because
شدن become
تخت bed
اتاق خواب bedroom
آبجو beer
قبل (از) before
شروع کردن begin
آغاز beginning
رفتار behavior
پشت behind
بودن، موجود، مخلوق being
باور belief
باور کردن، باور داشتن believe
زنگ، زنگوله bell
تعلق داشتن belong
زیر below
کمربند belt
نیمکت bench
خم کردن/شدن bend
زیر beneath
سود benefit
در کنار beside
گذشته از آن besides
بهترین best
شرط بستن bet
بهتر better
بین، وسط between
فرای beyond
انجیل Bible
بزرگ big
دوچرخه bike
اسکناس، صورتحساب bill
میلیارد billion
زیستی biological
پرنده bird
تولد birth
روز تولد birthday
ذره bit
گاز گرفتن bite
سیاه، مشکی black
تیغ blade
سرزنش کردن blame
پتو blanket
نابینا blind
بلوکه کردن، مانع شدن، بلوک block
خون blood
فوت کردن، منفجر کردن blow
آبی blue
سوار هواپیما/کشتی شدن، تخته board
قایق boat
بدن body
بمب bomb
بمب گذاری bombing
قید و بند، وابستگی bond
استخوان bone
کتاب، رزرو کردن book
رشد اقتصادی boom
پوتین boot
مرز border
متولد born
قرض گرفتن borrow
رییس boss
هر دو both
مزاحم شدن bother
بطری bottle
پایین، کف bottom
حد و مرز boundary
کاسه bowl
جعبه box
پسر boy
دوست پسر boyfriend
مغز brain
شاخه branch
برند brand
نان bread
شکستن break
صبحانه breakfast
سینه، پستان breast
نفس breath
نفس کشیدن breathe
آجر brick
پل bridge
مختصر brief
به شکل مختصر، اختصارا briefly
روشن bright
عالی brilliant
رساندن، آوردن bring
بریتانیایی British
گسترده broad
شکسته broken
برادر brother
قهوه ای brown
شانه زدن، قلم مو brush
دلار، آهوی نر buck
بودجه budget
ساختن build
ساختمان building
گلوله bullet
خوشه، گروه bunch
بار burden
سوختن، سوزاندن burn
دفن کردن bury
اتوبوس bus
بیزنس، تجارت business
مشغول busy
اما but
کره butter
دکمه button
خریدن buy
خریدار buyer
توسط، کنار، تا by
بیشتر بخوانید: سیاره ها به انگلیسی

کلمات پرکاربرد حرف C انگلیسی

کلمه به فارسیکلمه به انگلیسی
کابین cabin
کابینت، کابینه cabinet
کابل cable
کیک cake
محاسبه کردن calculate
زنگ زدن، صدا کردن call
دوربین camera
کمپ camp
کمپین campaign
محوطه کالج یا دانشگاه campus
توانستن، قوطی can
کانادایی Canadian
سرطان cancer
کاندیدا candidate
کلاه cap
قابلیت capability
توانا، قابل capable
ظرفیت capacity
پایتخت capital
کاپیتان، ناخدا، خلبان captain
اسیر کردن، گرفتن capture
ماشین، خودرو، اتومبیل car
کربن carbon
کارت card
یک چیز مهم، اهمیت دادن care
زندگی حرفه ای career
مواظب، محتاط، مراقب careful
با احتیاط carefully
شرکت ترابری، ناقل بیماری، شرکت مخابراتی یا بیمه carrier
حمل کردن carry
پرونده، مورد، جعبه case
پول نقد cash
افکندن، دست اندرکاران cast
گربه cat
گرفتن، قاپیدن catch
گروه، دسته category
کاتولیک Catholic
علت، باعث شدن cause
سقف ceiling
جشن گرفتن celebrate
جشن celebration
فرد معروف (و معمولا محبوب) celebrity
سلول cell
مرکز center
مرکزی central
قرن، سده century
مدیر عامل CEO
تشریفات، جشن ceremony
قطعی، مطمئن certain
قطعا، مطمئنا certainly
زنجیر، زنجیره chain
صندلی chair
رییس، رییس جلسه chairman
چالش، به چالش کشیدن challenge
اتاق chamber
قهرمان champion
قهرمانی championship
شانس chance
تغییر، تغییر دادن change
در حال تغییر changing
کانال channel
فصل (در کتاب و …) chapter
کاراکتر، شخصیت character
ویژگی، ویژگی شخصیتی characteristic
شاخصه ی یک چیز یا یک نفر بودن، توصیف کردن و مجسم کردن characterize
شارژ، پول گرفتن بابت یک چیز charge
خیریه charity
چارت، نمودار chart
تعقیب کردن chase
ارزان cheap
چک کردن، چک check
گونه cheek
پنیر cheese
سرآشپز chef
ماده شیمیایی، شیمیایی chemical
سینه، صندوق chest
مرغ، جوجه chicken
رییس، رهبر، اصلی chief
کودک child
کودکی childhood
چینی Chinese
تراشه chip
شکلات chocolate
انتخاب choice
کلسترول cholesterol
انتخاب کردن choose
مسیحی Christian
کریسمس Christmas
کلیسا church
سیگار cigarette
دایره circle
شرایط، مورد circumstance
ذکر کردن، اتخاذ سند کردن cite
شهروند citizen
شهر city
مدنی، (جنگ) داخلی civil
فرد عادی/غیرنظامی civilian
ادعا، ادعا کردن، گرفتن claim
کلاس، طبقه (مثلا: طبقه اجتماعی) class
کلاسیک classic
کلاس درس classroom
تمیز کردن، تمیز clean
تمیز، واضح clear
به وضوح، مشخصا clearly
موکل، مشتری client
اقلیم climate
بالا رفتن climb
کلینیک، درمانگاه clinic
بالینی clinical
ساعت clock
نزدیک، بستن close
به دقت closely
لباس clothes
ابر cloud
کلوب، باشگاه club
سرنخ clue
خوشه، دسته cluster
سرمربی، مربی گری کردن، کالسکه coach
ذغال coal
ائتلاف coalition
ساحل coast
کت coat
کد، عرف code
قهوه coffee
شناختی cognitive
سرد cold
خراب شدن، فرو ریختن collapse
همکار colleague
جمع آوری کردن collect
کلکسیون، مجموعه collection
جمعی collective
کالج college
مستعمراتی colonial
رنگ color
ستون column
ترکیب combination
ترکیب کردن combine
آمدن come
کمدی comedy
راحتی comfort
راحت comfortable
فرمان دادن command
فرمانده commander
نظر، نظر دادن comment
تجاری commercial
کمیسیون commission
مرتکب شدن، متعهد شدن commit
تعهد commitment
کمیته committee
رایج common
ارتباط برقرار کردن communicate
ارتباطات communication
اجتماع community
کمپانی، شرکت، همراه company
مقایسه کردن compare
مقایسه comparison
رقابت کردن compete
رقابت، مسابقه competition
رقابتی، رقابت طلب competitive
رقیب competitor
شکایت و شکوه کردن complain
شکایت complaint
کامل، کامل کردن complete
کاملا، به شکل کامل completely
پیچیده complex
پیچیده، دشوار complicated
بخش، جزء component
ساختن (آهنگ و …) compose
انشاء، یک قطعه شعر یا آهنگ composition
جامع comprehensive
رایانه، کامپیوتر computer
تمرکز کردن concentrate
تمرکز concentration
مفهوم concept
دغدغه، باعث نگرانی شدن concern
ذینفع، درگیر، مرتبط concerned
 کنسرت concert
نتیجه گیری کردن، به پایان رساندن conclude
نتیجه گیری، فرجام conclusion
بتن concrete
شرط، وضعیت condition
اجرا، هدایت کردن (گروه موسیقی) conduct
کنفرانس conference
اعتماد به نفس confidence
با اعتماد به نفس confident
تایید کردن confirm
کشمکش، نبرد conflict
رویارو شدن confront
پریشانی، سردرگمی confusion
کنگره Congress
مربوط به کنگره congressional
وصل شدن، وصل کردن connect
اتصال connection
هوشیاری consciousness
اجماع، توافق جمعی consensus
پیامد، عواقب consequence
محافظه کار conservative
در نظر گرفتن consider
قابل توجه considerable
ملاحظه، رسیدگی consideration
تشکل شدن (از) consist
راسخ، پابرجا consistent
مداوم constant
دائما، پیوسته constantly
ساختن، تشکیل دادن constitute
مبنی بر قانون اساسی constitutional
ساختن construct
ساخت و ساز construction
مشاور consultant
مصرف کردن consume
مصرف کننده consumer
مصرف consumption
مخاطب، تماس برقرار کردن contact
در بر داشتن، حاوی بودن contain
ظرف container
معاصر contemporary
محتوا content
رقابت، مسابقه contest
بافت، متن، زمینه context
ادامه دادن continue
مداوم continued
قرارداد contract
تضاد contrast
همکاری کردن، کمک کردن contribute
سهم، اعانه، همکاری و کمک contribution
کنترل کردن، تسلط control
جنجالی controversial
جنجال controversy
رسم، سنت convention
سنتی conventional
مکالمه conversation
تبدیل کردن convert
محکومیت، عقیده conviction
متقاعد کردن convince
آشپز، آشپزی کردن، پختن cook
کوکی، بیسکوییت cookie
آپزی cooking
خنک cool
همکاری cooperation
پلیس cop
دست و پنجه نرم کردن cope
کپی کردن، همانند copy
هسته، مرکز core
ذرت corn
گوشه، نبش corner
سازمانی، شرکتی corporate
شرکت، سازمان corporation
صحیح، تصحیح کردن correct
مکاتبه کننده، طرف مقابل correspondent
هزینه، خرج برداشتن cost
نخ، نخی cotton
کاناپه couch
گذشته can could
شورا council
مشاور counselor
شمردن، به حساب آوردن count
پیشخوان، شمارشگر، معکوس/متقابل counter
کشور country
بخش county
زوج couple
جرئت courage
دوره course
دادگاه court
پسر یا دختر عمه/عمو/دایی/خاله cousin
پوشش دادن، پوشش cover
پوشش (مثلا پوشش خبری) coverage
گاو cow
ترک crack
ساختن craft
تصادف کردن، تصادف crash
دیوانه crazy
خامه cream
خلق کردن create
خلقت  creation
خلاق creative
مخلوق creature
اعتبار credit
دار و دسته crew
جرم، جنایت crime
مجرم criminal
بحران crisis
معیارها / معیار criteria (singular) / criterion (plural)
منتقد critic
بحرانی critical
انتقاد criticism
انتقاد کردن criticize
محصول، چیدن، کراپ کردن یا بریدن crop
صلیب، خط بطلان کشیدن، حذف کردن cross
جمعیت crowd
ضروری crucial
گریه کردن cry
فرهنگی cultural
فرهنگ culture
فنجان cup
کنجکاو curious
فعلی current
در حال حاضر currently
برنامه آموزشی curriculum
رسم custom
مشتری customer
بریدن cut
چرخه cycle
بیشتر بخوانید: غذاها به انگلیسی

کلمات پرکاربرد حرف D انگلیسی

کلمه به فارسیکلمه به انگلیسی
بابا (پدر) dad
روزمره daily
خرابی، آسیب damage
رقص، رقصیدن dance
خطر danger
خطرناک dangerous
جرئت کردن dare
تاریک dark
تاریکی darkness
داده data
تاریخ، خرما date
دختر (نسبی) daughter
روز day
مرده dead
دست و پنجه گرم کردن، معامله deal
معامله گر، کاسب dealer
عزیز dear
مرگ death
مناظره، بحث کردن debate
بدهی debt
دهه decade
تصمیم گرفتن decide
تصمیم decision
عرشه deck
اعلان کردن declare
رد کردن، نپذیرفتن decline
کاهش پیدا کردن decrease
عمیق deep
عمیقا deeply
آهو deer
شکست، شکست دادن defeat
دفاع کردن defend
مدافع defendant
دفاع defense
دفاعی defensive
نقص، کمبود deficit
تعریف کردن define
قطعا definitely
تعریف definition
درجه، سطح degree
تاخیر delay
رساندن deliver
ارسال، دلیوری delivery
تقاضا، خواستن demand
دموکراسی democracy
دموکرات Democrat
دموکراتیک democratic
نمایش دادن، نشان دادن demonstrate
تظاهرات demonstration
انکار کردن deny
دپارتمان، بخش department
بستگی داشتن depend
وابسته dependent
نشان دادن depict
افسردگی depression
عمق depth
نماینده، قائم مقام deputy
نشات گرفتن derive
توصیف کردن describe
توصیف description
بیابان، ترک کردن desert
لایق بودن deserve
طراحی کردن design
طراح designer
نیاز، نیاز داشتن desire
میز تحریر desk
مستاصل desperate
علیرغم despite
نابود کردن destroy
نابودی destruction
جزییات detail
باجزییات detailed
تشخیص دادن detect
تصمیم گرفتن و تعیین کردن determine
توسعه دادن develop
در حال توسعه developing
توسعه development
دستگاه device
وقف کردن، اختصاص دادن devote
دیالوگ dialog
مردن die
رژِیم غذایی diet
تفاوت داشتن differ
تفاوت difference
متفاوت different
به شکل متفاوت differently
دشوار difficult
دشواری difficulty
کندن، حفر کردن dig
دیجیتال digital
بُعد dimension
اتاق غذاخوری dining room
شام dinner
مستقیم direct
جهت، آدرس direction
به شکل مستقیم directly
کارگردان director
خاک و کثیفی dirt
کثیف dirty
ناتوانی disability
مخالفت کردن disagree
ناپدید شدن disappear
فاجعه disaster
دیسیپلین discipline
بحث و مکالمه discourse
کشف کردن discover
کشف discovery
تبعیض discrimination
بحث کردن discuss
مباحثه discussion
بیماری disease
ظرف، غذا dish
مرخص کردن dismiss
بی نظمی، اختلال disorder
نمایش دادن display
مشاجره، نزاع dispute
فاصله distance
دور (از هم) distant
متفاوت، مشخص distinct
تمایز distinction
تمییز دادن، تشخیص دادن distinguish
توزیع کردن distribute
توزیع distribution
بخش، ناحیه district
گوناگون diverse
گوناگونی diversity
تقسیم کردن divide
بخش، قسمت، تقسیم بندی division
طلاق گرفتن، طلاق divorce
دی ان ای DNA
انجام دادن، فعل کمکی در انگلیسی do
دکتر doctor
سند document
سگ dog
خانگی، اهلی domestic
چیره dominant
چیره شدن dominate
در door
دوتایی، دوبل double
شک داشتن doubt
پایین down
مرکز شهر downtown
جین، 12 تا dozen
پیش نویس، چرک نویس draft
کشیدن، کشاندن drag
درام drama
دراماتیک dramatic
به شکل دارماتیک، به شکل قابل توجه dramatically
کشیدن draw
نقاشی drawing
رویا، رویا دیدن، رویا داشتن dream
لباس، لباس پوشیدن dress
نوشیدن، نوشیدنی drink
رانندگی کردن، انگیزه دادن drive
راننده driver
انداختن، قطره drop
دارو، مواد مخدر drug
خشک، خشک کردن dry
مقرر due
در طول (زمان) during
گرد و خاک dust
وظیفه duty
بیشتر بخوانید: کلمات موسیقی در انگلیسی

کلمات پرکاربرد حرف E انگلیسی

کلمه به فارسیکلمه به انگلیسی
هر، هر یک، هر کدام each
مشتاق eager
گوش ear
زود early
به دست آوردن، در آوردن (پول) earn
درآمدها، دخل earnings
زمین، سیاره زمین earth
راحتی، تسهیل کردن ease
به راحتی easily
شرق east
شرقی eastern
راحت، آسان easy
خوردن eat
اقتصادی economic
علم اقتصاد economics
اقتصاد دان economist
اقتصاد economy
لبه، شُرُف edge
ویرایش edition
ویرایشگر editor
تربیت کردن، تعلیم دادن educate
تحصیلات education
تحصیلی، آکادمیک educational
معلم، مربی educator
تاثیر effect
موثر effective
به شکل موثر effectively
بازدهی، راندمان efficiency
بهینه efficient
تلاش effort
تخم مرغ egg
هشت eight
هر کدام، همچنین (در جملات منفی) either
مسن elderly
انتخاب کردن elect
انتخابات election
برقی electric
الکتریسیته، برق electricity
الکترونیک electronic
عنصر، المان element
پایه، مبتدی elementary
حذف کردن، از بین بردن eliminate
نخبه، زبده elite
دیگر else
جای دیگر elsewhere
ایمیل، نامه الکترونیکی e-mail
در آغوش گرفتن، پذیرفتن embrace
ظاهر شدن، پدید آمدن emerge
اورژانسی emergency
انتشار دادن، پخش کردن، ترشح کردن emission
احساس emotion
احساسی emotional
تاکید emphasis
تاکید کردن emphasize
به کار گرفتن، استخدام کردن employ
کارمند employee
کارفرما employer
استخدام employment
خالی، پوچ empty
توانا ساختن، فعال کردن enable
رویارو شدن encounter
تشویق کردن encourage
اتمام، تمام کردن end
دشمن enemy
انرژی energy
اجرا (قانون)، اعمال enforcement
به کار گرفتن engage
موتور engine
مهندس engineer
مهندسی engineering
انگلیسی English
بالا بردن، پیشرفت دادن enhance
لذت بردن enjoy
عظیم enormous
کافی enough
اطمینان حاصل کردن ensure
داخل شدن enter
شرکت، سازمان enterprise
تفریح entertainment
تمام، کامل، تمام و کمال entire
به شکل کامل entirely
ورودی entrance
مدخل، ورودی entry
محیط، محیط زیست environment
زیست محیطی environmental
اپیزود، قسمت episode
برابر equal
به شکل برابر equally
تجهیزات equipment
عصر، دوره era
مشکل، اشتباه error
خروج، خارج شدن escape
به شکل خاص، مخصوصا especially
مقاله essay
لازم essential
در اصل، به شکل ضروری essentially
بنا نهادن، تاسیس کردن establish
نهاد، سازمان establishment
ملک، دارایی estate
تخمین زدن estimate
غیره (مثلا “و غیره”) etc
علم اخلاق، اخلاقیات ethics
نژادی، قومی ethnic
اروپایی European
ارزیابی کردن evaluate
ارزیابی evaluation
حتی، زوج even
عصر، شب evening
رویداد، رخداد event
سرانجام eventually
همواره، تابحال ever
هر، همه every
هرکس، همه کس everybody
هر روز everyday
هر کس، همه کس everyone
همه چیز everything
همه جا everywhere
مدرک evidence
تکامل evolution
تکامل پیدا کردن evolve
دقیق exact
دقیقا exactly
بررسی، امتحان examination
بررسی کردن examine
مثال example
فراتر رفتن exceed
عالی excellent
بجز except
استثنا exception
رد و بدل کردن exchange
هیجان انگیز exciting
اجرایی executive
ورزش کردن، ورزش exercise
نمایش دادن exhibit
نمایشگاه، نمایش exhibition
وجود داشتن exist
وجودیت existence
موجود existing
گسترش دادن، توسعه دادن expand
توسعه، گسترش expansion
انتظار داشتن expect
انتظار expectation
خرج، هزینه expense
گران expensive
تجربه experience
آزمایش experiment
کارشناس، متخصص expert
توضیح دادن explain
توضیح explanation
منفجر شدن explode
کاویدن explore
انفجار explosion
نمایش دادن، فاش کردن، نشان دادن، قرار دادن در معرضِ … expose
نمایش، در معرض گذاری exposure
بیان کردن express
بیان expression
کش دادن extend
امتداد extension
طولانی extensive
وسعت، حد و اندازه extent
بیرونی external
اضافه extra
خارق العاده extraordinary
شدید extreme
شدیدا extremely
چشم eye
بیشتر بخوانید: لوازم آرایشی به انگلیسی

کلمات پرکاربرد حرف F انگلیسی

کلمه به فارسیکلمه به انگلیسی
بافت، فابریک fabric
صورت، روبرو شدن face
امکانات facility
واقعیت fact
فاکتور factor
کارخانه factory
استادان دانشکده، گروه (مثل گروه معماری در دانشکده هنر و معماری) faculty
پژمردن، کمرنگ شدن fade
شکست خوردنfail
شکست failure
منصفانه fair
نسبتا، تا حدی، به شکل منصفانه fairly
ایمان faith
افتادن، پاییز fall
غلط false
آشنا familiar
خانواده family
مشهور famous
طرفدار، پنکه، باد زدن fan
فانتزی، خیال fantasy
دور far
مزرعه farm
کشاورز farmer
فشن fashion
سریع fast
چاق، چربی fat
سرنوشت fate
پدر father
خطا fault
لطف favor
مورد علاقه، دلخواه favorite
ترس fear
ویژگی feature
فدرال federal
دستمزد، فی، هزینه fee
غذا دادن feed
حس کردن feel
احساس feeling
هم رتبه، شخص، یارو fellow
خانم female
فنس fence
کم few
کمتر fewer
فیبر fiber
تخیلی fiction
زمین، زمینه field
پانزده fifteen
پنجمین fifth
پنجاه fifty
جنگ، مبارزه، مبارزه کردن fight
مبارز fighter
رقم، شکل، فیگور figure
فایل، پوشه file
پر کردن fill
فیلم film
نهایی final
در نهایت finally
پول، مالی finance
مالی financial
پیدا کردن find
کشف finding
خوب، جریمه کردن fine
انگشت finger
تمام کردن finish
آتش fire
شرکت، پابرجا firm
اولین first
ماهی fish
ماهیگیری fishing
روی فرم، به اندازه (برای لباس) fit
فیتنس fitness
پنج five
تعمیر کردن fix
پرچم flag
آتش flame
آپارتمان، صاف flat
طعم flavor
فرار کردن flee
گوشت flesh
پرواز flight
شناور بودن float
کف، طبقه floor
جریان flow
گل flower
پرواز کردن، مگس fly
تمرکز کردن، تمرکز focus
مردم، مردمی folk
دنبال کردن follow
آتی following
سیل flood
پا foot
فوتبال، فوتبال امریکایی football
حرف اضافه به معنی برای for
مجبور کردن، نیرو force
خارجی foreign
مرغزار، جنگل forest
تا ابد، برای همیشه forever
فراموش کردن forget
شکل، فرم، شکل دادن form
رسمی formal
تشکیل formation
سابق former
فرمول formula
جلو، رو به جلو forth
شانس و اقبال، ثروت fortune
رو به جلو forward
بنیاد نهادن found
موسسه خریه، بنیاد foundation
موسس founder
چهار four
چهارمین fourth
قاب frame
چارچوب framework
آزاد، رایگان free
آزادی freedom
یخ بستن freeze
فرانسوی French
فرکانس، تکرار frequency
مکرر frequent
به شکل مکرر frequently
تازه fresh
دوست friend
صمیمی، دوستانه، گرم friendly
دوستی friendship
از from
جلو front
میوه fruit
دلسردی frustration
سوخت fuel
پر full
کاملا fully
باحال fun
عملکرد، عمل کردن function
تامین مالی کردن fund
اساسی fundamental
سرمایه گذاری، تامین بودجه funding
مراسم ختم funeral
بامزه funny
اسباب و اثاثه (صندلی و تخت و …) furniture
به علاوه، علاوه بر آن furthermore
آینده future

کلمات پرکاربرد حرف G انگلیسی

کلمه به فارسیکلمه به انگلیسی
به دست آوردن، دستاوردgain
کهکشانgalaxy
گالریgallery
بازیgame
گنگ، گروه خلافکارgang
شکاف، اختلافgap
گاراژgarage
باغ، باغچهgarden
سیرgarlic
گاز، بنزینgas
دروازه، گیتgate
جمع شدن، گرد هم آوردنgather
خیره شدن، زل زدنgaze
دندهgear
جنسیتgender
ژنgene
کلی، عمومی، ژنرالgeneral
تعمیم دادنgeneralize
به شکل کلیgenerally
ایجاد کردنgenerate
نسلgeneration
ژنتیکیgenetic
جنتلمنgentleman
به آرامیgently
آلمانیGerman
حرکت و ادا و اصول، ژستgesture
گرفتن، شدنget
شبحghost
عظیم، غولgiant
هدیه، استعدادgift
مستعد، دارای استعدادgifted
دخترgirl
دوست دخترgirlfriend
اعطا کردن، دادنgive
معین، مفروض، قسمت سوم فعل givegiven
خوشحالglad
نظر اجمالی، نظر اجمالی انداختنglance
شیشه، لیوانglass
جهانیglobal
دستکشglove
رفتنgo
هدفgoal
خداGod
طلاgold
طلاییgolden
گلفgolf
خوبgood
دولتgovernment
اداره کنندهgovernor
گرفتنgrab
سطح، تصحیح کردن و نمره دادنgrade
تدریجاgradually
فارغ التحصیل شدمgraduate
ذره، دانهgrain
عظیم، بزرگgrand
پدربزرگgrandfather
مادربزرگgrandmother
اعطا کردن، عطا کردنgrant
چمنgrass
قبر، مرگبارgrave
خاکستریgray
عالی، بزرگgreat
بزرگترینgreatest
سبزgreen
خاروبارgrocery
زمینground
گروهgroup
رشد کردن، رشد دادنgrow
در حال رشدgrowing
رشدgrowth
تضمین، تضمین کردنguarantee
محافظت کردن، محافظguard
حدس زدن، حدسguess
مهمانguest
راهنمایی کردن، راهنماguide
راهبرد، رهنمونguideline
گناهکارguilty
اسلحهgun
فرد، یاروguy

کلمات پرکاربرد حرف H انگلیسی

فارسیEnglish
عادتhabit
زیستگاهhabitat
موhair
نصفhalf
سالنhall
دستhand
یک مشت / مقدار کمhandful
دسته / رسیدگی کردنhandle
آویزان کردنhang
اتفاق افتادنhappen
خوشحالhappy
سختhard
به‌سختیhardly
کلاهhat
متنفر بودنhate
داشتنhave
او (مذکر)he
سرhead
تیترheadline
دفتر مرکزیheadquarters
سلامتیhealth
سالمhealthy
شنیدنhear
شنواییhearing
قلبheart
گرماheat
بهشتheaven
به‌شدتheavily
سنگینheavy
پاشنهheel
قد / ارتفاعheight
هلیکوپترhelicopter
جهنمhell
سلامhello
کمکhelp
مفیدhelpful
او / مالِ او (مونث)her
اینجاhere
میراثheritage
قهرمانhero
خودش (مونث)herself
هیhey
سلامhi
پنهان کردنhide
بلند / زیادhigh
برجسته کردنhighlight
بسیارhighly
بزرگراهhighway
تپهhill
او را / به او (مذکر)him
خودش (مذکر)himself
لگنhip
استخدام کردنhire
مالِ او (مذکر)his
تاریخ‌دانhistorian
تاریخی (مهم)historic
تاریخیhistorical
تاریخhistory
ضربه زدنhit
نگه داشتنhold
سوراخhole
تعطیلاتholiday
مقدسholy
خانهhome
بی‌خانمانhomeless
صادقhonest
عسلhoney
افتخارhonor
امیدhope
افقhorizon
وحشتhorror
اسبhorse
بیمارستانhospital
میزبانhost
داغhot
هتلhotel
ساعتhour
خانهhouse
خانوارhousehold
مسکنhousing
چگونهhow
با این حالhowever
بسیار بزرگhuge
انسانhuman
شوخ‌طبعیhumor
صدhundred
گرسنهhungry
شکارچیhunter
شکارhunting
آسیب زدنhurt
شوهرhusband
فرضیهhypothesis

کلمات پرکاربرد حرف I انگلیسی

فارسیEnglish
منI
یخice
ایدهidea
ایده‌آلideal
شناساییidentification
شناسایی کردنidentify
هویتidentity
یعنیie
اگرif
نادیده گرفتنignore
بیمارill
غیرقانونیillegal
بیماریillness
توضیح دادن / نشان دادنillustrate
تصویرimage
تخیلimagination
تصور کردنimagine
فوریimmediate
بلافاصلهimmediately
مهاجرimmigrant
مهاجرتimmigration
تأثیرimpact
اجرا کردنimplement
پیامدimplication
القا کردنimply
اهمیتimportance
مهمimportant
تحمیل کردنimpose
غیرممکنimpossible
تحت تأثیر قرار دادنimpress
برداشتimpression
تأثیرگذارimpressive
بهبود دادنimprove
بهبودimprovement
درin
مشوقincentive
حادثهincident
شامل شدنinclude
شاملِincluding
درآمدincome
ادغام کردنincorporate
افزایش دادنincrease
افزایش‌یافتهincreased
در حال افزایشincreasing
به‌طور فزایندهincreasingly
باورنکردنیincredible
واقعاًindeed
استقلالindependence
مستقلindependent
شاخصindex
هندیIndian
نشان دادنindicate
نشانهindication
فردindividual
صنعتیindustrial
صنعتindustry
نوزادinfant
عفونتinfection
تورمinflation
تأثیر گذاشتنinfluence
اطلاع دادنinform
اطلاعاتinformation
مادهٔ تشکیل‌دهندهingredient
اولیهinitial
در ابتداinitially
ابتکارinitiative
آسیبinjury
درونیinner
بی‌گناهinnocent
پرس‌وجوinquiry
داخلinside
بینشinsight
اصرار کردنinsist
الهام بخشیدنinspire
نصب کردنinstall
نمونهinstance
به‌جای آنinstead
مؤسسهinstitution
نهادیinstitutional
دستورالعملinstruction
مدرسinstructor
ابزارinstrument
بیمهinsurance
روشنفکر / فکریintellectual
هوشintelligence
قصد داشتنintend
شدیدintense
شدتintensity
قصدintention
تعاملinteraction
علاقهinterest
علاقه‌مندinterested
جالبinteresting
داخلیinternal
بین‌المللیinternational
اینترنتInternet
تفسیر کردنinterpret
تفسیرinterpretation
مداخلهintervention
مصاحبهinterview
به داخلinto
معرفی کردنintroduce
مقدمهintroduction
تهاجمinvasion
سرمایه‌گذاری کردنinvest
تحقیق کردنinvestigate
تحقیقinvestigation
بازپرسinvestigator
سرمایه‌گذاریinvestment
سرمایه‌گذارinvestor
دعوت کردنinvite
درگیر کردنinvolve
درگیرinvolved
مشارکتinvolvement
عراقیIraqi
ایرلندیIrish
آهنiron
اسلامیIslamic
جزیرهisland
اسرائیلیIsraeli
مسئلهissue
آنit
ایتالیاییItalian
موردitem
مالِ آنits
خودشitself

کلمات پرکاربرد حرف J انگلیسی

فارسیEnglish
کتjacket
زندانjail
ژاپنیJapanese
جتjet
یهودیJew
یهودیJewish
شغلjob
پیوستنjoin
مشترکjoint
شوخیjoke
مجلهjournal
روزنامه‌نگارjournalist
سفرjourney
شادیjoy
قاضیjudge
قضاوتjudgment
آب‌میوهjuice
پریدنjump
جوان‌تر / پایین‌ترjunior
هیئت منصفهjury
عادلانه / فقطjust
عدالتjustice
توجیه کردنjustify

کلمات پرکاربرد حرف K در انگلیسی

فارسیEnglish
نگه داشتنkeep
کلیدkey
لگد زدنkick
بچهkid
کشتنkill
قاتلkiller
کشتن / قتلkilling
مهربان / نوعkind
پادشاهking
بوسیدنkiss
آشپزخانهkitchen
زانوknee
چاقوknife
در زدنknock
دانستنknow
دانشknowledge

کلمات پرکاربرد حرف L انگلیسی

فارسیEnglish
آزمایشگاهlab
برچسبlabel
کارlabor
آزمایشگاهlaboratory
کمبودlack
خانمlady
دریاچهlake
زمینland
منظرهlandscape
زبانlanguage
دامانlap
بزرگlarge
تا حد زیادیlargely
آخر / گذشتهlast
دیرlate
بعداًlater
لاتینLatin
دومیlatter
خندیدنlaugh
راه‌اندازی کردنlaunch
قانونlaw
چمنlawn
دعوای حقوقیlawsuit
وکیلlawyer
گذاشتنlay
لایهlayer
هدایت کردن / سربlead
رهبرleader
رهبریleadership
پیشروleading
برگleaf
لیگleague
لاغرlean
یاد گرفتنlearn
یادگیریlearning
کمترینleast
چرمleather
ترک کردنleave
چپ / باقی‌ماندهleft
پاleg
میراثlegacy
قانونیlegal
افسانهlegend
قانون‌گذاریlegislation
مشروعlegitimate
لیموlemon
طولlength
کمترless
درسlesson
اجازه دادنlet
نامهletter
سطحlevel
لیبرالliberal
کتابخانهlibrary
مجوزlicense
دروغ گفتن / دراز کشیدنlie
زندگیlife
سبک زندگیlifestyle
طول عمرlifetime
بلند کردنlift
نور / سبکlight
دوست داشتنlike
محتملlikely
محدود کردنlimit
محدودیتlimitation
محدودlimited
خطline
ارتباطlink
لبlip
فهرستlist
گوش دادنlisten
به‌معنای واقعیliterally
ادبیliterary
ادبیاتliterature
کمlittle
زندگی کردنlive
زندگیliving
بارload
وامloan
محلیlocal
مکان‌یابی کردنlocate
موقعیتlocation
قفلlock
بلندlong
بلندمدتlong-term
نگاه کردنlook
شلloose
از دست دادنlose
ضررloss
گم‌شدهlost
مقدار زیادlot
زیادlots
بلند (صدا)loud
عشقlove
دوست‌داشتنیlovely
عاشقlover
کمlow
پایین آوردنlower
شانسluck
خوش‌شانسlucky
ناهارlunch
ریهlung

کلمات پرکاربرد حرف M انگلیسی

فارسیEnglish
ماشینmachine
عصبانیmad
مجلهmagazine
پستmail
اصلیmain
عمدتاًmainly
حفظ کردنmaintain
نگهداریmaintenance
اصلی / عمدهmajor
اکثریتmajority
ساختنmake
سازندهmaker
آرایشmakeup
مردmale
مرکز خریدmall
مردman
مدیریت کردنmanage
مدیریتmanagement
مدیرmanager
شیوهmanner
تولیدکنندهmanufacturer
تولیدmanufacturing
زیادmany
نقشهmap
حاشیهmargin
علامتmark
بازارmarket
بازاریابیmarketing
ازدواجmarriage
متأهلmarried
ازدواج کردنmarry
ماسکmask
جرم / تودهmass
عظیمmassive
استادmaster
مسابقه / تطبیقmatch
مادهmaterial
ریاضیmath
موضوعmatter
ممکن استmay
شایدmaybe
شهردارmayor
منme
وعده غذاییmeal
معنی دادنmean
معنیmeaning
در همین حالmeanwhile
اندازه‌گیری کردنmeasure
اندازه‌گیریmeasurement
گوشتmeat
سازوکارmechanism
رسانهmedia
پزشکیmedical
داروmedication
پزشکی / داروmedicine
متوسطmedium
ملاقات کردنmeet
جلسهmeeting
عضوmember
عضویتmembership
حافظهmemory
ذهنیmental
اشاره کردنmention
منوmenu
صرفاًmere
فقطmerely
به‌هم‌ریختگیmess
پیامmessage
فلزmetal
مترmeter
روشmethod
مکزیکیMexican
وسطmiddle
ممکن استmight
نظامیmilitary
شیرmilk
میلیونmillion
ذهنmind
مال منmine
وزیرminister
جزئیminor
اقلیتminority
دقیقهminute
معجزهmiracle
آینهmirror
از دست دادنmiss
موشکmissile
مأموریتmission
اشتباهmistake
مخلوط کردنmix
مخلوطmixture
بلهmm-hmm
حالتmode
مدلmodel
معتدلmoderate
مدرنmodern
متواضعmodest
مامانmom
لحظهmoment
پولmoney
نظارت کردنmonitor
ماهmonth
حال‌وهواmood
ماهmoon
اخلاقیmoral
بیشترmore
علاوه بر اینmoreover
صبحmorning
وام مسکنmortgage
بیشترینmost
عمدتاًmostly
مادرmother
حرکتmotion
انگیزهmotivation
موتورmotor
سوار شدنmount
کوهmountain
موشmouse
دهانmouth
حرکت کردنmove
جنبشmovement
فیلمmovie
آقایMr
خانم (متأهل)Mrs
خانمMs
زیادmuch
چندگانهmultiple
قتلmurder
عضلهmuscle
موزهmuseum
موسیقیmusic
موسیقاییmusical
موسیقی‌دانmusician
مسلمانMuslim
بایدmust
متقابلmutual
مال منmy
خودمmyself
رازmystery
افسانهmyth

کلمات پرکاربرد حرف N انگلیسی

فارسیEnglish
برهنهnaked
نامname
روایتnarrative
باریکnarrow
ملتnation
ملیnational
بومیnative
طبیعیnatural
به‌طور طبیعیnaturally
طبیعتnature
نزدیکnear
اطرافnearby
تقریباًnearly
لزوماًnecessarily
ضروریnecessary
گردنneck
نیاز داشتنneed
منفیnegative
مذاکره کردنnegotiate
مذاکرهnegotiation
همسایهneighbor
محلهneighborhood
هیچ‌کدامneither
عصبnerve
عصبیnervous
خالص / شبکهnet
شبکهnetwork
هرگزnever
با این حالnevertheless
جدیدnew
تازهnewly
اخبارnews
روزنامهnewspaper
بعدیnext
خوبnice
شبnight
نهnine
نهno
هیچ‌کسnobody
سر تکان دادنnod
سر و صداnoise
نامزدیnomination
هیچnone
با این وجودnonetheless
نهnor
عادیnormal
معمولاًnormally
شمالnorth
شمالیnorthern
بینیnose
نهnot
یادداشتnote
هیچ‌چیزnothing
توجه کردنnotice
تصورnotion
رمانnovel
اکنونnow
هیچ‌جاnowhere
نه (مخفف not)n’t
هسته‌ایnuclear
عددnumber
متعددnumerous
پرستارnurse
آجیلnut

کلمات پرکاربرد حرف O در انگلیسی

فارسیEnglish
شیءobject
هدفobjective
تعهدobligation
مشاهدهobservation
مشاهده کردنobserve
ناظرobserver
به‌دست آوردنobtain
واضحobvious
واضحاًobviously
مناسبتoccasion
گاهیoccasionally
شغلoccupation
اشغال کردنoccupy
رخ دادنoccur
اقیانوسocean
عجیبodd
احتمالodds
ازof
خاموش / خارجoff
توهین / جرمoffense
توهین‌آمیزoffensive
پیشنهاد دادنoffer
ادارهoffice
افسرofficer
رسمیofficial
اغلبoften
اوهoh
روغنoil
اوکیok
خوبokay
قدیمیold
المپیکOlympic
رویon
یک‌بارonce
یکone
در حال انجامongoing
پیازonion
آنلاینonline
فقطonly
به رویonto
باز کردنopen
افتتاحopening
کار کردنoperate
عملیاتیoperating
عملیاتoperation
اپراتورoperator
نظرopinion
رقیبopponent
فرصتopportunity
مخالفت کردنoppose
مخالفopposite
مخالفتopposition
گزینهoption
یاor
پرتقالorange
سفارش / نظمorder
معمولیordinary
ارگانیکorganic
سازمانorganization
سازمان‌دهی کردنorganize
جهت‌گیریorientation
منشأorigin
اصلیoriginal
در اصلoriginally
دیگرother
دیگرانothers
در غیر این صورتotherwise
بایدought
مال ماour
خودمانourselves
بیرونout
نتیجهoutcome
بیرونoutside
فرoven
رویover
کلیoverall
غلبه کردنovercome
نادیده گرفتنoverlook
بدهکار بودنowe
مالک بودنown
مالکowner

کلمات پرکاربرد حرف P در انگلیسی

فارسیEnglish
سرعتpace
بستهpack
بسته‌بندیpackage
صفحهpage
دردpain
دردناکpainful
رنگ کردنpaint
نقاشpainter
نقاشیpainting
جفتpair
رنگ‌پریدهpale
فلسطینیPalestinian
کف دستpalm
ماهیتابهpan
پنلpanel
شلوارpant
کاغذpaper
والدparent
پارکpark
پارکینگparking
بخشpart
شرکت‌کنندهparticipant
شرکت کردنparticipate
مشارکتparticipation
خاصparticular
به‌ویژهparticularly
تا حدیpartly
شریکpartner
شراکتpartnership
مهمانی / حزبparty
عبور کردنpass
گذرگاهpassage
مسافرpassenger
اشتیاقpassion
گذشتهpast
وصلهpatch
مسیرpath
بیمارpatient
الگوpattern
مکثpause
پرداخت کردنpay
پرداختpayment
کامپیوتر شخصیPC
صلحpeace
قلهpeak
همتاpeer
جریمهpenalty
مردمpeople
فلفلpepper
به‌ازایper
درک کردنperceive
درصدpercentage
ادراکperception
کاملperfect
کاملاًperfectly
اجرا کردنperform
عملکردperformance
شایدperhaps
دورهperiod
دائمیpermanent
اجازهpermission
اجازه دادنpermit
شخصperson
شخصیpersonal
شخصیتpersonality
شخصاًpersonally
پرسنلpersonnel
دیدگاهperspective
متقاعد کردنpersuade
حیوان خانگیpet
مرحلهphase
پدیدهphenomenon
فلسفهphilosophy
تلفنphone
عکسphoto
عکسphotograph
عکاسphotographer
عبارتphrase
فیزیکیphysical
از نظر فیزیکیphysically
پزشکphysician
پیانوpiano
انتخاب کردنpick
تصویرpicture
پایpie
تکهpiece
تودهpile
خلبانpilot
کاجpine
صورتیpink
لولهpipe
زمین / پرتابpitch
مکانplace
برنامهplan
هواپیماplane
سیارهplanet
برنامه‌ریزیplanning
گیاه / کارخانهplant
پلاستیکplastic
بشقابplate
پلتفرمplatform
بازی کردنplay
بازیکنplayer
لطفاًplease
لذتpleasure
فراوانplenty
طرحplot
بعلاوهplus
نخست‌وزیرPM
جیبpocket
شعرpoem
شاعرpoet
شعرpoetry
نکتهpoint
قطبpole
پلیسpolice
سیاستpolicy
سیاسیpolitical
از نظر سیاسیpolitically
سیاستمدارpolitician
سیاستpolitics
نظرسنجیpoll
آلودگیpollution
استخرpool
فقیرpoor
پاپpop
محبوبpopular
جمعیتpopulation
ایوانporch
بندرport
بخشportion
پرترهportrait
به‌تصویر کشیدنportray
ژستpose
موقعیتposition
مثبتpositive
مالک بودنpossess
امکانpossibility
ممکنpossible
احتمالاًpossibly
پستpost
قابلمهpot
سیب‌زمینیpotato
بالقوهpotential
بالقوهpotentially
پوندpound
ریختنpour
فقرpoverty
پودرpowder
قدرتpower
قدرتمندpowerful
کاربردیpractical
تمرینpractice
دعا کردنpray
دعاprayer
دقیقاًprecisely
پیش‌بینی کردنpredict
ترجیح دادنprefer
ترجیحpreference
بارداریpregnancy
باردارpregnant
آمادگیpreparation
آماده کردنprepare
نسخهprescription
حضورpresence
ارائه دادنpresent
ارائهpresentation
حفظ کردنpreserve
رئیس‌جمهورpresident
ریاست‌جمهوریpresidential
فشار دادنpress
فشارpressure
تظاهر کردنpretend
زیباpretty
جلوگیری کردنprevent
قبلیprevious
قبلاًpreviously
قیمتprice
غرورpride
کشیشpriest
عمدتاًprimarily
اصلیprimary
اصلیprime
مدیرprincipal
اصلprinciple
چاپ کردنprint
قبلیprior
اولویتpriority
زندانprison
زندانیprisoner
حریم خصوصیprivacy
خصوصیprivate
احتمالاًprobably
مشکلproblem
رویهprocedure
ادامه دادنproceed
فرایندprocess
تولید کردنproduce
تولیدکنندهproducer
محصولproduct
تولیدproduction
حرفهprofession
حرفه‌ایprofessional
استادprofessor
پروفایلprofile
سودprofit
برنامهprogram
پیشرفتprogress
پروژهproject
برجستهprominent
وعدهpromise
ترویج کردنpromote
فوریprompt
مدرکproof
مناسبproper
به‌درستیproperly
ملکproperty
نسبتproportion
پیشنهادproposal
پیشنهاد دادنpropose
پیشنهادیproposed
دادستانprosecutor
چشم‌اندازprospect
محافظت کردنprotect
حفاظتprotection
پروتئینprotein
اعتراضprotest
مغرورproud
ثابت کردنprove
فراهم کردنprovide
تأمین‌کنندهprovider
استانprovince
تأمینprovision
روان‌شناختیpsychological
روان‌شناسpsychologist
روان‌شناسیpsychology
عمومیpublic
انتشارpublication
به‌طور عمومیpublicly
منتشر کردنpublish
ناشرpublisher
کشیدنpull
مجازاتpunishment
خریدpurchase
خالصpure
هدفpurpose
دنبال کردنpursue
هل دادنpush
گذاشتنput

کلمات پرکاربرد حرف Q در انگلیسی

فارسیEnglish
واجد شرایط شدنqualify
کیفیتquality
ربع / فصلquarter
کوارتربکquarterback
سؤالquestion
سریعquick
به‌سرعتquickly
ساکتquiet
به‌آرامیquietly
ترک کردنquit
کاملاًquite
نقل‌قولquote

کلمات پرکاربرد حرف R در انگلیسی

فارسیEnglish
نژاد / مسابقهrace
نژادیracial
ریشه‌ایradical
رادیوradio
راه‌آهنrail
بارانrain
بالا بردنraise
دامنهrange
رتبهrank
سریعrapid
به‌سرعتrapidly
نادرrare
به‌ندرتrarely
نرخrate
بلکه / ترجیحاًrather
رتبه‌بندیrating
نسبتratio
خامraw
رسیدنreach
واکنش نشان دادنreact
واکنشreaction
خواندنread
خوانندهreader
خواندنreading
آمادهready
واقعیreal
واقعیتreality
متوجه شدنrealize
واقعاًreally
دلیلreason
منطقیreasonable
به‌یاد آوردنrecall
دریافت کردنreceive
اخیرrecent
اخیراًrecently
دستور غذاrecipe
شناساییrecognition
شناختنrecognize
توصیه کردنrecommend
توصیهrecommendation
رکورد / ثبت کردنrecord
ضبطrecording
بازیابی کردنrecover
بهبودیrecovery
جذب کردنrecruit
قرمزred
کاهش دادنreduce
کاهشreduction
ارجاع دادنrefer
مرجعreference
منعکس کردنreflect
بازتابreflection
اصلاحreform
پناهندهrefugee
امتناع کردنrefuse
در نظر گرفتنregard
دربارهٔregarding
بدون توجه بهregardless
رژیمregime
منطقهregion
منطقه‌ایregional
ثبت کردنregister
منظمregular
به‌طور منظمregularly
تنظیم کردنregulate
مقرراتregulation
تقویت کردنreinforce
رد کردنreject
مرتبط بودنrelate
رابطهrelation
رابطهrelationship
نسبیrelative
نسبتاًrelatively
استراحت کردنrelax
آزاد کردنrelease
مرتبطrelevant
تسکینrelief
دینreligion
مذهبیreligious
متکی بودنrely
باقی ماندنremain
باقی‌ماندهremaining
قابل توجهremarkable
به‌خاطر آوردنremember
یادآوری کردنremind
دورremote
حذف کردنremove
تکرار کردنrepeat
مکرراًrepeatedly
جایگزین کردنreplace
پاسخ دادنreply
گزارشreport
خبرنگارreporter
نمایندگی کردنrepresent
نمایندگیrepresentation
نمایندهrepresentative
جمهوری‌خواهRepublican
شهرتreputation
درخواستrequest
نیاز داشتنrequire
الزامrequirement
تحقیقresearch
پژوهشگرresearcher
شبیه بودنresemble
رزروreservation
ساکنresident
مقاومت کردنresist
مقاومتresistance
قطعنامه / حلresolution
حل کردنresolve
توسل جستنresort
منبعresource
احترامrespect
پاسخ دادنrespond
پاسخ‌دهندهrespondent
پاسخresponse
مسئولیتresponsibility
مسئولresponsible
استراحتrest
رستورانrestaurant
بازگرداندنrestore
محدودیتrestriction
نتیجهresult
حفظ کردنretain
بازنشسته شدنretire
بازنشستگیretirement
بازگشتreturn
آشکار کردنreveal
درآمدrevenue
بررسیreview
انقلابrevolution
ریتمrhythm
برنجrice
ثروتمندrich
خلاص شدنrid
سوار شدنride
تفنگrifle
درست / راستright
حلقهring
افزایش یافتنrise
ریسکrisk
رودخانهriver
جادهroad
سنگrock
نقشrole
غلتیدنroll
عاشقانهromantic
سقفroof
اتاقroom
ریشهroot
طنابrope
گل رزrose
خشنrough
تقریباًroughly
گردround
مسیرroute
روالroutine
ردیفrow
مالیدنrub
قانونrule
دویدنrun
دویدنrunning
روستاییrural
عجله کردنrush
روسیRussian

کلمات پرکاربرد حرف S در انگلیسی

فارسیEnglish
مقدسsacred
غمگینsad
امنsafe
ایمنیsafety
به‌خاطرsake
سالادsalad
حقوقsalary
فروشsale
فروشsales
نمکsalt
یکسانsame
نمونهsample
تحریم / مجوزsanction
شنsand
ماهوارهsatellite
رضایتsatisfaction
راضی کردنsatisfy
سسsauce
ذخیره کردنsave
پس‌اندازsaving
گفتنsay
مقیاسscale
رسواییscandal
ترسیدهscared
سناریوscenario
صحنهscene
برنامهschedule
طرحscheme
پژوهشگرscholar
بورسیهscholarship
مدرسهschool
علمscience
علمیscientific
دانشمندscientist
دامنهscope
امتیازscore
فریاد زدنscream
صفحهscreen
فیلمنامهscript
دریاsea
جست‌وجوsearch
فصلseason
صندلیseat
دومsecond
رازsecret
منشیsecretary
بخشsection
بخشsector
امن کردنsecure
امنیتsecurity
دیدنsee
بذرseed
جست‌وجو کردنseek
به‌نظر رسیدنseem
بخشsegment
تصرف کردنseize
انتخاب کردنselect
انتخابselection
خودself
فروختنsell
سناSenate
سناتورsenator
فرستادنsend
ارشدsenior
حسsense
حساسsensitive
جملهsentence
جدا کردنseparate
دنبالهsequence
مجموعهseries
جدیserious
جدیseriously
خدمت کردنserve
خدماتservice
جلسهsession
تنظیم کردنset
تنظیماتsetting
حل‌وفصل کردنsettle
توافقsettlement
هفتseven
چندseveral
شدیدsevere
جنسیتsex
جنسیsexual
سایهshade
سایهshadow
تکان دادنshake
بایدshall
شکلshape
به‌اشتراک گذاشتنshare
تیزsharp
او (مونث)she
ورقsheet
قفسهshelf
صدفshell
پناهگاهshelter
تغییرshift
درخشیدنshine
کشتیship
پیراهنshirt
گه (عامیانه)shit
شوکshock
کفشshoe
شلیک کردنshoot
تیراندازیshooting
فروشگاهshop
خریدshopping
ساحلshore
کوتاهshort
به‌زودیshortly
شلیکshot
بایدshould
شانهshoulder
فریاد زدنshout
نشان دادنshow
دوشshower
شانه بالا انداختنshrug
بستنshut
بیمارsick
طرفside
آه کشیدنsigh
منظرهsight
علامتsign
سیگنالsignal
اهمیتsignificance
مهمsignificant
به‌طور قابل توجهsignificantly
سکوتsilence
ساکتsilent
نقرهsilver
مشابهsimilar
به‌طور مشابهsimilarly
سادهsimple
به‌سادگیsimply
گناهsin
از وقتی کهsince
آواز خواندنsing
خوانندهsinger
مجرد / تکsingle
غرق شدنsink
آقاsir
خواهرsister
نشستنsit
سایتsite
وضعیتsituation
ششsix
اندازهsize
اسکیski
مهارتskill
پوستskin
آسمانsky
بردهslave
خوابیدنsleep
برشslice
سر خوردنslide
جزئیslight
کمیslightly
لیز خوردنslip
آهستهslow
به‌آرامیslowly
کوچکsmall
باهوشsmart
بوsmell
لبخندsmile
دودsmoke
صافsmooth
ناگهانی شکستنsnap
برفsnow
بنابراینso
به‌اصطلاحso-called
فوتبالsoccer
اجتماعیsocial
جامعهsociety
نرمsoft
نرم‌افزارsoftware
خاکsoil
خورشیدیsolar
سربازsoldier
جامدsolid
راه‌حلsolution
حل کردنsolve
مقداریsome
کسیsomebody
somehowsomehow
کسیsomeone
چیزیsomething
گاهیsometimes
تا حدیsomewhat
جاییsomewhere
پسرson
آهنگsong
به‌زودیsoon
پیچیدهsophisticated
متأسفsorry
نوعsort
روحsoul
صداsound
سوپsoup
منبعsource
جنوبsouth
جنوبیsouthern
شورویSoviet
فضاspace
اسپانیاییSpanish
صحبت کردنspeak
گویندهspeaker
ویژهspecial
متخصصspecialist
گونهspecies
خاصspecific
به‌طور خاصspecifically
سخنرانیspeech
سرعتspeed
خرج کردنspend
هزینهspending
چرخیدنspin
روحیهspirit
معنویspiritual
تقسیم کردنsplit
سخنگوspokesman
ورزشsport
نقطهspot
گسترش دادنspread
بهارspring
مربعsquare
فشردنsqueeze
ثباتstability
پایدارstable
کارکنانstaff
مرحلهstage
پلهstair
سهمstake
ایستادنstand
استانداردstandard
موقعیتstanding
ستارهstar
خیره شدنstare
شروع کردنstart
دولت / وضعیتstate
بیانیهstatement
ایستگاهstation
آمارstatistics
وضعیتstatus
ماندنstay
ثابتsteady
دزدیدنsteal
فولادsteel
قدمstep
چسبیدنstick
هنوزstill
هم زدنstir
سهامstock
معدهstomach
سنگstone
توقف کردنstop
ذخیره‌سازیstorage
فروشگاهstore
طوفانstorm
داستانstory
مستقیمstraight
عجیبstrange
غریبهstranger
راهبردیstrategic
استراتژیstrategy
جریانstream
خیابانstreet
قدرتstrength
تقویت کردنstrengthen
استرسstress
کش آمدنstretch
اعتصابstrike
رشتهstring
نوارstrip
سکتهstroke
قویstrong
به‌شدتstrongly
ساختارstructure
تلاشstruggle
دانش‌آموزstudent
استودیوstudio
مطالعهstudy
چیزstuff
احمقstupid
سبکstyle
موضوعsubject
ارسال کردنsubmit
بعدیsubsequent
مادهsubstance
قابل توجهsubstantial
موفق شدنsucceed
موفقیتsuccess
موفقsuccessful
با موفقیتsuccessfully
چنینsuch
ناگهانیsudden
ناگهانsuddenly
شکایت کردنsue
رنج بردنsuffer
کافیsufficient
شکرsugar
پیشنهاد دادنsuggest
پیشنهادsuggestion
خودکشیsuicide
مناسب بودنsuit
تابستانsummer
اجلاسsummit
خورشیدsun
عالیsuper
تأمینsupply
حمایتsupport
حامیsupporter
فرض کردنsuppose
supposedsupposed
عالیSupreme
مطمئنsure
قطعاًsurely
سطحsurface
جراحیsurgery
شگفتیsurprise
شگفت‌زدهsurprised
شگفت‌انگیزsurprising
به‌طرز شگفت‌آورsurprisingly
احاطه کردنsurround
نظرسنجیsurvey
بقاsurvival
زنده ماندنsurvive
بازماندهsurvivor
مظنونsuspect
حفظ کردنsustain
قسم خوردنswear
جارو کردنsweep
شیرینsweet
شنا کردنswim
تاب خوردنswing
تغییر دادنswitch
نمادsymbol
علامتsymptom
سیستمsystem

کلمات پرکاربرد حرف T در انگلیسی

فارسیEnglish
میزtable
قاشق غذاخوریtablespoon
تاکتیکtactic
دمtail
گرفتنtake
داستانtale
استعدادtalent
صحبت کردنtalk
قدبلندtall
تانکtank
شیر آبtap
نوارtape
هدفtarget
وظیفهtask
طعمtaste
مالیاتtax
مالیات‌دهندهtaxpayer
چایtea
آموزش دادنteach
معلمteacher
آموزشteaching
تیمteam
اشک / پاره کردنtear
قاشق چای‌خوریteaspoon
فنیtechnical
تکنیکtechnique
فناوریtechnology
نوجوانteen
نوجوانteenager
تلفنtelephone
تلسکوپtelescope
تلویزیونtelevision
گفتنtell
دماtemperature
موقتیtemporary
دهten
تمایل داشتنtend
گرایشtendency
تنیسtennis
تنشtension
چادرtent
اصطلاح / دورهterm
شرایطterms
وحشتناکterrible
قلمروterritory
وحشتterror
تروریسمterrorism
تروریستterrorist
آزمونtest
شهادت دادنtestify
شهادتtestimony
آزمایشtesting
متنtext
ازthan
تشکر کردنthank
ممنونthanks
آنthat
حرف تعریفthe
تئاترtheater
مالِ آنهاtheir
آنها راthem
موضوعtheme
خودشانthemselves
سپسthen
نظریهtheory
درمانtherapy
آنجاthere
بنابراینtherefore
این‌هاthese
آنهاthey
ضخیمthick
نازکthin
چیزthing
فکر کردنthink
تفکرthinking
سومthird
سیthirty
اینthis
آن‌هاthose
اگرچهthough
فکرthought
هزارthousand
تهدیدthreat
تهدید کردنthreaten
سهthree
گلوthroat
از طریقthrough
در سراسرthroughout
پرتاب کردنthrow
بنابراینthus
بلیتticket
کراوات / بستنtie
تنگtight
زمانtime
خیلی کوچکtiny
نوک / انعامtip
خسته شدن / لاستیکtire
خستهtired
دستمالtissue
عنوانtitle
بهto
تنباکوtobacco
امروزtoday
انگشت پاtoe
باهمtogether
گوجه‌فرنگیtomato
فرداtomorrow
لحنtone
زبانtongue
امشبtonight
بیش‌ازحد / همtoo
ابزارtool
دندانtooth
بالاtop
موضوعtopic
پرتاب کردنtoss
کلtotal
کاملاًtotally
لمس کردنtouch
سختtough
تورtour
گردشگرtourist
مسابقاتtournament
به‌سمتtoward
به‌سویtowards
برجtower
شهرtown
اسباب‌بازیtoy
ردtrace
مسیرtrack
تجارتtrade
سنتtradition
سنتیtraditional
ترافیکtraffic
تراژدیtragedy
مسیرtrail
قطارtrain
آموزشtraining
انتقالtransfer
دگرگون کردنtransform
دگرگونیtransformation
گذارtransition
ترجمه کردنtranslate
حمل‌ونقلtransportation
سفر کردنtravel
درمان کردنtreat
درمانtreatment
معاهدهtreaty
درختtree
عظیمtremendous
روندtrend
محاکمهtrial
قبیلهtribe
حقهtrick
سفرtrip
نیروtroop
مشکلtrouble
کامیونtruck
درستtrue
واقعاًtruly
اعتمادtrust
حقیقتtruth
تلاش کردنtry
لولهtube
تونلtunnel
چرخیدنturn
تلویزیونTV
دوازدهtwelve
بیستtwenty
دوبارtwice
دوقلوtwin
دوtwo
نوعtype
معمولیtypical
معمولاًtypically

کلمات پرکاربرد حرف U در انگلیسی

فارسیEnglish
زشتugly
نهاییultimate
در نهایتultimately
ناتوانunable
عمو / داییuncle
زیرunder
متحمل شدنundergo
فهمیدنunderstand
درکunderstanding
متأسفانهunfortunately
یونیفرمuniform
اتحادیهunion
منحصربه‌فردunique
واحدunit
متحدUnited
جهانیuniversal
جهانuniverse
دانشگاهuniversity
ناشناختهunknown
مگر اینکهunless
برخلافunlike
بعیدunlikely
تاuntil
غیرعادیunusual
بالاup
برupon
بالاییupper
شهریurban
ترغیب کردنurge
ما راus
استفاده کردنuse
استفاده‌شدهused
مفیدuseful
کاربرuser
معمولusual
معمولاًusually
خدمات عمومیutility
استفاده کردنutilize

کلمات پرکاربرد حرف V در انگلیسی

فارسیEnglish
درهvalley
ارزشمندvaluable
ارزشvalue
متغیرvariable
تنوعvariation
گوناگونیvariety
مختلفvarious
متفاوت بودنvary
وسیعvast
سبزیvegetable
وسیلهٔ نقلیهvehicle
سرمایه‌گذاریventure
نسخهversion
در برابرversus
بسیارvery
کشتیvessel
کهنه‌سربازveteran
از طریقvia
قربانیvictim
پیروزیvictory
ویدیوvideo
دیدگاهview
بینندهviewer
روستاvillage
نقض کردنviolate
نقضviolation
خشونتviolence
خشنviolent
عملاًvirtually
فضیلتvirtue
ویروسvirus
قابل مشاهدهvisible
دیدvision
بازدید کردنvisit
بازدیدکنندهvisitor
بصریvisual
حیاتیvital
صداvoice
حجمvolume
داوطلبvolunteer
رأی دادنvote
رأی‌دهندهvoter
در برابرvs
آسیب‌پذیرvulnerable

کلمات پرکاربرد حرف W در انگلیسی

فارسیEnglish
دستمزدwage
منتظر ماندنwait
بیدار شدنwake
راه رفتنwalk
دیوارwall
پرسه زدنwander
خواستنwant
جنگwar
گرمwarm
هشدار دادنwarn
هشدارwarning
شستنwash
هدر دادنwaste
تماشا کردنwatch
آبwater
موجwave
راهway
ماwe
ضعیفweak
ثروتwealth
ثروتمندwealthy
سلاحweapon
پوشیدنwear
آب‌وهواweather
عروسیwedding
هفتهweek
آخر هفتهweekend
هفتگیweekly
وزن کردنweigh
وزنweight
خوش‌آمدwelcome
رفاهwelfare
خوبwell
غربwest
غربیwestern
خیسwet
چهwhat
هرچهwhatever
چرخwheel
چه‌وقتwhen
هر وقتwhenever
کجاwhere
در حالی کهwhereas
آیاwhether
کدامwhich
در حالی کهwhile
نجوا کردنwhisper
سفیدwhite
چه کسیwho
کاملwhole
چه کسی راwhom
مالِ چه کسیwhose
چراwhy
پهنwide
به‌طور گستردهwidely
گستردهwidespread
همسر (زن)wife
وحشیwild
خواستن / آیندهwill
مایلwilling
برنده شدنwin
بادwind
پنجرهwindow
شرابwine
بالwing
برندهwinner
زمستانwinter
پاک کردنwipe
سیمwire
خردwisdom
خردمندwise
آرزو کردنwish
باwith
برداشت کردنwithdraw
درونwithin
بدونwithout
شاهدwitness
زنwoman
تعجب کردنwonder
فوق‌العادهwonderful
چوبwood
چوبیwooden
کلمهword
کارwork
کارگرworker
در حال کارworking
آثارworks
کارگاهworkshop
جهانworld
نگرانworried
نگرانیworry
ارزشworth
می‌خواستwould
زخمwound
پیچیدنwrap
نوشتنwrite
نویسندهwriter
نوشتنwriting
غلطwrong

کلمات پرکاربرد حروف X / Y / Z در انگلیسی

فارسیEnglish
حیاطyard
آرهyeah
سالyear
فریاد زدنyell
زردyellow
بلهyes
دیروزyesterday
هنوزyet
بازده دادنyield
تو / شماyou
جوانyoung
مالِ توyour
مالِ توyours
خودتyourself
جوانیyouth
منطقهzone

جمع بندی

این مجموعه‌ی ۳۰۰۰ کلمه‌ای، یک بخش واقعی و کاربردی از زبان انگلیسی را پوشش می‌دهد که برای درک متون، مکالمه‌ی روزمره و محتوای عمومی کاملاً کافی است.
کلمات به‌صورت الفبایی و با ترجمه‌ی دقیق فارسی ارائه شده‌اند تا یادگیری سریع، منظم و بدون سردرگمی انجام شود.
اگر این واژگان به‌درستی مرور و در جمله دیده شوند، زبان‌آموز می‌تواند بخش بزرگی از انگلیسی واقعی را بفهمد و تولید کند.
این لیست پایه‌ای محکم برای مکالمه، مطالعه و ورود به سطوح بالاتر زبان محسوب می‌شود.

اشتراک گذاری:

دوره های آموزشی مرتبط

مکالمه انگلیسی در 80 روز
50%
تخفیف

مکالمه انگلیسی در 80 روز

5.00 1 رای
6,000,000 تومان قیمت اصلی 6,000,000 تومان بود.2,980,000 تومانقیمت فعلی 2,980,000 تومان است.
مصطفی ساهری
106
6,000,000 تومان قیمت اصلی 6,000,000 تومان بود.2,980,000 تومانقیمت فعلی 2,980,000 تومان است.
آموزش زبان انگلیسی در سفر

انگلیسی در سفر

5.00 1 رای
2,000,000 تومان
مصطفی ساهری
3,648
2,000,000 تومان
آموزش پایه تا پیشرفته زبان انگلیسی (A1 تا C1)

آموزش پایه تا پیشرفته زبان انگلیسی (A1 تا C1)

4.86 14 رای
12,000,000 تومان
مصطفی ساهری
1,707
12,000,000 تومان

9 دیدگاه

به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.

  • User avatar Aghamohammad گفت:
    ۱۴۰۳/۰۶/۲۴ در ۱:۴۰ ب.ظ

    خیلی هم عالی بود خیلی هم ممنون از شما

    پاسخ
  • User avatar Mr.tik گفت:
    ۱۴۰۳/۰۵/۱۵ در ۱۲:۱۰ ب.ظ

    سلام خسته نباشید چرا فقط تا حرف جی داره لژفا بقیه رو هم بزارید خیلی ضروریه دستتون درد نکنه که زحمت می کشید رایگان میزارید

    پاسخ
  • User avatar طرلان گفت:
    ۱۴۰۳/۰۵/۱۰ در ۲:۴۰ ب.ظ

    سلام ممنونم، کاش لطف کنید تلفظ صحیح کلمات رو هم آموزش بدید

    پاسخ
    • User avatar حسین گفت:
      ۱۴۰۵/۰۵/۱۲ در ۱۰:۳۲ ق.ظ

      لطفا pdf اش هم بزارین

      پاسخ
      • User avatar مصطفی ساهری گفت:
        ۱۴۰۵/۰۵/۱۴ در ۴:۰۲ ب.ظ

        سلام وقت‌بخیر
        می‌تونید از بالای مقاله روی گزینه‌ی «دانلود نسخه PDF» بزنید و پی‌دی‌اف مقاله رو دانلود کنید

  • User avatar mohammad edris noori گفت:
    ۱۴۰۳/۰۳/۰۱ در ۹:۲۴ ق.ظ

    سلام محمد ادریس نوری هستم من اهل افغانستانم من الان تویی امر یکاهستم مشکلی بزرگم انگلیسی صحبت نمیتوانم کنم یک جهان از مردم سپاس گذارم ایران مرسی

    پاسخ
  • User avatar Sara گفت:
    ۱۴۰۲/۱۲/۲۷ در ۴:۳۴ ب.ظ

    خیلی هم عالی و کاربردی
    فقد ادامه شم بزارین

    پاسخ
  • User avatar سام گفت:
    ۱۴۰۲/۱۱/۲۶ در ۱:۰۱ ق.ظ

    بسیار عالی و کاربردی. فقط یه سوال چرا فقط تا حرف g هست و حدود 1200 تا لغته؟

    پاسخ
    • User avatar علی بهادری گفت:
      ۱۴۰۲/۱۱/۲۶ در ۳:۳۰ ب.ظ

      سلام بخش های جدید به زودی اضافی میشود.

      پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

لوگو زبان مستر فوتر

زبان مستر، در راستای امر ارتقاء سطح آموزش زبان‌ ترکی استانبولی، آموزش زبان فرانسه، آموزش زبان آلمانی و آموزش زبان انگلیسی؛ تلاش بر این دارد تا یادگیری این زبان‌ها را با ابزارهای کاربردی و هم‌چنین پشتیبانی قوی، برای زبان‌آموزان راحت‌تر کند.

  • آدرس: تهران، جردن، عاطفی شرقی، ساسان، پلاک 4
  • 02191035152
  • info@zabanmaster.com
دسترسی سریع
  • بلاگ
  • دوره های آموزشی
  • حساب کاربری
  • درباره ما
  • قوانین و مقررات
  • تماس با ما
  • اپلیکیشن آموزش زبان
مجوزها


logo-samandehi


logo-enamad

nashr-digital

bank-license
تمامی حقوق برای سایت زبان مستر محفوظ می باشد.
icon
مشاوره آموزش زبان انگلیسی
icon
×
icon
ارتباط مستقیم با ما
برای مشاوره و ثبت نام در واتس‌اپ به ما پیام دهید،
اینستاگرام و تلگرام آموزش زبان انگلیسی را دنبال کنید.
جهت ارتباط با ما در واتس‌اپ پیام دهید.
مشاوره و پشتیبانی زبان انگلیسی Whatsapp chat
اینستاگرام آموزش زبان انگلیسی Whatsapp chat
1 +
مشاوره و پشتیبانی زبان انگلیسی
مشاوره و پشتیبانی زبان انگلیسی
مشاوره و پشتیبانی
ارتباط مستقیم در واتس‌اپ
اینستاگرام آموزش زبان انگلیسی
اینستاگرام آموزش زبان انگلیسی
پیج اینستاگرام
تلگرام آموزش زبان انگلیسی
تلگرام آموزش زبان انگلیسی
کانال تلگرام
سوالات متداول
×
icon
سوالات متداول
در این قسمت سوالات متداول کاربران جمع آوری شده است تا در صورتی که شما هم همین سوال را دارید پاسخ سوال خود را پیدا کنید
آموزش 0 تا 100 زبان انگلیسی
تسلط کامل به زبان انگلیسی
تسلط کامل و حرفه ای به زبان انگلیسی، دریافت مدرک آیلتس 7.5 تا 8 و تافل 110 فقط با دوره صفر تا صد زبان انگلیسی زبان مستر میسر است.
مشاهده بیشتر ...
مکالمه انگلیسی در 80 روز
مکالمه محور
مکالمه انگلیسی فقط با روزی 15 دقیقه در 80 روز! آموزش مکالمه انگلیسی با استاد ساهری مدرس وریفای شده دانشگاه کمبریج
مشاهده بیشتر ...
بازگشت

ورود

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

هنوز عضو نشده اید؟ عضویت در سایت