کلمات و اصطلاحات مهمانی به انگلیسی
مهمانی یکی از آن موقعیتهایی است که در آن فقط دانستن چند کلمه ساده مثل party یا guest کافی نیست. اگر بخواهید در دنیای واقعی درباره دعوت شدن، میزبان بودن، پذیرایی، دورهمی دوستانه یا حتی مهمانی رسمی صحبت کنید، باید از طریق آموزش زبان انگلیسی با واژهها و اصطلاحات طبیعیتری آشنا شوید. در این مقاله، مهمترین کلمات و اصطلاحات مهمانی به انگلیسی را با مثالهای واقعی و نیتیو بررسی میکنیم تا بتوانید هم در مکالمه و هم در نوشتن، طبیعیتر حرف بزنید.
مهمانی به انگلیسی چیست؟
رایجترین کلمه برای «مهمانی» در انگلیسی party است، اما در عمل، انگلیسیزبانها بسته به نوع فضا از کلمات دیگری هم استفاده میکنند – از مهمانی دورهمی به انگلیسی گرفته تا موارد دیگر.
party
مهمانی / جشن
We’re having a party at my place on Friday night.
جمعه شب خانه من مهمانی داریم.
gathering
گردهمایی / جمع دوستانه یا خانوادگی
It was a small family gathering, not a big party.
آن فقط یک دورهمی کوچک خانوادگی بود، نه یک مهمانی بزرگ.
get-together
دورهمی / جمع دوستانه
We’re planning a little get-together this weekend.
ما برای این آخر هفته یک دورهمی کوچک برنامهریزی کردهایم.
celebration
جشن / مراسم شادی
The dinner was a celebration of her promotion.
آن شام، جشنی برای ارتقای شغلی او بود.
نکته مهم اینجاست که party عمومیتر است، اما get-together و gathering معمولا حس صمیمیتر و غیررسمیتری دارند.
مهمان، میزبان و مهماننوازی به انگلیسی
برای صحبت درباره افراد حاضر در مهمانی، این کلمات مهمانی به انگلیسی خیلی مهماند:
guest
مهمان
We invited about twenty guests to the party.
ما حدود بیست مهمان را به مهمانی دعوت کردیم.
host
میزبان
The host made everyone feel comfortable.
میزبان باعث شد همه احساس راحتی کنند.
hostess
میزبان (مؤنث)
The hostess greeted us at the door.
میزبان خانم دم در از ما استقبال کرد.
در انگلیسی امروزی، خیلی وقتها host را هم برای مرد و هم برای زن به کار میبرند.
hospitality
مهماننوازی
They’re known for their warm hospitality.
آنها به مهماننوازی گرمشان معروفاند.
hospitable
مهماننواز
Her family was incredibly hospitable.
خانواده او فوقالعاده مهماننواز بودند.
کلمات مهمانی به انگلیسی – تلفظ مهمان به انگلیسی و تفاوت guest با visitor
کلمه «مهمان» در انگلیسی معمولا guest است.
guest
مهمان – کسی که به مهمانی، خانه، مراسم یا برنامهای دعوت شده یا حضور دارد.
All the wedding guests arrived on time.
همه مهمانهای عروسی سر وقت رسیدند.
visitor
بازدیدکننده / ملاقاتکننده – بازدیدکننده / ملاقاتکننده
We had a visitor at the office this morning.
امروز صبح در اداره یک بازدیدکننده داشتیم.
houseguest
مهمانی که در خانه شما میماند – نه فقط یک دیدار کوتاه
We have houseguests staying with us for the weekend.
آخر هفته مهمانهایی داریم که در خانه ما میمانند.
انواع مهمانی به انگلیسی
برای اینکه فقط به گفتن party بسنده نکنید، بهتر است انواع رایج مهمانی را هم بلد باشید.
birthday party
جشن تولد
She threw a birthday party for her son.
او برای پسرش جشن تولد گرفت.
wedding reception
جشن عروسی / مراسم پذیرایی عروسی
The wedding reception was held at a hotel.
مراسم پذیرایی عروسی در یک هتل برگزار شد.
housewarming party
مهمانی خانهنویی / جشن خانه جدید
They invited us to their housewarming party.
آنها ما را به مهمانی خانهنوییشان دعوت کردند.
dinner party
مهمانی شام
We’re going to a dinner party tonight.
امشب داریم به یک مهمانی شام میرویم.
surprise party
مهمانی غافلگیرانه
His friends planned a surprise party for him.
دوستانش برای او یک مهمانی غافلگیرانه برنامهریزی کردند.
graduation party
جشن فارغالتحصیلی
They had a graduation party after the ceremony.
آنها بعد از مراسم، جشن فارغالتحصیلی گرفتند.
مهمانی رسمی، دوستانه، خانوادگی و دورهمی به انگلیسی
این بخش دقیقا همان چیزی است که خیلی از زبانآموزها دنبالش هستند.
مهمانی رسمی به انگلیسی
formal party
مهمانی رسمی
It was a formal party, so everyone dressed up.
آن یک مهمانی رسمی بود، برای همین همه لباس رسمی پوشیده بودند.
cocktail party
مهمانی رسمی یا نیمهرسمی با نوشیدنی و گفتوگو
We met a lot of interesting people at the cocktail party.
ما در آن مهمانی کوکتل با افراد جالب زیادی آشنا شدیم.
مهمانی دوستانه به انگلیسی
casual party
مهمانی دوستانه / غیررسمی
Don’t worry about what to wear. It’s just a casual party.
نگران لباس نباش. فقط یک مهمانی دوستانه و غیررسمی است.
friendly get-together
دورهمی دوستانه
It was more of a friendly get-together than an actual party.
آن بیشتر یک دورهمی دوستانه بود تا یک مهمانی واقعی.
مهمانی خانوادگی به انگلیسی
family gathering
مهمانی یا جمع خانوادگی
We usually have a family gathering on New Year’s Eve.
ما معمولا شب سال نو یک دورهمی خانوادگی داریم.
family get-together
دورهمی خانوادگی
The barbecue turned into a big family get-together.
آن (مهمانی) باربکیو تبدیل به یک دورهمی بزرگ خانوادگی شد.
مهمانی دورهمی به انگلیسی
برای دورهمی در انگلیسی چند گزینه طبیعی وجود دارد:
get-together
دورهمی
Let’s have a small get-together at my place.
بیا یک دورهمی کوچک در خانه من داشته باشیم.
hangout
دورهمی / وقتگذرانی دوستانه
It wasn’t a real party, just a chill hangout.
یک مهمانی واقعی نبود، فقط یک دورهمی راحت و خودمانی بود.
kickback
دورهمی خیلی خودمانی و راحت
We had a little kickback with some friends after work.
ما بعد از کار با چند تا از دوستان یک دورهمی کوچک و خودمانی داشتیم.
فعلها و ترکیبهای مهم درباره مهمانی
فقط دانستن اسمها کافی نیست. در مکالمه واقعی، این فعلها و ترکیبها خیلی مهماند.
throw a party
مهمانی گرفتن
They’re throwing a party for their anniversary.
آنها برای سالگردشان مهمانی میگیرند.
host a party
میزبان مهمانی بودن
We hosted a party at our new apartment.
ما در آپارتمان جدیدمان میزبان یک مهمانی بودیم.
invite people over
دعوت کردن افراد به خانه
We invited a few friends over for dinner.
ما چند دوست را برای شام به خانه دعوت کردیم.
show up
حاضر شدن / سر رسیدن
A lot more people showed up than we expected.
خیلی بیشتر از چیزی که انتظار داشتیم، آدم آمد.
drop by
سر زدن
You should drop by if you’re free tonight.
اگر امشب وقت داشتی، خوب است یک سر بیایی.
dress up
رسمی یا شیک لباس پوشیدن
Everyone dressed up for the event.
همه برای آن مراسم شیک لباس پوشیده بودند.
clean up after the party
بعد از مهمانی جمعوجور کردن
Nobody wants to clean up after the party.
هیچکس دوست ندارد بعد از مهمانی جمعوجور کند.
عبارات کاربردی برای دعوت کردن به مهمانی
این بخش برای مکالمه خیلی مهم است.
Would you like to come to my party?
دوست داری به مهمانی من بیایی؟
Would you like to come to my party on Saturday?
دوست داری شنبه به مهمانی من بیایی؟
We’re having a few people over.
چند نفر را دعوت کردهایم خانه.
We’re having a few people over tonight.
امشب چند نفر را دعوت کردهایم خانه.
You should come.
باید بیایی.
You should come. It’ll be fun.
باید بیای. خوش خواهد گذشت.
It’s going to be very casual.
(مهمانی) خیلی خودمانی خواهد بود.
Don’t worry, it’s going to be very casual.
نگران نباش، خیلی خودمانی است.
پاسخ دعوت به انگلیسی
I’d love to come.
خیلی خوشحال میشوم بیایم.
Thanks for inviting me. I’d love to come.
ممنون که دعوتم کردی. خیلی خوشحال میشوم بیایم.
I can make it.
میتوانم بیایم.
Yes, I can make it after work.
بله، بعد از کار میتوانم بیایم.
I’m afraid I can’t make it.
متاسفانه نمیتوانم بیایم.
I’m afraid I can’t make it this time.
متاسفانه این دفعه نمیتوانم بیایم.
Maybe next time.
شاید دفعه بعد.
I have plans that night, but maybe next time.
آن شب برنامه دارم، اما شاید دفعه بعد.
عبارات واقعی داخل مهمانی
اینها همان جملههایی هستند که واقعا در مهمانی شنیده میشوند.
Welcome! Come in.
خوش آمدی! بیا داخل.
Hey, welcome! Come in.
هی، خوش آمدی! بیا داخل.
Make yourself at home.
راحت باش / احساس راحتی کن. / خونه خودته.
Make yourself at home and help yourself to some snacks.
راحت باش و با یه سری خوراکی از خودت پذیرایی کن.
Can I get you something to drink?
چیزی برای نوشیدن برایت بیاورم؟
Help yourself.
از خودت پذیرایی کن.
The food’s on the table. Help yourself.
غذا روی میز است. از خودت پذیرایی کن.
Have some more.
بیشتر بردار / یک مقدار دیگر بخور.
Come on, have some more.
بیا، یک مقدار دیگر هم بخور.
Thanks for having us.
ممنون که دعوتمان کردید.
We had a great time. Thanks for having us.
خیلی خوش گذشت. ممنون که دعوتمان کردید.
اصطلاحات مربوط به غذا، نوشیدنی و پذیرایی
snacks
تنقلات / خوراکی سبک
There were snacks and drinks in the kitchen.
در آشپزخانه تنقلات و نوشیدنی بود.
finger food
فینگر فود / غذای لقمهای / غذایی که با دست خورده میشود
They served finger food instead of a full dinner.
آنها بهجای شام کامل، غذای لقمهای سرو کردند.
buffet
بوفه / سلفسرویس
It was a buffet, so everyone served themselves.
مهمانی بوفهای بود، برای همین همه خودشان برای خودشان غذا کشیدند.
drinks
نوشیدنیها
He brought some drinks for the party.
او چند نوشیدنی برای مهمانی آورد.
dessert
دسر
Dessert was the best part of the meal.
دسر بهترین بخش غذا بود.
اسلنگها و اصطلاحات نیتیو درباره مهمانی
اسلنگها بخش مهمی از کلمات مهمانی و اصطلاحات مربوط به آن را تشکیل میدهند. در ادامه مهمترین موارد را میآوریم:
party animal
کسی که عاشق مهمانی و خوشگذرانی است
He used to be a real party animal in college.
او در دوران دانشگاه واقعا عاشق مهمانی و خوشگذرانی بود.
the life of the party
مجلسگرمکن
She’s always the life of the party.
او همیشه مجلسگرمکن است.
social butterfly
آدم بسیار اجتماعی
My sister is such a social butterfly.
خواهرم واقعا آدم خیلی اجتماعیای است.
party pooper
کسی که حال و هوای جمع را خراب میکند / بدفاز
Don’t be a party pooper. Come dance with us.
بدفاز نباش. بیا با ما برقص.
crash a party
بدون دعوت رفتن به مهمانی
A few strangers tried to crash the party.
چند غریبه سعی کردند بدون دعوت وارد مهمانی شوند.
جمع بندی اصطلاحات مهمانی به انگلیسی
برای صحبت درباره مهمانی در انگلیسی، فقط دانستن کلمه party کافی نیست. شما باید تفاوت بین party, gathering, get-together را بدانید، انواع مهمانی را بشناسید، با کلمات مهمی مثل guest, host, hospitality آشنا باشید، و بتوانید از عبارتهای واقعی برای دعوت کردن، پذیرایی کردن و صحبت در خود مهمانی استفاده کنید. اگر این واژهها و اصطلاحات را یاد بگیرید، هم در مکالمه طبیعیتر به نظر میرسید و هم بهتر میتوانید فضای واقعی مهمانی را به انگلیسی توصیف کنید.
سوالات متداول کلمات مهمانی به انگلیسی
مهمانی به انگلیسی چی میشه؟
رایجترین کلمه party است، اما برای دورهمیهای صمیمیتر معمولا از get-together یا gathering استفاده میشود.
مهمانی دورهمی به انگلیسی چی میشه؟
میتوانید از get-together، hangout یا در حالت خیلی خودمانی kickback استفاده کنید.
مهمانی رسمی به انگلیسی چی میشه؟
معمولا از formal party یا بسته به نوع آن dinner party و cocktail party استفاده میشود.
تفاوت guest و visitor چیه؟
Guest یعنی مهمان (در مهمانی یا خانه)، اما visitor بیشتر به معنی بازدیدکننده است و لزوما مهمانی نیست.
چطوری به انگلیسی بگیم بفرمایید ؟
بسته به موقعیت:
Help yourself (از خودت پذیرایی کن)
Come in (بیا داخل)
Have some more (بیشتر بردار)
دیدگاهتان را بنویسید