لیست کامل اعضای خانواده به انگلیسی + مثال و ترجمه
یادگیری اسم اعضای خانواده به انگلیسی یکی از اولین قدمهای ضروری در مکالمه است؛ چون در معرفی خود، صحبت درباره روابط خانوادگی و نوشتن متنهای ساده همیشه به این واژهها نیاز داریم. در این مقاله، لیست کامل و دستهبندیشدهی تمام اعضای خانواده در انگلیسی را همراه با معنی و مثالهای کاربردی و تلفظ صوتی یاد میگیرید تا بتوانید در هر سطحی از آموزش زبان انگلیسی – از مبتدی تا پیشرفته – بهدرستی درباره خانواده صحبت کنید.
اعضای خانواده نزدیک (Immediate / Nuclear Family)
father
پدر
My father works in a hospital.
پدرم در یک بیمارستان کار میکند.
mother
مادر
My mother cooks the best food I’ve ever tasted.
مادرم بهترین غذایی را که تا به حال خوردهام (مزه کردهام) درست میکند.
parents
والدین / پدر و مادر
My parents always support my decisions.
والدینم همیشه از تصمیماتم حمایت میکنند.
brother
برادر
My brother plays football every weekend.
برادرم هر آخر هفته فوتبال بازی میکند.
sister
خواهر
My sister is very good at drawing.
خواهرم در نقاشی کشیدن خیلی خوب است.
siblings
خواهرها و برادرها (جمع)
I have two siblings, one brother and one sister.
من دو خواهربرادر دارم: یک برادر و یک خواهر.
son
(فرزند) پسر
Their son just started school this year.
پسرشان امسال مدرسه را شروع کرده است.
daughter
(فرزند) دختر
His daughter loves reading stories.
دخترش عاشق خواندن داستان است.
children
فرزندان – جمع child
Her children are very polite and friendly.
فرزندانش بسیار مودب و دوستداشتنی هستند.
husband
شوهر
Her husband travels a lot for work.
شوهرش برای کار زیاد سفر میکند.
wife
زن / همسر
His wife is a teacher at a primary school.
همسرش در یک مدرسه ابتدایی معلم است.
spouse
همسر (رسمی، خنثی از نظر جنسیت – هم به زن اطلاق میشود و هم به مرد)
Please write the name of your spouse on the form.
لطفاً نام همسرتان را در فرم بنویسید.
اعضای خانواده به انگلیسی – خانواده گسترده (Extended Family)
در این بخش به اعضای خانواده که لزوما جزو خانواده درجه یک نیستند و در واقع جزو فامیل به شمار میروند خواهیم پرداخت:
grandfather
پدربزرگ / بابابزرگ
My grandfather tells amazing stories from his childhood.
پدربزرگم داستانهای فوقالعادهای از دوران کودکیاش تعریف میکند.
grandmother
مادربزرگ / مامانبزرگ
My grandmother makes delicious homemade bread.
مادربزرگم نان خانگی خوشمزه درست میکند.
grandparents
پدربزرگ مادربزرگ
We visit our grandparents every summer.
ما هر تابستان به دیدن پدربزرگ و مادربزرگمان میرویم.
grandson
نوه پسر
Their grandson is learning how to ride a bike.
نوه پسرشان در حال یاد گرفتن دوچرخهسواری است.
granddaughter
نوه دختر
She takes her granddaughter to the park.
او نوه دخترش را به پارک میبرد.
grandchild
نوه (به جنسیت خاصی اشاره ندارد و هم دختر و هم پسر را شامل میشود)
They love spending time with their only grandchild.
آنها عاشق وقت گذراندن با تنها نوهشان هستند.
aunt
عمه / خاله
My aunt lives in Canada and sends us gifts every year.
عمه/خاله من در کانادا زندگی میکند و هر سال برایمان هدیه میفرستد.
uncle
عمو / دایی
My uncle owns a small bookstore in the city.
عمویم/داییم یک کتابفروشی کوچک در شهر دارد.
cousin
پسرخاله، دخترخاله، پسردایی، دختردایی، پسرعمه، دخترعمه، پسرعمو، دخترعمو
My cousin and I grew up together.
من و پسرخالهام با هم بزرگ شدیم.
niece
خواهرزاده یا برادرزاده دختر
His niece loves drawing animals.
برادرزاده/خواهرزادهاش (که دختر است) عاشق کشیدن تصویر حیوانات است.
nephew
خواهرزاده یا برادرزاده پسر
I bought a birthday gift for my nephew.
برای برادرزاده/خواهرزادهام (که پسر است) هدیه تولد خریدم.
relatives
بستگان / اقوام
We invited all our relatives to the wedding.
ما همهٔ بستگانمان را به عروسی دعوت کردیم.
خویشاوندان از طریق ازدواج (In-Laws)
father-in-law
پدر همسر
My father-in-law is a very kind and patient man.
پدرِ همسرم (پدرزنم/پدرشوهرم) مردی بسیار مهربان و صبور است.
mother-in-law
مادر همسر (مادرزن/مادرشوهر)
Her mother-in-law helps her with the kids on weekends.
مادرشوهرش آخر هفتهها به او در نگهداری بچهها کمک میکند.
brother-in-law
برادرزن/برادرشوهر/شوهرخواهر
My brother-in-law works as an engineer in Berlin.
برادرزنم در برلین مهندس است (به عنوان مهندس کار میکند).
sister-in-law
خواهرزن/خواهرشوهر/زنداداش
I get along really well with my sister-in-law.
با خواهرشوهرم خیلی خوب کنار میآیم (ارتباطمان خوب است).
son-in-law
داماد
Their son-in-law is studying medicine.
دامادشان در رشته پزشکی تحصیل میکند.
daughter-in-law
عروس
They treat their daughter-in-law like their own child.
آنها با عروسشان مثل فرزند خودشان رفتار میکنند.
in-laws
خانواده همسر
I spent the holidays with my in-laws this year.
امسال تعطیلات را با خانواده همسرم گذراندم.
اعضای خانواده ناتنی و نیمهناتنی (Step & Half Relatives)
بعضا اعضای خانواده یا با شما همخون نیستند یا فقط بخشی از ارتباطتان خونیست که در ادامه به این اعضای خانواده در انگلیسی میپردازیم:
stepfather
ناپدری
My stepfather teaches me how to fix things around the house.
ناپدریام به من یاد میدهد چطور وسایل خانه را تعمیر کنم.
stepmother
نامادری
Her stepmother is always very supportive.
نامادریاش همیشه خیلی حمایتگر و مهربان است.
stepbrother
برادر ناتنی
I live with my stepbrother, and we get along well.
با برادر ناتنیام زندگی میکنم و خوب با هم کنار میآییم.
stepsister
خواهر ناتنی
She shares a room with her stepsister.
او اتاقش را با خواهر ناتنیاش شریک است.
stepson
پسرخوانده
He takes his stepson to football practice every week.
او پسرخواندهاش را هر هفته به تمرین فوتبال میبرد.
stepdaughter
دخترخوانده
Her stepdaughter loves listening to music.
دخترخواندهاش عاشق گوش دادن به موسیقی است.
half-brother
برادر نیمهناتنی (نیمهبیولوژیکی) (پدر یا مادر مشترک دارند ولی هردو نه)
I have a half-brother who lives in another city.
یک برادر نیمهناتنی دارم که در شهر دیگری زندگی میکند.
half-sister
خواهر نیمهناتنی (نیمهبیولوژیکی) (پدر یا مادر مشترک دارند ولی هردو نه)
My half-sister visits us every month.
خواهر نیمهناتنیام هر ماه به دیدن ما میآید.
foster child
فرزند تحت سرپرستی
They are taking care of a foster child this year.
آنها امسال از یک کودک تحت سرپرستی مراقبت میکنند.
نسبتها و مفاهیم دیگر خانوادگی (Other Relatives & Terms)
ancestors
نیاکان / اجداد
Our ancestors lived in this region hundreds of years ago.
نیاکان ما صدها سال پیش در این منطقه زندگی میکردند.
descendant
جزو نسل / نواده
He is a descendant of a famous poet.
او از نسل یک شاعر مشهور است.
relatives
بستگان / فامیل
Do you have any relatives living abroad?
آیا بستگانی داری که خارج از کشور زندگی کنند؟
kin
خویشاوند / قوموخویش (رسمیتر)
They are looking for his next of kin to contact.
آنها به دنبال نزدیکترین خویشاوند او هستند تا با او تماس بگیرند.
family member
عضو خانواده
Every family member helped prepare the holiday dinner.
تمام اعضای خانواده در آمادهسازی شام تعطیلات کمک کردند.
godfather
پدرخوانده معنوی
His godfather gives him advice whenever he needs it.
پدرخوانده معنویاش هر وقت به کمک نیاز داشته باشد به او مشاوره میدهد.
godmother
مادرخوانده معنوی
Her godmother lives in another country.
مادرخوانده معنویاش در کشور دیگری زندگی میکند.
godchild
فرزندخوانده معنوی
She bought a gift for her godchild’s birthday.
برای تولد فرزندخوانده معنویاش هدیه خرید.
adoptive parents
والدین فرزندپذیر (که او را به سرپرستی گرفتهاند)
Her adoptive parents raised her with so much love.
والدین فرزندپذیرش (که او را به سرپرسی گرفته بودند) او را با عشق بزرگ کردند.
adopt
به سرپرستی گرفتن
They adopted a child last year.
آنها پارسال یک فرزند به سرپرستی گرفتند.
foster parents
والدین سرپرست
The foster parents take great care of the children.
والدین سرپرست بهخوبی از بچهها مراقبت میکنند.
family tree
شجرهنامه
I made a family tree for my school project.
برای پروژه مدرسهام یک شجرهنامه تهیه کردم.
generation
نسل
Three generations live in this house.
سه نسل در این خانه زندگی میکنند.
ساختار خانواده و واژگان کاربردی (Family Structure & Vocabulary)
nuclear family
خانواده هستهای (زن و شوهر و فرزندانشان)
A nuclear family usually lives together in one household.
یک خانواده هستهای معمولاً در یک خانه با هم زندگی میکنند.
extended family
خانواده گسترده (اعضای بیشتری مثل عمه، دایی، پدربزرگ…)
Many cultures value the support of the extended family.
در بسیاری از فرهنگها، حمایت خانواده گسترده اهمیت زیادی دارد.
immediate family
خانواده درجه یک (پدر، مادر، خواهر، برادر)
Your immediate family members must sign the form.
اعضای خانواده نزدیکتان باید فرم را امضا کنند.
household
خانوار / جمع اعضایی که با هم زندگی میکنند
There are five people in our household.
پنج نفر در خانوار ما زندگی میکنند.
single-parent family
خانواده تکوالدی
A single-parent family often faces more responsibilities.
یک خانواده تکوالدی معمولاً با مسئولیتهای بیشتری روبهرو میشود.
blended family
خانواده ترکیبی (ناتنی + خونی)
Blended families may need time to adjust to new relationships.
خانوادههای ترکیبی ممکن است برای سازگار شدن با روابط جدید به زمان نیاز داشته باشند.
family background
پیشینه خانوادگی
She talked about her family background during the interview.
او در مصاحبه درباره پیشینه خانوادگیاش صحبت کرد.
family members
اعضای خانواده
All family members joined the celebration.
همه اعضای خانواده در جشن شرکت کردند.
family relationship
نسبت خانوادگی / رابطه فامیلی
The chart shows different family relationships.
این نمودار روابط خانوادگی مختلف را نشان میدهد.
single
مجرد
He is single and lives alone.
او مجرد است و تنها زندگی میکند.
married
متأهل
They have been married for ten years.
آنها ده سال است که ازدواج کردهاند (متأهل هستند).
engaged
نامزد کرده
She got engaged last month.
او ماه گذشته نامزد کرد.
divorced
طلاق گرفته / مطلقه
He is divorced but has a good relationship with his children.
او طلاقگرفته است اما با فرزندانش رابطه خوبی دارد.
widowed
بیوه (کسی که همسرش را از دست داده)
She was widowed at a young age.
او در سن کمی بیوه شد.
partner
شریک (زندگی)
She lives with her partner in London.
او با پارتنرش در لندن زندگی میکند.
جملات و مکالمههای کاربردی (Sample Sentences & Example Conversations)
جملات کاربردی
I have a small family with one brother and one sister.
من یک خانواده کوچک دارم با یک برادر و یک خواهر.
My parents live in a different city.
والدینم در شهر دیگری زندگی میکنند.
I’m very close to my cousins.
به cousinهایم خیلی نزدیک هستم.
My sister and I get along really well.
من و خواهرم خیلی خوب با هم کنار میآییم.
I don’t see my grandparents very often.
من زیاد پدربزرگ و مادربزرگم را نمیبینم.
We have a big extended family with many relatives.
ما یک خانواده گسترده بزرگ داریم با فامیلهای زیاد.
I met my in-laws for the first time last week.
هفته گذشته برای اولین بار خانواده همسرم را ملاقات کردم.
My brother-in-law is the funniest person I know.
برادرزنم بامزهترین کسی است که میشناسم.
I have a half-sister who lives abroad.
یک خواهر نیمهناتنی دارم که خارج از کشور زندگی میکند.
مکالمات کاربردی راجع به اعضای خانواده به انگلیسی
معرفی خانواده (Introducing Your Family)
A: Can you tell me a little about your family?
میتونی کمی درباره خانوادهات بهم بگی؟
B: Sure. I live with my parents and my younger sister.
حتماً. من با والدینم و خواهر کوچکترم زندگی میکنم.
A: Do you have any siblings besides her?
غیر از او خواهر یا برادری داری؟
B: No, she’s my only sibling.
نه، او تنها خواهر من است.
صحبت درباره اقوام (Talking about Relatives)
A: Are you close to your relatives?
با اقوامت (فامیلهات) صمیمی هستی؟
B: Yes, especially with my cousins. We meet almost every weekend.
بله، مخصوصاً با پسرعمو/دخترعمو/پسرخاله/دخترخالههایم. تقریباً هر آخر هفته همدیگر را میبینیم.
مکالمه درباره خانواده همسر (Talking about In-laws)
A: How do you get along with your in-laws?
با خانواده همسرت چطور کنار میآیی (ارتباطتان چطور است)؟
B: They’re really kind. I enjoy spending time with them.
آنها واقعاً مهرباناند. از وقت گذراندن با آنها لذت میبرم.
صحبت درباره ساختار خانواده (Discussing Family Structure)
A: Do you have a big family?
خانوادهات بزرگ است؟
B: Yes, we have a large extended family with many aunts and uncles.
بله، ما یک خانواده گسترده بزرگ داریم با عمهها و عموهای زیاد.
جمع بندی
یادگیری واژگان مربوط به اعضای خانواده از ضروریترین بخشهای زبان انگلیسی است، چون در مکالمه، معرفی خود، نوشتن متنها و صحبت درباره روابط انسانی دائماً به آنها نیاز داریم. در این مقاله تمام اعضای خانواده بهصورت کامل، دستهبندیشده و همراه با مثالهای کاربردی معرفی شد تا بتوانید این واژهها را سریعتر یاد بگیرید و در مکالمات روزمره با اطمینان از آنها استفاده کنید.
سوالات متداول اعضای خانواده به انگلیسی
پرکاربردترین اعضای خانواده به انگلیسی کداماند؟
واژههایی مثل father, mother, brother, sister, parents, children جزو پرکاربردترینها هستند و در مکالمههای روزمره زیاد استفاده میشوند.
تفاوت cousin در انگلیسی چیست؟
در انگلیسی cousin برای همه نوع پسرعمو، دخترعمو، پسرخاله و دخترخاله بهکار میرود و جنسیت مشخص نیست؛ برای مشخص کردن جنسیت باید male cousin یا female cousin بهکار برد.
آیا برای «باجناق» و «جاری» کلمهٔ خاصی در انگلیسی وجود دارد؟
خیر. این نسبتها در انگلیسی واژهٔ مستقل ندارند و باید توضیحی گفت؛ مثل my wife’s sister’s husband یا my husband’s brother’s wife.
تفاوت step و half در اعضای خانواده چیست؟
step- یعنی ناتنی از طریق ازدواج والدین؛
half- یعنی همخونِ نیمه (پدر مشترک یا مادر مشترک).
منظور از nuclear family چیست؟
nuclear family یعنی خانوادهٔ هستهای؛ شامل زن و مرد که ازدواج کردهاند (مادر و پدر) و فرزندان که هسته اصلی یک خانواده را تشکیل میدهند.
دیدگاهتان را بنویسید