جستجو برای:
  • صفحه اصلی
  • آموزش رایگان زبان
    • آموزش زبان ترکی استانبولی
    • آموزش رایگان زبان انگلیسی
    • آموزش زبان فرانسه
    • آموزش زبان آلمانی
  • پادکست های آموزشی
    • پادکست زبان ترکی استانبولی
    • پادکست زبان انگلیسی
    • پادکست زبان آلمانی
    • پادکست زبان فرانسه
  • دوره های آموزشی
  • تماس با ما
    • درباره ما
  • حساب کاربری
 
  • 02191035152
زبان مستر
  • زبان مستر
  • دوره های آموزشی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان ترکی استانبولی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان انگلیسی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان آلمانی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان فرانسه
  • آموزش رایگان زبان
    • آموزش زبان ترکی استانبولی
    • آموزش رایگان زبان انگلیسی
    • آموزش زبان آلمانی
    • آموزش زبان فرانسه
  • پادکست های آموزشی
    • پادکست زبان ترکی استانبولی
    • پادکست زبان انگلیسی
    • پادکست زبان آلمانی
    • پادکست زبان فرانسه
ورود کاربر

بلاگ

زبان مستر بلاگ مقالات زبان انگلیسی لیست کامل اعضای خانواده به انگلیسی + مثال و ترجمه

لیست کامل اعضای خانواده به انگلیسی + مثال و ترجمه

۱۴۰۴/۰۹/۱۵
ارسال شده توسط مصطفی ساهری
مقالات زبان انگلیسی
1.42k بازدید
اعضای خانواده به انگلیسی - مثال، و ترجمه
دانلود نسخه PDF مقاله

یادگیری اسم اعضای خانواده به انگلیسی یکی از اولین قدم‌های ضروری در مکالمه است؛ چون در معرفی خود، صحبت درباره روابط خانوادگی و نوشتن متن‌های ساده همیشه به این واژه‌ها نیاز داریم. در این مقاله، لیست کامل و دسته‌بندی‌شده‌ی تمام اعضای خانواده در انگلیسی را همراه با معنی و مثال‌های کاربردی و تلفظ صوتی یاد می‌گیرید تا بتوانید در هر سطحی از آموزش زبان انگلیسی – از مبتدی تا پیشرفته – به‌درستی درباره خانواده صحبت کنید.

موضوعات این مقاله
1 اعضای خانواده نزدیک (Immediate / Nuclear Family)
2 اعضای خانواده به انگلیسی – خانواده گسترده (Extended Family)
3 خویشاوندان از طریق ازدواج (In-Laws)
4 اعضای خانواده ناتنی و نیمه‌ناتنی (Step & Half Relatives)
5 نسبت‌ها و مفاهیم دیگر خانوادگی (Other Relatives & Terms)
6 ساختار خانواده و واژگان کاربردی (Family Structure & Vocabulary)
7 جملات و مکالمه‌های کاربردی (Sample Sentences & Example Conversations)
8 جمع بندی
9 سوالات متداول اعضای خانواده به انگلیسی

اعضای خانواده نزدیک (Immediate / Nuclear Family)

father

پدر

My father works in a hospital.

پدرم در یک بیمارستان کار می‌کند.


mother

مادر

My mother cooks the best food I’ve ever tasted.

مادرم بهترین غذایی را که تا به حال خورده‌ام (مزه کرده‌ام) درست می‌کند.


parents

والدین / پدر و مادر

My parents always support my decisions.

والدینم همیشه از تصمیماتم حمایت می‌کنند.


brother

برادر

My brother plays football every weekend.

برادرم هر آخر هفته فوتبال بازی می‌کند.


sister

خواهر

My sister is very good at drawing.

خواهرم در نقاشی کشیدن خیلی خوب است.


siblings

خواهرها و برادرها (جمع)

I have two siblings, one brother and one sister.

من دو خواهربرادر دارم: یک برادر و یک خواهر.


son

(فرزند) پسر

Their son just started school this year.

پسرشان امسال مدرسه را شروع کرده است.


daughter

(فرزند) دختر

His daughter loves reading stories.

دخترش عاشق خواندن داستان است.


children

فرزندان – جمع child

Her children are very polite and friendly.

فرزندانش بسیار مودب و دوست‌داشتنی هستند.


husband

شوهر

Her husband travels a lot for work.

شوهرش برای کار زیاد سفر می‌کند.


wife

زن / همسر

His wife is a teacher at a primary school.

همسرش در یک مدرسه ابتدایی معلم است.


spouse

همسر (رسمی، خنثی از نظر جنسیت – هم به زن اطلاق می‌شود و هم به مرد)

Please write the name of your spouse on the form.

لطفاً نام همسرتان را در فرم بنویسید.

اعضای خانواده به انگلیسی – خانواده گسترده (Extended Family)

در این بخش به اعضای خانواده که لزوما جزو خانواده درجه یک نیستند و در واقع جزو فامیل به شمار می‌روند خواهیم پرداخت:

grandfather

پدربزرگ / بابابزرگ

My grandfather tells amazing stories from his childhood.

پدربزرگم داستان‌های فوق‌العاده‌ای از دوران کودکی‌اش تعریف می‌کند.


grandmother

مادربزرگ / مامان‌بزرگ

My grandmother makes delicious homemade bread.

مادربزرگم نان خانگی خوشمزه درست می‌کند.


grandparents

پدربزرگ مادربزرگ

We visit our grandparents every summer.

ما هر تابستان به دیدن پدربزرگ و مادربزرگمان می‌رویم.


grandson

نوه پسر

Their grandson is learning how to ride a bike.

نوه پسرشان در حال یاد گرفتن دوچرخه‌سواری است.


granddaughter

نوه دختر

She takes her granddaughter to the park.

او نوه دخترش را به پارک می‌برد.


grandchild

نوه (به جنسیت خاصی اشاره ندارد و هم دختر و هم پسر را شامل می‌شود)

They love spending time with their only grandchild.

آن‌ها عاشق وقت گذراندن با تنها نوه‌شان هستند.


aunt

عمه / خاله

My aunt lives in Canada and sends us gifts every year.

عمه/خاله من در کانادا زندگی می‌کند و هر سال برایمان هدیه می‌فرستد.


uncle

عمو / دایی

My uncle owns a small bookstore in the city.

عمویم/داییم یک کتاب‌فروشی کوچک در شهر دارد.


cousin

پسرخاله، دخترخاله، پسردایی، دختردایی، پسرعمه، دخترعمه، پسرعمو، دخترعمو

My cousin and I grew up together.

من و پسرخاله‌ام با هم بزرگ شدیم.


niece

خواهرزاده یا برادرزاده دختر

His niece loves drawing animals.

برادرزاده/خواهرزاده‌اش (که دختر است) عاشق کشیدن تصویر حیوانات است.


nephew

خواهرزاده یا برادرزاده پسر

I bought a birthday gift for my nephew.

برای برادرزاده/خواهرزاده‌ام (که پسر است) هدیه تولد خریدم.


relatives

بستگان / اقوام

We invited all our relatives to the wedding.

ما همهٔ بستگانمان را به عروسی دعوت کردیم.

خویشاوندان از طریق ازدواج (In-Laws)

father-in-law

پدر همسر

My father-in-law is a very kind and patient man.

پدرِ همسرم (پدرزنم/پدرشوهرم) مردی بسیار مهربان و صبور است.


mother-in-law

مادر همسر (مادرزن/مادرشوهر)

Her mother-in-law helps her with the kids on weekends.

مادرشوهرش آخر هفته‌ها به او در نگهداری بچه‌ها کمک می‌کند.


brother-in-law

برادرزن/برادرشوهر/شوهرخواهر

My brother-in-law works as an engineer in Berlin.

برادرزنم در برلین مهندس است (به عنوان مهندس کار می‌کند).


sister-in-law

خواهرزن/خواهرشوهر/زن‌داداش

I get along really well with my sister-in-law.

با خواهرشوهرم خیلی خوب کنار می‌آیم (ارتباطمان خوب است).


son-in-law

داماد

Their son-in-law is studying medicine.

دامادشان در رشته پزشکی تحصیل می‌کند.


daughter-in-law

عروس

They treat their daughter-in-law like their own child.

آن‌ها با عروسشان مثل فرزند خودشان رفتار می‌کنند.


in-laws

خانواده همسر

I spent the holidays with my in-laws this year.

امسال تعطیلات را با خانواده همسرم گذراندم.

بیشتر بخوانید: لیست کامل مشاغل در انگلیسی

اعضای خانواده ناتنی و نیمه‌ناتنی (Step & Half Relatives)

بعضا اعضای خانواده یا با شما همخون نیستند یا فقط بخشی از ارتباطتان خونی‌ست که در ادامه به این اعضای خانواده در انگلیسی می‌پردازیم:

stepfather

ناپدری

My stepfather teaches me how to fix things around the house.

ناپدری‌ام به من یاد می‌دهد چطور وسایل خانه را تعمیر کنم.


stepmother

نامادری

Her stepmother is always very supportive.

نامادری‌اش همیشه خیلی حمایتگر و مهربان است.


stepbrother

برادر ناتنی

I live with my stepbrother, and we get along well.

با برادر ناتنی‌ام زندگی می‌کنم و خوب با هم کنار می‌آییم.


stepsister

خواهر ناتنی

She shares a room with her stepsister.

او اتاقش را با خواهر ناتنی‌اش شریک است.


stepson

پسرخوانده

He takes his stepson to football practice every week.

او پسرخوانده‌اش را هر هفته به تمرین فوتبال می‌برد.


stepdaughter

دخترخوانده

Her stepdaughter loves listening to music.

دخترخوانده‌اش عاشق گوش دادن به موسیقی است.


half-brother

برادر نیمه‌ناتنی (نیمه‌بیولوژیکی) (پدر یا مادر مشترک دارند ولی هردو نه)

I have a half-brother who lives in another city.

یک برادر نیمه‌ناتنی دارم که در شهر دیگری زندگی می‌کند.


half-sister

خواهر نیمه‌ناتنی (نیمه‌بیولوژیکی) (پدر یا مادر مشترک دارند ولی هردو نه)

My half-sister visits us every month.

خواهر نیمه‌ناتنی‌ام هر ماه به دیدن ما می‌آید.


foster child

فرزند تحت سرپرستی

They are taking care of a foster child this year.

آن‌ها امسال از یک کودک تحت سرپرستی مراقبت می‌کنند.

نسبت‌ها و مفاهیم دیگر خانوادگی (Other Relatives & Terms)

ancestors

نیاکان / اجداد

Our ancestors lived in this region hundreds of years ago.

نیاکان ما صدها سال پیش در این منطقه زندگی می‌کردند.


descendant

جزو نسل / نواده

He is a descendant of a famous poet.

او از نسل یک شاعر مشهور است.


relatives

بستگان / فامیل

Do you have any relatives living abroad?

آیا بستگانی داری که خارج از کشور زندگی کنند؟


kin

خویشاوند / قوم‌وخویش (رسمی‌تر)

They are looking for his next of kin to contact.

آن‌ها به دنبال نزدیک‌ترین خویشاوند او هستند تا با او تماس بگیرند.


family member

عضو خانواده

Every family member helped prepare the holiday dinner.

تمام اعضای خانواده در آماده‌سازی شام تعطیلات کمک کردند.


godfather

پدرخوانده معنوی

His godfather gives him advice whenever he needs it.

پدرخوانده معنوی‌اش هر وقت به کمک نیاز داشته باشد به او مشاوره می‌دهد.


godmother

مادرخوانده معنوی

Her godmother lives in another country.

مادرخوانده معنوی‌اش در کشور دیگری زندگی می‌کند.


godchild

فرزندخوانده معنوی

She bought a gift for her godchild’s birthday.

برای تولد فرزندخوانده معنوی‌اش هدیه خرید.


adoptive parents

والدین فرزندپذیر (که او را به سرپرستی گرفته‌اند)

Her adoptive parents raised her with so much love.

والدین فرزندپذیرش (که او را به سرپرسی گرفته بودند) او را با عشق بزرگ کردند.


adopt

به سرپرستی گرفتن

They adopted a child last year.

آنها پارسال یک فرزند به سرپرستی گرفتند.


foster parents

والدین سرپرست

The foster parents take great care of the children.

والدین سرپرست به‌خوبی از بچه‌ها مراقبت می‌کنند.


family tree

شجره‌نامه

I made a family tree for my school project.

برای پروژه مدرسه‌ام یک شجره‌نامه تهیه کردم.


generation

نسل

Three generations live in this house.

سه نسل در این خانه زندگی می‌کنند.

ساختار خانواده و واژگان کاربردی (Family Structure & Vocabulary)

nuclear family

خانواده هسته‌ای (زن و شوهر و فرزندانشان)

A nuclear family usually lives together in one household.

یک خانواده هسته‌ای معمولاً در یک خانه با هم زندگی می‌کنند.


extended family

خانواده گسترده (اعضای بیشتری مثل عمه، دایی، پدربزرگ…)

Many cultures value the support of the extended family.

در بسیاری از فرهنگ‌ها، حمایت خانواده گسترده اهمیت زیادی دارد.


immediate family

خانواده درجه یک (پدر، مادر، خواهر، برادر)

Your immediate family members must sign the form.

اعضای خانواده نزدیکتان باید فرم را امضا کنند.


household

خانوار / جمع اعضایی که با هم زندگی می‌کنند

There are five people in our household.

پنج نفر در خانوار ما زندگی می‌کنند.


single-parent family

خانواده تک‌والدی

A single-parent family often faces more responsibilities.

یک خانواده تک‌والدی معمولاً با مسئولیت‌های بیشتری روبه‌رو می‌شود.


blended family

خانواده ترکیبی (ناتنی + خونی)

Blended families may need time to adjust to new relationships.

خانواده‌های ترکیبی ممکن است برای سازگار شدن با روابط جدید به زمان نیاز داشته باشند.


family background

پیشینه خانوادگی

She talked about her family background during the interview.

او در مصاحبه درباره پیشینه خانوادگی‌اش صحبت کرد.


family members

اعضای خانواده

All family members joined the celebration.

همه اعضای خانواده در جشن شرکت کردند.


family relationship

نسبت خانوادگی / رابطه فامیلی

The chart shows different family relationships.

این نمودار روابط خانوادگی مختلف را نشان می‌دهد.


single

مجرد

He is single and lives alone.

او مجرد است و تنها زندگی می‌کند.


married

متأهل

They have been married for ten years.

آنها ده سال است که ازدواج کرده‌اند (متأهل هستند).


engaged

نامزد کرده

She got engaged last month.

او ماه گذشته نامزد کرد.


divorced

طلاق گرفته / مطلقه

He is divorced but has a good relationship with his children.

او طلاق‌گرفته است اما با فرزندانش رابطه خوبی دارد.


widowed

بیوه (کسی که همسرش را از دست داده)

She was widowed at a young age.

او در سن کمی بیوه شد.


partner

شریک (زندگی)

She lives with her partner in London.

او با پارتنرش در لندن زندگی می‌کند.

جملات و مکالمه‌های کاربردی (Sample Sentences & Example Conversations)

جملات کاربردی

I have a small family with one brother and one sister.

من یک خانواده کوچک دارم با یک برادر و یک خواهر.

My parents live in a different city.

والدینم در شهر دیگری زندگی می‌کنند.

I’m very close to my cousins.

به cousinهایم خیلی نزدیک هستم.

My sister and I get along really well.

من و خواهرم خیلی خوب با هم کنار می‌آییم.

I don’t see my grandparents very often.

من زیاد پدربزرگ و مادربزرگم را نمی‌بینم.

We have a big extended family with many relatives.

ما یک خانواده گسترده بزرگ داریم با فامیل‌های زیاد.

I met my in-laws for the first time last week.

هفته گذشته برای اولین بار خانواده همسرم را ملاقات کردم.

My brother-in-law is the funniest person I know.

برادرزنم بامزه‌ترین کسی است که می‌شناسم.

I have a half-sister who lives abroad.

یک خواهر نیمه‌ناتنی دارم که خارج از کشور زندگی می‌کند.

مکالمات کاربردی راجع به اعضای خانواده به انگلیسی

معرفی خانواده (Introducing Your Family)

A: Can you tell me a little about your family?

می‌تونی کمی درباره خانواده‌ات بهم بگی؟

B: Sure. I live with my parents and my younger sister.

حتماً. من با والدینم و خواهر کوچکترم زندگی می‌کنم.

A: Do you have any siblings besides her?

غیر از او خواهر یا برادری داری؟

B: No, she’s my only sibling.

نه، او تنها خواهر من است.

صحبت درباره اقوام (Talking about Relatives)

A: Are you close to your relatives?

با اقوامت (فامیل‌هات) صمیمی هستی؟

B: Yes, especially with my cousins. We meet almost every weekend.

بله، مخصوصاً با پسرعمو/دخترعمو/پسرخاله/دخترخاله‌هایم. تقریباً هر آخر هفته همدیگر را می‌بینیم.

مکالمه درباره خانواده همسر (Talking about In-laws)

A: How do you get along with your in-laws?

با خانواده همسرت چطور کنار می‌آیی (ارتباطتان چطور است)؟

B: They’re really kind. I enjoy spending time with them.

آن‌ها واقعاً مهربان‌اند. از وقت گذراندن با آن‌ها لذت می‌برم.

صحبت درباره ساختار خانواده (Discussing Family Structure)

A: Do you have a big family?

خانواده‌ات بزرگ است؟

B: Yes, we have a large extended family with many aunts and uncles.

بله، ما یک خانواده گسترده بزرگ داریم با عمه‌ها و عموهای زیاد.

جمع بندی

یادگیری واژگان مربوط به اعضای خانواده از ضروری‌ترین بخش‌های زبان انگلیسی است، چون در مکالمه، معرفی خود، نوشتن متن‌ها و صحبت درباره روابط انسانی دائماً به آن‌ها نیاز داریم. در این مقاله تمام اعضای خانواده به‌صورت کامل، دسته‌بندی‌شده و همراه با مثال‌های کاربردی معرفی شد تا بتوانید این واژه‌ها را سریع‌تر یاد بگیرید و در مکالمات روزمره با اطمینان از آن‌ها استفاده کنید.

سوالات متداول اعضای خانواده به انگلیسی

پرکاربردترین اعضای خانواده به انگلیسی کدام‌اند؟

واژه‌هایی مثل father, mother, brother, sister, parents, children جزو پرکاربردترین‌ها هستند و در مکالمه‌های روزمره زیاد استفاده می‌شوند.

تفاوت cousin در انگلیسی چیست؟

در انگلیسی cousin برای همه نوع پسرعمو، دخترعمو، پسرخاله و دخترخاله به‌کار می‌رود و جنسیت مشخص نیست؛ برای مشخص کردن جنسیت باید male cousin یا female cousin به‌کار برد.

آیا برای «باجناق» و «جاری» کلمهٔ خاصی در انگلیسی وجود دارد؟

خیر. این نسبت‌ها در انگلیسی واژهٔ مستقل ندارند و باید توضیحی گفت؛ مثل my wife’s sister’s husband یا my husband’s brother’s wife.

تفاوت step و half در اعضای خانواده چیست؟

step- یعنی ناتنی از طریق ازدواج والدین؛
half- یعنی هم‌خونِ نیمه (پدر مشترک یا مادر مشترک).

منظور از nuclear family چیست؟

nuclear family یعنی خانوادهٔ هسته‌ای؛ شامل زن و مرد که ازدواج کرده‌اند (مادر و پدر) و فرزندان که هسته اصلی یک خانواده را تشکیل می‌دهند.

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

لوگو زبان مستر فوتر

زبان مستر، در راستای امر ارتقاء سطح آموزش زبان‌ ترکی استانبولی، آموزش زبان فرانسه، آموزش زبان آلمانی و آموزش زبان انگلیسی؛ تلاش بر این دارد تا یادگیری این زبان‌ها را با ابزارهای کاربردی و هم‌چنین پشتیبانی قوی، برای زبان‌آموزان راحت‌تر کند.

  • آدرس: تهران، جردن، عاطفی شرقی، ساسان، پلاک 4
  • 02191035152
  • info@zabanmaster.com
دسترسی سریع
  • بلاگ
  • دوره های آموزشی
  • حساب کاربری
  • درباره ما
  • قوانین و مقررات
  • تماس با ما
  • اپلیکیشن آموزش زبان
مجوزها


logo-samandehi


logo-enamad

nashr-digital

bank-license
تمامی حقوق برای سایت زبان مستر محفوظ می باشد.
icon
مشاوره آموزش زبان انگلیسی
icon
×
icon
ارتباط مستقیم با ما
برای مشاوره و ثبت نام در واتس‌اپ به ما پیام دهید،
اینستاگرام و تلگرام آموزش زبان انگلیسی را دنبال کنید.
جهت ارتباط با ما در واتس‌اپ پیام دهید.
مشاوره و پشتیبانی زبان انگلیسی Whatsapp chat
اینستاگرام آموزش زبان انگلیسی Whatsapp chat
1 +
مشاوره و پشتیبانی زبان انگلیسی
مشاوره و پشتیبانی زبان انگلیسی
مشاوره و پشتیبانی
ارتباط مستقیم در واتس‌اپ
اینستاگرام آموزش زبان انگلیسی
اینستاگرام آموزش زبان انگلیسی
پیج اینستاگرام
تلگرام آموزش زبان انگلیسی
تلگرام آموزش زبان انگلیسی
کانال تلگرام
سوالات متداول
×
icon
سوالات متداول
در این قسمت سوالات متداول کاربران جمع آوری شده است تا در صورتی که شما هم همین سوال را دارید پاسخ سوال خود را پیدا کنید
آموزش 0 تا 100 زبان انگلیسی
تسلط کامل به زبان انگلیسی
تسلط کامل و حرفه ای به زبان انگلیسی، دریافت مدرک آیلتس 7.5 تا 8 و تافل 110 فقط با دوره صفر تا صد زبان انگلیسی زبان مستر میسر است.
مشاهده بیشتر ...
مکالمه انگلیسی در 80 روز
مکالمه محور
مکالمه انگلیسی فقط با روزی 15 دقیقه در 80 روز! آموزش مکالمه انگلیسی با استاد ساهری مدرس وریفای شده دانشگاه کمبریج
مشاهده بیشتر ...
بازگشت

ورود

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

هنوز عضو نشده اید؟ عضویت در سایت