کلمات شهربازی به انگلیسی + مثال و ترجمه
اگر بخواهید درباره شهربازی به انگلیسی صحبت کنید، فقط بلد بودن اسم چند وسیله مثل roller coaster یا Ferris wheel کافی نیست – و البته این موضوع در واژگان مربوط به موضوعات دیگر هم در آموزش زبان انگلیسی صدق میکند. در دنیای واقعی، native speakerها درباره شهربازی با واژههایی حرف میزنند که به وسایل، صف، بلیت، بازیها، خوراکیها، هیجان و تجربه سوار شدن مربوط میشود.
در این مقاله، مهمترین و طبیعیترین کلمات شهربازی به انگلیسی را یاد میگیرید؛ آن هم با معنی فارسی و مثالهایی که واقعا در مکالمه استفاده میشوند.
شهربازی به انگلیسی چیست؟
برای گفتن «شهربازی» در انگلیسی چند واژه وجود دارد، اما اینها دقیقا هممعنی نیستند.
amusement park
شهربازی
We spent the whole afternoon at the amusement park.
ما تمام بعدازظهر را در شهربازی گذراندیم.
theme park
پارک موضوعی / شهربازی موضوعمحور (مثل دیزنیلند)
Disneyland is one of the most famous theme parks in the world.
دیزنیلند یکی از معروفترین پارکهای موضوعی دنیاست.
carnival
کارناوال / شهربازی موقت و جشنگونه
There was a small carnival in town last weekend.
آخر هفته گذشته یک کارناوال کوچک در شهر برگزار شده بود.
fair
نمایشگاه تفریحی / جشن محلی
We rode the Ferris wheel at the summer fair.
ما در جشن تابستانی سوار چرخوفلک شدیم.
پس توجه کنید که اگر منظورتان یک شهربازی دائمی با وسایل مختلف باشد، معمولا amusement park بهترین انتخاب است. اگر آن مکان تم یا داستان مشخصی داشته باشد، theme park طبیعیتر است.
اسم وسایل شهربازی به انگلیسی
مهمترین بخشی که بیشتر زبانآموزها دنبالش هستند، اسم وسایل شهربازی است. اما اینجا فقط کلمات معروف را نمیگوییم؛ کلماتی را انتخاب میکنیم که هم مهماند، هم واقعا در مکالمه کاربرد دارند.
roller coaster
ترن هوایی
I’m scared of roller coasters, but I still went on one.
ن از ترن هوایی میترسم، اما با این حال سوار یکیش شدم.
ferris wheel
چرخوفلک بزرگ
The view from the Ferris wheel was amazing.
منظره از بالای چرخوفلک فوقالعاده بود.
carousel
اسبچرخان / کاروسل
The kids wanted to ride the carousel again.
بچهها میخواستند دوباره سوار کاروسل شوند.
bumper cars
ماشین(های) کوبنده
We had so much fun on the bumper cars.
سوار ماشین کوبنده خیلی بهمون خوش گذشت.
drop tower
برج سقوط آزاد
That drop tower looks terrifying.
آن برج سقوط آزاد واقعا ترسناک به نظر میرسد.
pirate ship
کشتی ساحل
I always feel sick after riding the pirate ship.
من همیشه بعد از سوار کشتی ساحل شدن حالم بد میشود.
teacups
فنجانهای چرخان
The teacups made me really dizzy.
فنجانهای چرخان واقعا سرم را گیج کردند.
swing ride
تاب گردان
My sister loves the swing ride.
خواهرم عاشق تاب گردان است.
log flume
قایق آبی / سرسره آبیِ شهربازی
We got completely soaked on the log flume.
ما روی قایق آبی کاملا خیس شدیم.
kiddie ride
وسیله مخصوص کودکان
That area is full of kiddie rides.
آن بخش پر از وسایل مخصوص کودکان است.
بخشها و مکانهای مختلف شهربازی به انگلیسی
فقط اسم وسایل مهم نیست؛ خیلی وقتها لازم است درباره بخشهای مختلف شهربازی هم حرف بزنید.
entrance
ورودی
Let’s meet at the main entrance.
بیا جلوی ورودی اصلی همدیگر را ببینیم.
exit
خروجی
The exit is on the other side of the park.
خروجی در آن طرف شهربازی است.
ticket booth
باجه بلیت
We bought our tickets at the ticket booth.
ما بلیتهایمان را از باجه بلیت خریدیم.
food court
فودکورت
Let’s grab something to eat at the food court.
بیا از فودکورت چیزی برای خوردن بگیریم.
arcade
سالن بازی
The arcade was packed with teenagers.
سالن بازی پر از نوجوان بود.
gift shop
فروشگاه سوغاتی
She bought a cute toy from the gift shop.
او یک اسباببازی بامزه از فروشگاه سوغاتی خرید.
parking lot
پارکینگ
We had a hard time finding the car in the parking lot.
ما بهسختی توانستیم ماشین را در پارکینگ پیدا کنیم.
ride area
بخش وسایل بازی
The ride area was crowded after sunset.
بخش وسایل بازی بعد از غروب شلوغ بود.
کلمات مربوط به بلیت و ورود در شهربازی
ticket
بلیت
Don’t lose your ticket before we get inside.
قبل از اینکه برویم داخل، بلیتت را گم نکن.
admission
ورودی / هزینه ورود
Admission is free for children under five.
ورود برای کودکان زیر پنج سال رایگان است.
wristband
دستبند ورود
You need a wristband to use most of the rides.
برای استفاده از بیشتر وسایل، به دستبند ورود نیاز داری.
ride pass
کارت / مجوز استفاده از وسایل
We got a ride pass for unlimited access.
ما یک کارت استفاده نامحدود از وسایل گرفتیم.
all-day pass
بلیت یکروزه / بلیت تمامروز
An all-day pass is cheaper if you plan to stay long.
اگر قصد داری مدت زیادی بمانی، بلیت تمامروز ارزانتر درمیآید.
fast pass
بلیت عبور سریع از صف
We used a fast pass for the most popular rides.
ما برای محبوبترین وسایل از بلیت عبور سریع استفاده کردیم.
height requirement
حداقل قد مجاز
My son couldn’t go on the ride because of the height requirement.
پسرم بهخاطر حداقل قد مجاز نتوانست سوار آن وسیله شود.
کلمات مربوط به صف و سوار شدن
اینها کلمات و عبارتهایی هستند که native speakerها واقعا زیاد استفاده میکنند.
line
صف
The line for that ride is ridiculous.
صف آن وسیله به شکل مسخرهای (غیرقابل باوری) طولانی است.
queue
صف
We stood in the queue for almost forty minutes.
ما تقریبا چهل دقیقه در صف ایستادیم.
stand in line
در صف ایستادن
I don’t want to stand in line for an hour.
من نمیخواهم یک ساعت در صف بایستم.
get on a ride
سوار وسیله شدن
We finally got on the ride just before sunset.
ما بالاخره درست قبل از غروب سوار وسیله شدیم.
get off a ride
از وسیله پیاده شدن
He looked pale when he got off the ride.
او وقتی از وسیله پیاده شد، رنگش پریده بود.
wait time
زمان انتظار
The wait time was over an hour.
زمان انتظار بیشتر از یک ساعت بود.
take turns
نوبتی انجام دادن
We took turns playing the arcade games.
ما بازیهای آرکید را نوبتی بازی کردیم.
بازیها و غرفههای شهربازی به انگلیسی
arcade game
بازی سالنی / بازی آرکید (یک بازی ویدیویی ساده و سریع که معمولا روی دستگاههای سکهای در مکانهای عمومی مثل شهربازیها انجام میشود)
He spent all his coins on arcade games.
او تمام سکههایش را صرف بازیهای آرکید کرد.
claw machine
دستگاه چنگکی (شکار جایزه)
I almost won a teddy bear from the claw machine.
من نزدیک بود از دستگاه چنگکی یک خرس عروسکی ببرم.
prize
جایزه
She won a big prize at one of the booths.
او در یکی از غرفهها یک جایزه بزرگ برد.
booth
غرفه
That booth has a ring toss game.
آن غرفه یک بازی حلقهاندازی دارد.
token
توکن / ژتون
Some of the games only accept tokens.
بعضی از بازیها فقط ژتون قبول میکنند.
stuffed animal
عروسک پولیشی
He won me a stuffed animal.
او برای من یک عروسک پولیشی برد.
خوراکیهای رایج در شهربازی به انگلیسی
cotton candy
پشمک
The kids were walking around with pink cotton candy.
بچهها با پشمک صورتی در حال راه رفتن بودند.
popcorn
پاپکورن / ذرت بو داده
We bought a big bucket of popcorn to share.
ما یک سطل بزرگ پاپکورن خریدیم که با هم بخوریم.
hot dog
هاتداگ
I grabbed a hot dog before getting in line.
من قبل از رفتن به صف، یک هاتداگ گرفتم.
corn dog
سوسیس سوخاریِ چوبی
Corn dogs are a classic amusement park snack.
کورنداگ یکی از خوراکیهای کلاسیک شهربازی است.
slushie
یخدربهشت
I needed a cold slushie after being out in the sun.
بعد از ماندن زیر آفتاب، یک یخدربهشت لازم داشتم.
افعال و عبارتهای طبیعی در شهربازی
scream
جیغ کشیدن
Everyone screamed when the ride dropped.
وقتی وسیله ناگهان پایین آمد، همه جیغ کشیدند.
spin
چرخیدن
I can’t handle rides that spin too fast.
من نمیتوانم وسایلی را که زیادی سریع میچرخند تحمل کنم.
drop
پایین افتادن
My stomach dropped when the ride started.
وقتی وسیله حرکت کرد، دلم ریخت.
buckle up
کمربند را بستن
Please buckle up before the ride begins.
لطفا قبل از شروع وسیله، کمربندت را ببند.
hold on
محکم گرفتن / خود را نگه داشتن
Just hold on tight and enjoy it.
فقط سفت بچسب و از آن لذت ببر.
chicken out
از ترس بیخیال شدن
I was going to ride it, but I chickened out.
میخواستم سوارش شوم، اما از ترس منصرف شدم.
freak out
خیلی ترسیدن / دستپاچه شدن
My little brother freaked out on the roller coaster.
برادر کوچکم در ترن هوایی خیلی ترسید.
اصطلاحات واقعی انگلیسی در شهربازی
That ride was insane.
آن وسیله دیوانهوار هیجانانگیز بود.
That ride was insane. I’d totally go on it again.
آن وسیله فوقالعاده هیجانانگیز بود. من قطعا دوباره سوارش میشوم.
I’m not getting on that.
من عمرا سوار آن بشوم.
No way. I’m not getting on that.
امکان ندارد. من عمرا سوار آن بشوم.
The line is way too long.
صفش زیادی بلند است.
Let’s come back later. The line is way too long.
بیا بعدا برگردیم. صفش زیادی بلند است.
I’m dizzy.
سرم گیج میرود.
Give me a minute. I’m really dizzy.
یک دقیقه به من مهلت بده. واقعا سرم گیج میرود.
That was actually fun.
راستش خیلی هم خوب بود / اتفاقا خیلی خوش گذشت.
I was nervous at first, but that was actually fun.
اولش استرس داشتم، اما راستش خیلی خوش گذشت.
جمعبندی
برای یاد گرفتن کلمات شهربازی به انگلیسی فقط حفظ کردن اسم چند وسیله کافی نیست. اگر بخواهید طبیعیتر و شبیه native speakerها حرف بزنید، باید واژگان مربوط به وسایل، صف، بلیت، بازیها، خوراکیها و واکنشهای واقعی را هم بلد باشید.
بهترین روش یادگیری این واژهها این است که آنها را با جملههای واقعی و کوتاه تمرین کنید؛ دقیقا مثل مثالهایی که در این مقاله دیدید.
سوالات متداول
amusement park یعنی چه؟
یعنی شهربازی؛ جایی که در آن وسایل تفریحی، بازی و بخشهای سرگرمی مختلف وجود دارد.
تفاوت amusement park و theme park چیست؟
amusement park شهربازی به صورت عمومی است، اما theme park معمولا بر اساس یک موضوع یا داستان خاص طراحی شده است.
roller coaster یعنی چه؟
ترن هوایی به انگلیسی.
برای «در صف ایستادن» در شهربازی به انگلیسی چه میگویند؟
رایجترین عبارتها stand in line و wait in line هستند.
دیدگاهتان را بنویسید