اصطلاحات گردشگری به انگلیسی + مثال و ترجمه
اصطلاحات گردشگری به انگلیسی یعنی چه؟
وقتی میگوییم اصطلاحات گردشگری به انگلیسی، منظور فقط چند جمله آماده برای سفر نیست؛ بلکه مجموعهای از واژگان و عباراتی است که در موقعیتهای واقعی مثل سایتهای گردشگری، تورها، جاذبهها، بلیتها و راهنماها استفاده میشوند و به همین دلیل است که اصطلاحات توریسم در آموزش زبان انگلیسی اهمیت زیادی دارند.
این اصطلاحات کمک میکنند:
- تابلوها و اطلاعات را بهتر بفهمید
- درک بهتری از تورها و برنامه سفر داشته باشید
- مثل یک توریست حرفهای رفتار کنید، نه صرفا یک مبتدی
توریست، گردشگر و رشته گردشگری به انگلیسی
tourist
توریست
I met many tourists in the city center.
من توریستهای زیادی را در مرکز شهر دیدم.
traveler
مسافر / گردشگر (عمومیتر از tourist)
She is an experienced traveler.
او یک مسافر باتجربه است.
visitor
بازدیدکننده
The museum welcomes thousands of visitors every day.
موزه هر روز از هزاران بازدیدکننده استقبال میکند.
tourism
گردشگری
Tourism is important for the local economy.
گردشگری برای اقتصاد محلی مهم است.
tourism management
مدیریت گردشگری
He studies tourism management at university.
او در دانشگاه مدیریت گردشگری میخواند.
مهمترین واژگان عمومی گردشگری به انگلیسی
destination
مقصد
Paris is a popular travel destination.
پاریس یک مقصد محبوب برای سفر است.
attraction
جاذبه گردشگری
This beach is a major tourist attraction.
این ساحل یک جاذبه مهم گردشگری است.
landmark
مکان شاخص / نماد شهر
The Eiffel Tower is a famous landmark.
برج ایفل یک مکان نمادین معروف است.
itinerary
برنامه سفر
We planned our itinerary before the trip.
ما قبل از سفر برنامه سفرمان را تنظیم کردیم.
sightseeing
بازدید از جاهای دیدنی
We spent the day sightseeing.
ما روز را به بازدید از جاهای دیدنی گذراندیم.
اصطلاحات مربوط به جاذبههای گردشگری
historic site
مکان تاریخی
This is one of the oldest historic sites in the country.
این یکی از قدیمیترین مکانهای تاریخی کشور است.
viewpoint
نقطه دید / چشمانداز
The viewpoint offers a beautiful view of the city.
این نقطه دید منظره زیبایی از شهر ارائه میدهد.
old town
بخش قدیمی شهر
We walked around the old town in the evening.
ما عصر در بخش قدیمی شهر قدم زدیم.
entrance fee
هزینه ورودی
The entrance fee is 10 euros.
هزینه ورودی ۱۰ یورو است.
opening hours
ساعات کاری
Check the opening hours before visiting.
قبل از بازدید، ساعات کاری را بررسی کن.
اصطلاحات تور و برنامه سفر
tour guide
راهنمای تور
The tour guide explained everything clearly.
راهنمای تور همه چیز را واضح توضیح داد.
group tour
تور گروهی
We joined a group tour to save money.
برای صرفهجویی در هزینه، به یک تور گروهی پیوستیم.
day trip
سفر یکروزه
We took a day trip to the mountains.
ما یک سفر یکروزه به کوهها داشتیم.
pickup point
محل سوار شدن
The pickup point is in front of the hotel.
محل سوار شدن جلوی هتل است.
meeting point
محل ملاقات
Let’s meet at the meeting point at 9.
بیایید ساعت ۹ در محل ملاقات همدیگر را ببینیم.
اصطلاحات رزرو و بلیت
reservation
رزرو
I made a reservation online.
من بهصورت آنلاین رزرو انجام دادم.
availability
در دسترس بودن
Please check room availability.
لطفا در دسترس بودن اتاق را بررسی کنید.
confirmation
تأیید
I received a booking confirmation email.
من ایمیل تایید رزرو را دریافت کردم.
cancellation policy
قوانین کنسلی
Read the cancellation policy carefully.
قوانین کنسلی را با دقت بخوان.
non-refundable
غیرقابل استرداد
This ticket is non-refundable.
این بلیت قابل استرداد نیست.
اصطلاحات تابلوها و علائم گردشگری
no entry
ورود ممنوع
The sign says “No entry”.
تابلو نوشته «ورود ممنوع».
staff only
فقط برای کارکنان
This area is for staff only.
این قسمت فقط مخصوص کارکنان است.
tickets sold out
بلیتها تمام شده
Sorry, tickets are sold out.
متاسفم، بلیتها تمام شدهاند.
information desk
میز اطلاعات
Ask at the information desk for help.
برای کمک از میز اطلاعات بپرس.
queue here
اینجا صف بکشید
Please queue here.
لطفا اینجا صف بکشید.
اصطلاحات حرفهای گردشگری به انگلیسی
off the beaten path
خارج از مسیرهای توریستی معمول
We explored villages that are off the beaten path.
ما روستاهایی را کشف کردیم که خارج از مسیرهای توریستی معمول بودند.
hidden gem
مکان کمتر شناختهشده اما ارزشمند
This beach is a hidden gem.
این ساحل یک مکان فوقالعاده و کمتر شناختهشده است.
peak season
فصل شلوغی
Flights are expensive during peak season.
پروازها در فصل شلوغی گران هستند.
off-season
فصل کمگردشگر
Hotels are cheaper in the off-season.
هتلها در فصل کمگردشگر ارزانتر هستند.
tourist trap
مکان توریستی گران و اغلب بیکیفیت
That shop is just a tourist trap.
آن مغازه فقط یک تله توریستی است.
fully booked
کاملا پر / رزرو شده
All hotels are fully booked this weekend.
همه هتلها این آخر هفته کاملا پر هستند.
travel insurance
بیمه سفر
Travel insurance can save you money in emergencies.
بیمه سفر میتواند در شرایط اضطراری برایت پول صرفهجویی کند.
local hotspot
مکان محبوب بین مردم محلی
This restaurant is a local hotspot.
این رستوران بین مردم محلی خیلی محبوب است.
guided experience
تجربه همراه با راهنما
We booked a guided experience in the city.
ما یک تجربه همراه با راهنما در شهر رزرو کردیم.
cultural immersion
غرق شدن در فرهنگ محلی
Traveling helps with cultural immersion.
سفر به درک عمیق فرهنگ کمک میکند.
bucket list
لیست کارهایی که قبل از مرگ باید انجام داد
Visiting Japan is on my bucket list.
سفر به ژاپن در لیست آرزوهای من است.
scenic route
مسیر خوشمنظره
We took the scenic route along the coast.
ما مسیر ساحلی و خوشمنظره را انتخاب کردیم.
travel light
سبک سفر کردن (وسایل کم برداشتن)
I prefer to travel light.
من ترجیح میدهم سبک سفر کنم.
jet lag
بههمریختگی ساعت بدن بعد از پرواز
I felt tired because of jet lag.
به خاطر اختلاف ساعت احساس خستگی داشتم.
check something off your list
یک هدف یا آرزو را انجام دادن (چیزی را از لیستت خط زدن)
I finally checked this place off my list.
بالاخره این مکان را از لیستم تیک زدم.
travel buddy
همسفر
She is my favorite travel buddy.
او همسفر مورد علاقه من است.
spontaneous trip
سفر ناگهانی و بدون برنامه
We took a spontaneous trip last weekend.
آخر هفته یک سفر ناگهانی رفتیم.
once-in-a-lifetime trip
سفری که فقط یک بار در عمر اتفاق میافتد
It was a once-in-a-lifetime trip.
این یک سفر خاص و تکرارنشدنی بود.
long-haul flight
پرواز طولانی
The long-haul flight was exhausting.
پرواز طولانی خستهکننده بود.
short getaway
سفر کوتاه تفریحی
We planned a short getaway.
ما یک سفر کوتاه برنامهریزی کردیم.
travel vlog
ولاگ در سفر
He uploads travel vlogs on YouTube.
ولاگهای کوتاه سفر در یوتوب منتشر میکند.
local cuisine
غذای محلی
You should try the local cuisine.
باید غذای محلی را امتحان کنی.
must-see
جایی که حتما باید دید
This museum is a must-see.
این موزه حتما باید دیده شود.
breathtaking view
منظره نفسگیر (از شدت زیبایی)
The mountain has a breathtaking view.
این کوه منظرهای فوقالعاده دارد.
wander around
بیهدف گشتن
We wandered around the city.
ما در شهر بیهدف گشتیم.
get lost (in a place)
در جایی گم شدن (معمولا لذتبخش)
I got lost in the old streets.
در خیابانهای قدیمی گم شدم.
soak up the atmosphere
لذت بردن از حالوهوای یک مکان
We sat and soaked up the atmosphere.
نشستیم و از حالوهوای آنجا لذت بردیم.
travel on a budget
کمهزینه سفر کردن
You can travel on a budget in Asia.
میتوانی در آسیا با هزینه کم سفر کنی.
overbooked
بیش از ظرفیت رزرو شده
The flight was overbooked.
پرواز بیش از ظرفیت رزرو شده بود.
delayed
تاخیر داشتن
Our flight was delayed for two hours.
پرواز ما دو ساعت تأخیر داشت.
missed connection
از دست دادن پرواز یا وسیله بعدی
We missed our connection flight.
ما پرواز بعدیمان را از دست دادیم.
travel advisory
هشدار سفر
Check the travel advisory before going.
قبل از سفر هشدارهای سفر را بررسی کن.
local customs
آداب و رسوم محلی
Respect local customs.
به آداب و رسوم محلی احترام بگذار.
exchange rate
نرخ ارز
The exchange rate is high now.
نرخ ارز الان بالاست.
duty-free
معاف از مالیات
I bought perfume at the duty-free shop.
من عطر را از فروشگاه بدون مالیات خریدم.
travel essentials
وسایل ضروری سفر
Don’t forget your travel essentials.
وسایل ضروری سفرت را فراموش نکن.
backpacking
سفر با کولهپشتی
He is backpacking across Europe.
او با کولهپشتی در اروپا سفر میکند.
road trip
سفر جادهای
We went on a road trip last summer.
تابستان گذشته یک سفر جادهای رفتیم.
layover
توقف بین پروازها
We had a long layover in Dubai.
ما در دبی توقف طولانی داشتیم.
travel fatigue
خستگی سفر
Travel fatigue is real after long trips.
خستگی سفر بعد از سفرهای طولانی واقعی است.
متن کوتاه انگلیسی درباره گردشگری
Tourism allows people to explore new cultures and places. It helps local economies grow and creates jobs. Many travelers enjoy discovering new food, traditions, and landscapes. However, responsible tourism is important to protect nature and local communities.
گردشگری به افراد اجازه میدهد فرهنگها و مکانهای جدید را کشف کنند. این صنعت به رشد اقتصاد محلی کمک میکند و شغل ایجاد میکند. بسیاری از مسافران از کشف غذاها، سنتها و مناظر جدید لذت میبرند. با این حال، گردشگری مسئولانه برای حفاظت از طبیعت و جوامع محلی مهم است.
جمع بندی اصطلاحات گردشگری به انگلیسی
اصطلاحات گردشگری به انگلیسی فقط برای صحبت کردن نیستند، بلکه به شما کمک میکنند محیط سفر را بهتر درک کنید و حرفهایتر رفتار کنید. با یادگیری این واژگان، میتوانید تابلوها، تورها، برنامهها و موقعیتهای واقعی را راحتتر بفهمید. اگر این اصطلاحات را بلد باشید، تجربه سفرت سادهتر، لذتبخشتر و کاملا متفاوت میشود.
سوالات متداول
گردشگری به انگلیسی چه میشود؟
Tourism
توریست به انگلیسی چیست؟
Tourist
فرق tourist و traveler چیست؟
Tourist معمولا برای سفر تفریحی است، اما traveler عمومیتر است.
آیا این اصطلاحات برای مکالمه کافی هستند؟
برای درک محیط عالیاند، اما برای مکالمه کامل باید جملات بیشتری یاد بگیرید.
دیدگاهتان را بنویسید