اصطلاحات نظامی به انگلیسی + مثال و ترجمه
اصطلاحات نظامی به انگلیسی فقط به کلمات مربوط به جنگ و ارتش محدود نمیشوند؛ این واژهها در اخبار، فیلمها، بازیها، مکالمات روزمره و حتی بعضی اصطلاحات رایج انگلیسی هم زیاد دیده میشوند. اگر در مسیر آموزش زبان انگلیسی هستید، یادگیری این کلمات به شما کمک میکند متنهای خبری، صحنههای فیلم و جملات رسمیتر را بهتر بفهمید. در این مقاله، مهمترین کلمات، عبارات و اصطلاحات نظامی در انگلیسی را همراه با معنی فارسی، مثال واقعی و ترجمه بررسی میکنیم.
کلمه نظامی به انگلیسی چیست؟
برای گفتن «نظامی» در انگلیسی، چند کلمه مختلف وجود دارد که هرکدام کاربرد خاص خودشان را دارند.
military
نظامی، مربوط به ارتش یا نیروهای مسلح
He has ten years of military experience.
او ده سال سابقه نظامی دارد.
army
ارتش، نیروی زمینی
My brother joined the army last year.
برادرم سال گذشته وارد ارتش شد.
armed forces
نیروهای مسلح
The country increased its spending on the armed forces.
آن کشور هزینههای خود برای نیروهای مسلح را افزایش داد.
martial
رزمی، جنگی، نظامی
The city was placed under martial law.
شهر تحت حکومت نظامی قرار گرفت.
defense
دفاع، امور دفاعی
The government announced a new defense plan.
دولت یک طرح دفاعی جدید اعلام کرد.
war
جنگ
Many families left the country during the war.
خانوادههای زیادی در طول جنگ کشور را ترک کردند.
combat
نبرد، جنگیدن
The soldiers were trained for combat.
سربازان برای نبرد آموزش دیده بودند.
ارتش به انگلیسی چه میشود؟
«ارتش» در انگلیسی بسته به موقعیت میتواند با چند واژه بیان شود.
army
ارتش، نیروی زمینی
The army was sent to protect the border.
ارتش برای حفاظت از مرز اعزام شد.
military
مجموعه نیروهای نظامی
The military took control of the area.
نیروهای نظامی کنترل منطقه را به دست گرفتند.
armed forces
نیروهای مسلح شامل ارتش، نیروی هوایی، نیروی دریایی و سایر شاخهها
She served in the armed forces for five years.
او پنج سال در نیروهای مسلح خدمت کرد.
ground forces
نیروهای زمینی
Ground forces entered the town at dawn.
نیروهای زمینی هنگام سپیدهدم وارد شهر شدند.
defense forces
نیروهای دفاعی
The defense forces were put on high alert.
نیروهای دفاعی در آمادهباش کامل قرار گرفتند.
مرد نظامی به انگلیسی
در میان اصطلاحات نظامی به انگلیسی، برای گفتن «مرد نظامی» یا «فرد نظامی» بهتر است فقط به جنسیت فکر نکنیم. در انگلیسی مدرن، واژههای خنثیتر و رسمیتر هم زیاد استفاده میشوند.
soldier
سرباز
A soldier was standing at the gate.
یک سرباز کنار دروازه ایستاده بود.
serviceman
مرد نظامی، کسی که در نیروهای مسلح خدمت میکند
He was a serviceman during the war.
او در طول جنگ یک مرد نظامی بود.
service member
عضو نیروهای مسلح، فرد نظامی
Every service member must complete basic training.
هر عضو نیروهای مسلح باید آموزش پایه را کامل کند.
military personnel
پرسنل نظامی
Only military personnel are allowed beyond this point.
فقط پرسنل نظامی اجازه دارند از این نقطه عبور کنند.
troop
سرباز، نیروی نظامی
The troops returned home after the mission.
نیروها بعد از مأموریت به خانه برگشتند.
veteran
سرباز سابق، کهنهسرباز
My grandfather is a war veteran.
پدربزرگم کهنهسرباز جنگ است.
recruit
نیروی تازهوارد، سرباز تازهاستخدامشده
The new recruits started training on Monday.
نیروهای تازهوارد روز دوشنبه آموزش را شروع کردند.
شغل نظامی به انگلیسی
اگر بخواهید درباره شغل نظامی به انگلیسی صحبت کنید، این کلمات بسیار پرکاربرد هستند.
soldier
سرباز
He always wanted to become a soldier.
او همیشه میخواست سرباز شود.
officer
افسر
The officer gave the order to move forward.
افسر دستور پیشروی داد.
commander
فرمانده
The commander spoke to the troops before the operation.
فرمانده قبل از عملیات با نیروها صحبت کرد.
pilot
خلبان
The pilot landed the fighter jet safely.
خلبان جت جنگنده را با موفقیت فرود آورد.
military doctor
پزشک نظامی
A military doctor treated the injured soldiers.
یک پزشک نظامی سربازان مجروح را درمان کرد.
military engineer
مهندس نظامی
Military engineers built a temporary bridge.
مهندسان نظامی یک پل موقت ساختند.
intelligence officer
افسر اطلاعاتی
The intelligence officer collected information about the area.
افسر اطلاعاتی درباره منطقه اطلاعات جمعآوری کرد.
special forces soldier
سرباز نیروهای ویژه
He served as a special forces soldier for six years.
او شش سال بهعنوان سرباز نیروهای ویژه خدمت کرد.
military police
پلیس نظامی
The military police checked every vehicle at the gate.
پلیس نظامی هر خودرو را کنار دروازه بررسی کرد.
شاخههای نیروهای نظامی به انگلیسی
نیروهای نظامی معمولا به چند شاخه اصلی تقسیم میشوند. این کلمات در اخبار، فیلمها و متنهای رسمی زیاد دیده میشوند.
army
نیروی زمینی، ارتش
The army controls most ground operations.
نیروی زمینی بیشتر عملیاتهای زمینی را کنترل میکند.
Air Force
نیروی هوایی
He joined the Air Force after college.
او بعد از دانشگاه وارد نیروی هوایی شد.
navy
نیروی دریایی
The navy sent ships to the region.
نیروی دریایی کشتیهایی به منطقه فرستاد.
marines
تفنگداران دریایی
The marines were sent to secure the coast.
تفنگداران دریایی برای تأمین امنیت ساحل اعزام شدند.
Coast Guard
گارد ساحلی
The Coast Guard rescued the fishermen.
گارد ساحلی ماهیگیران را نجات داد.
space force
نیروی فضایی
The Space Force focuses on satellite security.
نیروی فضایی روی امنیت ماهوارهها تمرکز دارد.
national guard
گارد ملی
The National Guard helped after the storm.
گارد ملی بعد از طوفان کمک کرد.
درجههای نظامی به انگلیسی
درجههای نظامی در کشورهای مختلف ممکن است کمی متفاوت باشند، اما این کلمات از رایجترین درجهها در انگلیسی هستند.
private
سرباز ساده
He started his career as a private.
او زندگی حرفهای خود را بهعنوان سرباز ساده شروع کرد.
corporal
سرجوخه
The corporal led a small team of soldiers.
سرجوخه یک تیم کوچک از سربازان را هدایت کرد.
sergeant
گروهبان
The sergeant trained the new recruits.
گروهبان نیروهای تازهوارد را آموزش داد.
lieutenant
ستوان
A young lieutenant was in charge of the unit.
یک ستوان جوان مسئول آن یگان بود.
captain
سروان، کاپیتان
The captain briefed the soldiers before the mission.
سروان قبل از مأموریت به سربازان توضیح داد.
major
سرگرد
The major approved the operation plan.
سرگرد طرح عملیات را تأیید کرد.
colonel
سرهنگ
The colonel visited the base in the morning.
سرهنگ صبح از پایگاه بازدید کرد.
general
ژنرال
The general ordered a full withdrawal.
ژنرال دستور عقبنشینی کامل داد.
commander-in-chief
فرمانده کل قوا
The president is the commander-in-chief of the armed forces.
رئیسجمهور فرمانده کل نیروهای مسلح است.
یگانها و ساختار ارتش به انگلیسی
برای فهمیدن اخبار یا فیلمهای جنگی، باید با ساختارهای رایج نظامی هم آشنا باشید.
unit
یگان، واحد نظامی
The unit was sent to the northern border.
آن یگان به مرز شمالی اعزام شد.
squad
جوخه، گروه کوچک نظامی
A squad of soldiers entered the building.
یک جوخه از سربازان وارد ساختمان شد.
platoon
دسته نظامی
The platoon moved through the forest quietly.
دسته نظامی آرام از میان جنگل حرکت کرد.
company
گروهان
The company was stationed near the river.
گروهان نزدیک رودخانه مستقر شده بود.
battalion
گردان
The battalion was ready for deployment.
گردان برای اعزام آماده بود.
brigade
تیپ
A full brigade was sent to support the operation.
یک تیپ کامل برای پشتیبانی از عملیات اعزام شد.
division
لشکر
The division played a major role in the battle.
لشکر نقش مهمی در نبرد داشت.
headquarters
مقر فرماندهی
The report was sent to headquarters.
گزارش به مقر فرماندهی فرستاده شد.
base
پایگاه
The soldiers returned to the base after sunset.
سربازان بعد از غروب به پایگاه برگشتند.
barracks
آسایشگاه، محل اقامت سربازان
The recruits slept in the barracks.
نیروهای تازهوارد در آسایشگاه خوابیدند.
camp
اردوگاه، کمپ نظامی
The camp was built outside the city.
اردوگاه بیرون شهر ساخته شد.
تجهیزات نظامی به انگلیسی
تجهیزات نظامی به انگلیسی فقط شامل سلاح نمیشود. لباس، ابزار ارتباطی، وسایل حفاظتی و تجهیزات میدانی هم جزو این دسته هستند.
uniform
لباس نظامی، یونیفرم
Every soldier must wear a clean uniform.
هر سرباز باید لباس نظامی تمیز بپوشد.
helmet
کلاهخود
The soldier put on his helmet before leaving the vehicle.
سرباز قبل از خروج از خودرو کلاهخودش را گذاشت.
body armor
زره بدن، جلیقه محافظ
Body armor can protect soldiers from serious injuries.
زره بدن میتواند از سربازان در برابر آسیبهای جدی محافظت کند.
bulletproof vest
جلیقه ضدگلوله
The police officer wore a bulletproof vest.
افسر پلیس جلیقه ضدگلوله پوشیده بود.
boots
پوتین نظامی
His boots were covered in mud.
پوتینهایش پر از گل شده بود.
backpack
کولهپشتی
The soldier carried food and water in his backpack.
سرباز غذا و آب را در کولهپشتیاش حمل میکرد.
radio
بیسیم، رادیوی ارتباطی
The commander contacted the team by radio.
فرمانده از طریق بیسیم با تیم تماس گرفت.
night-vision goggles
دوربین دید در شب
They used night-vision goggles during the operation.
آنها در طول عملیات از دوربین دید در شب استفاده کردند.
map
نقشه
The officer marked the route on the map.
افسر مسیر را روی نقشه مشخص کرد.
first-aid kit
جعبه کمکهای اولیه
Every team carried a first-aid kit.
هر تیم یک جعبه کمکهای اولیه همراه داشت.
سلاحها و مهمات به انگلیسی
در این بخش، مهمترین واژگان مربوط به سلاح و مهمات را یاد میگیریم. این کلمات در فیلمها، اخبار و بازیها زیاد شنیده میشوند.
weapon
سلاح
The guard asked him to drop the weapon.
نگهبان از او خواست سلاح را زمین بگذارد.
gun
اسلحه، تفنگ
The police found a gun in the car.
پلیس یک اسلحه در خودرو پیدا کرد.
rifle
تفنگ، تفنگ بلند
The soldier cleaned his rifle after training.
سرباز بعد از تمرین تفنگش را تمیز کرد.
pistol
تپانچه
The officer carried a pistol.
افسر یک تپانچه همراه داشت.
machine gun
مسلسل
A machine gun was mounted on the vehicle.
یک مسلسل روی خودرو نصب شده بود.
sniper rifle
تفنگ تکتیرانداز
The sniper rifle was kept in a secure room.
تفنگ تکتیرانداز در یک اتاق امن نگهداری میشد.
ammunition
مهمات
The unit was running low on ammunition.
مهمات یگان رو به اتمام بود.
bullet
گلوله
The bullet hit the wall behind him.
گلوله به دیوار پشت سر او خورد.
grenade
نارنجک
The soldiers found an old grenade in the field.
سربازان یک نارنجک قدیمی در مزرعه پیدا کردند.
missile
موشک
The missile was launched from a naval ship.
موشک از یک کشتی نیروی دریایی شلیک شد.
rocket
راکت
The city was hit by several rockets.
شهر با چند راکت هدف قرار گرفت.
landmine
مین زمینی
The area was dangerous because of landmines.
آن منطقه بهخاطر مینهای زمینی خطرناک بود.
explosive
ماده منفجره
Experts removed the explosives from the building.
کارشناسان مواد منفجره را از ساختمان خارج کردند.
target
هدف
The target was far from the city center.
هدف از مرکز شهر دور بود.
firepower
قدرت آتش، توان تسلیحاتی
The enemy had greater firepower.
دشمن قدرت آتش بیشتری داشت.
وسایل نقلیه نظامی به انگلیسی
وسایل نقلیه نظامی در زمین، هوا و دریا استفاده میشوند. این واژگان در اخبار جنگ و فیلمهای اکشن زیاد کاربرد دارند.
tank
تانک
A tank moved slowly through the street.
یک تانک بهآرامی در خیابان حرکت کرد.
armored vehicle
خودروی زرهی
The soldiers arrived in an armored vehicle.
سربازان با یک خودروی زرهی رسیدند.
military truck
کامیون نظامی
The military truck carried food and supplies.
کامیون نظامی غذا و تدارکات حمل میکرد.
fighter jet
جت جنگنده
Two fighter jets flew over the city.
دو جت جنگنده بر فراز شهر پرواز کردند.
bomber
بمبافکن
The bomber returned to the airbase safely.
بمبافکن با موفقیت به پایگاه هوایی برگشت.
helicopter
هلیکوپتر
A helicopter landed near the hospital.
یک هلیکوپتر نزدیک بیمارستان فرود آمد.
drone
پهپاد
The army used a drone to monitor the area.
ارتش از یک پهپاد برای نظارت بر منطقه استفاده کرد.
warship
کشتی جنگی
A warship was sent to the coast.
یک کشتی جنگی به ساحل فرستاده شد.
destroyer
ناوشکن
The destroyer joined the naval operation.
ناوشکن به عملیات دریایی پیوست.
submarine
زیردریایی
The submarine stayed underwater for several weeks.
زیردریایی چند هفته زیر آب ماند.
aircraft carrier
ناو هواپیمابر
The aircraft carrier carried dozens of planes.
ناو هواپیمابر دهها هواپیما حمل میکرد.
عملیات نظامی به انگلیسی
عملیات نظامی میتواند دفاعی، هجومی، امدادی، اطلاعاتی یا صلحبانی باشد. این کلمات در اخبار انگلیسی بسیار پرکاربرد هستند.
operation
عملیات
The operation started before sunrise.
عملیات قبل از طلوع آفتاب شروع شد.
mission
مأموریت
The team completed the mission successfully.
تیم مأموریت را با موفقیت کامل کرد.
deployment
اعزام نیرو، استقرار
The deployment of troops began last night.
اعزام نیروها دیشب آغاز شد.
attack
حمله
The attack happened early in the morning.
حمله صبح زود اتفاق افتاد.
defense
دفاع
The city prepared for defense.
شهر برای دفاع آماده شد.
retreat
عقبنشینی
The army was forced to retreat.
ارتش مجبور به عقبنشینی شد.
withdrawal
خروج نیروها، عقبنشینی
The withdrawal of troops took several days.
خروج نیروها چند روز طول کشید.
invasion
تهاجم، حمله نظامی به کشور یا منطقه دیگر
The invasion shocked the international community.
تهاجم جامعه بینالمللی را شوکه کرد.
airstrike
حمله هوایی
The airstrike destroyed several military targets.
حمله هوایی چند هدف نظامی را نابود کرد.
ambush
کمین
The convoy was caught in an ambush.
کاروان در کمین گرفتار شد.
raid
حمله ناگهانی، یورش
The raid lasted less than twenty minutes.
یورش کمتر از بیست دقیقه طول کشید.
rescue mission
ماموریت نجات
The rescue mission saved dozens of civilians.
ماموریت نجات جان دهها غیرنظامی را نجات داد.
peacekeeping mission
مأموریت صلحبانی
The soldiers joined a peacekeeping mission abroad.
سربازان به یک مأموریت صلحبانی در خارج از کشور پیوستند.
evacuation
تخلیه
The evacuation of civilians began at noon.
تخلیه غیرنظامیان ظهر آغاز شد.
فرمانها و دستورات نظامی به انگلیسی
فرمانهای نظامی معمولا کوتاه، مستقیم و سریع هستند. این عبارتها را زیاد در فیلمها و بازیها میشنوید.
move out
حرکت کنید، راه بیفتید
The commander shouted, “Move out!”
فرمانده فریاد زد: «حرکت کنید!»
fall back
عقبنشینی کنید
The unit was ordered to fall back.
به یگان دستور داده شد عقبنشینی کند.
take cover
پناه بگیرید
When the shooting started, everyone took cover.
وقتی تیراندازی شروع شد، همه پناه گرفتند.
hold fire
شلیک نکنید، آتش را نگه دارید
The officer told the soldiers to hold fire.
افسر به سربازان گفت شلیک نکنند.
open fire
شروع به شلیک کردن، آتش گشودن
The guards opened fire after the warning.
نگهبانان بعد از هشدار شروع به شلیک کردند.
stand down
از حالت آمادهباش خارج شدن، کنار کشیدن
The troops were told to stand down.
به نیروها گفته شد از حالت آمادهباش خارج شوند.
stand by
آماده باشید
The team was told to stand by for new orders.
به تیم گفته شد برای دستورات جدید آماده باشد.
report in
گزارش وضعیت بدهید
Each team had to report in every hour.
هر تیم باید هر ساعت گزارش وضعیت میداد.
secure the area
منطقه را امن کنید
The soldiers were ordered to secure the area.
به سربازان دستور داده شد منطقه را امن کنند.
clear the building
ساختمان را پاکسازی کنید
The team was sent to clear the building.
تیم برای پاکسازی ساختمان اعزام شد.
اصطلاحات مربوط به جنگ و میدان نبرد
این کلمات برای فهمیدن متنهای خبری، گزارشهای نظامی، فیلمها و مستندهای جنگی بسیار مهم هستند.
battlefield
میدان نبرد
Medical teams arrived near the battlefield.
تیمهای پزشکی نزدیک میدان نبرد رسیدند.
front line
خط مقدم
Many soldiers were sent to the front line.
سربازان زیادی به خط مقدم فرستاده شدند.
enemy
دشمن
The enemy controlled the bridge.
دشمن کنترل پل را در دست داشت.
ally
متحد
Several allies supported the operation.
چند متحد از عملیات پشتیبانی کردند.
casualty
تلفات، کشته یا زخمی
The report did not mention the number of casualties.
گزارش تعداد تلفات را ذکر نکرد.
civilian
غیرنظامی
Civilians were moved to a safer area.
غیرنظامیان به منطقهای امنتر منتقل شدند.
prisoner of war
اسیر جنگی
The prisoner of war was released after two years.
اسیر جنگی بعد از دو سال آزاد شد.
missing in action
مفقودالاثر در عملیات
Two soldiers were reported missing in action.
دو سرباز مفقودالاثر در عملیات اعلام شدند.
killed in action
کشتهشده در عملیات
His father was killed in action.
پدرش در عملیات کشته شد.
wounded in action
مجروحشده در عملیات
She was wounded in action but survived.
او در عملیات مجروح شد اما زنده ماند.
ceasefire
آتشبس
Both sides agreed to a temporary ceasefire.
هر دو طرف با یک آتشبس موقت موافقت کردند.
truce
آتشبس، توافق توقف جنگ
The two sides reached a truce after weeks of fighting.
دو طرف بعد از هفتهها درگیری به آتشبس رسیدند.
surrender
تسلیم شدن
The soldiers had no choice but to surrender.
سربازان چارهای جز تسلیم شدن نداشتند.
victory
پیروزی
The victory came after months of fighting.
پیروزی بعد از ماهها جنگ به دست آمد.
defeat
شکست
The army suffered a major defeat.
ارتش شکست بزرگی خورد.
افعال پرکاربرد نظامی در انگلیسی
این افعال در اخبار، فیلمها و متنهای مرتبط با ارتش بسیار پرکاربرد هستند.
attack
حمله کردن
The enemy attacked the base at night.
دشمن شبانه به پایگاه حمله کرد.
defend
دفاع کردن
The soldiers defended the village for three days.
سربازان سه روز از روستا دفاع کردند.
deploy
اعزام کردن، مستقر کردن
The government deployed more troops to the border.
دولت نیروهای بیشتری را در مرز مستقر کرد.
retreat
عقبنشینی کردن
The unit retreated after heavy fighting.
یگان بعد از درگیری شدید عقبنشینی کرد.
surrender
تسلیم شدن
The commander refused to surrender.
فرمانده از تسلیم شدن خودداری کرد.
capture
دستگیر کردن، تصرف کردن
The army captured the town without a fight.
ارتش بدون درگیری شهر را تصرف کرد.
advance
پیشروی کردن
The troops advanced toward the capital.
نیروها به سمت پایتخت پیشروی کردند.
withdraw
عقبنشینی کردن، خارج کردن نیرو
The country agreed to withdraw its forces.
آن کشور موافقت کرد نیروهایش را خارج کند.
bomb
بمباران کردن
The area was bombed during the night.
آن منطقه در طول شب بمباران شد.
patrol
گشتزنی کردن
Soldiers patrol the border every night.
سربازان هر شب در مرز گشتزنی میکنند.
guard
محافظت کردن، نگهبانی دادن
Two soldiers guarded the entrance.
دو سرباز از ورودی محافظت کردند.
rescue
نجات دادن
The team rescued several trapped civilians.
تیم چند غیرنظامی گرفتار را نجات داد.
اصطلاحات خبری و سیاسی مربوط به جنگ و ارتش
اگر اخبار انگلیسی میخوانید یا ویدیوهای خبری میبینید، این کلمات را زیاد میشنوید.
conflict
درگیری، مناقشه
The conflict has continued for several months.
این درگیری چند ماه ادامه داشته است.
invasion
تهاجم نظامی
The invasion caused a major political crisis.
تهاجم باعث یک بحران سیاسی بزرگ شد.
airstrike
حمله هوایی
Officials confirmed that an airstrike hit the area.
مقامات تأیید کردند که یک حمله هوایی به منطقه اصابت کرده است.
missile strike
حمله موشکی
The city was damaged in a missile strike.
شهر در یک حمله موشکی آسیب دید.
peace talks
مذاکرات صلح
Peace talks are expected to begin next week.
انتظار میرود مذاکرات صلح هفته آینده آغاز شود.
sanctions
تحریمها
The country faced new sanctions after the attack.
آن کشور بعد از حمله با تحریمهای جدید روبهرو شد.
war crime
جنایت جنگی
The court investigated possible war crimes.
دادگاه جنایتهای جنگی احتمالی را بررسی کرد.
humanitarian aid
کمک بشردوستانه
Humanitarian aid was sent to the affected areas.
کمک بشردوستانه به مناطق آسیبدیده فرستاده شد.
refugee
پناهنده
Thousands of refugees crossed the border.
هزاران پناهنده از مرز عبور کردند.
displaced people
آوارگان، افراد بیخانمانشده بر اثر جنگ یا بحران
The camp was built for displaced people.
اردوگاه برای آوارگان ساخته شد.
اصطلاحات نظامی مدرن به انگلیسی
جنگهای امروزی فقط محدود به سرباز و تانک نیستند. واژگان مربوط به فناوری، پهپاد، جنگ سایبری و سامانههای دفاعی هم بسیار مهم شدهاند.
drone warfare
جنگافزار پهپادی
Drone warfare has changed modern combat.
جنگافزار پهپادی نبرد مدرن را تغییر داده است.
cyber warfare
جنگ سایبری
Cyber warfare can target banks and power stations.
جنگ سایبری میتواند بانکها و نیروگاهها را هدف قرار دهد.
electronic warfare
جنگ الکترونیک
Electronic warfare is used to disrupt enemy communications.
جنگ الکترونیک برای مختل کردن ارتباطات دشمن استفاده میشود.
missile defense system
سامانه دفاع موشکی
The missile defense system intercepted the rocket.
سامانه دفاع موشکی راکت را رهگیری و متوقف کرد.
radar
رادار
The aircraft disappeared from radar.
هواپیما از رادار ناپدید شد.
satellite
ماهواره
The military used satellite images to study the area.
ارتش از تصاویر ماهوارهای برای بررسی منطقه استفاده کرد.
surveillance
نظارت، پایش
The drone was used for surveillance.
از پهپاد برای نظارت استفاده شد.
reconnaissance
شناسایی نظامی، جمعآوری اطلاعات میدانی
The team was sent on a reconnaissance mission.
تیم برای یک مأموریت شناسایی اعزام شد.
intelligence
اطلاعات نظامی، اطلاعات امنیتی
The decision was based on military intelligence.
تصمیم بر اساس اطلاعات نظامی گرفته شد.
اسلنگ و اصطلاحات محاورهای نظامی در انگلیسی
بعضی کلمات نظامی رسمی نیستند و بیشتر در مکالمات محاورهای، فیلمها، خاطرات سربازان یا متنهای غیررسمی دیده میشوند.
brass
فرماندهان ارشد، مقامات بالای نظامی
The brass wanted the mission finished by morning.
فرماندهان ارشد میخواستند ماموریت تا صبح تمام شود.
grunt
سرباز پیاده، سرباز معمولی
He spent two years as a grunt in the army.
او دو سال بهعنوان سرباز پیاده در ارتش خدمت کرد.
GI
سرباز آمریکایی
My uncle was a GI during the war.
عمویم در زمان جنگ یک سرباز آمریکایی بود.
chow
غذا، وعده غذایی نظامی
The soldiers lined up for chow.
سربازان برای غذا صف کشیدند.
AWOL
غایب بدون اجازه، نهست
The soldier went AWOL after the training exercise.
سرباز بعد از تمرین نظامی بدون اجازه غایب شد (نهست کرد).
MIA
مفقودالاثر در عملیات
Three soldiers were listed as MIA.
نام سه سرباز بهعنوان مفقودالاثر در عملیات ثبت شد.
KIA
کشتهشده در عملیات
His name was added to the KIA list.
نام او به فهرست کشتهشدگان عملیات اضافه شد.
boot camp
دوره آموزش نظامی اولیه
Boot camp was harder than he expected.
دوره آموزش نظامی سختتر از چیزی بود که انتظار داشت.
rookie
تازهکار
The rookie made a mistake on his first day.
تازهکار در روز اولش اشتباه کرد.
اصطلاحات نظامی که وارد انگلیسی روزمره شدهاند
بعضی اصطلاحات نظامی دیگر فقط در ارتش استفاده نمیشوند. Native Speakerها از آنها در کار، زندگی روزمره، ورزش، سیاست و حتی مکالمات دوستانه استفاده میکنند.
Bite the bullet
با سختی روبهرو شدن و کاری ناخوشایند را انجام دادن
I hate going to the dentist, but I have to bite the bullet.
از رفتن به دندانپزشکی متنفرم، اما باید باهاش کنار بیایم و انجامش بدهم.
under fire
تحت انتقاد شدید، تحت فشار
The manager came under fire after the project failed.
مدیر بعد از شکست پروژه بهشدت مورد انتقاد قرار گرفت.
call the shots
تصمیمگیرنده بودن، کنترل اوضاع را در دست داشتن
In this company, she calls the shots.
در این شرکت، او تصمیمگیرنده اصلی است.
go AWOL
ناگهان غیب شدن، بدون اطلاع ناپدید شدن
He went AWOL for a week and didn’t answer any calls.
او یک هفته غیبش زد و به هیچ تماسی جواب نداد.
on the front line
در خط مقدم یک کار یا بحران بودن
Nurses were on the front line during the pandemic.
پرستاران در دوران همهگیری در خط مقدم بودند.
in the trenches
درگیر سختترین بخش یک کار بودن
Startup founders spend years in the trenches.
بنیانگذاران استارتاپها سالها درگیر سختترین بخشهای کار هستند.
drop a bombshell
خبری شوکهکننده دادن
She dropped a bombshell during the meeting.
او در جلسه یک خبر شوکهکننده داد.
fight an uphill battle
با کار بسیار سخت و دشوار روبهرو بودن
Small businesses are fighting an uphill battle against big companies.
کسبوکارهای کوچک در برابر شرکتهای بزرگ با مسیر بسیار سختی روبهرو هستند.
stick to your guns
روی حرف یا تصمیم خود ماندن
He stuck to his guns and refused to change the plan.
او روی حرفش ماند و قبول نکرد برنامه را تغییر دهد.
no man’s land
منطقه نامشخص، وضعیت بلاتکلیف
The project is stuck in no man’s land.
پروژه در یک وضعیت بلاتکلیف گیر کرده است.
جملات کاربردی نظامی به انگلیسی
در این بخش چند جمله کامل و کاربردی میبینید که میتوانند برای مکالمه، نوشتن، اخبار یا درک فیلمها مفید باشند.
He served in the army for three years.
او سه سال در ارتش خدمت کرد.
The soldiers were sent to the border.
سربازان به مرز اعزام شدند.
The army launched an operation.
ارتش عملیاتی را آغاز کرد.
The area is under military control.
منطقه تحت کنترل نظامی است.
The troops are on high alert.
نیروها در آمادهباش شدید هستند.
The country declared a ceasefire.
کشور آتشبس اعلام کرد.
The mission was completed successfully.
مأموریت با موفقیت کامل شد.
Civilians were evacuated from the city.
غیرنظامیان از شهر تخلیه شدند.
The commander gave the order to retreat.
فرمانده دستور عقبنشینی داد.
The base was heavily guarded.
پایگاه بهشدت محافظت میشد.
جمع بندی
یادگیری اصطلاحات نظامی به انگلیسی فقط برای فهمیدن متنهای جنگی نیست؛ این کلمات در اخبار، فیلمها، بازیها و حتی مکالمات روزمره هم کاربرد دارند. اگر هر واژه را همراه با مثال واقعی یاد بگیرید، استفاده از آنها برایتان بسیار سادهتر میشود.
سوالات متداول
کلمه نظامی به انگلیسی چیست؟
کلمه «نظامی» در انگلیسی معمولا military گفته میشود.
ارتش به انگلیسی چه میشود؟
«ارتش» در انگلیسی معمولا army است، اما برای کل نیروهای مسلح از armed forces استفاده میشود.
مرد نظامی به انگلیسی چه میشود؟
برای «مرد نظامی» میتوان از serviceman یا به شکل عمومیتر از service member استفاده کرد.
شغل نظامی به انگلیسی چیست؟
«شغل نظامی» در انگلیسی military job یا military career گفته میشود.
تجهیزات نظامی به انگلیسی چه میشود؟
«تجهیزات نظامی» در انگلیسی military equipment گفته میشود.
اصطلاحات نظامی در انگلیسی فقط مربوط به جنگ هستند؟
نه، بسیاری از اصطلاحات نظامی مثل under fire یا bite the bullet در مکالمات روزمره هم استفاده میشوند.
دوره های آموزشی مرتبط
مکالمه انگلیسی در 80 روز
انگلیسی در سفر
آموزش پایه تا پیشرفته زبان انگلیسی (A1 تا C1)
1 دیدگاه
به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.
مطلب عالی بود ، یک اصطلاح دیگه هم هست که داخل کال آف دیوتی زیاد میشنویم
Do you Copy
به معنی این که
صدامو داری؟
دریافت میکنی؟