لغات مبتدی انگلیسی + مثال، ترجمه و تلفظ صوتی
یادگیری زبان انگلیسی بدون دانستن لغات مبتدی انگلیسی عملا غیرممکن است. این کلمات پایه، ستون اصلی درک جملات ساده، مکالمههای روزمره و شروع جملهسازی هستند. اگر در ابتدای فرآیند آموزش زبان انگلیسی هستید، تسلط بر کلمات ابتدایی انگلیسی سریعترین و مطمئنترین مسیر برای پیشرفت شماست.
واژگان سطح مبتدی (A1)
basic
پایهای / ابتدایی
These are basic English words.
اینها کلمات مبتدی انگلیسی هستند.
simple
ساده
This is a simple sentence.
این یک جمله ساده است.
learn
یاد گرفتن
I want to learn English.
من میخواهم انگلیسی یاد بگیرم.
speak
صحبت کردن
She can speak English.
او میتواند انگلیسی صحبت کند.
understand
فهمیدن / متوجه شدن
I understand you.
من حرفت را میفهمم. / میفهممت.
start
شروع کردن
Let’s start the lesson.
بیایید درس را شروع کنیم.
word
کلمه
This word is easy.
این کلمه آسان است.
sentence
جمله
Write a short sentence.
یک جمله کوتاه بنویس.
کلمات مبتدی انگلیسی در احوالپرسی و معرفی
Hi
سلام (غیررسمی)
Hi, nice to meet you.
سلام، خوشحال شدم دیدمت.
Good morning
صبح بخیر
Good morning, how are you today?
صبح بخیر، امروز حالت چطوره؟
Good afternoon
عصر بخیر
Good afternoon, sir.
عصر بخیر، آقا.
Good evening
عصر / شب بخیر (هنگام دیدار)
Good evening, welcome to our home.
شب بخیر، به خانه ما خوش آمدید.
How
چگونه / چطور
How are you?
حالت چطوره؟
fine
خوب
I’m fine, thanks.
خوبم، ممنون.
nice
خوب / خوشایند
It’s nice to see you.
دیدنت خوشحالکننده است.
meet
ملاقات کردن / دیدن
Nice to meet you.
خوشحال شدم دیدمت.
welcome
خوش آمدید
Welcome to our class.
به کلاس ما خوش آمدید.
introduce
معرفی کردن
Let me introduce myself.
اجازه بده خودم را معرفی کنم.
myself
خودم
I want to talk about myself.
میخواهم درباره خودم صحبت کنم.
from
از (برای گفتن محل و …)
I’m from Iran.
من اهل ایران هستم.
live
زندگی کردن
I live in Tehran.
من در تهران زندگی میکنم.
age
سن
What is your age?
سن تو چقدر است؟
old
قدیمی / مسن
He is 30 years old.
او ۳۰ ساله است.
لغات مبتدی انگلیسی – اعداد، رنگها و زمان
این دسته از لغات مبتدی انگلیسی برای گفتن سن، ساعت، تاریخ، توصیف اشیا و برنامههای روزانه کاملاً ضروری هستند. بدون این کلمات، عملاً مکالمه پایه شکل نمیگیرد.
اعداد در انگلیسی
one
یک
I have one brother.
من یک برادر دارم.
two
دو
She has two bags.
او دو کیف دارد.
five
پنج
I work five days a week.
من پنج روز در هفته کار میکنم.
ten
ده
The class starts at ten.
کلاس ساعت ده شروع میشود.
رنگها به انگلیسی
red
قرمز
She has a red dress.
او یک لباس قرمز دارد.
blue
آبی
The sky is blue today.
آسمان امروز آبی است.
black
مشکی
He is wearing black shoes.
او کفش مشکی پوشیده است.
white
سفید
The walls are white.
دیوارها سفید هستند.
لغات مبتدی انگلیسی – زمان در انگلیسی
today
امروز
I’m busy today.
امروز سرم شلوغ است.
tomorrow
فردا
We have an exam tomorrow.
ما فردا امتحان داریم.
morning
صبح
I wake up early in the morning.
من صبح زود بیدار میشوم.
night
شب
I study English at night.
من شبها انگلیسی میخوانم.
hour
ساعت (مدت زمان)
The lesson takes one hour.
درس یک ساعت طول میکشد.
week
هفته
I see my teacher every week.
من هر هفته معلمم را میبینم.
لغات مبتدی انگلیسی – موضوعات خانواده و افراد
family
خانواده
My family is very kind.
خانواده من خیلی مهربان هستند.
father
پدر
My father works in an office.
پدرم در یک اداره کار میکند.
mother
مادر
My mother is a teacher.
مادرم معلم است.
parent
والد
My parents live in another city.
والدینم در شهر دیگری زندگی میکنند.
brother
برادر
My brother is younger than me.
برادرم از من کوچکتر است.
sister
خواهر
My sister studies English.
خواهرم انگلیسی میخواند.
child
کودک / فرزند
They have one child.
آنها یک فرزند دارند.
people
مردم
Many people are here today.
امروز افراد زیادی اینجا هستند.
man
مرد
The man is very friendly.
آن مرد خیلی خوشبرخورد است.
woman
زن
She is a strong woman.
او زن قویای است.
friend
دوست
She is my close friend.
او دوست صمیمی من است.
person
شخص / فرد
He is a nice person.
او آدم خوبی است.
name
نام / اسم
What is your name?
اسم شما چیست؟
job
شغل
He is looking for a job.
او دنبال یک شغل میگردد.
student
دانشآموز / دانشجو
She is a student at this school.
او دانشآموز این مدرسه است.
اشیای روزمره و محیط خانه
house
خانه
This is my house.
این خانه من است.
room
اتاق
My room is small but clean.
اتاق من کوچک اما تمیز است.
door
در
Please close the door.
لطفا در را ببند.
window
پنجره
The window is open.
پنجره باز است.
table
میز
The book is on the table.
کتاب روی میز است.
chair
صندلی
Sit on the chair, please.
لطفا روی صندلی بنشین.
bed
تخت
I go to bed early.
من زود به تخت میروم (زود میروم بخوابم).
light
چراغ / نور
Turn on the light.
چراغ را روشن کن.
floor
زمین / کف
The floor is clean.
کف تمیز است.
wall
دیوار
There is a picture on the wall.
یک عکس روی دیوار است.
kitchen
آشپزخانه
She is in the kitchen now.
او الان در آشپزخانه است.
bathroom
حمام / سرویس بهداشتی
The bathroom is next to the room.
حمام کنار اتاق است.
key
کلید
I can’t find my key.
نمیتوانم کلیدم را پیدا کنم.
phone
تلفن
My phone is on the table.
تلفنم روی میز است.
clock
ساعت دیواری
The clock is broken.
ساعت خراب است.
کلمات A1 انگلیسی – غذا و نوشیدنی
food
غذا
I like Italian food.
من غذای ایتالیایی دوست دارم.
water
آب
I need some water.
من کمی آب لازم دارم.
bread
نان
She eats bread for breakfast.
او برای صبحانه نان میخورد.
rice
برنج
Rice is very popular in Asia.
برنج در آسیا خیلی محبوب است.
meat
گوشت
He doesn’t eat meat.
او گوشت نمیخورد.
chicken
مرغ
We are having chicken for dinner.
ما برای شام مرغ میخوریم.
fruit
میوه
Fruit is good for your health.
میوه برای سلامتی مفید است.
apple
سیب
I eat an apple every day.
من هر روز یک سیب میخورم.
drink
نوشیدنی
This is a cold drink.
این یک نوشیدنی سرد است.
tea
چای
I drink tea in the morning.
من صبحها چای مینوشم.
coffee
قهوه
He likes strong coffee.
او قهوه غلیظ دوست دارد.
milk
شیر
The child drinks milk every night.
کودک هر شب شیر مینوشد.
sugar
شکر
I don’t take sugar in my tea.
من در چایم شکر نمیریزم.
breakfast
صبحانه
Breakfast is my favorite meal.
صبحانه وعده موردعلاقه من است.
dinner
شام
We eat dinner at home.
ما شام را در خانه میخوریم.
لغات مبتدی انگلیسی – مکانها و محیط اطراف
place
مکان / جا
This is a quiet place.
اینجا مکان آرامی است.
city
شهر
I live in a big city.
من در یک شهر بزرگ زندگی میکنم.
street
خیابان
This street is very busy.
این خیابان خیلی شلوغ است.
school
مدرسه
The children go to school every day.
بچهها هر روز به مدرسه میروند.
class
کلاس
Our class starts at nine.
کلاس ما ساعت نه شروع میشود.
office
اداره / دفتر کار
She works in an office.
او در یک اداره کار میکند.
shop
مغازه
The shop is open now.
مغازه الان باز است.
market
بازار
I buy fruit at the market.
من میوه را از بازار میخرم.
restaurant
رستوران
This restaurant is very popular.
این رستوران خیلی محبوب است.
cafe
کافه
Let’s meet at a cafe.
بیایید در یک کافه همدیگر را ببینیم.
park
پارک
People walk in the park.
مردم در پارک قدم میزنند.
hospital
بیمارستان
He is in the hospital now.
او الان در بیمارستان است.
store
فروشگاه
The store closes at night.
فروشگاه شبها بسته میشود.
home
خانه (محل زندگی)
I want to go home.
میخواهم به خانه بروم.
near
نزدیک
The bank is near my house.
بانک نزدیک خانه من است.
لغات مبتدی انگلیسی – افعال ساده و پرکاربرد
come
آمدن
Please come here.
لطفا بیا اینجا.
see
دیدن
I see your point.
منظورت را میفهمم.
make
ساختن / درست کردن
I make my bed every morning.
من هر صبح تختم را مرتب میکنم.
give
دادن
She gives me a book.
او به من یک کتاب میدهد.
get
گرفتن / به دست آوردن
I get a message from him.
من از او یک پیام میگیرم.
think
فکر کردن
I think this is a good idea.
فکر میکنم این ایده خوبی است.
know
دانستن / شناختن
I know the answer.
جواب را میدانم.
feel
احساس داشتن
I feel tired today.
امروز احساس خستگی میکنم.
try
تلاش کردن / امتحان کردن
I try to speak English every day.
سعی میکنم هر روز انگلیسی صحبت کنم.
ask
پرسیدن
You can ask the teacher.
میتوانی از معلم بپرسی.
answer
جواب دادن
Please answer the question.
لطفا به سوال جواب بده.
bring
آوردن
Bring your book tomorrow.
فردا کتابت را بیاور.
leave
ترک کردن / رفتن
I leave home at eight.
من ساعت هشت از خانه میروم.
call
تماس گرفتن / صدا زدن
I call my friend every week.
من هر هفته به دوستم زنگ میزنم.
wait
صبر کردن
Please wait a minute.
لطفا یک دقیقه صبر کن.
کلمات مبتدی انگلیسی – صفات و قیدهای پایه
big
بزرگ
They live in a big house.
آنها در یک خانه بزرگ زندگی میکنند.
small
کوچک
This is a small room.
این یک اتاق کوچک است.
new
جدید
I bought a new phone.
من یک گوشی جدید خریدم.
old
قدیمی
This is an old building.
این یک ساختمان قدیمی است.
easy
آسان
This exercise is easy.
این تمرین آسان است.
hard
سخت
English pronunciation is hard for me.
تلفظ انگلیسی برای من سخت است.
fast
سریع
He drives very fast.
او خیلی سریع رانندگی میکند.
slow
آهسته / کند
The internet is slow today.
اینترنت امروز کند است.
clean
تمیز
Her room is clean.
اتاق او تمیز است.
dirty
کثیف
His shoes are dirty.
کفشهای او کثیف هستند.
happy
خوشحال
I feel happy today.
امروز احساس خوشحالی میکنم.
tired
خسته
She is tired after work.
او بعد از کار خسته است.
very
خیلی
This movie is very interesting.
این فیلم خیلی جالب است.
always
همیشه
I always wake up early.
من همیشه زود بیدار میشوم.
sometimes
گاهی
I sometimes eat out.
من گاهی بیرون غذا میخورم.
جمع بندی لغات مبتدی انگلیسی
یادگیری لغات مبتدی انگلیسی اولین و مهمترین قدم برای شروع زبان است. با دانستن این کلمات پایه، میتوانید جملات ساده بسازید، مکالمههای روزمره را بفهمید و بدون استرس ارتباط برقرار کنید. اگر این واژگان را همراه با جمله مثال تمرین کنید، مسیر رسیدن به سطوح بالاتر مثل A2 و B1 بسیار سریعتر و راحتتر خواهد شد.
سوالات متداول کلمات مبتدی انگلیسی
لغات مبتدی انگلیسی شامل چه کلماتی میشوند؟
لغات مبتدی معمولا کلمات سطح A1 هستند که برای معرفی خود، احوالپرسی، صحبت درباره خانه، خانواده، غذا، زمان و کارهای روزمره استفاده میشوند.
برای شروع یادگیری انگلیسی چند لغت لازم است؟
با یادگیری حدود ۳۰۰ تا ۵۰۰ کلمه پایه انگلیسی میتوانید بخش بزرگی از مکالمات ساده روزمره را متوجه شوید و جملهسازی را شروع کنید.
بهترین روش حفظ لغات مبتدی انگلیسی چیست؟
بهترین روش، یادگیری هر کلمه همراه با جمله مثال، تکرار روزانه، و استفاده از لغات در جملهسازی شخصی است؛ نه حفظ کردن لیستهای خشک.
آیا لغات مبتدی انگلیسی برای مکالمه کافی هستند؟
برای مکالمههای ساده بله؛ اما برای صحبت روانتر و دقیقتر، بعد از تسلط بر لغات مبتدی باید به سراغ سطح A2 و سپس B1 بروید.
چقدر زمان لازم است تا لغات مبتدی انگلیسی را یاد بگیریم؟
اگر روزی ۲۰ تا ۳۰ دقیقه تمرین منظم داشته باشید، میتوانید در ۴ تا ۶ هفته بر لغات پایه انگلیسی مسلط شوید.
دیدگاهتان را بنویسید