اصطلاحات فیزیک به انگلیسی + مثال و ترجمه
در درس فیزیک، خیلی از کلمات انگلیسی فقط ترجمه ساده ندارند و باید آنها را در جمله و موقعیت واقعی یاد گرفت.
در این مقاله، مهمترین اصطلاحات فیزیک به انگلیسی را همراه با معنی فارسی، مثال کاربردی و ترجمه یاد میگیرید.
این لیست برای دانشآموزان، دانشجویان و هر کسی که میخواهد متون علمی انگلیسی را بهتر بفهمد و به آموزش زبان انگلیسی علاقه دارد، کاملا کاربردی است.
فیزیک به انگلیسی چه میشود؟
کلمه فیزیک در انگلیسی میشود Physics. مثلا:
I’m studying physics at school.
من در مدرسه فیزیک میخوانم.
نکته مهم این است که physics اسم درس یا رشته است، اما physical یعنی «فیزیکی» یا «جسمی». به این مثالها دقت کنید:
Physics is my favorite subject.
فیزیک درس مورد علاقه من است.
Physical exercise is good for your health.
ورزش فیزیکی برای سلامتی مفید است.
کلمه physicist هم به معنی «فیزیکدان» است.
Einstein was a famous physicist.
انیشتین یک فیزیکدان معروف بود.
اصطلاحات پایه فیزیک به انگلیسی
در این بخش با مهمترین اصطلاحات فیزیک به انگلیسی آشنا میشویم؛ کلماتی که تقریبا در همه شاخههای فیزیک به آنها نیاز دارید.
Matter
ماده
Everything around us is made of matter.
همه چیز اطراف ما از ماده ساخته شده است.
Mass
جرم
The mass of this object is two kilograms.
جرم این جسم دو کیلوگرم است.
Force
نیرو
You need more force to move a heavy box.
برای حرکت دادن یک جعبه سنگین به نیروی بیشتری نیاز داری.
Energy
انرژی
The machine needs energy to work.
دستگاه برای کار کردن به انرژی نیاز دارد.
Motion
حرکت
The motion of the car was very smooth.
حرکت ماشین بسیار نرم بود.
Speed
سرعت
The speed of the train is very high.
سرعت قطار خیلی زیاد است.
Velocity
سرعت برداری
Velocity tells us both speed and direction.
سرعت برداری هم سرعت و هم جهت را به ما نشان میدهد.
Acceleration
شتاب
The car has a high acceleration.
این ماشین شتاب بالایی دارد.
Gravity
جاذبه
Gravity pulls objects toward the Earth.
جاذبه اجسام را به سمت زمین میکشد.
Pressure
فشار
The pressure inside the tire is too low.
فشار داخل لاستیک خیلی کم است.
Density
چگالی
Gold has a high density.
طلا چگالی بالایی دارد.
Temperature
دما
The temperature of the water is rising.
دمای آب در حال افزایش است.
Heat
گرما
The metal changes shape when it is exposed to heat.
فلز وقتی در معرض گرما قرار میگیرد، شکلش تغییر میکند.
Light
نور
Light travels faster than sound.
نور سریعتر از صدا حرکت میکند.
Sound
صدا
Sound travels through air.
صدا از طریق هوا منتقل میشود.
Wave
موج
Sound is a type of wave.
صدا نوعی موج است.
اصطلاحات فیزیک دبیرستان به انگلیسی
اگر دانشآموز هستید یا میخواهید متنهای ساده علمی را بفهمید، اصطلاحات فیزیک دبیرستان برای شما بسیار مهماند. این کلمات در موضوعاتی مثل حرکت، نیرو، انرژی، موج، برق، گرما و نور زیاد استفاده میشوند.
Friction
اصطکاک
Friction slows the object down.
اصطکاک سرعت جسم را کم میکند.
Weight
وزن
Your weight depends on gravity.
وزن شما به جاذبه بستگی دارد.
Distance
مسافت
The distance between the two cities is 100 kilometers.
مسافت بین دو شهر ۱۰۰ کیلومتر است.
Displacement
جابجایی
Displacement shows how far an object has moved from its starting point.
جابجایی نشان میدهد یک جسم چقدر از نقطه شروع خود دور شده است.
Momentum
تکانه
A moving truck has a lot of momentum.
یک کامیون در حال حرکت تکانه زیادی دارد.
Inertia
لختی / اینرسی
Inertia keeps the object moving in the same direction.
اینرسی باعث میشود جسم در همان جهت به حرکت خود ادامه دهد.
Work
کار
In physics, work happens when a force moves an object.
در فیزیک، کار زمانی اتفاق میافتد که نیرو باعث حرکت یک جسم شود.
Power
توان
Power shows how fast work is done.
توان نشان میدهد کار با چه سرعتی انجام میشود.
Circuit
مدار
The lamp will not turn on if the circuit is broken.
اگر مدار قطع باشد، لامپ روشن نمیشود.
Magnet
آهنربا
A magnet can attract iron.
آهنربا میتواند آهن را جذب کند.
اصطلاحات حرکت و نیرو در فیزیک به انگلیسی
یکی از مهمترین بخشهای فیزیک، حرکت و نیرو است. در این بخش با کلماتی آشنا میشوید که برای توضیح حرکت اجسام، سرعت، شتاب، جاذبه و اصطکاک استفاده میشوند.
Force
نیرو
A stronger force can move the object faster.
یک نیروی قویتر میتواند جسم را سریعتر حرکت دهد.
Net force
نیروی خالص
If the net force is zero, the object does not accelerate.
اگر نیروی خالص صفر باشد، جسم شتاب نمیگیرد.
Gravity
جاذبه
Gravity keeps us on the ground.
جاذبه ما را روی زمین نگه میدارد.
Friction
اصطکاک
There is less friction on ice.
روی یخ اصطکاک کمتری وجود دارد.
Acceleration
شتاب
The bike’s acceleration increased on the downhill road.
شتاب دوچرخه در مسیر سرازیری افزایش پیدا کرد.
Speed
سرعت
The speed of the ball changed after the hit.
سرعت توپ بعد از ضربه تغییر کرد.
Velocity
سرعت برداری
The velocity of the object changed when it turned left.
وقتی جسم به چپ چرخید، سرعت برداری آن تغییر کرد.
Free fall
سقوط آزاد
In free fall, gravity is the main force acting on the object.
در سقوط آزاد، جاذبه نیروی اصلی وارد بر جسم است.
Air resistance
مقاومت هوا
Air resistance slows the falling object down.
مقاومت هوا سرعت جسم در حال سقوط را کم میکند.
Inclined plane
سطح شیبدار
An inclined plane makes it easier to lift heavy objects.
سطح شیبدار بلند کردن اجسام سنگین را آسانتر میکند.
انواع انرژی به انگلیسی
یکی از مهمترین موضوعات فیزیک، انرژی است. در انگلیسی برای انواع انرژی از ترکیبهای مختلفی استفاده میشود.
Energy
انرژی
We use energy every day.
ما هر روز از انرژی استفاده میکنیم.
Kinetic energy
انرژی جنبشی
A moving car has kinetic energy.
یک ماشین در حال حرکت انرژی جنبشی دارد.
Potential energy
انرژی پتانسیل / انرژی ذخیرهشده
The ball at the top of the hill has potential energy.
توپی که بالای تپه است، انرژی پتانسیل دارد.
Thermal energy
انرژی گرمایی
Thermal energy increases when the temperature rises.
وقتی دما بالا میرود، انرژی گرمایی افزایش پیدا میکند.
Chemical energy
انرژی شیمیایی
Food contains chemical energy.
غذا دارای انرژی شیمیایی است.
Electrical energy
انرژی الکتریکی
The battery stores electrical energy.
باتری انرژی الکتریکی ذخیره میکند.
Nuclear energy
انرژی هستهای
Nuclear energy is produced inside the nucleus of an atom.
انرژی هستهای در داخل هسته اتم تولید میشود.
Solar energy
انرژی خورشیدی
Solar energy comes from the sun.
انرژی خورشیدی از خورشید میآید.
Wind energy
انرژی بادی
Wind energy can be used to produce electricity.
از انرژی بادی میتوان برای تولید برق استفاده کرد.
Renewable energy
انرژی تجدیدپذیر
Solar power is a type of renewable energy.
انرژی خورشیدی نوعی انرژی تجدیدپذیر است.
Non-renewable energy
انرژی تجدیدناپذیر
Coal and oil are non-renewable energy sources.
زغالسنگ و نفت منابع انرژی تجدیدناپذیر هستند.
اصطلاحات کار، توان و تبدیل انرژی به انگلیسی
در فیزیک، کلماتی مثل work و power معنی دقیقتری نسبت به انگلیسی روزمره دارند.
Work
کار
Work is done when a force moves an object.
وقتی نیرو باعث حرکت یک جسم شود، کار انجام میشود.
Power
توان
A powerful engine can do more work in less time.
یک موتور قوی (دارای توان) میتواند در زمان کمتر کار بیشتری انجام دهد.
Joule
ژول
Energy is often measured in joules.
انرژی معمولا با ژول اندازهگیری میشود.
Watt
وات
Power is measured in watts.
توان با وات اندازهگیری میشود.
Energy transfer
انتقال انرژی
Energy transfer happens when heat moves from one object to another.
انتقال انرژی زمانی اتفاق میافتد که گرما از یک جسم به جسم دیگر منتقل شود.
Energy conversion
تبدیل انرژی
A lamp converts electrical energy into light.
لامپ انرژی الکتریکی را به نور تبدیل میکند.
Efficiency
بازده / راندمان
This machine has high efficiency.
این دستگاه بازده بالایی دارد.
Conservation of energy
پایستگی انرژی
The conservation of energy is a basic law of physics.
پایستگی انرژی یکی از قوانین پایه فیزیک است.
اصطلاحات موج، صوت و نور به انگلیسی
در فیزیک، موجها برای توضیح صدا، نور، ارتعاش و بسیاری از پدیدههای دیگر استفاده میشوند.
Wave
موج
A wave carries energy from one place to another.
موج انرژی را از یک مکان به مکان دیگر منتقل میکند.
Sound wave
موج صوتی
Sound waves travel through the air.
امواج صوتی از طریق هوا حرکت میکنند.
Light wave
موج نوری
Light waves can travel through space.
امواج نوری میتوانند در فضا حرکت کنند.
Wavelength
طول موج
Red light has a longer wavelength than blue light.
نور قرمز طول موج بلندتری نسبت به نور آبی دارد.
Frequency
فرکانس / بسامد
Higher frequency means a higher pitch.
فرکانس بالاتر یعنی صدای زیرتر.
Amplitude
دامنه
A larger amplitude makes the sound louder.
دامنه بزرگتر باعث میشود صدا بلندتر شود.
Reflection
بازتاب
We see ourselves in a mirror because of reflection.
ما به دلیل بازتاب، خودمان را در آینه میبینیم.
Refraction
شکست نور
Refraction happens when light passes from air into water.
شکست نور زمانی رخ میدهد که نور از هوا وارد آب میشود.
Spectrum
طیف
White light contains all the colors of the visible spectrum.
نور سفید شامل همه رنگهای طیف مرئی است.
Visible light
نور مرئی
Visible light is the light we can see.
نور مرئی نوری است که میتوانیم ببینیم.
اصطلاحات الکتریسیته و مغناطیس به انگلیسی
الکتریسیته و مغناطیس از مهمترین بخشهای فیزیک هستند، مخصوصا برای درک مدارها، جریان برق و میدانهای مغناطیسی.
Electricity
الکتریسیته / برق
Modern life depends on electricity.
زندگی مدرن به برق وابسته است.
Electric charge
بار الکتریکی
Electrons have a negative electric charge.
الکترونها بار الکتریکی منفی دارند.
Current
جریان برق
Current flows through the wire.
جریان برق از سیم عبور میکند.
Voltage
ولتاژ
A higher voltage can push more current through a circuit.
ولتاژ بالاتر میتواند جریان بیشتری را از مدار عبور دهد.
Resistance
مقاومت
Resistance makes it harder for current to flow.
مقاومت عبور جریان را سختتر میکند.
Circuit
مدار
A simple circuit needs a battery, wires, and a bulb.
یک مدار ساده به باتری، سیم و لامپ نیاز دارد.
Battery
باتری
The battery provides energy for the circuit.
باتری انرژی مدار را تأمین میکند.
Conductor
رسانا
Copper is a good conductor of electricity.
مس رسانای خوبی برای برق است.
Insulator
عایق
Plastic is an insulator.
پلاستیک عایق است.
Magnet
آهنربا
The magnet attracted the metal clip.
آهنربا گیره فلزی را جذب کرد.
Magnetic field
میدان مغناطیسی
The Earth has a magnetic field.
زمین میدان مغناطیسی دارد.
Electromagnetism
الکترومغناطیس
Electromagnetism connects electricity and magnetism.
الکترومغناطیس برق و مغناطیس را به هم مرتبط میکند.
اصطلاحات گرما و دما در فیزیک به انگلیسی
در انگلیسی، heat و temperature یکی نیستند. Heat یعنی گرما یا انرژی گرمایی، اما temperature یعنی دما.
Heat
گرما
Heat moves from a warmer object to a cooler one.
گرما از جسم گرمتر به جسم سردتر منتقل میشود.
Temperature
دما
The temperature dropped during the night.
دما در طول شب کاهش پیدا کرد.
Thermal energy
انرژی گرمایی
Hot objects have more thermal energy.
اجسام داغ انرژی گرمایی بیشتری دارند.
Conduction
رسانش
Heat moves through metal by conduction.
گرما از طریق رسانش در فلز حرکت میکند.
Convection
همرفت
Convection happens in liquids and gases.
همرفت در مایعات و گازها اتفاق میافتد.
Radiation
تابش
The sun transfers heat by radiation.
خورشید گرما را از طریق تابش منتقل میکند.
Melting
ذوب شدن
Ice starts melting at zero degrees Celsius.
یخ در صفر درجه سانتیگراد شروع به ذوب شدن میکند.
Freezing
یخ زدن
Water starts freezing when the temperature drops below zero.
آب وقتی دما به زیر صفر میرسد، شروع به یخ زدن میکند.
Boiling
جوشیدن
Water starts boiling at 100 degrees Celsius.
آب در ۱۰۰ درجه سانتیگراد شروع به جوشیدن میکند.
Evaporation
تبخیر
Evaporation happens when water turns into vapor.
تبخیر زمانی اتفاق میافتد که آب به بخار تبدیل میشود.
Expansion
انبساط
Metal expands when it gets hot.
فلز وقتی داغ میشود منبسط میشود.
Contraction
انقباض
Most materials contract when they cool down.
بیشتر مواد وقتی سرد میشوند منقبض میشوند.
اصطلاحات اتم، هسته و فیزیک مدرن به انگلیسی
در سطحهای بالاتر، فیزیک وارد موضوعاتی مثل اتم، ذرات، انرژی هستهای و فیزیک کوانتوم میشود.
Atom
اتم
An atom is the basic unit of matter.
اتم واحد پایه ماده است.
Molecule
مولکول
A water molecule has two hydrogen atoms and one oxygen atom.
یک مولکول آب دو اتم هیدروژن و یک اتم اکسیژن دارد.
Electron
الکترون
Electrons move around the nucleus.
الکترونها دور هسته حرکت میکنند.
Proton
پروتون
A proton has a positive charge.
پروتون بار مثبت دارد.
Neutron
نوترون
A neutron has no electric charge.
نوترون بار الکتریکی ندارد.
Nucleus
هسته
The nucleus is at the center of an atom.
هسته در مرکز اتم قرار دارد.
Particle
ذره
Scientists study tiny particles in particle physics.
دانشمندان در فیزیک ذرات، ذرات بسیار کوچک را مطالعه میکنند.
Photon
فوتون
A photon is a particle of light.
فوتون ذرهای از نور است.
Radiation
تابش / تشعشع
Too much radiation can be dangerous.
تابش بیش از حد میتواند خطرناک باشد.
Nuclear physics
فیزیک هستهای
Nuclear physics studies the nucleus of atoms.
فیزیک هستهای هسته اتمها را مطالعه میکند.
Fission
شکافت هستهای
Fission splits a heavy nucleus into smaller parts.
شکافت هستهای یک هسته سنگین را به بخشهای کوچکتر تقسیم میکند.
Fusion
همجوشی هستهای
Fusion happens when light nuclei combine.
همجوشی زمانی اتفاق میافتد که هستههای سبک با هم ترکیب میشوند.
Quantum physics
فیزیک کوانتوم
Quantum physics studies very small particles.
فیزیک کوانتوم ذرات بسیار کوچک را بررسی میکند.
اصطلاحات آزمایشگاه فیزیک به انگلیسی
برای توصیف آزمایشها، گزارشهای علمی و فعالیتهای کلاسی، این کلمات بسیار مهماند.
Experiment
آزمایش
We did a simple physics experiment in class.
ما در کلاس یک آزمایش ساده فیزیک انجام دادیم.
Measurement
اندازهگیری
Accurate measurement is important in physics.
اندازهگیری دقیق در فیزیک مهم است.
Data
دادهها
We recorded the data in a table.
ما دادهها را در یک جدول ثبت کردیم.
Result
نتیجه
The result was different from what we expected.
نتیجه با چیزی که انتظار داشتیم متفاوت بود.
Observation
مشاهده
Careful observation helps scientists understand what is happening.
مشاهده دقیق به دانشمندان کمک میکند بفهمند چه اتفاقی در حال رخ دادن است.
Hypothesis
فرضیه
Our hypothesis was tested in the experiment.
فرضیه ما در آزمایش بررسی شد.
Variable
متغیر
Temperature was the main variable in the experiment.
دما متغیر اصلی در آزمایش بود.
Constant
ثابت
We kept the pressure constant.
ما فشار را ثابت نگه داشتیم.
Error
خطا
Small errors can change the final result.
خطاهای کوچک میتوانند نتیجه نهایی را تغییر دهند.
Accuracy
دقت / درستی اندازهگیری
This instrument has high accuracy.
این ابزار دقت بالایی دارد.
Precision
دقت تکرارپذیری
Precision means getting similar results each time.
دقت تکرارپذیری یعنی هر بار نتایج مشابهی به دست بیاوریم.
Graph
نمودار
The graph shows the relationship between force and acceleration.
نمودار رابطه بین نیرو و شتاب را نشان میدهد.
افعال پرکاربرد در فیزیک به انگلیسی
برای فهمیدن متنهای علمی، فقط دانستن اسمها کافی نیست. باید افعال رایج فیزیک را هم بلد باشید.
Measure
اندازهگیری کردن
We measured the length of the object.
ما طول جسم را اندازهگیری کردیم.
Calculate
محاسبه کردن
We calculated the speed of the car.
ما سرعت ماشین را محاسبه کردیم.
Observe
مشاهده کردن
The students observed the motion of the ball.
دانشآموزان حرکت توپ را مشاهده کردند.
Apply
وارد کردن / اعمال کردن
A force was applied to the object.
نیرویی به جسم وارد شد.
Increase
افزایش یافتن / افزایش دادن
The pressure increases when the gas is heated.
وقتی گاز گرم میشود، فشار افزایش پیدا میکند.
Decrease
کاهش یافتن / کاهش دادن
The speed decreases because of friction.
سرعت به دلیل اصطکاک کاهش پیدا میکند.
Accelerate
شتاب گرفتن
The car accelerates quickly.
ماشین سریع شتاب میگیرد.
Slow down
کند شدن / سرعت را کم کردن
Friction slows the object down.
اصطکاک سرعت جسم را کم میکند.
Expand
منبسط شدن
Metal expands when it is heated.
فلز وقتی گرم میشود منبسط میشود.
Contract
منقبض شدن
The material contracts as it cools.
ماده وقتی سرد میشود منقبض میشود.
Absorb
جذب کردن
Dark surfaces absorb more heat.
سطوح تیره گرمای بیشتری جذب میکنند.
Emit
منتشر کردن / گسیل کردن / ساطع کردن
The lamp emits light.
سطوح تیره گرمای بیشتری جذب میکنند.
جمع بندی
اصطلاحات فیزیک به انگلیسی فقط به چند کلمه ساده مثل force، energy، motion و gravity محدود نمیشوند. برای یادگیری بهتر، باید این واژهها را همراه با مثال، کاربرد واقعی و تفاوت کلمات مشابه مثل mass و weight یا speed و velocity یاد بگیرید. اگر این اصطلاحات را موضوعی بخوانید، فهم متنهای علمی و درس فیزیک به انگلیسی برایتان بسیار سادهتر میشود.
سوالات متداول اصطلاحات فیزیک به انگلیسی
فیزیک به انگلیسی چه میشود؟
فیزیک به انگلیسی Physics میشود.
اصطلاحات فیزیک دبیرستان به انگلیسی شامل چه چیزهایی است؟
شامل کلماتی مثل force، motion، energy، gravity، friction، wave، current و temperature است.
انرژی جنبشی و انرژی پتانسیل به انگلیسی چه میشود؟
انرژی جنبشی kinetic energy و انرژی پتانسیل potential energy است.
تفاوت mass و weight چیست؟
Mass یعنی جرم، اما weight یعنی وزن و به نیروی جاذبه بستگی دارد.
دیدگاهتان را بنویسید