جستجو برای:
  • صفحه اصلی
  • آموزش رایگان زبان
    • آموزش زبان ترکی استانبولی
    • آموزش رایگان زبان انگلیسی
    • آموزش زبان فرانسه
    • آموزش زبان آلمانی
  • پادکست های آموزشی
    • پادکست زبان ترکی استانبولی
    • پادکست زبان انگلیسی
    • پادکست زبان آلمانی
    • پادکست زبان فرانسه
  • دوره های آموزشی
  • تماس با ما
    • درباره ما
  • حساب کاربری
 
  • 02191035152
زبان مستر
  • زبان مستر
  • دوره های آموزشی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان ترکی استانبولی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان انگلیسی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان آلمانی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان فرانسه
  • آموزش رایگان زبان
    • آموزش زبان ترکی استانبولی
    • آموزش رایگان زبان انگلیسی
    • آموزش زبان آلمانی
    • آموزش زبان فرانسه
  • پادکست های آموزشی
    • پادکست زبان ترکی استانبولی
    • پادکست زبان انگلیسی
    • پادکست زبان آلمانی
    • پادکست زبان فرانسه
ورود کاربر

بلاگ

زبان مستر بلاگ مقالات زبان انگلیسی اصطلاحات فیزیک به انگلیسی + مثال و ترجمه

اصطلاحات فیزیک به انگلیسی + مثال و ترجمه

۱۴۰۵/۰۳/۰۹
ارسال شده توسط مصطفی ساهری
مقالات زبان انگلیسی
399 بازدید
اصطلاحات فیزیک به انگلیسی + مثال و ترجمه
دانلود نسخه PDF مقاله

در درس فیزیک، خیلی از کلمات انگلیسی فقط ترجمه ساده ندارند و باید آن‌ها را در جمله و موقعیت واقعی یاد گرفت.
در این مقاله، مهم‌ترین اصطلاحات فیزیک به انگلیسی را همراه با معنی فارسی، مثال کاربردی و ترجمه یاد می‌گیرید.
این لیست برای دانش‌آموزان، دانشجویان و هر کسی که می‌خواهد متون علمی انگلیسی را بهتر بفهمد و به آموزش زبان انگلیسی علاقه دارد، کاملا کاربردی است.

موضوعات این مقاله
1 فیزیک به انگلیسی چه می‌شود؟
2 اصطلاحات پایه فیزیک به انگلیسی
3 اصطلاحات فیزیک دبیرستان به انگلیسی
4 اصطلاحات حرکت و نیرو در فیزیک به انگلیسی
5 انواع انرژی به انگلیسی
6 اصطلاحات کار، توان و تبدیل انرژی به انگلیسی
7 اصطلاحات موج، صوت و نور به انگلیسی
8 اصطلاحات الکتریسیته و مغناطیس به انگلیسی
9 اصطلاحات گرما و دما در فیزیک به انگلیسی
10 اصطلاحات اتم، هسته و فیزیک مدرن به انگلیسی
11 اصطلاحات آزمایشگاه فیزیک به انگلیسی
12 افعال پرکاربرد در فیزیک به انگلیسی
13 سوالات متداول اصطلاحات فیزیک به انگلیسی

فیزیک به انگلیسی چه می‌شود؟

کلمه فیزیک در انگلیسی می‌شود Physics. مثلا:

I’m studying physics at school.

من در مدرسه فیزیک می‌خوانم.

نکته مهم این است که physics اسم درس یا رشته است، اما physical یعنی «فیزیکی» یا «جسمی». به این مثال‌ها دقت کنید:

Physics is my favorite subject.

فیزیک درس مورد علاقه من است.

Physical exercise is good for your health.

ورزش فیزیکی برای سلامتی مفید است.

کلمه physicist هم به معنی «فیزیک‌دان» است.

Einstein was a famous physicist.

انیشتین یک فیزیک‌دان معروف بود.

بیشتر بخوانید: اصطلاحات ریاضی به انگلیسی

اصطلاحات پایه فیزیک به انگلیسی

در این بخش با مهم‌ترین اصطلاحات فیزیک به انگلیسی آشنا می‌شویم؛ کلماتی که تقریبا در همه شاخه‌های فیزیک به آن‌ها نیاز دارید.

Matter

ماده

Everything around us is made of matter.

همه چیز اطراف ما از ماده ساخته شده است.


Mass

جرم

The mass of this object is two kilograms.

جرم این جسم دو کیلوگرم است.


Force

نیرو

You need more force to move a heavy box.

برای حرکت دادن یک جعبه سنگین به نیروی بیشتری نیاز داری.


Energy

انرژی

The machine needs energy to work.

دستگاه برای کار کردن به انرژی نیاز دارد.


Motion

حرکت

The motion of the car was very smooth.

حرکت ماشین بسیار نرم بود.


Speed

سرعت

The speed of the train is very high.

سرعت قطار خیلی زیاد است.


Velocity

سرعت برداری

Velocity tells us both speed and direction.

سرعت برداری هم سرعت و هم جهت را به ما نشان می‌دهد.


Acceleration

شتاب

The car has a high acceleration.

این ماشین شتاب بالایی دارد.


Gravity

جاذبه

Gravity pulls objects toward the Earth.

جاذبه اجسام را به سمت زمین می‌کشد.


Pressure

فشار

The pressure inside the tire is too low.

فشار داخل لاستیک خیلی کم است.


Density

چگالی

Gold has a high density.

طلا چگالی بالایی دارد.


Temperature

دما

The temperature of the water is rising.

دمای آب در حال افزایش است.


Heat

گرما

The metal changes shape when it is exposed to heat.

فلز وقتی در معرض گرما قرار می‌گیرد، شکلش تغییر می‌کند.


Light

نور

Light travels faster than sound.

نور سریع‌تر از صدا حرکت می‌کند.


Sound

صدا

Sound travels through air.

صدا از طریق هوا منتقل می‌شود.


Wave

موج

Sound is a type of wave.

صدا نوعی موج است.

بیشتر بخوانید: اصطلاحات زمان به انگلیسی

اصطلاحات فیزیک دبیرستان به انگلیسی

اگر دانش‌آموز هستید یا می‌خواهید متن‌های ساده علمی را بفهمید، اصطلاحات فیزیک دبیرستان برای شما بسیار مهم‌اند. این کلمات در موضوعاتی مثل حرکت، نیرو، انرژی، موج، برق، گرما و نور زیاد استفاده می‌شوند.

Friction

اصطکاک

Friction slows the object down.

اصطکاک سرعت جسم را کم می‌کند.


Weight

وزن

Your weight depends on gravity.

وزن شما به جاذبه بستگی دارد.


Distance

مسافت

The distance between the two cities is 100 kilometers.

مسافت بین دو شهر ۱۰۰ کیلومتر است.


Displacement

جابجایی

Displacement shows how far an object has moved from its starting point.

جابجایی نشان می‌دهد یک جسم چقدر از نقطه شروع خود دور شده است.


Momentum

تکانه

A moving truck has a lot of momentum.

یک کامیون در حال حرکت تکانه زیادی دارد.


Inertia

لختی / اینرسی

Inertia keeps the object moving in the same direction.

اینرسی باعث می‌شود جسم در همان جهت به حرکت خود ادامه دهد.


Work

کار

In physics, work happens when a force moves an object.

در فیزیک، کار زمانی اتفاق می‌افتد که نیرو باعث حرکت یک جسم شود.


Power

توان

Power shows how fast work is done.

توان نشان می‌دهد کار با چه سرعتی انجام می‌شود.


Circuit

مدار

The lamp will not turn on if the circuit is broken.

اگر مدار قطع باشد، لامپ روشن نمی‌شود.


Magnet

آهنربا

A magnet can attract iron.

آهنربا می‌تواند آهن را جذب کند.

بیشتر بخوانید: کلمات و اصطلاحات مدرسه به انگلیسی

اصطلاحات حرکت و نیرو در فیزیک به انگلیسی

یکی از مهم‌ترین بخش‌های فیزیک، حرکت و نیرو است. در این بخش با کلماتی آشنا می‌شوید که برای توضیح حرکت اجسام، سرعت، شتاب، جاذبه و اصطکاک استفاده می‌شوند.

Force

نیرو

A stronger force can move the object faster.

یک نیروی قوی‌تر می‌تواند جسم را سریع‌تر حرکت دهد.


Net force

نیروی خالص

If the net force is zero, the object does not accelerate.

اگر نیروی خالص صفر باشد، جسم شتاب نمی‌گیرد.


Gravity

جاذبه

Gravity keeps us on the ground.

جاذبه ما را روی زمین نگه می‌دارد.


Friction

اصطکاک

There is less friction on ice.

روی یخ اصطکاک کمتری وجود دارد.


Acceleration

شتاب

The bike’s acceleration increased on the downhill road.

شتاب دوچرخه در مسیر سرازیری افزایش پیدا کرد.


Speed

سرعت

The speed of the ball changed after the hit.

سرعت توپ بعد از ضربه تغییر کرد.


Velocity

سرعت برداری

The velocity of the object changed when it turned left.

وقتی جسم به چپ چرخید، سرعت برداری آن تغییر کرد.


Free fall

سقوط آزاد

In free fall, gravity is the main force acting on the object.

در سقوط آزاد، جاذبه نیروی اصلی وارد بر جسم است.


Air resistance

مقاومت هوا

Air resistance slows the falling object down.

مقاومت هوا سرعت جسم در حال سقوط را کم می‌کند.


Inclined plane

سطح شیب‌دار

An inclined plane makes it easier to lift heavy objects.

سطح شیب‌دار بلند کردن اجسام سنگین را آسان‌تر می‌کند.

بیشتر بخوانید: آموزش کامل لوازم التحریر به انگلیسی

انواع انرژی به انگلیسی

یکی از مهم‌ترین موضوعات فیزیک، انرژی است. در انگلیسی برای انواع انرژی از ترکیب‌های مختلفی استفاده می‌شود.

Energy

انرژی

We use energy every day.

ما هر روز از انرژی استفاده می‌کنیم.


Kinetic energy

انرژی جنبشی

A moving car has kinetic energy.

یک ماشین در حال حرکت انرژی جنبشی دارد.


Potential energy

انرژی پتانسیل / انرژی ذخیره‌شده

The ball at the top of the hill has potential energy.

توپی که بالای تپه است، انرژی پتانسیل دارد.


Thermal energy

انرژی گرمایی

Thermal energy increases when the temperature rises.

وقتی دما بالا می‌رود، انرژی گرمایی افزایش پیدا می‌کند.


Chemical energy

انرژی شیمیایی

Food contains chemical energy.

غذا دارای انرژی شیمیایی است.


Electrical energy

انرژی الکتریکی

The battery stores electrical energy.

باتری انرژی الکتریکی ذخیره می‌کند.


Nuclear energy

انرژی هسته‌ای

Nuclear energy is produced inside the nucleus of an atom.

انرژی هسته‌ای در داخل هسته اتم تولید می‌شود.


Solar energy

انرژی خورشیدی

Solar energy comes from the sun.

انرژی خورشیدی از خورشید می‌آید.


Wind energy

انرژی بادی

Wind energy can be used to produce electricity.

از انرژی بادی می‌توان برای تولید برق استفاده کرد.


Renewable energy

انرژی تجدیدپذیر

Solar power is a type of renewable energy.

انرژی خورشیدی نوعی انرژی تجدیدپذیر است.


Non-renewable energy

انرژی تجدیدناپذیر

Coal and oil are non-renewable energy sources.

زغال‌سنگ و نفت منابع انرژی تجدیدناپذیر هستند.

بیشتر بخوانید: آموزش ۳۰۰۰ واژه ضروری انگلیسی

اصطلاحات کار، توان و تبدیل انرژی به انگلیسی

در فیزیک، کلماتی مثل work و power معنی دقیق‌تری نسبت به انگلیسی روزمره دارند.

Work

کار

Work is done when a force moves an object.

وقتی نیرو باعث حرکت یک جسم شود، کار انجام می‌شود.


Power

توان

A powerful engine can do more work in less time.

یک موتور قوی (دارای توان) می‌تواند در زمان کمتر کار بیشتری انجام دهد.


Joule

ژول

Energy is often measured in joules.

انرژی معمولا با ژول اندازه‌گیری می‌شود.


Watt

وات

Power is measured in watts.

توان با وات اندازه‌گیری می‌شود.


Energy transfer

انتقال انرژی

Energy transfer happens when heat moves from one object to another.

انتقال انرژی زمانی اتفاق می‌افتد که گرما از یک جسم به جسم دیگر منتقل شود.


Energy conversion

تبدیل انرژی

A lamp converts electrical energy into light.

لامپ انرژی الکتریکی را به نور تبدیل می‌کند.


Efficiency

بازده / راندمان

This machine has high efficiency.

این دستگاه بازده بالایی دارد.


Conservation of energy

پایستگی انرژی

The conservation of energy is a basic law of physics.

پایستگی انرژی یکی از قوانین پایه فیزیک است.

بیشتر بخوانید: آموزش کامل اعداد به انگلیسی

اصطلاحات موج، صوت و نور به انگلیسی

در فیزیک، موج‌ها برای توضیح صدا، نور، ارتعاش و بسیاری از پدیده‌های دیگر استفاده می‌شوند.

Wave

موج

A wave carries energy from one place to another.

موج انرژی را از یک مکان به مکان دیگر منتقل می‌کند.


Sound wave

موج صوتی

Sound waves travel through the air.

امواج صوتی از طریق هوا حرکت می‌کنند.


Light wave

موج نوری

Light waves can travel through space.

امواج نوری می‌توانند در فضا حرکت کنند.


Wavelength

طول موج

Red light has a longer wavelength than blue light.

نور قرمز طول موج بلندتری نسبت به نور آبی دارد.


Frequency

فرکانس / بسامد

Higher frequency means a higher pitch.

فرکانس بالاتر یعنی صدای زیرتر.


Amplitude

دامنه

A larger amplitude makes the sound louder.

دامنه بزرگ‌تر باعث می‌شود صدا بلندتر شود.


Reflection

بازتاب

We see ourselves in a mirror because of reflection.

ما به دلیل بازتاب، خودمان را در آینه می‌بینیم.


Refraction

شکست نور

Refraction happens when light passes from air into water.

شکست نور زمانی رخ می‌دهد که نور از هوا وارد آب می‌شود.


Spectrum

طیف

White light contains all the colors of the visible spectrum.

نور سفید شامل همه رنگ‌های طیف مرئی است.


Visible light

نور مرئی

Visible light is the light we can see.

نور مرئی نوری است که می‌توانیم ببینیم.

بیشتر بخوانید: آموزش رنگ ها به انگلیسی

اصطلاحات الکتریسیته و مغناطیس به انگلیسی

الکتریسیته و مغناطیس از مهم‌ترین بخش‌های فیزیک هستند، مخصوصا برای درک مدارها، جریان برق و میدان‌های مغناطیسی.

Electricity

الکتریسیته / برق

Modern life depends on electricity.

زندگی مدرن به برق وابسته است.


Electric charge

بار الکتریکی

Electrons have a negative electric charge.

الکترون‌ها بار الکتریکی منفی دارند.


Current

جریان برق

Current flows through the wire.

جریان برق از سیم عبور می‌کند.


Voltage

ولتاژ

A higher voltage can push more current through a circuit.

ولتاژ بالاتر می‌تواند جریان بیشتری را از مدار عبور دهد.


Resistance

مقاومت

Resistance makes it harder for current to flow.

مقاومت عبور جریان را سخت‌تر می‌کند.


Circuit

مدار

A simple circuit needs a battery, wires, and a bulb.

یک مدار ساده به باتری، سیم و لامپ نیاز دارد.


Battery

باتری

The battery provides energy for the circuit.

باتری انرژی مدار را تأمین می‌کند.


Conductor

رسانا

Copper is a good conductor of electricity.

مس رسانای خوبی برای برق است.


Insulator

عایق

Plastic is an insulator.

پلاستیک عایق است.


Magnet

آهنربا

The magnet attracted the metal clip.

آهنربا گیره فلزی را جذب کرد.


Magnetic field

میدان مغناطیسی

The Earth has a magnetic field.

زمین میدان مغناطیسی دارد.


Electromagnetism

الکترومغناطیس

Electromagnetism connects electricity and magnetism.

الکترومغناطیس برق و مغناطیس را به هم مرتبط می‌کند.

اصطلاحات گرما و دما در فیزیک به انگلیسی

در انگلیسی، heat و temperature یکی نیستند. Heat یعنی گرما یا انرژی گرمایی، اما temperature یعنی دما.

Heat

گرما

Heat moves from a warmer object to a cooler one.

گرما از جسم گرم‌تر به جسم سردتر منتقل می‌شود.


Temperature

دما

The temperature dropped during the night.

دما در طول شب کاهش پیدا کرد.


Thermal energy

انرژی گرمایی

Hot objects have more thermal energy.

اجسام داغ انرژی گرمایی بیشتری دارند.


Conduction

رسانش

Heat moves through metal by conduction.

گرما از طریق رسانش در فلز حرکت می‌کند.


Convection

همرفت

Convection happens in liquids and gases.

همرفت در مایعات و گازها اتفاق می‌افتد.


Radiation

تابش

The sun transfers heat by radiation.

خورشید گرما را از طریق تابش منتقل می‌کند.


Melting

ذوب شدن

Ice starts melting at zero degrees Celsius.

یخ در صفر درجه سانتی‌گراد شروع به ذوب شدن می‌کند.


Freezing

یخ زدن

Water starts freezing when the temperature drops below zero.

آب وقتی دما به زیر صفر می‌رسد، شروع به یخ زدن می‌کند.


Boiling

جوشیدن

Water starts boiling at 100 degrees Celsius.

آب در ۱۰۰ درجه سانتی‌گراد شروع به جوشیدن می‌کند.


Evaporation

تبخیر

Evaporation happens when water turns into vapor.

تبخیر زمانی اتفاق می‌افتد که آب به بخار تبدیل می‌شود.


Expansion

انبساط

Metal expands when it gets hot.

فلز وقتی داغ می‌شود منبسط می‌شود.


Contraction

انقباض

Most materials contract when they cool down.

بیشتر مواد وقتی سرد می‌شوند منقبض می‌شوند.

بیشتر بخوانید: آب و هوا به انگلیسی

اصطلاحات اتم، هسته و فیزیک مدرن به انگلیسی

در سطح‌های بالاتر، فیزیک وارد موضوعاتی مثل اتم، ذرات، انرژی هسته‌ای و فیزیک کوانتوم می‌شود.

Atom

اتم

An atom is the basic unit of matter.

اتم واحد پایه ماده است.


Molecule

مولکول

A water molecule has two hydrogen atoms and one oxygen atom.

یک مولکول آب دو اتم هیدروژن و یک اتم اکسیژن دارد.


Electron

الکترون

Electrons move around the nucleus.

الکترون‌ها دور هسته حرکت می‌کنند.


Proton

پروتون

A proton has a positive charge.

پروتون بار مثبت دارد.


Neutron

نوترون

A neutron has no electric charge.

نوترون بار الکتریکی ندارد.


Nucleus

هسته

The nucleus is at the center of an atom.

هسته در مرکز اتم قرار دارد.


Particle

ذره

Scientists study tiny particles in particle physics.

دانشمندان در فیزیک ذرات، ذرات بسیار کوچک را مطالعه می‌کنند.


Photon

فوتون

A photon is a particle of light.

فوتون ذره‌ای از نور است.


Radiation

تابش / تشعشع

Too much radiation can be dangerous.

تابش بیش از حد می‌تواند خطرناک باشد.


Nuclear physics

فیزیک هسته‌ای

Nuclear physics studies the nucleus of atoms.

فیزیک هسته‌ای هسته اتم‌ها را مطالعه می‌کند.


Fission

شکافت هسته‌ای

Fission splits a heavy nucleus into smaller parts.

شکافت هسته‌ای یک هسته سنگین را به بخش‌های کوچک‌تر تقسیم می‌کند.


Fusion

همجوشی هسته‌ای

Fusion happens when light nuclei combine.

همجوشی زمانی اتفاق می‌افتد که هسته‌های سبک با هم ترکیب می‌شوند.


Quantum physics

فیزیک کوانتوم

Quantum physics studies very small particles.

فیزیک کوانتوم ذرات بسیار کوچک را بررسی می‌کند.

اصطلاحات آزمایشگاه فیزیک به انگلیسی

برای توصیف آزمایش‌ها، گزارش‌های علمی و فعالیت‌های کلاسی، این کلمات بسیار مهم‌اند.

Experiment

آزمایش

We did a simple physics experiment in class.

ما در کلاس یک آزمایش ساده فیزیک انجام دادیم.


Measurement

اندازه‌گیری

Accurate measurement is important in physics.

اندازه‌گیری دقیق در فیزیک مهم است.


Data

داده‌ها

We recorded the data in a table.

ما داده‌ها را در یک جدول ثبت کردیم.


Result

نتیجه

The result was different from what we expected.

نتیجه با چیزی که انتظار داشتیم متفاوت بود.


Observation

مشاهده

Careful observation helps scientists understand what is happening.

مشاهده دقیق به دانشمندان کمک می‌کند بفهمند چه اتفاقی در حال رخ دادن است.


Hypothesis

فرضیه

Our hypothesis was tested in the experiment.

فرضیه ما در آزمایش بررسی شد.


Variable

متغیر

Temperature was the main variable in the experiment.

دما متغیر اصلی در آزمایش بود.


Constant

ثابت

We kept the pressure constant.

ما فشار را ثابت نگه داشتیم.


Error

خطا

Small errors can change the final result.

خطاهای کوچک می‌توانند نتیجه نهایی را تغییر دهند.


Accuracy

دقت / درستی اندازه‌گیری

This instrument has high accuracy.

این ابزار دقت بالایی دارد.


Precision

دقت تکرارپذیری

Precision means getting similar results each time.

دقت تکرارپذیری یعنی هر بار نتایج مشابهی به دست بیاوریم.


Graph

نمودار

The graph shows the relationship between force and acceleration.

نمودار رابطه بین نیرو و شتاب را نشان می‌دهد.

افعال پرکاربرد در فیزیک به انگلیسی

برای فهمیدن متن‌های علمی، فقط دانستن اسم‌ها کافی نیست. باید افعال رایج فیزیک را هم بلد باشید.

Measure

اندازه‌گیری کردن

We measured the length of the object.

ما طول جسم را اندازه‌گیری کردیم.


Calculate

محاسبه کردن

We calculated the speed of the car.

ما سرعت ماشین را محاسبه کردیم.


Observe

مشاهده کردن

The students observed the motion of the ball.

دانش‌آموزان حرکت توپ را مشاهده کردند.


Apply

وارد کردن / اعمال کردن

A force was applied to the object.

نیرویی به جسم وارد شد.


Increase

افزایش یافتن / افزایش دادن

The pressure increases when the gas is heated.

وقتی گاز گرم می‌شود، فشار افزایش پیدا می‌کند.


Decrease

کاهش یافتن / کاهش دادن

The speed decreases because of friction.

سرعت به دلیل اصطکاک کاهش پیدا می‌کند.


Accelerate

شتاب گرفتن

The car accelerates quickly.

ماشین سریع شتاب می‌گیرد.


Slow down

کند شدن / سرعت را کم کردن

Friction slows the object down.

اصطکاک سرعت جسم را کم می‌کند.


Expand

منبسط شدن

Metal expands when it is heated.

فلز وقتی گرم می‌شود منبسط می‌شود.


Contract

منقبض شدن

The material contracts as it cools.

ماده وقتی سرد می‌شود منقبض می‌شود.


Absorb

جذب کردن

Dark surfaces absorb more heat.

سطوح تیره گرمای بیشتری جذب می‌کنند.


Emit

منتشر کردن / گسیل کردن / ساطع کردن

The lamp emits light.

سطوح تیره گرمای بیشتری جذب می‌کنند.

بیشتر بخوانید: آموزش افعال انگلیسی

جمع بندی

اصطلاحات فیزیک به انگلیسی فقط به چند کلمه ساده مثل force، energy، motion و gravity محدود نمی‌شوند. برای یادگیری بهتر، باید این واژه‌ها را همراه با مثال، کاربرد واقعی و تفاوت کلمات مشابه مثل mass و weight یا speed و velocity یاد بگیرید. اگر این اصطلاحات را موضوعی بخوانید، فهم متن‌های علمی و درس فیزیک به انگلیسی برایتان بسیار ساده‌تر می‌شود.

سوالات متداول اصطلاحات فیزیک به انگلیسی

فیزیک به انگلیسی چه می‌شود؟

فیزیک به انگلیسی Physics می‌شود.

اصطلاحات فیزیک دبیرستان به انگلیسی شامل چه چیزهایی است؟

شامل کلماتی مثل force، motion، energy، gravity، friction، wave، current و temperature است.

انرژی جنبشی و انرژی پتانسیل به انگلیسی چه می‌شود؟

انرژی جنبشی kinetic energy و انرژی پتانسیل potential energy است.

تفاوت mass و weight چیست؟

Mass یعنی جرم، اما weight یعنی وزن و به نیروی جاذبه بستگی دارد.

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

لوگو زبان مستر فوتر

زبان مستر، در راستای امر ارتقاء سطح آموزش زبان‌ ترکی استانبولی، آموزش زبان فرانسه، آموزش زبان آلمانی و آموزش زبان انگلیسی؛ تلاش بر این دارد تا یادگیری این زبان‌ها را با ابزارهای کاربردی و هم‌چنین پشتیبانی قوی، برای زبان‌آموزان راحت‌تر کند.

  • آدرس: تهران، جردن، عاطفی شرقی، ساسان، پلاک 4
  • 02191035152
  • info@zabanmaster.com
دسترسی سریع
  • بلاگ
  • دوره های آموزشی
  • حساب کاربری
  • درباره ما
  • قوانین و مقررات
  • تماس با ما
  • اپلیکیشن آموزش زبان
مجوزها


logo-samandehi


logo-enamad

nashr-digital

bank-license
تمامی حقوق برای سایت زبان مستر محفوظ می باشد.
icon
مشاوره آموزش زبان انگلیسی
icon
×
icon
ارتباط مستقیم با ما
برای مشاوره و ثبت نام در واتس‌اپ به ما پیام دهید،
اینستاگرام و تلگرام آموزش زبان انگلیسی را دنبال کنید.
جهت ارتباط با ما در واتس‌اپ پیام دهید.
مشاوره و پشتیبانی زبان انگلیسی Whatsapp chat
اینستاگرام آموزش زبان انگلیسی Whatsapp chat
1 +
مشاوره و پشتیبانی زبان انگلیسی
مشاوره و پشتیبانی زبان انگلیسی
مشاوره و پشتیبانی
ارتباط مستقیم در واتس‌اپ
اینستاگرام آموزش زبان انگلیسی
اینستاگرام آموزش زبان انگلیسی
پیج اینستاگرام
تلگرام آموزش زبان انگلیسی
تلگرام آموزش زبان انگلیسی
کانال تلگرام
سوالات متداول
×
icon
سوالات متداول
در این قسمت سوالات متداول کاربران جمع آوری شده است تا در صورتی که شما هم همین سوال را دارید پاسخ سوال خود را پیدا کنید
آموزش 0 تا 100 زبان انگلیسی
تسلط کامل به زبان انگلیسی
تسلط کامل و حرفه ای به زبان انگلیسی، دریافت مدرک آیلتس 7.5 تا 8 و تافل 110 فقط با دوره صفر تا صد زبان انگلیسی زبان مستر میسر است.
مشاهده بیشتر ...
مکالمه انگلیسی در 80 روز
مکالمه محور
مکالمه انگلیسی فقط با روزی 15 دقیقه در 80 روز! آموزش مکالمه انگلیسی با استاد ساهری مدرس وریفای شده دانشگاه کمبریج
مشاهده بیشتر ...
بازگشت

ورود

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

هنوز عضو نشده اید؟ عضویت در سایت