آموزش کامل اسم در انگلیسی + مثال و کاربرد
اسم در انگلیسی یکی از پایهایترین بخشهای گرامر است، چون تقریبا در هر جملهای به آن نیاز داریم.
وقتی درباره یک شخص، مکان، وسیله، احساس، ایده یا حتی یک اتفاق صحبت میکنیم، معمولا با یک noun یا همان اسم سروکار داریم.
در این مقاله از آموزش زبان انگلیسی، با تعریف اسم، انواع اسم در انگلیسی، روش تشخیص اسم و کاربردهای مهم آن در جمله آشنا میشویم.
اسم در انگلیسی چیست؟
اسم در انگلیسی یا noun کلمهای است که برای نام بردن از یک شخص، مکان، شیء، حیوان، احساس، ایده یا مفهوم استفاده میشود.
به زبان ساده، هر چیزی که بتوانیم برای آن «نام» بگذاریم، معمولا یک اسم است. مثلا:
| اسم انگلیسی | معنی فارسی |
|---|---|
| teacher | معلم |
| city | شهر |
| phone | گوشی / تلفن |
| happiness | خوشحالی |
| dog | سگ |
| idea | ایده |
| music | موسیقی |
| problem | مشکل |
به این مثالها توجه کنید:
My teacher is very kind.
معلم من خیلی مهربان است.
در این جمله، teacher یک اسم است، چون به یک شخص اشاره میکند. مثال دیگر:
I have a problem.
من یک مشکل دارم.
در این جمله، problem اسم است، چون به یک موضوع یا مسئله اشاره میکند.
چطور اسم را در انگلیسی تشخیص دهیم؟
برای تشخیص اسم در انگلیسی چند نشانه مهم وجود دارد. البته همه اسمها همیشه این نشانهها را ندارند، اما این موارد به شما کمک میکنند راحتتر اسم را در جمله پیدا کنید.
1. اسم بعد از a, an یا the میآید
در انگلیسی، خیلی وقتها قبل از اسم از آرتیکلها استفاده میشود:
a book
یک کتاب
an apple
یک سیب
the door
در / آن در
مثال:
I bought a book yesterday.
دیروز یک کتاب خریدم.
در این جمله، book اسم است، چون بعد از a آمده است.
۲. اسم بعد از صفات ملکی میآید
کلماتی مثل my, your, his, her, our, their معمولا قبل از اسم میآیند. مثال:
my car
ماشین من
your phone
گوشی تو / شما
their house
خانه آنها
حال به مثال آن در جمله توجه کنید:
Her phone is on the table.
گوشی او روی میز است.
در این جمله، phone اسم است.
۳. اسم بعد از صفت میآید
در انگلیسی، صفت معمولا قبل از اسم قرار میگیرد. به مثالهای زیر توجه کنید:
a beautiful city
یک شهر زیبا
a serious problem
یک مشکل جدی
an old friend
یک دوست قدیمی
و حال مثال در جمله:
That’s a serious problem.
این یک مشکل جدی است.
در این جمله، serious صفت است و problem اسم است.
۴. اسم میتواند نقش فاعل یا مفعول داشته باشد
گاهی اسم در ابتدای جمله میآید و نقش فاعل دارد. مثلا:
Coffee helps me wake up.
قهوه کمک میکند بیدار شوم.
در این جمله، coffee اسم و فاعل جمله است. گاهی هم اسم بعد از فعل میآید و نقش مفعول دارد.
I need coffee.
من قهوه لازم دارم.
در این جمله، coffee اسم و مفعول جمله است.
۵. بعضی پسوندها نشانه اسم هستند
بسیاری از اسمها در انگلیسی پسوندهای مشخصی دارند. مثلا:
| پسوند | مثال | معنی |
|---|---|---|
| -tion | information | اطلاعات |
| -ment | improvement | پیشرفت |
| -ness | happiness | خوشحالی |
| -ity | ability | توانایی |
| -er | teacher | معلم |
| -or | actor | بازیگر |
| -ship | friendship | دوستی |
| -hood | childhood | کودکی |
مثال:
Her happiness matters to me.
خوشحالی او برای من مهم است.
در این جمله happiness اسم است.
جایگاه اسم در جمله انگلیسی
اسمها میتوانند در بخشهای مختلف جمله قرار بگیرند. مهمترین جایگاههای اسم در جمله انگلیسی عبارتاند از:
1. اسم به عنوان فاعل جمله
فاعل کسی یا چیزی است که کاری را انجام میدهد یا جمله درباره اوست. مثلا:
My brother works in a bank.
برادرم در یک بانک کار میکند.
در این جمله، my brother اسم/عبارت اسمی و فاعل جمله است. مثالی دیگر:
The weather is getting colder.
هوا دارد سردتر میشود.
در این جمله، the weather فاعل جمله است.
۲. اسم به عنوان مفعول جمله
مفعول چیزی است که فعل روی آن انجام میشود. مثال:
She bought a new laptop.
او یک لپتاپ جدید خرید.
در این جمله، a new laptop مفعول است. مثال دیگر:
I called my friend.
به دوستم زنگ زدم.
در این جمله، my friend مفعول است.
۳. اسم بعد از حرف اضافه
اسمها خیلی وقتها بعد از حروف اضافه مثل in, on, at, with, for, about, from میآیند.
I live in a small apartment.
من در یک آپارتمان کوچک زندگی میکنم.
در این جمله، a small apartment بعد از حرف اضافه in آمده است. مثال دیگر:
We talked about the problem.
ما درباره مشکل صحبت کردیم.
در این جمله، the problem بعد از about آمده است.
۴. اسم بعد از فعل be
بعد از فعلهای am, is, are, was, were هم ممکن است اسم بیاید. مثال:
She is a doctor.
او پزشک است.
در این جمله، doctor اسم است. مثال دیگر:
They are students.
آنها دانشآموز / دانشجو هستند.
در این جمله، students اسم جمع است.
انواع اسم در انگلیسی
یکی از مهمترین بخشهای این مبحث، شناخت انواع اسم در انگلیسی است. اسمها از نظر معنی، کاربرد و ساختار به چند دسته تقسیم میشوند.
اسم عام در انگلیسی؛ Common Noun
اسم عام یا common noun به شخص، مکان، وسیله یا چیزی بهصورت کلی اشاره میکند، نه به یک نام خاص. مثال:
| Common Noun | معنی |
|---|---|
| teacher | معلم |
| city | شهر |
| restaurant | رستوران |
| book | کتاب |
| phone | گوشی |
| company | شرکت |
مثال:
I need a new phone.
من به یک گوشی جدید نیاز دارم.
در این جمله، phone اسم عام است، چون به یک گوشی خاص با نام مشخص اشاره نمیکند. مثال دیگر:
She works in a big company.
او در یک شرکت بزرگ کار میکند.
در این جمله، company اسم عام است.
اسم خاص در انگلیسی؛ Proper Noun
اسم خاص یا proper noun به نام مشخص یک شخص، مکان، برند، روز، ماه، کشور یا چیز خاص اشاره میکند.
| Proper Noun | معنی |
|---|---|
| Sarah | سارا |
| London | لندن |
| گوگل | |
| Monday | دوشنبه |
| Iran | ایران |
| English | زبان انگلیسی |
نکته مهم: اسمهای خاص در انگلیسی با حرف بزرگ شروع میشوند. مثال:
Sarah lives in London.
سارا در لندن زندگی میکند.
در این جمله، Sarah و London اسم خاص هستند.
I use Google every day.
من هر روز از گوگل استفاده میکنم.
در این جمله، Google اسم خاص است.
اسم عینی در انگلیسی؛ Concrete Noun
اسم عینی یا concrete noun به چیزی اشاره میکند که میتوانیم آن را با یکی از حواس پنجگانه درک کنیم؛ یعنی ببینیم، بشنویم، لمس کنیم، بو کنیم یا بچشیم. به مثالهایی که در ادامه میآید توجه کنید:
| Concrete Noun | معنی |
|---|---|
| coffee | قهوه |
| table | میز |
| music | موسیقی |
| dog | سگ |
| perfume | عطر |
| bread | نان |
مثال:
The coffee smells amazing.
قهوه بوی فوقالعادهای میدهد.
در این جمله، coffee اسم عینی است، چون میتوانیم آن را بو کنیم و بچشیم.
I heard loud music outside.
بیرون صدای موسیقی بلند شنیدم.
در این جمله، music اسم عینی است، چون شنیده میشود.
اسم انتزاعی در انگلیسی؛ Abstract Noun
اسم انتزاعی یا abstract noun به مفهوم، احساس، کیفیت یا ایدهای اشاره میکند که نمیتوانیم آن را مستقیما با حواس پنجگانه لمس یا مشاهده کنیم.
| Abstract Noun | معنی |
|---|---|
| love | عشق |
| fear | ترس |
| freedom | آزادی |
| happiness | خوشحالی |
| success | موفقیت |
| advice | نصیحت |
| honesty | صداقت |
| patience | صبر |
مثالها:
Patience is important when you learn a new language.
وقتی زبان جدیدی یاد میگیری، صبر مهم است.
در این جمله، patience اسم انتزاعی است. مثالی دیگر:
Her honesty impressed me.
صداقت او مرا تحت تأثیر قرار داد.
در این جمله، honesty اسم انتزاعی است.
اسم قابل شمارش در انگلیسی؛ Countable Noun
اسم قابل شمارش یا countable noun اسمی است که میتوانیم آن را بشماریم. این اسمها شکل مفرد و جمع دارند. مثال:
| مفرد | جمع | معنی |
|---|---|---|
| book | books | کتاب |
| apple | apples | سیب |
| chair | chairs | صندلی |
| idea | ideas | ایده |
| student | students | دانشآموز / دانشجو |
مثلا:
I bought three books last week.
هفته گذشته سه کتاب خریدم.
در این جمله، books قابل شمارش است. مثالی دیگر:
She has a good idea.
او یک ایده خوب دارد.
در این جمله، idea قابل شمارش است و با a آمده است. با اسم مفرد قابل شمارش معمولاً باید از a, an, the, my, this یا کلمات مشابه استفاده کنیم.
اسم غیرقابل شمارش در انگلیسی؛ Uncountable Noun
اسم غیرقابل شمارش یا uncountable noun اسمی است که نمیتوانیم آن را بهصورت جداگانه بشماریم. این اسمها معمولا شکل جمع نمیگیرند و با a/an نمیآیند.
| Uncountable Noun | معنی |
|---|---|
| water | آب |
| rice | برنج |
| money | پول |
| information | اطلاعات |
| advice | نصیحت |
| furniture | مبلمان |
| luggage | چمدان / بار سفر |
| traffic | ترافیک |
| homework | تکلیف |
| equipment | تجهیزات |
جملات مثال:
I need some information about the course.
من کمی اطلاعات درباره دوره لازم دارم.
در این جمله، information غیرقابل شمارش است.
We bought new furniture for the living room.
ما برای اتاق نشیمن مبلمان جدید خریدیم.
در این جمله، furniture غیرقابل شمارش است.
اسم مفرد و جمع در انگلیسی
اسمها از نظر تعداد به دو دسته کلی تقسیم میشوند:
- Singular noun یعنی اسم مفرد
- Plural noun یعنی اسم جمع
مثال:
| Singular | Plural | معنی |
|---|---|---|
| book | books | کتاب / کتابها |
| friend | friends | دوست / دوستان |
| class | classes | کلاس / کلاسها |
| baby | babies | بچه / بچهها |
| box | boxes | جعبه / جعبهها |
جملات مثال:
I have one brother and two sisters.
من یک برادر و دو خواهر دارم.
در این جمله، brother مفرد و sisters جمع است.
روش جمع بستن اسم در انگلیسی
برای جمع بستن اسمها در انگلیسی چند قاعده مهم وجود دارد.
۱- بیشتر اسمها با s جمع بسته میشوند
| مفرد | جمع |
|---|---|
| book | books |
| car | cars |
| student | students |
| problem | problems |
مثلا:
I have two cars.
من دو ماشین دارم.
۲- اسمهای پایانیافته به s, sh, ch, x, z با es جمع بسته میشوند
| مفرد | جمع |
|---|---|
| bus | buses |
| box | boxes |
| class | classes |
| watch | watches |
| dish | dishes |
There are three buses outside.
بیرون سه اتوبوس هست.
3. اسمهایی که به consonant + y ختم میشوند، y را به ies تبدیل میکنند
| مفرد | جمع |
|---|---|
| baby | babies |
| city | cities |
| story | stories |
| country | countries |
مثال:
She tells great stories.
او داستانهای فوقالعادهای تعریف میکند.
اما اگر قبل از y یک حرف صدادار باشد، فقط s اضافه میکنیم:
| مفرد | جمع |
|---|---|
| boy | boys |
| key | keys |
| day | days |
I lost my keys.
کلیدهایم را گم کردم.
۴- بعضی اسمها جمع بیقاعده دارند
| مفرد | جمع | معنی |
|---|---|---|
| man | men | مرد / مردان |
| woman | women | زن / زنان |
| child | children | کودک / کودکان |
| person | people | شخص / مردم |
| tooth | teeth | دندان / دندانها |
| foot | feet | پا / پاها |
| mouse | mice | موش / موشها |
There were a lot of people at the party.
در مهمانی آدمهای زیادی بودند.
۵- بعضی اسمها در مفرد و جمع یکسان هستند
| مفرد و جمع | معنی |
|---|---|
| sheep | گوسفند / گوسفندها |
| fish | ماهی / ماهیها |
| deer | گوزن / گوزنها |
| species | گونه / گونهها |
| series | سری / مجموعه |
I saw three deer in the forest.
در جنگل سه گوزن دیدم.
اسمهای همیشه جمع در انگلیسی
بعضی اسمها در انگلیسی معمولا به شکل جمع استفاده میشوند، حتی اگر در فارسی آنها را یک چیز بدانیم.
| اسم | معنی |
|---|---|
| clothes | لباسها |
| jeans | شلوار جین |
| trousers | شلوار |
| glasses | عینک |
| scissors | قیچی |
| headphones | هدفون |
| stairs | پلهها |
مثال:
Where are my glasses?
عینکم کجاست؟
در انگلیسی میگوییم are، نه is، چون glasses شکل جمع دارد. مثالی دیگر:
These jeans are too tight.
این شلوار جین خیلی تنگ است.
اسم جمعی در انگلیسی؛ Collective Noun
اسم جمعی یا collective noun به گروهی از افراد، حیوانات یا چیزها اشاره میکند.
| Collective Noun | معنی |
|---|---|
| family | خانواده |
| team | تیم |
| class | کلاس |
| audience | تماشاگران / حضار |
| staff | کارکنان |
| group | گروه |
| committee | کمیته |
مثال:
Our team is ready for the match.
تیم ما برای مسابقه آماده است.
در این جمله، team یک اسم جمعی است. مثال:
The audience loved the performance.
تماشاگران اجرا را دوست داشتند.
اسم مرکب در انگلیسی؛ Compound Noun
اسم مرکب یا compound noun از ترکیب دو یا چند کلمه ساخته میشود و به یک مفهوم واحد اشاره میکند.
| Compound Noun | معنی |
|---|---|
| coffee shop | کافیشاپ |
| bus stop | ایستگاه اتوبوس |
| toothpaste | خمیر دندان |
| bedroom | اتاق خواب |
| mother-in-law | مادرشوهر / مادرزن |
| credit card | کارت اعتباری |
| website | وبسایت |
| traffic light | چراغ راهنمایی |
این مثالها را ببینید:
I’ll meet you at the coffee shop.
تو را در کافیشاپ میبینم.
She forgot her credit card at home.
او کارت اعتباریاش را در خانه جا گذاشت.
اسمهای مرکب ممکن است به سه شکل نوشته شوند:
- جدا از هم: coffee shop
- چسبیده: toothpaste
- با خط فاصله: mother-in-law
اسم ملکی در انگلیسی؛ Possessive Noun
اسم ملکی نشان میدهد چیزی متعلق به چه کسی یا چه چیزی است. در انگلیسی معمولاً برای مالکیت از ‘s یا فقط ‘ استفاده میکنیم. مثلا:
| عبارت | معنی |
|---|---|
| Sarah’s car | ماشین سارا |
| my brother’s room | اتاق برادرم |
| the teacher’s desk | میز معلم |
| my parents’ house | خانه پدر و مادرم |
This is Sarah’s laptop.
این لپتاپ سارا است.
اگر اسم جمع به s ختم شود، فقط آپاستروف اضافه میکنیم:
My parents’ house is near the park.
خانه پدر و مادرم نزدیک پارک است.
اما اگر جمع بیقاعده باشد، ‘s میگیرد:
The children’s toys are on the floor.
اسباببازیهای بچهها روی زمین است.
صفت و اسم در انگلیسی
در انگلیسی، صفت معمولا قبل از اسم میآید. این یکی از تفاوتهای مهم انگلیسی و فارسی است. در فارسی میگوییم «خانه زیبا» اما در انگلیسی میگوییم «a beautiful house». یعنی اول صفت میآید، بعد اسم. مثالهای بیشتر:
| انگلیسی | فارسی |
|---|---|
| a good teacher | یک معلم خوب |
| a difficult question | یک سؤال سخت |
| a small apartment | یک آپارتمان کوچک |
| a serious mistake | یک اشتباه جدی |
| an expensive phone | یک گوشی گران |
مثال در جمله:
She made a serious mistake.
او یک اشتباه جدی کرد.
در این جمله، serious صفت و mistake اسم است. مثالی دیگر:
I live in a small apartment.
من در یک آپارتمان کوچک زندگی میکنم.
ترتیب صفات قبل از اسم در انگلیسی
گاهی قبل از یک اسم، چند صفت میآید. در این حالت، صفات معمولا ترتیب مشخصی دارند. ترتیب رایج صفات در انگلیسی:
نظر → اندازه → سن → شکل → رنگ → ملیت/اصل → جنس → کاربرد → اسم
به این مثالها دقت کنید:
a beautiful small old house
یک خانه کوچک قدیمی زیبا
اما در مکالمه روزمره، معمولا Native Speakerها از تعداد زیادی صفت پشت سر هم استفاده نمیکنند. بهتر است جمله طبیعی و ساده باشد.
She bought a small black bag.
او یک کیف کوچک مشکی خرید.
He drives an old German car.
او یک ماشین آلمانی قدیمی میراند.
وقتی اسم نقش صفت میگیرد
در انگلیسی، گاهی یک اسم قبل از اسم دیگر میآید و آن را توصیف میکند. به این ساختار معمولا noun modifier یا noun as adjective گفته میشود.
نکته مهم: در این ساختار، اسم اول معمولا مفرد میآید.
| عبارت | معنی |
|---|---|
| coffee cup | فنجان قهوه |
| school bus | اتوبوس مدرسه |
| language teacher | معلم زبان |
| business meeting | جلسه کاری |
| company policy | سیاست شرکت |
| phone number | شماره تلفن |
| video lesson | درس ویدیویی |
مثال در جمله:
I have a business meeting at 10.
ساعت ۱۰ یک جلسه کاری دارم.
در این جمله، business اسم است، اما قبل از meeting آمده و آن را توصیف میکند.
She is a language teacher.
او معلم زبان است.
عبارت اسمی در انگلیسی؛ Noun Phrase
عبارت اسمی یا noun phrase گروهی از کلمات است که هسته اصلی آن یک اسم است. مثال ساده:
a book
یک کتاب
مثال کاملتر:
a good book
یک کتاب خوب
مثال طولانیتر:
a very useful English book
یک کتاب انگلیسی بسیار مفید
در همه این موارد، کلمه اصلی book است و بقیه کلمات اطلاعات بیشتری درباره آن میدهند. مثال در جمله:
I bought a very useful English book.
من یک کتاب انگلیسی بسیار مفید خریدم.
در این جمله، a very useful English book یک عبارت اسمی است. یک مثال دیگر:
The man in the black jacket is my uncle.
مردی که کت مشکی پوشیده، عموی من است.
در این جمله، the man in the black jacket یک عبارت اسمی است.
تبدیل فعل به اسم در انگلیسی
یکی از موضوعات مهم در گرامر اسم، تبدیل فعل به اسم در انگلیسی است. در انگلیسی میتوانیم با اضافه کردن بعضی پسوندها یا تغییر ساختار، از فعل اسم بسازیم.
۱- تبدیل فعل به اسم با ing
گاهی با اضافه کردن -ing به فعل، آن را به اسم تبدیل میکنیم. به این ساختار gerund هم گفته میشود.
| فعل | اسم | معنی |
|---|---|---|
| read | reading | خواندن |
| swim | swimming | شنا کردن |
| learn | learning | یادگیری |
| drive | driving | رانندگی |
| cook | cooking | آشپزی |
مثال با جمله:
Reading helps me relax.
خواندن به من کمک میکند آرام شوم.
I enjoy cooking.
من از آشپزی لذت میبرم.
۲- تبدیل فعل به اسم با پسوند tion
بسیاری از فعلها با پسوند tion- (یا sion-) به اسم تبدیل میشوند.
| فعل | اسم | معنی |
|---|---|---|
| inform | information | اطلاعات |
| educate | education | آموزش |
| communicate | communication | ارتباط |
| decide | decision | تصمیم |
| organize | organization | سازمان / سازماندهی |
جملههای مثال:
Good communication is important at work.
(برقراری) ارتباط خوب در محیط کار مهم است.
Her decision surprised everyone.
تصمیم او همه را غافلگیر کرد.
۳- تبدیل فعل به اسم با ment
| فعل | اسم | معنی |
|---|---|---|
| improve | improvement | پیشرفت |
| develop | development | توسعه |
| manage | management | مدیریت |
| agree | agreement | توافق |
| move | movement | حرکت |
مثال:
I can see a real improvement in your English.
میتوانم پیشرفت واقعی را در انگلیسیات ببینم.
We finally reached an agreement.
بالاخره به یک توافق رسیدیم.
۴- تبدیل فعل به اسم با er یا or
این پسوندها معمولا به شخصی اشاره میکنند که کاری را انجام میدهد.
| فعل | اسم | معنی |
|---|---|---|
| teach | teacher | معلم |
| work | worker | کارگر / نیروی کار |
| drive | driver | راننده |
| act | actor | بازیگر |
| direct | director | کارگردان / مدیر |
My father is a driver.
پدرم راننده است.
She’s a great teacher.
او معلم فوقالعادهای است.
در بسیاری از شغلها در انگلیسی این پسوندها را میبینید.
تبدیل صفت به اسم در انگلیسی
گاهی میتوانیم با اضافه کردن پسوند، یک صفت را به اسم تبدیل کنیم. این موضوع برای گسترش دایره واژگان و درک بهتر متنهای انگلیسی بسیار مهم است.
۱- تبدیل صفت به اسم با ness
| صفت | اسم | معنی |
|---|---|---|
| happy | happiness | خوشحالی |
| kind | kindness | مهربانی |
| dark | darkness | تاریکی |
| weak | weakness | ضعف |
| sad | sadness | ناراحتی |
این مثالها را ببینید:
Her kindness made everyone feel welcome.
مهربانی او باعث شد همه احساس راحتی کنند.
Money doesn’t always bring happiness.
پول همیشه خوشحالی نمیآورد.
۲- تبدیل صفت به اسم با ity
| صفت | اسم | معنی |
|---|---|---|
| active | activity | فعالیت |
| possible | possibility | احتمال / امکان |
| responsible | responsibility | مسئولیت |
| able | ability | توانایی |
| real | reality | واقعیت |
This job comes with a lot of responsibility.
این شغل مسئولیت زیادی دارد.
There is a possibility of rain tonight.
امشب احتمال باران وجود دارد.
۳- تبدیل صفت به اسم با th
| صفت | اسم | معنی |
|---|---|---|
| strong | strength | قدرت |
| long | length | طول |
| wide | width | عرض |
| deep | depth | عمق |
| warm | warmth | گرما |
She showed great strength during a difficult time.
او در دوران سخت قدرت زیادی نشان داد.
What is the length of this table?
طول این میز چقدر است؟
پسوندهای اسمساز در انگلیسی
شناخت پسوندهای اسمساز کمک میکند راحتتر اسمها را در جمله تشخیص دهید.
| پسوند | مثال | معنی |
|---|---|---|
| -tion | education | آموزش |
| -sion | decision | تصمیم |
| -ment | development | توسعه |
| -ness | kindness | مهربانی |
| -ity | ability | توانایی |
| -er | teacher | معلم |
| -or | actor | بازیگر |
| -ist | artist | هنرمند |
| -ship | friendship | دوستی |
| -hood | childhood | کودکی |
| -ance | importance | اهمیت |
| -ence | difference | تفاوت |
Education can change people’s lives.
آموزش میتواند زندگی مردم را تغییر دهد.
There is a big difference between the two words.
بین این دو کلمه تفاوت بزرگی وجود دارد.
اسم مصدر در انگلیسی؛ Gerund
Gerund همان شکل verb + ing است که مثل اسم عمل میکند.
Swimming is good for your health.
شنا برای سلامتیات خوب است.
در این جمله، Swimming فاعل جمله است و نقش اسم دارد.
I’m interested in learning English.
من به یادگیری زبان انگلیسی علاقه دارم.
در این جمله، learning بعد از حرف اضافه in آمده و نقش اسم دارد. بعد از حرف اضافه، فعل معمولا به شکل ing میآید.
I’m good at speaking English.
من در صحبت کردن به انگلیسی خوب هستم.
جملهواره اسمی در انگلیسی؛ Noun Clause
گاهی یک جمله کوچک میتواند نقش اسم را داشته باشد. به این ساختار noun clause میگوییم. مثلا:
I know what you mean.
میدانم منظورت چیست.
در این جمله، what you mean نقش مفعول را دارد.
She said that she was tired.
او گفت که خسته است.
در این جمله، that she was tired نقش مفعول فعل said را دارد.
I don’t understand why he left.
نمیفهمم چرا رفت.
Can you tell me where she lives?
میتوانی به من بگویی او کجا زندگی میکند؟
این ساختارها در سطحهای بالاتر انگلیسی بسیار مهم هستند، چون باعث میشوند جملههای کاملتر و طبیعیتری بسازید.
جمعبندی
اسم در انگلیسی یا noun کلمهای است که برای نام بردن از شخص، مکان، شیء، حیوان، احساس، ایده یا مفهوم استفاده میشود. برای یادگیری درست گرامر اسم در انگلیسی باید انواع اسم، روش جمع بستن، تفاوت اسم قابل شمارش و غیرقابل شمارش، جایگاه اسم در جمله و ارتباط اسم با صفت و آرتیکلها را بشناسید.
اگر بتوانید اسمها را درست تشخیص دهید، جملهسازی در انگلیسی برایتان بسیار راحتتر میشود. از طرفی، بسیاری از اشتباهات رایج زبانآموزان، مثل استفاده اشتباه از a/an، جمع بستن کلمات غیرقابل شمارش یا استفاده نادرست از many/much، با شناخت بهتر اسمها برطرف میشود.
سوالات متداول
اسم در انگلیسی چیست؟
اسم در انگلیسی یا noun کلمهای است که برای نام بردن از شخص، مکان، شیء، حیوان، احساس یا مفهوم استفاده میشود؛ مثل teacher, city, phone, happiness.
انواع اسم در انگلیسی کداماند؟
مهمترین انواع اسم در انگلیسی شامل اسم عام، اسم خاص، اسم قابل شمارش، اسم غیرقابل شمارش، اسم عینی، اسم انتزاعی، اسم جمعی و اسم مرکب هستند.
چطور اسم را در جمله انگلیسی تشخیص دهیم؟
اسم معمولا بعد از کلماتی مثل a, an, the, my, this یا بعد از صفت میآید. همچنین میتواند نقش فاعل، مفعول یا کلمه بعد از حرف اضافه را داشته باشد.
تفاوت اسم قابل شمارش و غیرقابل شمارش چیست؟
اسم قابل شمارش را میتوان شمرد و جمع بست؛ مثل book/books. اما اسم غیرقابل شمارش معمولا جمع بسته نمیشود و با a/an نمیآید؛ مثل information, advice, furniture.
دیدگاهتان را بنویسید