آموزش کامل قید در انگلیسی با مثال
قید چیست؟ – تعریف و نقش قید در جمله
قیدها در گرامر و آموزش زبان انگلیسی اهمیت زیادی دارند؛ قید (Adverb) کلمهای است که اطلاعات بیشتری درباره فعل، صفت یا حتی یک قید دیگر به ما میدهد.
به زبان ساده، قید توضیح میدهد که چطور؟ کِی؟ کجا؟ چند وقت یکبار؟ تا چه اندازه؟ کاری انجام شده است.
قید میتواند برای توصیف موارد مختلفی به کار رود:
قید درباره فعل
بیشترین کاربرد قید در توصیف فعل است. به عنوان مثال:
She speaks fluently.
او به شکل روان صحبت میکند.
They arrived late.
آنها دیر رسیدند.
قید درباره صفت
قید میتواند شدت یا درجه یک صفت را مشخص کند.
It’s very cold.
هوا خیلی سرد است.
The exam was extremely difficult.
امتحان بسیار سخت بود.
قید درباره یک قید دیگر
گاهی قید، قید دیگری را تقویت یا تضعیف میکند.
She runs very fast.
او خیلی سریع میدود.
He speaks quite clearly.
او نسبتا واضح صحبت میکند.
اگر قید را درست استفاده نکنیم، جمله ناقص یا غیرطبیعی به نظر میرسد. در این مقاله به اندازه کافی مثال قید در انگلیسی را میبینیم و به شکل کامل با گرامر قیدها آشنا میشویم.
انواع قید در انگلیسی
در این بخش مهمترین و پرکاربردترین انواع قید در انگلیسی را میبینیم و با آنها آشنا میشویم. هر دسته دقیقا به یک سؤال مشخص پاسخ میدهد.
قید زمان (Adverbs of Time)
این قید به سوال «کِی» پاسخ میدهد و معمولا در ابتدا یا انتهای جمله میآیند.
now
الان
I am busy now.
من الان مشغولم.
today
امروز
She has an exam today.
او امروز امتحان دارد.
yesterday
دیروز
They met yesterday.
آنها دیروز همدیگر را دیدند.
tomorrow
فردا
We will travel tomorrow.
ما فردا سفر خواهیم کرد.
recently
اخیرا
I have recently changed my job.
من اخیرا شغلم را عوض کردهام.
already
قبلا / از قبل
She has already finished the project.
او قبلا پروژه را تمام کرده است.
finally
بالاخره
He finally found his keys.
او بالاخره کلیدهایش را پیدا کرد.
قید مکان (Adverbs of Place)
این قیدها در انگلیسی به سول «کجا؟» پاسخ میدهند و معمولا بعد از فعل میآیند:
here
اینجا
Come here.
بیا اینجا.
there
آنجا
She is waiting there.
او آنجا منتظر است.
outside
بیرون
They are playing outside.
آنها بیرون بازی میکنند.
inside
داخل
Please go inside.
لطفا بروید داخل.
everywhere
همهجا
We looked everywhere.
ما همهجا را گشتیم.
abroad
خارج از کشور
He studied abroad.
او در خارج از کشور تحصیل کرد.
قید حالت در انگلیسی (Adverbs of Manner)
این قیدها در انگلیسی به سوال «چطور؟» پاسخ میدهند و بخش بزرگی از آنها در واقع همان قیدهای انگلیسی با ly هستند. در ادامه مثال برای قید حالت در انگلیسی را میآوریم:
quickly
سریع
She answered quickly.
او سریع پاسخ داد.
slowly
آهسته
He speaks slowly.
او آهسته صحبت میکند.
carefully
با دقت
Drive carefully.
با دقت رانندگی کنید.
easily
به راحتی
She solved the problem easily.
او مسئله را به راحتی حل کرد.
badly
بد / ضعیف
He performed badly in the interview.
او در مصاحبه ضعیف عمل کرد.
politely
مودبانه
She asked politely.
او مودبانه درخواست کرد.
قید تکرار (Adverbs of Frequency)
این قیدها در انگلیسی به سوال «چند وقت یکبار؟» پاسخ میدهند. قبل از فعل اصلی میآیند اما بعد از فعل be به کار میروند:
always
همیشه
She is always on time.
او همیشه سر وقت است (سر وقت میآید).
usually
معمولا
I usually wake up early.
من معمولا زود بیدار میشوم.
often
اغلب
We often eat out.
ما اغلب بیرون غذا میخوریم.
sometimes
گاهی
He sometimes forgets his keys.
او گاهی کلیدهایش را فراموش میکند.
rarely
به ندرت
She rarely watches TV.
او به ندرت تلویزیون تماشا میکند.
never
هرگز
I never smoke.
من هرگز سیگار نمیکشم.
قید مقدار یا شدت (Adverbs of Degree)
این قیدها در انگلیسی به سوال «تا چه اندازه؟» پاسخ میدهند و معمولا قبل از صفت یا قید دیگر میآیند:
very
خیلی
It’s very cold today.
امروز هوا خیلی سرد است.
too
بیش از حد / زیادی
It’s too hot.
هوا بیش از حد گرم است.
quite
نسبتا / کاملا (بسته به جمله)
The movie was quite interesting.
فیلم نسبتا جالب بود.
almost
تقریبا
She has almost finished.
او تقریبا کارش را تمام کرده است.
completely
کاملا
The room was completely silent.
اتاق کاملا ساکت بود.
extremely
بسیار
The test was extremely difficult.
آزمون بسیار سخت بود.
قید ربط در انگلیسی (Conjunctive Adverbs)
قید ربط در انگلیسی، که همچنین به نام Adverbial Conjunctions شناخته میشود، برای ارتباط بخشهای مستقل و جملات استفاده میشوند، یک انتقال روان فراهم میکنند و نشان میدهند که رابطه بین آنها چیست. آنها با باز گذاشتن دست نویسنده برای نشان دادن علت و معلول، توالی، تقابل، مقایسه، یا سایر روابط، عمق به متن میافزایند.
however
با اینحال
I love sports; however, I don’t like basketball.
من عاشق ورزشها هستم؛ با اینحال، بسکتبال را دوست ندارم.
therefore
بنابراین
It was raining; therefore, we canceled our picnic.
داشت باران میبارید؛ بنابراین، ما پیکنیکمان را کنسل کردیم.
moreover
بعلاوه، علاوه بر آن
He is talented. Moreover, he is very hardworking.
او دارای استعداد است. علاوه بر آن، او بسیار سختکوش است.
consequently
در نتیجه، نتیجتا
She didn’t study for the test; consequently, she failed.
او برای آزمون مطالعه نکرد؛ در نتیجه، امتحان را افتاد (در آزمون رد شد).
meanwhile
در همین حال
I’ll start cooking dinner. Meanwhile, could you set the table?
من شروع به شام پختن میکنم. میتوایند در همین حال (در این اثنا) میز را بچینید؟
otherwise
در غیر این صورت
You need to hurry; otherwise, you will miss the train.
باید عجله کنید: در غیر اینصورت، از قطار جا خواهید ماند.
nevertheless
با این وجود
It was a difficult task. Nevertheless, she didn’t give up.
کار سختی بود. با این وجود، او تسلیم نشد.
similarly
به شکل مشابه
He likes painting. Similarly, his sister enjoys drawing.
او از نقاشی خوشش میآید. به شکل مشابه (همینطور) خواهرش از طراحی لذت میبرد.
otherwise
در غیر این صورت
Dress warmly; otherwise, you’ll catch a cold.
لباس گرم بپوش؛ در غیر این صورت، سرما خواهی خورد.
قید جمله در انگلیسی (Sentence Adverbs)
یکی از انواع مهم قیدها در انگلیسی که همچنین به عنوان disjuncts شناخته شده، برای ارائه تفسیر یا تأکید بر یک جمله کامل استفاده می شود. آنها می توانند خلق و خوی، نظر، یا نگرش سخنگو درباره محتوای جمله را بیان کنند، بجای اینکه فقط یک فعل یا صفت خاص را تغییر دهند.
actually
در واقع
Actually, I’ve never been to Paris.
در واقع، هیچ گاه به پاریس نرفتهام.
apparently
ظاهرا
Apparently, they have decided to postpone the event.
ظاهرا، آنها تصمیم گرفتهاند رویداد را به تعویق بیندازند.
basically
در اصل، اساسا، اصولا
Basically, we need to finish this by tomorrow.
در اصل، ما باید تا فردا این کار را تمام کنیم.
certainly
قطعا، مطمئنا
Certainly, this is the best cake I’ve ever had.
قطعا، این بهترین کیکی است که تا بحال خوردهام.
clearly
واضحا، مشخصا
Clearly, he has no intention of leaving.
مشخصا، او قصد رفتن ندارد.
fortunately
خوشبختانه
Fortunately, we arrive just in time.
خوشبختانه، ما دقیقا به موقع رسیدیم.
honestly
صادقانه، راستش را بخواهید
Honestly, I don’t like this painting.
راستش را بخواهید، من از این نقاشی خوشم نمیآید.
hopefully
امیدواریم، امید است که
Hopefully, the weather will be nice tomorrow.
امید است که فردا آب و هوا مناسب باشد.
interestingly
جالب است که
Interestingly, he didn’t mention anything about the incident.
جالب است که او هیچ چیزی راجع به حادثه نگفت.
ironically
از قضا، جالب این که، به شکلی طعنهآمیز
Ironically, he forgot his memory pills.
از قضا (به شکل طعنهآمیزی)، او قرصهای حافظهاش را فراموش کرد.
obviously
مشخصا، واضحا، بدیهی است که
Obviously, we can’t continue like this.
بدیهی است که نمیتوانیم اینگونه ادامه دهیم.
perhaps
شاید
Perhaps, I was too hasty in my judgement.
شاید من در قضاوت خود تندرو بودم.
surprisingly
به طرز شگفتآوری
Surprisingly, she accepted the offer.
به طرز غافلگیرکنندهای، او پیشنهاد را پذیرفت.
unfortunately
متاسفانه، شوربختانه
Unfortunately, the train was delayed.
متاسفانه، قطار دیر کرد (تاخیر داشت).
تبدیل صفت به قید در انگلیسی
رایجترین روش ساخت قیدها در انگلیسی ، اضافه کردن -ly به صفت است.
اما چند قانون مهم و چند استثنا وجود دارد که باید دقیق بدانید.
قانون اصلی: اضافه کردن -ly
اگر صفت ساده باشد، معمولا فقط -ly اضافه میکنیم.
| صفت | قید |
|---|---|
| quick (سریع) | quickly |
| slow (آرام) | slowly |
| careful (با دقت / محتاط) | carefully |
| polite (مودب / با ادب) | politely |
مثال:
She speaks quickly.
او سریع صحبت میکند.
He drives carefully.
او با دقت رانندگی میکند.
اگر صفت به -y ختم شود
حرف y تبدیل به i میشود، سپس -ly اضافه میکنیم.
| صفت | قید |
|---|---|
| happy (خوشحال) | happily |
| easy (آسان) | easily |
| angry (عصبانی) | angrily |
به این مثالها توجه کنید:
She answered happily.
او با خوشحالی پاسخ داد.
He solved it easily.
او آن را به راحتی حل کرد.
اگر صفت به -le ختم شود
حرف e حذف میشود و -y اضافه میشود.
| صفت | قید |
|---|---|
| simple (ساده) | simply |
| possible (ممکن / محتمل) | possibly |
| terrible (افتضاح) | terribly |
مثلا:
She explained it simply.
آن را به شکلی ساده توضیح داد.
قیدهایی که شکلشان تغییر نمیکند
بعضی کلمات هم صفت هستند هم قید و شکلشان عوض نمیشود.
| کلمه | معنی |
|---|---|
| fast | سریع |
| hard | سخت |
| late | دیر |
| early | زود |
She runs fast.
او سریع میدود.
He works hard.
او سخت کار میکند.
توجه کنید که hard و hardly یکی نیستند و hardly به معنای «به ندرت» است.
He hardly works.
او به ندرت کار میکند (تقریبا کار نمیکند).
ضمنا توجه کنید که بعضی کلمات با اینکه شبیه صفتاند، معمولا به شکل صفت باقی میمانند:
She feels good.
او حالش خوب است. (و نه: well بهعنوان manner)
اما:
She plays well.
او خوب بازی میکند.
هر کلمهای که به -ly ختم شود لزوما قید نیست. مثلا friendly یا lonely صفت هستند.
She is very friendly.
او بسیار خوشبرخورد است.
ترتیب قیدها در انگلیسی
جایگاه قید در جمله یکی از مهمترین نکات گرامری است.
اگر ترتیب را اشتباه بگذارید، جمله از نظر گرامری ممکن است درست باشد اما طبیعی به نظر نمیرسد.
در این بخش، کاربردیترین قوانین را میبینید.
ترتیب کلی وقتی چند قید با هم میآیند
قاعده رایج:
حالت (چطور؟) → مکان (کجا؟) → زمان (کِی؟)
برای درک بهتر به این مثالها توجه کنید – ترجمهها نه به شکل روان فارسی بلکه با توجه به ترتیب قیدها در انگلیسی صورت گرفته:
She sang beautifully at the concert last night.
او به زیبایی (حالت) در کنسرت (مکان) دیشب (زمان) آواز خواند.
He worked hard at home yesterday.
او سخت (حالت) در خانه (مکان) دیروز (زمان) کار کرد.
جایگاه قیدهای تکرار
قبل از فعل اصلی:
I usually drink coffee.
من معمولا قهوه مینوشم.
She often studies at night.
او اغلب شبها درس میخواند.
اما بعد از فعل be:
She is always late.
او همیشه دیر میکند (دارای تاخیر است).
They are usually busy.
آنها معمولا مشغول هستند.
جایگاه قیدهای مقدار
قبل از صفت یا قید دیگر میآیند:
It is very cold.
هوا خیلی سرد است.
She runs very fast.
او خیلی سریع میدود.
قید زمان در ابتدا یا انتهای جمله
قیدهای زمان معمولا در ابتدا یا انتهای جمله میآیند.
I met him yesterday.
من دیروز او را دیدم.
Yesterday, I met him.
دیروز او را دیدم.
وقتی چند قید زمان با هم میآیند
ترتیب از کوچک به بزرگ است:
I will see you at 7 pm on Monday next week.
ساعت 7 روز دوشنبه هفته آینده میبینمتان.
نکته مهم در رایتینگ رسمی
در نوشتار رسمی، معمولا از گذاشتن تعداد زیاد قید پشت سر هم پرهیز میشود.
جمله باید طبیعی و خوانا بماند.
She carefully finished the task.
او با دقت کار را تمام کرد.
مثلا به کار بردن جملهای مثل «She quickly carefully quietly finished the task» غیرطبیعی به چشم میآید.
مقایسه قیدها در انگلیسی
قیدها در انگلیسی هم مثل صفتها میتوانند حالت مقایسهای (Comparative) و عالی (ترین) (Superlative) داشته باشند.
اما ساختار آنها بسته به نوع قید فرق میکند.
قیدهای کوتاه (یکهجایی) → اضافه کردن -er / -est
اگر قید کوتاه باشد (معمولا بدون -ly)، از -er و -est استفاده میکنیم.
| حالت ساده | مقایسهای | عالیترین |
|---|---|---|
| fast | faster | fastest |
| hard | harder | hardest |
| late | later | latest |
مثال:
She runs faster than me.
او از من سریعتر میدود.
He works harder than his brother.
او از برادرش سختتر کار میکند.
She arrived earliest.
او زودتر از همه رسید.
قیدهای با -ly → استفاده از more / most
اگر قید با -ly ساخته شده باشد، معمولا از more و most استفاده میکنیم.
| حالت ساده | مقایسهای | عالیترین |
|---|---|---|
| quickly | more quickly | most quickly |
| carefully | more carefully | most carefully |
| slowly | more slowly | most slowly |
مثلا:
She speaks more clearly than before.
او واضحتر از قبل صحبت میکند.
He finished the task most quickly.
او سریعتر از همه کار را تمام کرد.
قیدهای بیقاعده
بعضی قیدها شکل مقایسهای خاص دارند و باید حفظ شوند.
| ساده | مقایسهای | عالیترین |
|---|---|---|
| well | better | best |
| badly | worse | worst |
| far | farther – further | farthest – furthest |
مثال:
She sings better than me.
او از من بهتر میخواند.
He performed worse this time.
او این بار بدتر عمل کرد.
This solution works best.
این راهحل بهترین عملکرد را دارد.
عبارات قیدی و جمله های قیدی
در انگلیسی فقط یک کلمه نقش قید را بازی نمیکند؛ گاهی یک عبارت یا حتی یک جمله کامل نقش قید دارد.
این بخش برای رایتینگ و آزمونها بسیار مهم است.
عبارت قیدی (Adverbial Phrase)
به گروهی از کلمات اطلاق میشود و فعل و فاعل ندارند اما نقش قید دارد (زمان، مکان، حالت، دلیل و …). مثالهای زیر را مشاهده کنید:
I study at night.
من شبها (در شب) درس میخوانم.
She exercises in the morning.
او صبحها (در صبح) ورزش میکند.
He fixed the machine with great care.
او دستگاه را با دقت زیاد تعمیر کرد.
She left in a hurry.
او با عجله رفت.
همانگونه که دیدید اینها یک کلمه نیستند، ولی کاملا همانند قید عمل میکنند.
جملهواره قیدی (Adverbial Clause)
مشخصا فعل و فاعل دارد و با حروف ربطی مثل when, because, if, although, while شروع میشود. انواع آن عبارتند از:
جملهواره قیدی زمان (Time Clause)
I called her when I arrived.
وقتی که رسیدم با او تماس گرفتم.
She was listening to music while she was studying.
در حالیکه داشت درس میخواند داشت به موسیقی گوش فرا میداد.
جملهواره قیدی دلیل (Reason Clause)
She stayed home because she was sick.
او چون مریض بود در خانه ماند.
He left early since he was tired.
او چون خسته بود زود رفت.
جمله قیدی شرط (Conditional Clause)
Call me if you need help.
اگر کمک خواستی با من تماس بگیر.
جمله قیدی تضاد (Contrast Clause)
Although it was raining, we went out.
اگرچه باران میبارید، بیرون رفتیم.
خطاهای رایج در استفاده از قیدها
این بخش بسیار مهم است، چون بسیاری از زبانآموزان – حتی در سطوح متوسط – در این قسمت اشتباه میکنند.
اشتباه گرفتن صفت و قید
مثلا به اشتباه میگویند «She speaks quick» در صورتی که شکل درست آن اینگونه است:
She speaks quickly.
او سریع صحبت میکند.
اگر کلمه درباره فعل توضیح میدهد، معمولا باید قید باشد، نه صفت.
استفاده اشتباه از good و well
مثلا به اشتباه میگویند «She sings good» در حالیکه درست آن به این صورت است:
She sings well.
او خوب میخواند.
اما:
This books is good.
این کتاب خوب است.
استفاده همزمان از دو نشانه مقایسه
مثلا اشتباهی گفتن «She runs more faster» به جای حالت درست آن:
She runs faster.
یا اشتباها گفتن «He speaks more better» به جای:
He speaks better.
یا از -er استفاده کنید، یا از more — نه هر دو.
جایگاه اشتباه قید تکرار
اشتباها گفتن «I drink usually coffee» به جای:
I usually drink coffee.
من معمولا قهوه مینوشم.
جمع بندی قیدها در انگلیسی
قید در انگلیسی کلمه یا ساختاری است که درباره فعل، صفت یا حتی قید دیگر توضیح بیشتری میدهد.
با شناخت انواع قیدها (زمان، مکان، حالت، تکرار، مقدار)، نحوه تبدیل صفت به قید و ترتیب درست آنها در جمله، میتوانید جملات دقیقتر و طبیعیتری بسازید.
بیشترین اشتباهها مربوط به جایگاه قید، تفاوت صفت و قید و مقایسه نادرست آنهاست.
اگر این چند نکته کلیدی را رعایت کنید، استفاده از قیدها برایتان ساده و حرفهای خواهد شد.
سوالات متداول مربوط به قید در انگلیسی
قید در انگلیسی کجا میاد؟
بسته به نوع قید، جای آن فرق میکند. قیدهای تکرار معمولا قبل از فعل اصلی میآیند (I usually wake up early) اما بعد از فعل be قرار میگیرند (She is always late). قیدهای زمان اغلب در ابتدای یا انتهای جمله میآیند.
تفاوت صفت و قید در چیست؟
صفت اسم را توصیف میکند (a beautiful car)، اما قید معمولا فعل، صفت یا قید دیگر را توصیف میکند (She drives carefully).
آیا همه صفتها با -ly قید میشوند؟
خیر. بیشتر صفتها با اضافه کردن -ly تبدیل به قید میشوند (quick → quickly)، اما برخی استثنا هستند (fast، hard، late) و بعضی کلمات -ly اصلا صفتاند (friendly).
تفاوت good و well چیست؟
good صفت است و برای توصیف اسم استفاده میشود (She is good).
well قید است و برای توصیف فعل به کار میرود (She sings well).
دوره های آموزشی مرتبط
مکالمه انگلیسی در 80 روز
انگلیسی در سفر
آموزش پایه تا پیشرفته زبان انگلیسی (A1 تا C1)
1 دیدگاه
به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.
خیلی خوب هست. Its very good.