جستجو برای:
  • صفحه اصلی
  • آموزش رایگان زبان
    • آموزش زبان ترکی استانبولی
    • آموزش رایگان زبان انگلیسی
    • آموزش زبان فرانسه
    • آموزش زبان آلمانی
  • پادکست های آموزشی
    • پادکست زبان ترکی استانبولی
    • پادکست زبان انگلیسی
    • پادکست زبان آلمانی
    • پادکست زبان فرانسه
  • دوره های آموزشی
  • تماس با ما
    • درباره ما
  • حساب کاربری
 
  • 02191035152
زبان مستر
  • زبان مستر
  • دوره های آموزشی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان ترکی استانبولی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان انگلیسی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان آلمانی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان فرانسه
  • آموزش رایگان زبان
    • آموزش زبان ترکی استانبولی
    • آموزش رایگان زبان انگلیسی
    • آموزش زبان آلمانی
    • آموزش زبان فرانسه
  • پادکست های آموزشی
    • پادکست زبان ترکی استانبولی
    • پادکست زبان انگلیسی
    • پادکست زبان آلمانی
    • پادکست زبان فرانسه
ورود کاربر

بلاگ

زبان مستر بلاگ مقالات زبان انگلیسی اصطلاحات عصبانیت به انگلیسی + مثال و ترجمه

اصطلاحات عصبانیت به انگلیسی + مثال و ترجمه

۱۴۰۵/۰۲/۰۷
ارسال شده توسط مصطفی ساهری
مقالات زبان انگلیسی
47.62k بازدید
اصطلاحات عصبانیت به انگلیسی + مثال و ترجمه
دانلود نسخه PDF مقاله

عصبانیت در انگلیسی فقط با کلمه‌ی angry بیان نمی‌شود. بسته به شدت احساس، موقعیت، رسمی یا غیررسمی بودن جمله و حتی رابطه‌ی شما با طرف مقابل، می‌توانید از اصطلاحات و کلمات عصبانیت به انگلیسی مثل annoyed, mad, furious, pissed off, lose your temper, see red و ده‌ها اصطلاح دیگر استفاده کنید. البته این موضوع، یعنی وجود اصطلاحات و کلمات متنوع و متفاوت برای بیان یک مقوله را در آموزش زبان انگلیسی زیاد می‌بینیم. در این مقاله، کاربردی‌ترین کلمات، جمله‌ها و اصطلاحات عصبانیت به انگلیسی را با معنی فارسی، مثال و ترجمه یاد می‌گیریم.

موضوعات این مقاله
1 عصبانی به انگلیسی چی می‌شود؟
2 من عصبانی هستم به انگلیسی
3 من از دست تو عصبانی هستم به انگلیسی
4 مترادف عصبانی به انگلیسی
5 جمله‌های کاربردی برای بیان عصبانیت در انگلیسی
6 اصطلاحات معروف عصبانیت به انگلیسی
7 Phrasal Verbهای مربوط به عصبانیت به انگلیسی
8 اصطلاحات رسمی برای بیان عصبانیت به انگلیسی
9 چطور بدون بی‌ادبی عصبانیت خود را به انگلیسی بیان کنیم؟
10 جمله‌های انگلیسی برای آرام کردن یک فرد عصبانی
11 جمع‌بندی
12 سوالات متداول

عصبانی به انگلیسی چی می‌شود؟

رایج‌ترین معادل «عصبانی» در انگلیسی angry است.

angry

عصبانی، خشمگین (به تلفظ عصبانی در انگلیسی در اینجا توجه کنید)

I was angry because nobody listened to me.

من عصبانی بودم چون هیچ‌کس به حرفم گوش نداد.


an angry person

آدم عصبانی

He is not usually an angry person, but today he lost control.

او معمولا آدم عصبانی‌ای نیست، اما امروز کنترلش را از دست داد.


an angry girl

دختر عصبانی

The angry girl walked out of the room without saying a word.

دختر عصبانی بدون اینکه کلمه‌ای بگوید از اتاق بیرون رفت.


an angry boy

پسر عصبانی

The angry boy threw his bag on the floor.

پسر عصبانی کیفش را روی زمین انداخت.

من عصبانی هستم به انگلیسی

برای گفتن «من عصبانی هستم» می‌توانید از چند جمله استفاده کنید:

I’m angry.

من عصبانی هستم.

I’m angry, but I don’t want to argue right now.

من عصبانی هستم، اما الان نمی‌خواهم بحث کنم.


I’m really angry.

من واقعا عصبانی هستم.

I’m really angry about what happened yesterday.

من واقعا از اتفاقی که دیروز افتاد عصبانی هستم.


I’m so mad.

خیلی عصبانی‌ام.

I’m so mad that you didn’t tell me the truth.

خیلی عصبانی‌ام که حقیقت را به من نگفتی.


I’m furious.

شدیدا عصبانی‌ام.

I’m furious because they canceled the meeting at the last minute.

شدیدا عصبانی‌ام چون جلسه را در آخرین لحظه لغو کردند.


I’m annoyed.

کلافه‌ام / اعصابم خرد شده.

I’m annoyed because my neighbor keeps making noise.

اعصابم خرد شده چون همسایه‌ام مدام سر و صدا می‌کند.


I’m upset.

ناراحت و دلخورم.

I’m upset that you ignored my message.

ناراحتم که پیامم را نادیده گرفتی.

بیشتر بخوانید: احساسات به انگلیسی

من از دست تو عصبانی هستم به انگلیسی

در واقع سوال این است که وقتی می‌خواهیم بگوییم که از چه کسی عصبانی هستیم چه باید بگوییم:

I’m angry with you.

من از دست تو عصبانی هستم.

I’m angry with you because you lied to me.

من از دست تو عصبانی هستم چون به من دروغ گفتی.


I’m mad at you.

از دستت عصبانی‌ام.

I’m not mad at you; I’m just disappointed.

از دستت عصبانی نیستم؛ فقط ناامید شده‌ام.


I’m upset with you.

از دستت ناراحت و دلخورم.

I’m upset with you because you didn’t keep your promise.

از دستت ناراحتم چون به قولت عمل نکردی.


I’m annoyed with you.

از دستت کلافه‌ام / اعصابم خرد شده.

I’m annoyed with you for being late again.

از دستت کلافه‌ام چون دوباره دیر کردی.

نکته مهم: نگویید I’m angry from you. این جمله غلط است. درستش این است که I’m angry with you یا I’m mad at you.

مترادف عصبانی به انگلیسی

در انگلیسی برای «عصبانی» فقط یک کلمه وجود ندارد. هر کلمه شدت و کاربرد خاص خودش را دارد.

کلمات عصبانیت به انگلیسی – ملایم

annoyed

کلافه، کمی عصبانی، اعصاب‌خرد

I’m annoyed because the app keeps crashing.

کلافه شده‌ام چون برنامه مدام خراب می‌شود.


irritated

آزرده، عصبی، تحریک‌شده

She was irritated by the constant noise outside.

او از سر و صدای مداوم بیرون عصبی شده بود.


bothered

ناراحت، اذیت‌شده

I’m bothered by the way he talks to people.

از طرز صحبت کردن او با مردم ناراحتم.


upset

ناراحت، دلخور، آشفته

He was upset about the email he received.

او از ایمیلی که دریافت کرده بود ناراحت شد.

کلمات عصبانیت به انگلیسی – معمولی

به‌جز angry می‌توان از این کلمات نیز استفاده کرد:

mad

عصبانی، کفری

She got mad when she saw the mess in the kitchen.

وقتی آشفتگی آشپزخانه را دید، عصبانی شد.


cross

عصبانی، دلخور (حالت قهر) – بیشتر رایج در انگلیسی بریتانیایی

My mother was cross with me for coming home late.

مادرم از دستم عصبانی بود چون دیر به خانه آمدم.

کلمات عصبانیت به انگلیسی – شدید

furious

بسیار عصبانی، خشمگین

He was furious when he found out the truth.

وقتی حقیقت را فهمید، بسیار عصبانی شد.


livid

به‌شدت عصبانی

She was livid after waiting for two hours.

بعد از دو ساعت انتظار، به‌شدت عصبانی بود.


enraged

خشمگین، از کوره دررفته

The customers were enraged by the company’s response.

مشتری‌ها از پاسخ شرکت خشمگین شدند.


infuriated

به‌شدت عصبانی و کفری

I was infuriated by his rude comment.

از نظر بی‌ادبانه‌اش به‌شدت عصبانی شدم.


irate

عصبانی شدید، خشمگین

An irate customer demanded to speak to the manager.

یک مشتری عصبانی خواست با مدیر صحبت کند.

بیشتر بخوانید: کلمات مترادف زبان انگلیسی

جمله‌های کاربردی برای بیان عصبانیت در انگلیسی

توجه کنید جدای از کلمات و معنای جملات، احساسات و لحن شما در بیان این جملات اهمیت زیادی دارد:

I can’t believe this.

باورم نمی‌شود.

I can’t believe this. You promised you would be here on time.

باورم نمی‌شود. قول داده بودی به‌موقع اینجا باشی.


This is ridiculous.

این مسخره است.

This is ridiculous. I’ve been waiting for over an hour.

این مسخره است. بیش از یک ساعت منتظر مانده‌ام.


I’ve had enough.

دیگر بس است / دیگر تحمل ندارم.

I’ve had enough of your excuses.

دیگر از بهانه‌هایت خسته شده‌ام.


That’s not okay.

این قابل قبول نیست.

That’s not okay. You can’t talk to people like that.

این قابل قبول نیست. نمی‌توانی این‌طوری با مردم حرف بزنی.


I’m not happy about this.

از این موضوع راضی نیستم.

I’m not happy about the way this was handled.

از نحوه رسیدگی به این موضوع راضی نیستم.


This is really frustrating.

این واقعا آزاردهنده / کلافه‌کننده است.

This is really frustrating because nobody is giving me a clear answer.

این واقعا کلافه‌کننده است چون هیچ‌کس جواب روشنی به من نمی‌دهد.


You’re getting on my nerves.

داری روی اعصابم راه می‌روی.

Stop repeating the same thing. You’re getting on my nerves.

مدام همان چیز را تکرار نکن. داری روی اعصابم راه می‌روی.


Don’t push me.

من را تحت فشار نگذار / تحریکم نکن.

Don’t push me right now. I’m already upset.

الان من را تحریک نکن. همین حالا هم ناراحتم.

بیشتر بخوانید: جملات کاربردی انگلیسی

اصطلاحات معروف عصبانیت به انگلیسی

see red

ناگهان خیلی عصبانی شدن

When I saw him laughing at my mistake, I saw red.

وقتی دیدم به اشتباهم می‌خندد، ناگهان خیلی عصبانی شدم.


hit the roof

از شدت عصبانیت منفجر شدن، از کوره در رفتن

My dad hit the roof when he saw the broken window.

پدرم وقتی پنجره شکسته را دید، از شدت عصبانیت منفجر شد.


blow a fuse

کنترل خود را از دست دادن و عصبانی شدن

She blew a fuse when she realized her files were deleted.

وقتی فهمید فایل‌هایش پاک شده‌اند، کنترلش را از دست داد و عصبانی شد.


fly off the handle

ناگهانی و شدید عصبانی شدن

He flies off the handle whenever someone criticizes him.

هر وقت کسی از او انتقاد می‌کند، ناگهان شدیدا عصبانی می‌شود.


lose your temper

عصبانی شدن و کنترل اعصاب را از دست دادن

I’m sorry I lost my temper during the meeting.

متاسفم که در جلسه عصبانی شدم و کنترل اعصابم را از دست دادم.


lose your cool

خونسردی خود را از دست دادن

Try not to lose your cool when customers complain.

وقتی مشتری‌ها شکایت می‌کنند، سعی کن خونسردی‌ات را از دست ندهی.


go ballistic

خیلی شدید عصبانی شدن

My manager went ballistic when the client canceled the contract.

مدیرم وقتی مشتری قرارداد را لغو کرد، خیلی شدید عصبانی شد.


blow your top

از کوره در رفتن

He blew his top when he saw the bill.

وقتی صورت‌حساب را دید، از کوره در رفت.


have a short fuse

زودجوش بودن، زود عصبانی شدن

Be careful what you say to him; he has a short fuse.

مراقب باش به او چه می‌گویی؛ خیلی زود عصبانی می‌شود.


bite someone’s head off

با کسی تند و عصبی حرف زدن

I only asked a simple question. Don’t bite my head off.

من فقط یک سوال ساده پرسیدم. این‌قدر تند با من حرف نزن.


make someone’s blood boil

کسی را به‌شدت عصبانی کردن

It makes my blood boil when people treat workers badly.

وقتی مردم با کارگرها بدرفتاری می‌کنند، به‌شدت عصبانی می‌شوم.


drive someone up the wall

کسی را دیوانه و عصبی کردن

That constant noise is driving me up the wall.

آن سر و صدای مداوم دارد دیوانه‌ام می‌کند.


get on someone’s nerves

روی اعصاب کسی رفتن

His loud chewing really gets on my nerves.

بلند جویدن او واقعا روی اعصابم می‌رود.


rub someone the wrong way

حس بد دادن، کسی را عصبی کردن

I don’t know why, but his attitude rubs me the wrong way.

نمی‌دانم چرا، اما رفتار او حس بدی به من می‌دهد و عصبی‌ام می‌کند.


push someone’s buttons

عمدا کسی را تحریک کردن

He knows exactly how to push my buttons.

او دقیقا می‌داند چطور من را تحریک کند.


be up in arms

به‌شدت معترض و عصبانی بودن

Parents were up in arms about the new school rules.

والدین به‌شدت از قوانین جدید مدرسه عصبانی و معترض بودند.


be hot under the collar

عصبانی و ناراحت بودن

He got hot under the collar when they questioned his decision.

وقتی تصمیمش را زیر سوال بردند، عصبانی شد.


be bent out of shape

خیلی ناراحت یا عصبانی شدن

Don’t get bent out of shape over one small mistake.

به خاطر یک اشتباه کوچک این‌قدر ناراحت و عصبانی نشو


be in a huff

قهر بودن، با دلخوری و عصبانیت رفتار کردن

She left the party in a huff after the argument.

او بعد از بحث، با دلخوری و عصبانیت مهمانی را ترک کرد.


be at the end of your rope

به آخر خط رسیدن، دیگر تحمل نداشتن

I’m at the end of my rope with this project.

دیگر واقعا تحمل این پروژه را ندارم.

بیشتر بخوانید: آموزش کامل اسلنگ انگلیسی

Phrasal Verbهای مربوط به عصبانیت به انگلیسی

افعال عبارتی بخش مهمی از زبان انگلیسی هستند و راجع به عصبانیت در انگلیسی phrasal verbهای کارآمدی وجود دارد:

blow up

ناگهان عصبانی شدن، منفجر شدن

He blew up when I asked him about the missing money.

وقتی درباره پول گمشده از او پرسیدم، ناگهان عصبانی شد.


lash out

از روی عصبانیت حمله کلامی کردن

She lashed out at her assistant after a stressful meeting.

او بعد از یک جلسه پراسترس، با عصبانیت به دستیارش تندی کرد.


snap at someone

به کسی پریدن

I’m sorry I snapped at you earlier. I was under pressure.

متاسفم که قبل‌تر با تندی جواب تو را دادم. تحت فشار بودم.


calm down

آرام شدن / آرام کردن

Please calm down and tell me what happened.

لطفا آرام باش و بگو چه اتفاقی افتاده است.


cool off

آرام‌تر شدن بعد از عصبانیت

Let’s talk later. We both need time to cool off.

بعدا صحبت کنیم. هر دوی ما به زمان نیاز داریم تا آرام‌تر شویم.


bottle up anger

عصبانیت را در خود نگه داشتن

If you bottle up your anger, it will come out in unhealthy ways.

اگر عصبانیتت را در خود نگه داری، به شکل‌های ناسالم بیرون می‌زند.


take it out on someone

عصبانیت خود را سر کسی خالی کردن

I know you had a bad day, but don’t take it out on me.

می‌دانم روز بدی داشتی، اما عصبانیتت را سر من خالی نکن.


storm out

با عصبانیت بیرون رفتن

He stormed out of the room after the argument.

او بعد از بحث، با عصبانیت از اتاق بیرون رفت.


tell someone off

کسی را دعوا کردن، توبیخ کردن

The teacher told the students off for being rude.

معلم دانش‌آموزان را به خاطر بی‌ادبی‌شان توبیخ کرد.


set someone off

کسی را از کوره به در بردن

One careless comment set him off.

یک نظر بی‌دقت باعث شد ناگهان عصبانی شود.


work someone up

کسی را عصبی و هیجانی کردن

Don’t work yourself up over something you can’t control.

خودت را به خاطر چیزی که نمی‌توانی کنترلش کنی عصبی نکن.

بیشتر بخوانید: آموزش افعال عبارتی انگلیسی

اصطلاحات رسمی برای بیان عصبانیت به انگلیسی

در محیط کاری، ایمیل رسمی یا مکالمات حرفه‌ای بهتر است مستقیم نگویید I’m angry. این عبارت‌ها طبیعی‌تر و مودبانه‌تر هستند.

I’m concerned about this.

درباره این موضوع نگرانم.

I’m concerned about the delay in the project.

درباره تأخیر در پروژه نگرانم.


I’m not happy with this situation.

از این وضعیت راضی نیستم.

I’m not happy with this situation, and I’d like to discuss it.

از این وضعیت راضی نیستم و مایلم درباره‌اش صحبت کنم.


I find this unacceptable.

این را غیرقابل قبول می‌دانم.

I find this unacceptable, especially after our previous agreement.

این را غیرقابل قبول می‌دانم، مخصوصا بعد از توافق قبلی‌مان.


I’m quite frustrated by the delay.

با این تأخیر واقعا کلافه/دلسرد شده‌ام.

I’m quite frustrated by the delay because it affects our whole team.

از این تأخیر واقعاً کلافه شده‌ام چون روی کل تیم ما تأثیر می‌گذارد.


I’m disappointed with how this was handled.

از نحوه رسیدگی به این موضوع ناامید شده‌ام.

I’m disappointed with how this was handled by the support team.

از نحوه رسیدگی تیم پشتیبانی به این موضوع ناامید شده‌ام.


I’d like to express my concern.

مایلم نگرانی‌ام را ابراز کنم.

I’d like to express my concern about the recent changes.

مایلم نگرانی خود را درباره تغییرات اخیر ابراز کنم.

بیشتر بخوانید: مصاحبه کاری به انگلیسی

چطور بدون بی‌ادبی عصبانیت خود را به انگلیسی بیان کنیم؟

همانند بیان نظر، بیان احساسات و بخصوص عصبانیت نیز می‌تواند با یا بدون بی‌ادبی باشد؛ به مثال‌های زیر خوب دقت کنید:

I understand your point, but I’m still upset.

منظورت را می‌فهمم، اما هنوز ناراحتم.

I understand your point, but I’m still upset about what happened.

منظورت را می‌فهمم، اما هنوز از اتفاقی که افتاد ناراحتم.


I don’t want to argue, but this really bothered me.

نمی‌خواهم بحث کنم، اما این موضوع واقعا ناراحتم کرد.


I need a moment to calm down.

به یک لحظه زمان نیاز دارم تا آرام شوم.

I need a moment to calm down before we continue.

قبل از اینکه ادامه بدهیم، به یک لحظه زمان نیاز دارم تا آرام شوم.


Can we talk about this calmly?

می‌توانیم آرام درباره این موضوع صحبت کنیم؟

Can we talk about this calmly instead of blaming each other?

می‌توانیم به جای سرزنش کردن هم، آرام درباره این موضوع صحبت کنیم؟


I felt disrespected.

احساس کردم بهم بی‌احترامی شد.

I felt disrespected when you interrupted me in front of everyone.

وقتی جلوی همه وسط حرفم پریدی، احساس کردم بهم بی‌احترامی شد.

بیشتر بخوانید: جمله برای نظر دادن به انگلیسی

جمله‌های انگلیسی برای آرام کردن یک فرد عصبانی

Calm down.

آرام باش / آرام شو.

Calm down and tell me what happened.

آرام شو و بگو چه اتفاقی افتاده است.


Take a deep breath.

یک نفس عمیق بکش.

Take a deep breath before you say something you might regret.

قبل از اینکه چیزی بگویی که ممکن است از آن پشیمان شوی، یک نفس عمیق بکش.


Let’s talk about this calmly.

بیا آرام درباره این موضوع صحبت کنیم.

Let’s talk about this calmly and find a solution.

بیا آرام درباره این موضوع صحبت کنیم و راه‌حلی پیدا کنیم.


I understand why you’re upset.

می‌فهمم چرا ناراحتی.

I understand why you’re upset, but shouting won’t help.

می‌فهمم چرا ناراحتی، اما داد زدن کمکی نمی‌کند.


There’s no need to shout.

لازم نیست داد بزنی.

There’s no need to shout. I’m listening to you.

لازم نیست داد بزنی. دارم به حرفت گوش می‌دهم.


Let’s not argue.

بیا بحث نکنیم.

Let’s not argue in front of the kids.

بیا جلوی بچه‌ها بحث نکنیم.

جمع‌بندی

برای گفتن «عصبانی» در انگلیسی، همیشه لازم نیست از angry استفاده کنید. اگر کمی ناراحت یا کلافه هستید، annoyed و upset طبیعی‌ترند. اگر شدت عصبانیت زیاد است، furious, livid, infuriated انتخاب‌های بهتری هستند. در مکالمه روزمره هم اصطلاحاتی مثل lose your temper, see red, hit the roof, get on my nerves و drive me up the wall بسیار کاربردی‌اند.

سوالات متداول

عصبانی به انگلیسی چی می‌شود؟

عصبانی به انگلیسی معمولا angry می‌شود.

من عصبانی هستم به انگلیسی چی می‌شود؟

می‌توانید بگویید: I’m angry.

من از دست تو عصبانی هستم به انگلیسی چی می‌شود؟

طبیعی‌ترین جمله این است: I’m angry with you یا I’m mad at you.

با عصبانیت به انگلیسی چی می‌شود؟

«با عصبانیت» در انگلیسی معمولا angrily است.

تفاوت angry و upset چیست؟

angry یعنی عصبانی، اما upset بیشتر یعنی ناراحت، دلخور یا آشفته.

مترادف‌های مهم angry در انگلیسی کدام‌اند؟

مهم‌ترین مترادف‌ها عبارت‌اند از: mad, annoyed, irritated, furious, livid, enraged, infuriated.

اشتراک گذاری:

دوره های آموزشی مرتبط

مکالمه انگلیسی در 80 روز
50%
تخفیف

مکالمه انگلیسی در 80 روز

5.00 1 رای
6,000,000 تومان قیمت اصلی 6,000,000 تومان بود.2,980,000 تومانقیمت فعلی 2,980,000 تومان است.
مصطفی ساهری
106
6,000,000 تومان قیمت اصلی 6,000,000 تومان بود.2,980,000 تومانقیمت فعلی 2,980,000 تومان است.
آموزش زبان انگلیسی در سفر

انگلیسی در سفر

5.00 1 رای
2,000,000 تومان
مصطفی ساهری
3,648
2,000,000 تومان
آموزش پایه تا پیشرفته زبان انگلیسی (A1 تا C1)

آموزش پایه تا پیشرفته زبان انگلیسی (A1 تا C1)

4.83 12 رای
12,000,000 تومان
مصطفی ساهری
1,674
12,000,000 تومان

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

لوگو زبان مستر فوتر

زبان مستر، در راستای امر ارتقاء سطح آموزش زبان‌ ترکی استانبولی، آموزش زبان فرانسه، آموزش زبان آلمانی و آموزش زبان انگلیسی؛ تلاش بر این دارد تا یادگیری این زبان‌ها را با ابزارهای کاربردی و هم‌چنین پشتیبانی قوی، برای زبان‌آموزان راحت‌تر کند.

  • آدرس: تهران، جردن، عاطفی شرقی، ساسان، پلاک 4
  • 02191035152
  • info@zabanmaster.com
دسترسی سریع
  • بلاگ
  • دوره های آموزشی
  • حساب کاربری
  • درباره ما
  • قوانین و مقررات
  • تماس با ما
  • اپلیکیشن آموزش زبان
مجوزها


logo-samandehi


logo-enamad

nashr-digital

bank-license
تمامی حقوق برای سایت زبان مستر محفوظ می باشد.
جشنواره جام جهانی زبان مستر

ورود

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

هنوز عضو نشده اید؟ عضویت در سایت