اصطلاحات دندانپزشکی به انگلیسی + مثال و ترجمه
اگر قصد دارید در سفر، مهاجرت، مراجعه به کلینیک یا حتی مطالعه منابع پزشکی انگلیسی بهتر عمل کنید، آشنایی با اصطلاحات دندانپزشکی به انگلیسی بسیار کاربردی است. بسیاری از واژهها و جملههای مربوط به دندانپزشکی در مکالمات روزمره هم استفاده میشوند، نه فقط در محیط درمانی. در این مقاله از زبان مستر، مهمترین اصطلاحات، جملهها و عبارتهای رایج دندانپزشکی را همراه با معنی و کاربرد یاد میگیرید تا مسیر آموزش زبان انگلیسی برایتان واقعیتر و کاربردیتر شود.
دندان به انگلیسی چه میشود؟
در انگلیسی، «دندان» در حالت مفرد tooth و در حالت جمع teeth گفته میشود. یکی از اشتباهات رایج زبانآموزان این است که برای چند دندان هم از tooth استفاده میکنند؛ درحالیکه باید بگوییم teeth.
tooth
دندان
I have a pain in one tooth.
یکی از دندانهایم درد میکند.
teeth
دندانها
You should brush your teeth twice a day.
باید روزی دو بار دندانهایت را مسواک بزنی.
dentist
دندانپزشک
I need to see a dentist as soon as possible.
باید هرچه زودتر به دندانپزشک مراجعه کنم.
dentistry
دندانپزشکی
She wants to study dentistry at university.
و میخواهد در دانشگاه دندانپزشکی بخواند.
dental
مربوط به دندان / دندانپزشکی
I have a dental appointment tomorrow morning.
فردا صبح وقت دندانپزشکی دارم.
dental clinic
کلینیک دندانپزشکی
There is a dental clinic near my apartment.
نزدیک آپارتمان من یک کلینیک دندانپزشکی هست.
dental appointment
وقت دندانپزشکی
I booked a dental appointment for Friday.
برای جمعه وقت دندانپزشکی گرفتم.
اصطلاحات پایه دهان و دندان به انگلیسی
در این بخش با کلمات پایهای مربوط به دهان، دندان و اجزای آن آشنا میشوید. این کلمات در مکالمه با دندانپزشک، پر کردن فرمهای پزشکی و توضیح مشکل دندان بسیار کاربردی هستند.
mouth
دهان
Open your mouth, please.
لطفا دهانتان را باز کنید.
gum
لثه
My gums bleed when I brush my teeth.
وقتی دندانهایم را مسواک میزنم، لثههایم خونریزی میکنند.
jaw
فک
My jaw hurts when I chew.
وقتی غذا میجوم، فکم درد میگیرد.
tongue
زبان
My tongue feels sore after eating spicy food.
بعد از خوردن غذای تند، زبانم درد میکند.
lip
لب
My lower lip is swollen.
لب پایینم ورم کرده است.
cheek
گونه
The inside of my cheek is sore.
داخل گونهام زخم شده است.
enamel
مینای دندان
Acidic drinks can damage tooth enamel.
نوشیدنیهای اسیدی میتوانند به مینای دندان آسیب بزنند.
root
ریشه دندان
The infection has reached the root of the tooth.
عفونت به ریشه دندان رسیده است.
crown
تاج دندان / روکش دندان
The dentist said I might need a crown.
دندانپزشک گفت ممکن است به روکش دندان نیاز داشته باشم.
nerve
عصب
The nerve in my tooth is inflamed.
عصب دندانم ملتهب شده است.
wisdom tooth
دندان عقل
My wisdom tooth is coming in, and it hurts.
دندان عقلم دارد درمیآید و درد میکند.
front tooth
دندان جلو
I chipped my front tooth yesterday.
دیروز دندان جلویم لبپر شد.
back tooth
دندان عقب
One of my back teeth hurts a lot.
یکی از دندانهای عقبم خیلی درد میکند.
baby tooth
دندان شیری
My son lost his first baby tooth.
پسرم اولین دندان شیریاش را از دست داد.
permanent tooth
دندان دائمی
This is a permanent tooth, so we need to save it.
این دندان دائمی است، پس باید آن را حفظ کنیم.
انواع دندان به انگلیسی
برای صحبت دقیقتر درباره دندانها، بهتر است نام انواع دندانها را هم بلد باشید. این اصطلاحات بیشتر در توضیحهای تخصصی دندانپزشک یا متنهای پزشکی دیده میشوند.
incisor
دندان پیشین
One of my incisors is slightly crooked.
یکی از دندانهای پیشینم کمی کج است.
canine
دندان نیش
My canine tooth is sharper than the others.
دندان نیشم از بقیه دندانها تیزتر است.
premolar
دندان آسیای کوچک
The cavity is on one of your premolars.
پوسیدگی روی یکی از دندانهای آسیای کوچک شماست.
molar
دندان آسیا
I have a cavity in my lower molar.
در دندان آسیای پایینم پوسیدگی دارم.
دردها و علائم دندانپزشکی به انگلیسی
وقتی به دندانپزشک مراجعه میکنید، باید بتوانید مشکل خود را ساده و واضح توضیح دهید. اصطلاحات این بخش دقیقاً برای همین موقعیتها کاربرد دارند.
toothache
دنداندرد
I have had a toothache since last night.
از دیشب دنداندرد دارم.
pain
درد
The pain gets worse when I drink something cold.
وقتی چیز سردی مینوشم، درد بدتر میشود.
sharp pain
درد تیز و ناگهانی
I feel a sharp pain when I bite down.
وقتی دندانهایم را روی هم فشار میدهم، درد تیزی حس میکنم.
dull pain
درد مبهم و مداوم
It is not a sharp pain; it is more like a dull pain.
درد تیز نیست؛ بیشتر شبیه یک درد مبهم و مداوم است.
sensitivity
حساسیت
I have sensitivity to cold drinks.
به نوشیدنیهای سرد حساسیت دارم.
swelling
ورم
There is some swelling around my gum.
اطراف لثهام کمی ورم کرده است.
bleeding
خونریزی
I noticed bleeding when I flossed.
وقتی نخ دندان کشیدم، متوجه خونریزی شدم.
bad breath
بوی بد دهان
Bad breath can be a sign of gum problems.
بوی بد دهان میتواند نشانه مشکلات لثه باشد.
dry mouth
خشکی دهان
I often wake up with a dry mouth.
اغلب با خشکی دهان از خواب بیدار میشوم.
sore gum
لثه دردناک
My gums are sore after the cleaning.
بعد از جرمگیری، لثههایم دردناک شدهاند.
mouth ulcer
آفت دهان / زخم دهان
I have a small mouth ulcer on my lip.
یک آفت کوچک روی لبم دارم.
مشکلات رایج دندان به انگلیسی
در این بخش با مهمترین مشکلات دندان و لثه به انگلیسی آشنا میشوید. این کلمات هم در مکالمه روزمره و هم در محیط کلینیک دندانپزشکی بسیار کاربردی هستند.
cavity
پوسیدگی / حفره دندان
The dentist found a cavity in my tooth.
دندانپزشک در دندانم پوسیدگی پیدا کرد.
tooth decay
پوسیدگی دندان
Too much sugar can cause tooth decay.
مصرف زیاد شکر میتواند باعث پوسیدگی دندان شود.
plaque
پلاک دندان
Plaque builds up if you do not brush properly.
اگر درست مسواک نزنید، پلاک روی دندان جمع میشود.
tartar
جرم دندان
Tartar cannot be removed by brushing alone.
جرم دندان فقط با مسواک زدن از بین نمیرود.
gum disease
بیماری لثه
Gum disease can lead to tooth loss.
بیماری لثه میتواند باعث از دست دادن دندان شود.
infection
عفونت
The dentist said there is an infection under the tooth.
دندانپزشک گفت زیر دندان عفونت وجود دارد.
abscess
آبسه
A dental abscess can be very painful.
آبسه دندان میتواند بسیار دردناک باشد.
chipped tooth
دندان لبپر شده
I chipped my tooth while eating nuts.
هنگام خوردن آجیل، دندانم لبپر شد.
broken tooth
دندان شکسته
I need to see a dentist because I have a broken tooth.
باید به دندانپزشک مراجعه کنم چون دندانم شکسته است.
loose tooth
دندان لق
This tooth feels loose.
این دندان لق به نظر میرسد.
cracked tooth
دندان ترکخورده
A cracked tooth may hurt when you chew.
دندان ترکخورده ممکن است هنگام جویدن درد بگیرد.
stained teeth
دندانهای لکدار
Coffee can cause stained teeth over time.
قهوه در طول زمان میتواند باعث لک شدن دندانها شود.
اصطلاحات متداول دندانپزشکی به انگلیسی
این بخش شامل واژههایی است که معمولا در مطب، پذیرش، چکاپ و درمانهای ساده دندانپزشکی میشنوید.
check-up
معاینه / چکاپ
I go for a dental check-up every six months.
هر شش ماه برای چکاپ دندانپزشکی میروم.
cleaning
تمیز کردن دندان / جرمگیری سبک
I have an appointment for a dental cleaning.
برای تمیز کردن دندان وقت دارم.
scaling
جرمگیری
The dentist recommended scaling to remove tartar.
دندانپزشک برای برداشتن جرم دندان، جرمگیری را توصیه کرد.
polish
پولیش دندان
After scaling, the dentist polished my teeth.
بعد از جرمگیری، دندانپزشک دندانهایم را پولیش کرد.
X-ray
عکس رادیولوژی
We need an X-ray to see the root clearly.
برای دیدن واضح ریشه، به عکس رادیولوژی نیاز داریم.
treatment
درمان
The treatment may take two sessions.
درمان ممکن است دو جلسه طول بکشد.
procedure
عمل / فرایند درمانی
The procedure is simple and usually painless.
این فرایند ساده است و معمولا درد ندارد.
anesthesia
بیحسی / بیهوشی
The dentist used local anesthesia before the procedure.
دندانپزشک قبل از درمان از بیحسی موضعی استفاده کرد.
local anesthesia
بیحسی موضعی
You will only need local anesthesia for this treatment.
برای این درمان فقط به بیحسی موضعی نیاز دارید.
injection
تزریق / آمپول
I am a little nervous about the injection.
کمی درباره تزریق نگرانم.
prescription
نسخه
The dentist gave me a prescription for antibiotics.
دندانپزشک برایم نسخه آنتیبیوتیک نوشت.
antibiotics
آنتیبیوتیک
You need to take antibiotics for the infection.
باید برای عفونت آنتیبیوتیک مصرف کنید.
painkiller
مسکن
You can take a painkiller if the pain gets worse.
اگر درد بدتر شد، میتوانید مسکن مصرف کنید.
پر کردن دندان به انگلیسی
«پر کردن دندان» یکی از رایجترین درمانهای دندانپزشکی است. در انگلیسی معمولا از کلمه filling استفاده میشود. در محیط تخصصیتر، ممکن است کلمه restoration هم شنیده شود.
filling
پرکردگی / پر کردن دندان
I need a filling in one of my back teeth.
یکی از دندانهای عقبم نیاز به پر کردن دارد.
dental filling
پر کردن دندان
A dental filling can repair a small cavity.
پر کردن دندان میتواند یک پوسیدگی کوچک را ترمیم کند.
fill a tooth
دندانی را پر کردن
The dentist filled my tooth this morning.
دندانپزشک امروز صبح دندانم را پر کرد.
restoration
ترمیم دندان
This tooth needs a small restoration.
این دندان به یک ترمیم کوچک نیاز دارد.
composite filling
پرکردگی کامپوزیت
I prefer a composite filling because it matches my tooth color.
پرکردگی کامپوزیت را ترجیح میدهم چون با رنگ دندانم هماهنگ است.
کشیدن دندان به انگلیسی
برای «کشیدن دندان» در انگلیسی، در مکالمه روزمره معمولا میگویند pull out a tooth یا remove a tooth. اما اصطلاح رسمیتر و پزشکیتر آن tooth extraction است.
tooth extraction
کشیدن دندان
The dentist said I need a tooth extraction.
دندانپزشک گفت باید دندانم کشیده شود.
extract a tooth
کشیدن دندان
They had to extract the tooth because it was badly damaged.
مجبور شدند دندان را بکشند چون بهشدت آسیب دیده بود.
pull out a tooth
کشیدن دندان / بیرون کشیدن دندان
I was afraid they would pull out my tooth.
میترسیدم دندانم را بکشند.
remove a tooth
دندانی را خارج کردن
The dentist removed my wisdom tooth last week.
دندانپزشک هفته گذشته دندان عقلم را کشید.
wisdom tooth removal
کشیدن دندان عقل
Wisdom tooth removal is very common.
کشیدن دندان عقل بسیار رایج است.
gauze
گاز استریل
Bite down gently on the gauze after the extraction.
بعد از کشیدن دندان، آرام روی گاز استریل فشار دهید.
blood clot
لخته خون
Do not rinse too hard because it can remove the blood clot.
خیلی شدید دهانتان را نشویید چون ممکن است لخته خون خارج شود.
عصبکشی دندان به انگلیسی
«عصبکشی» در انگلیسی معمولا با عبارت root canal یا root canal treatment بیان میشود. در مکالمه روزمره خیلی وقتها فقط میگویند I need a root canal.
root canal
عصبکشی
I think I might need a root canal.
فکر میکنم شاید به عصبکشی نیاز داشته باشم.
root canal treatment
درمان ریشه / عصبکشی
Root canal treatment can save a damaged tooth.
عصبکشی میتواند یک دندان آسیبدیده را نجات دهد.
pulp
پالپ / بافت نرم داخل دندان
The infection has reached the pulp.
عفونت به پالپ دندان رسیده است.
canal
کانال / مجرا
The dentist cleaned the canals inside the tooth.
دندانپزشک کانالهای داخل دندان را تمیز کرد.
temporary filling
پانسمان / پرکردگی موقت
The dentist put in a temporary filling until my next visit.
دندانپزشک تا جلسه بعدی یک پرکردگی موقت گذاشت.
روکش دندان به انگلیسی
«روکش دندان» در انگلیسی معمولا dental crown یا فقط crown گفته میشود. در مکالمه غیررسمی، بعضی افراد از کلمه cap هم استفاده میکنند.
dental crown
روکش دندان
I need a dental crown after my root canal.
بعد از عصبکشی به روکش دندان نیاز دارم.
crown
روکش / تاج دندان
My crown feels a little loose.
روکش دندانم کمی لق به نظر میرسد.
cap
روکش دندان
The dentist put a cap on my damaged tooth.
دندانپزشک روی دندان آسیبدیدهام روکش گذاشت.
bridge
بریج دندان / پل دندانی
A dental bridge can replace a missing tooth.
بریج دندان میتواند جای یک دندان از دست رفته را بگیرد.
implant
ایمپلنت
I am thinking about getting a dental implant.
دارم به کاشت ایمپلنت دندان فکر میکنم.
denture
دندان مصنوعی
My grandfather wears dentures.
پدربزرگم دندان مصنوعی دارد.
اصطلاحات زیبایی دندانپزشکی به انگلیسی
دندانپزشکی زیبایی شامل درمانهایی است که بیشتر برای بهتر شدن ظاهر دندانها انجام میشوند؛ مثل سفید کردن دندان، لمینت، ونیر و ارتودنسی.
cosmetic dentistry
دندانپزشکی زیبایی
Cosmetic dentistry can improve the appearance of your smile.
دندانپزشکی زیبایی میتواند ظاهر لبخند شما را بهتر کند.
whitening
سفید کردن دندان
I want to ask my dentist about teeth whitening.
میخواهم از دندانپزشکم درباره سفید کردن دندان بپرسم.
teeth whitening
سفید کردن دندانها
Teeth whitening can make your smile brighter.
سفید کردن دندانها میتواند لبخند شما را روشنتر کند.
bleaching
بلیچینگ
Dental bleaching should be done carefully.
بلیچینگ دندان باید با دقت انجام شود.
veneer
ونیر / لمینت دندان
She got veneers to improve her smile.
او برای بهتر شدن لبخندش ونیر گذاشت.
laminate veneer
لمینت دندان
Laminate veneers are popular in cosmetic dentistry.
لمینت دندان در دندانپزشکی زیبایی محبوب است.
braces
ارتودنسی / براکت دندان
I had braces when I was a teenager.
وقتی نوجوان بودم ارتودنسی داشتم.
retainer
نگهدارنده ارتودنسی
You should wear your retainer at night.
باید شبها نگهدارنده ارتودنسی خود را استفاده کنید.
aligners
الاینر / پلاک شفاف ارتودنسی
Clear aligners are less noticeable than braces.
الاینرهای شفاف کمتر از براکتها دیده میشوند.
bonding
باندینگ دندان
Dental bonding can fix a small chip in a tooth.
باندینگ دندان میتواند لبپریدگی کوچک دندان را ترمیم کند.
اصطلاحات دستیار دندانپزشکی به انگلیسی
اگر در محیط دندانپزشکی کار میکنید یا میخواهید اصطلاحات دستیار دندانپزشکی را یاد بگیرید، این بخش برای شما بسیار مهم است. این واژهها در اتاق درمان، پذیرش و هنگام آمادهسازی ابزارها زیاد استفاده میشوند.
dental assistant
دستیار دندانپزشک
The dental assistant prepared the room before the patient arrived.
دستیار دندانپزشک قبل از رسیدن بیمار، اتاق را آماده کرد.
dental hygienist
بهداشتکار دهان و دندان
The dental hygienist cleaned my teeth.
بهداشتکار دهان و دندان دندانهایم را تمیز کرد.
patient
بیمار
The patient is waiting in the reception area.
بیمار در قسمت پذیرش منتظر است.
receptionist
منشی / مسئول پذیرش
The receptionist asked me to fill out a form.
مسئول پذیرش از من خواست یک فرم پر کنم.
gloves
دستکش
The dentist put on a new pair of gloves.
دندانپزشک یک جفت دستکش جدید پوشید.
mask
ماسک
The dental assistant wore a mask during the procedure.
دستیار دندانپزشک هنگام درمان ماسک زده بود.
tray
سینی ابزار
The tools are on the tray.
ابزارها روی سینی هستند.
dental mirror
آینه دندانپزشکی
The dentist used a dental mirror to check my back teeth.
دندانپزشک برای بررسی دندانهای عقبم از آینه دندانپزشکی استفاده کرد.
drill
دریل دندانپزشکی
The sound of the drill makes me nervous.
صدای دریل دندانپزشکی مرا مضطرب میکند.
suction
ساکشن
The assistant used suction to remove saliva.
دستیار برای خارج کردن بزاق از ساکشن استفاده کرد.
saliva ejector
بزاقکش
The saliva ejector helps keep the mouth dry.
بزاقکش کمک میکند دهان خشک بماند.
scaler
جرمگیر دندانپزشکی
The hygienist used a scaler to remove tartar.
بهداشتکار برای برداشتن جرم دندان از جرمگیر استفاده کرد.
forceps
فورسپس / انبر دندانپزشکی
The dentist used forceps during the extraction.
دندانپزشک هنگام کشیدن دندان از فورسپس استفاده کرد.
cotton roll
رول پنبهای
The assistant placed a cotton roll near my cheek.
دستیار یک رول پنبهای کنار گونهام گذاشت.
sterilize
استریل کردن
All instruments must be sterilized before use.
همه ابزارها باید قبل از استفاده استریل شوند.
گرفتن وقت دندانپزشکی به انگلیسی
برای گرفتن وقت دندانپزشکی، لازم نیست جملههای خیلی پیچیده بلد باشید. چند عبارت ساده و طبیعی میتواند کار شما را راه بیندازد.
book an appointment
وقت گرفتن
I would like to book an appointment with the dentist.
میخواهم از دندانپزشک وقت بگیرم.
make an appointment
وقت گرفتن
Can I make an appointment for next week?
میتوانم برای هفته آینده وقت بگیرم؟
reschedule
تغییر دادن زمان وقت
I need to reschedule my dental appointment.
باید وقت دندانپزشکیام را تغییر بدهم.
cancel
لغو کردن
I need to cancel my appointment for tomorrow.
باید وقت فردایم را لغو کنم.
emergency dentist
دندانپزشک اورژانسی
I need an emergency dentist because I am in severe pain.
به دندانپزشک اورژانسی نیاز دارم چون درد شدیدی دارم.
available
در دسترس / آزاد
Do you have any available appointments today?
امروز وقت خالی دارید؟
insurance
بیمه
Does my insurance cover this treatment?
آیا بیمه من این درمان را پوشش میدهد؟
medical history
سابقه پزشکی
They asked me about my medical history.
از من درباره سابقه پزشکیام پرسیدند.
جملههای کاربردی در مطب دندانپزشکی
در این بخش چند جمله بسیار طبیعی و پرکاربرد را میبینید که یک بیمار ممکن است در مطب دندانپزشکی بگوید.
I have a toothache.
دنداندرد دارم.
I have a toothache, and it has been getting worse.
دنداندرد دارم و در حال بدتر شدن بوده است.
My tooth hurts.
دندانم درد میکند.
My tooth hurts when I drink cold water.
وقتی آب سرد مینوشم، دندانم درد میکند.
It hurts when I chew.
وقتی (غذا) میجوم درد میکند.
It hurts when I chew on the right side.
وقتی با سمت راست غذا میجوم، درد میکند.
My gums are bleeding.
لثههایم دارند خونریزی میکنند.
My gums are bleeding every time I brush.
لثههایم دارند هر بار که مسواک میزنم خونریزی میکنند.
I have sensitive teeth.
دندانهای حساسی دارم.
I have sensitive teeth, especially with cold drinks.
دندانهای حساسی دارم، مخصوصا نسبت به نوشیدنیهای سرد.
I think I have a cavity.
فکر میکنم یک پوسیدگی (در دندانم) دارم.
I think I have a cavity in one of my back teeth.
فکر میکنم در یکی از دندانهای عقبم یک پوسیدگی دارم.
Is it going to hurt?
درد دارد؟
Is it going to hurt during the procedure?
هنگام درمان درد خواهد داشت؟
How long will it take?
چقدر طول خواهد کشید؟
How long will it take to fill the tooth?
پر کردن دندان چقدر طول میکشد؟
How much will it cost?
چقدر هزینه دارد؟
How much will it cost to get a crown?
گذاشتن روکش دندان چقدر هزینه دارد؟
Do I need antibiotics?
آیا به آنتیبیوتیک نیاز دارم؟
Do I need antibiotics for the infection?
آیا برای عفونت به آنتیبیوتیک نیاز دارم؟
جملههایی که دندانپزشک ممکن است بگوید
در مطب دندانپزشکی، دندانپزشک ممکن است از این جملهها استفاده کند. دانستن این عبارات کمک میکند بهتر متوجه روند درمان شوید.
Open your mouth, please.
لطفا دهانتان را باز کنید.
Open your mouth, please, so I can check your teeth.
لطفا دهانتان را باز کنید تا بتوانم دندانهایتان را بررسی کنم.
Does this hurt?
این درد دارد؟
Does this hurt when I press here?
وقتی اینجا را فشار میدهم درد دارد؟
You have a cavity.
دندان شما پوسیدگی دارد.
You have a cavity in your lower molar.
در دندان آسیای پایینتان یک پوسیدگی دارید.
You need a filling.
به پر کردن دندان نیاز دارید.
You need a filling, but it is not too deep.
به پر کردن دندان نیاز دارید، اما پوسیدگی خیلی عمیق نیست.
You may need a root canal.
ممکن است به عصبکشی نیاز داشته باشید.
You may need a root canal if the pain continues.
اگر درد ادامه پیدا کند، ممکن است به عصبکشی نیاز داشته باشید.
We need to take an X-ray.
باید عکس بگیریم.
We need to take an X-ray before we decide on the treatment.
قبل از تصمیمگیری درباره درمان باید عکس بگیریم.
Rinse your mouth.
دهانتان را بشویید.
Rinse your mouth and spit into the sink.
دهانتان را بشویید و داخل سینک تف کنید.
Do not eat for two hours.
تا دو ساعت غذا نخورید.
Do not eat for two hours after the filling.
بعد از پر کردن دندان تا دو ساعت غذا نخورید.
اصطلاحات مربوط به مراقبت از دندان به انگلیسی
این کلمات برای صحبت درباره بهداشت دهان و دندان بسیار مهم هستند و در مکالمات روزمره هم زیاد استفاده میشوند.
brush
مسواک زدن
Brush your teeth before going to bed.
قبل از خواب دندانهایت را مسواک بزن.
toothbrush
مسواک
You should change your toothbrush every few months.
باید هر چند ماه یک بار مسواکت را عوض کنی.
toothpaste
خمیردندان
Use a toothpaste with fluoride.
از خمیردندان حاوی فلوراید استفاده کن.
floss
نخ دندان کشیدن / نخ دندان
I try to floss every night.
سعی میکنم هر شب نخ دندان بکشم.
dental floss
نخ دندان
Dental floss helps clean between your teeth.
نخ دندان کمک میکند بین دندانهایتان تمیز شود.
mouthwash
دهانشویه
My dentist recommended an alcohol-free mouthwash.
دندانپزشکم یک دهانشویه بدون الکل توصیه کرد.
fluoride
فلوراید
Fluoride helps protect your teeth from decay.
فلوراید کمک میکند از دندانها در برابر پوسیدگی محافظت شود.
rinse
شستن دهان / آبکشی کردن
Rinse your mouth with warm salt water.
دهانتان را با آب نمک گرم بشویید.
spit
تف کردن
Spit the mouthwash out after thirty seconds.
بعد از سی ثانیه دهانشویه را تف کنید.
تخصصهای دندانپزشکی به انگلیسی
در انگلیسی فقط یک نوع دندانپزشک نداریم. بسته به نوع درمان، ممکن است با تخصصهای مختلفی روبهرو شوید.
general dentist
دندانپزشک عمومی
A general dentist can do check-ups and simple treatments.
دندانپزشک عمومی میتواند چکاپ و درمانهای ساده را انجام دهد.
orthodontist
متخصص ارتودنسی
My dentist referred me to an orthodontist.
دندانپزشکم مرا به متخصص ارتودنسی ارجاع داد.
endodontist
متخصص درمان ریشه
You may need to see an endodontist for a root canal.
ممکن است برای عصبکشی لازم باشد به متخصص درمان ریشه مراجعه کنید.
periodontist
متخصص لثه
A periodontist treats serious gum problems.
متخصص لثه مشکلات جدی لثه را درمان میکند.
oral surgeon
جراح دهان و فک
An oral surgeon removed my wisdom teeth.
جراح دهان و فک دندانهای عقلم را کشید.
prosthodontist
متخصص پروتزهای دندانی
A prosthodontist can design crowns, bridges, and dentures.
متخصص پروتز میتواند روکش، بریج و دندان مصنوعی طراحی کند.
pediatric dentist
دندانپزشک کودکان
We took our daughter to a pediatric dentist.
دخترمان را پیش دندانپزشک کودکان بردیم.
مخفف اصطلاحات دندانپزشکی به انگلیسی
در فرمها، پروندهها یا محیطهای تخصصی دندانپزشکی ممکن است با مخففهایی روبهرو شوید. این مخففها همیشه در همه کشورها دقیقاً یکسان استفاده نمیشوند، اما دانستن آنها میتواند مفید باشد.
DDS
دکتر جراحی دندان
Her name is followed by DDS on the clinic website.
در وبسایت کلینیک، بعد از نام او مخفف DDS آمده است.
DMD
دکتر دندانپزشکی
Some dentists have DMD after their names.
بعضی دندانپزشکان بعد از نامشان مخفف DMD دارند.
RDH
بهداشتکار رسمی دهان و دندان
The cleaning was done by an RDH.
تمیز کردن دندان توسط یک بهداشتکار رسمی دهان و دندان انجام شد.
RCT
درمان ریشه / عصبکشی
The note on my file says RCT is needed.
در یادداشت پروندهام نوشته شده که عصبکشی لازم است.
LA
بیحسی موضعی
The dentist used LA before the extraction.
دندانپزشک قبل از کشیدن دندان از بیحسی موضعی استفاده کرد.
GA
بیهوشی عمومی
Some complex procedures may require GA.
بعضی درمانهای پیچیده ممکن است به بیهوشی عمومی نیاز داشته باشند.
OPG
عکس پانورامیک دندان
The dentist asked for an OPG before removing my wisdom tooth.
دندانپزشک قبل از کشیدن دندان عقلم عکس پانورامیک خواست.
CBCT
تصویربرداری سهبعدی دندان
A CBCT scan gives a detailed view of the jaw.
تصویربرداری CBCT نمای دقیقی از فک ارائه میدهد.
TMJ
مفصل فک
TMJ problems can cause jaw pain.
مشکلات مفصل فک میتواند باعث درد فک شود.
جمع بندی
اصطلاحات دندانپزشکی به انگلیسی فقط برای محیط درمانی نیستند و در سفر، مهاجرت و مکالمات روزمره هم کاربرد زیادی دارند. برای یادگیری بهتر، هر واژه را همراه با جمله مثال تمرین کنید، نه بهصورت لغت جداگانه. با یاد گرفتن عبارتهایی مثل toothache، filling، root canal و dental crown راحتتر میتوانید مشکل خود را در مطب دندانپزشکی توضیح دهید.
سوالات متداول
دندان به انگلیسی چه میشود؟
دندان در انگلیسی tooth و دندانها teeth گفته میشود.
روکش دندان به انگلیسی چه میشود؟
روکش دندان در انگلیسی dental crown یا بهصورت کوتاهتر crown گفته میشود.
کشیدن دندان به انگلیسی چه میشود؟
کشیدن دندان در انگلیسی tooth extraction است و در مکالمه سادهتر میتوان گفت pull out a tooth.
پر کردن دندان به انگلیسی چه میشود؟
پر کردن دندان در انگلیسی filling یا dental filling گفته میشود.
دیدگاهتان را بنویسید