جستجو برای:
  • صفحه اصلی
  • آموزش رایگان زبان
    • آموزش زبان ترکی استانبولی
    • آموزش رایگان زبان انگلیسی
    • آموزش زبان فرانسه
    • آموزش زبان آلمانی
  • پادکست های آموزشی
    • پادکست زبان ترکی استانبولی
    • پادکست زبان انگلیسی
    • پادکست زبان آلمانی
    • پادکست زبان فرانسه
  • دوره های آموزشی
  • تماس با ما
    • درباره ما
  • حساب کاربری
 
  • 02191035152
زبان مستر
  • زبان مستر
  • دوره های آموزشی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان ترکی استانبولی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان انگلیسی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان آلمانی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان فرانسه
  • آموزش رایگان زبان
    • آموزش زبان ترکی استانبولی
    • آموزش رایگان زبان انگلیسی
    • آموزش زبان آلمانی
    • آموزش زبان فرانسه
  • پادکست های آموزشی
    • پادکست زبان ترکی استانبولی
    • پادکست زبان انگلیسی
    • پادکست زبان آلمانی
    • پادکست زبان فرانسه
ورود کاربر

بلاگ

زبان مستر بلاگ مقالات زبان انگلیسی کلمات متضاد در انگلیسی + مثال، ترجمه و تلفظ صوتی

کلمات متضاد در انگلیسی + مثال، ترجمه و تلفظ صوتی

۱۴۰۴/۰۹/۲۳
ارسال شده توسط مصطفی ساهری
مقالات زبان انگلیسی
45.02k بازدید
کلمات متضاد در انگلیسی به همراه مثال و ترجمه
دانلود نسخه PDF مقاله
موضوعات این مقاله
1 کلمات متضاد در انگلیسی – صفت ها (Adjectives)
2 کلمات متضاد در انگلیسی – افعال (Verbs)
3 کلمات متضاد در انگلیسی – اسم های متضاد (Nouns)
4 کلمات متضاد در انگلیسی – قیدهای متضاد (Adverbs)
5 حروف اضافه و جهت های متضاد در انگلیسی (Opposite Prepositions and Directions)
6 کلمات متضاد در انگلیسی برای احساسات
7 کلمات متضاد انگلیسی مربوط به شخصیت
8 کلمات متضاد انگلیسی مربوط به زمان (Opposite Time Words)
9 کلمات متضاد انگلیسی مربوط به اندازه و مقدار (Opposite Size & Quantity Words)
10 کلمات متضاد انگلیسی مربوط به کیفیت و وضعیت (Opposite Quality & Condition Words)
11 کلمات متضاد رسمی و نوشتاری انگلیسی (Formal & Written Antonyms)
12 کلمات متضاد محاوره‌ای و روزمره انگلیسی (Everyday & Colloquial Antonyms)
13 جمع بندی
14 سوالات متداول کلمات متضاد در انگلیسی

کلمات متضاد انگلیسی یکی از ساده‌ترین و درعین‌حال موثرترین راه‌ها برای گسترش دایره واژگان در آموزش زبان انگلیسی هستند. وقتی یک کلمه را همراه با متضادش یاد می‌گیرید، معنا سریع‌تر در ذهن می‌نشیند و استفاده از آن در مکالمه و نوشتار راحت‌تر می‌شود. در این مقاله، یک لیست کامل و دسته‌بندی‌شده از کلمات متضاد انگلیسی را می‌بینید که می‌توانید مستقیماً برای یادگیری، مرور یا جمله‌سازی از آن استفاده کنید.

کلمات متضاد در انگلیسی – صفت ها (Adjectives)

Adjectiveمعنی فارسیOppositeمعنی فارسی
bigبزرگ smallکوچک
hot گرم coldسرد
fast سریع slowکند
easy آسان difficultسخت
happy خوشحال sadغمگین
oldپیر youngجوان
newجدید oldقدیمی
richثروتمند poorفقیر
cleanتمیز dirtyکثیف
strongقوی weakضعیف
fullپر emptyخالی
lightروشن darkتیره
earlyزود lateدیر
loudبلند (صدا) quietآرام / ساکت
safeامن dangerousخطرناک
cheapارزان expensiveگران
hardسفت / سخت softنرم
openباز closedبسته
tallقدبلند shortکوتاه
busyمشغول freeآزاد

به مثال‌های زیر توجه کنید:

This is a big house.

این یک خانه بزرگ است.

They live in a small apartment.

آن‌ها در یک آپارتمان کوچک زندگی می‌کنند.


It is very hot today.

امروز هوا خیلی گرم است.

The water is cold.

آب سرد است.


He drives very fast.

او خیلی سریع رانندگی می‌کند.

The internet is slow.

اینترنت کند است.


This exercise is easy.

این تمرین آسان است.

This question is difficult.

این سوال سخت است.


She feels happy today.

او امروز احساس خوشحالی می‌کند.

He looks sad.

او ناراحت به نظر می‌رسد.


My grandfather is old.

پدربزرگ من پیر است.

She is still young.

او هنوز جوان است.


I bought a new phone.

من یک گوشی جدید خریدم.


He became rich after years of work.

او بعد از سال‌ها کار ثروتمند شد.

They come from a poor family.

آن‌ها از یک خانواده فقیر هستند.


The room is clean.

اتاق تمیز است.

His shoes are dirty.

کفش‌هایش کثیف هستند.


She is mentally strong.

او از نظر ذهنی قوی است.

He feels weak today.

او امروز احساس ضعف (ضعیفی) می‌کند.


The glass is full.

لیوان پر است.

The box is empty.

جعبه خالی است.

بیشتر بخوانید: ۳۱۳ صفت انگلیسی کاربردی

کلمات متضاد در انگلیسی – افعال (Verbs)

Verbمعنی فارسیOppositeمعنی فارسی
openباز کردنcloseبستن
giveدادنtakeگرفتن
buyخریدنsellفروختن
startشروع کردنfinishتمام کردن
comeآمدنgoرفتن
pushهل دادنpullکشیدن
acceptقبول کردنrefuseرد کردن
winبرنده شدنloseباختن
buildساختنdestroyخراب کردن
rememberبه یاد آوردن forgetفراموش کردن
findپیدا کردن loseگم کردن
enterوارد شدن leaveترک کردن
arriveرسیدن departحرکت کردن
increaseافزایش دادن decreaseکاهش دادن
learnیاد گرفتن teachیاد دادن
turn onروشن کردن turn offخاموش کردن
lendقرض دادن borrowقرض گرفتن
catchگرفتن throwپرتاب کردن
passقبول شدن failرد شدن
saveذخیره کردن spendخرج کردن

و حالا چند جمله‌ی مثال انگلیسی برای این افعال متضاد انگلیسی:

Please open the door.

لطفا در را باز کن.

She closed the window.

او پنجره را بست.


He gave me a book.

او به من یک کتاب داد.

I will take this bag.

من این کیف را برمی‌دارم (می‌خرم).


They want to buy a car.

آن‌ها می‌خواهند یک ماشین بخرند.

She sells clothes online.

او لباس‌ها را آنلاین می‌فروشد.


The class starts at 9.

کلاس ساعت ۹ شروع می‌شود.

I finished my homework.

تکالیفم را تمام کردم.


Come here, please.

لطفا بیا اینجا.

I have to go now.

من باید الان بروم.


He pushed the door.

او در را هل داد.

Pull the handle.

دستگیره را بکش.


She accepted the offer.

او پیشنهاد را قبول کرد.

He refused the job.

او شغل را رد کرد.


Our team won the game.

تیم ما بازی را برد.

They lost the match.

آن‌ها مسابقه را باختند.


They are building a house.

آن‌ها در حال ساختن یک خانه هستند.

The fire destroyed the building.

آتش ساختمان را خراب کرد.


I remember your name.

اسمت را به یاد دارم.

Don’t forget my message.

پیامم را فراموش نکن.

بیشتر بخوانید: ۳۳۳ فعل پرکاربرد زبان انگلیسی

کلمات متضاد در انگلیسی – اسم های متضاد (Nouns)

Nounمعنی فارسیOppositeمعنی فارسی
successموفقیتfailureشکست
loveعشقhateنفرت
friendدوستenemyدشمن
lifeزندگیdeathمرگ
victoryپیروزیdefeatشکست
truthحقیقتlieدروغ
peaceصلحwarجنگ
beginningآغازendپایان
arrivalرسیدنdepartureحرکت / عزیمت
gainسودlossضرر
orderنظم chaosبی‌نظمی
safetyامنیت dangerخطر
pleasureلذت painدرد
strengthقدرت weaknessضعف
hopeامید despairناامیدی
advantageمزیت disadvantageعیب
employerکارفرما employeeکارمند
winnerبرنده loserبازنده
entranceورودی exitخروجی
supportحمایت oppositionمخالفت

به جمله‌های مثال زیر توجه کنید:

Hard work leads to success.

سخت‌کوشی به موفقیت منجر می‌شود.

Failure is part of learning.

شکست بخشی از یادگیری است.


Love is important in life.

عشق در زندگی مهم است.

Hate only causes problems.

نفرت فقط مشکل ایجاد می‌کند.


She is my best friend.

او بهترین دوست من است.

They considered him an enemy.

آن‌ها او را دشمن می‌دانستند.


Life is full of challenges.

زندگی پر از چالش است.

Death is a natural part of life.

مرگ بخشی طبیعی از زندگی است.


The team celebrated their victory.

تیم پیروزی خود را جشن گرفت.

They accepted the defeat.

آن‌ها شکست را پذیرفتند.


He always tells the truth.

او همیشه حقیقت را می‌گوید.

That was a lie.

آن یک دروغ بود.


People want peace, not war.

مردم صلح می‌خواهند، نه جنگ.

The war lasted many years.

جنگ سال‌ها طول کشید.


This is the beginning of a new journey.

این آغاز یک مسیر جدید است.

Everything has an end.

همه‌چیز پایانی دارد.

کلمات متضاد در انگلیسی – قیدهای متضاد (Adverbs)

Adverbمعنی فارسیOppositeمعنی فارسی
alwaysهمیشه neverهرگز
oftenاغلب rarelyبه‌ندرت
earlyزود lateدیر
fastسریع slowlyبه‌آرامی
wellخوب badlyبد
hereاینجا thereآنجا
insideداخل outsideبیرون
upبالا downپایین
beforeقبل afterبعد
togetherباهم apartجدا
easilyبه‌راحتی hardlyبه‌سختی
loudlyبا صدای بلند quietlyآرام
correctlyدرست incorrectlyنادرست
nearbyنزدیک far awayدور
alreadyقبلاً yetهنوز
carefullyبا دقت carelesslyبی‌دقت
directlyمستقیم indirectlyغیرمستقیم
openlyآشکارا secretlyمخفیانه
intentionallyعمداً accidentallyاتفاقی
exactlyدقیقاً approximatelyتقریباً

و اما مثال‌های قیدهای متضاد در انگلیسی:

She always arrives on time.

او همیشه به‌موقع می‌رسد.

I never forget your help.

من هرگز کمک تو را فراموش نمی‌کنم.


He often works late.

او اغلب تا دیر وقت کار می‌کند.

They rarely eat fast food.

آن‌ها به‌ندرت فست‌فود می‌خورند.


Please come early tomorrow.

لطفا فردا زود بیا.

She arrived late to the meeting.

او دیر به جلسه رسید.


He runs fast.

او سریع می‌دود.

The car moved slowly.

ماشین به‌آرامی حرکت کرد.


She speaks English well.

او انگلیسی را خوب صحبت می‌کند.

He was badly injured.

او به شدت (به شکل بدی) آسیب دید.


I am here right now.

من همین حالا اینجا هستم.

Your keys are there.

کلیدهایت آنجا هستند.

بیشتر بخوانید: انواع قید در انگلیسی

حروف اضافه و جهت های متضاد در انگلیسی (Opposite Prepositions and Directions)

Wordمعنی فارسیOppositeمعنی فارسی
inداخل outخارج
onروی offخاموش / جدا از
upبالا downپایین
beforeقبل afterبعد
aboveبالایِ belowپایینِ
insideداخلِ outsideخارجِ
nearنزدیک farدور
overروی / بالای underزیر
leftچپ rightراست
frontجلو backعقب
intoبه داخل out ofاز داخل
towardبه سمت away fromدور از
open (space)فضای باز closed (space)فضای بسته
publicعمومی privateخصوصی
localمحلی internationalبین‌المللی
verticalعمودی horizontalافقی
northشمال southجنوب
eastشرق westغرب
inside ofدرونِ outside ofبیرونِ
topبالا bottomپایین

به عنوان مثال:

The keys are in the bag.

کلیدها داخل کیف هستند.

She went out of the room.

او از اتاق بیرون رفت.


The book is on the table.

کتاب روی میز است.

Please turn off the light.

لطفاً چراغ را خاموش کن.

I wiped off my tears.

اشک‌هایم را از روی صورتم پاک کردم.


He looked up at the sky.

او رو به بالا به آسمان نگاه کرد.

She sat down quietly.

او آرام نشست.

Don’t look down!

پایین را نگاه نکن!


Wash your hands before dinner.

قبل از شام دست‌هایت را بشوی.

We talked after the class.

بعد از کلاس صحبت کردیم.


The hotel is near the station.

هتل نزدیک ایستگاه است.

The village is far from here.

روستا از اینجا دور است.


Turn left at the corner.

سر نبش بپیچ چپ.

Turn right after the bank.

بعد از بانک بپیچ راست.

بیشتر بخوانید: آدرس دادن به انگلیسی و آدرس پرسیدن به انگلیسی

کلمات متضاد در انگلیسی برای احساسات

Wordمعنی فارسیOppositeمعنی فارسی
happyخوشحال sadناراحت
calmآرام nervousعصبی
relaxedریلکس / آرام stressedپراسترس
excitedهیجان‌زده boredکسل
confidentبااعتمادبه‌نفس insecureبی‌اعتمادبه‌نفس
proudمغرور / مفتخر ashamedخجالت‌زده
satisfiedراضی disappointedناامید
hopefulامیدوار hopelessناامید
braveشجاع afraidترسیده
patientصبور impatientبی‌صبر
cheerfulشاد gloomyافسرده
optimisticخوش‌بین pessimisticبدبین
relaxedآرام tenseمضطرب
gratefulقدردان ungratefulناسپاس
peacefulآرام angryعصبانی
comfortableراحت uncomfortableناراحت
interestedعلاقه‌مند uninterestedبی‌علاقه
motivatedباانگیزه unmotivatedبی‌انگیزه
confidentمطمئن doubtfulمردد
contentراضی frustratedکلافه

و اما مثال‌ها:

She feels happy today.

او امروز احساس خوشحالی می‌کند.

He looks sad after the news.

او بعد از خبر ناراحت به نظر می‌رسد.


Try to stay calm.

سعی کن آرام بمانی.

She is nervous before the exam.

او قبل از امتحان مضطرب است.


I’m excited about the trip.

من بابت سفر هیجان‌زده‌ام.

He feels bored at home.

او در خانه حوصله‌اش سر رفته است.


She is confident about her skills.

او به مهارت‌هایش اعتماد دارد (راجع به مهارت‌هایش مطمئن است).

He feels insecure in new situations.

او در موقعیت‌های جدید احساس ناامنی می‌کند.


Her parents are proud of her.

والدینش به او افتخار می‌کنند.

He felt ashamed of his mistake.

او از اشتباهش خجالت کشید.


I’m satisfied with the result.

من از نتیجه راضی هستم.

They were disappointed by the decision.

آن‌ها از تصمیم ناامید شدند.

بیشتر بخوانید: کلمات احساسات و شخصیت در انگلیسی

کلمات متضاد انگلیسی مربوط به شخصیت

در اینجا به ویژگی‌های شخصیتی متضاد در انگلیسی (Opposite Personality Traits) می‌پردازیم:

Wordمعنی فارسیOppositeمعنی فارسی
kindمهربان cruelبی‌رحم
honestصادق dishonestغیرصادق
politeمودب rudeبی‌ادب
lazyتنبل hardworkingسخت‌کوش
confidentبااعتمادبه‌نفس shyخجالتی
friendlyصمیمی unfriendlyغیرصمیمی
patientصبور impatientبی‌صبر
generousسخاوتمند selfishخودخواه
braveشجاع cowardlyترسو
calmخونسرد aggressiveتهاجمی
reliableقابل‌اعتماد unreliableغیرقابل‌اعتماد
optimisticخوش‌بین pessimisticبدبین
humbleفروتن arrogantمتکبر
talkativeپرحرف quietکم‌حرف
carefulمحتاط carelessبی‌احتیاط
loyalوفادار disloyalبی‌وفا
seriousجدی playfulشوخ
organizedمنظم disorganizedنامنظم
flexibleمنعطف stubbornلجباز
confidentمطمئن insecureناامن / بی‌اعتمادبه‌نفس

مثال ها:

She is very kind to everyone.

او با همه خیلی مهربان است.

The boss was cruel to his workers.

رئیس با کارگرانش بی‌رحم بود.


He is an honest person.

او فردی صادق است.

Being dishonest causes problems.

غیرصادق بودن باعث مشکل می‌شود.


She is polite to customers.

او با مشتری‌ها مودب است.

That comment was rude.

آن نظر (حرف) بی‌ادبانه بود.


He feels lazy today.

او امروز احساس تنبلی می‌کند.

She is a hardworking student.

او دانش‌آموزی سخت‌کوش است.


He sounds confident in meetings.

او در جلسات بااعتمادبه‌نفس به نظر می‌رسد.

She is shy around strangers.

او جلوی غریبه‌ها خجالتی است.


He is generous with his time.

او در وقت‌گذاشتن سخاوتمند است.

That was a selfish decision.

آن تصمیم خودخواهانه بود.

کلمات متضاد انگلیسی مربوط به زمان (Opposite Time Words)

Wordمعنی فارسیOppositeمعنی فارسی
earlyزود lateدیر
pastگذشته futureآینده
beforeقبل afterبعد
nowاکنون laterبعداً
alwaysهمیشه neverهرگز
oftenاغلب rarelyبه‌ندرت
startشروع endپایان
beginningآغاز endingپایان
dayروز nightشب
morningصبح eveningعصر
weekdayروز کاری weekendآخر هفته
temporaryموقتی permanentدائمی
short-termکوتاه‌مدت long-termبلندمدت
immediateفوری delayedبا تأخیر
punctualوقت‌شناس lateدیرکرده
recentاخیر oldقدیمی
presentحال absentغایب
modernمدرن traditionalسنتی
dailyروزانه weeklyهفتگی
timelyبه‌موقع overdueعقب‌افتاده

جملات مثال:

I arrived early at the office.

من زود به دفتر رسیدم.

She was late for the meeting.

او برای جلسه دیر کرد.


This event is in the past.

این رویداد مربوط به گذشته است.

We are planning for the future.

ما برای آینده برنامه‌ریزی می‌کنیم.


Call me before noon.

قبل از ظهر با من تماس بگیر.

We will talk after lunch.

بعد از ناهار صحبت می‌کنیم.


I’m busy right now.

من همین الان (در این لحظه) مشغولم.

I’ll do it later.

بعدا انجامش می‌دهم.


He always tells the truth.

او همیشه حقیقت را می‌گوید.

She never complains.

او هرگز شکایت نمی‌کند.


This job is temporary.

این شغل موقتی است.

He got a permanent position.

او یک موقعیت دائمی گرفت.

کلمات متضاد انگلیسی مربوط به اندازه و مقدار (Opposite Size & Quantity Words)

Wordمعنی فارسیOppositeمعنی فارسی
bigبزرگ smallکوچک
largeبزرگ tinyخیلی کوچک
longبلند / طولانی shortکوتاه
highبلند / زیاد lowکم / پایین
wideپهن narrowباریک
thickضخیم thinنازک
heavyسنگین lightسبک
fullپر emptyخالی
muchزیاد littleکم
manyزیاد (قابل‌شمارش) fewکم
moreبیشتر lessکمتر
maximumحداکثر minimumحداقل
deepعمیق shallowکم‌عمق
tallقدبلند shortکوتاه
hugeبسیار بزرگ smallکوچک
massiveعظیم tinyخیلی کوچک
enoughکافی insufficientناکافی
extraاضافه limitedمحدود
abundantفراوان scarceکمیاب
wholeکامل partialجزئی

مثال‌ها:

They live in a big house.

آن‌ها در یک خانه بزرگ زندگی می‌کنند.

This room is small.

این اتاق کوچک است.


It was a long meeting.

جلسه طولانی‌ای بود.

She has short hair.

او موهای کوتاه دارد.


Prices are very high.

قیمت‌ها خیلی بالاست.

The temperature is low.

دما پایین است.


This bag is heavy.

این کیف سنگین است.

The box is light.

جعبه سبک است.


There is too much noise.

سر و صدای خیلی زیادی هست.

I have little time today.

امروز وقت کمی دارم.


Many people agree.

افراد زیادی موافق هستند.

Few students were absent.

دانش‌آموزان کمی غایب بودند.

بیشتر بخوانید: اسامی قابل شمارش و غیرقابل شمارش در انگلیسی

کلمات متضاد انگلیسی مربوط به کیفیت و وضعیت (Opposite Quality & Condition Words)

Wordمعنی فارسیOppositeمعنی فارسی
goodخوب badبد
cleanتمیز dirtyکثیف
safeامن dangerousخطرناک
healthyسالم unhealthyناسالم
freshتازه staleکهنه / بیات
strongمحکم / قوی weakضعیف
perfectبی‌نقص imperfectناقص
readyآماده unreadyناآماده
availableدر دسترس unavailableغیرقابل‌دسترس
completeکامل incompleteناقص
correctدرست incorrectنادرست
clearواضح unclearنامشخص
normalعادی abnormalغیرعادی
stableپایدار unstableناپایدار
smoothصاف / روان roughزبر / خشن
dryخشک wetخیس
reliableقابل‌اعتماد / قابل اتکا unreliableغیرقابل‌اعتماد
effectiveمؤثر ineffectiveبی‌اثر
clean -cutمرتب / تمیز messyنامرتب
successfulموفق unsuccessfulناموفق

This is a good idea.

این ایده‌ی خوبی است.

The weather is bad today.

امروز هوا بد است.


The kitchen is clean.

آشپزخانه تمیز است.

His hands are dirty.

دست‌هایش کثیف هستند.


This area is safe at night.

این منطقه شب‌ها امن است.

That road is dangerous.

آن جاده خطرناک است.


She eats healthy food.

او غذای سالم می‌خورد.

Fast food is unhealthy.

فست‌فود ناسالم است.


We need fresh air.

ما به هوای تازه نیاز داریم.

The bread is stale.

نان بیات شده است.


I’m ready to leave.

من آماده‌ی رفتن هستم.

The product is unavailable.

این محصول در دسترس نیست.

کلمات متضاد رسمی و نوشتاری انگلیسی (Formal & Written Antonyms)

Wordمعنی فارسیOppositeمعنی فارسی
approveتصویب کردن denyرد کردن
expandگسترش دادن restrictمحدود کردن
permitاجازه دادن prohibitممنوع کردن
mandatoryاجباری optionalاختیاری
validمعتبر invalidنامعتبر
transparentشفاف opaqueغیرشفاف
efficientکارآمد inefficientناکارآمد
authorizedمجاز unauthorizedغیرمجاز
compliantمطابق مقررات non-compliantمغایر مقررات
formalرسمی informalغیررسمی
publicعمومی confidentialمحرمانه
domesticداخلی foreignخارجی
consistentسازگار / یکسان inconsistentناسازگار
preciseدقیق vagueمبهم
sufficientکافی insufficientناکافی

جملات مثال متناسب با این کلمات شامل موارد زیر هستند:

The committee approved the new policy.

کمیته سیاست جدید را تصویب کرد.

The request was denied due to missing documents.

درخواست به دلیل نقص مدارک رد شد.


The company plans to expand its operations.

شرکت قصد دارد فعالیت‌های خود را گسترش دهد.

Access to this area is restricted.

دسترسی به این منطقه محدود است.


The law permits online registration.

قانون ثبت‌نام آنلاین را مجاز می‌داند (اجازه می‌دهد).

Smoking is prohibited in this building.

سیگار کشیدن در این ساختمان ممنوع است.


Attendance is mandatory for all employees.

حضور برای همه کارکنان اجباری است.

The training course is optional.

دوره آموزشی اختیاری است.


Your passport is still valid.

گذرنامه شما هنوز معتبر است.

This contract is invalid without a signature.

این قرارداد بدون امضا نامعتبر است.


The process must be transparent.

فرآیند باید شفاف باشد.

The decision-making process was opaque.

فرآیند تصمیم‌گیری غیرشفاف بود.


This system is highly efficient.

این سیستم بسیار کارآمد است.

The old method was inefficient.

روش قدیمی ناکارآمد بود.


This information is confidential.

این اطلاعات محرمانه است.

This is not a public issue.

این یک موضوع عمومی نیست.

بیشتر بخوانید: مصاحبه کاری به انگلیسی

کلمات متضاد محاوره‌ای و روزمره انگلیسی (Everyday & Colloquial Antonyms)

Wordمعنی فارسیOppositeمعنی فارسی
awesomeعالی / خفن terribleافتضاح
coolباحال lameبی‌حال / مزخرف
brokeبی‌پول loadedپولدار
chillریلکس / خونسرد stressed-outکلافه / پراسترس
easy-goingراحت‌گیر uptightسخت‌گیر
fancyشیک plainساده
dead (place)خلوت packedشلوغ
hang outوقت گذروندن stay inخونه موندن
show upظاهر شدن / آمدن disappearغیب شدن
pick upبرداشتن / سوار کردن drop offپیاده کردن
mess upخراب کردن fixدرست کردن
catch upعقب‌افتادگی رو جبران کردن fall behindعقب افتادن
shut upساکت شو speak upبلند و واضح حرف زدن
freak outدستپاچه شدن stay calmخونسرد موندن
chill outآروم شدن get worked upبیش‌ازحد هیجانی شدن

مثلا:

That movie was awesome.

آن فیلم خیلی خفن بود.

The service was terrible.

سرویس‌دهی افتضاح بود.


Your idea sounds cool.

ایده‌ت باحال به نظر میاد.

That excuse is lame.

آن بهانه مسخره و بدردنخور است.


I’m totally broke this month.

این ماه کلاً بی‌پولم.

He’s loaded now.

الان حسابی پولداره.


Just chill and enjoy the day.

فقط آروم باش و از روزت لذت ببر.

She’s stressed-out at work.

او سر کار کلافه است.


We usually hang out on weekends.

ما معمولاً آخر هفته‌ها با هم وقت می‌گذرونیم.

Let’s stay in tonight.

امشب خونه بمونیم.


I messed up the plan.

برنامه رو خراب کردم.

Don’t worry, I’ll fix it.

نگران نباش، درستش می‌کنم.

در صورتی که علاقه دارید کلمات محاوره ای انگلیسی را یاد بگیرید توصیه می‌کنیم آموزش ویدیویی کلمات انگلیسی واقعی را در یوتوب زبان مستر تماشا کنید.

جمع بندی

یادگیری کلمات متضاد انگلیسی یکی از سریع‌ترین راه‌ها برای گسترش دایره واژگان و درک بهتر معنا در متن و مکالمه است. وقتی هر کلمه را در کنار متضادش می‌بینید، تفاوت‌ها واضح‌تر می‌شود و یادگیری ماندگارتر خواهد بود. در این مقاله، کلمات متضاد انگلیسی به‌صورت دسته‌بندی‌شده و همراه با مثال و ترجمه ارائه شدند تا بتوانید مستقیماً از آن‌ها برای یادگیری و مرور استفاده کنید.

سوالات متداول کلمات متضاد در انگلیسی

بهترین روش یادگیری کلمات متضاد انگلیسی چیست؟

یادگیری هر کلمه همراه با متضادش و استفاده از آن‌ها در جمله‌های ساده.

آیا حفظ کردن لیست‌های متضاد کافی است؟

خیر، بهتر است بعد از حفظ، از آن‌ها در جمله‌سازی و مکالمه انگلیسی استفاده کنید.

کدام نوع کلمات متضاد کاربرد بیشتری دارند؟

صفت‌ها و افعال متضاد بیشترین کاربرد را در مکالمات روزمره دارند.

آیا دانستن کلمات متضاد به رایتینگ کمک می‌کند؟

بله، باعث تنوع واژگان و دقیق‌تر شدن نوشتار می‌شود.

چطور از این لیست برای مرور استفاده کنیم؟

می‌توانید هر روز یک دسته را مرور کرده و برای هر جفت کلمه یک جمله بسازید.

اشتراک گذاری:

دوره های آموزشی مرتبط

مکالمه انگلیسی در 80 روز
50%
تخفیف

مکالمه انگلیسی در 80 روز

5.00 1 رای
6,000,000 تومان قیمت اصلی 6,000,000 تومان بود.2,980,000 تومانقیمت فعلی 2,980,000 تومان است.
مصطفی ساهری
106
6,000,000 تومان قیمت اصلی 6,000,000 تومان بود.2,980,000 تومانقیمت فعلی 2,980,000 تومان است.
آموزش زبان انگلیسی در سفر

انگلیسی در سفر

5.00 1 رای
2,000,000 تومان
مصطفی ساهری
3,648
2,000,000 تومان
آموزش پایه تا پیشرفته زبان انگلیسی (A1 تا C1)

آموزش پایه تا پیشرفته زبان انگلیسی (A1 تا C1)

4.83 12 رای
12,000,000 تومان
مصطفی ساهری
1,674
12,000,000 تومان

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

لوگو زبان مستر فوتر

زبان مستر، در راستای امر ارتقاء سطح آموزش زبان‌ ترکی استانبولی، آموزش زبان فرانسه، آموزش زبان آلمانی و آموزش زبان انگلیسی؛ تلاش بر این دارد تا یادگیری این زبان‌ها را با ابزارهای کاربردی و هم‌چنین پشتیبانی قوی، برای زبان‌آموزان راحت‌تر کند.

  • آدرس: تهران، جردن، عاطفی شرقی، ساسان، پلاک 4
  • 02191035152
  • info@zabanmaster.com
دسترسی سریع
  • بلاگ
  • دوره های آموزشی
  • حساب کاربری
  • درباره ما
  • قوانین و مقررات
  • تماس با ما
  • اپلیکیشن آموزش زبان
مجوزها


logo-samandehi


logo-enamad

nashr-digital

bank-license
تمامی حقوق برای سایت زبان مستر محفوظ می باشد.
جشنواره جام جهانی زبان مستر

ورود

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

هنوز عضو نشده اید؟ عضویت در سایت