کلمات و اصطلاحات بسکتبال به انگلیسی + مثال و ترجمه
اگر اهل تماشای مسابقات NBA، بازیکردن بسکتبال یا دنبالکردن گزارشهای ورزشی باشید، دانستن کلمات و اصطلاحات بسکتبال به انگلیسی حسابی به کارتان میآید. در این مقاله، مهمترین واژهها، حرکات، پستها، خطاها و اصطلاحات رایج بسکتبال را با معنی فارسی و مثال یاد میگیرید. این مطلب میتواند بخشی کاربردی از مسیر آموزش زبان انگلیسی شما باشد، مخصوصاً اگر به ورزش و مکالمههای واقعی علاقه دارید.
بسکتبال به انگلیسی چه میشود؟
basketball
بسکتبال
I play basketball with my friends every Friday.
من هر جمعه با دوستانم بسکتبال بازی میکنم.
واژهی basketball هم به خود ورزش بسکتبال اشاره دارد، هم میتواند به معنی توپ بسکتبال باشد. البته وقتی درباره خود توپ حرف میزنیم، معمولا از عبارت basketball ball استفاده نمیکنیم و همان basketball کافی است.
He bought a new basketball yesterday.
او دیروز یک توپ بسکتبال جدید خرید.
بسکتبالیست به انگلیسی چه میشود؟
basketball player
بسکتبالیست
My brother wants to become a professional basketball player.
برادرم میخواهد یک بسکتبالیست حرفهای شود.
رایجترین و طبیعیترین معادل «بسکتبالیست» در انگلیسی basketball player است. گاهی ممکن است کلمهی basketballer را هم ببینید، اما در انگلیسی روزمره و مخصوصا انگلیسی آمریکایی، basketball player بسیار رایجتر و طبیعیتر است.
basketballer
بسکتبالیست
He is one of the best basketballers in his school.
او یکی از بهترین بسکتبالیستهای مدرسهاش است.
professional player
حرفهای
She is a professional player in the women’s league.
او یک بازیکن حرفهای در لیگ زنان است.
amateur player
آماتور
I’m just an amateur player, but I love the game.
من فقط یک بازیکن آماتورم، اما عاشق این بازی هستم.
کلمات پایه بسکتبال به انگلیسی
در این بخش مهمترین کلماتی که برای صحبت راجع به بسکتبال به انگلیسی نیاز است را یاد خواهید گرفت:
ball
توپ
Pass me the ball.
توپ را به من پاس بده.
court
زمین
The players are warming up on the court.
بازیکنان در زمین در حال گرمکردن هستند.
hoop
حلقه
He threw the ball toward the hoop.
او توپ را به سمت حلقه پرتاب کرد.
rim
لبه
The ball hit the rim and bounced out.
توپ به لبه حلقه خورد و بیرون پرید.
backboard
تخته بسکتبال
The ball hit the backboard before going in.
توپ قبل از وارد شدن به سبد به تخته خورد.
net
تور
The ball went straight through the net.
توپ مستقیم از داخل تور رد شد.
basket
سبد
He scored an easy basket.
او یک سبد آسان به ثمر رساند.
jersey
پیراهن
I bought my favorite player’s jersey.
من پیراهن بازیکن مورد علاقهام را خریدم.
sneakers
کتانی
You need good sneakers to play basketball.
برای بازی بسکتبال به کتانی خوب نیاز داری.
team
تیم
Our team played really well tonight.
تیم ما امشب واقعا خوب بازی کرد.
opponent
حریف
Our opponent has a very strong defense.
حریف ما دفاع بسیار قویای دارد.
coach
مربی
The coach called a timeout.
مربی درخواست وقت استراحت کرد.
referee
داور
The referee called a foul.
داور خطا اعلام کرد.
scoreboard
اسکوربورد
Look at the scoreboard. We’re winning by five.
به اسکوربورد نگاه کن. ما با پنج امتیاز جلو هستیم.
game
بازی
Tonight’s game was very exciting.
بازی امشب خیلی هیجانانگیز بود.
score
امتیاز / گرفتن امتیاز
What’s the score?
امتیاز چند است؟
point
امتیاز
He scored 30 points in one game.
او در یک بازی ۳۰ امتیاز گرفت.
بخشهای زمین بسکتبال به انگلیسی
paint
محوطه زیر حلقه (داخل مستطیل منطقه رنگی)
The center is very strong in the paint.
سنتر در محوطه زیر حلقه خیلی قوی است.
lane
منطقه زیر سبد
He drove into the lane and scored.
او وارد منطقه زیر سبد شد و امتیاز گرفت.
key
مستطیل سه ثانیه به همراه نیمدایره بالایی آن
The defender stayed near the key.
مدافع نزدیک محوطه key ماند.
elbow
آرنج – محدوده زاویه قائم بین دو خط تشکیل دهنده مستطیل سه ثانیه و در امتداد خط پرتاب آزاد
He took a jump shot from the elbow.
او از ناحیه آرنج زمین یک جامپشات زد.
baseline
خط پایانی
He cut along the baseline and got open.
او در امتداد خط پایانی حرکت کرد و آزاد شد.
sideline
خط کناری
The ball went out near the sideline.
توپ نزدیک خط کناری بیرون رفت.
corner
کرنر / گوشه زمین – واقع در بیرون خط سه امتیازی و گوشه زمین
She hit a three-pointer from the corner.
او از گوشه زمین یک پرتاب سهامتیازی زد.
wing
کناره / منطقه واقع در بیرون خط سه امتیازی و در امتداد خط پرتاب آزاد
He caught the ball on the right wing.
او توپ را در کناره راست زمین گرفت.
frontcourt
زمین حریف (به شکل front court هم نوشته میشود)
They moved the ball quickly into the frontcourt.
آنها توپ را سریع به زمین حریف بردند.
backcourt
زمین دفاعی (به شکل back court هم نوشته میشود)
The guard picked up the ball in the backcourt.
گارد توپ را در زمین دفاع گرفت.
strong side
سمت قوی (سمتی که توپ بسکتبال باشد)
The defense shifted to the strong side.
دفاع به سمت قوی زمین جابهجا شد.
weak side
سمت ضعیف (سمتی از Rim Line که توپ نباشد)
He made a cut from the weak side.
او از سمت ضعیف زمین حرکت کرد.
پستهای بازیکنان بسکتبال به انگلیسی
point guard
گارد راس
The point guard controls the offense.
گارد رأس حمله را کنترل میکند.
shooting guard
شوتینگ گارد
The shooting guard made five three-pointers.
شوتینگ گارد پنج پرتاب سهامتیازی موفق داشت.
small forward
فوروارد کوچک / اسمال فوروارد / پست ۳
The small forward can shoot and defend well.
فوروارد کوچک هم خوب شوت میزند و هم خوب دفاع میکند.
power forward
پاور فوروارد / مهاجم قدرتی
The power forward grabbed ten rebounds.
فوروارد قدرتی ده ریباند گرفت.
center
سنتر
The center blocked the shot near the rim.
سنتر نزدیک حلقه شوت را بلاک کرد.
starter
بازیکنی که در شروع مسابقه جزو پنج نفر آغاز کننده برای تیمش باشد / استارتر
He became a starter this season.
او این فصل استارتر شد.
bench player
بازیکن ذخیره
A bench player scored 15 points tonight.
یک بازیکن ذخیره امشب ۱۵ امتیاز گرفت.
sixth man
نفر ششم
He is the best sixth man on the team.
او بهترین نفر ششم تیم است.
اسم حرکات بسکتبال به انگلیسی
dribble
دریبل
He can dribble with both hands.
او میتواند با هر دو دست دریبل بزند.
crossover
تغییر جهت
He used a quick crossover to beat the defender.
او با یک تغییر جهت سریع مدافع را جا گذاشت.
behind-the-back dribble
دریبل پشت کمر
She used a behind-the-back dribble in transition.
او در حمله سریع از دریبل پشت کمر استفاده کرد.
spin move
چرخش
He scored after a beautiful spin move.
او بعد از یک حرکت چرخشی زیبا امتیاز گرفت.
Euro step
یورو استپ
He used a Euro step to avoid the block.
او برای فرار از بلاک از یورو استپ استفاده کرد.
pivot
چرخش
Keep one foot down when you pivot.
وقتی پیوت میکنی (چرخش انجام میدهی)، یک پا را ثابت نگه دار.
drive
نفوذ
She drove to the basket and scored.
او به سمت سبد نفوذ کرد و امتیاز گرفت.
cut
برش
He made a smart cut to the basket.
او یک حرکت هوشمندانه به سمت سبد انجام داد.
screen
سد
The big man set a screen for the guard.
بازیکن بلندقد برای گارد سد گذاشت.
pick
سد
Set a pick and roll to the basket.
سد بگذار و به سمت سبد حرکت کن.
pick and roll
پیک اند رول
They ran a pick and roll at the top of the key.
آنها بالای منطقه key زمین یک پیکاندرول اجرا کردند.
pick and pop
پیک اند پاپ (سد و شوت)
The forward used a pick and pop for an open jumper.
فوروارد با پیکاندپاپ یک شوت آزاد پیدا کرد.
box out
جاگیری
You have to box out before going for the rebound.
قبل از رفتن برای ریباند باید جاگیری کنی.
انواع پاس در بسکتبال به انگلیسی
pass
پاس
Make the extra pass if your teammate is open.
اگر همتیمیات آزاد است، یک پاس بیشتر بده.
assist
پاس گل
He had 12 assists in the game.
او در بازی ۱۲ پاس گل داد.
chest pass
پاس سینه
Use a chest pass when your teammate is close.
وقتی همتیمیات نزدیک است، از پاس سینه استفاده کن.
bounce pass
پاس زمینی
She made a perfect bounce pass under the basket.
او زیر سبد یک پاس زمینی عالی داد.
overhead pass
پاس بالاسر
The center threw an overhead pass to the corner.
سنتر یک پاس بالای سر به گوشه زمین داد.
no-look pass
پاس بینگاه
The point guard made a no-look pass to the cutter.
گارد رأس به بازیکنی که حرکت کرده بود پاس بینگاه داد.
Alley-oop
پاس دانک / الیوپ
He caught the alley-oop and dunked it.
او پاس الیاوپ را گرفت و دانک زد.
drive and kick
نفوذ و پاس رو به بیرون
He used a drive and kick to find the shooter.
او با نفوذ و پاس، شوتزن را پیدا کرد.
انواع شوت در بسکتبال به انگلیسی
shot
شوت (پرتاب)
That was a difficult shot.
شوت سختی بود.
shoot
شوت زدن (پرتاب کردن)
Don’t shoot too early in the possession.
در مالکیت توپ (وقتی توپ دستت هست) خیلی زود هم پرتاب نکن.
jump shot
جامپشات / پرتاب در پرش
He has a smooth jump shot.
او جامپشات نرم و روانی دارد.
layup
لیآپ
She missed an easy layup.
او یک لیآپ آسان را از دست داد.
dunk
دانک
He dunked over two defenders.
او از روی دو مدافع دانک زد.
slam dunk
اسلم دانک / دانک قدرتی
The crowd went crazy after the slam dunk.
جمعیت بعد از دانک قدرتی هیجانزده شد.
hook shot
هوکشات
The center scored with a soft hook shot.
سنتر با یک هوکشات نرم امتیاز گرفت.
bank shot
بنک شات / شوت تختهای (که قبل از ورود به سبد عمدا به تخته برخورد کند)
He used a bank shot from the right side.
او از سمت راست یک شوت تختهای زد.
fadeaway
فید اوی / شوت عقبپرش
He hit a fadeaway over the defender.
او از روی مدافع یک فیداوی موفق زد.
step-back
استپبک / عقبگام
She created space with a step-back.
او با یک استپبک فضا ایجاد کرد.
pull-up jumper
شوت توقفی / نوعی پرتاب که بازیکن در حین دریبل زدن و حرکت به سمت سبد ناگهان متوقف شده و اقدام به پرتاب میکند
He hit a pull-up jumper in transition.
او در حمله سریع یک شوت توقفی زد.
three-pointer
سه امتیازی
He made a three-pointer from the corner.
او از گوشه زمین یک پرتاب سهامتیازی زد.
free throw
پرتاب آزاد
She made both free throws.
او هر دو پرتاب آزاد را گل کرد.
buzzer-beater
شوت لحظهآخری
He won the game with a buzzer-beater.
او با یک شوت لحظه آخری بازی را برد.
اصطلاحات امتیازگیری در بسکتبال
field goal
فیلد گل / هر گلی که در زمان جریان داشتن بازی زده شود
He made 10 field goals tonight.
او امشب ۱۰ گل در جریان بازی زد.
two-pointer
دو امتیازی
A two-pointer tied the game.
یک پرتاب دوامتیازی بازی را مساوی کرد.
three-pointer
سه امتیازی
The team made 15 three-pointers.
تیم ۱۵ پرتاب سهامتیازی موفق داشت.
free throw
پرتاب آزاد
Free throws can decide close games.
پرتابهای آزاد میتوانند بازیهای نزدیک را تعیین کنند.
And-one
اند-وان / خطا و گل (زمانی که همزمان روی بازیکن زننده گل خطا شود)
Free throws can decide close games.
او با وجود برخورد امتیاز گرفت و خطاوگل گرفت.
fast break points
امتیاز ضدحمله
They scored 20 fast break points.
آنها ۲۰ امتیاز از ضدحمله گرفتند.
second-chance points
امتیاز دوم
Offensive rebounds led to second-chance points.
ریباندهای حمله باعث امتیازهای فرصت دوم شدند.
اصطلاحات حمله در بسکتبال به انگلیسی
offense
حمله
Their offense looks much better this season.
حمله آنها این فصل خیلی بهتر به نظر میرسد.
possession
مالکیت
Don’t waste this possession.
این مالکیت توپ را هدر نده.
transition offense
حمله سریع
They are dangerous in transition offense.
آنها در حمله سریع خطرناک هستند.
fast break
ضدحمله
He finished the fast break with a dunk.
او ضدحمله را با یک دانک تمام کرد.
isolation
تکبهتک
The coach called an isolation play for the star player.
مربی از ستاره تیم یک حرکت تکبهتک درخواست کرد.
post-up
پشت به سبد
The center likes to post up near the paint.
سنتر دوست دارد نزدیک محوطه پشت به سبد بازی کند.
spacing
فاصلهگذاری
Good spacing makes the offense harder to defend.
فاصلهگذاری خوب دفاعکردن را سختتر میکند.
ball movement
گردش توپ
Their ball movement was excellent in the second half.
گردش توپ آنها در نیمه دوم عالی بود.
motion offense
حمله حرکتی
A motion offense needs constant movement.
حمله حرکتی به حرکت مداوم نیاز دارد.
اصطلاحات دفاع در بسکتبال به انگلیسی
defense
دفاع
Defense wins games.
دفاع باعث بردن بازیها میشود.
block
بلاک
He blocked the shot at the rim.
او شوت را کنار حلقه بلاک کرد.
steal
توپربایی
She got a steal and started a fast break.
او توپربایی کرد و یک ضدحمله شروع کرد.
rebound
ریباند
He grabbed the rebound and passed the ball out.
او ریباند را گرفت و توپ را بیرون پاس داد.
defensive rebound
ریباند دفاعی
The team needs more defensive rebounds.
تیم به ریباندهای دفاعی بیشتری نیاز دارد.
offensive rebound
ریباند حمله
The offensive rebound gave them another chance.
ریباند حمله به آنها یک فرصت دیگر داد.
on-ball defense
دفاع مستقیم
His on-ball defense is very strong.
دفاع مستقیم او بسیار قوی است.
help defense
دفاع کمکی
Good help defense stopped the drive.
دفاع کمکی خوب جلوی نفوذ را گرفت.
man-to-man defense
دفاع نفربهنفر
They switched to man-to-man defense.
آنها به دفاع نفر به نفر تغییر سیستم دادند.
zone defense
دفاع منطقهای
Zone defense slowed down the opponent.
دفاع منطقهای سرعت حریف را کم کرد.
double team
دفاع دونفره
They used a double team against the star player.
آنها مقابل ستاره تیم از دفاع دو نفره استفاده کردند.
full-court press
پرس تمام زمین / دفاع تمام زمین
The team used a full-court press in the final minute.
تیم در دقیقه پایانی از پرس تمام زمین استفاده کرد.
closeout
نزدیکشدن
He made a great closeout on the shooter.
او خیلی خوب به شوتزن نزدیک شد و مزاحمت ایجاد کرد.
خطاها و تخلفات بسکتبال به انگلیسی
foul
خطا
The referee called a foul on the defender.
داور روی مدافع خطا اعلام کرد.
personal foul
خطای شخصی
He picked up his fourth personal foul.
او چهارمین خطای شخصیاش را گرفت.
technical foul
خطای فنی
The coach got a technical foul for arguing.
مربی به خاطر بحثکردن خطای فنی گرفت.
flagrant foul
خطای خشن
The hard contact was called a flagrant foul.
آن برخورد شدید خطای خشن اعلام شد.
charging
شارژ
The referee called charging on the offensive player.
داور روی بازیکن حمله خطای شارژ اعلام کرد.
blocking foul
سد غیرمجاز
The defender was called for a blocking foul.
روی مدافع خطای سد غیرمجاز اعلام شد.
traveling
رانینگ
He took too many steps, so the referee called traveling.
او قدمهای زیادی برداشت، پس داور رانینگ اعلام کرد.
double dribble
دریبل دوبل
You can’t dribble again after stopping; that’s a double dribble.
بعد از توقف نمیتوانی دوباره دریبل بزنی؛ این دریبل دوبل است.
carrying
حملتوپ
The guard was called for carrying.
روی گارد تخلف حمل توپ اعلام شد.
goaltending
گلتندینگ / توپروسبد
The block was late, so it was goaltending.
بلاک دیر انجام شد، پس خطای گلتندینگ بود.
shot clock violation
تخلف زمان شوت
They didn’t shoot in time and got a shot clock violation.
آنها بهموقع شوت نزدند و تخلف زمان شوت گرفتند.
backcourt violation
تخلف برگشت به زمین دفاع
The pass caused a backcourt violation.
آن پاس باعث تخلف برگشت به زمین دفاع شد.
three-second violation
خطای سه ثانیه
The center stayed in the paint too long and got a three-second violation.
سنتر بیش از حد در محوطه ماند و تخلف سهثانیه گرفت.
out of bounds
بیرون از زمین
The ball went out of bounds.
توپ از زمین بیرون رفت.
اصطلاحات داوری و قوانین بسکتبال به انگلیسی
whistle
سوت
Play stopped after the whistle.
بازی بعد از سوت متوقف شد.
jump ball
جامپبال (بالا انداختن توپ توسط داور در ابتدای بازی)
The game starts with a jump ball.
بازی با جامپبال شروع میشود.
timeout
وقت استراحت
The coach called a timeout to stop the run.
مربی برای قطع روند امتیازگیری حریف وقت استراحت گرفت.
substitution
تعویض
The coach made a substitution in the third quarter.
مربی در کوارتر سوم یک تعویض انجام داد.
overtime
وقت اضافه
The game went to overtime.
بازی به وقت اضافه کشیده شد.
shot clock
زمان شوت
There are only three seconds left on the shot clock.
فقط سه ثانیه از زمان شوت باقی مانده است.
possession arrow
فلش مالکیت
The possession arrow gave the ball to our team.
فلش مالکیت توپ را به تیم ما داد.
inbound pass
پاس ورودی
He threw the inbound pass to the point guard.
او پاس ورودی را به گارد رأس داد.
inbounds
داخل
Keep your feet inbounds when you catch the ball.
وقتی توپ را میگیری، پاهایت را داخل زمین نگه دار.
اصطلاحات آماری بسکتبال به انگلیسی
Points / PTS
امتیاز
He finished the game with 28 points.
او بازی را با ۲۸ امتیاز تمام کرد.
Rebounds / REB
ریباند
She had 11 rebounds tonight.
او امشب ۱۱ ریباند داشت.
Assists / AST
پاس گل
The point guard recorded 14 assists.
گارد رأس ۱۴ پاس گل ثبت کرد.
Steals / STL
توپربایی
He had three steals in the first half.
او در نیمه اول سه توپربایی داشت.
Blocks / BLK
بلاک
The center finished with five blocks.
سنتر بازی را با پنج بلاک تمام کرد.
Turnovers / TO
لودادن
Too many turnovers cost them the game.
لو دادنهای زیاد توپ باعث باختشان شد.
field goal percentage / FG%
درصد گلهای در جریان بازی
His field goal percentage has improved.
درصد شوت موفق او بهتر شده است.
three-point percentage / 3P%
درصد پرتابهای سهامتیازی
Her three-point percentage is over 40 percent.
درصد سهامتیازی او بالای ۴۰ درصد است.
free throw percentage / FT%
درصد پرتاب آزاد
A high free throw percentage is important in close games.
درصد بالای پرتاب آزاد در بازیهای نزدیک مهم است.
double-double
دابلدابل
He had a double-double with 20 points and 12 rebounds.
او با ۲۰ امتیاز و ۱۲ ریباند دابلدابل کرد.
triple-double
تریپلدابل
She recorded a triple-double in the final.
او در فینال تریپلدابل ثبت کرد.
اصطلاحات رایج NBA و گزارشگری بسکتبال
He’s on fire!
حسابی رو دور است!
He’s on fire tonight; he can’t miss.
او امشب حسابی رو دور است؛ هیچ شوتی را از دست نمیدهد.
clutch shot
شوت حساس / شوت تعیین کننده
She made a clutch shot in the final seconds.
او در ثانیههای پایانی یک شوت تعیینکننده زد.
game-winner
شوت برد
His three-pointer was the game-winner.
پرتاب سهامتیازی او شوت برد بازی بود.
posterize
تحقیرکردن (معمولا با اسلمدانک)
He posterized the defender with a huge dunk.
او با یک دانک سنگین مدافع را تحقیر کرد.
ankle breaker
دریبل مچپا خرد کن – این اصطلاح زمانی به کار میرود که بازیکن مهاجم با تغییر مسیرهای ناگهانی و دریبلهای تکنیکی، تعادل بازیکن مدافع را کاملا به هم میریزد
That crossover was a real ankle breaker.
آن کراساور واقعا یک دریبل مچپاخردکن بود.
brick
شوت خراب
That shot was a brick.
آن شوت کاملا خراب بود.
air ball
شوت هوایی / شوتی که به حلقه هم برخورد نمی کند و مستقیم به داخل سبد میرود
The shot didn’t touch anything; it was an air ball.
شوت به هیچچیز نخورد؛ کاملا هوایی بود.
garbage time
وقت بیاثر (در پایان بازی وقتی که نتیجه عملا مشخص شده است)
The bench players came in during garbage time.
بازیکنان ذخیره در وقت بیاثر وارد بازی شدند.
rookie
تازهکار
The rookie played with confidence.
بازیکن تازهکار با اعتمادبهنفس بازی کرد.
MVP
ارزشمندترین بازیکن
He was named MVP of the tournament.
او بهعنوان ارزشمندترین بازیکن تورنمنت انتخاب شد.
franchise player
ستاره اصلی
The team built everything around its franchise player.
تیم همهچیز را حول ستاره اصلیاش ساخت.
فعلهای پرکاربرد برای صحبت درباره بسکتبال
play basketball
بسکتبال بازی کردن
We play basketball after school.
ما بعد از مدرسه بسکتبال بازی میکنیم.
shoot the ball
شوت زدن / توپ را پرتاب کردن
Shoot the ball when you’re open.
وقتی آزادی، شوت بزن.
pass the ball
توپ را پاس دادن
Pass the ball before the defense arrives.
قبل از رسیدن دفاع، توپ را پاس بده.
dribble past someone
کسی را دریبل کردن
He dribbled past the defender easily.
او بهراحتی مدافع را دریبل زد.
grab a rebound
ریباند گرفتن
She grabbed a rebound and pushed the ball up the court.
او ریباند گرفت و توپ را به جلو برد.
block a shot
پرتاب را بلاک کردن
He blocked a shot in the final minute.
او در دقیقه پایانی یک شوت را بلاک کرد.
steal the ball
توپ را ربودن
The guard stole the ball and scored.
گارد توپ را ربود و امتیاز گرفت.
draw a foul
خطاگرفتن
He drove to the basket to draw a foul.
او برای گرفتن خطا به سمت سبد نفوذ کرد.
commit a foul
خطا کردن
Don’t commit a foul on a three-point shooter.
روی شوتزن سهامتیازی خطا نکن.
call a timeout
وقت استراحت گرفتن
The coach called a timeout after two quick turnovers.
مربی بعد از دو لو دادن سریع توپ وقت استراحت گرفت.
جملههای کاربردی انگلیسی درباره بسکتبال
برای توصیف بازی:
It was a close game.
بازی نزدیکی بود.
They played great defense.
آنها عالی دفاع کردند.
The game went down to the wire.
بازی تا لحظه آخر حساس ماند (مویی بود).
He drove to the basket.
او به سمت سبد نفوذ کرد.
She knocked down a three.
او یک سهامتیازی زد.
He finished through contact.
او با وجود برخورد امتیاز گرفت.
We won by ten.
ما با اختلاف ده امتیاز بردیم.
They lost in overtime.
آنها در وقت اضافه باختند.
The final score was 92 to 88.
نتیجه نهایی ۹۲ به ۸۸ بود.
جمع بندی
یادگیری کلمات و اصطلاحات بسکتبال به انگلیسی کمک میکند بازیها، گزارشها و تحلیلهای ورزشی را بهتر بفهمید. برای شروع، اول کلمات پایه، پستها، حرکات، شوتها و خطاها را یاد بگیرید. بعد سراغ اصطلاحات حرفهایتر مثل pick and roll، spacing، mismatch و clutch shot بروید. بهترین روش یادگیری هم این است که هر اصطلاح را با یک جمله واقعی تمرین کنید.
سوالات متداول
بسکتبالیست به انگلیسی چه میشود؟
بسکتبالیست به انگلیسی basketball player میشود.
اسم حرکات بسکتبال به انگلیسی چیست؟
حرکات رایج بسکتبال شامل dribble, crossover, spin move, Euro step, pivot, drive و screen هستند.
دریبل زدن در بسکتبال به انگلیسی چه میشود؟
دریبل زدن در بسکتبال به انگلیسی dribble میشود.
پاس گل در بسکتبال به انگلیسی چه میشود؟
پاس گل در بسکتبال به انگلیسی assist میشود.
پرتاب سه امتیازی به انگلیسی چه میشود؟
پرتاب سه امتیازی به انگلیسی three-pointer یا three-point shot میشود.
خطای فنی در بسکتبال به انگلیسی چیست؟
خطای فنی به انگلیسی technical foul میشود.
ریباند در بسکتبال یعنی چه؟
Rebound یعنی گرفتن توپ بعد از شوت ناموفق.
دیدگاهتان را بنویسید