جستجو برای:
  • صفحه اصلی
  • آموزش رایگان زبان
    • آموزش زبان ترکی استانبولی
    • آموزش رایگان زبان انگلیسی
    • آموزش زبان فرانسه
    • آموزش زبان آلمانی
  • پادکست های آموزشی
    • پادکست زبان ترکی استانبولی
    • پادکست زبان انگلیسی
    • پادکست زبان آلمانی
    • پادکست زبان فرانسه
  • دوره های آموزشی
  • تماس با ما
    • درباره ما
  • حساب کاربری
 
  • 02191035152
زبان مستر
  • زبان مستر
  • دوره های آموزشی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان ترکی استانبولی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان انگلیسی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان آلمانی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان فرانسه
  • آموزش رایگان زبان
    • آموزش زبان ترکی استانبولی
    • آموزش رایگان زبان انگلیسی
    • آموزش زبان آلمانی
    • آموزش زبان فرانسه
  • پادکست های آموزشی
    • پادکست زبان ترکی استانبولی
    • پادکست زبان انگلیسی
    • پادکست زبان آلمانی
    • پادکست زبان فرانسه
ورود کاربر

بلاگ

زبان مستر بلاگ مقالات زبان انگلیسی کلمات و اصطلاحات بسکتبال به انگلیسی + مثال و ترجمه

کلمات و اصطلاحات بسکتبال به انگلیسی + مثال و ترجمه

۱۴۰۵/۰۴/۰۷
ارسال شده توسط مصطفی ساهری
مقالات زبان انگلیسی
368 بازدید
کلمات و اصطلاحات بسکتبال به انگلیسی + مثال و ترجمه
دانلود نسخه PDF مقاله

اگر اهل تماشای مسابقات NBA، بازی‌کردن بسکتبال یا دنبال‌کردن گزارش‌های ورزشی باشید، دانستن کلمات و اصطلاحات بسکتبال به انگلیسی حسابی به کارتان می‌آید. در این مقاله، مهم‌ترین واژه‌ها، حرکات، پست‌ها، خطاها و اصطلاحات رایج بسکتبال را با معنی فارسی و مثال یاد می‌گیرید. این مطلب می‌تواند بخشی کاربردی از مسیر آموزش زبان انگلیسی شما باشد، مخصوصاً اگر به ورزش و مکالمه‌های واقعی علاقه دارید.

موضوعات این مقاله
1 بسکتبال به انگلیسی چه می‌شود؟
2 بسکتبالیست به انگلیسی چه می‌شود؟
3 کلمات پایه بسکتبال به انگلیسی
4 بخش‌های زمین بسکتبال به انگلیسی
5 پست‌های بازیکنان بسکتبال به انگلیسی
6 اسم حرکات بسکتبال به انگلیسی
7 انواع پاس در بسکتبال به انگلیسی
8 انواع شوت در بسکتبال به انگلیسی
9 اصطلاحات امتیازگیری در بسکتبال
10 اصطلاحات حمله در بسکتبال به انگلیسی
11 اصطلاحات دفاع در بسکتبال به انگلیسی
12 خطاها و تخلفات بسکتبال به انگلیسی
13 اصطلاحات داوری و قوانین بسکتبال به انگلیسی
14 اصطلاحات آماری بسکتبال به انگلیسی
15 اصطلاحات رایج NBA و گزارشگری بسکتبال
16 فعل‌های پرکاربرد برای صحبت درباره بسکتبال
17 جمله‌های کاربردی انگلیسی درباره بسکتبال
18 جمع بندی
19 سوالات متداول

بسکتبال به انگلیسی چه می‌شود؟

basketball

بسکتبال

I play basketball with my friends every Friday.

من هر جمعه با دوستانم بسکتبال بازی می‌کنم.

واژه‌ی basketball هم به خود ورزش بسکتبال اشاره دارد، هم می‌تواند به معنی توپ بسکتبال باشد. البته وقتی درباره خود توپ حرف می‌زنیم، معمولا از عبارت basketball ball استفاده نمی‌کنیم و همان basketball کافی است.

He bought a new basketball yesterday.

او دیروز یک توپ بسکتبال جدید خرید.

بیشتر بخوانید: ورزش ها به انگلیسی

بسکتبالیست به انگلیسی چه می‌شود؟

basketball player

بسکتبالیست

My brother wants to become a professional basketball player.

برادرم می‌خواهد یک بسکتبالیست حرفه‌ای شود.

رایج‌ترین و طبیعی‌ترین معادل «بسکتبالیست» در انگلیسی basketball player است. گاهی ممکن است کلمه‌ی basketballer را هم ببینید، اما در انگلیسی روزمره و مخصوصا انگلیسی آمریکایی، basketball player بسیار رایج‌تر و طبیعی‌تر است.

basketballer

بسکتبالیست

He is one of the best basketballers in his school.

او یکی از بهترین بسکتبالیست‌های مدرسه‌اش است.


professional player

حرفه‌ای

She is a professional player in the women’s league.

او یک بازیکن حرفه‌ای در لیگ زنان است.


amateur player

آماتور

I’m just an amateur player, but I love the game.

من فقط یک بازیکن آماتورم، اما عاشق این بازی هستم.

بیشتر بخوانید: کلمات و اصطلاحات گیمینگ به انگلیسی

کلمات پایه بسکتبال به انگلیسی

در این بخش مهم‌ترین کلماتی که برای صحبت راجع به بسکتبال به انگلیسی نیاز است را یاد خواهید گرفت:

ball

توپ

Pass me the ball.

توپ را به من پاس بده.


court

زمین

The players are warming up on the court.

بازیکنان در زمین در حال گرم‌کردن هستند.


hoop

حلقه

He threw the ball toward the hoop.

او توپ را به سمت حلقه پرتاب کرد.


rim

لبه

The ball hit the rim and bounced out.

توپ به لبه حلقه خورد و بیرون پرید.


backboard

تخته بسکتبال

The ball hit the backboard before going in.

توپ قبل از وارد شدن به سبد به تخته خورد.


net

تور

The ball went straight through the net.

توپ مستقیم از داخل تور رد شد.


basket

سبد

He scored an easy basket.

او یک سبد آسان به ثمر رساند.


jersey

پیراهن

I bought my favorite player’s jersey.

من پیراهن بازیکن مورد علاقه‌ام را خریدم.


sneakers

کتانی

You need good sneakers to play basketball.

برای بازی بسکتبال به کتانی خوب نیاز داری.


team

تیم

Our team played really well tonight.

تیم ما امشب واقعا خوب بازی کرد.


opponent

حریف

Our opponent has a very strong defense.

حریف ما دفاع بسیار قوی‌ای دارد.


coach

مربی

The coach called a timeout.

مربی درخواست وقت استراحت کرد.


referee

داور

The referee called a foul.

داور خطا اعلام کرد.


scoreboard

اسکوربورد

Look at the scoreboard. We’re winning by five.

به اسکوربورد نگاه کن. ما با پنج امتیاز جلو هستیم.


game

بازی

Tonight’s game was very exciting.

بازی امشب خیلی هیجان‌انگیز بود.


score

امتیاز / گرفتن امتیاز

What’s the score?

امتیاز چند است؟


point

امتیاز

He scored 30 points in one game.

او در یک بازی ۳۰ امتیاز گرفت.

بیشتر بخوانید: کلمات فوتبال به انگلیسی

بخش‌های زمین بسکتبال به انگلیسی

paint

محوطه زیر حلقه (داخل مستطیل منطقه رنگی)

The center is very strong in the paint.

سنتر در محوطه زیر حلقه خیلی قوی است.


lane

منطقه زیر سبد

He drove into the lane and scored.

او وارد منطقه زیر سبد شد و امتیاز گرفت.


key

مستطیل سه ثانیه به همراه نیم‌دایره بالایی آن

The defender stayed near the key.

مدافع نزدیک محوطه key ماند.


elbow

آرنج – محدوده زاویه قائم بین دو خط تشکیل دهنده مستطیل سه ثانیه و در امتداد خط پرتاب آزاد

He took a jump shot from the elbow.

او از ناحیه آرنج زمین یک جامپ‌شات زد.


baseline

خط‌ پایانی

He cut along the baseline and got open.

او در امتداد خط پایانی حرکت کرد و آزاد شد.


sideline

خط‌ کناری

The ball went out near the sideline.

توپ نزدیک خط کناری بیرون رفت.


corner

کرنر / گوشه زمین – واقع در بیرون خط سه امتیازی و گوشه زمین

She hit a three-pointer from the corner.

او از گوشه زمین یک پرتاب سه‌امتیازی زد.


wing

کناره / منطقه واقع در بیرون خط سه امتیازی و در امتداد خط پرتاب آزاد

He caught the ball on the right wing.

او توپ را در کناره راست زمین گرفت.


frontcourt

زمین حریف (به شکل front court هم نوشته می‌شود)

They moved the ball quickly into the frontcourt.

آن‌ها توپ را سریع به زمین حریف بردند.


backcourt

زمین دفاعی (به شکل back court هم نوشته می‌شود)

The guard picked up the ball in the backcourt.

گارد توپ را در زمین دفاع گرفت.


strong side

سمت قوی (سمتی که توپ بسکتبال باشد)

The defense shifted to the strong side.

دفاع به سمت قوی زمین جابه‌جا شد.


weak side

سمت ضعیف (سمتی از Rim Line که توپ نباشد)

He made a cut from the weak side.

او از سمت ضعیف زمین حرکت کرد.

پست‌های بازیکنان بسکتبال به انگلیسی

point guard

گارد راس

The point guard controls the offense.

گارد رأس حمله را کنترل می‌کند.


shooting guard

شوتینگ‌ گارد

The shooting guard made five three-pointers.

شوتینگ‌ گارد پنج پرتاب سه‌امتیازی موفق داشت.


small forward

فوروارد کوچک / اسمال فوروارد / پست ۳

The small forward can shoot and defend well.

فوروارد کوچک هم خوب شوت می‌زند و هم خوب دفاع می‌کند.


power forward

پاور فوروارد / مهاجم قدرتی

The power forward grabbed ten rebounds.

فوروارد قدرتی ده ریباند گرفت.


center

سنتر

The center blocked the shot near the rim.

سنتر نزدیک حلقه شوت را بلاک کرد.


starter

بازیکنی که در شروع مسابقه جزو پنج نفر آغاز کننده برای تیمش باشد / استارتر

He became a starter this season.

او این فصل استارتر شد.


bench player

بازیکن ذخیره

A bench player scored 15 points tonight.

یک بازیکن ذخیره امشب ۱۵ امتیاز گرفت.


sixth man

نفر ششم

He is the best sixth man on the team.

او بهترین نفر ششم تیم است.

اسم حرکات بسکتبال به انگلیسی

dribble

دریبل

He can dribble with both hands.

او می‌تواند با هر دو دست دریبل بزند.


crossover

تغییر جهت

He used a quick crossover to beat the defender.

او با یک تغییر جهت سریع مدافع را جا گذاشت.


behind-the-back dribble

دریبل پشت کمر

She used a behind-the-back dribble in transition.

او در حمله سریع از دریبل پشت کمر استفاده کرد.


spin move

چرخش

He scored after a beautiful spin move.

او بعد از یک حرکت چرخشی زیبا امتیاز گرفت.


Euro step

یورو استپ

He used a Euro step to avoid the block.

او برای فرار از بلاک از یورو استپ استفاده کرد.


pivot

چرخش

Keep one foot down when you pivot.

وقتی پیوت می‌کنی (چرخش انجام می‌دهی)، یک پا را ثابت نگه دار.


drive

نفوذ

She drove to the basket and scored.

او به سمت سبد نفوذ کرد و امتیاز گرفت.


cut

برش

He made a smart cut to the basket.

او یک حرکت هوشمندانه به سمت سبد انجام داد.


screen

سد

The big man set a screen for the guard.

بازیکن بلندقد برای گارد سد گذاشت.


pick

سد

Set a pick and roll to the basket.

سد بگذار و به سمت سبد حرکت کن.


pick and roll

پیک اند رول

They ran a pick and roll at the top of the key.

آن‌ها بالای منطقه key زمین یک پیک‌اندرول اجرا کردند.


pick and pop

پیک اند پاپ (سد و شوت)

The forward used a pick and pop for an open jumper.

فوروارد با پیک‌اندپاپ یک شوت آزاد پیدا کرد.


box out

جاگیری

You have to box out before going for the rebound.

قبل از رفتن برای ریباند باید جاگیری کنی.

بیشتر بخوانید: آموزش اسلنگ انگلیسی

انواع پاس در بسکتبال به انگلیسی

pass

پاس

Make the extra pass if your teammate is open.

اگر هم‌تیمی‌ات آزاد است، یک پاس بیشتر بده.


assist

پاس‌ گل

He had 12 assists in the game.

او در بازی ۱۲ پاس گل داد.


chest pass

پاس‌ سینه

Use a chest pass when your teammate is close.

وقتی هم‌تیمی‌ات نزدیک است، از پاس سینه استفاده کن.


bounce pass

پاس‌ زمینی

She made a perfect bounce pass under the basket.

او زیر سبد یک پاس زمینی عالی داد.


overhead pass

پاس‌ بالاسر

The center threw an overhead pass to the corner.

سنتر یک پاس بالای سر به گوشه زمین داد.


no-look pass

پاس‌ بی‌نگاه

The point guard made a no-look pass to the cutter.

گارد رأس به بازیکنی که حرکت کرده بود پاس بی‌نگاه داد.


Alley-oop

پاس دانک / الیوپ

He caught the alley-oop and dunked it.

او پاس الی‌اوپ را گرفت و دانک زد.


drive and kick

نفوذ و پاس رو به بیرون

He used a drive and kick to find the shooter.

او با نفوذ و پاس، شوت‌زن را پیدا کرد.

انواع شوت در بسکتبال به انگلیسی

shot

شوت (پرتاب)

That was a difficult shot.

شوت سختی بود.


shoot

شوت زدن (پرتاب کردن)

Don’t shoot too early in the possession.

در مالکیت توپ (وقتی توپ دستت هست) خیلی زود هم پرتاب نکن.


jump shot

جامپ‌شات / پرتاب در پرش

He has a smooth jump shot.

او جامپ‌شات نرم و روانی دارد.


layup

لی‌آپ

She missed an easy layup.

او یک لی‌آپ آسان را از دست داد.


dunk

دانک

He dunked over two defenders.

او از روی دو مدافع دانک زد.


slam dunk

اسلم دانک / دانک قدرتی

The crowd went crazy after the slam dunk.

جمعیت بعد از دانک قدرتی هیجان‌زده شد.


hook shot

هوک‌شات

The center scored with a soft hook shot.

سنتر با یک هوک‌شات نرم امتیاز گرفت.


bank shot

بنک شات / شوت تخته‌ای (که قبل از ورود به سبد عمدا به تخته برخورد کند)

He used a bank shot from the right side.

او از سمت راست یک شوت تخته‌ای زد.


fadeaway

فید اوی / شوت عقب‌پرش

He hit a fadeaway over the defender.

او از روی مدافع یک فیداوی موفق زد.


step-back

استپ‌بک / عقب‌گام

She created space with a step-back.

او با یک استپ‌بک فضا ایجاد کرد.


pull-up jumper

شوت توقفی / نوعی پرتاب که بازیکن در حین دریبل زدن و حرکت به سمت سبد ناگهان متوقف شده و اقدام به پرتاب می‌کند

He hit a pull-up jumper in transition.

او در حمله سریع یک شوت توقفی زد.


three-pointer

سه‌ امتیازی

He made a three-pointer from the corner.

او از گوشه زمین یک پرتاب سه‌امتیازی زد.


free throw

پرتاب‌ آزاد

She made both free throws.

او هر دو پرتاب آزاد را گل کرد.


buzzer-beater

شوت لحظه‌آخری

He won the game with a buzzer-beater.

او با یک شوت لحظه آخری بازی را برد.

اصطلاحات امتیازگیری در بسکتبال

field goal

فیلد گل / هر گلی که در زمان جریان داشتن بازی زده شود

He made 10 field goals tonight.

او امشب ۱۰ گل در جریان بازی زد.


two-pointer

دو امتیازی

A two-pointer tied the game.

یک پرتاب دوامتیازی بازی را مساوی کرد.


three-pointer

سه‌ امتیازی

The team made 15 three-pointers.

تیم ۱۵ پرتاب سه‌امتیازی موفق داشت.


free throw

پرتاب‌ آزاد

Free throws can decide close games.

پرتاب‌های آزاد می‌توانند بازی‌های نزدیک را تعیین کنند.


And-one

اند-وان / خطا و گل (زمانی که هم‌زمان روی بازیکن زننده گل خطا شود)

Free throws can decide close games.

او با وجود برخورد امتیاز گرفت و خطاوگل گرفت.


fast break points

امتیاز ضدحمله

They scored 20 fast break points.

آن‌ها ۲۰ امتیاز از ضدحمله گرفتند.


second-chance points

امتیاز دوم

Offensive rebounds led to second-chance points.

ریباندهای حمله باعث امتیازهای فرصت دوم شدند.

اصطلاحات حمله در بسکتبال به انگلیسی

offense

حمله

Their offense looks much better this season.

حمله آن‌ها این فصل خیلی بهتر به نظر می‌رسد.


possession

مالکیت

Don’t waste this possession.

این مالکیت توپ را هدر نده.


transition offense

حمله‌ سریع

They are dangerous in transition offense.

آن‌ها در حمله سریع خطرناک هستند.


fast break

ضدحمله

He finished the fast break with a dunk.

او ضدحمله را با یک دانک تمام کرد.


isolation

تک‌به‌تک

The coach called an isolation play for the star player.

مربی از ستاره تیم یک حرکت تک‌به‌تک درخواست کرد.


post-up

پشت‌ به‌ سبد

The center likes to post up near the paint.

سنتر دوست دارد نزدیک محوطه پشت به سبد بازی کند.


spacing

فاصله‌گذاری

Good spacing makes the offense harder to defend.

فاصله‌گذاری خوب دفاع‌کردن را سخت‌تر می‌کند.


ball movement

گردش‌ توپ

Their ball movement was excellent in the second half.

گردش توپ آن‌ها در نیمه دوم عالی بود.


motion offense

حمله‌ حرکتی

A motion offense needs constant movement.

حمله حرکتی به حرکت مداوم نیاز دارد.

اصطلاحات دفاع در بسکتبال به انگلیسی

defense

دفاع

Defense wins games.

دفاع باعث بردن بازی‌ها می‌شود.


block

بلاک

He blocked the shot at the rim.

او شوت را کنار حلقه بلاک کرد.


steal

توپ‌ربایی

She got a steal and started a fast break.

او توپ‌ربایی کرد و یک ضدحمله شروع کرد.


rebound

ریباند

He grabbed the rebound and passed the ball out.

او ریباند را گرفت و توپ را بیرون پاس داد.


defensive rebound

ریباند دفاعی

The team needs more defensive rebounds.

تیم به ریباندهای دفاعی بیشتری نیاز دارد.


offensive rebound

ریباند حمله

The offensive rebound gave them another chance.

ریباند حمله به آن‌ها یک فرصت دیگر داد.


on-ball defense

دفاع‌ مستقیم

His on-ball defense is very strong.

دفاع مستقیم او بسیار قوی است.


help defense

دفاع‌ کمکی

Good help defense stopped the drive.

دفاع کمکی خوب جلوی نفوذ را گرفت.


man-to-man defense

دفاع‌ نفر‌به‌نفر

They switched to man-to-man defense.

آن‌ها به دفاع نفر به نفر تغییر سیستم دادند.


zone defense

دفاع‌ منطقه‌ای

Zone defense slowed down the opponent.

دفاع منطقه‌ای سرعت حریف را کم کرد.


double team

دفاع‌ دونفره

They used a double team against the star player.

آن‌ها مقابل ستاره تیم از دفاع دو نفره استفاده کردند.


full-court press

پرس تمام زمین / دفاع تمام زمین

The team used a full-court press in the final minute.

تیم در دقیقه پایانی از پرس تمام زمین استفاده کرد.


closeout

نزدیک‌شدن

He made a great closeout on the shooter.

او خیلی خوب به شوت‌زن نزدیک شد و مزاحمت ایجاد کرد.

خطاها و تخلفات بسکتبال به انگلیسی

foul

خطا

The referee called a foul on the defender.

داور روی مدافع خطا اعلام کرد.


personal foul

خطای‌ شخصی

He picked up his fourth personal foul.

او چهارمین خطای شخصی‌اش را گرفت.


technical foul

خطای‌ فنی

The coach got a technical foul for arguing.

مربی به خاطر بحث‌کردن خطای فنی گرفت.


flagrant foul

خطای‌ خشن

The hard contact was called a flagrant foul.

آن برخورد شدید خطای خشن اعلام شد.


charging

شارژ

The referee called charging on the offensive player.

داور روی بازیکن حمله خطای شارژ اعلام کرد.


blocking foul

سد غیرمجاز

The defender was called for a blocking foul.

روی مدافع خطای سد غیرمجاز اعلام شد.


traveling

رانینگ

He took too many steps, so the referee called traveling.

او قدم‌های زیادی برداشت، پس داور رانینگ اعلام کرد.


double dribble

دریبل‌ دوبل

You can’t dribble again after stopping; that’s a double dribble.

بعد از توقف نمی‌توانی دوباره دریبل بزنی؛ این دریبل دوبل است.


carrying

حمل‌توپ

The guard was called for carrying.

روی گارد تخلف حمل توپ اعلام شد.


goaltending

گل‌تندینگ / توپ‌رو‌سبد

The block was late, so it was goaltending.

بلاک دیر انجام شد، پس خطای گل‌تندینگ بود.


shot clock violation

تخلف‌ زمان شوت

They didn’t shoot in time and got a shot clock violation.

آن‌ها به‌موقع شوت نزدند و تخلف زمان شوت گرفتند.


backcourt violation

تخلف‌ برگشت به زمین دفاع

The pass caused a backcourt violation.

آن پاس باعث تخلف برگشت به زمین دفاع شد.


three-second violation

خطای سه ثانیه

The center stayed in the paint too long and got a three-second violation.

سنتر بیش از حد در محوطه ماند و تخلف سه‌ثانیه گرفت.


out of bounds

بیرون از زمین

The ball went out of bounds.

توپ از زمین بیرون رفت.

اصطلاحات داوری و قوانین بسکتبال به انگلیسی

whistle

سوت

Play stopped after the whistle.

بازی بعد از سوت متوقف شد.


jump ball

جامپ‌بال (بالا انداختن توپ توسط داور در ابتدای بازی)

The game starts with a jump ball.

بازی با جامپ‌بال شروع می‌شود.


timeout

وقت‌ استراحت

The coach called a timeout to stop the run.

مربی برای قطع روند امتیازگیری حریف وقت استراحت گرفت.


substitution

تعویض

The coach made a substitution in the third quarter.

مربی در کوارتر سوم یک تعویض انجام داد.


overtime

وقت‌ اضافه

The game went to overtime.

بازی به وقت اضافه کشیده شد.


shot clock

زمان‌ شوت

There are only three seconds left on the shot clock.

فقط سه ثانیه از زمان شوت باقی مانده است.


possession arrow

فلش‌ مالکیت

The possession arrow gave the ball to our team.

فلش مالکیت توپ را به تیم ما داد.


inbound pass

پاس‌ ورودی

He threw the inbound pass to the point guard.

او پاس ورودی را به گارد رأس داد.


inbounds

داخل

Keep your feet inbounds when you catch the ball.

وقتی توپ را می‌گیری، پاهایت را داخل زمین نگه دار.

اصطلاحات آماری بسکتبال به انگلیسی

Points / PTS

امتیاز

He finished the game with 28 points.

او بازی را با ۲۸ امتیاز تمام کرد.


Rebounds / REB

ریباند

She had 11 rebounds tonight.

او امشب ۱۱ ریباند داشت.


Assists / AST

پاس‌ گل

The point guard recorded 14 assists.

گارد رأس ۱۴ پاس گل ثبت کرد.


Steals / STL

توپ‌ربایی

He had three steals in the first half.

او در نیمه اول سه توپ‌ربایی داشت.


Blocks / BLK

بلاک

The center finished with five blocks.

سنتر بازی را با پنج بلاک تمام کرد.


Turnovers / TO

لو‌دادن

Too many turnovers cost them the game.

لو دادن‌های زیاد توپ باعث باختشان شد.


field goal percentage / FG%

درصد گل‌های در جریان بازی

His field goal percentage has improved.

درصد شوت موفق او بهتر شده است.


three-point percentage / 3P%

درصد پرتاب‌های سه‌امتیازی

Her three-point percentage is over 40 percent.

درصد سه‌امتیازی او بالای ۴۰ درصد است.


free throw percentage / FT%

درصد پرتاب آزاد

A high free throw percentage is important in close games.

درصد بالای پرتاب آزاد در بازی‌های نزدیک مهم است.


double-double

دابل‌دابل

He had a double-double with 20 points and 12 rebounds.

او با ۲۰ امتیاز و ۱۲ ریباند دابل‌دابل کرد.


triple-double

تریپل‌دابل

She recorded a triple-double in the final.

او در فینال تریپل‌دابل ثبت کرد.

اصطلاحات رایج NBA و گزارشگری بسکتبال

He’s on fire!

حسابی رو دور است!

He’s on fire tonight; he can’t miss.

او امشب حسابی رو دور است؛ هیچ شوتی را از دست نمی‌دهد.


clutch shot

شوت‌ حساس / شوت تعیین کننده

She made a clutch shot in the final seconds.

او در ثانیه‌های پایانی یک شوت تعیین‌کننده زد.


game-winner

شوت‌ برد

His three-pointer was the game-winner.

پرتاب سه‌امتیازی او شوت برد بازی بود.


posterize

تحقیرکردن (معمولا با اسلم‌دانک)

He posterized the defender with a huge dunk.

او با یک دانک سنگین مدافع را تحقیر کرد.


ankle breaker

دریبل مچ‌پا خرد کن – این اصطلاح زمانی به کار می‌رود که بازیکن مهاجم با تغییر مسیرهای ناگهانی و دریبل‌های تکنیکی، تعادل بازیکن مدافع را کاملا به هم می‌ریزد

That crossover was a real ankle breaker.

آن کراس‌اور واقعا یک دریبل مچ‌پاخردکن بود.


brick

شوت‌ خراب

That shot was a brick.

آن شوت کاملا خراب بود.


air ball

شوت‌ هوایی / شوتی که به حلقه هم برخورد نمی کند و مستقیم به داخل سبد می‌رود

The shot didn’t touch anything; it was an air ball.

شوت به هیچ‌چیز نخورد؛ کاملا هوایی بود.


garbage time

وقت بی‌اثر (در پایان بازی وقتی که نتیجه عملا مشخص شده است)

The bench players came in during garbage time.

بازیکنان ذخیره در وقت بی‌اثر وارد بازی شدند.


rookie

تازه‌کار

The rookie played with confidence.

بازیکن تازه‌کار با اعتمادبه‌نفس بازی کرد.


MVP

ارزشمندترین بازیکن

He was named MVP of the tournament.

او به‌عنوان ارزشمندترین بازیکن تورنمنت انتخاب شد.


franchise player

ستاره‌ اصلی

The team built everything around its franchise player.

تیم همه‌چیز را حول ستاره اصلی‌اش ساخت.

فعل‌های پرکاربرد برای صحبت درباره بسکتبال

play basketball

بسکتبال‌ بازی‌ کردن

We play basketball after school.

ما بعد از مدرسه بسکتبال بازی می‌کنیم.


shoot the ball

شوت زدن / توپ را پرتاب کردن

Shoot the ball when you’re open.

وقتی آزادی، شوت بزن.


pass the ball

توپ را پاس دادن

Pass the ball before the defense arrives.

قبل از رسیدن دفاع، توپ را پاس بده.


dribble past someone

کسی را دریبل کردن

He dribbled past the defender easily.

او به‌راحتی مدافع را دریبل زد.


grab a rebound

ریباند گرفتن

She grabbed a rebound and pushed the ball up the court.

او ریباند گرفت و توپ را به جلو برد.


block a shot

پرتاب را بلاک کردن

He blocked a shot in the final minute.

او در دقیقه پایانی یک شوت را بلاک کرد.


steal the ball

توپ‌ را ربودن

The guard stole the ball and scored.

گارد توپ را ربود و امتیاز گرفت.


draw a foul

خطاگرفتن

He drove to the basket to draw a foul.

او برای گرفتن خطا به سمت سبد نفوذ کرد.


commit a foul

خطا کردن

Don’t commit a foul on a three-point shooter.

روی شوت‌زن سه‌امتیازی خطا نکن.


call a timeout

وقت استراحت گرفتن

The coach called a timeout after two quick turnovers.

مربی بعد از دو لو دادن سریع توپ وقت استراحت گرفت.

بیشتر بخوانید: آموزش افعال پرکاربرد انگلیسی

جمله‌های کاربردی انگلیسی درباره بسکتبال

برای توصیف بازی:

It was a close game.

بازی نزدیکی بود.

They played great defense.

آن‌ها عالی دفاع کردند.

The game went down to the wire.

بازی تا لحظه آخر حساس ماند (مویی بود).

He drove to the basket.

او به سمت سبد نفوذ کرد.

She knocked down a three.

او یک سه‌امتیازی زد.

He finished through contact.

او با وجود برخورد امتیاز گرفت.

We won by ten.

ما با اختلاف ده امتیاز بردیم.

They lost in overtime.

آن‌ها در وقت اضافه باختند.

The final score was 92 to 88.

نتیجه نهایی ۹۲ به ۸۸ بود.

بیشتر بخوانید: آموزش جملات رایج انگلیسی

جمع بندی

یادگیری کلمات و اصطلاحات بسکتبال به انگلیسی کمک می‌کند بازی‌ها، گزارش‌ها و تحلیل‌های ورزشی را بهتر بفهمید. برای شروع، اول کلمات پایه، پست‌ها، حرکات، شوت‌ها و خطاها را یاد بگیرید. بعد سراغ اصطلاحات حرفه‌ای‌تر مثل pick and roll، spacing، mismatch و clutch shot بروید. بهترین روش یادگیری هم این است که هر اصطلاح را با یک جمله واقعی تمرین کنید.

سوالات متداول

بسکتبالیست به انگلیسی چه می‌شود؟

بسکتبالیست به انگلیسی basketball player می‌شود.

اسم حرکات بسکتبال به انگلیسی چیست؟

حرکات رایج بسکتبال شامل dribble, crossover, spin move, Euro step, pivot, drive و screen هستند.

دریبل زدن در بسکتبال به انگلیسی چه می‌شود؟

دریبل زدن در بسکتبال به انگلیسی dribble می‌شود.

پاس گل در بسکتبال به انگلیسی چه می‌شود؟

پاس گل در بسکتبال به انگلیسی assist می‌شود.

پرتاب سه امتیازی به انگلیسی چه می‌شود؟

پرتاب سه امتیازی به انگلیسی three-pointer یا three-point shot می‌شود.

خطای فنی در بسکتبال به انگلیسی چیست؟

خطای فنی به انگلیسی technical foul می‌شود.

ریباند در بسکتبال یعنی چه؟

Rebound یعنی گرفتن توپ بعد از شوت ناموفق.

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

لوگو زبان مستر فوتر

زبان مستر، در راستای امر ارتقاء سطح آموزش زبان‌ ترکی استانبولی، آموزش زبان فرانسه، آموزش زبان آلمانی و آموزش زبان انگلیسی؛ تلاش بر این دارد تا یادگیری این زبان‌ها را با ابزارهای کاربردی و هم‌چنین پشتیبانی قوی، برای زبان‌آموزان راحت‌تر کند.

  • آدرس: تهران، جردن، عاطفی شرقی، ساسان، پلاک 4
  • 02191035152
  • info@zabanmaster.com
دسترسی سریع
  • بلاگ
  • دوره های آموزشی
  • حساب کاربری
  • درباره ما
  • قوانین و مقررات
  • تماس با ما
  • اپلیکیشن آموزش زبان
مجوزها


logo-samandehi


logo-enamad

nashr-digital

bank-license
تمامی حقوق برای سایت زبان مستر محفوظ می باشد.
جشنواره جام جهانی زبان مستر

ورود

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

هنوز عضو نشده اید؟ عضویت در سایت