لغات فیلم و سینما در انگلیسی + مثال و ترجمه
یادگیری لغات فیلم و سینما در انگلیسی یکی از بهترین راهها برای تقویت دایره واژگان، درک شنیداری، مکالمه انگلیسی و در کل پیشرفت در آموزش زبان انگلیسی است. این واژهها نهتنها هنگام تماشای فیلم و سریال، بلکه در گفتگوهای روزمره، نقد فیلم و حتی آزمونهای زبان کاربرد دارند. در این مقاله، مهمترین لغات و اصطلاحات مربوط به فیلم و سینما را همراه با مثال انگلیسی و ترجمه فارسی یاد میگیرید. هدف این راهنما، استفادهی واقعی و کاربردی از زبان انگلیسی در دنیای فیلم است.
واژگان پایه فیلم و سینما در انگلیسی (Basic Movie Vocabulary)
movie (AmE)
فیلم
We watched a movie last night.
دیشب یک فیلم تماشا کردیم.
film (BrE)
فیلم (کمی رسمیتر یا در انگلیسی بریتیش)
This film won several international awards.
این فیلم چندین جایزه بینالمللی برد.
cinema
سینما
Let’s go to the cinema this weekend.
بیا این آخر هفته به سینما برویم.
scene
صحنه
That scene was very emotional.
آن صحنه خیلی احساسی بود.
actor
بازیگر مرد
He is a famous actor in Hollywood.
او یک بازیگر معروف در هالیوود است.
actress
بازیگر زن
The actress gave an amazing performance.
بازیگر زن اجرای فوقالعادهای داشت.
character
شخصیت / کاراکتر
My favorite character is the main hero.
شخصیت مورد علاقه من قهرمان اصلی است.
role
نقش
She played an important role in the movie.
او نقش مهمی در فیلم بازی کرد.
script
فیلمنامه
The script of this movie is very strong.
فیلمنامه این فیلم بسیار قوی است.
director
کارگردان
The director is known for his unique style.
این کارگردان به خاطر سبک منحصربهفردش شناخته میشود.
لغات فیلم و سینما در انگلیسی – ژانرهای فیلم در انگلیسی (Movie Genres)
action
اکشن
I like action movies with a lot of fight scenes.
من فیلمهای اکشن با صحنههای مبارزه زیاد را دوست دارم.
comedy
کمدی
This comedy made everyone laugh.
این فیلم کمدی همه را خنداند.
drama
درام
She prefers drama films with deep stories.
او فیلمهای درام با داستانهای عمیق را ترجیح میدهد.
horror
ترسناک
I can’t watch horror movies alone.
نمیتوانم فیلمهای ترسناک را تنها تماشا کنم.
thriller
هیجانی / دلهرهآور
The thriller kept me excited until the end.
آن فیلم هیجانی تا آخر من را هیجانزده نگه داشت.
romance
عاشقانه
They watched a romance movie together.
آنها با هم یک فیلم عاشقانه تماشا کردند.
science fiction (sci-fi)
علمی–تخیلی
Sci-fi movies often show the future.
فیلمهای علمی–تخیلی اغلب آینده را نشان میدهند.
documentary
مستند
The documentary is about climate change.
این مستند درباره تغییرات اقلیمی است.
animation – animated movie
انیمیشن
Animated movies are popular with both kids and adults.
فیلمهای انیمیشنی هم بین کودکان و هم بزرگسالان محبوب هستند.
fantasy
فانتزی
Fantasy movies create imaginary worlds.
فیلمهای فانتزی دنیاهای خیالی خلق میکنند.
افراد و نقشها در سینما (People in Movies)
actor
بازیگر مرد
The actor became famous after this movie.
این بازیگر بعد از این فیلم معروف شد.
actress
بازیگر زن
The actress won an award for her role.
این بازیگر زن برای نقشش جایزه گرفت.
director
کارگردان
The director controlled every detail of the film.
کارگردان تمام جزئیات فیلم را کنترل میکرد.
producer
تهیهکننده
The producer invested a lot of money in the movie.
تهیهکننده پول زیادی روی این فیلم سرمایهگذاری کرد.
screenwriter
فیلمنامهنویس
The screenwriter wrote a powerful story.
فیلمنامهنویس داستان قدرتمندی نوشت.
cameraman
فیلمبردار
The cameraman filmed the scene perfectly.
فیلمبردار آن صحنه را بینقص ضبط کرد.
editor
تدوینگر
The editor cut the movie into shorter scenes.
تدوینگر فیلم را به صحنههای کوتاهتر تقسیم کرد.
cast
گروه بازیگران
The cast includes several famous actors.
گروه بازیگران شامل چند بازیگر معروف است.
audience
تماشاگران
The audience loved the movie.
تماشاگران فیلم را دوست داشتند.
critic
منتقد
Critics gave the film very positive reviews.
منتقدان نقدهای بسیار مثبتی برای فیلم نوشتند.
واژگان مربوط به داستان و روایت فیلم (Story & Plot Vocabulary)
story
داستان
The story of the movie is very interesting.
داستان فیلم بسیار جالب است.
plot
خط داستانی / پیرنگ
The plot becomes more exciting in the middle of the film.
خط داستانی فیلم در میانه جذابتر میشود.
beginning
شروع / آغاز
The beginning of the movie was slow.
شروع فیلم کند بود.
ending
پایان
I didn’t like the ending of the movie.
پایان فیلم را دوست نداشتم.
twist
پیچش داستانی / غافلگیری
The movie has a surprising twist at the end.
فیلم در پایان یک غافلگیری غیرمنتظره دارد.
climax
نقطه اوج
The climax of the film was very intense.
نقطه اوج فیلم بسیار هیجانانگیز بود.
conflict
کشمکش / تعارض
The main conflict drives the whole story.
تعارض اصلی کل داستان را پیش میبرد.
theme
تم / مضمون / درونمایه
Love is the main theme of the movie.
عشق مضمون اصلی فیلم است.
character development
شخصیتپردازی / رشد شخصیت
The movie shows strong character development.
فیلم شخصیتپردازی قویای به نمایش میگذارد.
storyline
روایت کلی داستان / خط داستانی
The storyline is easy to follow.
دنبال کردن روایت داستان آسان است.
واژگان بازیگری و اجرا (Acting & Performance)
acting
بازیگری
His acting feels very natural.
بازیگری او بسیار طبیعی به نظر میرسد.
performance
اجرا / بازی
She gave an excellent performance in the movie.
او اجرای فوقالعادهای در فیلم ارائه داد.
role
نقش
He played a difficult role in the film.
او نقش سختی در فیلم بازی کرد.
overacting
اغراق در بازیگری
Some scenes suffer from overacting.
بعضی صحنهها از اغراق در بازیگری رنج میبرند.
convincing
باورپذیر
Her performance was very convincing.
اجرای او بسیار باورپذیر بود.
emotional
احساسی
The actor gave an emotional performance.
بازیگر اجرای احساسیای ارائه داد.
natural
طبیعی
His acting looks natural and realistic.
بازی او طبیعی و واقعگرایانه به نظر میرسد.
powerful
قدرتمند
It was a powerful performance by the lead actor.
این یک اجرای قدرتمند از بازیگر نقش اصلی بود.
weak
ضعیف
Some side characters had weak performances.
بعضی شخصیتهای فرعی اجرای ضعیفی داشتند.
lead actor
بازیگر نقش اصلی
The lead actor carried the whole movie.
بازیگر نقش اصلی کل فیلم را به دوش کشید.
اصطلاحات فنی فیلمسازی (Technical Movie Terms)
camera angle
زاویه دوربین
The camera angle makes the scene more dramatic.
زاویه دوربین صحنه را دراماتیکتر میکند.
close-up
نمای نزدیک
The director used a close-up to show emotions.
کارگردان از نمای نزدیک برای نشان دادن احساسات استفاده کرد.
long shot
نمای دور
The long shot shows the whole city.
نمای دور کل شهر را نشان میدهد.
lighting
نورپردازی
The lighting creates a dark atmosphere.
نورپردازی فضای تاریکی ایجاد میکند.
soundtrack
موسیقی متن
The soundtrack perfectly matches the story.
موسیقی متن کاملاً با داستان هماهنگ است.
background music
موسیقی پسزمینه
The background music increases tension.
موسیقی پسزمینه تنش را افزایش میدهد.
special effects
جلوههای ویژه
The movie has impressive special effects.
فیلم جلوههای ویژه چشمگیری دارد.
visual effects (VFX)
جلوههای بصری
Modern movies rely heavily on visual effects.
فیلمهای مدرن به شدت به جلوههای بصری متکی هستند.
editing
تدوین
Good editing improves the pacing of the movie.
تدوین خوب ریتم (تمپو) فیلم را بهتر میکند.
subtitle
زیرنویس
I watched the movie with English subtitles.
من فیلم را با زیرنویس انگلیسی تماشا کردم.
واژگان مربوط به احساس و نظر دادن درباره فیلم
exciting
هیجانانگیز
The movie was exciting from start to finish.
فیلم از ابتدا تا انتها هیجانانگیز بود.
boring
خستهکننده
I found the movie boring and slow.
به نظرم فیلم خستهکننده و کند بود.
interesting
جالب
The story is interesting and easy to follow.
داستان جالب و قابل دنبال کردن است.
entertaining
سرگرمکننده
It’s an entertaining movie for the whole family.
این یک فیلم سرگرمکننده برای کل خانواده است.
touching
تأثیرگذار / احساسی
The ending was very touching.
پایان فیلم بسیار تأثیرگذار بود.
disappointing
ناامیدکننده
The movie was disappointing despite the strong cast.
با وجود بازیگران قوی، فیلم ناامیدکننده بود.
impressive
تأثیرگذار / چشمگیر
The visuals were really impressive.
تصاویر واقعاً چشمگیر بودند.
predictable
قابل پیشبینی
The plot was too predictable.
داستان بیش از حد قابل پیشبینی بود.
inspiring
الهامبخش
The movie tells an inspiring story.
فیلم داستانی الهامبخش را روایت میکند.
confusing
گیجکننده
Some scenes were confusing for the audience.
بعضی صحنهها برای تماشاگران گیجکننده بودند.
افعال پرکاربرد مربوط به فیلم دیدن (Movie-Related Verbs)
watch
تماشا کردن
I usually watch movies at night.
من معمولاً شبها فیلم تماشا میکنم.
see
دیدن (غیرتمرکزی – برخلاف تماشا کردن)
I saw this movie last year.
من این فیلم را سال گذشته دیدم.
enjoy
لذت بردن
I really enjoyed the movie.
من واقعاً از فیلم لذت بردم.
recommend
پیشنهاد کردن
I recommend this movie to everyone.
من این فیلم را به همه پیشنهاد میکنم.
review
نقد کردن / بررسی کردن
He reviewed the movie on his blog.
او فیلم را در وبلاگش نقد کرد.
rate
امتیاز دادن
I rated the movie five stars.
من به فیلم پنج ستاره دادم.
miss
از دست دادن
I missed the beginning of the movie.
ابتدای فیلم را از دست دادم.
skip
رد کردن / جلو زدن
I skipped some boring scenes.
بعضی صحنههای خستهکننده را رد کردم.
pause
مکث کردن / پاز کردن (نگه داشتن) فیلم
I paused the movie to answer the phone.
برای جواب دادن به تلفن، فیلم را متوقف کردم.
replay
دوباره پخش کردن
I replayed my favorite scene.
صحنه مورد علاقهام را دوباره پخش کردم.
اصطلاحات رایج محاورهای درباره فیلم
worth watching
ارزش دیدن دارد
This movie is definitely worth watching.
این فیلم قطعاً ارزش دیدن دارد.
a must-see
حتماً باید دید
It’s a must-see for movie lovers.
برای علاقهمندان به فیلم، حتماً باید دیده شود.
based on a true story
بر اساس داستان واقعی
The movie is based on a true story.
این فیلم بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده است.
box office hit
فیلم پرفروش
The film became a box office hit.
فیلم به یک اثر پرفروش تبدیل شد.
box office flop
شکست تجاری
Despite the hype, the movie was a box office flop.
با وجود تبلیغات زیاد، فیلم از نظر فروش شکست خورد.
steal the show
همه توجهها را به خود جلب کردن
The supporting actor stole the show.
بازیگر نقش مکمل همه توجهها را به خود جلب کرد.
on the edge of your seat
لبهی صندلیات (یعنی انقدر فیلم هیجانانگیز است که فرد لبهی صندلی میخکوب شده)
The thriller kept me on the edge of my seat.
این فیلم هیجانی من را تا آخر میخکوب کرد.
low budget
کمهزینه
It’s a low-budget film with a strong story.
این فیلم کمهزینه با داستانی قوی است.
high budget
پرهزینه
High-budget movies often have better effects.
فیلمهای پرهزینه معمولاً جلوههای بهتری دارند.
cult classic
فیلم محبوب خاص / فیلم کالت
The movie became a cult classic over time.
این فیلم با گذشت زمان به یک اثر محبوب خاص تبدیل شد.
لغات مربوط به نقد و بررسی فیلم (Movie Review Vocabulary)
review
نقد / بررسی
I read a positive review about the movie.
یک نقد مثبت درباره فیلم خواندم.
rating
امتیاز
The movie received a high rating.
فیلم امتیاز بالایی دریافت کرد.
rating
امتیاز
The movie received a high rating.
فیلم امتیاز بالایی دریافت کرد.
critic
منتقد
Critics praised the director’s work.
منتقدان کار کارگردان را تحسین کردند.
audience
مخاطبان / تماشاگران
The audience reaction was very positive.
واکنش تماشاگران بسیار مثبت بود.
masterpiece
شاهکار
Many people consider this film a masterpiece.
بسیاری این فیلم را یک شاهکار میدانند.
masterpiece
شاهکار
Many people consider this film a masterpiece.
بسیاری این فیلم را یک شاهکار میدانند.
overrated
بیشازحد بزرگشده / بیشازحد تعریفشده
In my opinion, the movie is overrated.
به نظر من، این فیلم بیشازحد بزرگ شده است.
underrated
دستکمگرفتهشده
This film is underrated and deserves more attention.
این فیلم دستکمگرفتهشده و شایسته توجه بیشتری است.
average
متوسط
The movie was average, nothing special.
فیلم متوسط بود و چیز خاصی نداشت.
disappointing
ناامیدکننده
The sequel was disappointing.
دنباله فیلم ناامیدکننده بود.
highly recommended
بهشدت توصیهشده
This movie is highly recommended by critics.
این فیلم بهشدت توسط منتقدان توصیه شده است.
واژگان مربوط به سینما رفتن (At the Cinema)
ticket
بلیت
I bought a ticket online.
بلیت را آنلاین خریدم.
seat
صندلی
Our seats were in the middle row.
صندلیهای ما در ردیف وسط بود.
screen
پرده نمایش
The movie looked great on the big screen.
فیلم روی پرده بزرگ فوقالعاده به نظر میرسید.
subtitles
زیرنویس
The movie has English subtitles.
فیلم زیرنویس انگلیسی دارد.
dubbing
دوبله
I prefer subtitles to dubbing.
من زیرنویس را به دوبله ترجیح میدهم.
popcorn
پاپکورن
We bought popcorn before the movie started.
قبل از شروع فیلم پاپکورن خریدیم.
showtime
زمان نمایش
What’s the showtime for this movie?
زمان نمایش این فیلم چه ساعتی است؟
trailer
تریلر / پیشنمایش
I watched the trailer before buying a ticket.
قبل از خرید بلیط تریلر فیلم را دیدم.
hall
سالن
The hall was completely full.
سالن کاملاً پر بود.
3D movie
فیلم سهبعدی
We watched the movie in 3D.
فیلم را بهصورت سهبعدی تماشا کردیم.
جمع بندی
یادگیری لغات فیلم و سینما در انگلیسی، یکی از طبیعیترین و لذتبخشترین راهها برای تقویت زبان است. این واژهها در تماشای فیلم، مکالمه روزمره، نوشتن نظر و درک بهتر محتواهای انگلیسی کاربرد مستقیم دارند. با یاد گرفتن این لغات همراه با مثال، میتوانید راحتتر درباره فیلمها صحبت کنید و زبانتان را فعالتر به کار ببرید. بهترین تمرین، دیدن فیلم و استفاده عملی از همین واژههاست.
سوالات متداول لغات فیلم و سینما در انگلیسی
بهترین روش یادگیری لغات فیلم در انگلیسی چیست؟
دیدن فیلم با زیرنویس انگلیسی و نوشتن لغات جدید همراه با جمله مثال.
movie و film چه فرقی دارند؟
هر دو به معنی «فیلم» هستند، اما film رسمیتر از movie است و بیشتر در انگلیسی بریتیش به کار میرود.
دیدن فیلم بدون زیرنویس برای یادگیری مفید است؟
بله، اما بعد از رسیدن به سطح متوسط؛ در ابتدا زیرنویس انگلیسی بهتر است.
چطور از این لغات در مکالمه استفاده کنیم؟
با نظر دادن کوتاه درباره فیلمها و جملهسازی ساده در مکالمات روزمره.
دیدگاهتان را بنویسید