کلمات و اصطلاحات گیمینگ به انگلیسی + مثال و ترجمه
برای فهمیدن بازیهای ویدیویی باید خیلی از اصطلاحات بازیها که در چت، تنظیمات، مأموریتها و رقابتهای آنلاین استفاده میشوند یاد بگیرید. در این مقاله از بلاگ آموزش زبان انگلیسی، مهمترین کلمات و اصطلاحات گیمینگ به انگلیسی را با معنی فارسی، مثال کاربردی و ترجمه یاد میگیریم.
این لیست به شما کمک میکند هم منوی بازیها را بهتر بفهمید، هم در بازیهای آنلاین طبیعیتر با دیگران ارتباط بگیرید.
کلمات انگلیسی پایه در بازیهای ویدیویی
قبل از اینکه سراغ اصطلاحات تخصصیتر گیمینگ برویم، بهتر است چند کلمه پایه را یاد بگیریم. این کلمات تقریبا در بیشتر بازیها دیده میشوند؛ از منوی بازی گرفته تا ماموریتها، تنظیمات، پیامهای داخل بازی و چت با بازیکنان دیگر.
game
بازی
This game is really fun, but some levels are too hard.
این بازی واقعا سرگرمکننده است، اما بعضی مرحلههایش خیلی سخت هستند.
video game
بازی ویدیویی، بازی کامپیوتری
I usually play video games after work to relax.
من معمولا بعد از کار بازی ویدیویی انجام میدهم تا آرام شوم.
gamer
گیمر / کسی که بازی میکند
He is a casual gamer, not a professional player.
او یک گیمر معمولی (تفننی) است، نه یک بازیکن حرفهای.
gaming
گیمینگ، بازی کردن
Gaming has become a huge part of online culture.
گیمینگ به بخش بزرگی از فرهنگ آنلاین تبدیل شده است.
player
بازیکن
Each player has three lives at the beginning of the game.
هر بازیکن در ابتدای بازی سه جان دارد.
character
شخصیت بازی، کاراکتر
You can choose a different character before the match starts.
قبل از شروع مسابقه میتوانی یک شخصیت متفاوت انتخاب کنی.
enemy
دشمن
There are too many enemies in this area.
در این منطقه دشمنهای خیلی زیادی وجود دارد.
level
مرحله، سطح
I finally passed the last level.
بالاخره مرحله آخر را رد کردم.
score
امتیاز
My score was higher than yours this time.
این بار امتیاز من از تو بیشتر بود.
life
جان
Be careful! You only have one life left.
مراقب باش! فقط یک جان برایت باقی مانده است.
کلمات مربوط به شروع، توقف و پایان بازی
این کلمات معمولا در منوی اصلی بازی یا هنگام خروج از بازی دیده میشوند.
start
شروع کردن
Press this button to start the game.
برای شروع بازی این دکمه را بزن.
pause
توقف موقت، مکث کردن
Can you pause the game for a minute?
میتوانی بازی را برای یک دقیقه نگه داری؟
resume
ادامه دادن بعد از توقف
Click resume when you are ready to continue.
وقتی آماده ادامه دادن بودی، روی resume («ادامه دادن») کلیک کن.
quit
خارج شدن، ترک کردن بازی
Don’t quit the match before it ends.
قبل از تمام شدن مسابقه از آن خارج نشو.
restart
دوباره شروع کردن
I made a mistake, so I restarted the mission.
اشتباه کردم، برای همین ماموریت را دوباره شروع کردم.
game over
پایان بازی، باختن بازی، گیم اوور
I lost all my lives, and the screen said “Game Over.”
همه جانهایم را از دست دادم و روی صفحه نوشته شد «Game Over».
اصطلاحات انگلیسی مربوط به بازی که هر گیمر باید بداند
حالا سراغ اصطلاحاتی میرویم که در خود بازی، ماموریتها، توضیحات آیتمها و گفتوگوهای گیمرها زیاد میبینید. این بخش برای کسانی که میخواهند بازیها را بهتر بفهمند بسیار مهم است.
gameplay
گیمپلی، نحوه انجام بازی
The story is simple, but the gameplay is amazing.
داستان ساده است، اما گیمپلی فوقالعاده است.
mission
ماموریت
You need to complete this mission to unlock the next area.
باید این ماموریت را کامل کنی تا منطقه بعدی باز شود.
quest
ماموریت، معمولا در بازیهای نقشآفرینی و ماجراجویی
This quest gives you a rare weapon as a reward.
این ماموریت بهعنوان جایزه یک سلاح کمیاب به تو میدهد.
side quest
ماموریت فرعی
I usually finish all the side quests before the main story.
من معمولا قبل از داستان اصلی همه ماموریتهای فرعی را تمام میکنم.
checkpoint
نقطه ذخیره، نقطه بازگشت، چک پوینت
If you die, you will restart from the last checkpoint.
اگر بمیری، از آخرین نقطه ذخیره دوباره شروع میکنی.
respawn
دوباره ظاهر شدن بعد از مردن در بازی
Wait here until the enemies respawn.
اینجا صبر کن تا دشمنها دوباره ظاهر شوند.
unlock
باز کردن، آزاد کردن چیزی در بازی
You have to win five matches to unlock this skin.
باید پنج مسابقه را ببری تا این اسکین (لباس و ظاهر) برایت باز شود.
upgrade
ارتقا دادن، آپگرید کردن
I upgraded my armor before the boss fight.
قبل از مبارزه با باس، زره خودم را ارتقا دادم.
item
آیتم، وسیله داخل بازی
This item can heal your character.
این آیتم میتواند شخصیت تو را درمان کند.
loot
آیتمهایی که بعد از شکست دادن دشمن یا جستوجو به دست میآید
The boss dropped some really good loot.
باس چند آیتم خیلی خوب انداخت.
اصطلاحات مربوط به جان، قدرت و امتیاز در بازی
این اصطلاحات در بازیهای اکشن، نقشآفرینی، شوتر و آنلاین بسیار رایج هستند.
HP
جان، میزان سلامتی شخصیت (Health Points یا Hit Points)
I only have 10 HP left, so I need to heal.
فقط ۱۰ تا جان برایم باقی مانده، پس باید خودم را درمان کنم.
XP
امتیاز تجربه (Experience Points)
You get more XP when you complete harder missions.
وقتی مأموریتهای سختتر را کامل میکنی، امتیاز تجربه بیشتری میگیری.
damage
آسیب، صدمه، خرابی
This weapon does a lot of damage at close range.
این سلاح از فاصله نزدیک آسیب زیادی وارد میکند.
stamina
استقامت، انرژی بدنی شخصیت
Don’t run too much, or your stamina will run out.
زیاد ندو، وگرنه استقامتت تمام میشود.
armor
زره، محافظ
You need better armor before fighting that boss.
قبل از جنگیدن با آن باس به زره بهتری نیاز داری.
health bar
نوار جان
The enemy’s health bar is almost empty.
نوار جان دشمن تقریبا خالی شده است.
power-up
آیتم یا قابلیتی که قدرت بازیکن را موقتا زیاد میکند
Grab that power-up before it disappears.
قبل از اینکه آن پاورآپ ناپدید شود، آن را بردار.
skill
مهارت، قابلیت
This character has a healing skill.
این شخصیت یک مهارت درمانی دارد.
ability
توانایی خاص
Her special ability lets her move faster for a few seconds.
توانایی ویژه او باعث میشود برای چند ثانیه سریعتر حرکت کند.
level up
ارتقا سطح پیدا کردن
I need more XP to level up.
برای ارتقا سطح به XP بیشتری نیاز دارم.
اصطلاحات مربوط به برد و باخت در بازی
در بازیهای آنلاین، رقابتی و تیمی، این کلمات را زیاد میشنوید.
win
بردن، برنده شدن
We can still win if we play as a team.
اگر تیمی بازی کنیم، هنوز میتوانیم ببریم.
lose
باختن
We lost because nobody defended the base.
ما باختیم چون هیچکس از پایگاه دفاع نکرد.
victory
پیروزی
That final kill gave us the victory.
آن کشتن آخر باعث پیروزی ما شد.
defeat
شکست
After three defeats, I finally changed my strategy.
بعد از سه شکست، بالاخره استراتژیام را تغییر دادم.
draw
مساوی
The match ended in a draw.
مسابقه مساوی تمام شد.
match
مسابقه، بازی بین بازیکنان
That was the most intense match I’ve ever played.
آن شدیدترین مسابقهای بود که تا حالا بازی کردهام.
round
راند، دور
We won the first round, but they won the second one.
ما راند اول را بردیم، اما آنها راند دوم را بردند.
comeback
برگشتن به بازی بعد از عقب افتادن
We were losing badly, but we made a great comeback.
خیلی عقب بودیم، اما برگشت فوقالعادهای داشتیم.
مخفف کلمات انگلیسی برای گیم
در چت بازیهای آنلاین، گیمرها معمولا از مخففها استفاده میکنند تا سریعتر پیام بدهند. بعضی از این مخففها خیلی رایجاند و اگر معنی آنها را ندانید، ممکن است متوجه حرف همتیمیها یا بازیکنان دیگر نشوید.
AFK
دور از کیبورد، فعلا پای سیستم نیستم (مخففشدهی Away From Keyboard)
Sorry, I was AFK for a minute.
ببخشید، یک دقیقه پای سیستم نبودم.
GG
بازی خوبی بود (مخففشدهی Good Game)
GG, everyone. That was a close match.
بازی خوبی بود بچهها. مسابقه خیلی نزدیکی بود.
WP
خوب بازی کردی، خوب بازی کردید (مخففشدهی Well Played)
WP! Your last move was perfect.
خوب بازی کردی! حرکت آخرت عالی بود.
GLHF
موفق باشی و خوش بگذره (مخففشدهی Good Luck, Have Fun)
GLHF, everyone!
موفق باشید و خوش بگذره بچهها!
BRB
الان برمیگردم (مخففشدهی Be Right Back)
BRB, I need to answer the door.
الان برمیگردم، باید در را باز کنم.
OP
بیش از حد قوی، ناعادلانه قوی (مخففشدهی Overpowered)
This weapon is completely OP.
این سلاح کاملا بیش از حد قوی است.
LFG
دنبال گروه هستم (مخففشدهی Looking For Group)
LFG for the new raid.
برای رِید (حمله) جدید دنبال گروه هستم.
DC
قطع شدن اتصال (مخففشدهی Disconnect)
I got DC’d in the middle of the match.
وسط مسابقه اتصال من قطع شد.
FPS
بازی شوتر اولشخص (مخففشدهی First-Person Shooter)
I’m not very good at FPS games.
من در بازیهای شوتر اولشخص خیلی خوب نیستم.
FPS
تعداد فریم در ثانیه (مخففشدهی Frames Per Second)
My FPS drops whenever there are too many enemies on screen.
هر وقت دشمنهای زیادی روی صفحه هستند، فریم بازی من افت میکند.
RPG
بازی نقشآفرینی (مخففشدهی Role-Playing Game)
I love RPGs because you can build your own character.
من بازیهای نقشآفرینی را دوست دارم چون میتوانی شخصیت خودت را بسازی.
معنی AFK در بازی چیست؟
عبارت AFK یکی از رایجترین مخففها در بازیهای آنلاین است و یعنی بازیکن برای مدتی کوتاه پای سیستم یا کنسول نیست. این اصطلاح مخصوصا در بازیهای تیمی مهم است، چون اگر کسی بدون اطلاع AFK شود، ممکن است تیمش آسیب ببیند. به مثالهای کاربردی زیر با این مخفف دقت کنید:
I’ll be AFK for two minutes.
دو دقیقه پای سیستم نیستم.
Don’t start the match. Sara is AFK.
مسابقه را شروع نکنید. سارا پای سیستم نیست.
He went AFK during the boss fight.
او وسط مبارزه با باس (غول بازی) از پای سیستم رفت.
Sorry, I was AFK. What did I miss?
ببخشید، پای سیستم نبودم. چه چیزی را از دست دادم؟
اصطلاحات چت در بازیهای آنلاین
در بازیهای آنلاین، سرعت مهم است. برای همین بازیکنان معمولا از جملههای کوتاه و مستقیم استفاده میکنند. این جملهها برای هماهنگی تیمی، درخواست کمک، هشدار دادن و صحبت بعد از بازی بسیار کاربردی هستند.
جملههای انگلیسی برای شروع بازی
Good luck, everyone.
موفق باشید بچهها.
Let’s play safe at the beginning.
اول بازی محتاط بازی کنیم.
Stick together.
با هم بمانید.
Don’t rush too early.
خیلی زود حمله نکنید.
جملههای انگلیسی برای درخواست کمک
I need backup.
من کمک میخواهم.
Help me, I’m low HP.
کمکم کنید، جانم کم است.
Cover me.
هوای من را داشته باشید / پوششم بدهید.
Can someone heal me?
یکی میتواند من را درمان کند؟
جملههای انگلیسی برای هشدار دادن
Enemy behind us!
دشمن پشت سر ماست!
Watch out!
مراقب باش!
They’re pushing from the left.
آنها از سمت چپ حمله میکنند.
Don’t go there alone.
تنهایی آنجا نرو.
جملههای انگلیسی بعد از برد یا باخت
GG, that was fun.
بازی خوبی بود، خوش گذشت.
Well played, guys.
خوب بازی کردید بچهها.
That was close.
خیلی نزدیک بود.
We almost had it.
نزدیک بود ببریم / تقریبا موفق شده بودیم.
Let’s try again.
بیایید دوباره امتحان کنیم.
اصطلاحات مربوط به اینترنت و مشکل فنی در بازی
این بخش برای گیمرها خیلی کاربردی است، چون در بازیهای آنلاین مشکلاتی مثل لگ، پینگ بالا، قطع شدن اتصال یا افت فریم زیاد اتفاق میافتد.
lag
لگ / تاخیر در اجرای بازی یا ارتباط آنلاین
I can’t aim properly because of the lag.
به خاطر لگ نمیتوانم درست نشانهگیری کنم.
ping
پینگ / زمان پاسخ اتصال اینترنت
My ping is too high on this server.
پینگ من روی این سرور خیلی بالاست.
latency
تاخیر ارتباطی
High latency makes online games frustrating.
تاخیر بالا بازیهای آنلاین را آزاردهنده میکند.
FPS drop
افت فریم
I get FPS drops whenever I enter a crowded area.
هر وقت وارد یک منطقه شلوغ میشوم، افت فریم میگیرم.
crash
کرش کردن / ناگهانی بسته شدن بازی
The game crashed right before the final fight.
بازی درست قبل از مبارزه نهایی کرش کرد.
bug
باگ، مشکل نرمافزاری
There is a bug that makes the character disappear.
یک باگ وجود دارد که باعث میشود شخصیت ناپدید شود.
glitch
ایراد عجیب یا باگ تصویری، رفتاری در بازی
That glitch let me walk through the wall.
آن گلیچ باعث شد بتوانم از دیوار رد شوم.
disconnect
قطع شدن اتصال
I disconnected during the loading screen.
در صفحه لودینگ اتصال من قطع شد.
اصطلاحات بازیهای آنلاین و چندنفره به انگلیسی
در بازیهای آنلاین، بازیکنها معمولا بهصورت تیمی یا رقابتی بازی میکنند. برای همین، اصطلاحاتی مثل تیم، سرور، لابی، رنک، مچمیکینگ و رفتار بازیکنان بسیار پرکاربرد هستند.
multiplayer
چندنفره
This game has both single-player and multiplayer modes.
این بازی هم حالت تکنفره دارد و هم حالت چندنفره.
single-player
تکنفره
I prefer single-player games because I enjoy the story.
من بازیهای تکنفره را ترجیح میدهم چون از داستان لذت میبرم.
teammate
همتیمی
One of my teammates saved me at the last second.
یکی از همتیمیهایم در آخرین لحظه نجاتم داد.
squad
گروه، تیم کوچک
I usually play with the same squad every weekend.
من معمولا هر آخر هفته با همان گروه بازی میکنم.
clan
کلن (قبلیه)، گروه ثابت بازیکنان
He invited me to join his clan.
او من را دعوت کرد که به کلن او بپیوندم.
guild
گروه یا انجمن بازیکنان، معمولا در بازیهای نقشآفرینی آنلاین
Our guild is planning a big raid tonight.
گروه ما امشب برای یک رِید بزرگ برنامهریزی کرده است.
lobby
لابی، فضای انتظار قبل از شروع بازی
Wait in the lobby until everyone is ready.
در لابی صبر کن تا همه آماده شوند.
matchmaking
سیستم پیدا کردن بازیکن یا تیم مناسب برای مسابقه
The matchmaking is much better after the latest update.
سیستم مچمیکینگ بعد از آخرین آپدیت خیلی بهتر شده است.
ranked match
مسابقه رنکدار / مسابقهای که روی رتبه بازیکن اثر میگذارد
Don’t leave a ranked match unless you really have to.
از مسابقه رنکدار خارج نشو، مگر اینکه واقعا مجبور باشی.
casual match
مسابقه معمولی و غیررنک
Let’s play a casual match before ranked.
قبل از رنک یک مسابقه معمولی بازی کنیم.
server
سرور
This server is full, so we need to join another one.
این سرور پر است، پس باید وارد یک سرور دیگر شویم.
region
منطقه سرور، ناحیه جغرافیایی
Choose the closest region to get a better ping.
نزدیکترین منطقه را انتخاب کن تا پینگ بهتری داشته باشی.
اصطلاحات مربوط به رفتار بازیکنان در بازیهای آنلاین
در بازیهای آنلاین فقط مهارت مهم نیست؛ رفتار بازیکنان هم اهمیت زیادی دارد. بعضی اصطلاحات برای توصیف رفتارهای مثبت یا منفی بازیکنان استفاده میشوند.
toxic
سمی، بدرفتار، کسی که فضای بازی را خراب میکند
I muted him because he was being toxic.
من او را بیصدا کردم چون رفتار سمی داشت.
troll
کسی که عمدا دیگران را اذیت میکند یا بازی را خراب میکند
Stop trolling and play seriously.
دست از مسخرهبازی بردار و جدی بازی کن.
griefing
اذیت کردن عمدی بازیکنان دیگر در بازی
The player was banned for griefing his own team.
آن بازیکن به خاطر اذیت کردن عمدی تیم خودش بن شد.
rage quit
از عصبانیت ناگهانی از بازی خارج شدن
He rage quit after losing the first round.
او بعد از باختن راند اول از شدت عصبانیت از بازی خارج شد.
smurf
بازیکن حرفهای که با اکانت سطح پایین بازی میکند
That player is probably a smurf. He’s way too good for this rank.
آن بازیکن احتمالا اسمرف است. برای این رنک خیلی زیادی خوب بازی میکند.
newbie
تازهکار
Be patient with him. He’s a newbie.
با او صبور باش (نسبت به او صبر داشته باش). تازهکار است.
noob
نوب، بازیکن ضعیف یا بیتجربه؛ گاهی توهینآمیز
Don’t call people noobs just because they made a mistake.
فقط به خاطر اینکه کسی اشتباه کرده، به او نوب نگو.
camper
کسی که در یک نقطه مخفی میشود و منتظر دشمن میماند
There’s a camper near the entrance.
نزدیک ورودی یک نفر کمپ کرده است.
cheater
متقلب
Everyone reported the cheater after the match.
همه بعد از مسابقه آن متقلب را گزارش کردند.
hacker
هکر / کسی که با ابزار غیرقانونی بازی را دستکاری میکند
I think there’s a hacker in this match.
فکر میکنم در این مسابقه یک هکر وجود دارد.
اصطلاحات بازیهای شوتر به انگلیسی
بازیهای شوتر، مخصوصا بازیهای آنلاین رقابتی، اصطلاحات خاص خودشان را دارند. کلماتی مثل aim،headshot،recoil،rush و flank در بازیهای شوتر اولشخص و سومشخص زیاد استفاده میشوند. دستهبندی ژانرهای shooter،FPS و TPS در منابع ژانرشناسی بازیها هم بهعنوان یکی از گروههای اصلی بازیهای ویدیویی معرفی شده است.
shooter
بازی شوتر، بازی تیراندازی
I’m not very good at fast-paced shooters.
من در بازیهای شوتر سریع خیلی خوب نیستم.
aim
نشانهگیری
Your aim is getting better every day.
نشانهگیریات دارد هر روز بهتر میشود.
headshot
شلیک به سر
He got three headshots in a row.
او سه هدشات پشت سر هم زد.
recoil
لگد اسلحه
This gun has too much recoil.
این اسلحه لگد خیلی زیادی دارد.
spray
رگبار زدن، شلیک پیوسته
Don’t spray from long range. Use short bursts.
از فاصله دور رگبار نزن. شلیکهای کوتاه بزن.
reload
خشاب عوض کردن، پر کردن دوباره اسلحه
Cover me while I reload.
وقتی خشاب عوض میکنم، هوایم را داشته باش.
ammo
مهمات، تیر
I’m out of ammo.
تیرم تمام شده است.
grenade
نارنجک
Throw a grenade before you enter the room.
قبل از اینکه وارد اتاق شوی، یک نارنجک بینداز.
scope
دوربین اسلحه
This rifle is much better with a scope.
این تفنگ با دوربین خیلی بهتر است.
loadout
تجهیزات انتخابی بازیکن، شامل اسلحهها و آیتمها
Change your loadout before the next round.
قبل از راند بعدی تجهیزاتت را عوض کن.
kill
کشتن بازیکن یا دشمن در بازی
I got the last kill of the match.
من آخرین کیل مسابقه را گرفتم.
assist
کمک در کشتن دشمن
I didn’t get the kill, but I got an assist.
من کیل را نگرفتم، اما اسیست گرفتم.
clutch
بردن یک موقعیت سخت و حساس، معمولا وقتی تیم در فشار است
She clutched the round with only 5 HP left.
او با فقط ۵ جان باقیمانده، آن راند حساس را برد.
rush
حمله سریع و ناگهانی
Don’t rush without checking the corners.
بدون چک کردن گوشهها سریع حمله نکن.
flank
از کنار یا پشت به دشمن حمله کردن
I’ll flank them from the right side.
من از سمت راست به آنها از کنار حمله میکنم.
cover
پوشش / جایی برای پنهان شدن از شلیک دشمن
Get behind cover!
برو پشت پوشش!
spawn point
محل ظاهر شدن بازیکن در بازی
Enemies are near our spawn point.
دشمنها نزدیک محل اسپاون ما هستند.
high ground
موقعیت بالاتر نسبت به دشمن
Take the high ground before they push.
قبل از اینکه حمله کنند، موقعیت بالاتر را بگیر.
اصطلاحات بازیهای نقشآفرینی و ماجراجویی
در بازیهای نقشآفرینی و ماجراجویی، معمولا با داستان، شخصیتسازی، ماموریت، دیالوگ، انتخاب و ارتقای تواناییها سروکار داریم. ژانر RPG و زیرشاخههایی مثل JRPG و MMORPG در منابع معرفی ژانر بازیها بهعنوان دستههای رایج معرفی میشوند.
RPG
بازی نقشآفرینی
In most RPGs, your choices affect the story.
در بیشتر بازیهای نقشآفرینی، انتخابهای تو روی داستان اثر میگذارند.
character creation
ساخت شخصیت
I spent an hour on character creation.
من یک ساعت برای ساخت شخصیت وقت گذاشتم.
class
کلاس شخصیت، مثل جنگجو، جادوگر یا درمانگر
I chose the mage class because I like using magic.
من کلاس جادوگر را انتخاب کردم چون استفاده از جادو را دوست دارم.
build
ترکیب مهارتها، تجهیزات و سبک بازی یک شخصیت
This build is great for players who like fast attacks.
این بیلد برای بازیکنانی که حملههای سریع را دوست دارند عالی است.
NPC
شخصیت غیرقابلبازی، شخصیتی که توسط بازی کنترل میشود (مخففشدهی Non-Player Character)
Talk to that NPC to start the quest.
با آن شخصیت غیرقابلبازی صحبت کن تا ماموریت شروع شود.
dialogue
گفتوگو
The dialogue in this game feels very natural.
دیالوگهای این بازی خیلی طبیعی به نظر میرسند.
cutscene
صحنه سینمایی بین مراحل یا بخشهای داستانی
Don’t skip the cutscene. It explains the story.
صحنه سینمایی را رد نکن. داستان را توضیح میدهد.
lore
پیشینه داستانی و دنیای بازی
The lore of this game is surprisingly deep.
پیشینه داستانی این بازی بهطرز عجیبی عمیق است.
main story
داستان اصلی
I finished the main story, but there is still a lot to explore.
داستان اصلی را تمام کردم، اما هنوز چیزهای زیادی برای گشتن وجود دارد.
boss
باس، غول، دشمن اصلی و قویتر
This boss has three different attack patterns.
این باس سه الگوی حمله متفاوت دارد.
mini-boss
باس کوچکتر یا ضعیفتر از باس اصلی
The mini-boss was harder than I expected.
مینیباس سختتر از چیزی بود که انتظار داشتم.
party
گروه شخصیتها یا بازیکنان
You need a healer in your party.
در گروهت به یک درمانگر نیاز داری.
inventory
کولهپشتی / فهرست آیتمهای بازیکن
My inventory is full, so I can’t pick up more items.
اینونتوری من پر است، پس نمیتوانم آیتم بیشتری بردارم.
skill tree
درخت مهارت
Spend your points carefully in the skill tree.
امتیازهایت را در درخت مهارت با دقت خرج کن.
اصطلاحات ژانرهای بازی به انگلیسی
ژانر بازی یعنی نوع یا سبک بازی. شناختن این کلمات کمک میکند توضیحات بازیها، نقدها، فروشگاههای آنلاین و پیشنهادهای دیگران را بهتر بفهمید.
FPS
بازی شوتر اولشخص (مخففشدهی First-Person Shooter)
In an FPS game, you see the world through the character’s eyes.
در یک بازی شوتر اولشخص، دنیا را از چشم شخصیت میبینی.
TPS
بازی شوتر سومشخص (مخففشدهی Third-Person Shooter)
I prefer TPS games because I can see my character.
من بازیهای شوتر سومشخص را ترجیح میدهم چون میتوانم شخصیت خودم را ببینم.
RPG
بازی نقشآفرینی (مخففشدهی Role-Playing Game)
A good RPG lets you make meaningful choices.
یک بازی نقشآفرینی خوب به تو اجازه میدهد انتخابهای مهم داشته باشی.
MMORPG
بازی نقشآفرینی آنلاین چندنفره گسترده (مخففشدهی Massively Multiplayer Online Role-Playing Game)
In an MMORPG, thousands of players can share the same world.
در یک MMORPG، هزاران بازیکن میتوانند در یک دنیای مشترک بازی کنند.
MOBA
بازی میدان نبرد آنلاین چندنفره (مخففشدهی Multiplayer Online Battle Arena)
MOBA games require teamwork and quick decision-making.
بازیهای MOBA به کار تیمی و تصمیمگیری سریع نیاز دارند.
RTS
بازی استراتژی همزمان (مخففشدهی Real-Time Strategy)
RTS games are great if you enjoy planning and managing resources.
اگر از برنامهریزی و مدیریت منابع لذت میبری، بازیهای RTS عالی هستند.
Battle Royale
بتل رویال / سبکی که در آن تعداد زیادی بازیکن رقابت میکنند تا یک نفر یا یک تیم باقی بماند
In a Battle Royale game, staying alive is just as important as fighting.
در بازی بتل رویال، زنده ماندن به اندازه جنگیدن مهم است.
open-world game
بازی جهانباز
This open-world game lets you explore the map freely.
این بازی جهانباز به تو اجازه میدهد آزادانه نقشه را بگردی.
sandbox game
بازی سندباکس / بازیای که آزادی زیادی برای ساختن، تجربه کردن یا گشتن میدهد
Sandbox games are perfect for creative players.
بازیهای سندباکس برای بازیکنان خلاق عالی هستند.
survival game
بازی بقا
In survival games, you often need to find food, water, and shelter.
در بازیهای بقا معمولا باید غذا، آب و سرپناه پیدا کنی.
horror game
بازی ترسناک
I can’t play horror games at night.
من نمیتوانم شبها بازی ترسناک انجام بدهم.
platformer
بازی سکوبازی، بازیای که در آن پریدن و عبور از سکوها مهم است
This platformer looks simple, but it gets really hard later.
این بازی سکوبازی ساده به نظر میرسد، اما بعدا واقعا سخت میشود.
simulation game
بازی شبیهساز
Simulation games try to make real-life activities feel realistic.
بازیهای شبیهساز سعی میکنند فعالیتهای واقعی زندگی را طبیعی و واقعی نشان دهند.
sports game
بازی ورزشی
He buys the new football game every year.
او هر سال بازی فوتبال جدید را میخرد.
racing game
بازی مسابقهای، ماشینسواری
Racing games are more fun with a steering wheel.
بازیهای مسابقهای با فرمان بازی جذابتر هستند.
جمعبندی
یاد گرفتن کلمات و اصطلاحات انگلیسی بازیهای ویدیویی کمک میکند منوی بازیها، چتهای آنلاین، توضیحات مأموریتها، تنظیمات و حتی نقدهای انگلیسی بازیها را بهتر بفهمید.
در این مقاله، اصطلاحات مهم گیمینگ را از کلمات پایه و مخففها تا ژانرها، بازی آنلاین، بازیسازی و جملههای کاربردی بررسی کردیم.
اگر زیاد بازی میکنید، این اصطلاحات فقط برای فهمیدن بازی نیستند؛ بلکه به شما کمک میکنند در فضای واقعی گیمینگ، طبیعیتر و حرفهایتر انگلیسی صحبت کنید.
سوالات متداول
AFK در بازی یعنی چه؟
AFK مخفف Away From Keyboard است و یعنی بازیکن برای مدتی کوتاه پای سیستم یا کنسول نیست.
مثلا اگر کسی بگوید:
I’ll be AFK for two minutes.
دو دقیقه پای سیستم نیستم.
GG در بازی یعنی چه؟
GG مخفف Good Game است و معمولا در پایان بازی گفته میشود. این عبارت یعنی «بازی خوبی بود» و میتواند نشانه احترام به بازیکنان دیگر باشد.
GG, that was a close match.
بازی خوبی بود، مسابقه خیلی نزدیکی بود.
OP در بازی یعنی چه؟
OP مخفف Overpowered است و برای شخصیت، سلاح یا قابلیتی استفاده میشود که بیش از حد قوی و گاهی ناعادلانه باشد.
This character is too OP.
این شخصیت بیش از حد قوی است.
Noob یعنی چه و آیا توهینآمیز است؟
Noob معمولا به بازیکن ضعیف یا بیتجربه گفته میشود، اما در بسیاری از موقعیتها حالت توهینآمیز دارد. اگر بخواهید محترمانهتر صحبت کنید، بهتر است از beginner یا newbie استفاده کنید.
He’s a beginner, so give him some time.
او مبتدی است، پس کمی به او زمان بده.
Lag و Ping چه فرقی دارند؟
Ping عددی است که سرعت ارتباط شما با سرور را نشان میدهد، اما lag چیزی است که در بازی حس میکنید؛ یعنی تأخیر، گیر کردن یا دیر واکنش نشان دادن بازی.
My ping is high, so the game is lagging.
پینگ من بالاست، برای همین بازی لگ میزند.
دیدگاهتان را بنویسید