جستجو برای:
  • صفحه اصلی
  • آموزش رایگان زبان
    • آموزش زبان ترکی استانبولی
    • آموزش رایگان زبان انگلیسی
    • آموزش زبان فرانسه
    • آموزش زبان آلمانی
  • پادکست های آموزشی
    • پادکست زبان ترکی استانبولی
    • پادکست زبان انگلیسی
    • پادکست زبان آلمانی
    • پادکست زبان فرانسه
  • دوره های آموزشی
  • تماس با ما
    • درباره ما
  • حساب کاربری
 
  • 02191035152
زبان مستر
  • زبان مستر
  • دوره های آموزشی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان ترکی استانبولی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان انگلیسی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان آلمانی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان فرانسه
  • آموزش رایگان زبان
    • آموزش زبان ترکی استانبولی
    • آموزش رایگان زبان انگلیسی
    • آموزش زبان آلمانی
    • آموزش زبان فرانسه
  • پادکست های آموزشی
    • پادکست زبان ترکی استانبولی
    • پادکست زبان انگلیسی
    • پادکست زبان آلمانی
    • پادکست زبان فرانسه
ورود کاربر

بلاگ

زبان مستر بلاگ مقالات زبان انگلیسی 333 فعل پرکاربرد انگلیسی

333 فعل پرکاربرد انگلیسی

۱۴۰۴/۱۲/۰۲
ارسال شده توسط مصطفی ساهری
مقالات زبان انگلیسی
42.09k بازدید
۳۳۳ فعل پرکاربرد انگلیسی + مثال و ترجمه
دانلود نسخه PDF مقاله
موضوعات این مقاله
1 افعال پرکاربرد انگلیسی در مکالمات روزمره
2 افعال پرکاربرد انگلیسی در کار و محیط شغلی
3 افعال پرکاربرد انگلیسی برای احساسات و روابط انسانی
4 افعال پرکاربرد انگلیسی برای فکر کردن و تصمیم‌گیری
5 افعال پرکاربرد انگلیسی برای یادگیری و پیشرفت شخصی
6 افعال پرکاربرد انگلیسی در زندگی شهری، خرید و خدمات
7 افعال پرکاربرد انگلیسی در تکنولوژی و زندگی آنلاین
8 افعال پرکاربرد انگلیسی برای حرکت، سفر و جابه‌جایی
9 افعال پرکاربرد انگلیسی در مکالمه طبیعی انگلیسی‌زبان‌ها
10 افعال پرکاربرد انگلیسی برای بیان نظر و گفتگو
11 جمع بندی

آموزش زبان انگلیسی بدون تسلط بر فعل‌ها تقریبا غیرممکن است؛ چون فعل‌ها قلب هر جمله هستند و معنی واقعی مکالمه را می‌سازند. بسیاری از لیست‌های موجود فقط مجموعه‌ای از فعل‌ها را بدون کاربرد واقعی ارائه می‌دهند، اما مشکل اینجاست که زبان‌آموز نمی‌داند این فعل‌ها دقیقا در چه موقعیتی استفاده می‌شوند.

در این مقاله، به‌جای یک لیست تصادفی، ۳۳۳ تا از افعال پرکاربرد انگلیسی را بر اساس موقعیت‌های واقعی زندگی دسته‌بندی کرده‌ایم؛ یعنی همان فعل‌هایی که Native Speakers واقعا در مکالمات روزمره، محیط کار، روابط اجتماعی و دنیای دیجیتال استفاده می‌کنند. برای هر فعل، معنی فارسی، یک جمله طبیعی انگلیسی و ترجمه دقیق آن آورده شده تا بتوانید کاربرد واقعی افعال پرکاربرد انگلیسی با تلفظ را یاد بگیرید، نه اینکه فقط معنی لغت را حفظ کنید. توجه کنید که در قسمت بالای همین مقاله می‌توانید pdf لیست افعال پرکاربرد انگلیسی را دانلود کنید.

افعال پرکاربرد انگلیسی در مکالمات روزمره

go

رفتن

I usually go to bed around midnight.

من معمولا حوالی نیمه‌شب می‌خوابم.


come

آمدن

Can you come with me for a minute?

می‌تونی یک دقیقه با من بیای؟


get

گرفتن / رسیدن / شدن

I got home really late last night.

دیشب خیلی دیر به خانه رسیدم.


take

گرفتن / برداشتن / بردن

Take your time and don’t rush.

با آرامش انجام بده و عجله نکن.


bring

آوردن

Did you bring your charger?

شارژرت رو آوردی؟


leave

ترک کردن / رفتن

I have to leave early tomorrow.

فردا باید زود بروم.


stay

ماندن

Let’s stay home tonight.

امشب خونه بمونیم.


make

ساختن / انجام دادن

I’ll make some coffee.

یکم قهوه درست می‌کنم.


do

انجام دادن

What are you doing right now?

الان داری چی کار می‌کنی؟


have

داشتن

I have an idea.

یه ایده دارم.


give

دادن

She gave me great advice.

او توصیه خیلی خوبی به من داد.


find

پیدا کردن

I can’t find my keys.

نمی‌تونم کلیدم رو پیدا کنم.


think

فکر کردن

I think you’re right.

فکر می‌کنم حق با توست.


know

دانستن

I know this place very well.

اینجا رو خیلی خوب می‌شناسم.


want

خواستن

I want something sweet.

یه چیز شیرین می‌خوام.


need

نیاز داشتن

I need some rest.

به کمی استراحت نیاز دارم.


like

دوست داشتن

I like your new jacket.

کاپشن جدیدت رو دوست دارم.


love

خیلی دوست داشتن، عاشق کسی/چیزی بودن

I love this song.

عاشق این آهنگم.


hate

متنفر بودن

I hate waking up early.

از زود بیدار شدن متنفرم.


see

دیدن، فهمیدن، متوجه بودن

I see what you mean.

متوجهم که چه منظوری داری (منظورت رو می‌فهمم).


look

نگاه کردن

Look at this photo.

به این عکس نگاه کن.


watch

تماشا کردن

We watched a movie last night.

دیشب فیلم تماشا کردیم.


hear

شنیدن

I heard a strange noise.

یک صدای عجیب شنیدم.


listen

گوش دادن

Listen carefully.

با دقت گوش کن.


say

گفتن

She said she was busy.

او گفت سرش شلوغ است.


tell

گفتن به کسی / اطلاع دادن

Tell me the truth.

حقیقت را به من بگو.


ask

پرسیدن

I asked him a question.

از او یک سؤال پرسیدم.


answer

پاسخ دادن

He didn’t answer my message.

او به پیامم جواب نداد.


call

تماس گرفتن

I’ll call you later.

بعدا بهت زنگ می‌زنم.


meet

ملاقات کردن، آشنا شدن با کسی

Nice to meet you.

از آشنایی با شما خوشحالم.


help

کمک کردن

Can you help me with this?

می‌تونی توی این کمکم کنی؟


try

تلاش کردن / امتحان کردن

Try this cake.

این کیک رو امتحان کن.


start

شروع کردن

Let’s start now.

بیایید الان شروع کنیم.


stop

متوقف کردن، بس کردن

Stop worrying so much.

این‌قدر نگران نباش.


keep

ادامه دادن / نگه داشتن

Keep going.

ادامه بده.


wait

صبر کردن

Wait here for me.

اینجا منتظر من باش.


open

باز کردن

Open the window, please.

لطفا پنجره را باز کن.


close

بستن

Close the door quietly.

در را آرام ببند.


work

کار کردن

I work from home.

من از خانه کار می‌کنم.


live

زندگی کردن / ساکن بودن

I live near the city center.

نزدیک مرکز شهر زندگی می‌کنم.


move

جابه‌جا شدن / اسباب‌کشی کردن

We moved last year.

سال گذشته اسباب‌کشی کردیم.


play

بازی کردن / نواختن

He plays the guitar.

او گیتار می‌زند.


read

خواندن

I read before bed.

قبل از خواب مطالعه می‌کنم.


write

نوشتن

She wrote me a long message.

او یک پیام طولانی برایم نوشت.


sleep

خوابیدن

I didn’t sleep well.

خوب نخوابیدم.

بیشتر بخوانید: افعال ضروری زبان انگلیسی (یوتوب زبان مستر)

افعال پرکاربرد انگلیسی در کار و محیط شغلی

قاعدتا در یک لیست کامل افعال انگلیسی باید به افعال پرکاربرد که در ایمیل‌های کاری، جلسات، مصاحبه شغلی و ارتباطات حرفه‌ای رایج هستند پرداخته شود:

manage

مدیریت کردن / از پس چیزی برآمدن

She manages a small team.

او یک تیم کوچک را مدیریت می‌کند.


handle

رسیدگی کردن

I’ll handle this issue.

من به این مشکل رسیدگی می‌کنم.


organize

سازماندهی کردن

We organized the files by date.

فایل‌ها را بر اساس تاریخ مرتب کردیم.


plan

برنامه‌ریزی کردن

They planned the project carefully.

آن‌ها پروژه را با دقت برنامه‌ریزی کردند.


prepare

آماده کردن

I prepared a short presentation.

یک ارائه کوتاه آماده کردم.


attend

شرکت کردن (در جلسه/رویداد)

I attended the meeting yesterday.

دیروز در جلسه شرکت کردم.


join

ملحق شدن

She joined the company last year.

او سال گذشته به شرکت پیوست.


lead

رهبری کردن

He leads the marketing team.

او تیم بازاریابی را رهبری می‌کند.


support

پشتیبانی کردن / حمایت کردن

Our manager supports new ideas.

مدیر ما از ایده‌های جدید حمایت می‌کند.


improve

بهبود دادن، پیشرفت کردن

We need to improve our results.

باید نتایج‌مان را بهتر کنیم.


develop

توسعه دادن

They developed a new strategy.

آن‌ها یک استراتژی جدید توسعه دادند.


create

ایجاد کردن

She created a detailed report.

او یک گزارش دقیق ایجاد کرد (بوجود آورد).


build

ساختن

We built a strong partnership.

ما یک همکاری قوی ساختیم.


design

طراحی کردن

He designed the company website.

او وب‌سایت شرکت را طراحی کرد.


analyze

تحلیل کردن

The team analyzed the data.

تیم داده‌ها را تحلیل کرد.


review

بررسی کردن

Please review this document.

لطفا این سند را بررسی کن.


check

چک کردن / بررسی سریع

I’ll check the email again.

دوباره ایمیل را بررسی می‌کنم.


update

به‌روزرسانی کردن

We updated the schedule.

برنامه را به‌روزرسانی کردیم.


report

گزارش دادن

Employees report directly to the manager.

کارمندان مستقیما به مدیر گزارش می‌دهند.


explain

توضیح دادن

She explained the process clearly.

او فرآیند را واضح توضیح داد.


present

ارائه دادن

I presented the idea to the team.

ایده را به تیم ارائه دادم.


discuss

بحث کردن

Let’s discuss the details later.

بعدا جزئیات را بررسی کنیم.


suggest

پیشنهاد دادن

He suggested a better solution.

او راه‌حل بهتری پیشنهاد داد.


recommend

توصیه کردن

I recommend this approach.

این روش را توصیه می‌کنم.


decide

تصمیم گرفتن

We decided to continue the project.

تصمیم گرفتیم پروژه را ادامه دهیم.


approve

تأیید کردن

The manager approved the request.

مدیر درخواست را تأیید کرد.


reject

رد کردن

They rejected the proposal.

آن‌ها پیشنهاد (پروپوزال) را رد کردند.


negotiate

مذاکره کردن

They negotiated the contract terms.

آن‌ها درباره شرایط قرارداد مذاکره کردند.


sign

امضا کردن

Please sign the agreement here.

لطفا اینجا قرارداد (توافقنامه) را امضا کنید.


submit

ارسال رسمی کردن / ارائه کردن

I submitted the report on time.

گزارش را به‌موقع ارسال کردم.


deliver

تحویل دادن

The team delivered the project early.

تیم پروژه را زودتر تحویل داد.


achieve

به دست آوردن / محقق کردن

She achieved her goals.

او به اهدافش رسید.


solve

حل کردن

We solved the problem quickly.

مشکل را سریع حل کردیم.


focus

تمرکز کردن

Try to focus on your priorities.

سعی کن روی اولویت‌هایت تمرکز کنی.


communicate

ارتباط برقرار کردن

Good teams communicate openly.

تیم‌های خوب شفاف ارتباط برقرار می‌کنند.

بیشتر بخوانید: مصاحبه کاری به انگلیسی

افعال پرکاربرد انگلیسی برای احساسات و روابط انسانی

حتی اگر تمام فعل های انگلیسی با معنی را فرا بگیرید اما افعال این بخش را بلد نباشید، جای چیزی خالیست؛ این فعل‌ها در دوستی‌ها، روابط، گفتگوهای شخصی و تعاملات روزمره بسیار زیاد استفاده می‌شوند. به ادامه‌ی این آموزش از زبان‌مستر دقت کنید:

trust

اعتماد کردن

I trust you completely.

کاملا به تو اعتماد دارم.


respect

احترام گذاشتن

I respect her honesty.

به صداقت او احترام می‌گذارم.


care

اهمیت دادن / مراقبت کردن

She really cares about her friends.

او واقعا به دوستانش اهمیت می‌دهد.


appreciate

قدردانی کردن

I appreciate your help.

از کمکت قدردانی می‌کنم.


admire

تحسین کردن

I admire his confidence.

اعتمادبه‌نفس او را تحسین می‌کنم.


support

حمایت (احساسی) کردن

They supported me during a hard time.

در یک دوران سخت از من حمایت کردند.


encourage

تشویق کردن

My parents encouraged me to try again.

والدینم مرا تشویق کردند دوباره تلاش کنم.


comfort

آرام کردن / دلداری دادن

She comforted her friend after the bad news.

بعد از خبر بد، دوستش را دلداری داد.


forgive

بخشیدن

It took me time to forgive him.

زمان برد تا او را ببخشم.


apologize

عذرخواهی کردن

He apologized for being late.

او بابت دیر رسیدن عذرخواهی کرد.


blame

سرزنش کردن، مقصر دانستن

Don’t blame yourself.

خودت را سرزنش نکن.


argue

بحث کردن / جر و بحث کردن

They argued about money.

آن‌ها درباره پول بحث کردند.


agree

موافقت کردن

I completely agree with you.

کاملا با تو موافقم.


disagree

مخالفت کردن

I disagree with that idea.

با آن ایده مخالفم.


accept

پذیرفتن

She accepted the apology.

او عذرخواهی را پذیرفت.


refuse

رد کردن / نپذیرفتن

He refused to listen.

او حاضر نشد گوش دهد.


avoid

اجتناب کردن

I try to avoid conflicts.

سعی می‌کنم از درگیری دوری کنم.


ignore

نادیده گرفتن

She ignored my message.

او پیامم را نادیده گرفت.


notice

متوجه شدن

I noticed you were quiet.

متوجه شدم ساکت بودی.


recognize

شناختن / تشخیص دادن

I recognized his voice immediately.

فورا صدایش را شناختم.


remember

به یاد آوردن

I remember our first meeting.

اولین دیدارمان را به یاد دارم.


forget

فراموش کردن

I forgot your birthday.

تولدت را فراموش کردم.


miss

دلتنگ شدن / از دست دادن

I miss my family a lot.

خیلی دلم برای خانواده‌ام تنگ شده.


depend

وابسته بودن

It depends on the situation.

به وضعیت بستگی دارد.


rely

تکیه کردن / حساب کردن روی

You can rely on me.

می‌توانی روی من حساب کنی.


share

به اشتراک گذاشتن

She shared her experience with us.

تجربه‌اش را با ما به اشتراک گذاشت.


connect

ارتباط برقرار کردن

We connected instantly.

فورا با هم ارتباط گرفتیم.


invite

دعوت کردن

They invited me to dinner.

مرا به شام دعوت کردند.


introduce

معرفی کردن

Let me introduce my friend.

اجازه بده دوستم را معرفی کنم.


celebrate

جشن گرفتن

We celebrated her success.

موفقیتش را جشن گرفتیم.

بیشتر بخوانید: احساسات به انگلیسی

افعال پرکاربرد انگلیسی برای فکر کردن و تصمیم‌گیری

این فعل‌ها در بیان نظر، تحلیل، تصمیم‌گیری و مکالمات طبیعی بسیار رایج هستند.

consider

در نظر گرفتن

We should consider all options.

باید همه گزینه‌ها را در نظر بگیریم.


realize

متوجه شدن

I realized my mistake too late.

خیلی دیر متوجه اشتباهم شدم.


suppose

فرض کردن

I suppose he’s busy right now.

فکر می‌کنم الان سرش شلوغ است.


assume

فرض کردن (بدون قطعیت)

Don’t assume the worst.

بدترین حالت را فرض نکن.


guess

حدس زدن

I guess we’ll find out soon.

حدس می‌زنم به‌زودی بفهمیم.


believe

باور داشتن

I believe in your abilities.

به توانایی‌هایت باور دارم.


doubt

شک داشتن

I doubt he’ll agree.

شک دارم موافقت کند.


imagine

تصور کردن

Imagine living by the sea.

تصور کن کنار دریا زندگی کنی.


expect

انتظار داشتن

I expected a different result.

انتظار نتیجه متفاوتی داشتم.


predict

پیش‌بینی کردن

Experts predict rapid growth.

کارشناسان رشد سریع را پیش‌بینی می‌کنند.


estimate

تخمین زدن

They estimated the cost carefully.

هزینه را با دقت تخمین زدند.


evaluate

ارزیابی کردن

We evaluated the risks first.

ابتدا ریسک‌ها را ارزیابی کردیم.


compare

مقایسه کردن

Compare these two options.

این دو گزینه را مقایسه کن.


choose

انتخاب کردن

She chose the safer option.

او گزینه امن‌تر را انتخاب کرد.


pick

انتخاب کردن (محاوره‌ای‌تر)

Pick whichever you like.

هرکدام را دوست داری انتخاب کن.


prefer

ترجیح دادن

I prefer coffee over tea.

قهوه را به چای ترجیح می‌دهم.


decide

تصمیم گرفتن

I finally decided to change jobs.

بالاخره تصمیم گرفتم شغلم را عوض کنم.


hesitate

تردید کردن

She hesitated before answering.

قبل از پاسخ دادن تردید کرد.


wonder

کنجکاو بودن / در فکر بودن

I wonder what happened.

کنجکاوم بدانم چه اتفاقی افتاده.


reflect

تأمل کردن

He reflected on his choices.

او درباره انتخاب‌هایش تأمل کرد.


conclude

نتیجه‌گیری کردن

They concluded the meeting early.

آنها زودتر جلسه را به نتیجه‌گیری رساندند (تمام کردند).


determine

مشخص کردن / تعیین کردن

We determined the main cause.

علت اصلی را مشخص کردیم.


figure

فهمیدن (غیررسمی)

I’m trying to figure this out.

دارم سعی می‌کنم این را بفهمم.


realize

به درک رسیدن، متوجه شدن

She realized how important it was.

فهمید چقدر مهم بوده است.


rethink

دوباره فکر کردن

We need to rethink our strategy.

باید دوباره درباره استراتژی‌مان فکر کنیم (و اصلاحش کنیم).


reconsider

تجدیدنظر کردن

He reconsidered his decision.

او در تصمیمش تجدیدنظر کرد.


learn

یاد گرفتن

I learned something new today.

امروز چیز جدیدی یاد گرفتم.


understand

فهمیدن

I understand your concern.

نگرانی‌ات را درک می‌کنم.


question

زیر سؤال بردن

She questioned the decision.

او تصمیم را زیر سؤال برد.


analyze

تحلیل ذهنی کردن

He analyzed the situation carefully.

او موقعیت را با دقت تحلیل کرد.


interpret

تفسیر کردن

People interpret events differently.

مردم رویدادها را متفاوت تفسیر می‌کنند.


conclude

به این نتیجه رسیدن

I concluded that it was the best choice.

به این نتیجه رسیدم که بهترین انتخاب بود.


anticipate

پیش‌بینی همراه انتظار

We anticipated some problems.

انتظار برخی مشکلات را داشتیم.


become aware

آگاه شدن / متوجه شدن

She became aware of the problem quickly.

او سریع از مشکل آگاه شد.


detect

تشخیص دادن، شناسایی کردن

She detected a problem in the system.

او مشکلی در سیستم تشخیص داد.

بیشتر بخوانید: تمام لغات پرکاربرد انگلیسی

افعال پرکاربرد انگلیسی برای یادگیری و پیشرفت شخصی

این فعل‌ها در صحبت درباره یادگیری، مهارت‌آموزی، پیشرفت فردی و رشد شخصی بسیار رایج هستند.

study

مطالعه کردن

I study English every morning.

هر صبح انگلیسی می‌خوانم (مطالعه می‌کنم).


practice

تمرین کردن

You need to practice speaking daily.

باید هر روز صحبت کردن را تمرین کنی.


train

آموزش دیدن / تمرین حرفه‌ای کردن

She trained for months before the exam.

او ماه‌ها قبل از امتحان تمرین کرد.


memorize

حفظ کردن

I memorized the new vocabulary.

لغات جدید را حفظ کردم.


review

مرور کردن

I reviewed my notes before class.

قبل از کلاس یادداشت‌هایم را مرور کردم.


repeat

تکرار کردن

Repeat the sentence after me.

جمله را بعد از من تکرار کن.


improve

پیشرفت کردن

My pronunciation improved a lot.

تلفظم خیلی پیشرفت کرد.


progress

پیشرفت کردن

He progressed quickly in the course.

او در دوره سریع پیشرفت کرد.


develop

توسعه دادن

She developed strong communication skills.

او مهارت‌های ارتباطی قوی (در خودش) پرورش داد.


grow

رشد کردن

I want to grow professionally.

می‌خواهم از نظر حرفه‌ای رشد کنم.


explore

کشف کردن / بررسی کردن

I explored new learning methods.

روش‌های جدید یادگیری را بررسی کردم.


experiment

آزمایش کردن

Try experimenting with different techniques.

روش‌های مختلف را امتحان کن.


improve upon

بهتر کردن چیزی که وجود دارد

We improved upon the original idea.

ایده اولیه را بهتر کردیم.


challenge

به چالش کشیدن

This task challenged my abilities.

این کار توانایی‌هایم را به چالش کشید.


overcome

غلبه کردن

She overcame her fear of speaking.

او بر ترس صحبت کردنش غلبه کرد.


achieve

به هدف رسیدن

He achieved fluency after years of study.

بعد از سال‌ها مطالعه به روانی زبان رسید.


gain

به دست آوردن

I gained valuable experience.

تجربه ارزشمندی به دست آوردم.


acquire

کسب کردن (مهارت/دانش)

Children acquire language naturally.

کودکان (مهارت) زبان را به‌صورت طبیعی کسب می‌کنند.


master

کاملا مسلط شدن

She mastered English pronunciation.

او بر تلفظ انگلیسی مسلط شد.


adapt

سازگار شدن، وفق پیدا کردن

You must adapt to new environments.

باید با محیط‌های جدید وفق پیدا کنی.


adjust

تنظیم کردن

It took time to adjust to the new system.

زمان برد تا با سیستم جدید وفق پیدا کنم.


concentrate

تمرکز کردن

I can’t concentrate in noisy places.

در مکان‌های شلوغ نمی‌توانم تمرکز کنم.


succeed

موفق شدن

She succeeded through persistence.

او با پشتکار موفق شد.


fail

شکست خوردن

Don’t be afraid to fail.

از شکست خوردن نترس.


revise

مرور (و اصلاح کردن)

I revised my notes before the test.

قبل از امتحان یادداشت‌هایم (جزوه‌هایم) را مرور کردم.


refine

بهبود دادن با اصلاح جزئیات / بهبود دادن مهارت

She refined her speaking skills over time.

او به‌مرور مهارت صحبت کردنش را بهبود داد.

بیشتر بخوانید: آموزش افعال عبارتی انگلیسی (یوتوب انگلیسی زبان مستر)

افعال پرکاربرد انگلیسی در زندگی شهری، خرید و خدمات

این فعل‌ها دقیقا همان‌هایی هستند که در فروشگاه، رستوران، بانک، سفر شهری و کارهای روزمره استفاده می‌شوند.

buy

خریدن

I bought groceries after work.

بعد از کار خواروبار (مایحتاج روزانه) خریدم.


sell

فروختن

They sell fresh bread here.

اینجا نان تازه می‌فروشند.


pay

پرداخت کردن

I paid by card.

با کارت پرداخت کردم.


order

سفارش دادن

We ordered lunch online.

آنلاین ناهار سفارش دادیم.


book

رزرو کردن

I booked a table for two.

یک میز برای دو نفر رزرو کردم.


reserve

از قبل نگه داشتن / رزرو کردن

She reserved a hotel room.

او یک اتاق هتل رزرو کرد.


cancel

لغو کردن

I had to cancel the appointment.

مجبور شدم قرار را لغو کنم.


return

برگشتن، برگرداندن و پس دادن (کالا)

I returned the jacket yesterday.

دیروز کت را پس دادم.


exchange

تعویض کردن

Can I exchange this item?

می‌توانم این کالا را تعویض کنم؟


carry

حمل کردن

He carried the bags upstairs.

او کیف‌ها را برد بالا.


receive

دریافت کردن

I received the package today.

امروز بسته را دریافت کردم.


send

ارسال کردن

I sent the documents by email.

مدارک را ایمیل کردم.


pick up

تحویل گرفتن / برداشتن

I’ll pick up the order later.

بعدا سفارش را تحویل می‌گیرم.


drop off

رساندن / تحویل دادن

I dropped off the package.

بسته را تحویل دادم.


wait in line

در صف ایستادن

We waited in line for tickets.

برای بلیت در صف ایستادیم.


rent

اجاره کردن

They rented an apartment downtown.

آن‌ها آپارتمانی در مرکز شهر اجاره کردند.


borrow

قرض گرفتن

I borrowed some money from him.

از او کمی پول قرض گرفتم.


lend

قرض دادن

She lent me her book.

او کتابش را به من قرض داد.


repair

تعمیر کردن

They repaired my phone quickly.

گوشی‌ام را سریع تعمیر کردند.


fix

درست کردن / تعمیر کردن

He fixed the broken chair.

او صندلی شکسته را تعمیر کرد.


clean

تمیز کردن

I cleaned the kitchen.

آشپزخانه را تمیز کردم.


wash

شستن

She washed the dishes.

او ظرف‌ها را شست.


cook

آشپزی کردن

I cooked dinner tonight.

امشب شام پختم.


bake

پختن (در فر – مثل نان و کیک و …)

He baked a cake.

او یک کیک پخت.


serve

سرو کردن

They served dinner at eight.

ساعت هشت شام سرو کردند.


eat

غذا خوردن

We ate out yesterday.

دیروز بیرون غذا خوردیم.


drink

نوشیدن

She drank coffee.

او قهوه نوشید.


park

پارک کردن

I parked near the entrance.

نزدیک ورودی پارک کردم.


drive

رانندگی کردن

He drives to work every day.

او هر روز با ماشین به سر کار می‌رود.


ride

راندن (دوچرخه/موتور)

She rides a bike to school.

او با دوچرخه به مدرسه می‌رود.


catch

گرفتن (اتوبوس/قطار)

I caught the last bus.

آخرین اتوبوس را گرفتم (به آن رسیدن و سوارش شدم).


miss

جا ماندن از وسایل نقلیه

I missed the train.

از قطار جا ماندم.


arrive

رسیدن

We arrived early.

زود رسیدیم.


browse

گشتن و نگاه کردن (بخصوص در خرید)

I browsed the menu for a few minutes.

چند دقیقه‌ای به منو نگاه کردم.


ship

ارسال کردن (کالا/سفارش)

They ship orders within 24 hours.

سفارش‌ها را ظرف ۲۴ ساعت ارسال می‌کنند.

بیشتر بخوانید: کلمات حمل و نقل به انگلیسی

افعال پرکاربرد انگلیسی در تکنولوژی و زندگی آنلاین

این بخش شامل تعداد زیادی فعل پرکاربرد انگلیسی است که انگلیسی‌زبان‌ها هر روز درباره موبایل، اینترنت، شبکه‌های اجتماعی و کار دیجیتال استفاده می‌کنند.

upload

آپلود کردن

She uploaded a new video.

او یک ویدیوی جدید آپلود کرد.


download

دانلود کردن

I downloaded the file yesterday.

دیروز فایل را دانلود کردم.


install

نصب کردن

Install the app first.

اول برنامه را نصب کن.


uninstall

حذف نصب کردن

I uninstalled the program.

برنامه را حذف کردم.


refresh

رفرش کردن صفحه

Refresh the page and try again.

صفحه را رفرش کن و دوباره امتحان کن.


reload

دوباره بارگذاری کردن، بارگذاری مجدد

The browser reloaded automatically.

مرورگر خودکار دوباره بارگذاری شد.


click

کلیک کردن

Click the link below.

روی لینک زیر کلیک کن.


tap

لمس کردن (موبایل)

Tap the screen to continue.

برای ادامه صفحه را لمس کن.


scroll

اسکرول کردن

I scrolled through the comments.

کامنت‌ها را اسکرول کردم.


swipe

سوایپ کردن، با انگشت حرکت دادن صفحه

Swipe left to see more.

برای دیدن بیشتر به چپ سوایپ کن.


search

جستجو کردن

I searched for the answer online.

پاسخ را آنلاین جستجو کردم.


stream

استریم کردن

We streamed the match live.

مسابقه را زنده استریم کردیم.


record

ضبط کردن

I recorded the meeting.

جلسه را ضبط کردم.


edit

ویرایش کردن

She edited the video quickly.

او ویدیو را سریع ویرایش کرد.


post

پست کردن

He posted a photo online.

او عکسی آنلاین منتشر کرد.


comment

کامنت گذاشتن

She commented on my post.

او زیر پستم نظر گذاشت.


like

لایک کردن

Thousands of people liked the video.

هزاران نفر ویدیو را لایک کردند.


follow

دنبال کردن (شبکه اجتماعی)

I follow several tech channels.

چند کانال تکنولوژی را دنبال می‌کنم.


unfollow

آنفالو کردن

I unfollowed inactive accounts.

اکانت‌های غیرفعال را آنفالو کردم.


subscribe

سابسکرایب کردن

Don’t forget to subscribe.

یادت نرود سابسکرایب کنی.


log in

وارد حساب شدن

Log in using your email.

با ایمیلت وارد شو.


log out

خارج شدن از حساب

Always log out on shared computers.

همیشه در کامپیوترهای اشتراکی خارج شو.


sign up

ثبت‌نام کردن

I signed up for the course.

در دوره ثبت‌نام کردم.


disconnect

قطع اتصال کردن

The device disconnected suddenly.

دستگاه ناگهان قطع شد.


upgrade

ارتقا دادن

I upgraded my phone last week.

هفته پیش گوشیم را ارتقا دادم.


navigate

جابه‌جا شدن در سایت/اپ

The website is easy to navigate.

کار با این سایت (جابجا شدن در آن) راحت است.


repost

بازنشر کردن

She reposted the announcement.

او اطلاعیه را دوباره منتشر کرد.


pair

جفت/متصل کردن دستگاه‌ها

Pair your headphones with the phone.

هدفونت را با گوشی جفت (pair) کن.

افعال پرکاربرد انگلیسی برای حرکت، سفر و جابه‌جایی

این فعل‌ها در سفر، مسیر‌یابی، جابه‌جایی و موقعیت‌های واقعی خارج از خانه بسیار رایج‌اند.

travel

سفر کردن

I travel for work quite often.

برای کار زیاد سفر می‌کنم.


depart

حرکت کردن (رسمی‌تر از leave)

The train departs at noon.

قطار ظهر حرکت می‌کند.


land

فرود آمدن

The plane landed safely.

هواپیما سالم فرود آمد.


board

سوار شدن (هواپیما/قطار)

Passengers boarded the plane early.

مسافران زود سوار هواپیما شدند.


explore

کشف کردن / گشتن

We explored the old town.

شهر قدیمی را گشتیم.


wander

پرسه زدن

We wandered around the streets.

در خیابان‌ها پرسه زدیم.


roam

آزادانه گشتن

Tourists roamed the market.

گردشگران در بازار آزادانه می‌گشتند.


cross

عبور کردن

Cross the street carefully.

با دقت از خیابان عبور کن.


pass

رد شدن

We passed several villages.

از چند روستا عبور کردیم.


approach

نزدیک شدن

We approached the station slowly.

آرام به ایستگاه نزدیک شدیم.


reach

رسیدن (به مقصد)

We reached the hotel late.

دیر به هتل رسیدیم.


head

راه افتادن به سمت

Calle me before heading home.

قبل از راه افتادن به سمت خانه به من زنگ بزن.


head back

برگشتن

We headed back before sunset.

قبل از غروب برگشتیم.


escape

فرار کردن / رهایی یافتن

They escaped the crowded city.

از شهر شلوغ فرار کردند.


rush

با عجله حرکت کردن

We rushed to catch the bus.

با عجله رفتیم تا به اتوبوس برسیم.


hurry

عجله کردن

Hurry or we’ll be late.

عجله کن وگرنه دیر می‌کنیم.


slow down

آهسته‌تر حرکت کردن، کم کردن سرعت

The driver slowed down.

راننده سرعتش را کم کرد.


speed up

سرعت گرفتن

Traffic suddenly sped up.

ترافیک ناگهان سریع شد.


stop by

سر زدن کوتاه

We stopped by a café.

به یک کافه سر زدیم.


check in

پذیرش شدن (هتل/پرواز)، چک‌این کردن

We checked in at the hotel.

در هتل پذیرش شدیم.


check out

تسویه و خروج

Guests must check out by noon.

مهمانان باید تا ظهر اتاق را تحویل دهند.


transfer

جابه‌جا شدن (وسیله نقلیه)

We transferred trains downtown.

در مرکز شهر قطار عوض کردیم.


navigate

مسیر‌یابی کردن

He navigated through traffic easily.

او به‌راحتی در ترافیک مسیر پیدا کرد.


guide

راهنمایی کردن

A local guided us through the city.

یک فرد محلی ما را در شهر راهنمایی کرد.


lead

هدایت کردن

The path leads to the beach.

این مسیر به ساحل می‌رسد.


follow

دنبال کردن مسیر

Follow this road straight ahead.

این جاده را مستقیم ادامه بده.


lose one’s way

گم کردن مسیر

We lost our way in the forest.

در جنگل مسیرمان را گم کردیم.


discover

کشف کردن

We discovered a hidden beach.

یک ساحل پنهان کشف کردیم.


encounter

برخورد کردن با

We encountered heavy rain.

با باران شدید مواجه شدیم.


proceed

ادامه دادن مسیر

Please proceed to gate 12.

لطفا به گیت ۱۲ بروید.

بیشتر بخوانید: آموزش انگلیسی در سفر

افعال پرکاربرد انگلیسی در مکالمه طبیعی انگلیسی‌زبان‌ها

این فعل‌ها همان‌هایی هستند که باعث می‌شوند انگلیسی شما «کتابی» به نظر نرسد.

hang out

وقت گذراندن دوستانه

We hung out after class.

بعد از کلاس با هم وقت گذراندیم.


run into

اتفاقی کسی را دیدن

I ran into an old friend.

اتفاقی یک دوست قدیمی را دیدم.


bump into

تصادفی برخورد کردن با کسی

She bumped into her teacher downtown.

او اتفاقی معلمش را در شهر دید.


chill out

ریلکس کردن

Let’s chill out tonight.

امشب استراحت کنیم.


calm down

آرام شدن

Just calm down and listen.

فقط آرام باش و گوش بده.


show up

حاضر شدن، سر و کله کسی پیدا شدن

He showed up late.

او دیر رسید.


turn up

ظاهر شدن / پیدا شدن

She finally turned up.

بالاخره پیدایش شد.


turn down

رد کردن پیشنهاد

I turned down the offer.

پیشنهاد را رد کردم.


turn out

در نهایت مشخص شدن

It turned out fine.

در نهایت خوب از آب درآمد.


figure out

سر در آوردن / فهمیدن

I figured it out.

بالاخره فهمیدم.


point out

اشاره کردن به

She pointed out the mistake.

او به اشتباه اشاره کرد.


bring up

اشاره کردن به

He brought up an interesting idea.

او موضوع جالبی را مطرح کرد.


back up

پشتیبانی کردن / بکاپ گرفتن

Back up your files regularly.

مرتب از فایل‌ها بکاپ بگیر.


catch up

خبرهای هم را گرفتن

We caught up over coffee.

سر قهوه حال هم را پرسیدیم.


end up

در نهایت به جایی رسیدن

We ended up staying home.

در نهایت خانه ماندیم.


give up

تسلیم شدن

Don’t give up easily.

زود تسلیم نشو.


keep up

همگام ماندن

I can’t keep up with him.

نمی‌توانم با او هم‌قدم بمانم.


make up

آشتی کردن / ساختن داستان

They made up after the argument.

بعد از بحث آشتی کردند.


set up

راه‌اندازی کردن

He set up a new account.

او یک حساب (اکانت) جدید راه‌اندازی کرد.


pick out

انتخاب کردن

She picked out a dress.

او یک لباس انتخاب کرد.


check on

سرکشی کردن

I checked on the kids.

به بچه‌ها سر زدم.


look after

مراقبت کردن

She looks after her grandmother.

او از مادربزرگش مراقبت می‌کند.


look for

دنبال چیزی گشتن

I’m looking for my phone.

دارم دنبال گوشیم می‌گردم.


deal with

رسیدگی کردن، دست و پنجه نرم کردن

I’ll deal with the problem.

به مشکل رسیدگی می‌کنم.


work out

نتیجه دادن / ورزش کردن

Everything worked out well.

همه‌چیز خوب پیش رفت.


sort out

مرتب/حل کردن

We sorted out the issue.

مشکل را حل کردیم.


move on

ادامه دادن زندگی

It’s time to move on.

وقتش است ادامه بدهی.


step in

دخالت کردن

The manager stepped in.

مدیر دخالت کرد.


speak up

بلندتر صحبت کردن / نظر دادن

Speak up if you disagree.

اگر مخالفی نظرت را بگو.


cut off

قطع کردن

The call was cut off.

تماس قطع شد.


break down

از کار افتادن / از نظر احساسی فرو ریختن

My car broke down.

ماشینم خراب شد.


carry on

ادامه دادن

Carry on with your work.

به کارت ادامه بده.


hold on

صبر کردن

Hold on a second.

یک لحظه صبر کن.


come across

اتفاقی پیدا کردن

I came across an old photo.

اتفاقی یک عکس قدیمی پیدا کردم.


bring about

باعث شدن

The change brought about improvement.

این تغییر باعث پیشرفت شد.


take over

کنترل را به دست گرفتن

She took over the project.

او مدیریت پروژه را به دست گرفت.


phase out

تدریجی حذف کردن

The company phased out old products.

شرکت محصولات قدیمی را تدریجی حذف کرد.


roll out

عرضه کردن (محصول/سیستم)

They rolled out a new feature.

آن‌ها قابلیت جدیدی عرضه کردند.


wind down

خستگی در کردن، آرام آرام تمام شدن

I wind down before bed.

قبل از خواب آرام می‌شوم.

افعال پرکاربرد انگلیسی برای بیان نظر و گفتگو

این فعل‌ها در بحث، مکالمه، ارائه نظر، توضیح دادن و تعاملات روزمره بسیار استفاده می‌شوند.

mention

اشاره کردن

She mentioned your name earlier.

او قبل‌تر به نام تو اشاره کرد (اسم تو را آورد).


state

بیان کردن (رسمی)

He stated his opinion clearly.

او نظرش را واضح بیان کرد.


express

ابراز کردن

She expressed her concerns.

او نگرانی‌هایش را بیان کرد.


declare

اعلام کردن

They declared the results publicly.

نتایج را عمومی اعلام کردند.


announce

اعلام کردن

The company announced new plans.

شرکت برنامه‌های جدیدی اعلام کرد.


describe

توصیف کردن

He described the situation in detail.

او وضعیت را با جزئیات توصیف کرد.


clarify

شفاف‌سازی کردن

Let me clarify my point.

اجازه بده منظورم را روشن کنم.


emphasize

تأکید کردن

She emphasized the importance of practice.

او بر اهمیت تمرین تأکید کرد.


highlight

برجسته کردن

The report highlights key issues.

گرازش مسائل کلیدی را برجسته می‌سازد.


admit

اعتراف کردن (و پذیرش انجام کاری و …)

He admitted his mistake.

او به اشتباهش اعتراف کرد.


deny

انکار کردن

She denied the accusation.

او اتهام را انکار کرد.


confirm

تأیید کردن

Please confirm your attendance.

لطفا حضور خود را تأیید کنید.


insist

اصرار کردن

He insisted on helping.

او اصرار داشت کمک کند.


propose

پیشنهاد رسمی دادن

They proposed a new solution.

آن‌ها راه‌حل جدیدی پیشنهاد دادند.


recommend

توصیه کردن

I recommend this book.

این کتاب را توصیه می‌کنم.


advise

توصیه کردن، نصیحت کردن

She advised me to wait.

او به من توصیه کرد صبر کنم.


persuade

متقاعد کردن

He persuaded her to join.

او را متقاعد کرد که بپیوندد.


convince

قانع کردن

You convinced me.

مرا قانع کردی.


argue

استدلال کردن

They argued their case strongly.

آن‌ها با قدرت از نظرشان دفاع کردند.


debate

مناظره کردن

Students debated the topic.

دانشجویان درباره موضوع بحث کردند.


comment

اظهار نظر کردن

He commented on the issue.

او درباره موضوع نظر داد.


reply

پاسخ دادن

She replied immediately.

او فورا پاسخ داد.


respond

واکنش نشان دادن

He responded calmly.

او آرام پاسخ داد.


interrupt

وسط حرف پریدن

Don’t interrupt others.

وسط حرف دیگران نپر.


summarize

خلاصه کردن

She summarized the discussion.

او بحث را خلاصه کرد.


agree on

سر چیزی توافق کردن

We agreed on a plan.

روی یک برنامه توافق کردیم.


disagree with

مخالف بودن با

I disagree with that view.

با آن دیدگاه مخالفم.


rephrase

جمله را طور دیگری بیان کردن

Let me rephrase that more clearly.

بگذار واضح‌تر دوباره بیانش کنم.


wrap up

جمع‌بندی و تمام کردن گفتگو/ارائه

Let’s wrap up the meeting.

بیایید جلسه را جمع‌بندی کنیم.


elaborate

بیشتر توضیح دادن / بسط دادن حرف

Could you elaborate on your idea?

می‌توانی بیشتر درباره ایده‌ات توضیح بدهی؟

بیشتر بخوانید: آموزش نظر دادن به انگلیسی

جمع بندی

یادگیری فعل‌ها سریع‌ترین راه برای تقویت مکالمه انگلیسی است، چون فعل‌ها هسته اصلی هر جمله را می‌سازند. در این مقاله، ۳۳۳ فعل پرکاربرد انگلیسی را نه به‌صورت یک لیست حفظی، بلکه بر اساس موقعیت‌های واقعی زندگی یاد گرفتید. اگر از این فعل ها حتی ۱۰۰ فعل پرکاربرد انگلیسی را همراه با جمله مثال تمرین کنید، می‌توانید بخش بزرگی از مکالمات روزمره انگلیسی را به‌راحتی مدیریت کنید. پیشنهاد می‌شود هر روز فقط چند فعل را در جمله‌سازی واقعی استفاده کنید تا به حافظه فعال شما منتقل شوند. فراموش نکنید که می‌توانید در بالای همین مقاله pdf لیست افعال انگلیسی با معنی فارسی را دانلود کنید.

آیا لازم است هر ۳۳۳ فعل را حفظ کنیم؟

خیر؛ هدف حفظ کردن نیست، بلکه استفاده مداوم از فعل‌ها در جمله و مکالمه است.

روزی چند فعل یاد بگیریم بهتر است؟

۵ تا ۱۰ فعل در روز همراه با مثال و تکرار فعال بهترین نتیجه را می‌دهد.

آیا یادگیری فعل بدون جمله مثال مفید است؟

تقریبا نه؛ فعل بدون context معمولا سریع فراموش می‌شود.

از کجا بفهمیم یک فعل واقعا پرکاربرد است؟

اگر انگلیسی‌زبان‌ها آن را در مکالمه روزمره، کار یا فضای آنلاین زیاد استفاده کنند، آن فعل کاربردی محسوب می‌شود.

اشتراک گذاری:

دوره های آموزشی مرتبط

مکالمه انگلیسی در 80 روز
50%
تخفیف

مکالمه انگلیسی در 80 روز

5.00 1 رای
6,000,000 تومان قیمت اصلی 6,000,000 تومان بود.2,980,000 تومانقیمت فعلی 2,980,000 تومان است.
مصطفی ساهری
106
6,000,000 تومان قیمت اصلی 6,000,000 تومان بود.2,980,000 تومانقیمت فعلی 2,980,000 تومان است.
آموزش زبان انگلیسی در سفر

انگلیسی در سفر

5.00 1 رای
2,000,000 تومان
مصطفی ساهری
3,648
2,000,000 تومان
آموزش پایه تا پیشرفته زبان انگلیسی (A1 تا C1)

آموزش پایه تا پیشرفته زبان انگلیسی (A1 تا C1)

4.83 12 رای
12,000,000 تومان
مصطفی ساهری
1,674
12,000,000 تومان

5 دیدگاه

به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.

  • User avatar نجیب الله گفت:
    ۱۴۰۲/۰۳/۱۸ در ۱:۲۵ ق.ظ

    بسیار زیبا و عالی

    پاسخ
    • User avatar میم گفت:
      ۱۴۰۳/۰۴/۱۴ در ۵:۴۶ ب.ظ

      ممنون از زحماتتون

      پاسخ
  • User avatar Mohammad amin Abasi گفت:
    ۱۴۰۱/۱۲/۱۲ در ۷:۵۷ ق.ظ

    لطفا میشه این پادکست ها را هم در کست باکس منتشر کنید؟

    پاسخ
    • User avatar علی بهادری گفت:
      ۱۴۰۱/۱۲/۱۵ در ۸:۲۶ ب.ظ

      سلام به زودی قرار میگیره

      پاسخ
  • User avatar taheri گفت:
    ۱۴۰۱/۰۸/۰۸ در ۳:۱۱ ق.ظ

    سلام و خسته نباشید خدمت شما
    مطالب سایت واقعا کاربردی هستند تشکر میکنم با تشکر فراوان از زحمات شما

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

لوگو زبان مستر فوتر

زبان مستر، در راستای امر ارتقاء سطح آموزش زبان‌ ترکی استانبولی، آموزش زبان فرانسه، آموزش زبان آلمانی و آموزش زبان انگلیسی؛ تلاش بر این دارد تا یادگیری این زبان‌ها را با ابزارهای کاربردی و هم‌چنین پشتیبانی قوی، برای زبان‌آموزان راحت‌تر کند.

  • آدرس: تهران، جردن، عاطفی شرقی، ساسان، پلاک 4
  • 02191035152
  • info@zabanmaster.com
دسترسی سریع
  • بلاگ
  • دوره های آموزشی
  • حساب کاربری
  • درباره ما
  • قوانین و مقررات
  • تماس با ما
  • اپلیکیشن آموزش زبان
مجوزها


logo-samandehi


logo-enamad

nashr-digital

bank-license
تمامی حقوق برای سایت زبان مستر محفوظ می باشد.
جشنواره جام جهانی زبان مستر

ورود

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

هنوز عضو نشده اید؟ عضویت در سایت