قید مکان در انگلیسی + مثال و ترجمه
قید مکان در انگلیسی به ما میگوید یک کار یا اتفاق کجا رخ میدهد؛ مثلا اینجا، آنجا، داخل، بیرون، طبقه بالا یا هر جای دیگر. یادگیری درست این قیدها باعث میشود جملههای انگلیسی شما طبیعیتر، دقیقتر و قابلفهمتر شوند. در این بخش از آموزش زبان انگلیسی با زبانمستر با معنی، کاربرد، جایگاه و مثالهای واقعی قیدهای مکان در انگلیسی آشنا میشویم.
قید مکان در انگلیسی چیست؟
قید مکان در انگلیسی یا Adverb of Place کلمهای است که نشان میدهد یک کار، اتفاق یا وضعیت کجا رخ میدهد. این قیدها معمولا به سؤال ?Where جواب میدهند. به مثالهای زیر دقت کنید:
I’m here.
من اینجا هستم.
She went outside.
او بیرون رفت.
The kids are playing upstairs.
بچهها طبقه بالا بازی میکنند.
در هر سه جمله، کلماتی مثل here، outside و upstairs نشان میدهند عمل یا وضعیت در چه مکانی اتفاق افتاده است. به همین دلیل به آنها قید مکان میگوییم.
قیدهای مکان در مکالمه روزمره انگلیسی بسیار پرکاربرد هستند؛ چون بدون آنها جملهها ناقص، مبهم یا کمجزئیات میشوند. مثلا جملهی Put it. کامل و طبیعی نیست؛ اما اگر بگوییم Put it there، معنی جمله واضح میشود: «آن را آنجا بگذار.»
مثال برای قید مکان در انگلیسی
برای اینکه کاربرد قید مکان را بهتر بفهمید، چند مثال ساده و واقعی را ببینید:
Come here for a second.
یک ثانیه بیا اینجا.
I left my phone upstairs.
گوشیام را طبقه بالا جا گذاشتم.
It’s cold outside.
بیرون سرد است.
There’s nothing inside.
داخلش چیزی نیست.
I looked everywhere, but I couldn’t find it.
همهجا را گشتم، اما نتوانستم پیدایش کنم.
He lives nearby.
او همین نزدیکی زندگی میکند.
در این مثالها، قیدهای مکان به ما کمک میکنند دقیقتر بفهمیم شخص یا شیء کجاست یا عمل در چه مکانی انجام شده است.
انواع قید مکان در انگلیسی
قیدهای مکان فقط به کلماتی مثل here و there محدود نمیشوند. در انگلیسی، قیدهای مکان را میتوان از نظر کاربرد به چند دسته تقسیم کرد.
1- قیدهای مکان ساده
این قیدها مستقیم به یک مکان اشاره میکنند؛ بدون اینکه لزوما مسیر، جهت یا فاصله را توضیح دهند. مهمترین قیدهای مکان ساده عبارتاند از:
| قید مکان | معنی فارسی |
|---|---|
| here | اینجا |
| there | آنجا |
| everywhere | همهجا |
| nowhere | هیچجا |
| somewhere | جایی |
| anywhere | هرجا / هیچجا |
به این مثالها دقت کنید:
I’ll wait here.
من اینجا منتظر میمانم.
Put your bag there.
کیفت را آنجا بگذار.
We searched everywhere.
همهجا را گشتیم.
There was nowhere to park.
هیچجا برای پارک کردن نبود.
I need somewhere quiet.
من یک جای ساکت لازم دارم.
در مکالمه روزمره، این قیدها بسیار رایجاند و در جملههای کوتاه هم زیاد استفاده میشوند.
Where are you?
کجایی؟
I’m here.
اینجا هستم؟
Where did you put my keys?
کلیدهایم را کجا گذاشتی؟
Over there.
آن طرف / آنجا.
2- قیدهای مربوط به داخل و بیرون
بعضی از قیدهای مکان نشان میدهند چیزی یا کسی داخل یک فضاست یا بیرون آن.
| قید مکان | معنی فارسی |
|---|---|
| inside | داخل |
| outside | بیرون |
| indoors | داخل ساختمان |
| outdoors | بیرون / فضای باز |
مثال:
Stay inside. It’s raining.
داخل بمان. باران میآید.
The children are playing outside.
بچهها بیرون بازی میکنند.
We stayed indoors all day.
تمام روز داخل خانه ماندیم.
I love eating outdoors in summer.
من عاشق غذا خوردن در فضای باز در تابستان هستم.
تفاوت مهمی بین inside و indoors وجود دارد. کلمهی inside میتواند به داخل هر چیزی اشاره کند؛ مثلا خانه، ماشین، کیف یا جعبه. اما indoors معمولا به داخل خانه یا ساختمان اشاره دارد.
There’s a note inside.
داخلش یک یادداشت هست.
It’s too hot to stay indoors.
هوا آنقدر گرم است که نمیشود داخل خانه ماند.
3- قیدهای مربوط به بالا و پایین
این قیدها مکان را از نظر بالا، پایین، طبقه بالاتر یا طبقه پایینتر نشان میدهند.
| قید مکان | معنی فارسی |
|---|---|
| upstairs | طبقه بالا |
| downstairs | طبقه پایین |
| above | بالاتر |
| below | پایینتر |
| up | بالا |
| down | پایین |
مثال:
My room is upstairs.
اتاق من طبقه بالاست.
The kitchen is downstairs.
آشپزخانه طبقه پایین است.
Look up.
بالا را نگاه کن.
Don’t look down.
پایین را نگاه نکن.
The apartment above is empty.
آپارتمان بالایی خالی است.
در جملههای روزمره، upstairs و downstairs بسیار کاربردیاند، مخصوصا وقتی درباره خانه، مدرسه، شرکت یا هتل صحبت میکنیم.
I’ll be upstairs if you need me.
اگر کاری داشتی، طبقه بالا هستم.
Can you come downstairs for a minute?
میتوانی یک دقیقه بیایی طبقه پایین؟
4- قیدهای مربوط به جهت حرکت
بعضی قیدهای مکان فقط نمیگویند چیزی کجاست؛ بلکه جهت حرکت را هم نشان میدهند.
| قید مکان | معنی فارسی |
|---|---|
| away | دور |
| back | عقب / برگشت |
| forward | جلو |
| backward | عقب |
| around | اطراف / دور |
| aside | کنار |
| ahead | جلوتر |
مثلا:
Go away.
برو دور شو.
Come back soon.
زود برگرد.
Move forward, please.
لطفا برو جلوتر.
Step back.
یک قدم برو عقب.
Look around.
اطراف را نگاه کن.
Put your phone aside.
گوشیات را کنار بگذار.
The station is just ahead.
ایستگاه درست جلوتر است.
این دسته از قیدهای مکان در مکالمات واقعی بسیار مهماند؛ چون در دستور دادن، آدرس دادن، توصیف حرکت و مکالمات روزمره زیاد استفاده میشوند.
5- قیدهای مکان نامشخص
گاهی مکان دقیق را نمیدانیم یا نمیخواهیم دقیق بیان کنیم. در این حالت از قیدهای نامشخص استفاده میکنیم.
| قید مکان | معنی فارسی |
|---|---|
| somewhere | جایی |
| anywhere | هرجا / هیچجا |
| everywhere | همهجا |
| nowhere | هیچجا |
مثالها:
Let’s go somewhere quiet.
بیا برویم یک جای ساکت.
You can sit anywhere.
میتوانی هر جایی بنشینی.
I’ve seen this guy somewhere before.
این مرد را قبلا یک جایی دیدهام.
I have nowhere to go.
هیچ جایی برای رفتن ندارم.
نکته مهم این است که anywhere در جملههای مثبت، منفی و سؤالی میتواند معنی متفاوتی داشته باشد.
You can sit anywhere.
هرجا خواستی میتوانی بنشینی.
I can’t find it anywhere.
هیچجا نمیتوانم پیدایش کنم.
Did you go anywhere yesterday?
دیروز جایی رفتی؟
پس معنی anywhere را باید از نوع جمله تشخیص دهید.
۶- قیدهای مربوط به فاصله
این قیدها نشان میدهند چیزی نزدیک است، دور است یا در فاصله خاصی قرار دارد.
| قید مکان | معنی فارسی |
|---|---|
| nearby | همین نزدیکی |
| close by | نزدیک |
| far away | دور |
| miles away | خیلی دور |
| next door | خانه / واحد بغلی |
مثال ها:
There’s a pharmacy nearby.
همین نزدیکی یک داروخانه هست.
My parents live close by.
پدر و مادرم همین نزدیکی زندگی میکنند.
The beach is far away.
ساحل دور است.
Don’t worry. I’m not far away.
نگران نباش. من زیاد دور نیستم.
She lives next door.
او خانه بغلی زندگی میکند.
این قیدها مخصوصا در آدرس دادن، مکالمه شهری، سفر و صحبت درباره محل زندگی زیاد استفاده میشوند.
جدول قیدهای مکان پرکاربرد در انگلیسی
در جدول زیر، چند قید مکان پرکاربرد را همراه با معنی فارسی میبینید.
| قید مکان | معنی فارسی |
|---|---|
| here | اینجا |
| there | آنجا |
| over here | این طرف |
| over there | آن طرف |
| inside | داخل |
| outside | بیرون |
| upstairs | طبقه بالا |
| downstairs | طبقه پایین |
| indoors | داخل ساختمان |
| outdoors | فضای باز |
| everywhere | همهجا |
| somewhere | جایی |
| anywhere | هرجا |
| nowhere | هیچجا |
| nearby | نزدیک |
| away | دور |
| back | عقب / برگشت |
| forward | جلو |
| around | اطراف |
| ahead | جلوتر |
| behind | پشت |
| above | بالاتر |
| below | پایینتر |
نکته مهم این است که بعضی از این کلمات در بعضی جملهها میتوانند نقشهای دیگری هم داشته باشند. مثلا inside گاهی قید است و گاهی حرف اضافه. در ادامه این تفاوت را دقیقتر بررسی میکنیم.
جایگاه قید مکان در جمله انگلیسی
یکی از مهمترین نکات در استفاده از قید مکان در انگلیسی، جای درست آن در جمله است. اگر قید مکان را در جای نامناسب قرار دهید، جمله ممکن است غیرطبیعی یا حتی اشتباه شود.
قید مکان معمولا بعد از فعل اصلی میآید
در سادهترین حالت، قید مکان بعد از فعل اصلی قرار میگیرد.
She sat here.
او اینجا نشست.
The kids are playing outside.
بچهها بیرون بازی میکنند.
He lives nearby.
او همین نزدیکی زندگی میکند.
I looked around.
اطراف را نگاه کردم.
در این جملهها، قید مکان مستقیما بعد از فعل آمده و مکان یا جهت عمل را مشخص کرده است.
قید مکان بعد از مفعول میآید
اگر جمله مفعول داشته باشد، معمولا قید مکان بعد از مفعول میآید، نه بین فعل و مفعول. در نتیجه جملات زیر نادرست و غیرطبیعی هستند:
- Put there your bag.
- I left upstairs my phone.
- She took outside the dog.
اما این جملات درست و طبیعی هستند:
Put your bag there.
کیفت را آنجا بگذار.
I left my phone upstairs.
گوشیام را طبقه بالا جا گذاشتم.
She took the dog outside.
او سگ را بیرون برد.
در انگلیسی معمولا نباید قید مکان را بین فعل و مفعول بیاوریم. اول فعل و مفعول میآید، بعد قید مکان.
قید مکان بعد از فعل to be میآید
وقتی در جمله از فعل to be استفاده میشود، قید مکان معمولا بعد از آن قرار میگیرد.
I’m here.
من اینجا هستم.
She is outside.
او بیرون است.
They were upstairs.
آنها طبقه بالا بودند.
The restaurant is nearby.
رستوران همین نزدیکی است.
این ساختار در مکالمه روزمره بسیار رایج است.
Where are you?
کجایی؟
I’m downstairs.
طبقه پایینم.
قید مکان میتواند ابتدای جمله بیاید
گاهی قید مکان را برای تأکید، توصیف فضا یا شروع یک روایت در ابتدای جمله میآوریم.
Outside, it was freezing.
بیرون هوا یخ بود.
Upstairs, everyone was asleep.
طبقه بالا همه خواب بودند.
Here, you can see the main entrance.
اینجا میتوانید ورودی اصلی را ببینید.
There, I found the answer.
آنجا جواب را پیدا کردم.
این ساختار بیشتر در نوشتار، روایت، توضیح تصویر، راهنمایی و متنهای توصیفی دیده میشود. در مکالمه هم استفاده میشود، اما همیشه لازم نیست.
ترتیب قید مکان و زمان در زبان انگلیسی
یکی از سؤالهای رایج زبانآموزان این است که اگر در یک جمله هم قید مکان داشته باشیم و هم قید زمان، کدامیک زودتر میآید؟
در حالت معمول، در انگلیسی اول قید مکان و بعد قید زمان میآید. ساختار رایج:
فعل + مکان + زمان
مثال:
We met at the café yesterday.
دیروز در کافه همدیگر را دیدیم.
She stayed home last night.
او دیشب خانه ماند.
I saw him outside this morning.
امروز صبح او را بیرون دیدم.
They arrived here an hour ago.
آنها یک ساعت پیش اینجا رسیدند.
در این جملهها، اول مکان آمده و بعد زمان. البته در بعضی جملهها میتوان قید زمان را اول جمله آورد؛ مخصوصا وقتی بخواهیم روی زمان تأکید کنیم.
Yesterday, we met at the café.
دیروز در کافه همدیگر را دیدیم.
This morning, I saw him outside.
امروز صبح او را بیرون دیدم.
پس اگر بخواهیم درباره قید زمان و مکان در زبان انگلیسی صحبت کنیم، قاعده ساده این است: در انتهای جمله معمولاً اول مکان و بعد زمان میآید؛ اما قید زمان میتواند برای تأکید به ابتدای جمله منتقل شود.
تفاوت قید مکان با حرف اضافه مکان در انگلیسی
یکی از نکات مهم این است که بعضی کلمات در انگلیسی هم میتوانند قید مکان باشند و هم حرف اضافه مکان. تفاوت آنها به ساختار جمله بستگی دارد. وقتی کلمه بهتنهایی مکان یا جهت را توضیح میدهد، معمولا قید مکان است. مثال:
Come inside.
بیا داخل.
Let’s go outside.
بیا برویم بیرون.
He looked around.
او اطراف را نگاه کرد.
اما وقتی همان کلمه قبل از یک اسم میآید و رابطه مکانی بین دو چیز را نشان میدهد، معمولا حرف اضافه است. مثلا:
Come inside the house.
بیا داخل خانه.
Let’s go outside the building.
بیا برویم بیرون ساختمان.
He walked around the park.
او دور پارک قدم زد.
در جملهی Come inside، کلمهی inside بهتنهایی آمده و میگوید به کجا بیا؛ پس قید مکان است. اما در جملهی Come inside the house، کلمهی inside قبل از اسم the house آمده و رابطه مکانی را نشان میدهد؛ پس نقش حرف اضافه دارد. چند مثال دیگر:
The dog is outside.
سگ بیرون است. (outside = قید مکان)
The dog is outside the house.
سگ بیرون خانه است. (outside = حرف اضافه)
She went upstairs.
او رفت طبقه بالا. (upstairs = قید مکان)
She went up the stairs.
او از پلهها بالا رفت. (up = حرف اضافه / جهتدهنده حرکت)
این تفاوت برای زبانآموزان مهم است، چون باعث میشود ساختار جمله را درستتر بسازند.
تفاوت قید مکان با عبارت مکانی در انگلیسی
گاهی زبانآموزان فکر میکنند هر چیزی که مکان را نشان دهد، قید مکان است. اما این دقیق نیست. قید مکان معمولاً یک کلمه یا عبارت کوتاه است؛ مثل:
- here
- there
- outside
- upstairs
- nearby
- somewhere
اما عبارت مکانی معمولا از چند کلمه تشکیل میشود و اغلب با حرف اضافه میآید؛ مثل:
- in the room
- at home
- on the table
- under the bed
- next to the door
به مقایسه زیر توجه کنید:
I’m here.
من اینجا هستم.
I’m in the room.
من داخل اتاق هستم.
در جمله اول، here قید مکان است. در جمله دوم، in the room یک عبارت مکانی است. مثالهای بیشتر:
She is outside.
او بیرون است.
She is outside the building.
او بیرون ساختمان است.
The keys are there.
کلیدها آنجا هستند.
The keys are on the table.
کلیدها روی میز هستند.
در هر دو حالت، جمله درباره مکان صحبت میکند؛ اما از نظر گرامری ساختار آنها فرق دارد.
قید مکان در سؤالها و جوابهای روزمره
قیدهای مکان در سؤال و جوابهای روزمره انگلیسی خیلی زیاد استفاده میشوند. معمولا برای پرسیدن مکان از Where استفاده میکنیم.
Where are you?
کجایی؟
I’m outside.
بیرونم.
Where did you put my phone?
گوشیام را کجا گذاشتی؟
It’s upstairs.
طبقه بالاست.
Where should I sit?
کجا باید بنشینم؟
You can sit anywhere.
میتوانی هر جایی بنشینی.
Where did he go?
او کجا رفت؟
He went inside.
او رفت داخل.
در جوابهای کوتاه، قیدهای مکان خیلی طبیعیاند. لازم نیست همیشه جمله بلند بسازید.
Where’s Ali?
علی کجاست؟
Upstairs.
طبقه بالا.
Where are the kids?
بچهها کجا هستند؟
Outside.
بیرون.
Where should I put this?
این را باید کجا بگذارم؟
Over there.
آن طرف.
این نوع جوابها در انگلیسی محاورهای کاملا طبیعیاند.
تفاوت قیدهای مکان مشابه در انگلیسی
بعضی قیدهای مکان در انگلیسی از نظر معنی به هم نزدیکاند، اما دقیقا یکسان نیستند. شناخت این تفاوتها کمک میکند طبیعیتر و دقیقتر صحبت کنید.
تفاوت here و over here
Here یعنی «اینجا». Over here یعنی «این طرف» یا «اینجا، نزدیک من». مثلا:
I’m here.
من اینجا هستم.
Come over here.
بیا این طرف.
وقتی میخواهید توجه کسی را به سمت خودتان جلب کنید، over here طبیعیتر است.
Hey, I’m over here!
هی، من این طرفم!
تفاوت there و over there
There یعنی «آنجا». Over there معمولا یعنی «آن طرف» و کمی اشارهدارتر است. مثال:
Your bag is there.
کیفت آنجاست.
Your bag is over there, by the door.
کیفت آن طرف، کنار در است.
در مکالمه، وقتی به یک مکان مشخص اشاره میکنیم، over there خیلی طبیعی است.
تفاوت inside و in
Inside وقتی بهتنهایی بیاید، معمولا قید مکان است و معنی «داخل» میدهد.
Come inside.
بیا داخل.
اما in معمولا قبل از اسم میآید و حرف اضافه است.
Come in the room.
این جمله در بسیاری از موقعیتها طبیعی نیست. حالت طبیعیتر:
Come into the room.
بیا داخل اتاق.
یا:
Come in.
بیا داخل.
پس در مکالمه روزمره معمولا میگوییم:
Come in.
بیا داخل.
Come inside.
بیا داخل.
ولی اگر اسم بعد از آن بیاید، باید ساختار را درست انتخاب کنیم:
Go inside the house.
برو داخل خانه.
Put it in the bag.
آن را داخل کیف بگذار.
تفاوت outside و out
Outside بیشتر به «بیرون بودن از یک مکان» اشاره دارد. Out بیشتر روی «حرکت به بیرون» یا «بیرون رفتن» تأکید دارد. مثال:
The kids are outside.
بچهها بیرون هستند.
Get out!
برو بیرون!
She went outside.
او رفت بیرون.
She ran out of the room.
او از اتاق دوید بیرون.
در جملههای کوتاه، outside معمولا آرامتر و توصیفیتر است؛ اما out در بعضی موقعیتها مستقیمتر و قویتر به نظر میرسد.
تفاوت above و over
هر دو میتوانند به مفهوم «بالا» اشاره کنند، اما همیشه یکی نیستند. Above معمولا یعنی چیزی در سطحی بالاتر قرار دارد، اما لزوماً دقیقا روی چیز دیگر نیست.
The plane flew above the clouds.
هواپیما بالای ابرها پرواز کرد.
Over بیشتر زمانی استفاده میشود که چیزی بالای چیز دیگری باشد یا از روی آن عبور کند.
The bridge goes over the river.
پل از روی رودخانه رد میشود.
The lamp is over the table.
چراغ بالای میز است.
در مکالمه روزمره، برای چیزهایی که دقیقا بالای چیز دیگری هستند، over خیلی رایج است.
تفاوت below و under
هر دو میتوانند معنی «پایین» یا «زیر» بدهند، اما کاربردشان کمی فرق دارد. Below معمولا یعنی پایینتر از یک سطح، عدد، درجه یا جایگاه.
The temperature is below zero.
دما زیر صفر است.
Our apartment is below theirs.
آپارتمان ما پایینتر از آپارتمان آنهاست.
Under معمولا یعنی چیزی مستقیما زیر چیز دیگری قرار دارد.
The cat is under the table.
گربه زیر میز است.
Your shoes are under the bed.
کفشهایت زیر تخت هستند.
پس برای مکان فیزیکی مستقیم، under معمولا طبیعیتر است.
تفاوت beside و next to
هر دو معنی «کنار» میدهند و در بسیاری از جملهها قابل جایگزینیاند، اما next to در مکالمه روزمره رایجتر است.
She sat next to me.
او کنار من نشست.
There’s a café next to the bank.
کنار بانک یک کافه هست.
Beside کمی رسمیتر یا نوشتاریتر است.
She stood beside the window.
او کنار پنجره ایستاد.
برای مکالمه روزمره، معمولا next to انتخاب طبیعیتری است.
تفاوت somewhere و anywhere
Somewhere یعنی «یک جایی» و معمولا در جملههای مثبت استفاده میشود.
I left my keys somewhere.
کلیدهایم را یک جایی جا گذاشتم.
Anywhere در جملههای سؤالی و منفی زیاد استفاده میشود.
Did you go anywhere?
جایی رفتی؟
I can’t find my keys anywhere.
هیچجا نمیتوانم کلیدهایم را پیدا کنم.
اما anywhere در جمله مثبت هم میتواند معنی «هرجا» بدهد.
You can sit anywhere.
هرجایی میتوانی بنشینی.
مثالهای واقعی از قید مکان در مکالمه انگلیسی
در این بخش چند جمله طبیعی و پرکاربرد میبینید که شبیه جملههایی هستند که یک Native Speaker در مکالمه روزمره استفاده میکند.
I’ll be right here if you need me.
اگر کاری داشتی، من همینجا هستم.
Can you wait outside for a minute?
میتوانی یک دقیقه بیرون منتظر بمانی؟
I think I left my wallet downstairs.
فکر کنم کیف پولم را طبقه پایین جا گذاشتم.
Don’t go anywhere. I’ll be back in a second.
هیچجا نرو. یک ثانیه دیگر برمیگردم.
There’s a coffee shop nearby.
همین نزدیکی یک کافیشاپ هست.
Come over here and look at this.
بیا این طرف و این را نگاه کن.
The kids are upstairs watching TV.
بچهها طبقه بالا دارند تلویزیون نگاه میکنند.
Let’s sit outside. The weather is nice.
بیا بیرون بنشینیم. هوا خوب است.
I’ve looked everywhere for my charger.
همهجا دنبال شارژرم گشتهام.
Put it back where you found it.
آن را همانجایی بگذار که پیدایش کردی.
I don’t want to go anywhere tonight.
امشب نمیخواهم جایی بروم.
The bathroom is down the hall.
سرویس بهداشتی پایین راهرو است.
He’s not here right now.
او الان اینجا نیست.
I saw your keys over there.
کلیدهایت را آن طرف دیدم.
She moved away last year.
او پارسال از اینجا رفت / نقلمکان کرد.
این جملهها هم برای مکالمه روزمره مفیدند، هم به شما کمک میکنند قیدهای مکان را در جملههای واقعی یاد بگیرید، نه فقط بهصورت لیست لغت.
جمع بندی
قید مکان در انگلیسی برای نشان دادن محل وقوع یک عمل یا وضعیت استفاده میشود و به سؤال «کجا؟» پاسخ میدهد. کلماتی مثل here، there، outside، upstairs و nearby از رایجترین قیدهای مکان هستند. با یادگیری جایگاه درست این قیدها در جمله، میتوانید انگلیسی را دقیقتر، طبیعیتر و روانتر استفاده کنید.
سوالات متداول
قید مکان در انگلیسی چیست؟
قید مکان کلمهای است که نشان میدهد یک عمل یا اتفاق کجا رخ میدهد.
مثال برای قید مکان در انگلیسی چیست؟
در جملهی I’m here، کلمهی here قید مکان است و معنی «اینجا» میدهد.
قید مکان در جمله انگلیسی کجا قرار میگیرد؟
قید مکان معمولا بعد از فعل اصلی، بعد از مفعول یا بعد از فعل to be میآید.
تفاوت قید مکان و حرف اضافه مکان چیست؟
قید مکان معمولا بهتنهایی میآید، اما حرف اضافه مکان قبل از اسم قرار میگیرد؛ مثل outside و outside the house.
دیدگاهتان را بنویسید