جستجو برای:
  • صفحه اصلی
  • آموزش رایگان زبان
    • آموزش زبان ترکی استانبولی
    • آموزش رایگان زبان انگلیسی
    • آموزش زبان فرانسه
    • آموزش زبان آلمانی
  • پادکست های آموزشی
    • پادکست زبان ترکی استانبولی
    • پادکست زبان انگلیسی
    • پادکست زبان آلمانی
    • پادکست زبان فرانسه
  • دوره های آموزشی
  • تماس با ما
    • درباره ما
  • حساب کاربری
 
  • 02191035152
زبان مستر
  • زبان مستر
  • دوره های آموزشی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان ترکی استانبولی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان انگلیسی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان آلمانی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان فرانسه
  • آموزش رایگان زبان
    • آموزش زبان ترکی استانبولی
    • آموزش رایگان زبان انگلیسی
    • آموزش زبان آلمانی
    • آموزش زبان فرانسه
  • پادکست های آموزشی
    • پادکست زبان ترکی استانبولی
    • پادکست زبان انگلیسی
    • پادکست زبان آلمانی
    • پادکست زبان فرانسه
ورود کاربر

بلاگ

زبان مستر بلاگ مقالات زبان انگلیسی اصطلاحات انگلیسی اصطلاحات مربوط به لباس در انگلیسی + مثال و ترجمه

اصطلاحات مربوط به لباس در انگلیسی + مثال و ترجمه

۱۴۰۵/۰۳/۲۶
ارسال شده توسط مصطفی ساهری
مقالات زبان انگلیسی ، اصطلاحات انگلیسی
7.94k بازدید
اصطلاحات مربوط به لباس در انگلیسی + مثال و ترجمه
دانلود نسخه PDF مقاله

اصطلاحات انگلیسی یا همان idioms، عبارت‌هایی هستند که نباید همیشه آن‌ها را کلمه‌به‌کلمه معنی کرد. بسیاری از این اصطلاحات ریشه فرهنگی دارند و معنی واقعی آن‌ها با ظاهر جمله فرق می‌کند. در مسیر آموزش زبان انگلیسی، یادگیری idiomها کمک می‌کند طبیعی‌تر صحبت کنید و متن‌های انگلیسی را بهتر بفهمید. در این مقاله با مهم‌ترین اصطلاحات مربوط به لباس در انگلیسی آشنا می‌شویم.

موضوعات این مقاله
1 اصطلاحات مربوط به لباس در انگلیسی
2 اصطلاحات تکمیلی مربوط به لباس در انگلیسی
3 جمع بندی
4 سوالات متداول

اصطلاحات مربوط به لباس در انگلیسی

wolf in sheep’s clothing

گرگ در لباس میش؛ آدم بدذات با ظاهر مهربان

He seemed friendly at first, but he was a wolf in sheep’s clothing.

او اولش دوستانه به نظر می‌رسید، اما در واقع گرگی در لباس میش بود.


with hat in hand

با فروتنی، ملتمسانه

He came to his boss with hat in hand and asked for another chance.

او با فروتنی پیش رئیسش رفت و درخواست یک فرصت دیگر کرد.


wear the pants in one’s family

رئیس خانواده بودن؛ تصمیم‌گیرنده اصلی بودن

In their family, her mother clearly wears the pants.

در خانواده آن‌ها، مادرش به‌وضوح تصمیم‌گیرنده اصلی است.


wear one’s heart on one’s sleeve

احساسات خود را آشکارا نشان دادن

She wears her heart on her sleeve, so everyone knows when she is upset.

او احساساتش را آشکارا نشان می‌دهد، برای همین همه می‌فهمند چه زمانی ناراحت است.


tighten one’s belt

صرفه‌جویی کردن؛ کمتر خرج کردن

We need to tighten our belts until the business starts making money.

باید تا وقتی کسب‌وکار شروع به درآمدزایی کند، صرفه‌جویی کنیم.


roll up one’s sleeves

آماده انجام کار جدی شدن؛ دست‌به‌کار شدن

It’s a difficult project, so we all need to roll up our sleeves.

این پروژه سختی است، پس همه ما باید دست‌به‌کار شویم.


put on one’s thinking cap

خوب فکر کردن؛ دنبال راه‌حل گشتن

Let’s put on our thinking caps and find a better solution.

بیایید خوب فکر کنیم و راه‌حل بهتری پیدا کنیم.


play one’s cards close to one’s chest

نیت یا برنامه خود را پنهان نگه داشتن

During the negotiation, she played her cards close to her chest.

در طول مذاکره، او برنامه‌هایش را پنهان نگه داشت.


out of pocket

از جیب؛ هزینه شخصی

The company will pay back all your out-of-pocket expenses.

شرکت تمام هزینه‌هایی را که از جیب خودت پرداخت کرده‌ای، به تو برمی‌گرداند.


on a shoestring / get along on a shoestring

با بودجه بسیار کم

They started their first business on a shoestring.

آن‌ها اولین کسب‌وکارشان را با بودجه بسیار کم شروع کردند.


old hat

قدیمی، تکراری، از مد افتاده

Using email for business is old hat now.

استفاده از ایمیل برای کارهای تجاری حالا دیگر چیز قدیمی و عادی‌ای شده است.


line one’s own pockets

پول نامشروع به جیب زدن؛ اختلاس کردن

The official used his position to line his own pockets.

آن مقام از موقعیتش استفاده کرد تا پول نامشروع به جیب بزند.


hit someone below the belt

ناعادلانه حمله کردن؛ ضربه ناجوانمردانه زدن

Bringing up his family problems during the argument was below the belt.

مطرح کردن مشکلات خانوادگی او در بحث، ضربه‌ای ناجوانمردانه بود.


have an ace / a card up one’s sleeve

برگ برنده داشتن؛ نقشه پنهانی داشتن

The team had an ace up their sleeve for the final round.

تیم برای مرحله نهایی یک برگ برنده داشت.


a hand-me-down

لباس یا وسیله دست‌دوم

Most of his clothes were hand-me-downs from his older brother.

بیشتر لباس‌های او لباس‌های دست‌دوم برادر بزرگ‌ترش بودند.


get all dolled up

حسابی تیپ زدن؛ خود را آراسته کردن

She got all dolled up for her graduation party.

او برای جشن فارغ‌التحصیلی‌اش حسابی تیپ زد.


feather in one’s cap

افتخار؛ دستاورد ارزشمند

Winning that award was a real feather in her cap.

بردن آن جایزه واقعا افتخار بزرگی برای او بود.


emperor’s new clothes

چیزی بی‌ارزش یا نادرست که کسی جرئت انتقاد از آن را ندارد

Everyone praised the plan, but to me it looked like the emperor’s new clothes.

همه از آن برنامه تعریف کردند، اما از نظر من چیزی بود که کسی جرئت انتقاد از آن را نداشت.


dressed to the nines / dressed to the teeth

بسیار شیک و رسمی لباس پوشیدن

Everyone was dressed to the nines at the wedding.

همه در مراسم عروسی بسیار شیک و رسمی لباس پوشیده بودند.


down-at-the-heels

ژولیده، نامرتب، کهنه‌پوش

After months of stress, he looked tired and down-at-the-heels.

بعد از ماه‌ها استرس، خسته و ژولیده به نظر می‌رسید.


cloak-and-dagger

مرموز، پنهانی، جاسوسی‌گونه

The meeting had a cloak-and-dagger atmosphere.

فضای جلسه مرموز و پنهانی بود.


burst at the seams

بیش از حد پر بودن؛ لبریز بودن

The small restaurant was bursting at the seams on Friday night.

رستوران کوچک جمعه‌شب بیش از حد شلوغ و پر بود.


burn a hole in one’s pocket

پول در جیب کسی بند نشدن

His salary always burns a hole in his pocket.

حقوقش همیشه سریع خرج می‌شود و در جیبش بند نمی‌شود.


at the drop of a hat

فورا، بدون تردید

She would travel at the drop of a hat if she had the money.

اگر پول داشت، بدون لحظه‌ای تردید سفر می‌کرد.


air one’s dirty linen in public

مسائل خصوصی را در جمع مطرح کردن

They should not air their dirty linen in public.

آن‌ها نباید مسائل خصوصی‌شان را در جمع مطرح کنند.

بیشتر بخوانید: آموزش لباس ها به انگلیسی

اصطلاحات تکمیلی مربوط به لباس در انگلیسی

keep something under one’s hat

چیزی را راز نگه داشتن

Keep this under your hat until we announce it officially.

این موضوع را تا وقتی رسمی اعلامش کنیم، پیش خودت نگه دار.


take one’s hat off to someone

کسی را تحسین کردن

I take my hat off to her for starting a business from zero.

او را تحسین می‌کنم که یک کسب‌وکار را از صفر شروع کرد.


pull up one’s socks

به خود آمدن؛ عملکرد خود را بهتر کردن

If you want to pass the exam, you need to pull up your socks.

اگر می‌خواهی امتحان را قبول شوی، باید به خودت بیایی و بهتر تلاش کنی.


fit like a glove

کاملا اندازه یا کاملا مناسب بودن

This jacket fits like a glove.

این کت کاملا اندازه است.


If the shoe fits, wear it

اگر حرفی درباره تو صدق می‌کند، آن را بپذیر

I didn’t mention your name, but if the shoe fits, wear it.

من اسم تو را نیاوردم، اما اگر حرفم درباره تو صدق می‌کند، قبولش کن.


be in someone’s shoes

جای کسی بودن؛ در موقعیت کسی بودن

I wouldn’t want to be in his shoes right now.

الان اصلا دلم نمی‌خواهد جای او باشم.


put yourself in someone’s shoes

خودت را جای کسی گذاشتن

Put yourself in her shoes before you judge her.

قبل از اینکه قضاوتش کنی، خودت را جای او بگذار.


The shoe is on the other foot

شرایط برعکس شده است

He used to criticize everyone, but now the shoe is on the other foot.

او قبلا از همه انتقاد می‌کرد، اما حالا شرایط برعکس شده است.


have big shoes to fill

جای فرد مهمی را گرفتن؛ کار سختی برای جایگزینی داشتن

The new manager has big shoes to fill.

مدیر جدید کار سختی برای جایگزین شدن دارد.


hang up one’s boots

بازنشسته شدن؛ کاری را برای همیشه کنار گذاشتن

After twenty years as a football player, he finally hung up his boots.

بعد از بیست سال فوتبال بازی کردن، بالاخره بازنشسته شد.


get the boot

اخراج شدن

He got the boot after repeatedly arriving late to work.

او بعد از چندین بار دیر رسیدن به محل کار، اخراج شد.


give someone the boot

کسی را اخراج کردن؛ کسی را کنار گذاشتن

The company gave him the boot because of his poor performance.

شرکت به‌خاطر عملکرد ضعیفش او را اخراج کرد.


by the seat of one’s pants

بدون برنامه و فقط با تجربه یا حدس پیش رفتن

We didn’t have a clear plan, so we finished the project by the seat of our pants.

برنامه مشخصی نداشتیم، پس پروژه را بدون برنامه دقیق و بیشتر با حدس و تجربه جلو بردیم.


catch someone with their pants down

کسی را غافلگیر کردن، مخصوصاً وقتی آماده نیست

The sudden inspection caught the staff with their pants down.

بازرسی ناگهانی کارکنان را کاملا غافلگیر کرد.


put a sock in it

ساکت شو؛ حرف نزن – این اصطلاح غیررسمی و کمی بی‌ادبانه است

Put a sock in it! I’m trying to concentrate.

ساکت شو! دارم سعی می‌کنم تمرکز کنم.


lose one’s shirt

ضرر مالی سنگین کردن

He lost his shirt in a risky investment.

او در یک سرمایه‌گذاری پرریسک ضرر مالی سنگینی کرد.


stuffed shirt

آدم خشک، رسمی و خودمهم‌پندار

Nobody enjoyed working with him because he was a stuffed shirt.

هیچ‌کس از کار کردن با او لذت نمی‌برد، چون آدمی خشک و خودمهم‌پندار بود.


wear many hats

چند نقش یا مسئولیت داشتن

In a small company, you often have to wear many hats.

در یک شرکت کوچک، معمولاً باید چند نقش و مسئولیت مختلف داشته باشی.


deep pockets

پول زیاد؛ توان مالی بالا

Only companies with deep pockets can afford such expensive advertising.

فقط شرکت‌هایی با توان مالی بالا می‌توانند از پس چنین تبلیغات گرانی بربیایند.


pocket money

پول توجیبی

When I was a child, my parents gave me pocket money every week.

وقتی بچه بودم، پدر و مادرم هر هفته به من پول توجیبی می‌دادند.


a blue-collar worker

کارگر یدی؛ کارگر صنعتی

Many blue-collar workers are employed in factories.

بسیاری از کارگران یدی در کارخانه‌ها مشغول به کار هستند.


a white-collar worker

کارمند اداری؛ نیروی دفتری

White-collar workers often spend most of their day in offices.

کارمندان اداری معمولا بیشتر روز خود را در دفترها می‌گذرانند.


get hot under the collar

عصبانی شدن؛ از کوره در رفتن

He got hot under the collar when they criticized his work.

وقتی از کارش انتقاد کردند، عصبانی شد.


button one’s lip

ساکت ماندن؛ حرف نزدن

You’d better button your lip and not tell anyone about this.

بهتر است ساکت بمانی و این موضوع را به کسی نگویی.


to be suited to something

مناسب چیزی بودن

She is perfectly suited to a career in teaching.

او کاملا برای شغل معلمی مناسب است.

بیشتر بخوانید: لوازم آرایش به انگلیسی

جمع بندی

اصطلاحات مربوط به لباس در انگلیسی فقط درباره پوشاک نیستند. بسیاری از آن‌ها برای صحبت درباره شخصیت افراد، پول، احساسات، کار، روابط و موقعیت‌های اجتماعی به کار می‌روند. اگر این اصطلاحات را فقط کلمه‌به‌کلمه ترجمه کنید، احتمالا معنی واقعی جمله را متوجه نمی‌شوید. بهتر است هر idiom را همراه با معنی، مثال و موقعیت استفاده یاد بگیرید تا بتوانید در مکالمه و درک متن‌های انگلیسی طبیعی‌تر عمل کنید.

سوالات متداول

اصطلاحات مربوط به لباس در انگلیسی یعنی چه؟

اصطلاحاتی هستند که از کلمات مربوط به لباس ساخته شده‌اند، اما معنی آن‌ها معمولا مجازی است.

آیا اصطلاحات لباس در انگلیسی فقط درباره پوشاک هستند؟

نه، بسیاری از آن‌ها درباره احساسات، پول، شخصیت، کار و روابط اجتماعی استفاده می‌شوند.

بهترین روش یادگیری idiomهای مربوط به لباس چیست؟

بهتر است هر اصطلاح را همراه با معنی، مثال و موقعیت استفاده یاد بگیرید.

آیا باید این اصطلاحات را کلمه‌به‌کلمه ترجمه کنیم؟

نه، چون معنی واقعی idiomها معمولاً با ترجمه تحت‌اللفظی آن‌ها فرق دارد.

اشتراک گذاری:

دوره های آموزشی مرتبط

مکالمه انگلیسی در 80 روز
50%
تخفیف

مکالمه انگلیسی در 80 روز

5.00 1 رای
6,000,000 تومان قیمت اصلی 6,000,000 تومان بود.2,980,000 تومانقیمت فعلی 2,980,000 تومان است.
مصطفی ساهری
106
6,000,000 تومان قیمت اصلی 6,000,000 تومان بود.2,980,000 تومانقیمت فعلی 2,980,000 تومان است.
آموزش زبان انگلیسی در سفر

انگلیسی در سفر

5.00 1 رای
2,000,000 تومان
مصطفی ساهری
3,648
2,000,000 تومان
آموزش پایه تا پیشرفته زبان انگلیسی (A1 تا C1)

آموزش پایه تا پیشرفته زبان انگلیسی (A1 تا C1)

4.83 12 رای
12,000,000 تومان
مصطفی ساهری
1,674
12,000,000 تومان

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

لوگو زبان مستر فوتر

زبان مستر، در راستای امر ارتقاء سطح آموزش زبان‌ ترکی استانبولی، آموزش زبان فرانسه، آموزش زبان آلمانی و آموزش زبان انگلیسی؛ تلاش بر این دارد تا یادگیری این زبان‌ها را با ابزارهای کاربردی و هم‌چنین پشتیبانی قوی، برای زبان‌آموزان راحت‌تر کند.

  • آدرس: تهران، جردن، عاطفی شرقی، ساسان، پلاک 4
  • 02191035152
  • info@zabanmaster.com
دسترسی سریع
  • بلاگ
  • دوره های آموزشی
  • حساب کاربری
  • درباره ما
  • قوانین و مقررات
  • تماس با ما
  • اپلیکیشن آموزش زبان
مجوزها


logo-samandehi


logo-enamad

nashr-digital

bank-license
تمامی حقوق برای سایت زبان مستر محفوظ می باشد.
جشنواره جام جهانی زبان مستر

ورود

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

هنوز عضو نشده اید؟ عضویت در سایت