لیست کامل وسایل آشپزخانه به انگلیسی + مثال و ترجمه
یادگیری وسایل آشپزخانه به انگلیسی یکی از ضروریترین بخشهای مکالمه روزمره است. از آشپزی در خانه گرفته تا سفر، مهاجرت یا کار در رستوران، این واژگان همیشه به کارتان میآیند. در این مقاله از آموزش زبان انگلیسی، مهمترین ابزارها و لوازم آشپزخانه را بهصورت دستهبندیشده، همراه با معنی فارسی و جملههای کاربردی واقعی یاد میگیرید تا بتوانید آنها را راحت در مکالمه استفاده کنید.
وسایل پختوپز به انگلیسی
اولین بخش از وسایل آشپزخانه به انگلیسی با ترجمه فارسی، وسایلی هستند که مهمترین کار در آشپزخانه را با آنها انجام میدهیم؛ پخت و پز:
cookware
ظروف پختوپز (مجموعه قابلمهها و تابهها)
This store sells high-quality cookware for home chefs.
این فروشگاه ظروف پختوپز باکیفیت برای آشپزهای خانگی میفروشد.
frying pan
ماهیتابه
I cooked the eggs in the frying pan.
من تخممرغها را در ماهیتابه پختم.
pot
قابلمه
The soup is boiling in the pot.
سوپ داخل قابلمه در حال جوشیدن است.
saucepan
شیرجوش / قابلمه کوچک دستهدار
She warmed the milk in a saucepan.
او شیر را در یک شیرجوش گرم کرد.
wok
ووک / تابه گود چینی
They stir-fried the vegetables in a wok.
آنها سبزیجات را در ووک تفت دادند.
pressure cooker
زودپز
The beans cook faster in a pressure cooker.
لوبیاها در زودپز سریعتر میپزند.
steamer
بخارپز
We use a steamer to cook healthy meals.
ما از بخارپز برای پخت غذای سالم استفاده میکنیم.
baking tray
سینی فر
Put the cookies on the baking tray.
کلوچهها را روی سینی فر بگذار.
grill pan
تابه گریل
He grilled the chicken on the grill pan.
او مرغ را روی تابه گریل کباب کرد.
skillet
تابه چدنی
The steak tastes better in a skillet.
استیک در تابه چدنی خوشمزهتر میشود.
Dutch oven
قابلمه ضخیم چدنی
She baked bread in a Dutch oven.
او نان را در قابلمه چدنی پخت.
casserole dish
ظرف مخصوص فر / ظرف کاسرول
We made lasagna in a casserole dish.
ما لازانیا را در ظرف مخصوص فر درست کردیم.
lid
در قابلمه
Cover the rice with the lid.
روی برنج را با در قابلمه بپوشان.
roasting pan
ظرف بریانپزی / ماهیتابه برشتهکاری / ماهیتابه رُست
They roasted the turkey in a roasting pan.
آنها بوقلمون را در ظرف بریانپزی کباب کردند.
kettle
کتری
The kettle is whistling on the stove.
کتری روی اجاق در حال سوت کشیدن است.
double boiler
قابلمه بنماری
Chocolate melts gently in a double boiler.
شکلات در قابلمه بنماری بهآرامی ذوب میشود.
ابزار برش و آمادهسازی
cutting and prep Tools
ابزارهای برش و آمادهسازی غذا
Good cutting and prep tools make cooking faster and safer.
ابزارهای خوب برش و آمادهسازی، آشپزی را سریعتر و ایمنتر میکنند.
knife
چاقو
Be careful with the knife while chopping onions.
هنگام خرد کردن پیاز مراقب چاقو باش.
chef’s knife
چاقوی سرآشپز
A chef’s knife is perfect for slicing meat.
چاقوی سرآشپز برای برش گوشت عالی است.
cutting board
تخته برش
Place the tomatoes on the cutting board.
گوجهها را روی تخته برش بگذار.
peeler
پوستکن
Use a peeler to remove the potato skin.
از پوستکن برای جدا کردن پوست سیبزمینی استفاده کن.
grater
رنده
She grated the cheese with a grater.
او پنیر را با رنده ریز کرد.
chopper
خردکن
The chopper saves time when cutting vegetables.
خردکن هنگام خرد کردن سبزیجات در زمان صرفهجویی میکند.
slicer
ورقهکن
This slicer makes thin slices of cucumber.
این ورقهکن برشهای نازک از خیار ایجاد میکند.
kitchen shears
قیچی آشپزخانه
Kitchen shears are useful for cutting herbs.
قیچی آشپزخانه برای بریدن سبزیجات معطر مفید است.
can opener
دربازکن قوطی
He opened the tuna with a can opener.
او کنسرو ماهی را با دربازکن باز کرد.
garlic press
سیر لهکن
Put the garlic into the garlic press.
سیر را داخل سیر لهکن بگذار.
mortar
هاون
They crushed the spices in a mortar.
آنها ادویهها را در هاون کوبیدند.
pestle
دسته هاون
Use the pestle to grind the seeds.
از دسته هاون برای آسیاب کردن دانهها استفاده کن.
mixing bowl
کاسه مخلوطکردن / کاسه مخلوطکن / کاسه بزرگ
Combine the ingredients in a mixing bowl.
مواد را در کاسه مخلوطکردن ترکیب کن.
colander
آبکش
Drain the pasta in a colander.
ماکارونی را در آبکش خالی کن.
strainer
صافی
Pour the tea through a strainer.
چای را از صافی رد کن.
وسایل دستی آشپزی
توجه کنید که در این بخش و بقیه بخشها وسایل آشپزخانه به انگلیسی صوتی هستند و میتوانید تلفظ کلمات و جملات را با استفاده از آیکون بلندگو بشنوید:
kitchen utensils
ابزارهای دستی آشپزی (قاشقها و وسایل کوچک)
Basic kitchen utensils help you cook more comfortably.
ابزارهای دستی پایه آشپزخانه به شما کمک میکنند راحتتر آشپزی کنید.
spoon
قاشق
Add some sugar with a spoon.
با یک قاشق کمی شکر اضافه کن.
wooden spoon
قاشق چوبی
Stir the soup with a wooden spoon.
سوپ را با قاشق چوبی هم بزن.
spatula
کفگیر / لیسک
Flip the pancake using a spatula.
پنکیک را با کفگیر برگردان.
ladle
ملاقه
Serve the stew with a ladle.
خورش را با ملاقه سرو کن.
whisk
همزن دستی
Beat the eggs with a whisk.
تخممرغها را با همزن دستی هم بزن.
tongs
انبر آشپزی
Use tongs to pick up the hot meat.
برای برداشتن گوشت داغ از انبر استفاده کن.
turner
کفگیر تخت
Slide the turner under the fish carefully.
کفگیر تخت را با دقت زیر ماهی ببر.
skimmer
کفگیر سوراخدار
Remove the foam with a skimmer.
کف روی غذا را با کفگیر سوراخدار بردار.
rolling pin
وردنه
She flattened the dough with a rolling pin.
او خمیر را با وردنه صاف کرد.
measuring cup
پیمانه اندازهگیری
Pour one cup of milk into the measuring cup.
یک پیمانه شیر داخل پیمانه اندازهگیری بریز.
measuring spoon
قاشق اندازهگیری
Add a teaspoon of salt with a measuring spoon.
با قاشق اندازهگیری یک قاشق چایخوری نمک اضافه کن.
timer
تایمر آشپزخانه
Set the timer for ten minutes.
تایمر را روی ده دقیقه تنظیم کن.
apron
پیشبند
Wear an apron to keep your clothes clean.
برای تمیز ماندن لباسها پیشبند بپوش.
oven mitt
دستکش فر
Take the dish out with an oven mitt.
ظرف را با دستکش فر بیرون بیاور.
trivet
زیرقابلمهای
Put the hot pot on the trivet.
قابلمه داغ را روی زیرقابلمهای بگذار.
لوازم برقی آشپزخانه
kitchen appliances
لوازم برقی آشپزخانه
Modern kitchen appliances save time and energy when cooking.
لوازم برقی مدرن آشپزخانه هنگام آشپزی در زمان و انرژی صرفهجویی میکنند.
refrigerator
یخچال
Store the vegetables in the refrigerator.
سبزیجات را داخل یخچال نگهداری کن.
freezer
فریزر
We keep frozen food in the freezer.
ما غذای منجمد را در فریزر نگه میداریم.
microwave
مایکروویو
Heat the leftovers in the microwave.
غذای باقیمانده را در مایکروویو گرم کن.
oven
فر
Bake the cake in the oven at 180 degrees.
کیک را در فر با دمای ۱۸۰ درجه بپز.
stove
اجاقگاز
The soup is cooking on the stove.
سوپ روی اجاقگاز در حال پختن است.
toaster
توستر
Put the bread in the toaster for breakfast.
نان را برای صبحانه داخل توستر بگذار.
blender
مخلوطکن
She made a smoothie with the blender.
او با مخلوطکن اسموتی درست کرد.
mixer
همزن برقی
The mixer helps combine the dough quickly.
همزن برقی کمک میکند خمیر سریعتر ترکیب شود.
food processor
غذاساز
A food processor can chop onions in seconds.
غذاساز میتواند پیاز را در چند ثانیه خرد کند.
dishwasher
ماشین ظرفشویی
Load the plates into the dishwasher.
بشقابها را داخل ماشین ظرفشویی بگذار.
coffee maker
قهوهساز
The coffee maker starts automatically in the morning.
قهوهساز صبحها بهطور خودکار شروع به کار میکند.
electric kettle
کتری برقی
Boil some water in the electric kettle.
کمی آب را در کتری برقی بجوشان.
rice cooker
پلوپز
This rice cooker makes perfect rice every time.
این پلوپز هر بار برنج عالی درست میکند.
air fryer
سرخکن بدون روغن
Cook the fries in the air fryer for a healthier meal.
سیبزمینیها را در سرخکن بدون روغن (ایر فرایر) بپز تا غذای سالمتری داشته باشی.
slow cooker
آرامپز
She left the soup in the slow cooker all day.
او سوپ را تمام روز داخل آرامپز گذاشت.
ظروف نگهداری و سرو غذا
storage and serving items
وسایل نگهداری و سرو غذا
Storage and serving items keep food fresh and easy to serve.
وسایل نگهداری و سرو غذا باعث میشوند غذا تازه بماند و راحتتر سرو شود.
container
ظرف نگهداری
Put the rice in a container for later.
برنج را برای بعداً داخل یک ظرف نگهداری بگذار.
lidless jar
شیشه بدون در
She stored the beans in a lidless jar.
او لوبیاها را در یک شیشه بدون در نگه داشت.
lunch box
ظرف غذای قابلحمل
He takes his lunch box to work every day.
او هر روز ظرف غذایش را با خود به محل کار میبرد.
plate
بشقاب
Serve the salad on a clean plate.
سالاد را در یک بشقاب تمیز سرو کن.
bowl
کاسه
Pour the soup into a bowl.
سوپ را داخل یک کاسه بریز.
tray
سینی
Carry the drinks on a tray.
نوشیدنیها را روی یک سینی حمل کن.
pitcher
پارچ
Fill the pitcher with cold water.
پارچ را با آب سرد پر کن.
mug
لیوان دستهدار
He drank hot chocolate from a mug.
او شکلات داغ را از یک لیوان دستهدار نوشید.
glass
لیوان شیشهای
She poured juice into a glass.
او آبمیوه را داخل یک لیوان شیشهای ریخت.
bottle
بطری
Keep the milk in a sealed bottle.
شیر را در یک بطری دربسته نگه دار.
thermos
فلاسک
The thermos keeps tea warm for hours.
فلاسک چای را ساعتها گرم نگه میدارد.
food wrap
سلفون غذا
Cover the bowl with food wrap.
کاسه را با سلفون غذا بپوشان.
aluminum foil
فویل آلومینیومی
Wrap the sandwich in aluminum foil.
ساندویچ را در فویل آلومینیومی بپیچ.
napkin
دستمال سفره
Take a napkin before you start eating.
قبل از شروع غذا خوردن یک دستمال بردار.
serving platter
دیس سرو
Place the chicken on the serving platter.
مرغ را روی دیس سرو قرار بده.
وسایل نظافت آشپزخانه
cleaning tools and supplies
ابزارها و مواد نظافت آشپزخانه
Cleaning tools and supplies help keep the kitchen hygienic and safe.
وسایل و مواد نظافت آشپزخانه کمک میکنند آشپزخانه بهداشتی و ایمن بماند.
sponge
اسفنج
Wash the dishes with a sponge.
ظرفها را با اسفنج بشوی.
dishcloth
دستمال ظرفشویی
Wipe the counter with a dishcloth.
پیشخوان را با دستمال ظرفشویی پاک کن.
towel
حوله / دستمال خشککن
Dry your hands with a towel.
دستهایت را با حوله خشک کن.
detergent
مایع شوینده
Add some detergent to the water.
کمی مایع شوینده به آب اضافه کن.
scrub brush
فرچه زبر
Use a scrub brush for tough stains.
برای لکههای سخت از فرچه زبر استفاده کن.
gloves
دستکش
Wear gloves to protect your skin.
برای محافظت از پوستت دستکش بپوش.
trash can
سطل زباله
Throw the waste into the trash can.
زبالهها را داخل سطل زباله بینداز.
Trash bag
کیسه زباله
Replace the full trash bag.
کیسه زباله پر را عوض کن.
dish rack
آبچکان
Place the plates on the dish rack.
بشقابها را روی آبچکان بگذار.
broom
جارو
Sweep the floor with a broom.
زمین را با جارو تمیز کن.
dustpan
خاکانداز
Collect the dirt using a dustpan.
گردوخاک را با خاکانداز جمع کن.
mop
تی
Mop the tiles after dinner.
بعد از شام کاشیها را تی بکش.
bucket
سطل
Fill the bucket with warm water.
سطل را با آب گرم پر کن.
spray bottle
بطری اسپری
Spray the cleaner from the spray bottle.
مایع تمیزکننده را با بطری اسپری بپاش.
paper towel
دستمال کاغذی
Use a paper towel to dry the table.
برای خشک کردن میز از دستمال کاغذی استفاده کن.
جملات کاربردی انگلیسی در آشپزخانه
Where is the frying pan?
ماهیتابه کجاست؟
The water is boiling in the pot.
آب داخل قابلمه در حال جوشیدن است.
Cut the carrots on the cutting board.
هویجها را روی تخته برش خرد کن.
Pass me the knife, please.
لطفا چاقو را بده به من.
Peel the apples before cooking them.
قبل از پختن، سیبها را پوست بگیر.
Stir the soup slowly.
سوپ را آرام هم بزن.
Don’t touch the oven, it’s hot.
به فر دست نزن، داغ است.
Put the food in the refrigerator.
غذا را داخل یخچال بگذار.
Heat it in the microwave for two minutes.
آن را دو دقیقه در مایکروویو گرم کن.
Turn off the stove, please.
لطفا اجاق را خاموش کن.
Wash the dishes after dinner.
بعد از شام ظرفها را بشوی.
The sink is full of dirty plates.
سینک پر از بشقابهای کثیف است.
Dry the glasses with a towel.
لیوانها را با حوله خشک کن.
Take the trash out.
زبالهها را بیرون ببر.
Open the window, it smells bad.
پنجره را باز کن، بوی بد میدهد.
Slice the bread carefully.
نان را با دقت برش بزن.
Mix everything in a bowl.
همه چیز را داخل یک کاسه مخلوط کن.
Set the timer for ten minutes.
تایمر را روی ده دقیقه تنظیم کن.
The kettle is ready.
کتری آماده است.
Make me a cup of tea.
برای من یک فنجان چای درست کن.
This knife is very sharp.
این چاقو خیلی تیز است.
The freezer is completely full.
فریزر کاملا پر است.
Close the lid tightly.
درِ ظرف را محکم ببند.
The dishwasher is running.
ماشین ظرفشویی در حال کار کردن است.
Clean the counter before cooking.
قبل از آشپزی پیشخوان را تمیز کن.
Don’t forget your apron.
پیشبندت را فراموش نکن.
Pour the milk into the mug.
شیر را داخل لیوان دستهدار بریز.
Carry the tray carefully.
سینی را با دقت حمل کن.
The rice cooker is almost done.
پلوپز تقریبا کارش تمام شده.
Let’s cook dinner together.
بیایید با هم شام بپزیم.
جمع بندی وسایل آشپزخانه به انگلیسی
در این مقاله با مهمترین وسایل آشپزخانه به انگلیسی آشنا شدید؛ از ابزارهای پختوپز و برش گرفته تا لوازم برقی، ظروف نگهداری و وسایل نظافت. همه واژگان همراه با معنی فارسی و جملههای کاربردی واقعی ارائه شدند تا بتوانید آنها را مستقیما در مکالمه روزمره استفاده کنید. با یادگیری این کلمات، صحبت کردن درباره آشپزی، خانه و زندگی روزمره برایتان بسیار طبیعیتر و راحتتر میشود.
سوالات متداول
وسایل آشپزخانه به انگلیسی چی میشه؟
بهطور کلی میتوان گفت kitchen tools یا kitchen equipment.
تفاوت pot و pan چیه؟
Pot برای غذاهای آبکی مثل سوپ و برنج استفاده میشود، اما pan بیشتر برای سرخ کردن و تفت دادن کاربرد دارد.
تفاوت oven و stove چیست؟
Oven برای پخت داخل فر است، ولی stove برای پختوپز روی شعله یا سطح اجاق استفاده میشود.
مهمترین کلمات آشپزخانه برای مبتدیها کداماند؟
کلماتی مثل knife، spoon، plate، fridge، oven، sink از ضروریترین واژگان هستند.
چطور این واژگان را سریعتر یاد بگیریم؟
بهترین روش، استفاده از آنها در جملهسازی، مکالمه روزمره و تمرین با صدای بلند است، نه فقط حفظ کردن لیست کلمات.
دیدگاهتان را بنویسید