صفت در انگلیسی و کاربرد آن
صفت در انگلیسی فقط یک کلمه برای توصیف نیست؛ باید بدانیم کجای جمله میآید، چه چیزی را توضیح میدهد و با چه ساختاری استفاده میشود. در این درس، گرامر صفت در انگلیسی را کوتاه، کاربردی و با مثالهای واقعی یاد میگیرید تا بتوانید adjectiveها را درستتر در جمله به کار ببرید.
معنی adjective در گرامر چیست؟
در گرامر انگلیسی، adjective یعنی «صفت». صفت کلمهای است که دربارهی یک اسم یا ضمیر توضیح بیشتری میدهد؛ مثلا میگوید آن چیز چه شکلی است، چه حالتی دارد، چه رنگی است، چه کیفیتی دارد یا متعلق به چه کسی است. مثلا در جملهی زیر کلمهی «new» صفت است:
I bought a new phone.
من یک گوشی جدید خریدم.
در این جمله، new دربارهی اسم phone توضیح میدهد. یعنی نمیگوییم فقط «گوشی»، بلکه میگوییم «گوشی جدید». چند مثال ساده دیگر:
She has a beautiful voice.
او صدای زیبایی دارد.
This lesson is useful.
این درس مفید است.
I feel tired.
احساس خستگی میکنم.
پس اگر کلمهای دربارهی یک شخص، چیز، مکان، ایده یا حالت توضیح بدهد، احتمال زیادی دارد که با یک صفت طرف باشیم.
صفت در انگلیسی دقیقا کجای جمله میآید؟
یکی از مهمترین نکات در گرامر صفت در انگلیسی، جایگاه صفت در جمله است. در فارسی معمولا صفت بعد از اسم میآید؛ مثلا میگوییم «گوشی جدید». اما در انگلیسی، صفت بیشتر وقتها قبل از اسم قرار میگیرد.
صفت قبل از اسم
رایجترین جایگاه صفت در انگلیسی، قبل از اسم است:
a cheap laptop
یک لپتاپ ارزان
a long message
یک پیام طولانی
a weird video
یک ویدیوی عجیب
مثال در جمله:
She sent me a long voice message.
او یک پیام صوتی طولانی برایم فرستاد.
I found a cheap flight.
یک پرواز ارزان پیدا کردم.
That was a weird comment.
کامنت/حرف عجیبی بود.
صفت بعد از فعلهای ربطی
صفت همیشه قبل از اسم نمیآید. گاهی بعد از فعلهایی مثل be, seem, look, feel, sound, taste, smell, become قرار میگیرد. به این فعلها معمولا فعل ربطی میگوییم، چون فاعل جمله را به یک حالت یا ویژگی وصل میکنند. مثال:
The room is quiet.
اتاق ساکت است.
You look tired.
خسته به نظر میرسی.
That sounds interesting.
جالب به نظر میرسد.
The food smells amazing.
غذا بوی فوقالعادهای میدهد.
در این جملهها، صفتها بعد از فعل آمدهاند، اما همچنان دارند دربارهی فاعل جمله توضیح میدهند.
صفت بعد از مفعول
گاهی صفت بعد از مفعول میآید و حالت آن مفعول را توضیح میدهد. این ساختار مخصوصاً با فعلهایی مثل make, keep, find, leave زیاد دیده میشود.
This song makes me happy.
این آهنگ من را خوشحال میکند.
Keep the door open.
در را باز نگه دار.
I found the explanation confusing.
توضیح را گیجکننده دیدم / به نظرم توضیح گیجکننده بود.
Don’t leave the screen on.
صفحه را روشن نگذار.
این ساختار در مکالمهی واقعی انگلیسی خیلی کاربردی است و باعث میشود جملهها طبیعیتر شوند.
مثال صفت در انگلیسی با جملههای واقعی
برای اینکه کاربرد صفت را بهتر ببینید، به این مثالها دقت کنید. در هر جمله، کلمهی بولدشده صفت است:
I need a quick answer.
من یک جواب سریع میخواهم.
This is a bad time to call.
الان وقت بدی برای زنگ زدن است.
The video was too long.
ویدیو بیش از حد طولانی بود.
Your message was clear.
پیامت واضح بود.
I’m ready when you are.
هر وقت تو آمادهای، من هم آمادهام.
That sounds fair.
منصفانه به نظر میرسد.
The room feels empty.
اتاق حس خالی بودن میدهد.
She looked nervous before the meeting.
قبل از جلسه مضطرب به نظر میرسید.
It’s a common mistake.
این یک اشتباه رایج است.
The course is useful, but a little expensive.
دوره مفید است، اما کمی گران است.
نکتهی مهم این است که برای یادگیری صفتها، فقط حفظ کردن معنی کافی نیست. در آموزش زبان انگلیسی باید صفت را داخل جمله یاد بگیرید تا هم جایگاهش را بفهمید، هم کاربرد واقعیاش را.
فرق صفت و قید در انگلیسی
یکی از اشتباهات رایج زبانآموزها این است که صفت و قید را با هم قاطی میکنند. سادهترین تفاوت این است:
- صفت، اسم یا ضمیر را توصیف میکند.
- قید، معمولا فعل را توصیف میکند.
به این دو جمله دقت کنید:
He is a careful driver.
او رانندهی محتاطی است.
He drives carefully.
او بااحتیاط رانندگی میکند.
در جملهی اول، careful صفت است، چون دربارهی اسم driver توضیح میدهد. در جملهی دوم، carefully قید است، چون دربارهی فعل drives توضیح میدهد. و چند مثال دیگر:
She is a fluent speaker.
او صحبتکنندهای روان است (= روان صحبت میکند).
She speaks fluently.
او روان صحبت میکند.
It was a quick reply.
جواب سریعی بود.
She replied quickly.
او سریع جواب داد.
انواع صفت در انگلیسی
انواع صفت در انگلیسی زیاد است، اما برای استفادهی واقعی، لازم نیست همهی دستهبندیهای گرامری را حفظ کنید. مهمتر این است که چند نوع اصلی و پرکاربرد را خوب بشناسید.
صفت توصیفی
صفت توصیفی، کیفیت یا حالت یک اسم را توضیح میدهد. بیشتر صفتهایی که روزمره استفاده میکنیم از همین نوع هستند.
a small room
یک اتاق کوچک
a difficult question
یک سوال سخت
a funny comment
یک کامنت بامزه
That was a smart decision.
آن تصمیم هوشمندانهای بود.
I had a busy day.
روز شلوغی داشتم.
صفتهای مقایسهای و عالی
وقتی میخواهیم دو چیز را با هم مقایسه کنیم، از صفت مقایسهای استفاده میکنیم:
This phone is cheaper than mine.
این گوشی از گوشی من ارزانتر است.
Your room is bigger than mine.
اتاق تو از اتاق من بزرگتر است.
برای صفتهای کوتاه، معمولا -er اضافه میکنیم:
cheap → cheaper
ارزان -> ارزانتر
small → smaller
کوچک -> کوچکتر
fast → faster
سریع -> سریعتر
اما برای صفتهای بلندتر، معمولا از more استفاده میکنیم:
This explanation is more useful than the last one.
این توضیح از قبلی مفیدتر است.
The second movie was more interesting.
فیلم دوم جالبتر بود.
برای بیان «بیشترین» یا «بهترین»، از صفت عالی استفاده میکنیم:
This is the best part of the course.
این بهترین بخش دوره است.
It was the most important question.
آن مهمترین سوال بود.
صفتهای ملکی، اشارهای و پرسشی
بعضی کلمهها قبل از اسم میآیند و آن را مشخصتر میکنند. در بعضی منابع گرامری، به آنها هم adjective گفته میشود. مثال:
my phone
گوشی من
this problem
این مشکل
which option
کدام گزینه
مثال در جمله:
I can’t find my keys.
نمیتوانم کلیدهایم را پیدا کنم.
This idea makes sense.
این ایده منطقی است.
Which course do you recommend?
کدام دوره را پیشنهاد میکنی؟
اینها مثل beautiful یا expensive صفت توصیفی نیستند، اما چون قبل از اسم میآیند و آن را مشخصتر میکنند، در بحث گرامر صفت مهم هستند.
صفت مرکب در انگلیسی
صفت مرکب از دو یا چند کلمه ساخته میشود و قبل از اسم میآید. این نوع صفت در انگلیسی خیلی رایج است.
a part-time job
یک کار پارهوقت
a well-known teacher
یک معلم شناختهشده
a five-minute video
یک ویدیوی پنجدقیقهای
a last-minute decision
یک تصمیم لحظهآخری
نکتهی مهم این است که وقتی این ترکیب قبل از اسم میآید، معمولا بین کلمات آن خط تیره میگذاریم. ضمنا گفتن «a five minutes video» کاملا اشتباه است و در این ساختار، کلمهی minute جمع بسته نمیشود، چون کل ترکیب نقش صفت دارد.
ترتیب صفات در انگلیسی
گاهی قبل از یک اسم، بیشتر از یک صفت میآید. در این حالت، ترتیب صفتها مهم است. معمولا ترتیب کلی صفات در انگلیسی اینطوری است:
نظر → اندازه → سن → شکل → رنگ → ملیت / ریشه → جنس / ماده → کاربرد
مثال:
a nice small room
یک اتاق کوچک و خوب
a beautiful old house
یک خانهی قدیمی و زیبا
a black leather jacket
یک کت چرمی مشکی
a cheap Japanese laptop
یک لپتاپ ژاپنی ارزان
She bought a nice black leather bag.
او یک کیف چرمی مشکی خوب خرید.
در مکالمهی واقعی، معمولا دو صفت پشت سر هم کاملا طبیعی است. سه صفت هم گاهی استفاده میشود، اما اگر تعداد صفتها زیاد شود، جمله سنگین و غیرطبیعی به نظر میرسد.
صفتهایی که همیشه قبل از اسم نمیآیند
در آموزشهای ساده معمولا گفته میشود که صفت قبل از اسم میآید. این حرف در بیشتر موارد درست است، اما کامل نیست. بعضی صفتها معمولا بعد از فعل میآیند و قبل از اسم طبیعی نیستند.
The baby is asleep.
بچه خواب است.
He is afraid.
او ترسیده است.
I’m glad you called.
خوشحالم که زنگ زدی.
و ساختارهایی مثل «an asleep baby» یا «an afraid man» طبیعی و درست نیستند. به جای اینها میتوانید بگویید:
a sleeping baby
یک بچهی خواب
a scared man
یک مرد ترسیده
از طرف دیگر، بعضی صفتها معمولا قبل از اسم میآیند و بعد از فعل خیلی طبیعی نیستند:
my former boss
رئیس سابق من
the main reason
دلیل اصلی
the only option
تنها گزینه
پس جایگاه صفت فقط یک قانون ساده و ثابت نیست؛ بعضی صفتها جایگاه خاص خودشان را دارند.
صفات -ed و -ing در انگلیسی؛ bored یا boring؟
یکی از مهمترین بخشهای گرامر صفت در انگلیسی، تفاوت صفتهای -ed و -ing است. این صفتها مخصوصا برای بیان احساسات و تاثیر چیزها استفاده میشوند.
صفتهای -ing
صفتهای -ing معمولا دربارهی چیزی هستند که یک حس را ایجاد میکند.
The movie was boring.
فیلم خستهکننده بود.
The news was shocking.
خبر شوکهکننده بود.
This topic is interesting.
این موضوع جالب است.
That explanation was confusing.
آن توضیح گیجکننده بود.
صفتهای -ed
صفتهای -ed معمولا دربارهی کسی هستند که آن حس را تجربه میکند.
I was bored.
حوصلهام سر رفته بود.
She was shocked.
او شوکه شده بود.
I’m interested in this topic.
من به این موضوع علاقهمندم.
He looked confused.
او گیج به نظر میرسید.
به تفاوت معنایی این دو جمله توجه کنید:
I’m bored.
حوصلهام سر رفته است.
I’m boring.
من آدم خستهکنندهای هستم.
پس اگر منظورتان احساس خودتان است، معمولا باید از صفت -ed استفاده کنید. اگر منظورتان چیزی است که آن احساس را ایجاد میکند، معمولا صفت -ing لازم دارید.
| انگلیسی | فارسی | انگلیسی | فارسی |
|---|---|---|---|
| bored | بیحوصله / حوصلهسررفته | boring | خستهکننده |
| interested | علاقهمند | interesting | جالب |
| excited | هیجانزده | exciting | هیجانانگیز |
| confused | گیج | confusing | گیجکننده |
| tired | خسته | tiring | خستهکننده |
تبدیل فعل به صفت در انگلیسی
در انگلیسی خیلی وقتها میتوانیم از فعلها، صفت بسازیم. این موضوع در آموزش زبان انگلیسی مهم است، چون کمک میکند کلمهها را فقط جداگانه حفظ نکنید و خانوادهی آنها را هم بشناسید.
تبدیل فعل به صفت با -ing و -ed
بعضی فعلها با اضافه شدن -ing یا -ed به صفت تبدیل میشوند:
The game was exciting.
بازی هیجانانگیز بود. – خود excite به معنی (هیجان زده کردن) است.
We were excited.
ما هیجانزده بودیم.
تبدیل فعل به صفت با پسوندهای رایج
بعضی صفتها با پسوندهایی مثل -ful, -able, -ive, -al ساخته میشوند.
use → useful
استفاده کردن -> مفید
break → breakable
شکستن -> شکستنی
create → creative
خلق کردن -> خلاق
attract → attractive
جذب کردن -> جذاب
good at
This is a useful app.
این یک اپلیکیشن مفید است.
Be careful. The glass is breakable.
مراقب باش. لیوان شکستنی است.
She has a creative mind.
او ذهن خلاقی دارد.
این بخش را لازم نیست خیلی پیچیده کنید. فعلا کافی است بدانید که خیلی از صفتهای انگلیسی از فعلها و اسمها ساخته میشوند.
صفت + حرف اضافه در انگلیسی
بعضی صفتها معمولا با یک حرف اضافهی خاص میآیند. این ترکیبها را بهتر است با هم یاد بگیرید، چون همیشه نمیشود آنها را مستقیم از فارسی ترجمه کرد.
good at
در چیزی خوب بودن
She’s good at explaining things.
او در توضیح دادن چیزها خوب است.
interested in
علاقهمند به
I’m interested in psychology.
من به روانشناسی علاقهمندم.
afraid of
ترسیده از / ترسان از
He’s afraid of heights.
او از ارتفاع میترسد.
proud of
مفتخر به
I’m proud of you.
به تو افتخار میکنم.
different from
متفاوت از
This version is different from the old one.
این نسخه از نسخه قدیمی متفاوت است.
similar to
شبیه به
Your idea is similar to mine.
ایدهی تو شبیه به ایدهی من است.
در این ترکیبها، بهتر است صفت و حرف اضافه را جدا از هم حفظ نکنید. مثلا به جای اینکه فقط interested را یاد بگیرید، ترکیب interested in را یاد بگیرید.
جمعبندی گرامر صفت در انگلیسی
صفت در انگلیسی کلمهای است که اسم یا ضمیر را توصیف میکند. صفت معمولا قبل از اسم میآید، اما بعد از فعلهای ربطی مثل be, look, seem, feel, sound هم زیاد استفاده میشود. بعضی صفتها با حرف اضافهی خاص میآیند، بعضی از فعلها ساخته میشوند و بعضی مثل صفتهای -ed و -ing معنی متفاوتی دارند.
برای استفادهی درست از صفتها، فقط معنی آنها را حفظ نکنید. به جایگاه صفت، تفاوت آن با قید، ترتیب صفات و مثالهای واقعی توجه کنید. این کار باعث میشود جملههای انگلیسی شما طبیعیتر، دقیقتر و شبیهتر به چیزی شود که واقعا در انگلیسی استفاده میشود.
سوالات رایج درباره صفت در انگلیسی
adjective در گرامر یعنی چه؟
Adjective یعنی صفت؛ کلمهای که اسم یا ضمیر را توصیف میکند، مثل new در عبارت a new phone.
جایگاه صفت در انگلیسی کجاست؟
صفت معمولا قبل از اسم میآید، مثل a good idea. اما بعد از فعلهای ربطی هم میآید، مثل The idea is good.
مثال صفت ساده در انگلیسی چیست؟
مثالهای سادهی صفت در انگلیسی عبارتاند از: a small room, a good answer, a new phone و a difficult question.
فرق صفت و قید چیست؟
صفت اسم را توصیف میکند، اما قید معمولا فعل را توضیح میدهد. مثلا در a careful driver کلمهی careful صفت است، اما در He drives carefully کلمهی carefully قید است.
آیا صفت در انگلیسی جمع بسته میشود؟
نه. صفت در انگلیسی معمولا جمع بسته نمیشود. میگوییم red cars، نه reds cars.
bored و boring چه فرقی دارند؟
Bored یعنی کسی حوصلهاش سر رفته، اما boring یعنی چیزی یا کسی خستهکننده است.
مثلا: I’m bored یعنی حوصلهام سر رفته؛ اما I’m boring یعنی من آدم خستهکنندهای هستم.
تبدیل فعل به صفت در انگلیسی چطور انجام میشود؟
گاهی با اضافه کردن پسوندهایی مثل -ing, -ed, -ful, -able و -ive میتوان از فعل، صفت ساخت؛ مثل interest → interesting/interested یا use → useful.
دیدگاهتان را بنویسید