اصطلاحات سیاسی به انگلیسی + مثال و ترجمه
درک اخبار دنیا، دنبالکردن تحلیلهای سیاسی یا حتی تماشای فیلمها و سریالهای خارجی بدون دانستن اصطلاحات سیاسی انگلیسی تقریبا غیرممکن است. واژههایی مثل election، government یا policy هر روز در رسانهها تکرار میشوند. اگر در مسیر آموزش زبان انگلیسی این کلمات را نیز یاد بگیرید، هم درک مطلبتان قویتر میشود و هم میتوانید درباره مسائل روز دنیا راحتتر صحبت کنید. در این مقاله، مهمترین و کاربردیترین اصطلاحات سیاسی به انگلیسی را بهصورت دستهبندیشده یاد میگیرید.
کلمات پایه و اصلی در سیاست
در این بخش مهمترین کلمات سیاسی در انگلیسی یا در واقع همان Core Political Vocabulary را به همراه مثال، ترجمه و تلفظ صوتی فرا خواهید گرفت:
government
دولت / حکومت
The government announced a new economic plan.
دولت یک برنامه اقتصادی جدید اعلام کرد.
election
انتخابات
The election will take place next month.
انتخابات ماه آینده برگزار میشود.
vote
رأی دادن / رأی
Millions of people voted in the national vote.
میلیونها نفر در رأیگیری ملی رأی دادند.
policy
سیاست / خطمشی
The company changed its environmental policy.
شرکت سیاست زیستمحیطی خود را تغییر داد.
law
قانون
This law protects workers’ rights.
این قانون از حقوق کارگران محافظت میکند.
constitution
قانون اساسی
The constitution guarantees freedom of speech.
قانون اساسی آزادی بیان را تضمین میکند.
democracy
دموکراسی
Democracy allows citizens to choose their leaders.
دموکراسی به شهروندان اجازه میدهد رهبران خود را انتخاب کنند.
republic
جمهوری
France is a republic with an elected president.
فرانسه یک جمهوری با رئیسجمهور منتخب است.
state
کشور / دولت (واحد سیاسی)
The state provides free education for children.
دولت آموزش رایگان برای کودکان فراهم میکند.
leader
رهبر
The leader spoke to the nation on television.
رهبر در تلویزیون با ملت صحبت کرد.
president
رئیسجمهور
The president signed the agreement yesterday.
رئیسجمهور دیروز توافقنامه را امضا کرد.
minister
وزیر
The minister met foreign diplomats today.
وزیر امروز با دیپلماتهای خارجی دیدار کرد.
parliament
پارلمان / مجلس
Parliament debated the new bill for hours.
پارلمان ساعتها درباره لایحه جدید بحث کرد.
congress
کنگره / مجلس قانونگذاری
Congress approved the budget after long discussions.
کنگره پس از بحثهای طولانی بودجه را تصویب کرد.
citizen
شهروند
Every citizen has the right to express opinions.
هر شهروند حق دارد نظر خود را بیان کند.
rights
حقوق
Human rights must be respected everywhere.
حقوق بشر باید در همهجا رعایت شود.
freedom
آزادی
People protested for greater freedom.
مردم برای آزادی بیشتر اعتراض کردند.
power
قدرت
Too much power can lead to corruption.
قدرت بیش از حد میتواند به فساد منجر شود.
authority
اختیار / اقتدار
Local authorities closed the road for safety reasons.
مقامات محلی به دلایل ایمنی جاده را بستند.
reform
اصلاحات
The country needs serious political reform.
کشور به اصلاحات سیاسی جدی نیاز دارد.
crisis
بحران
The government is trying to solve the energy crisis.
دولت در تلاش است بحران انرژی را حل کند.
budget
بودجه
The budget focuses on education and healthcare.
بودجه بر آموزش و بهداشت تمرکز دارد.
tax
مالیات
Citizens pay tax to support public services.
شهروندان برای حمایت از خدمات عمومی مالیات میپردازند.
opposition
اپوزیسیون / حزب مخالف
The opposition criticized the new decision.
حزب مخالف تصمیم جدید را مورد انتقاد قرار داد.
debate
مناظره / بحث رسمی
The candidates had a live debate on TV.
نامزدها در تلویزیون یک مناظره زنده داشتند.
اصطلاحات انتخابات و رأیگیری
candidate
نامزد (انتخاباتی)
Each candidate presented their plans to the public.
هر نامزد برنامههای خود را به مردم ارائه داد.
campaign
کارزار / کمپین انتخاباتی
She started her campaign six months before the vote.
او شش ماه قبل از رأیگیری کمپین خود را آغاز کرد.
ballot
برگه رأی
Voters marked their choices on the ballot.
رأیدهندگان انتخابهای خود را روی برگه رأی علامت زدند.
polling station
حوزه / شعبه رأیگیری
The polling station opens at 8 a.m.
حوزه رأیگیری ساعت ۸ صبح باز میشود.
voter
رأیدهنده
Young voters played an important role in the results.
رأیدهندگان جوان نقش مهمی در نتایج داشتند.
turnout
میزان مشارکت
The turnout was higher than expected this year.
میزان مشارکت امسال بیشتر از حد انتظار بود.
majority
اکثریت
The party won the majority of seats.
حزب اکثریت کرسیها را به دست آورد.
minority
اقلیت
The minority demanded equal representation.
اقلیت خواستار نمایندگی برابر شد.
seat
کرسی (پارلمانی)
The party gained ten more seats in the assembly.
حزب ده کرسی دیگر در مجلس به دست آورد.
primary
انتخابات مقدماتی
He won the primary before the national race.
او قبل از رقابت ملی، انتخابات مقدماتی را برد.
referendum
همهپرسی، رفراندوم
Citizens voted in a referendum on the new law.
شهروندان در یک همهپرسی درباره قانون جدید رأی دادند.
poll
نظرسنجی
Recent polls show strong public support.
نظرسنجیهای اخیر حمایت گسترده مردم را نشان میدهد.
nomination
نامزدی / معرفی رسمی
Her nomination surprised many people.
نامزدی او بسیاری از افراد را غافلگیر کرد.
withdraw
کنارهگیری کردن
One candidate decided to withdraw from the race.
یکی از نامزدها تصمیم گرفت از رقابت کنارهگیری کند.
register
ثبتنام کردن
People must register before they can participate.
مردم باید قبل از شرکت، ثبتنام کنند.
recount
بازشماری آرا
Officials ordered a recount after the close result.
پس از نتیجه نزدیک، مقامات دستور بازشماری آرا دادند.
fraud
تقلب
The court investigated claims of election fraud.
دادگاه ادعاهای مربوط به تقلب انتخاباتی را بررسی کرد.
coalition
ائتلاف
Two parties formed a coalition to govern together.
دو حزب برای اداره کشور یک ائتلاف تشکیل دادند.
manifesto
بیانیه انتخاباتی / برنامه رسمی حزب / مانیفست
The party published its manifesto before the campaign.
حزب قبل از کمپین، بیانیه انتخاباتی خود را منتشر کرد.
candidate list
فهرست نامزدها
The candidate list includes representatives from all regions.
فهرست نامزدها شامل نمایندگانی از تمام مناطق است.
district
حوزه انتخابیه
She represents a rural district.
او نماینده یک حوزه انتخابیه روستایی است.
incumbent
مسئول فعلی / فرد در قدرت
The incumbent won the election again.
مقام فعلی دوباره در انتخابات پیروز شد.
landslide
پیروزی قاطع
The party achieved a landslide victory.
حزب یک پیروزی قاطع به دست آورد.
runoff
دور دوم انتخابات
The top two candidates will compete in a runoff.
دو نامزد برتر در دور دوم با هم رقابت خواهند کرد.
endorse
حمایت رسمی کردن
Several unions endorsed the candidate publicly.
چند اتحادیه بهصورت رسمی از نامزد حمایت کردند.
نهادها و ساختارهای سیاسی
در این گروه از کلمات سیاسی به انگلیسی با اسم سازمانها، سمتها و جایگاههای رسمی سیاسی آشنا میشوید. این واژهها مخصوص ساختار حکومتها و اداره کشورها هستند و زیاد در اخبار رسمی، تحلیلهای سیاسی و متون آکادمیک دیده میشوند.
cabinet
هیئت دولت / کابینه
The cabinet held an emergency meeting last night.
هیئت دولت دیشب یک جلسه اضطراری برگزار کرد.
senate
سنا
The senate approved the proposal after long discussions.
سنا پس از بحثهای طولانی پیشنهاد را تصویب کرد.
assembly
مجلس / مجمع
The national assembly passed the education bill.
مجلس ملی لایحه آموزش را تصویب کرد.
judiciary
قوه قضائیه
The judiciary must remain independent from politics.
قوه قضائیه باید از سیاست مستقل بماند.
court
دادگاه
The court reviewed the case carefully.
دادگاه پرونده را با دقت بررسی کرد.
judge
قاضی
The judge announced the final decision.
قاضی تصمیم نهایی را اعلام کرد.
governor
استاندار / فرماندار
The governor introduced new local regulations.
استاندار مقررات محلی جدیدی معرفی کرد.
mayor
شهردار
The mayor promised to improve public transport.
شهردار قول داد حملونقل عمومی را بهبود دهد.
diplomat
دیپلمات
Diplomats met to discuss regional security.
دیپلماتها برای بحث درباره امنیت منطقهای دیدار کردند.
embassy
سفارت
She works at the British embassy.
او در سفارت بریتانیا کار میکند.
ambassador
سفیر
The ambassador delivered an official message.
سفیر یک پیام رسمی ارائه داد.
agency
سازمان / نهاد دولتی
The health agency issued a public warning.
سازمان بهداشت یک هشدار عمومی صادر کرد.
commission
کمیسیون
A special commission investigated the problem.
یک کمیسیون ویژه مشکل را بررسی کرد.
committee
کمیته
The committee prepared a detailed report.
کمیته یک گزارش مفصل تهیه کرد.
department
اداره / وزارتخانه
The finance department manages public spending.
اداره مالیه هزینههای عمومی را مدیریت میکند.
administration
دولت / مدیریت اجرایی
The new administration introduced major changes.
دولت جدید تغییرات بزرگی ایجاد کرد.
spokesperson
سخنگو
The spokesperson answered journalists’ questions.
سخنگو به سوالات خبرنگاران پاسخ داد.
advisor
مشاور
The president relied on experienced advisors.
رئیسجمهور به مشاوران باتجربه تکیه کرد.
representative
نماینده
Each region sent one representative to the meeting.
هر منطقه یک نماینده به جلسه فرستاد.
bureaucracy
بوروکراسی / دیوانسالاری
Too much bureaucracy can slow down decisions.
بوروکراسی بیش از حد میتواند تصمیمگیری را کند کند.
headquarters
دفتر مرکزی
The organization moved its headquarters to the capital.
سازمان دفتر مرکزی خود را به پایتخت منتقل کرد.
authority figure
مقام مسئول
An authority figure inspected the building.
یک مقام مسئول ساختمان را بازرسی کرد.
delegation
هیئت اعزامی
A delegation traveled abroad for negotiations.
یک هیئت برای مذاکره به خارج از کشور سفر کرد.
branch
شاخه / قوه
The executive branch implements national plans.
قوه اجرایی برنامههای ملی را اجرا میکند.
protocol
تشریفات رسمی / پروتکل
The meeting followed strict diplomatic protocol.
جلسه طبق تشریفات دیپلماتیک سختگیرانه برگزار شد.
ایدئولوژیها و نظامهای سیاسی
این واژهها برای صحبت درباره نوع حکومت، گرایشهای فکری و مدلهای اداره جامعه استفاده میشوند.
ideology
ایدئولوژی / مکتب فکری
His ideology focuses on social equality.
ایدئولوژی او بر برابری اجتماعی تمرکز دارد.
system
نظام / سیستم حکومتی
The country changed its political system after the war.
کشور پس از جنگ نظام سیاسی خود را تغییر داد.
capitalism
سرمایهداری
Capitalism encourages private business and competition.
سرمایهداری کسبوکار خصوصی و رقابت را تشویق میکند.
socialism
سوسیالیسم
Socialism aims to reduce economic inequality.
سوسیالیسم هدفش کاهش نابرابری اقتصادی است.
communism
کمونیسم
In communism, property is owned collectively.
در کمونیسم، مالکیت بهصورت جمعی است.
fascism
فاشیسم
Fascism limits freedoms and concentrates control.
فاشیسم آزادیها را محدود و قدرت را متمرکز میکند.
monarchy
پادشاهی
The country is a monarchy ruled by a king.
آن کشور یک پادشاهی است که توسط پادشاه اداره میشود.
dictatorship
دیکتاتوری
A dictatorship does not allow free opposition.
دیکتاتوری اجازه مخالفت آزاد را نمیدهد.
authoritarian
اقتدارگرا
The regime became more authoritarian over time.
آن رژیم بهمرور اقتدارگراتر شد.
liberalism
لیبرالیسم
Liberalism supports individual freedoms and rights.
لیبرالیسم از آزادیها و حقوق فردی حمایت میکند.
conservatism
محافظهکاری
Conservatism values tradition and stability.
محافظهکاری به سنت و ثبات اهمیت میدهد.
nationalism
ملیگرایی
Nationalism increased during the crisis.
ملیگرایی در دوران بحران افزایش یافت.
populism
پوپولیسم / عوامگرایی
Populism often promises quick solutions to complex problems.
پوپولیسم اغلب برای مشکلات پیچیده راهحلهای سریع وعده میدهد.
secularism
سکولاریسم / جدایی دین از حکومت
Secularism separates religion from public affairs.
سکولاریسم دین را از امور عمومی جدا میکند.
federalism
فدرالیسم
Federalism divides power between regions and the center.
فدرالیسم قدرت را بین مناطق و مرکز تقسیم میکند.
centralism
تمرکزگرایی
Centralism gives most authority to the capital.
تمرکزگرایی بیشتر اختیارات را به پایتخت میدهد.
autonomy
خودمختاری
The region demanded greater autonomy.
آن منطقه خواستار خودمختاری بیشتر شد.
sovereignty
حاکمیت / استقلال سیاسی
The nation defended its sovereignty strongly.
ملت با قدرت از حاکمیت خود دفاع کرد.
regime
رژیم / نظام حاکم
The regime faced international criticism.
نظام حاکم با انتقادهای بینالمللی روبهرو شد.
revolution
انقلاب
The revolution changed the country’s future.
انقلاب آینده کشور را تغییر داد.
coup
کودتا
The military organized a coup overnight.
ارتش یک شبه کودتا ترتیب داد.
reformist
اصلاحطلب
Reformist groups demanded gradual change.
گروههای اصلاحطلب خواستار تغییر تدریجی شدند.
radical
رادیکال / تندرو
Radical movements called for immediate transformation.
جنبشهای رادیکال خواستار تغییر فوری بودند.
progressive
پیشرو / مترقی
Progressive policies focus on social justice.
سیاستهای پیشرو بر عدالت اجتماعی تمرکز دارند.
neutral
بیطرف
The country remained neutral during the conflict.
کشور در طول درگیری بیطرف ماند.
اصطلاحات سیاسی رسانهای و خبری
این واژهها بیشتر در گزارشهای خبری، کنفرانسهای مطبوعاتی، تحلیلهای سیاسی و اعتراضات اجتماعی استفاده میشوند.
headline
تیتر خبر
The headline shocked the public this morning.
تیتر خبر امروز صبح مردم را شوکه کرد.
press conference
کنفرانس خبری
The minister held a press conference after the meeting.
وزیر پس از جلسه یک کنفرانس خبری برگزار کرد.
statement
بیانیه
The company released an official statement.
شرکت یک بیانیه رسمی منتشر کرد.
announcement
اعلامیه / اعلام رسمی
The announcement was broadcast live.
اعلامیه بهصورت زنده پخش شد.
coverage
پوشش خبری
The event received wide media coverage.
این رویداد پوشش خبری گستردهای دریافت کرد.
journalist
روزنامهنگار
Journalists asked tough questions during the interview.
روزنامهنگاران در مصاحبه سوالات سختی پرسیدند.
reporter
خبرنگار
A reporter stood outside the building all night.
یک خبرنگار تمام شب بیرون ساختمان ایستاده بود.
interview
مصاحبه
The leader gave an exclusive interview.
رهبر یک مصاحبه اختصاصی انجام داد.
source
منبع خبری
The article cited several reliable sources.
مقاله به چند منبع قابل اعتماد استناد کرد.
rumor
شایعه
Officials denied the rumor immediately.
مقامات فورا شایعه را تکذیب کردند.
allegation
اتهام
The allegations were investigated carefully.
اتهامات با دقت بررسی شدند.
investigation
تحقیق / بررسی
An investigation started after the incident.
پس از حادثه یک تحقیق آغاز شد.
protest
اعتراض
Thousands joined the protest in the city center.
هزاران نفر در اعتراض در مرکز شهر شرکت کردند.
demonstration
تظاهرات
The demonstration remained peaceful.
تظاهرات مسالمتآمیز باقی ماند.
rally
گردهمایی سیاسی
Supporters gathered for a large rally.
حامیان برای یک گردهمایی بزرگ جمع شدند.
speech
سخنرانی
Her speech inspired many young people.
سخنرانی او بسیاری از جوانان را الهام کرد.
promise
وعده
The candidate made several promises to voters.
نامزد چندین وعده به رأیدهندگان داد.
criticism
انتقاد
The decision faced strong criticism online.
این تصمیم با انتقاد شدید در فضای آنلاین روبهرو شد.
supporter
حامی
Supporters celebrated the victory in the streets.
حامیان پیروزی را در خیابانها جشن گرفتند.
opponent
مخالف / رقیب
The opponent challenged the results.
رقیب نتایج را به چالش کشید.
agreement
توافق
Both sides finally reached an agreement.
هر دو طرف سرانجام به یک توافق رسیدند.
negotiation
مذاکره
Negotiations continued late into the night.
مذاکرات تا دیروقت شب ادامه داشت.
sanction
تحریم
Several countries imposed economic sanctions.
چند کشور تحریمهای اقتصادی اعمال کردند.
conflict
درگیری / تنش
The conflict lasted for several years.
این درگیری چندین سال طول کشید.
resolution
قطعنامه / راهحل رسمی
The council adopted a new resolution.
شورا یک قطعنامه جدید تصویب کرد.
اصطلاحات و عبارات سیاسی
این عبارتها (Political Idioms and Expressions) معمولا چندکلمهای هستند و معنیشان از ترجمه تکتک کلمات مشخص نمیشود، پس بهتر است آنها را یکجا حفظ کنید.
take office
به قدرت رسیدن / مسئولیت را بهعهده گرفتن
The new president will take office next week.
رئیسجمهور جدید هفته آینده قدرت را به دست میگیرد.
step down
کنارهگیری کردن از مقام
The minister stepped down after the scandal.
وزیر پس از رسوایی از سمت خود کنارهگیری کرد.
run for office
نامزد شدن برای یک مقام
She decided to run for office this year.
او تصمیم گرفت امسال برای یک مقام دولتی نامزد شود.
hold office
در قدرت بودن / سمت داشتن
He held office for more than a decade.
او بیش از یک دهه در قدرت بود.
pass a bill
تصویب کردن یک لایحه
Lawmakers passed a bill to support small businesses.
قانونگذاران لایحهای برای حمایت از کسبوکارهای کوچک تصویب کردند.
veto a proposal
رد کردن رسمی یک پیشنهاد
The governor vetoed the proposal immediately.
فرماندار فورا پیشنهاد را وتو کرد.
reach a compromise
به مصالحه رسیدن
Both sides reached a compromise after hours of talks.
هر دو طرف پس از ساعتها گفتگو به مصالحه رسیدند.
take sides
طرف کسی را گرفتن
The journalist refused to take sides in the conflict.
خبرنگار از طرفداری در این درگیری خودداری کرد.
behind the scenes
پشتپرده
Important decisions were made behind the scenes.
تصمیمات مهم پشتپرده گرفته شدند.
on the agenda
در دستور کار
Climate change is high on the agenda today.
تغییرات اقلیمی امروز در اولویت دستور کار است.
gain support
حمایت عمومی به دست آوردن
The plan quickly gained public support.
این طرح سریعا حمایت عمومی را به دست آورد.
lose credibility
از دست دادن اعتبار
The party lost credibility after the scandal.
حزب پس از رسوایی اعتبار خود را از دست داد.
face pressure
تحت فشار قرار گرفتن
Officials faced pressure from international groups.
مقامات تحت فشار گروههای بینالمللی قرار گرفتند.
raise concerns
ابراز نگرانی کردن
Experts raised concerns about the new policy.
کارشناسان درباره سیاست جدید ابراز نگرانی کردند.
call for change
خواستار تغییر شدن
Citizens called for change after the crisis.
شهروندان پس از بحران خواستار تغییر شدند.
hold talks
گفتگو برگزار کردن
The two countries held talks to reduce tensions.
دو کشور برای کاهش تنشها گفتگو برگزار کردند.
break the law
نقض قانون کردن
No one is allowed to break the law.
هیچکس اجازه ندارد قانون را نقض کند.
serve the public
خدمت به مردم کردن
Officials should serve the public honestly.
مقامات باید صادقانه به مردم خدمت کنند.
win approval
تأیید گرفتن
The project won approval from the council.
این پروژه تأیید شورا را دریافت کرد.
express concerns
نگرانیها را مطرح کردن
Parents expressed concerns about safety.
والدین نگرانیهای خود را درباره ایمنی مطرح کردند.
take action
اقدام کردن
The government promised to take action quickly.
دولت قول داد سریع اقدام کند.
come into effect
لازمالاجرا شدن
The new rules will come into effect tomorrow.
قوانین جدید از فردا لازمالاجرا میشوند.
under control
تحت کنترل
Authorities said the situation was under control.
مقامات گفتند اوضاع تحت کنترل است.
in power
در قدرت
The party has been in power for years.
این حزب سالهاست در قدرت است.
public opinion
افکار عمومی
Public opinion can influence major decisions.
افکار عمومی میتواند بر تصمیمات مهم تأثیر بگذارد.
کالوکیشنهای سیاسی پرکاربرد
hold an election
برگزار کردن انتخابات
The country will hold an election in spring.
کشور در بهار انتخابات برگزار خواهد کرد.
cast a ballot
رأی خود را به صندوق انداختن
Citizens lined up early to cast their ballots.
شهروندان زود صف کشیدند تا رأی خود را به صندوق بیندازند.
launch a campaign
راهاندازی کمپین
The party launched a campaign to attract young people.
حزب یک کمپین برای جذب جوانان راهاندازی کرد.
deliver a speech
سخنرانی کردن
She delivered a powerful speech at the conference.
او در کنفرانس یک سخنرانی تأثیرگذار ارائه داد.
file a complaint
ثبت شکایت کردن
Several groups filed a complaint about the decision.
چند گروه درباره این تصمیم شکایت ثبت کردند.
impose restrictions
اعمال محدودیتها
Authorities imposed restrictions during the emergency.
مقامات در زمان وضعیت اضطراری محدودیتهایی اعمال کردند.
lift restrictions
برداشتن محدودیتها
The government lifted restrictions after the crisis.
دولت پس از بحران محدودیتها را برداشت.
address an issue
به یک موضوع رسیدگی کردن
Leaders met to address the issue of unemployment.
رهبران برای رسیدگی به موضوع بیکاری دیدار کردند.
voice concerns
نگرانیها را بیان کردن
Experts voiced concerns about the new reforms.
کارشناسان نگرانیهای خود را درباره اصلاحات جدید بیان کردند.
seek approval
به دنبال تأیید بودن
The plan seeks approval from the council.
این طرح به دنبال تأیید شورا است.
grant permission
دادن مجوز
The agency granted permission for the project.
سازمان برای پروژه مجوز صادر کرد.
reject an offer
رد کردن پیشنهاد
Officials rejected the offer after careful review.
مقامات پس از بررسی دقیق پیشنهاد را رد کردند.
meet the criteria
داشتن شرایط لازم
Only qualified applicants meet the criteria.
فقط متقاضیان واجد شرایط معیارها را دارند.
enforce regulations
اجرای مقررات
Police enforce regulations strictly.
پلیس مقررات را بهطور سختگیرانه اجرا میکند.
ease tensions
کاهش تنشها
Both sides tried to ease tensions through dialogue.
هر دو طرف سعی کردند از طریق گفتگو تنشها را کاهش دهند.
escalate tensions
افزایش دادن تنشها
The incident escalated tensions between the neighbors.
این حادثه تنشها بین همسایهها را افزایش داد.
sign a treaty
امضا کردن پیمان
The two nations signed a peace treaty.
دو کشور یک پیمان صلح امضا کردند.
break relations
قطع کردن روابط
The countries broke relations after the dispute.
کشورها پس از اختلاف روابط خود را قطع کردند.
hold a summit
برگزاری اجلاس
Leaders held a summit to discuss climate policy.
رهبران برای بحث درباره سیاستهای اقلیمی یک اجلاس برگزار کردند.
issue a warning
صادر کردن هشدار
Officials issued a warning about security risks.
مقامات درباره خطرات امنیتی هشدار صادر کردند.
adopt a measure
اتخاذ کردن یک اقدام
The council adopted new safety measures.
شورا اقدامات ایمنی جدیدی اتخاذ کرد.
allocate funds
اختصاص دادن بودجه
The ministry allocated funds to education projects.
وزارتخانه بودجهای به پروژههای آموزشی اختصاص داد.
face criticism
مورد انتقاد قرار گرفتن
The company faced criticism for its decision.
شرکت به خاطر تصمیمش مورد انتقاد قرار گرفت.
gain momentum
شتاب گرفتن / قدرت گرفتن
The movement gained momentum across the country.
این جنبش در سراسر کشور شتاب گرفت.
maintain stability
حفظ ثبات
The new policies aim to maintain stability in the region.
سیاستهای جدید با هدف حفظ ثبات در منطقه طراحی شدهاند.
جمع بندی کلمات سیاست به انگلیسی
اصطلاحات سیاسی به انگلیسی فقط مخصوص سیاستمدارها یا خبرنگارها نیستند؛ این واژهها هر روز در اخبار، شبکههای اجتماعی، فیلمها و گفتگوهای روزمره استفاده میشوند. با یادگیری کلمات پایه، واژگان انتخاباتی، ساختارهای حکومتی، ایدئولوژیها، اصطلاحات رایج و کالوکیشنها، میتوانید اخبار انگلیسی را راحتتر بفهمید و حرفهایتر صحبت کنید. پیشنهاد میکنیم این لیستها را بهصورت مرحلهای تمرین کنید و با مثالهای واقعی در جمله به کار ببرید تا کاملا در ذهنتان تثبیت شوند.
مهمترین اصطلاحات سیاسی انگلیسی برای شروع کداماند؟
کلماتی مثل government، election، law، policy، democracy پایهایترین واژهها هستند و بیشترین کاربرد را در اخبار دارند.
تفاوت parliament و congress چیست؟
Parliament معمولا برای سیستمهای بریتانیایی استفاده میشود، اما Congress بیشتر در آمریکا به قوه قانونگذاری گفته میشود.
برای فهم اخبار سیاسی انگلیسی چه چیزی مهمتر است: لغت یا اصطلاح؟
هر دو مهماند، اما یادگیری کالوکیشنها و عبارات رایج باعث میشود متنهای خبری را طبیعیتر و سریعتر بفهمید.
آیا این واژگان در آزمونهایی مثل IELTS و TOEFL هم کاربرد دارند؟
بله، مخصوصاً در بخشهای Reading، Listening و Writing موضوعات سیاسی و اجتماعی بسیار رایج هستند.
بهترین روش حفظ کردن اصطلاحات سیاسی چیست؟
بهجای حفظ کردن تکی، هر کلمه را همراه با جمله مثال و کاربرد واقعی یاد بگیرید و سعی کنید خودتان با آن جمله بسازید.
دیدگاهتان را بنویسید