جستجو برای:
  • صفحه اصلی
  • آموزش رایگان زبان
    • آموزش زبان ترکی استانبولی
    • آموزش رایگان زبان انگلیسی
    • آموزش زبان فرانسه
    • آموزش زبان آلمانی
  • پادکست های آموزشی
    • پادکست زبان ترکی استانبولی
    • پادکست زبان انگلیسی
    • پادکست زبان آلمانی
    • پادکست زبان فرانسه
  • دوره های آموزشی
  • تماس با ما
    • درباره ما
  • حساب کاربری
 
  • 02191035152
زبان مستر
  • زبان مستر
  • دوره های آموزشی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان ترکی استانبولی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان انگلیسی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان آلمانی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان فرانسه
  • آموزش رایگان زبان
    • آموزش زبان ترکی استانبولی
    • آموزش رایگان زبان انگلیسی
    • آموزش زبان آلمانی
    • آموزش زبان فرانسه
  • پادکست های آموزشی
    • پادکست زبان ترکی استانبولی
    • پادکست زبان انگلیسی
    • پادکست زبان آلمانی
    • پادکست زبان فرانسه
ورود کاربر

بلاگ

زبان مستر بلاگ مقالات زبان انگلیسی لیست کامل اعضای بدن به انگلیسی + مثال و ترجمه

لیست کامل اعضای بدن به انگلیسی + مثال و ترجمه

۱۴۰۴/۰۹/۱۷
ارسال شده توسط مصطفی ساهری
مقالات زبان انگلیسی
841 بازدید
لیست کامل اعضای بدن به انگلیسی + مثال و ترجمه
دانلود نسخه PDF مقاله

یادگیری اعضای بدن به انگلیسی یکی از موضوعات پایه و بسیار کاربردی است، چون در مکالمه‌های روزمره، توصیف درد، صحبت با پزشک یا حتی هنگام ورزش به این واژگان نیاز داریم. در این مقاله علاوه بر معرفی کامل واژگان، نمونه‌هایی از جمله سازی با اعضای بدن به انگلیسی ارائه می‌شود تا بتوانید آن‌ها را در گفتگوهای واقعی استفاده کنید. همچنین اگر به دنبال اعضای بدن به انگلیسی با تلفظ صوتی هستید، این درس از آموزش زبان انگلیسی زبان مستر برای شماست.

موضوعات این مقاله
1 اعضای اصلی و بیرونی بدن (Basic Body Parts)
2 اعضای سر و صورت به انگلیسی (Head and Face Parts in English)
3 اعضای بدن به انگلیسی – بالاتنه (Upper Body Parts in English)
4 اعضای بدن به انگلیسی – دست و انگشت‌ها
5 اعضای بدن به انگلیسی – پایین تنه (Lower Body Parts in English)
6 اعضای داخلی بدن (Internal Organs)
7 استخوان‌های بدن به انگلیسی (Bones of the Body (Skeletal System))
8 عضلات مهم بدن (Major Muscles of the Body)
9 افعال مرتبط با اعضای بدن به انگلیسی (Verbs Related to Body Parts)
10 جمع بندی
11 سوالات متداول

اعضای اصلی و بیرونی بدن (Basic Body Parts)

head

سر

I have a small headache in my head.

کمی سردرد در ناحیه سرم دارم.


face

صورت

Her face looks very happy today.

امروز چهره‌اش خیلی خوشحال به نظر می‌رسد.


hair

مو

She brushed her hair before leaving the house.

قبل از خروج از خانه موهایش را شانه کرد.


ear

گوش

I can’t hear you clearly with my left ear.

با گوش چپم نمی‌توانم واضح بشنوم.


eye

چشم

My eyes get tired when I use the computer too long.

وقتی زیاد از کامپیوتر استفاده می‌کنم چشم‌هایم خسته می‌شوند.


nose

بینی

My nose is blocked because of the cold.

بینی‌ام به خاطر سرماخوردگی گرفته است.


mouth

دهان

Please open your mouth and say “ah.”

لطفاً دهانت را باز کن و بگو «آه».


neck

گردن

My neck hurts when I sleep in a bad position.

وقتی در وضعیت بدی می‌خوابم گردنم درد می‌گیرد.


shoulder

شانه

He carried the bag on his right shoulder.

کیف را روی شانه‌ی راستش حمل کرد.


arm

بازو

She lifted her arm to wave at her friend.

بازویش را بلند کرد تا برای دوستش دست تکان دهد.


elbow

آرنج

Don’t put your elbows on the table.

آرنج‌هایت را روی میز نگذار.


hand

دست

He washed his hands before eating.

قبل از غذا خوردن دست‌هایش را شست.


finger

انگشت

She cut her finger while cooking.

هنگام آشپزی انگشتش را برید.


chest

قفسه سینه

He felt pain in his chest while running.

هنگام دویدن در قفسه سینه‌اش احساس درد کرد.


back

پشت

My back hurts after sitting for many hours.

بعد از چند ساعت نشستن پشتم درد می‌گیرد.


waist

کمر / دور کمر

The belt is too tight around my waist.

کمربند دور کمرم خیلی تنگ است.


leg

پا (از لگن تا پاشنه)

She hurt her leg while playing football.

هنگام فوتبال بازی کردن پایش آسیب دید.


knee

زانو

I can’t bend my knee easily today.

امروز نمی‌توانم به‌راحتی زانویم را خم کنم.


foot

پا

feet

پاها

My feet get cold in winter.

پاهایم در زمستان سرد می‌شوند.


toe

انگشت پا

I hit my toe on the corner of the table.

انگشت پایم به گوشه میز خورد.

اعضای سر و صورت به انگلیسی (Head and Face Parts in English)

forehead

پیشانی

She touched her forehead to check her temperature.

پیشانی‌اش را لمس کرد تا دمای بدنش را چک کند.


eyebrow

ابرو

He raised his eyebrows in surprise.

از تعجب ابروهایش را بالا برد.


eyelash

مژه

A small eyelash fell into my eye.

یک مژه کوچک داخل چشمم افتاد.


eyelid

پلک

Her eyelids feel heavy when she is tired.

وقتی خسته است پلک‌هایش سنگین می‌شوند.


temple

گیجگاه

He rubbed his temples because of the headache.

به‌خاطر سردرد گیجگاه‌هایش را می‌مالید (ماساژ می‌داد).


cheek

گونه

She kissed her child on the cheek.

گونه‌ی فرزندش را بوسید.


chin

چانه

He rested his chin on his hand.

چانه‌اش را روی دستش گذاشت.


jaw

فک

My jaw hurts when I chew too much.

وقتی زیاد می‌جوم فکم درد می‌گیرد.


lips

لب‌ها

Her lips are dry in cold weather.

لب‌هایش در هوای سرد خشک می‌شوند.


teeth

دندان‌ها

You should brush your teeth twice a day.

باید روزی دو بار دندان‌هایت را مسواک بزنی.


tongue

زبان

I bit my tongue while talking.

نگام صحبت کردن زبانم را گاز گرفتم.


nose bridge

پل بینی

His glasses sit on the bridge of his nose.

عینکش روی پل بینی‌اش قرار می‌گیرد.


nostril

سوراخ بینی

One of my nostrils is blocked.

یکی از سوراخ‌های بینی‌ام گرفته است.


beard

ریش

He trims his beard every week.

او هر هفته ریشش را مرتب می‌کند.


mustache

سبیل

His mustache makes him look older.

سبیلش باعث می‌شود مسن‌تر به نظر برسد.


skull

جمجمه

The skull protects the brain.

جمجمه از مغز محافظت می‌کند.


brain

مغز

The brain controls everything we do.

مغز تمام کارهایی که انجام می‌دهیم را کنترل می‌کند.

اعضای بدن به انگلیسی – بالاتنه (Upper Body Parts in English)

neck

گردن

My neck feels stiff after sleeping wrong.

بعد از بد خوابیدن گردنم سفت شده است.


shoulder

شانه

She injured her shoulder while lifting a heavy box.

هنگام بلند کردن یک جعبه سنگین شانه‌اش آسیب دید.


collarbone

استخوان ترقوه

He broke his collarbone in a bike accident.

در یک تصادف دوچرخه‌سواری ترقوه‌اش شکست.


chest

قفسه سینه

He felt pressure in his chest after running.

بعد از دویدن در قفسه سینه‌اش احساس فشار کرد.


breast

سینه (بخش نرم) / پستان

The doctor checked her breast for any pain.

دکتر سینه‌اش را برای هرگونه درد بررسی کرد.


rib

دنده

She hurt one of her ribs during exercise.

هنگام ورزش یکی از دنده‌هایش آسیب دید.


back

پشت

My back gets sore when I sit too long.

وقتی زیاد می‌نشینم پشتم درد می‌گیرد.


spine

ستون فقرات

The spine helps us stand straight.

ستون فقرات به ما کمک می‌کند صاف بایستیم.


shoulder blade

کتف / استخوان کتف

You can feel your shoulder blade when you stretch your arm back.

وقتی بازویت را به عقب می‌بری می‌توانی استخوان کتف را حس کنی.


armpit

زیر بغل

He felt an itch in his armpit.

در زیر بغلش احساس خارش کرد.


waist

دور کمر / کمر

This dress is tight around the waist.

این لباس دور کمر تنگ است.


abdomen

شکم (علمی/پزشکی)

The doctor pressed on his abdomen to check for pain.

دکتر برای بررسی درد روی شکمش فشار داد.


stomach

شکم / معده (در گفتار روزمره بیشتر به معنی شکم)

My stomach hurts after eating too fast.

بعد از سریع خوردن دلم درد می‌گیرد.


navel – belly button

ناف

She has a small scar near her belly button.

نزدیک نافش یک جای زخم کوچک دارد.

اعضای بدن به انگلیسی – دست و انگشت‌ها

در اینجا می‌خواهیم اعضای دست و انگشت ها در انگلیسی (Hand and Finger Parts) را یاد بگیریم:

hand

دست

He raised his hand to ask a question.

دستش را بلند کرد تا یک سوال بپرسد.


palm

کف دست

She wrote the phone number on her palm.

شماره تلفن را روی کف دستش نوشت.


back of the hand

پشت دست

He hurt the back of his hand while working.

هنگام کار پشت دستش آسیب دید.


wrist

مچ دست

My wrist hurts after typing all day.

بعد از تمام روز تایپ کردن مچ دستم درد می‌کند.


thumb

انگشت شست

She gave a thumbs-up to show approval.

برای نشان دادن تأیید، علامت انگشت شست بالا را نشان داد (لایک داد).


index finger

انگشت اشاره

He pointed with his index finger at the map.

با انگشت اشاره‌اش نقشه را نشان داد.


middle finger

انگشت وسط

I injured my middle finger while closing the door.

هنگام بستن در انگشت وسطی‌ام آسیب دید.


ring finger

انگشت حلقه

She wears a gold ring on her ring finger.

او یک حلقه‌ی طلا به انگشت حلقه‌اش می‌کند.


little finger – pinky

انگشت کوچک

The child held her mother’s little finger.

کودک انگشت کوچک مادرش را گرفت.


fingernail

ناخن انگشت دست

He cut his fingernails yesterday.

دیروز ناخن‌های دستش را گرفت.


knuckle

بند انگشت / برآمدگی بالای انگشت

I scraped my knuckle on the wall.

بند انگشتم را به دیوار ساییدم.


cuticle

کوتیکول (پوست کنار ناخن)

She pushed back her cuticles during a manicure.

هنگام مانیکور کوتیکول‌هایش را عقب زد.


grip

مشت / قدرت گرفتن (قسمت کف و انگشت‌ها هنگام گرفتن چیزی)

His grip on the bottle was very strong.

جوری که بطری را نگه داشته بود خیلی سفت/قوی بود.


forearm

ساعد

He has a tattoo on his forearm.

روی ساعدش یک تتو دارد.


elbow crease

گودی آرنج / چین آرنج

The nurse checked the elbow crease for a vein.

پرستار برای پیدا کردن رگ، گودی آرنج را بررسی کرد.

اعضای بدن به انگلیسی – پایین تنه (Lower Body Parts in English)

hip

لگن / باسن جانبی

She felt pain in her right hip after exercising.

بعد از ورزش در لگن راستش احساس درد کرد.


thigh

ران

His thigh muscles got sore after running.

عضلات رانش بعد از دویدن درد گرفتند.


hamstring

پشت ران

He stretched his hamstrings before the game.

قبل از بازی پشت ران‌هایش را کشش داد.


knee

زانو

My knee hurts when I climb stairs.

وقتی از پله‌ها بالا می‌روم زانویم درد می‌گیرد.


kneecap

استخوان کاسه زانو / کشکک زانو

She injured her kneecap in a fall.

موقع افتادن کشکک زانویش آسیب دید.


calf

پشت ساق پا / نرمه پا

My calves get tight after long walks.

پشت ساق‌هایم بعد از پیاده‌روی‌های طولانی سفت می‌شود.


shin

ساق پا (از جلو)

He hit his shin on the coffee table.

ساق پایش به میز عسلی خورد.


ankle

مچ پا

She twisted her ankle while running.

موقع دویدن مچ پایش پیچ خورد.


heel

پاشنه پا

My heel hurts when I walk a lot.

وقتی زیاد راه می‌روم پاشنه پایم درد می‌گیرد.


sole

کف پا

The soles of my feet are very sensitive.

کف پاهایم خیلی حساس هستن.


arch

قوس پا

He has pain in the arch of his foot.

در قوس پایش احساس درد دارد.


ball of the foot

سینه‌ی پا

Dancers put pressure on the balls of their feet.

رقصنده‌ها روی سینه‌ی پاهایشان فشار می‌آورند.


toe

انگشت پا

I hit my toe on the door last night.

دیشب انگشت پایم به در خورد.


toenail

ناخن انگشت پا

He cut his toenails too short.

ناخن‌های پایش را خیلی کوتاه کرده بود.


groin

کشاله ران

He felt a sharp pain in his groin while lifting weights.

هنگام وزنه‌زدن در کشاله رانش درد تیزی احساس کرد.


toe joint

مفصل انگشت پا

The toe joint becomes stiff in cold weather.

مفصل انگشت پا در هوای سرد خشک می‌شود.


Achilles tendon

تاندون آشیل

The Achilles tendon helps you walk and run.

تاندون آشیل به راه رفتن و دویدن کمک می‌کند.

اعضای داخلی بدن (Internal Organs)

heart

قلب

The doctor said my heart is perfectly healthy.

دکتر گفت قلبم کاملاً سالم است.


lungs

ریه‌ها

Smoking can damage your lungs over time.

سیگار کشیدن می‌تواند به مرور زمان ریه‌ها را آسیب بزند.


stomach

معده

My stomach hurts after eating spicy food.

معده‌ام بعد از خورد غذای تند درد می‌کند.


liver

کبد

The liver helps the body remove toxins.

کبد به بدن کمک می‌کند سموم را دفع کند.


kidneys

کلیه‌ها

Drinking enough water keeps your kidneys healthy.

نوشیدن آب کافی کلیه‌ها را سالم نگه می‌دارد.


intestines

روده‌ها

The intestines digest food and absorb nutrients.

روده‌ها غذا را هضم کرده و مواد مغذی را جذب می‌کنند.


small intestine

روده کوچک

Most nutrient absorption happens in the small intestine.

بیشتر جذب مواد مغذی در روده کوچک انجام می‌شود.


large intestine

روده بزرگ

The large intestine absorbs water from food waste.

روده بزرگ آبِ باقیمانده‌ی مواد غذایی را جذب می‌کند.


pancreas

لوزالمعده

The pancreas produces insulin.

لوزالمعده انسولین تولید می‌کند.


spleen

طحال

The spleen helps the body fight infections.

طحال به بدن کمک می‌کند با عفونت‌ها مبارزه کند.


gallbladder

کیسه صفرا

The gallbladder stores bile for digestion.

کیسه صفرا صفرا را برای هضم غذا ذخیره می‌کند.


bladder

مثانه

The bladder holds urine until you are ready to go.

مثانه ادرار را تا زمانی که آماده رفتن باشید نگه می‌دارد.


esophagus

مری

The esophagus carries food from the mouth to the stomach.

مری غذا را از دهان به معده می‌برد.


trachea

نای / نایژه اصلی

Air passes through the trachea into the lungs.

هوا از طریق نای وارد ریه‌ها می‌شود.


bronchi

نایژه‌ها

The bronchi branch into smaller airways inside the lungs.

نایژه‌ها داخل ریه‌ها به راه‌های هوایی کوچک‌تر منشعب می‌شوند.


diaphragm

دیافراگم

The diaphragm helps you breathe in and out.

دیافراگم به دم و بازدم کمک می‌کند.


appendix

آپاندیس

His appendix was removed during surgery.

آپاندیسش در طول عمل جراحی برداشته شد.


bowels

احشاء / روده‌ها (غیررسمی)

He had a problem with his bowels last night.

دیشب مشکلی در احشاء/روده‌هایش داشت.


veins

رگ‌های خونی (سیاهرگ‌ها)

Veins carry blood back to the heart.

سیاهرگ‌ها خون را به قلب بازمی‌گردانند.


arteries

سرخرگ‌ها

Arteries carry oxygen-rich blood through the body.

سرخرگ‌ها خونِ سرشار از اکسیژن را در بدن منتقل می‌کنند.


brain

مغز

The brain controls movement, thoughts, and emotions.

مغز حرکت‌ها، افکار و احساسات را کنترل می‌کند.


spinal cord

نخاع

The spinal cord sends messages between the brain and body.

نخاع پیام‌ها را بین مغز و بدن منتقل می‌کند.


reproductive organs

اندام‌های تناسلی

Reproductive organs differ between men and women.

اندام‌های تناسلی بین مردان و زنان متفاوت است.

استخوان‌های بدن به انگلیسی (Bones of the Body (Skeletal System))

skull

جمجمه

The skull protects the brain from injury.

جمجمه از مغز در برابر آسیب محافظت می‌کند.


spine – backbone

ستون فقرات

The spine helps us stand upright.

ستون فقرات کمک می‌کند صاف بایستیم.


vertebra

مهره ستون فقرات

Each vertebra can move slightly to allow flexibility.

هر مهره می‌تواند کمی حرکت کند تا انعطاف ایجاد شود.


collarbone – clavicle

استخوان ترقوه

He felt pain in his collarbone after the fall.

بعد از زمین‌خوردن در استخوان ترقوه‌اش احساس درد کرد.


shoulder blade – scapula

استخوان کتف

The shoulder blade connects the arm to the body.

استخوان کتف بازو را به بدن متصل می‌کند.


sternum

استخوان جناغ سینه

The sternum is located in the center of the chest.

جناغ سینه در وسط قفسه سینه قرار دارد.


pelvis

لگن

The pelvis supports the spine and upper body.

لگن از ستون فقرات و نیم‌تنه بالایی حمایت می‌کند.


femur

استخوان ران

The femur is the longest bone in the body.

استخوان ران بلندترین استخوان بدن است.


tibia

درشت‌نی (استخوان جلوی ساق)

He injured his tibia during the match.

در مسابقه درشت‌نی‌اش آسیب دید.


fibula

نازک‌نی (استخوان کناری ساق)

The fibula helps stabilize the lower leg.

نازک‌نی به تثبیت قسمت پایین پا کمک می‌کند.


patella

کشکک زانو

The patella protects the knee joint.

کشکک زانو از مفصل زانو محافظت می‌کند.


humerus

استخوان بازو

The humerus connects the shoulder to the elbow.

استخوان بازو شانه را به آرنج متصل می‌کند.


radius

استخوان زند زبرین (سمت شست)

The radius rotates when you turn your wrist.

هنگام چرخاندن مچ، استخوان رادیوس می‌چرخد.


ulna

استخوان زند زیرین (سمت انگشت کوچک)

The ulna forms the elbow joint with the humerus.

اولنا همراه با استخوان بازو مفصل آرنج را تشکیل می‌دهد.


carpals

استخوان‌های مچ دست

The carpals allow the wrist to bend and rotate.

استخوان‌های مچ دست امکان خم شدن و چرخیدن مچ را فراهم می‌کنند.


metacarpals

استخوان‌های کف دست

She fractured one of her metacarpals.

یکی از استخوان‌های کف دستش شکست.


phalanges

استخوان‌های انگشتان

The phalanges help you move your fingers and toes.

استخوان‌های انگشتان به حرکت انگشتان دست و پا کمک می‌کنند.


tarsals

استخوان‌های مچ پا

The tarsals support the back of the foot.

استخوان‌های مچ پا از پشت پا حمایت می‌کنند.


metatarsals

استخوان‌های کف پا

He broke a metatarsal during training.

هنگام تمرین یکی از استخوان‌های کف پایش شکست.

عضلات مهم بدن (Major Muscles of the Body)

biceps

عضله جلو بازو

He trains his biceps at the gym twice a week.

او دوبار در هفته در باشگاه عضله جلو بازویش را تمرین می‌دهد.


triceps

عضله پشت بازو

Push-up exercises strengthen the triceps.

تمرین شنا عضلات پشت بازو را تقویت می‌کند.


deltoids

عضلات شانه

Lifting weights helps build strong deltoids.

وزنه‌زدن به تقویت عضلات شانه کمک می‌کند.


Pectorals (Pecs)

عضلات سینه

Bench press mainly works the pectoral muscles.

پرس سینه عمدتاً عضلات سینه را درگیر می‌کند.


abdominal muscles (abs)

عضلات شکم

Sit-ups help strengthen your abs.

درازنشست به تقویت عضلات شکم کمک می‌کند.


obliques

عضلات مایل شکم

Side planks are great for training the obliques.

پلانک بغل برای تمرین عضلات مایل شکم عالی است.


latissimus dorsi (lats)

عضلات پهن پشتی / لت

Pull-ups work the lats effectively.

بارفیکس به‌طور مؤثر عضلات پهن پشتی را درگیر می‌کند.


trapezius (traps)

عضله ذوزنقه‌ای پشت و گردن

Heavy lifting can strain the trapezius muscle.

بلند کردن اجسام سنگین ممکن است عضله ذوزنقه‌ای را تحت فشار قرار دهد.


glutes (gluteal muscles)

عضلات باسن

Squats are perfect for strengthening the glutes.

اسکوات برای تقویت عضلات باسن عالی است.


quadriceps (quads)

عضلات جلو ران

Running uphill works the quadriceps hard.

دویدن در سربالایی عضلات جلو ران را به‌شدت درگیر می‌کند.


hamstrings

عضلات پشت ران

Stretching the hamstrings helps prevent injury.

شش عضلات پشت ران به جلوگیری از آسیب کمک می‌کند.


calf muscles

عضلات ساق پا / عضلات نرمه پا

Jumping exercises strengthen the calf muscles.

تمرینات پرشی عضلات ساق پا را تقویت می‌کنند.


hip flexors

عضلات خم‌کننده لگن

Sitting too long can tighten the hip flexors.

زیاد نشستن می‌تواند عضلات خم‌کننده لگن را سفت کند.


lower back muscles

عضلات کمر

Strengthening lower back muscles helps reduce pain.

تقویت عضلات کمر به کاهش درد کمک می‌کند.


forearm muscles

عضلات ساعد

Rock climbing builds strong forearm muscles.

سنگ‌نوردی عضلات ساعد را قوی می‌کند.

بیشتر بخوانید: اصطلاحات انگلیسی با اعضای بدن

افعال مرتبط با اعضای بدن به انگلیسی (Verbs Related to Body Parts)

blink

پلک زدن

She blinked quickly because something was in her eye.

سریع پلک زد چون چیزی داخل چشمش رفته بود.


breathe

نفس کشیدن

He tried to breathe slowly to calm down.

تلاش کرد آرام نفس بکشد تا آرام شود.


swallow

قورت دادن

It hurts when I swallow.

هنگام قورت دادن گلویم درد می‌گیرد.


chew

جویدن

Chew your food well before swallowing.

قبل از قورت دادن، غذایت را خوب بجو.


smell

بو کردن / حس بویایی داشتن

She can’t smell anything because of the flu.

به‌خاطر آنفلوآنزا نمی‌تواند چیزی را بو کند.


taste

مزه کردن / چشیدن

I can’t taste the soup; it needs more salt.

مزه سوپ را حس نمی‌کنم؛ نمک بیشتری لازم دارد.


touch

لمس کردن

Don’t touch your eyes with dirty hands.

با دست‌های کثیف چشمت را لمس نکن.


grab

گرفتن

He grabbed my arm suddenly.

ناگهان بازوی مرا گرفت.


hold

نگه داشتن

Can you hold my hand while we cross the street?

می‌توانی هنگام عبور از خیابان دستم را بگیری؟


bend

خم کردن

It’s hard for me to bend my knee today.

امروز خم کردن زانو برایم سخت است.


stretch

کشش دادن / کش آمدن

Stretch your legs before running.

قبل از دویدن پاهایت را کشش بده.


kick

لگد زدن

He kicked the ball with his right foot.

توپ را با پای راستش شوت کرد (به آن لگد زد).


nod

سر تکان دادن (به نشانهٔ تأیید)

She nodded her head to say yes.

برای گفتن «بله» سرش را تکان داد.


shake

تکان دادن (مثلاً سر یا دست)

He shook his head to say no.

برای گفتن «نه» سرش را تکان داد.


whisper

پچ‌پچ کردن / زمزمه کردن

She whispered into his ear.

در گوشش پچ‌پچ کرد.


frown

اخم کردن

He frowned when he heard the bad news.

وقتی خبر بد را شنید اخم کرد.


sweat

عرق کردن

He started to sweat after running for ten minutes.

بعد از ده دقیقه دویدن شروع به عرق کردن کرد.


yawn

خمیازه کشیدن

She yawned because she was very tired.

چون خیلی خسته بود خمیازه کشید.


cough

سرفه کردن

He coughed all night because of the cold.

به‌خاطر سرماخوردگی تمام شب سرفه کرد.


sneeze

عطسه کردن

She sneezed loudly in the classroom.

در کلاس با صدای بلند عطسه کرد.

بیشتر بخوانید: ۳۳۳ فعل پرکاربرد زبان انگلیسی

جمع بندی

آشنایی با اعضای بدن به انگلیسی برای مکالمه‌های روزمره، مراجعه به پزشک، ورزش و حتی توصیف احساسات ضروری است. در این مقاله تمام بخش‌های بدن به‌همراه جمله‌های کاربردی و ترجمه فارسی آورده شد تا بتوانید آن‌ها را در گفتگوهای واقعی به‌کار ببرید. با تمرین این واژگان و ساخت جمله‌های ساده، تسلط شما در زبان انگلیسی به‌طور قابل‌توجهی بیشتر می‌شود.

سوالات متداول

برای یادگیری اعضای بدن، جمله‌سازی مهم‌تر است یا حفظ لغت؟

هر دو لازم است؛ اما جمله‌سازی باعث می‌شود واژه‌ها سریع‌تر در ذهن بمانند.

آیا اعضای بدن در مکالمات روزمره زیاد استفاده می‌شوند؟

بله، مخصوصاً هنگام توضیح درد، ورزش، دکتر رفتن یا توصیف ظاهر افراد.

فرق stomach و belly چیه؟

Stomach بیشتر معنی «معده» دارد؛ belly بیشتر معنی «شکم» در گفتار روزمره.

چطور می‌توانم تلفظ صحیح اعضای بدن را یاد بگیرم؟

در این مقاله تلفظ صوتی تمام کلمات و جملات آمده و می‌توانید از آن استفاده کنید.

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

لوگو زبان مستر فوتر

زبان مستر، در راستای امر ارتقاء سطح آموزش زبان‌ ترکی استانبولی، آموزش زبان فرانسه، آموزش زبان آلمانی و آموزش زبان انگلیسی؛ تلاش بر این دارد تا یادگیری این زبان‌ها را با ابزارهای کاربردی و هم‌چنین پشتیبانی قوی، برای زبان‌آموزان راحت‌تر کند.

  • آدرس: تهران، جردن، عاطفی شرقی، ساسان، پلاک 4
  • 02191035152
  • info@zabanmaster.com
دسترسی سریع
  • بلاگ
  • دوره های آموزشی
  • حساب کاربری
  • درباره ما
  • قوانین و مقررات
  • تماس با ما
  • اپلیکیشن آموزش زبان
مجوزها


logo-samandehi


logo-enamad

nashr-digital

bank-license
تمامی حقوق برای سایت زبان مستر محفوظ می باشد.
جشنواره جام جهانی زبان مستر

ورود

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

هنوز عضو نشده اید؟ عضویت در سایت