لیست کامل اعضای بدن به انگلیسی + مثال و ترجمه
یادگیری اعضای بدن به انگلیسی یکی از موضوعات پایه و بسیار کاربردی است، چون در مکالمههای روزمره، توصیف درد، صحبت با پزشک یا حتی هنگام ورزش به این واژگان نیاز داریم. در این مقاله علاوه بر معرفی کامل واژگان، نمونههایی از جمله سازی با اعضای بدن به انگلیسی ارائه میشود تا بتوانید آنها را در گفتگوهای واقعی استفاده کنید. همچنین اگر به دنبال اعضای بدن به انگلیسی با تلفظ صوتی هستید، این درس از آموزش زبان انگلیسی زبان مستر برای شماست.
اعضای اصلی و بیرونی بدن (Basic Body Parts)
head
سر
I have a small headache in my head.
کمی سردرد در ناحیه سرم دارم.
face
صورت
Her face looks very happy today.
امروز چهرهاش خیلی خوشحال به نظر میرسد.
hair
مو
She brushed her hair before leaving the house.
قبل از خروج از خانه موهایش را شانه کرد.
ear
گوش
I can’t hear you clearly with my left ear.
با گوش چپم نمیتوانم واضح بشنوم.
eye
چشم
My eyes get tired when I use the computer too long.
وقتی زیاد از کامپیوتر استفاده میکنم چشمهایم خسته میشوند.
nose
بینی
My nose is blocked because of the cold.
بینیام به خاطر سرماخوردگی گرفته است.
mouth
دهان
Please open your mouth and say “ah.”
لطفاً دهانت را باز کن و بگو «آه».
neck
گردن
My neck hurts when I sleep in a bad position.
وقتی در وضعیت بدی میخوابم گردنم درد میگیرد.
shoulder
شانه
He carried the bag on his right shoulder.
کیف را روی شانهی راستش حمل کرد.
arm
بازو
She lifted her arm to wave at her friend.
بازویش را بلند کرد تا برای دوستش دست تکان دهد.
elbow
آرنج
Don’t put your elbows on the table.
آرنجهایت را روی میز نگذار.
hand
دست
He washed his hands before eating.
قبل از غذا خوردن دستهایش را شست.
finger
انگشت
She cut her finger while cooking.
هنگام آشپزی انگشتش را برید.
chest
قفسه سینه
He felt pain in his chest while running.
هنگام دویدن در قفسه سینهاش احساس درد کرد.
back
پشت
My back hurts after sitting for many hours.
بعد از چند ساعت نشستن پشتم درد میگیرد.
waist
کمر / دور کمر
The belt is too tight around my waist.
کمربند دور کمرم خیلی تنگ است.
leg
پا (از لگن تا پاشنه)
She hurt her leg while playing football.
هنگام فوتبال بازی کردن پایش آسیب دید.
knee
زانو
I can’t bend my knee easily today.
امروز نمیتوانم بهراحتی زانویم را خم کنم.
foot
پا
feet
پاها
My feet get cold in winter.
پاهایم در زمستان سرد میشوند.
toe
انگشت پا
I hit my toe on the corner of the table.
انگشت پایم به گوشه میز خورد.
اعضای سر و صورت به انگلیسی (Head and Face Parts in English)
forehead
پیشانی
She touched her forehead to check her temperature.
پیشانیاش را لمس کرد تا دمای بدنش را چک کند.
eyebrow
ابرو
He raised his eyebrows in surprise.
از تعجب ابروهایش را بالا برد.
eyelash
مژه
A small eyelash fell into my eye.
یک مژه کوچک داخل چشمم افتاد.
eyelid
پلک
Her eyelids feel heavy when she is tired.
وقتی خسته است پلکهایش سنگین میشوند.
temple
گیجگاه
He rubbed his temples because of the headache.
بهخاطر سردرد گیجگاههایش را میمالید (ماساژ میداد).
cheek
گونه
She kissed her child on the cheek.
گونهی فرزندش را بوسید.
chin
چانه
He rested his chin on his hand.
چانهاش را روی دستش گذاشت.
jaw
فک
My jaw hurts when I chew too much.
وقتی زیاد میجوم فکم درد میگیرد.
lips
لبها
Her lips are dry in cold weather.
لبهایش در هوای سرد خشک میشوند.
teeth
دندانها
You should brush your teeth twice a day.
باید روزی دو بار دندانهایت را مسواک بزنی.
tongue
زبان
I bit my tongue while talking.
نگام صحبت کردن زبانم را گاز گرفتم.
nose bridge
پل بینی
His glasses sit on the bridge of his nose.
عینکش روی پل بینیاش قرار میگیرد.
nostril
سوراخ بینی
One of my nostrils is blocked.
یکی از سوراخهای بینیام گرفته است.
beard
ریش
He trims his beard every week.
او هر هفته ریشش را مرتب میکند.
mustache
سبیل
His mustache makes him look older.
سبیلش باعث میشود مسنتر به نظر برسد.
skull
جمجمه
The skull protects the brain.
جمجمه از مغز محافظت میکند.
brain
مغز
The brain controls everything we do.
مغز تمام کارهایی که انجام میدهیم را کنترل میکند.
اعضای بدن به انگلیسی – بالاتنه (Upper Body Parts in English)
neck
گردن
My neck feels stiff after sleeping wrong.
بعد از بد خوابیدن گردنم سفت شده است.
shoulder
شانه
She injured her shoulder while lifting a heavy box.
هنگام بلند کردن یک جعبه سنگین شانهاش آسیب دید.
collarbone
استخوان ترقوه
He broke his collarbone in a bike accident.
در یک تصادف دوچرخهسواری ترقوهاش شکست.
chest
قفسه سینه
He felt pressure in his chest after running.
بعد از دویدن در قفسه سینهاش احساس فشار کرد.
breast
سینه (بخش نرم) / پستان
The doctor checked her breast for any pain.
دکتر سینهاش را برای هرگونه درد بررسی کرد.
rib
دنده
She hurt one of her ribs during exercise.
هنگام ورزش یکی از دندههایش آسیب دید.
back
پشت
My back gets sore when I sit too long.
وقتی زیاد مینشینم پشتم درد میگیرد.
spine
ستون فقرات
The spine helps us stand straight.
ستون فقرات به ما کمک میکند صاف بایستیم.
shoulder blade
کتف / استخوان کتف
You can feel your shoulder blade when you stretch your arm back.
وقتی بازویت را به عقب میبری میتوانی استخوان کتف را حس کنی.
armpit
زیر بغل
He felt an itch in his armpit.
در زیر بغلش احساس خارش کرد.
waist
دور کمر / کمر
This dress is tight around the waist.
این لباس دور کمر تنگ است.
abdomen
شکم (علمی/پزشکی)
The doctor pressed on his abdomen to check for pain.
دکتر برای بررسی درد روی شکمش فشار داد.
stomach
شکم / معده (در گفتار روزمره بیشتر به معنی شکم)
My stomach hurts after eating too fast.
بعد از سریع خوردن دلم درد میگیرد.
navel – belly button
ناف
She has a small scar near her belly button.
نزدیک نافش یک جای زخم کوچک دارد.
اعضای بدن به انگلیسی – دست و انگشتها
در اینجا میخواهیم اعضای دست و انگشت ها در انگلیسی (Hand and Finger Parts) را یاد بگیریم:
hand
دست
He raised his hand to ask a question.
دستش را بلند کرد تا یک سوال بپرسد.
palm
کف دست
She wrote the phone number on her palm.
شماره تلفن را روی کف دستش نوشت.
back of the hand
پشت دست
He hurt the back of his hand while working.
هنگام کار پشت دستش آسیب دید.
wrist
مچ دست
My wrist hurts after typing all day.
بعد از تمام روز تایپ کردن مچ دستم درد میکند.
thumb
انگشت شست
She gave a thumbs-up to show approval.
برای نشان دادن تأیید، علامت انگشت شست بالا را نشان داد (لایک داد).
index finger
انگشت اشاره
He pointed with his index finger at the map.
با انگشت اشارهاش نقشه را نشان داد.
middle finger
انگشت وسط
I injured my middle finger while closing the door.
هنگام بستن در انگشت وسطیام آسیب دید.
ring finger
انگشت حلقه
She wears a gold ring on her ring finger.
او یک حلقهی طلا به انگشت حلقهاش میکند.
little finger – pinky
انگشت کوچک
The child held her mother’s little finger.
کودک انگشت کوچک مادرش را گرفت.
fingernail
ناخن انگشت دست
He cut his fingernails yesterday.
دیروز ناخنهای دستش را گرفت.
knuckle
بند انگشت / برآمدگی بالای انگشت
I scraped my knuckle on the wall.
بند انگشتم را به دیوار ساییدم.
cuticle
کوتیکول (پوست کنار ناخن)
She pushed back her cuticles during a manicure.
هنگام مانیکور کوتیکولهایش را عقب زد.
grip
مشت / قدرت گرفتن (قسمت کف و انگشتها هنگام گرفتن چیزی)
His grip on the bottle was very strong.
جوری که بطری را نگه داشته بود خیلی سفت/قوی بود.
forearm
ساعد
He has a tattoo on his forearm.
روی ساعدش یک تتو دارد.
elbow crease
گودی آرنج / چین آرنج
The nurse checked the elbow crease for a vein.
پرستار برای پیدا کردن رگ، گودی آرنج را بررسی کرد.
اعضای بدن به انگلیسی – پایین تنه (Lower Body Parts in English)
hip
لگن / باسن جانبی
She felt pain in her right hip after exercising.
بعد از ورزش در لگن راستش احساس درد کرد.
thigh
ران
His thigh muscles got sore after running.
عضلات رانش بعد از دویدن درد گرفتند.
hamstring
پشت ران
He stretched his hamstrings before the game.
قبل از بازی پشت رانهایش را کشش داد.
knee
زانو
My knee hurts when I climb stairs.
وقتی از پلهها بالا میروم زانویم درد میگیرد.
kneecap
استخوان کاسه زانو / کشکک زانو
She injured her kneecap in a fall.
موقع افتادن کشکک زانویش آسیب دید.
calf
پشت ساق پا / نرمه پا
My calves get tight after long walks.
پشت ساقهایم بعد از پیادهرویهای طولانی سفت میشود.
shin
ساق پا (از جلو)
He hit his shin on the coffee table.
ساق پایش به میز عسلی خورد.
ankle
مچ پا
She twisted her ankle while running.
موقع دویدن مچ پایش پیچ خورد.
heel
پاشنه پا
My heel hurts when I walk a lot.
وقتی زیاد راه میروم پاشنه پایم درد میگیرد.
sole
کف پا
The soles of my feet are very sensitive.
کف پاهایم خیلی حساس هستن.
arch
قوس پا
He has pain in the arch of his foot.
در قوس پایش احساس درد دارد.
ball of the foot
سینهی پا
Dancers put pressure on the balls of their feet.
رقصندهها روی سینهی پاهایشان فشار میآورند.
toe
انگشت پا
I hit my toe on the door last night.
دیشب انگشت پایم به در خورد.
toenail
ناخن انگشت پا
He cut his toenails too short.
ناخنهای پایش را خیلی کوتاه کرده بود.
groin
کشاله ران
He felt a sharp pain in his groin while lifting weights.
هنگام وزنهزدن در کشاله رانش درد تیزی احساس کرد.
toe joint
مفصل انگشت پا
The toe joint becomes stiff in cold weather.
مفصل انگشت پا در هوای سرد خشک میشود.
Achilles tendon
تاندون آشیل
The Achilles tendon helps you walk and run.
تاندون آشیل به راه رفتن و دویدن کمک میکند.
اعضای داخلی بدن (Internal Organs)
heart
قلب
The doctor said my heart is perfectly healthy.
دکتر گفت قلبم کاملاً سالم است.
lungs
ریهها
Smoking can damage your lungs over time.
سیگار کشیدن میتواند به مرور زمان ریهها را آسیب بزند.
stomach
معده
My stomach hurts after eating spicy food.
معدهام بعد از خورد غذای تند درد میکند.
liver
کبد
The liver helps the body remove toxins.
کبد به بدن کمک میکند سموم را دفع کند.
kidneys
کلیهها
Drinking enough water keeps your kidneys healthy.
نوشیدن آب کافی کلیهها را سالم نگه میدارد.
intestines
رودهها
The intestines digest food and absorb nutrients.
رودهها غذا را هضم کرده و مواد مغذی را جذب میکنند.
small intestine
روده کوچک
Most nutrient absorption happens in the small intestine.
بیشتر جذب مواد مغذی در روده کوچک انجام میشود.
large intestine
روده بزرگ
The large intestine absorbs water from food waste.
روده بزرگ آبِ باقیماندهی مواد غذایی را جذب میکند.
pancreas
لوزالمعده
The pancreas produces insulin.
لوزالمعده انسولین تولید میکند.
spleen
طحال
The spleen helps the body fight infections.
طحال به بدن کمک میکند با عفونتها مبارزه کند.
gallbladder
کیسه صفرا
The gallbladder stores bile for digestion.
کیسه صفرا صفرا را برای هضم غذا ذخیره میکند.
bladder
مثانه
The bladder holds urine until you are ready to go.
مثانه ادرار را تا زمانی که آماده رفتن باشید نگه میدارد.
esophagus
مری
The esophagus carries food from the mouth to the stomach.
مری غذا را از دهان به معده میبرد.
trachea
نای / نایژه اصلی
Air passes through the trachea into the lungs.
هوا از طریق نای وارد ریهها میشود.
bronchi
نایژهها
The bronchi branch into smaller airways inside the lungs.
نایژهها داخل ریهها به راههای هوایی کوچکتر منشعب میشوند.
diaphragm
دیافراگم
The diaphragm helps you breathe in and out.
دیافراگم به دم و بازدم کمک میکند.
appendix
آپاندیس
His appendix was removed during surgery.
آپاندیسش در طول عمل جراحی برداشته شد.
bowels
احشاء / رودهها (غیررسمی)
He had a problem with his bowels last night.
دیشب مشکلی در احشاء/رودههایش داشت.
veins
رگهای خونی (سیاهرگها)
Veins carry blood back to the heart.
سیاهرگها خون را به قلب بازمیگردانند.
arteries
سرخرگها
Arteries carry oxygen-rich blood through the body.
سرخرگها خونِ سرشار از اکسیژن را در بدن منتقل میکنند.
brain
مغز
The brain controls movement, thoughts, and emotions.
مغز حرکتها، افکار و احساسات را کنترل میکند.
spinal cord
نخاع
The spinal cord sends messages between the brain and body.
نخاع پیامها را بین مغز و بدن منتقل میکند.
reproductive organs
اندامهای تناسلی
Reproductive organs differ between men and women.
اندامهای تناسلی بین مردان و زنان متفاوت است.
استخوانهای بدن به انگلیسی (Bones of the Body (Skeletal System))
skull
جمجمه
The skull protects the brain from injury.
جمجمه از مغز در برابر آسیب محافظت میکند.
spine – backbone
ستون فقرات
The spine helps us stand upright.
ستون فقرات کمک میکند صاف بایستیم.
vertebra
مهره ستون فقرات
Each vertebra can move slightly to allow flexibility.
هر مهره میتواند کمی حرکت کند تا انعطاف ایجاد شود.
collarbone – clavicle
استخوان ترقوه
He felt pain in his collarbone after the fall.
بعد از زمینخوردن در استخوان ترقوهاش احساس درد کرد.
shoulder blade – scapula
استخوان کتف
The shoulder blade connects the arm to the body.
استخوان کتف بازو را به بدن متصل میکند.
sternum
استخوان جناغ سینه
The sternum is located in the center of the chest.
جناغ سینه در وسط قفسه سینه قرار دارد.
pelvis
لگن
The pelvis supports the spine and upper body.
لگن از ستون فقرات و نیمتنه بالایی حمایت میکند.
femur
استخوان ران
The femur is the longest bone in the body.
استخوان ران بلندترین استخوان بدن است.
tibia
درشتنی (استخوان جلوی ساق)
He injured his tibia during the match.
در مسابقه درشتنیاش آسیب دید.
fibula
نازکنی (استخوان کناری ساق)
The fibula helps stabilize the lower leg.
نازکنی به تثبیت قسمت پایین پا کمک میکند.
patella
کشکک زانو
The patella protects the knee joint.
کشکک زانو از مفصل زانو محافظت میکند.
humerus
استخوان بازو
The humerus connects the shoulder to the elbow.
استخوان بازو شانه را به آرنج متصل میکند.
radius
استخوان زند زبرین (سمت شست)
The radius rotates when you turn your wrist.
هنگام چرخاندن مچ، استخوان رادیوس میچرخد.
ulna
استخوان زند زیرین (سمت انگشت کوچک)
The ulna forms the elbow joint with the humerus.
اولنا همراه با استخوان بازو مفصل آرنج را تشکیل میدهد.
carpals
استخوانهای مچ دست
The carpals allow the wrist to bend and rotate.
استخوانهای مچ دست امکان خم شدن و چرخیدن مچ را فراهم میکنند.
metacarpals
استخوانهای کف دست
She fractured one of her metacarpals.
یکی از استخوانهای کف دستش شکست.
phalanges
استخوانهای انگشتان
The phalanges help you move your fingers and toes.
استخوانهای انگشتان به حرکت انگشتان دست و پا کمک میکنند.
tarsals
استخوانهای مچ پا
The tarsals support the back of the foot.
استخوانهای مچ پا از پشت پا حمایت میکنند.
metatarsals
استخوانهای کف پا
He broke a metatarsal during training.
هنگام تمرین یکی از استخوانهای کف پایش شکست.
عضلات مهم بدن (Major Muscles of the Body)
biceps
عضله جلو بازو
He trains his biceps at the gym twice a week.
او دوبار در هفته در باشگاه عضله جلو بازویش را تمرین میدهد.
triceps
عضله پشت بازو
Push-up exercises strengthen the triceps.
تمرین شنا عضلات پشت بازو را تقویت میکند.
deltoids
عضلات شانه
Lifting weights helps build strong deltoids.
وزنهزدن به تقویت عضلات شانه کمک میکند.
Pectorals (Pecs)
عضلات سینه
Bench press mainly works the pectoral muscles.
پرس سینه عمدتاً عضلات سینه را درگیر میکند.
abdominal muscles (abs)
عضلات شکم
Sit-ups help strengthen your abs.
درازنشست به تقویت عضلات شکم کمک میکند.
obliques
عضلات مایل شکم
Side planks are great for training the obliques.
پلانک بغل برای تمرین عضلات مایل شکم عالی است.
latissimus dorsi (lats)
عضلات پهن پشتی / لت
Pull-ups work the lats effectively.
بارفیکس بهطور مؤثر عضلات پهن پشتی را درگیر میکند.
trapezius (traps)
عضله ذوزنقهای پشت و گردن
Heavy lifting can strain the trapezius muscle.
بلند کردن اجسام سنگین ممکن است عضله ذوزنقهای را تحت فشار قرار دهد.
glutes (gluteal muscles)
عضلات باسن
Squats are perfect for strengthening the glutes.
اسکوات برای تقویت عضلات باسن عالی است.
quadriceps (quads)
عضلات جلو ران
Running uphill works the quadriceps hard.
دویدن در سربالایی عضلات جلو ران را بهشدت درگیر میکند.
hamstrings
عضلات پشت ران
Stretching the hamstrings helps prevent injury.
شش عضلات پشت ران به جلوگیری از آسیب کمک میکند.
calf muscles
عضلات ساق پا / عضلات نرمه پا
Jumping exercises strengthen the calf muscles.
تمرینات پرشی عضلات ساق پا را تقویت میکنند.
hip flexors
عضلات خمکننده لگن
Sitting too long can tighten the hip flexors.
زیاد نشستن میتواند عضلات خمکننده لگن را سفت کند.
lower back muscles
عضلات کمر
Strengthening lower back muscles helps reduce pain.
تقویت عضلات کمر به کاهش درد کمک میکند.
forearm muscles
عضلات ساعد
Rock climbing builds strong forearm muscles.
سنگنوردی عضلات ساعد را قوی میکند.
افعال مرتبط با اعضای بدن به انگلیسی (Verbs Related to Body Parts)
blink
پلک زدن
She blinked quickly because something was in her eye.
سریع پلک زد چون چیزی داخل چشمش رفته بود.
breathe
نفس کشیدن
He tried to breathe slowly to calm down.
تلاش کرد آرام نفس بکشد تا آرام شود.
swallow
قورت دادن
It hurts when I swallow.
هنگام قورت دادن گلویم درد میگیرد.
chew
جویدن
Chew your food well before swallowing.
قبل از قورت دادن، غذایت را خوب بجو.
smell
بو کردن / حس بویایی داشتن
She can’t smell anything because of the flu.
بهخاطر آنفلوآنزا نمیتواند چیزی را بو کند.
taste
مزه کردن / چشیدن
I can’t taste the soup; it needs more salt.
مزه سوپ را حس نمیکنم؛ نمک بیشتری لازم دارد.
touch
لمس کردن
Don’t touch your eyes with dirty hands.
با دستهای کثیف چشمت را لمس نکن.
grab
گرفتن
He grabbed my arm suddenly.
ناگهان بازوی مرا گرفت.
hold
نگه داشتن
Can you hold my hand while we cross the street?
میتوانی هنگام عبور از خیابان دستم را بگیری؟
bend
خم کردن
It’s hard for me to bend my knee today.
امروز خم کردن زانو برایم سخت است.
stretch
کشش دادن / کش آمدن
Stretch your legs before running.
قبل از دویدن پاهایت را کشش بده.
kick
لگد زدن
He kicked the ball with his right foot.
توپ را با پای راستش شوت کرد (به آن لگد زد).
nod
سر تکان دادن (به نشانهٔ تأیید)
She nodded her head to say yes.
برای گفتن «بله» سرش را تکان داد.
shake
تکان دادن (مثلاً سر یا دست)
He shook his head to say no.
برای گفتن «نه» سرش را تکان داد.
whisper
پچپچ کردن / زمزمه کردن
She whispered into his ear.
در گوشش پچپچ کرد.
frown
اخم کردن
He frowned when he heard the bad news.
وقتی خبر بد را شنید اخم کرد.
sweat
عرق کردن
He started to sweat after running for ten minutes.
بعد از ده دقیقه دویدن شروع به عرق کردن کرد.
yawn
خمیازه کشیدن
She yawned because she was very tired.
چون خیلی خسته بود خمیازه کشید.
cough
سرفه کردن
He coughed all night because of the cold.
بهخاطر سرماخوردگی تمام شب سرفه کرد.
sneeze
عطسه کردن
She sneezed loudly in the classroom.
در کلاس با صدای بلند عطسه کرد.
جمع بندی
آشنایی با اعضای بدن به انگلیسی برای مکالمههای روزمره، مراجعه به پزشک، ورزش و حتی توصیف احساسات ضروری است. در این مقاله تمام بخشهای بدن بههمراه جملههای کاربردی و ترجمه فارسی آورده شد تا بتوانید آنها را در گفتگوهای واقعی بهکار ببرید. با تمرین این واژگان و ساخت جملههای ساده، تسلط شما در زبان انگلیسی بهطور قابلتوجهی بیشتر میشود.
سوالات متداول
برای یادگیری اعضای بدن، جملهسازی مهمتر است یا حفظ لغت؟
هر دو لازم است؛ اما جملهسازی باعث میشود واژهها سریعتر در ذهن بمانند.
آیا اعضای بدن در مکالمات روزمره زیاد استفاده میشوند؟
بله، مخصوصاً هنگام توضیح درد، ورزش، دکتر رفتن یا توصیف ظاهر افراد.
فرق stomach و belly چیه؟
Stomach بیشتر معنی «معده» دارد؛ belly بیشتر معنی «شکم» در گفتار روزمره.
چطور میتوانم تلفظ صحیح اعضای بدن را یاد بگیرم؟
در این مقاله تلفظ صوتی تمام کلمات و جملات آمده و میتوانید از آن استفاده کنید.
دیدگاهتان را بنویسید