جستجو برای:
  • صفحه اصلی
  • آموزش رایگان زبان
    • آموزش زبان ترکی استانبولی
    • آموزش رایگان زبان انگلیسی
    • آموزش زبان فرانسه
    • آموزش زبان آلمانی
  • پادکست های آموزشی
    • پادکست زبان ترکی استانبولی
    • پادکست زبان انگلیسی
    • پادکست زبان آلمانی
    • پادکست زبان فرانسه
  • دوره های آموزشی
  • تماس با ما
    • درباره ما
  • حساب کاربری
 
  • 02191035152
زبان مستر
  • زبان مستر
  • دوره های آموزشی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان ترکی استانبولی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان انگلیسی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان آلمانی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان فرانسه
  • آموزش رایگان زبان
    • آموزش زبان ترکی استانبولی
    • آموزش رایگان زبان انگلیسی
    • آموزش زبان آلمانی
    • آموزش زبان فرانسه
  • پادکست های آموزشی
    • پادکست زبان ترکی استانبولی
    • پادکست زبان انگلیسی
    • پادکست زبان آلمانی
    • پادکست زبان فرانسه
ورود کاربر

بلاگ

زبان مستر بلاگ پادکست زبان انگلیسی پادکست زبان انگلیسی ۳۱ – The Hunger Above

پادکست زبان انگلیسی ۳۱ – The Hunger Above

۱۴۰۴/۱۰/۱۴
ارسال شده توسط مصطفی ساهری
پادکست زبان انگلیسی
1.34k بازدید
پادکست زبان انگلیسی ۳۱ - The Hunger Above
دانلود نسخه PDF مقاله

The Hunger Above

گرسنگی بالای سر

The wind carries me higher than sound. Below, the mountains turn into slow waves of stone. Up here, nothing lies. Hunger is honest.

باد من را ورای صدا می‌برد. پایین، کوه‌ها به امواج آهسته‌ی سنگی تبدیل می‌شوند. این بالا، هیچ چیز دروغ نمی‌گوید. گرسنگی صادق است.

I see everything — rivers like silver veins, shadows of moving lives. My wings know the air better than memory knows the past. Each circle I make is a question to the earth below.

همه‌چیز را می‌بینم — رودها مانند رگ‌های نقره‌ای، سایه‌های زندگی‌هایی در حرکت هستند. شناخت بال‌هایم از هوا بهتر از شناخت حافظه از گذشته است. هر چرخشی که می‌زنم، سوالی‌ست از زمین پایین پایم.

There — a nest, small and bright against the gray rock. The sound of chicks rises — thin, hopeful, endless. A parent bird dives with food, tired but proud.

آنجاست — آشیانه‌ای کوچک و درخشان بر صخره خاکستری. صدای جوجه‌ها بلند می‌شود — ظریف، پرامید، بی‌پایان. پرنده‌ای مادر با غذا فرود می‌آید، خسته اما مغرور.

I wait. Waiting is part of the hunt. The air carries the rhythm of their living, their trust. They don’t see the shadow above them yet.

منتظر می‌مانم. انتظار بخشی از شکار است. هوا ریتم زندگی و اعتمادشان را در خود دارد. هنوز سایه بالای سرشان را نمی‌بینند.

I dive when the wind tells me to. The world sharpens — every sound, every color. My claws find movement, fear, heartbeat.

وقتی باد به من بگوید، شیرجه می‌زنم. دنیا تیز می‌شود — هر صدایی، هر رنگی. چنگال‌هایم حرکت، ترس و تپش قلب را پیدا می‌کنند.

There is no cruelty in this. Only the clean logic of hunger and need. The smaller life becomes part of the greater flight.

در این کار هیچ بی‌رحمی‌ای نیست. فقط منطق صاف و ساده‌ی گرسنگی و نیاز. زندگی کوچکتر بخشی از پرواز بزرگتر می‌شود.

Below me, a cry breaks the air. A parent circles, helpless, screaming at the wind. Its pain pierces even the sky, and for a moment my wings hesitate.

زیر پایم، فریادی هوا را می‌شکافد. والدی می‌چرخد و می‌گردد، درمانده، و سر باد فریاد می‌زند. دردش حتی آسمان را می‌شکافد، و یک لحظه بال‌هایم درنگ می‌کنند.

But the hunger still calls — old, patient, undeniable. I rise again, carrying what I must carry. Behind me, the world grows smaller, but the cry follows.

اما گرسنگی هنوز من را فرا می‌خواند — کهن، صبور، انکارناپذیر. دوباره اوج می‌گیرم، با آنچه باید حمل کنم. پشت سرم دنیا کوچک‌تر می‌شود، اما فریاد همراهی‌ام می‌کند.

I land far away, where the rocks are red and silent. My young wait, beaks open like prayers. They eat quickly, blind to what it means.

در دوردست، جایی که صخره‌ها سرخ و خاموش‌اند فرود می‌آیم. جوجه‌هایم منتظرند، منقارهایشان باز مثل دعا کردن. سریع می‌خورند، بی‌آنکه بدانند معنایش چیست.

I watch them — their feathers growing, their strength forming. Tomorrow they will learn to fly. And perhaps one day, they too will carry the same weight in their claws.

نگاهشان می‌کنم — پرهایشان رشد می‌کند، قدرتشان شکل می‌گیرد. فردا یاد خواهند گرفت پرواز کنند. و شاید روزی، آن‌ها هم همین سنگینی را در چنگال‌هایشان حمل کنند.

When night falls, I rest my head under my wing. The stars look down without judgment. Up here, right and wrong are only words that humans made.

شب که می‌رسد، سرم را زیر بالم می‌گذارم. ستاره‌ها بی‌قضاوت پایین را نگاه می‌کنند. این بالا، درست و نادرست فقط واژه‌هایی هستند که انسان‌ها ساخته‌اند.

And somewhere in the dark, the mountain breathes — understanding everything, forgiving nothing.

و جایی در تاریکی، کوه نفس می‌کشد — همه‌چیز را می‌فهمد، اما هیچ‌چیز را نمی‌بخشد.

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

لوگو زبان مستر فوتر

زبان مستر، در راستای امر ارتقاء سطح آموزش زبان‌ ترکی استانبولی، آموزش زبان فرانسه، آموزش زبان آلمانی و آموزش زبان انگلیسی؛ تلاش بر این دارد تا یادگیری این زبان‌ها را با ابزارهای کاربردی و هم‌چنین پشتیبانی قوی، برای زبان‌آموزان راحت‌تر کند.

  • آدرس: تهران، جردن، عاطفی شرقی، ساسان، پلاک 4
  • 02191035152
  • info@zabanmaster.com
دسترسی سریع
  • بلاگ
  • دوره های آموزشی
  • حساب کاربری
  • درباره ما
  • قوانین و مقررات
  • تماس با ما
  • اپلیکیشن آموزش زبان
مجوزها


logo-samandehi


logo-enamad

nashr-digital

bank-license
تمامی حقوق برای سایت زبان مستر محفوظ می باشد.
جشنواره جام جهانی زبان مستر

ورود

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

هنوز عضو نشده اید؟ عضویت در سایت