جستجو برای:
  • صفحه اصلی
  • آموزش رایگان زبان
    • آموزش زبان ترکی استانبولی
    • آموزش رایگان زبان انگلیسی
    • آموزش زبان فرانسه
    • آموزش زبان آلمانی
  • پادکست های آموزشی
    • پادکست زبان ترکی استانبولی
    • پادکست زبان انگلیسی
    • پادکست زبان آلمانی
    • پادکست زبان فرانسه
  • دوره های آموزشی
  • تماس با ما
    • درباره ما
  • حساب کاربری
 
  • 02191035152
زبان مستر
  • زبان مستر
  • دوره های آموزشی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان ترکی استانبولی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان انگلیسی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان آلمانی
    • آموزش پایه تا پیشرفته زبان فرانسه
  • آموزش رایگان زبان
    • آموزش زبان ترکی استانبولی
    • آموزش رایگان زبان انگلیسی
    • آموزش زبان آلمانی
    • آموزش زبان فرانسه
  • پادکست های آموزشی
    • پادکست زبان ترکی استانبولی
    • پادکست زبان انگلیسی
    • پادکست زبان آلمانی
    • پادکست زبان فرانسه
ورود کاربر

بلاگ

زبان مستر بلاگ پادکست زبان انگلیسی پادکست زبان انگلیسی ۲۸ – The Wall Between Us

پادکست زبان انگلیسی ۲۸ – The Wall Between Us

۱۴۰۴/۰۹/۱۹
ارسال شده توسط مصطفی ساهری
پادکست زبان انگلیسی
1.22k بازدید
پادکست زبان انگلیسی ۲۸ - The Wall Between Us
دانلود نسخه PDF مقاله

The Wall Between Us

دیوار بین ما

The room is stone, and the air does not move. Light enters like a visitor who has lost his way. Somewhere, water drips in rhythm, counting time for both of us.

اتاق از سنگ است و هوا جریان ندارد. نور مثل مهمانی که راهش را گم کرده، وارد می‌شود. جایی آب با ریتم می‌چکد و برای هر دوی ما زمان را می‌شمارد.

One of us wears a uniform, the other chains. Yet the metal feels cold on both skins. I wonder if he thinks of the sky outside, the same way I do.

یکی از ما یونیفورم به تن دارد و دیگری قل و زنجیر. بااین‌حال، فلز روی هر دو پوست سرد است. برایم سوال است که آیا او هم همانند من به آسمان بیرون فکر می‌کند.

He stands still, breathing carefully, as if afraid of breaking the silence. His eyes move once — not at me, but toward the door. Maybe he counts the hours too.

بی‌حرکت ایستاده، با دقت نفس می‌کشد، انگار از شکستن سکوت می‌ترسد. چشمانش یک‌بار حرکت می‌کنند — نه به سوی من، بلکه به طرف در. شاید او هم ساعت‌ها را می‌شمارد.

I think of home, though it has no face anymore. Voices blur, names fade, but the smell of bread stays sharp. Strange how hunger remembers what memory forgets.

به خانه فکر می‌کنم، گرچه دیگر چهره‌ای ندارد. صداها تار می‌شوند، نام‌ها محو می‌شوند، اما بوی نان تند و زنده می‌ماند. عجیب است که گرسنگی آنچه حافظه فراموش می‌کند، به یاد می‌آورد.

He shifts his weight, leather creaking like an old song. Perhaps he once had a brother in another uniform. Perhaps someone waited for him by a small gate at sunset.

وزنش را جابه‌جا می‌کند، صدای چرم مثل ترانه‌ای قدیمی می‌پیچد. شاید روزی برادری داشته در یونیفورمی دیگر. شاید کسی هنگام غروب کنار دری کوچک منتظرش بوده است.

I want to ask his name, but names open doors that can’t be closed. So, I keep mine silent, folded like a note in my chest.

می‌خواهم نامش را بپرسم، اما نام‌ها درهایی را باز می‌کنند که دیگر بسته نمی‌شوند. پس نام خود را در سکوت نگه می‌دارم، تاخورده مثل یادداشتی در سینه‌ام.

He looks at the wall between us, and for a moment I feel him thinking. Maybe he wonders which side of the wall is truly prison. The question hangs in the air, breathing with us.

به دیوار میان‌مان نگاه می‌کند و برای لحظه‌ای حس می‌کنم دارد فکر می‌کند. شاید با خود می‌گوید کدام سوی دیوار واقعاً زندان است. سؤال در هوا معلق می‌ماند و با ما نفس می‌کشد.

Outside, the wind touches iron bars and hums softly. It sounds like the sea I once saw as a boy — endless and patient. Maybe he hears it too, and dreams of water instead of orders.

بیرون، باد میله‌های آهنی را لمس می‌کند و آرام زمزمه می‌کند. صدایش شبیه دریاییست که زمانی که پسربچه بودم دیدم – بی‌پایان و صبور. شاید او نیز آن را می‌شنود، و به جای دستورات رویای آب می‌بیند.

There’s dust on the floor that no one steps on. It lies between us like unspoken words. Sometimes I think silence is the only language we both understand.

روی زمین گردی نشسته که هیچ‌کس پا رویش نمی‌گذارد. میان ما افتاده، مثل حرف‌هایی که گفته نشده‌اند. گاهی فکر می‌کنم سکوت تنها زبانی است که هر دو می‌فهمیم.

The key turns somewhere far down the corridor. Boots echo, closer, then stop. He straightens, I lift my head — a choreography we’ve learned without words.

جایی در انتهای راهرو کلیدی می‌چرخد. صدای چکمه‌ها می‌پیچد، نزدیک، و بعد متوقف می‌شود. او راست می‌ایستد، من سر بلند می‌کنم — رقصی آموخته‌شده بی‌آن‌که کلمه‌ای گفته باشیم.

They open the door, speak numbers instead of names. He watches, expressionless, but his hands tremble once. Maybe the same cold metal touches both our hearts now.

در را باز می‌کنند، و به جای نام‌ها شماره می‌گویند. او بدون حالت نگاه می‌کند، اما دست‌هایش یک‌بار می‌لرزند. شاید همان فلز سرد حالا هر دوی دل‌های‌مان را لمس می‌کند.

When they leave, the silence returns — heavier, almost human. I sit back, he exhales. And for a moment, we are simply two breathing shapes in the same dim light.

وقتی می‌روند، سکوت برمی‌گردد — سنگین‌تر، تقریباً انسانی. من تکیه می‌دهم، او نفس بیرون می‌دهد. و برای لحظه‌ای، فقط دو شکل در حال تنفس در نوری کم‌جان هستیم.

Maybe tomorrow, one of us will be gone. But tonight, in this shared silence, I think we both remember the same sky.

شاید فردا یکی از ما دیگر نباشد. اما امشب، در این سکوت مشترک، فکر می‌کنم هر دو همان آسمان را به یاد می‌آوریم.

اشتراک گذاری:

2 دیدگاه

به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.

  • User avatar زهرا عطاردی گفت:
    ۱۴۰۴/۰۹/۲۰ در ۱۰:۲۶ ق.ظ

    Perfect.I enjoy that.

    پاسخ
    • User avatar مصطفی ساهری گفت:
      ۱۴۰۴/۰۹/۲۲ در ۱۱:۰۰ ق.ظ

      Thank you for your kind words

      پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

لوگو زبان مستر فوتر

زبان مستر، در راستای امر ارتقاء سطح آموزش زبان‌ ترکی استانبولی، آموزش زبان فرانسه، آموزش زبان آلمانی و آموزش زبان انگلیسی؛ تلاش بر این دارد تا یادگیری این زبان‌ها را با ابزارهای کاربردی و هم‌چنین پشتیبانی قوی، برای زبان‌آموزان راحت‌تر کند.

  • آدرس: تهران، جردن، عاطفی شرقی، ساسان، پلاک 4
  • 02191035152
  • info@zabanmaster.com
دسترسی سریع
  • بلاگ
  • دوره های آموزشی
  • حساب کاربری
  • درباره ما
  • قوانین و مقررات
  • تماس با ما
  • اپلیکیشن آموزش زبان
مجوزها


logo-samandehi


logo-enamad

nashr-digital

bank-license
تمامی حقوق برای سایت زبان مستر محفوظ می باشد.
جشنواره جام جهانی زبان مستر

ورود

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

هنوز عضو نشده اید؟ عضویت در سایت